fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

رفتن به کانال در Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 279
مشترکین
+2724 ساعت
+987 روز
+24930 روز
آرشیو پست ها
این پلی لیستی که می‌خوام براتون بذارم امروز نجاتم داد. امیدوارم توی روزهای سخت، شما رو هم نجات بده.

دلم انگیزه می‌خواد بشینم naruto نگاه کنم.

می‌شه گفت فرهنگِ Threads توی ایران واقعاً غیرقابلِ تحمله. صفر و صده این نرم‌افزار. یعنی شما بری داخلش یا با کلی آدم‌های هم‌‌درک و باشعور مواجه می‌شی، کلی پستِ قشنگ می‌بینی و متنِ قشنگ می‌خونی یهو رندوم‌شِت این‌ وسط پیرمردِ هَوَلِ بی‌ناموس بهت دایرکت می‌ده که خیلی زیبا و خوشتیپی. حالا اینجا شاید براتون سوال بشه که منظورت خودتی؟ باید بگم بله.

BLAK - La solitud és gàbia feat. An Corporation.mp317.21 MB

Repost from نیل‌سآ🪁
اگه یه تیکه کاغذِ سفید هم باشی، دست آدم درست که برسی، دیگه جای خالی نیستی؛ می‌شی جایی برای شروع یک چیز قشنگ.

ماهایی که شیرقهوه و شیرکاکائو دوست داریم دیگه هر روز نمی‌تونیم از اینا بخریم، با این قیمتا نمی‌صرفه‌ :(

نیاز به یک کلمه دارم؛ کلمه‌ای که مرا از روی زمین بردارد.
نیاز به یک کلمه دارم؛ کلمه‌ای که مرا از روی زمین بردارد.

باید راهِ نجات رو پیدا کنم؛ مثل موسیقی، هنر، فیلم، طبیعت، گفت‌وگو و کلمات.  احساس می‌کنم بین چیزی که می‌خواستم باشم و جایی که الان هستم فرسنگ‌ها فاصله‌ست و تنها راه گذر از اون حرف زدن و نوشتن دربارهٔ اتفاقاتی‌ه که درونم جریان دارن. کلمات توصیف‌گر نیستن؛ کلمات رهاکننده‌ان. هم‌زمان هم نجات‌دهنده‌ان، هم رنجاننده، هم التیام‌بخش، هم آرامش‌دهنده. بله کلمات اهمیت دارن. مایا آنجلو تو کتاب "چرا مرغان قفسی آواز می‌خوانند" می‌نویسه: هیچ اندوهی بالاتر از تحمل قصه‌ای ناگفته در درونتان نیست. سکوت یعنی درد؛ ولی دردی که راه خروج داره. وقتی نمی‌تونیم حرف بزنیم، می‌تونیم بنویسیم، و وقتی نمی‌تونیم بنویسیم، می‌تونیم بخونیم، و وقتی نمی‌تونیم بخونیم، می‌تونیم گوش بدیم. کلمات مثل بذرن؛ راهی برای برگشتن دوباره به زندگی. شاید این که می‌خواستم با کلمات حرف بزنم به این معنا بود که می‌خواستم زندگی کنم. و به گمونم راه نجاتم، پناه گرفتن تو زندانِ کلمات بود. حبسی که در اون، برای اولین بار آزاد بودم.

شما رو نمی‌دونم ولی من خیلی وقته که حس می‌کنم این دنیا در آستانه‌‌ی فروپاشیه و به زودی قراره نابود بشه.

همیشه می‌ترسم تَهِ تهش شبیهِ فیلم و سریال‌هایی که می‌دیدم و تاریخ و داستان‌هایی که می‌خوندیم و تجربه‌هایی که از قبلی‌هل می‌شنیدیم نباشه و پایانش خوش نباشه. می‌ترسم هیچ روزی نرسه که ر‌وشنایی پیروز بشه و تاریکی شکست بخوره.

توی زمانِ مکان ‌و تاریخِ اشتباهی به دنیا اومدیم. کاش همه چی طورِ دیگه‌ای پیش می‌رفت و ای کاش زندگی انقدر باهامون نامهربون نبود.

قبل از زدن یک‌سری حرف‌ها، یادت باشه همه‌ی ما، پر از اندوه و غمیم‌. همه‌ی ما منتظر یک اتفاق کوچیک برای تمام کردنیم. نذار حرف تو، اون اتفاق کوچیک باشه. یک حرف، یک نگاه، یک رفتار، تمام انسانِ در آستانه‌ی فروپاشی رو نابود می‌کنه. نابودکننده‌ی یک زندگی نباش.

یعنی فقط کافیه دستت بخوره اشتباهی یه چیزی رو توی اینستا لایک کنی، تا عنِ محتواهای شبیه به اون پست رو در نیاره و پشیمونت نکنه از لایک کردن ول کن نیست.

‏شما هم وقتی اس‌ام‌اس میاد “ میوه و شیرینی‌ت رو الان بخر پولش رو چهارماه دیگه پرداخت کن” حالتون از این مملکت بیشتر بهم میخوره؟ من نخوام تبلیغِ قسط توی عمه خراب رو ببینم باید کدوم بی پدری رو بلاک کنم تا بیخیالم بشی؟

همه خوابن؟

HIM - Gone With The Sin.mp310.28 MB

1|1 - Axion - HEALER (320).mp38.38 MB

تعداد زیادی نظرِ به شدت نامحبوب دارم که اگه بگم کل کره‌ی زمین می‌ریزن سرم.