fa
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

رفتن به کانال در Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 037
مشترکین
+2024 ساعت
+1237 روز
+27330 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+265
در 35 کانال‌ها
اوت '26
+1 850
در 37 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 28 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+30
در 66 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 سپتامبر+16
20 سپتامبر+21
19 سپتامبر+35
18 سپتامبر+58
17 سپتامبر+3
16 سپتامبر+6
15 سپتامبر+7
14 سپتامبر+10
13 سپتامبر+12
12 سپتامبر+14
11 سپتامبر+7
10 سپتامبر+3
09 سپتامبر+5
08 سپتامبر+8
07 سپتامبر+11
06 سپتامبر+5
05 سپتامبر+9
04 سپتامبر+8
03 سپتامبر+8
02 سپتامبر+7
01 سپتامبر+12
پست‌های کانال
غمگینم. باهام مهربون باشید.

2
https://t.me/HarfChatBot?start=48e197759602
111
3
چی می‌شد اگه تمامِ دلتنگی‌های دنیا دو طرفه بود؟ چی می‌شد اگه تکنولوژی‌ای وجود داشت که دقیقاً همون لحظه‌ای‌ که من دلتنگت می‌شدم، تو هم به هر طریقی می‌فهمیدی و دلتنگم می‌شدی؟
436
4
هیچ‌وقت اعتقادی به پین‌کردن چت یا پی‌ویِ شخصی در هیچ پیام‌رسانی نداشتم. چون معتقدم اونی که دوست‌داره با من در ارتباط باشه، نمی‌ذاره پی‌ویش پایین بره، پس نیازی به پین‌کردن نداره، چون همیشه بالاست.
306
5
یه جوری در مرزِ فروپاشی فرورفتم و دارم ذره ذره همه چی رو از دست می‌دم و زندگیم داره توی آب غرق می‌شه که می‌تونم الگویی بشم برای نسل‌های بعدی که من رو نشون بدن بگن ببین، این مسیری که ایشون رفت رو نرو، تهش بگاییه.
298
6
نمی‌دونم چطوری منظورم رو برسونم، ولی شهرها، مکان‌ها، و آدم‌ها رنگ دارن. بعضی‌جاها می‌ری، وارد بعضی شهرها و می‌شی و با یک سری‌ها معاشرت می‌کنی، کاملاً مشخصه کدوم‌ رنگیه، کدوم سیاه و سفید. حتی می‌شه میزانِ کنتراست و saturation و exposure طرف یا اون‌ مکان رو هم تشخیص داد.
378
7
چندوقته اینستاگرامم پر شده از ویدیوهای این ufo یا بشقاب‌‌پرنده‌ای که توی آسمونِ ایران مشاهده شده، Alien های عزیز لطفاً قبل از اینکه برید بیاید من رو هم با خودتون بردارید ببرید. دیگه نمی‌کشم بخدا.
423
8
مادربزرگم همیشه می‌گفت خوشی‌ها و غم‌هات رو هیچ‌جا جار نزن. رفیقت غصه‌ی غم‌هات رو می‌خوره و دشمنت برای خوشی‌هات حسادت می‌کنه. شرمنده مادربزرگ، از یه جایی به بعد دیگه نشد تو خودم بریزم. وگرنه خفه می‌شدم. منفجر می‌شدم.
675
9
این روزا حوصله‌ی خودمم ندارم، اگه می‌بینی حوصله‌ی تو رو دارم بدون که خیلی دوسِت دارم و خیلی برام عزیزی.
465
10
دوستان من شرمنده‌ام، اکانتتون هویتی نداشته باشه و عکس پروفایل مشخصی نداشته باشید نمی‌تونم توی پرایوت اکسپتتون کنم، چون اونجا خیلی چرت و پرت می‌گم، جداً شرمنده‌ام.
429
11
غیر از چنل‌هایی که قبلاً داشتم و از دست دادم، ۴ تا چنل دارم که در حال حاضرِ داخلشون فعالم . چنل اصلیم، کافه مستاجر پلاک ۱۲، همینی که عضو هستید: https://t.me/HouseNumberrr12 . چنل پرایوت، کافه vip پلاک ۱۲، جهتِ فحش‌ها و غرهای بیشتر و خیلی خصوصی‌تر و مسخره‌ بازی با دوستام: https://t.me/+DIWhleN35ic2YmE0 . پلی‌ لیستِ چنل: https://t.me/CoffeePlaylistt . پلی لیستِ بی‌کلام: https://t.me/BikalamHayeShoma . این چهارتا تمامِ آرشیوِ اصلیِ کانال‌های بنده هستن که در حالِ حاضر فعالن.
453
12
‌ چرا هر دفعه دارم یک چنل جدید ازت پیدا میکنم؟ میشه یه باز ادرس همه ی چنلات رو بذاری؟ گیج شدم.
387
13
گره زدنم به مسئولیت انگار. کار. خونواده. آینده. یک روز رو بخوام برای خودم زندگی کنم عذاب‌وجدان رهام نمی‌کنه. زندگی تو نوجوونی تموم شد. بزرگسالی مرگ زندگی بود.
356
14
کاش شرایط طورِ دیگه‌ای بود و این همه گرونی و تحریم و وضعیتِ غیرقابل تحمل دغدغه‌مون نبود. دلم می‌خواست دغدغه‌های شخصیِ خودم رو داشته باشم تا دغدغه‌هایی که هیچ نقشی توشون ندارم و باید صبر کنم تا اوضاع درست بشه. بلاتکلیفی و انتظار کلافه‌ام می‌کنن. انقدر هر اتفاقی افتاد و هرجا رفتم دغدغه‌ام کار و پول و خانواده و گرونی بود که دیگه یادم رفته قبل از اینا خودم چی بودم. یادم رفته هدفم چی بود. یادم رفته دغدغه‌های شخصیم چی بودن. یه بار بیشتر زندگی نکردیم و اون یه بارم داریم اینطوری زندگی می‌کنیم. خیلی گناه داشتیم.
454
15
Demons Imagine Dragons.mp3
422
16
آدمایی که صرفا فقط با یه اشتباه بقیه رو کلا کنار می‌ذارن جدا از دید سیاه و سفید نسبت به دنیا معمولا نمی‌تونن «رفتار» رو از «هویت» جدا کنن. کاری که طرف کرده بد و اشتباه بوده نه اینکه لزوما خودش آدم بد و پستی باشه.
414
17
هیچ‌وقت یادت نره کجاست خونه.
480
18
1|2 - Mr. Sandman (Piano and Violin Version) - SYML (320).mp3
462
19
تنها‌تر از همیشه‌ام. واقعاً نمی‌دانم به امیدِ چه چیزی یا چه کسی دارم ادامه می‌دهم. این روزها حتی خودِ «ادامه دادن» هم برایم تبدیل شده به کاری که انجامش می‌دهم، بدون اینکه دقیقاً بدانم برای چه. دیگر توانِ زیادی ندارم. هدف مشخصی هم ندارم که بتوانم به آن چنگ بزنم و بگویم خب، فقط تا رسیدن به این یکی دوام بیاور. وقتی محیطی که در آن زندگی می‌کنی برایت آزاردهنده است، آدم‌های اطرافت آزارت می‌دهند، شهری که در آن زندگی می‌کنی با تو غریبه است و حتی زندگی‌ای که برای خودت ساخته‌ای، دیگر شبیه به چیزی نیست که می‌خواهی، آدم یک جایی می‌نشیند و از خودش می‌پرسد خب، پس برای چی؟ برای کی؟ برای رسیدن به کجا؟ جوابِ هیچ‌کدام را نمی‌دانم. می‌دانم دنیا به آخر نرسیده. می‌دانم فردا احتمالاً خورشید دوباره طلوع می‌کند، آدم‌ها دوباره سرِ کار می‌روند، مغازه‌ها باز می‌شوند، ماشین‌ها در خیابان راه می‌افتند و یک نفر، جایی، احتمالاً با عجله چای‌اش را می‌خورد و به ساعت نگاه می‌کند. دنیا طبق معمول به کار خودش ادامه می‌دهد. فقط من فعلاً نمی‌فهمم قرار است در کجای این همه ادامه دادن، جایی برای خودم پیدا کنم. گاهی انقدر خسته‌ام که حتی آرزوی بهتر شدن هم برایم کار سختی‌ست. فقط دلم می‌خواهد این فشار، این شلوغیِ ذهن، این حسِ غریبه بودن با همه‌چیز، برای چند ساعت دست از سرم بردارد. شاید مسئله این نیست که دیگر چیزی برای ادامه دادن وجود ندارد. شاید مسئله این است که من، وسط این همه تغییر و از دست دادن، هنوز چیزی پیدا نکرده‌ام که ارزش ادامه دادن برایم داشته باشد و فعلاً لازم نیست جوابش را پیدا کنم. شاید امشب فقط باید از خودم بخواهم تا فردا دوام بیاورم. فقط تا فردا. بعد، اگر شد، یک روز دیگر، و همین‌طور، بدون اینکه بفهمم دقیقاً چه زمانی اتفاق افتاد، شاید یک روز دوباره چیزی پیدا شود که برایش بخواهم از تخت بیرون بیایم. یک آدم. یک شهر. یک داستان. یک جاده. یا حتی یک خانه‌ی کوچک، به همراهِ گربه‌، یا سگ. فعلاً نمی‌دانم و بعید می‌دانم همین نمی‌دانم هم بهتر از یک پایانِ قطعی باشد. پس فعلاً ادامه می‌دهم. نه با امید، نه با هدف، نه با یک نقشه‌ی درست‌وحسابی. فقط تا فردا، و پس فردا، و فرداهای دیگر. به امیدِ کسی یا چیزی که نامش را نمی‌دانم.
526
20
محیطی که توش زندگی می‌کنی، شهرت، خانواده‌ات، اطرافیانت، روی حالِ خوب و بدت تاثیرِ مستقیم داره.
865