fa
Feedback
مدیریت اجرایی

مدیریت اجرایی

رفتن به کانال در Telegram

ارایه به روز ترین اطلاعات ، دانش، مهارت وتوانایی در خصوص مدیریت ،سازمان واقتصاد زیر نظر دکتر امیرصادقی(پژوهشگر،مشاور و مدرس درزمینه کسب وکار) تاسیس کانال ۲۰۱۵ (۰۹۱۲۳۱۱۶۴۷۳) تلفن همراه

نمایش بیشتر
3 048
مشترکین
-424 ساعت
-47 روز
-1230 روز
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+13
در 0 کانال‌ها
مه '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+49
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+29
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+41
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+45
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+40
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+56
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+71
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+81
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+64
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+121
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+63
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+91
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+120
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+186
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+166
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+164
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+121
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+85
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+87
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+83
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+53
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+66
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+44
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 009
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
12 ژوئن0
11 ژوئن0
10 ژوئن+1
09 ژوئن+4
08 ژوئن+1
07 ژوئن0
06 ژوئن0
05 ژوئن0
04 ژوئن+1
03 ژوئن+1
02 ژوئن+5
01 ژوئن0
پست‌های کانال
✳️ ۱۰ خطای شناختی که باعث می‌شود فکر کنیم حق با ماست و دیگران را ناعادلانه قضاوت کنیم ۱. سوگیری تأیید Confirmation Bias تمایل به جستجو و پذیرش اطلاعاتی که باورهای قبلی ما را تأیید می‌کند و باعث نادیده گرفتن شواهد مخالف می‌شود. مثلا شما فکر می‌کنید رژیم خاصی بهترین رژیم دنیاست؛ بعد فقط ویدئوها و مقاله‌هایی را می‌بینید که همان را تأیید می‌کنند و مطالعات مخالف را نادیده می‌گیرید. ۲. اثر دانای کلِ پسینی Hindsight Bias بعد از وقوع یک رویداد، فکر می‌کنیم نتیجه از ابتدا قابل پیش‌بینی بوده است. مثلا بعد از شکست یک شرکت می‌گوییم: "از اول معلوم بود شکست می‌خوره"، در حالی که قبل از شکست این‌قدر مطمئن نبودیم. ۳.سوگیری نسبت‌دهی بنیادی Fundamental Attribution Error رفتار دیگران را بیش از حد به شخصیتشان نسبت می‌دهیم و نقش شرایط را کم‌اهمیت می‌بینیم. مثلا اگر کسی دیر برسد می‌گوییم "بی‌مسئولیت است"، اما وقتی خودمان دیر می‌رسیم می‌گوییم "ترافیک بود". ۴. سوگیری خودخدمتی Self-Serving Bias موفقیت‌ها را حاصل توانایی خود و شکست‌ها را نتیجه عوامل بیرونی می‌دانیم. مثلا اگر در امتحان نمره خوب بگیریم می‌گوییم "باهوشم"، ولی اگر بد بگیریم می‌گوییم "سؤال‌ها بد بود". ۵.سوگیری همگنی گروه بیرونی Outgroup Homogeneity Bias اعضای گروه‌های دیگر را «همه شبیه هم» می‌بینیم، در حالی که گروه خودمان را متنوع‌تر تصور می‌کنیم. مثلا می‌گوییم "همه طرفداران فلان حزب شبیه هم‌اند"، ولی درباره گروه خودمان تفاوت‌های فردی زیادی می‌بینیم. ۶. توهم برتری Illusory Superiority / Better-than-Average Effect بیشتر افراد توانایی یا اخلاق خود را بالاتر از میانگین تصور می‌کنند. مثلا اغلب راننده‌ها فکر می‌کنند از متوسط رانندگان بهترند. ۷. سوگیری نقطه‌کور Bias Blind Spot فکر می‌کنیم دیگران دچار سوگیری‌اند اما خودمان منطقی و بی‌طرف هستیم. مثلا دو نفر بحث سیاسی می‌کنند و هر دو مطمئن‌اند که فقط طرف مقابل "متعصب" است و خودشان کاملاً منطقی‌اند. ۸. اثر هاله‌ای Halo Effect یک ویژگی برجسته (مثلاً جذابیت یا موفقیت) باعث می‌شود کل شخصیت فرد را مثبت یا منفی قضاوت کنیم. مثلا چون یک نفر خوش‌ظاهر و خوش‌بیان است، فرض می‌کنیم آدم باهوش و قابل‌اعتمادی هم هست؛ بدون شواهد کافی. ۹. تفکر دوقطبی Black-and-White Thinking / Dichotomous Thinking دیدن دنیا در قالب "کاملاً درست یا کاملاً غلط" بدون پذیرش پیچیدگی‌ها و طیف‌ها. مثلا اگر دوستی یک بار اشتباه کند، فوراً نتیجه می‌گیریم "آدم کاملاً بدی است" یا "دیگر هیچ ارزشی ندارد". ۱۰. قضاوت شتاب‌زده Jumping to Conclusions نتیجه‌گیری سریع با اطلاعات ناکافی و فرض کردن نیت یا شخصیت دیگران بدون شواهد کافی. مثلا دوستتان دیر جواب پیام می‌دهد و فوراً فکر می‌کنید از شما ناراحت است، بدون اینکه دلیل واقعی را بدانید. شهرام بهرام نژاد https://t.me/ExecutiveManagement

2
خطاهای شناختی؟!
خطاهای شناختی؟!
92
3
تیم سازی؟!+5
تیم سازی؟!
142
4
✳️ جلسه زیاد، نشانه مدیریت قوی نیست؛ گاهی فقط نشانه نبودِ شفافیت، تصمیم‌گیری کند و فرایندهای نامنظم است. ✅ جلسه وقتی ارزشمند+6
✳️ جلسه زیاد، نشانه مدیریت قوی نیست؛ گاهی فقط نشانه نبودِ شفافیت، تصمیم‌گیری کند و فرایندهای نامنظم است. ✅ جلسه وقتی ارزشمند است که بعد از آن سه چیز روشن باشد: چه تصمیمی گرفته شد؟ چه کسی مسئول انجام آن است؟ قدم بعدی چیست و تا چه زمانی باید انجام شود؟ در این پست، ۶ قانون کاربردی برای برگزاری جلسات مؤثر را مرور کردیم؛ با الهام از سبک مدیریتی رهبران بزرگ کسب‌وکار: ۱. قانون تیم کوچک | استیو جابز ۲. قانون آمادگی قبل از جلسه | جف بزوس ۳. قانون حذف جلسه‌های غیرضروری | بیل گیتس ۴. قانون تفکر از اصول پایه | ایلان ماسک ۵. قانون شفافیت کوتاه | وارن بافت ۶. قانون ارتباط غیرهمزمان | مارک زاکربرگ هدف جلسه، حرف زدن بیشتر نیست؛ هدف جلسه، رسیدن به تصمیم بهتر، شفافیت بیشتر و اقدام دقیق‌تر است. اگر جلسات شما خروجی مشخص ندارند، احتمالاً مشکل از افراد نیست؛ مشکل از طراحی جلسه است. شما در جلسات کاری بیشتر با کدام مشکل روبه‌رو می‌شوید؟ جلسات طولانی؟ حضور افراد زیاد؟ نداشتن خروجی مشخص؟ یا نبود آمادگی قبل از جلسه؟
140
5
✳️ کتاب «اثر لوسیفر» اثر پروفسور فیلیپ زیمباردو ✅ چرا رفتارهای شرورانه از کسانی سر می‌زند که هرگز انتظارش را نداریم؟ بیشتر ما دوست داریم باور کنیم افراد بد، ذاتاً بد هستند و افراد خوب، همیشه خوب می‌مانند. اما پژوهش مشهور پروفسور فیلیپ زیمباردو در «آزمایش زندان استنفورد» نشان داد که واقعیت بسیار پیچیده‌تر است. زیمباردو در کتاب «اثر لوسیفر؛ چگونه انسان‌های خوب به انسان‌های بد تبدیل می‌شوند» توضیح می‌دهد که بسیاری از رفتارهای غیراخلاقی، نه از شخصیت افراد، بلکه از قدرت موقعیت‌ها و ساختارها سرچشمه می‌گیرند. 🔹 قدرت نقش و موقعیت افراد هنگامی که در نقش‌هایی دارای قدرت، کنترل یا سلطه قرار می‌گیرند، ممکن است به سرعت رفتارهایی از خود نشان دهند که پیش‌تر هرگز در شخصیتشان دیده نشده است. نقش‌ها می‌توانند رفتار انسان را بیش از آنچه تصور می‌کنیم تغییر دهند. 🔹 ناشناس‌شدن و کاهش مسئولیت‌پذیری وقتی فرد در یک جمع یا ساختار بزرگ احساس کند هویت شخصی او دیده نمی‌شود و مسئولیت رفتارهایش بر عهده دیگران است، احتمال بروز رفتارهای نادرست و غیراخلاقی افزایش می‌یابد. 🔹 قدرت سیستم و ساختار زیمباردو معتقد است گاهی مشکل اصلی افراد نیستند؛ بلکه سیستم‌ها، قوانین، فرهنگ سازمانی، رهبران و ساختارهای معیوب هستند که زمینه انجام رفتارهای نادرست را فراهم می‌کنند. او این پدیده را «اثر لوسیفر» نامید؛ این ایده که سیستم‌های ناسالم می‌توانند حتی انسان‌های خوب را به انجام کارهای بد سوق دهند. درس مهم برای مدیران در سازمان‌ها نباید فقط به دنبال شناسایی «افراد مسئله‌دار» باشیم؛ بلکه باید از خود بپرسیم: آیا ساختارها رفتار درست را تشویق می‌کنند؟ آیا قدرت بدون نظارت توزیع شده است؟ آیا مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی شفاف وجود دارد؟ آیا فرهنگ سازمانی از اخلاق و احترام حمایت می‌کند؟ زیرا گاهی بزرگ‌ترین خطر، «فرد بد» نیست؛ بلکه سیستم خوبی است که به‌تدریج بد عمل می‌کند. 📚 کتاب «اثر لوسیفر» یکی از مهم‌ترین آثار روان‌شناسی اجتماعی و رفتار سازمانی است که به مدیران، رهبران و همه علاقه‌مندان به شناخت رفتار انسان توصیه می‌شود. تهیه و تنظیم: دکتر امیر صادقی کانال مدیریت اجرایی @Executivemanagement
153
6
اثر لوسیفر؟!
اثر لوسیفر؟!
115
7
+9
بدون متن...
126
8
بدون متن...
151
9
✳️ داستان داده‌ها (Data Storytelling) ✅ چرا مشتریان ما را ترک می‌کنند؟ یک نمونه واقعی برای مدیران اجرایی ■ مقدمه در جلسه پایانی سال، مدیرعامل با نگرانی به گزارش فروش نگاه می‌کرد. در ظاهر، درآمد شرکت هنوز قابل قبول بود؛ اما نشانه‌ای نگران‌کننده در حال شکل‌گیری بود: ■ مشتریان با سرعت بیشتری نسبت به گذشته شرکت را ترک می‌کردند. ❓️سؤال اصلی این بود: آیا این یک نوسان موقتی است یا نشانه یک مشکل عمیق‌تر؟ ۱. وضعیت (Situation) تیم تحلیل داده، اطلاعات ۱۲ ماه گذشته را بررسی کرد. نتیجه اولیه هشداردهنده بود: نرخ ریزش مشتریان به ۱۶ درصد رسیده بود. هدف سازمان کمتر از ۱۰ درصد بود. تعداد مشتریان ازدست‌رفته طی سال به ۲۳۵۰ نفر رسید. حدود ۴۸ میلیارد تومان درآمد سالانه از دست رفته بود. نمودار ماهانه نیز نشان می‌داد که ریزش مشتریان در بیشتر ماه‌های سال بالاتر از سطح مطلوب قرار داشته است. ■ در نگاه اول مدیران تصور می‌کردند: شرایط اقتصادی عامل اصلی است. رقبا قیمت‌های پایین‌تری ارائه می‌کنند. بازار اشباع شده است. اما داده‌ها هنوز داستان واقعی را نگفته بودند. ۲. کشف داده‌ها (Insight) تحلیل عمیق‌تر آغاز شد. تیم داده مشتریان را بر اساس مدت همکاری، کانال جذب و علت خروج دسته‌بندی کرد. نتایج بسیار جالب بود. علت‌های اصلی خروج مشتریان علت درصد قیمت ۳۷٪ کیفیت محصول یا خدمت ۲۸٪ عدم نیاز ۱۸٪ پشتیبانی ضعیف ۱۰٪ سایر عوامل ۷٪ در ابتدا همه تصور می‌کردند مشکل اصلی کیفیت محصول است. 🔺اما داده‌ها نشان دادند: مهم‌ترین عامل خروج مشتریان «قیمت» نیست؛ بلکه «ارزش ادراک‌شده در برابر قیمت» است. بررسی مدت همکاری تحلیل دوم نشان داد: مدت همکاری نرخ ریزش کمتر از ۳ ماه ۲۵٪ ۳ تا ۶ ماه ۲۰٪ ۶ تا ۱۲ ماه ۱۲٪ بیش از ۱۲ ماه ۵٪ این یافته بسیار مهم بود: بیشترین ریزش در شش ماه اول همکاری رخ می‌دهد. یعنی اگر مشتری از ماه ششم عبور کند، احتمال ماندگاری او به‌مراتب بیشتر می‌شود. بررسی کانال جذب کانال جذب نرخ ریزش شبکه‌های اجتماعی ۲۲٪ تبلیغات آنلاین ۱۸٪ معرفی مشتریان ۱۰٪ سایر ۸٪ اینجا نیز یک حقیقت مهم آشکار شد: 🔺مشتریانی که از شبکه‌های اجتماعی جذب شده بودند بیشترین نرخ خروج را داشتند. ● دلیل چه بود؟ زیرا وعده‌های تبلیغاتی انتظاراتی ایجاد می‌کرد که در تجربه واقعی مشتری به طور کامل برآورده نمی‌شد. ۳. نقطه بحرانی (Tension) اگر روند فعلی ادامه پیدا می‌کرد: پیامد اول حدود ۱۲۰ میلیارد تومان درآمد بالقوه طی چند سال آینده از دست می‌رفت. پیامد دوم هزینه جذب مشتریان جدید به شدت افزایش پیدا می‌کرد. میانگین هزینه جذب هر مشتری حدود ۵ میلیون تومان بود. پیامد سوم شاخص وفاداری مشتریان کاهش می‌یافت. پیامد چهارم ارزش طول عمر مشتری (CLV) به طور مستمر افت می‌کرد. در این مرحله مشخص شد: مسئله اصلی محصول نیست؛ مسئله مدیریت تجربه مشتری در ماه‌های ابتدایی همکاری است. ۴. اقدام (Action) مدیریت تصمیم گرفت به جای افزایش تبلیغات، بر علت‌های واقعی تمرکز کند. چهار اقدام کلیدی اجرا شد: اقدام اول بازنگری در استراتژی قیمت‌گذاری بسته‌های متنوع‌تر طراحی شد تا مشتریان متناسب با نیاز خود انتخاب کنند. اقدام دوم برنامه خوشامدگویی ۶ ماهه برای مشتریان جدید مسیر مشخص آموزش، پشتیبانی و ارتباط مستمر طراحی شد. اقدام سوم ارتقای کیفیت پاسخگویی زمان پاسخگویی تیم پشتیبانی کاهش یافت و شاخص رضایت مشتری به‌صورت هفتگی پایش شد. اقدام چهارم اصلاح پیام‌های بازاریابی تبلیغات جدید به جای اغراق، بر ارزش واقعی خدمات متمرکز شد. ۵. نتیجه (Impact) شش ماه پس از اجرای برنامه‌ها، نتایج قابل اندازه‌گیری بودند. شاخص قبل بعد نرخ ریزش مشتری ۱۶٪ ۹٪ شاخص رضایت مشتری (NPS) ۳۲ ۵۸ درآمد سالانه ۴۸۰ میلیارد تومان ۵۶۸ میلیارد تومان هزینه جذب مشتری (CAC) ۵ میلیون تومان ۲٫۵ میلیون تومان ارزش طول عمر مشتری (CLV) ۱۰۰ ۱۲۳ 🔺جمع‌بندی مدیریتی در ابتدای پروژه، مدیران فکر می‌کردند مشکل از رقبا و شرایط بازار است. اما داستان داده‌ها نشان داد: مشکل اصلی در تجربه ماه‌های نخست مشتری است. مدیریت انتظارات مشتری اهمیت بیشتری از تخفیف‌های گسترده دارد. حفظ مشتری بسیار کم‌هزینه‌تر از جذب مشتری جدید است. تفاوت گزارش‌دهی و داستان‌سرایی داده گزارش‌دهی داده (Reporting): «نرخ ریزش مشتریان ۱۶ درصد است.» داستان‌سرایی داده (Data Storytelling): «مشتریان عمدتاً در شش ماه اول همکاری ما را ترک می‌کنند؛ زیرا ارزش دریافتی با انتظارات اولیه آن‌ها هم‌خوانی ندارد. اگر این مسئله حل نشود، درآمد و وفاداری مشتریان کاهش می‌یابد. بنابراین باید تجربه اولیه مشتری را بازطراحی کنیم.» 🔺پیام پایانی «داده‌ها به ما می‌گویند چه اتفاقی افتاده است؛ اما داستان داده‌ها نشان می‌دهد چرا اتفاق افتاده، چه پیامدی دارد و اکنون باید چه تصمیمی بگیریم.» https://t.me/ExecutiveManagement
183
10
📈 Data Storytelling
📈 Data Storytelling
149
11
✳️ نقطه‌ حداکثر تأمل کجاست؟ ✅ بهترین ایده‌ها زمانی به سراغ‌تان می‌آیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن. 🔸اگر قرار باشد در یک جزیره‌ی دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان می‌برید؟ همسرتان؟ دوست‌تان؟ یک مشاور؟ باهوش‌ترین استاد دانشگاه؟ یک‌نفر که سرگرم‌تان کند؟ البته که هیچ‌کدام برای بلندمدت به‌کارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد. 🔸دوستی دارم که برای راه‌اندازی و تاسیس شرکت داروسازی‌اش ده‌سال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینه‌ی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعت‌ها صرف یادگیری نحوه‌ عرضه‌ محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره‌ بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه‌ کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطه‌ای می‌رسد که تفکراتش به او می‌گویند: "ایده‌ خوبی است، اما بستگی به شیوه‌ اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد." 🔸ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به ‌نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر هرچه‌قدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلی‌متر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره‌ آن موضوع به‌دست می‌آوریم، به صفر می‌رسد. این همان لحظه‌ای است که "نقطه‌ی حداکثر تأمل" نام دارد. 🔸البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسی‌کردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه می‌تواند دید فوق‌العاده‌ای به انسان بدهد. با این‌حال بازدهی این فرآیند به‌سرعت کاهش می‌یابد و شگفت‌آور است که چه‌قدر زود به نقطه حداکثر تأمل می‌رسیم. 🔸البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بی‌جهت روی تصمیم‌تان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجه‌ای که گرفته‌اید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دست‌به‌کار شوید. 🔸اگر تأمل‌کردن را یک چراغ‌قوه‌ جیبی در نظر بگیریم، عمل‌کردن مانند یک نورافکن به‌معنای واقعی کلمه است. به‌محض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، می‌توانید مجددا چراغ‌قوه‌ خود را روشن کنید. 🔸اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه‌ حداکثر تأمل! چرا؟ چون این‌طور راحت‌تر است. خیلی ساده‌تر است که روی مسائل فکر کنیم تا این‌که ابتکار عمل آن‌ها را به‌دست بگیریم. گمانه‌زنی لذت‌بخش‌تر از عمل‌گرایی است. مادامی که هنوز درحال سبک‌سنگین‌کردن گزینه‌های‌تان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما به‌محض این‌که وارد عمل می‌شوید، خطر شکست‌خوردن به‌مراتب بیشتر خواهد بود. به‌همین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیل‌کردن را ترجیح می‌دهند. 🔸پیکاسو می‌گوید برای اینکه بدانید می‌خواهید چه چیزی بکشید، باید دست‌به‌قلم شوید. در مورد امور زندگی‌تان هم همین‌طور است. برای اینکه بدانید چه می‌خواهید باید دست‌به‌کار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواس‌تان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمی‌رسید. 🔸لطفا دفعه‌ بعد که می‌خواهید تصمیم مهمی بگیرید، به‌دقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه‌ حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه‌ حداکثر تأمل می‌رسید. به‌محض رسیدن، چراغ‌قوه‌ خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محل‌کار و هم در خانه به‌کارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایه‌گذاری روی حرفه‌تان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانه‌تان. هنرخوب‌زندگی‌کردن رولف‌دوبلی ترفند مدیریت
189
12
با سلام؛ انجمن مدیریت ایران"پنجمین کنفرانس ملی تحول دیجیتالی با رویکرد توسعه بومی داده محور" را در مردادماه سال جاری برگزار م
با سلام؛ انجمن مدیریت ایران"پنجمین کنفرانس ملی تحول دیجیتالی با رویکرد توسعه بومی داده محور" را در مردادماه سال جاری برگزار می نماید. از اعضای انجمن دعوت می شود ضمن هماهنگی برای حضور در این رویداد ملی نسبت به مشارکت در اطلاع رسانی این کنفرانس در شبکه ها و گروه های مختلف اقدام و همچنین مقالات مرتبط با رویکرد کنفرانس را به آدرس ایمیل info@iranmanagement.net ارسال نمایند. با تشکر 🌹
141
13
✳️ دنزل واشنگتن، ستاره هالیوود می‌گوید هیچ چیز ارزشمندی در زندگی بدون ریسک به‌دست نمی‌آید. شکست خواهی خورد. اشتباه خواهی کرد.
✳️ دنزل واشنگتن، ستاره هالیوود می‌گوید هیچ چیز ارزشمندی در زندگی بدون ریسک به‌دست نمی‌آید. شکست خواهی خورد. اشتباه خواهی کرد. گاهی حتی ناامید خواهی شد. اما هر شکست، یک قدم به موفقیت نزدیک‌ترت می‌کند. در پایان زندگی، حسرتِ تلاش کردن را نمی‌خوریم؛ حسرت فرصت‌هایی را می‌خوریم که هرگز جرات امتحان کردنشان را نداشتیم.
262
14
✳️ اثر پیگمالیون، اثر گلم و اثر گالاتا چیست؟ ✅ این سه مفهوم از مشهورترین پدیده‌های روان‌شناسی سازمانی و مدیریت منابع انسانی هستند و به قدرت انتظارات در شکل‌دهی رفتار و عملکرد افراد اشاره دارند. ۱. اثر پیگمالیون (Pygmalion Effect) «انتظارات بالای مدیر، عملکرد کارکنان را افزایش می‌دهد.» وقتی مدیر یا رهبر باور داشته باشد که یک فرد توانمند و موفق خواهد شد، رفتار او به گونه‌ای تغییر می‌کند که آن فرد نیز عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد. مثال مدیری به یکی از کارشناسان جوان می‌گوید: «من مطمئنم تو می‌توانی مدیر پروژه موفقی شوی.» ● در نتیجه: فرصت‌های بیشتری به او می‌دهد. بازخوردهای سازنده‌تری ارائه می‌کند. اعتماد بیشتری به او نشان می‌دهد. کارشناس نیز اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کرده و عملکردش رشد می‌کند. ● نتیجه انتظار مثبت ← رفتار حمایتی مدیر ← عملکرد بهتر کارکنان ۲. اثر گلم (Golem Effect) «انتظارات پایین مدیر، عملکرد کارکنان را کاهش می‌دهد.» این پدیده دقیقاً نقطه مقابل اثر پیگمالیون است. وقتی مدیر تصور کند فردی ضعیف، کم‌استعداد یا ناموفق است، ناخودآگاه رفتارهایی نشان می‌دهد که موجب افت عملکرد آن فرد می‌شود. ● مثال مدیر درباره یک کارمند جدید فکر می‌کند: «این فرد چندان توانمند نیست.» در نتیجه: مسئولیت‌های مهم به او نمی‌دهد. کمتر آموزش می‌دهد. کمتر به او اعتماد می‌کند. فرد نیز به مرور انگیزه و اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهد. ● نتیجه انتظار منفی ← رفتار محدودکننده مدیر ← عملکرد ضعیف‌تر ۳. اثر گالاتئا (Galatea Effect) «باور فرد به توانایی‌های خودش، عملکرد او را بهبود می‌دهد.» در اینجا منبع انتظار، مدیر نیست؛ بلکه خود فرد است. هرچه فرد باور بیشتری به توانایی‌های خود داشته باشد، احتمال موفقیت او بیشتر می‌شود. ● مثال کارمندی که باور دارد: «من می‌توانم در شش ماه آینده مدیر واحد شوم.» معمولاً: بیشتر یاد می‌گیرد. تلاش بیشتری می‌کند. در برابر شکست مقاوم‌تر است. ● نتیجه خودباوری بالا ← تلاش بیشتر ← عملکرد بهتر ■ مقایسه سه اثر 🔺 اثر: پیگمالیون ● منبع انتظار:مدیر یا رهبر ● نتیجه :افزایش عملکرد 🔺 اثر:گلم ● منبع انتظار: مدیر یا رهبر ● نتیجه: کاهش عملکرد 🔺اثر: گالاتئا ● منبع انتظار: خود فرد ● نتیجه: افزایش عملکرد ■ فرمول مدیریتی 🔹 پیگمالیون: «من به تو ایمان دارم.» 🔹 گلم: «فکر نمی‌کنم موفق شوی.» 🔹 گالاتئا: «من به خودم ایمان دارم.» ■ پیام برای مدیران اجرایی بسیاری از مدیران تصور می‌کنند عملکرد کارکنان صرفاً ناشی از مهارت یا تجربه است؛ درحالی‌که تحقیقات نشان داده است انتظارات مدیران می‌تواند به یک پیشگویی خودمحقق‌شونده تبدیل شود. ■ به همین دلیل رهبران موفق: انتظارات روشن و بلندپروازانه تعیین می‌کنند. به توانایی افراد باور دارند. محیطی ایجاد می‌کنند که خودباوری کارکنان تقویت شود. در چنین محیطی، اثر پیگمالیون و گالاتئا تقویت و اثر گلم تضعیف می‌شود. https://t.me/ExecutiveManagement
144
15
✳️ اثرپروانه ای؟!
✳️ اثرپروانه ای؟!
154
16
✳️ عصر جدید نیروی کار؛ بازآموزی یا حذف؟ ✅ تازه‌ترین گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد بازار کار جهانی با یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های تحول خود روبه‌رو شده است. برآوردها حاکی از آن است که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۳ درصد مشاغل جهان به‌دلیل هوش مصنوعی، اتوماسیون و تغییرات اقتصادی دستخوش تغییر خواهند شد. 🔸براساس داده‌های WEF، طی پنج سال آینده حدود ۶۹ میلیون شغل جدید ایجاد می‌شود، اما هم‌زمان نزدیک به ۸۳ میلیون شغل نیز از بین خواهد رفت؛ یعنی خالص بازار کار جهانی ممکن است با کاهش حدود ۱۴ میلیون شغل مواجه شود. 🔸گزارش می‌گوید بیش از ۴۴ درصد مهارت‌های فعلی کارکنان تا پایان دهه نیاز به به‌روزرسانی خواهد داشت. مهارت‌هایی مانند تحلیل داده، کار با هوش مصنوعی، امنیت سایبری و تفکر تحلیلی با رشد سریع تقاضا روبه‌رو هستند، در حالی که مشاغل تکراری اداری و پردازش‌های ساده بیشتر در معرض حذف قرار دارند. 🔸اکنون حدود ۷۵ درصد شرکت‌های بزرگ جهان اعلام کرده‌اند که به‌دلیل توسعه AI و اتوماسیون، بخشی از فرآیندهای خود را بازطراحی خواهند کرد. هم‌زمان بیش از ۸۰ درصد کارفرمایان گفته‌اند سرمایه‌گذاری در آموزش مجدد کارکنان به اولویت اصلی آن‌ها تبدیل شده است. 🔸گزارش همچنین به بحران کمبود مهارت اشاره می‌کند. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، شرکت‌ها با وجود کاهش رشد اقتصادی هنوز برای جذب نیروی متخصص مشکل دارند. تنها در حوزه فناوری، کمبود نیروی ماهر می‌تواند تا سال‌های آینده صدها میلیارد دلار هزینه بهره‌وری ایجاد کند. 🔸نقش مدیران منابع انسانی نیز در حال تغییر است. بسیاری از شرکت‌ها اکنون به‌جای تمرکز صرف بر استخدام، به سمت ساخت «نیروی کار مقاوم» حرکت کرده‌اند؛ یعنی کارکنانی که بتوانند سریع با فناوری‌های جدید، بحران‌های اقتصادی و تغییرات بازار تطبیق پیدا کنند. 🔸طبق برخی برآوردها، هوش مصنوعی می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۱۵ تریلیون دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند؛ اما توزیع این سود برابر نخواهد بود. کشورها و شرکت‌هایی که سریع‌تر در بازآموزی و مهارت‌آموزی سرمایه‌گذاری کنند، مزیت رقابتی بیشتری خواهند داشت. ◀️ اقتصاد جدید شاید بیش از هر زمان دیگری یک سؤال اساسی مطرح کند: در آینده، ارزشمندترین نیروی کار چه کسی خواهد بود؟ کسی که بیشتر می‌داند، یا کسی که سریع‌تر یاد می‌گیرد؟ منابع:World Economic Forum | PwC | McKinsey اکونومیست فارسی بازنشراز کانال آموزه های سازمانی
166
17
بدون متن...
186
18
بدون متن...
175
19
✳️ دوستان فرهیخته سلام و وقت به خیر قریب ۱۱ سال است که باافتخار میزبان یادگیریرشد،پیشرفتوتوسعه شماعزیزانیم، اکنون بازطراحی نشان واره (Logo redesign) انجام شد.
159
20
✳️ ترس از موفقیّت: عقده یونس! ✅ همه ما انگیزه ای برای ترقی خود، برای بیشتر کردن قدرت ها و استعدادهای بالقوه خود، برای خود شکوفایی یا انسان کامل بودن یا تعالی انسانی داریم. وقتی وجود چنین انگیزه ای را مسلم بدانیم پس چه چیزی مانع از رشد ما می شود؟ چه چیزی راهمان را سد می کند؟ ■در نگاه اول، ترس از موفقیت به نظر خیلی ترس وحشتناکی به حساب نمی‌آید. اما ترس از موفق شدن واقعیت دارد و می‌تواند شما را از خیلی جهات عقب نگه‌ دارد و مانع پیشرفت‌تان شود. نام دیگر ترس از موفقیت "عقده یونس" است. احتمال دارد خودِ موفقیت نباشد که از آن می‌ترسید، بلکه ترس‌تان از بهای همراه با آن باشد. ■ ما صاحب دو نیروی انگیزشی هستیم؛ یکی انگیزه رشد که برآمده از وضعیت‌های رشدی ما است و جهت دهی درونی برای ایجاد تغییر و گرایش به پیشروی است و دیگری انگیزه امنیت که میل درونی ما به حفظ ثبات و سکون می باشد. روانشناسان انگیزه امنیت را یکی از ریشه‌های اصلی ترس از موفقیت می‌دانند. ریشه‌های دیگر به شرح زیر است: ● ترس از واقعی نبودن: فرد توانمندی‌ها و استعدادهایش را باور ندارد و آن‌ها را واقعی نمی‌داند و هزاران علت دیگر را به موفقیت‌هایش نسبت می‌دهد. ● ترس از رسیدن به سقف ارزش‌های والای خود: این افراد نگرانند که محقق شدن یک خواسته و رسیدن به غایت تعیین شده باعث شود که بعد آن به ناتوانی برسند. ● ترس از سرخوردگی: این افراد نگرانند که مبادا محقق شدن یک خواسته باعث شود تا بفهمند که اصلا این موقعیت را نمی‌خواستند و یا شاید اینکه با رویه ناخوشایند آن خواسته رو به رو شوند. ● ترس از دست دادن جایگاه فعلی: این افراد گمان می‌کنند که موفقیت‌ها ثبات موقعیت فعلی را از او می‌گیرند و شرایط ناآشنایی ایجاد می‌کنند که فرد خیلی در جریان جنبه‌های مختلف آن نیست. ● ترس از مورد حسادت یا تهدید واقع شدن: این افراد از طرد شدن یا پذیرفته نشدن یا مورد عناد قرار گرفتن توسط دیگران واهمه دارند. ■ ترس از موفق شدن می‌تواند به راحتی با ترس از شکست خوردن اشتباه گرفته شود زیرا هر دو می‌توانند مانعِ استفاده از پتانسل‌تان شوند. به ترس از موفقیت با عنوان «اضطراب موفقیت» یا «فوبی موفقیت» هم اشاره می‌کنند. نام دیگر ترس از موفق شدن عقده یونس است. اسم این امر هر چه باشد، تاثیر منفی‌ای بر رضایت کلی شما از زندگی می‌گذارد. ■روان‌شناس آمریکایی آبراهام مزلو مشاهده کرد که همه‌ ما یک نیاز درونی به پیشرفت داریم. او برای ایجاد اصطلاح خود-شکوفایی معروف است، که اشاره دارد به اشتیاق ما به شکوفایی پتانسیل‌های‌مان و دست‌یابی به اهداف‌مان. مزلو از داستان حضرت یونس برای نام‌گذاری این سندروم یعنی عقده یونس بهره برد. ■ در داستان زندگی یونس پیامبر، او تلاش بسیاری در دعوت مردم به یکتاپرستی می‌کند، بعد از چندی آن‌ها را به هیچ وجه اصلاح شدنی ندانسته و دست از دعوت برمی دارد. پس از آن که یونس آن‌ها را ترک می‌کند، مردمان به علت ترس از نزول عذاب الهی دست از بت پرستی بر می‌دارند و به یکتا پرستی ایمان می‌آورند. یونس سوار بر کشتی راهی دیار دیگر می‌شود که در میان راه به نشانه هشدار الهی در شکم ماهی گرفتار می‌آید. ترس از موفقیت یا عقده یونس نوعی فرار از مسئولیت و اضطراب تحقق استعدادهای بالقوه خویشتن است، اما برخی آن را واکنشی در برابر ترس از شکست می‌دانند. ■ مازلو در کتاب خود با عنوان “دستیابی به اوج ماهیت انسانی” می‌گوید: “در یادداشت‌هایم این موضع‌گیری و حالت دفاعی را ابتدا با چنین عناوینی آورده بودم: “ترس از عظمت خویش”، “گریز از سرنوشت خویش” یا “فرار از بهترین استعدادهای خویشتن”. بدین وسیله می خواستم بی پرده و با صراحت هرچه بیشتر روی این نکته تاکید کنم که ما علاوه بر بدترین استعدادهای خود از بهترین آنها نیز به گونه‌ای متفاوت وحشت داریم. ■ نشانه‌های ترس از موفقیت عبارتند از: ● اهداف کوچک. تعیین اهدافی که سطحی بوده و چالش برانگیز نیستند. ● تعلل. شما آنقدر کار را به تعویق می‌اندازید که فرصت مهیا شده بگذرد و از دست برود. ● کمال‌گرایی. برای انجام کارها به طور کمالگرایانه تلاش می‌کنید و زمانی که به ناچار از برنامه عقب می‌افتید، این را دلیل خوبی برای ادامه ندادن می‌دانید. ● منصرف شدن. درست زمانی که در نزدیک‌ترین مرحله به موفقیت هستید، دلیلی برای استعفا یا انصراف دادن می‌یابید. ● آسیب به خویشتن.  سوءمصرف مواد و سایر رفتار‌های آسیب زا ممکن است منجر به عدم موفقیت شود. ■هر یک از این رفتارها می‌توانند شما را از درک تمام پتانسیل‌های‌تان بازدارند. گاهنامه مدیر https://t.me/ExecutiveManagement
201