کافه مستاجر پلاک ۱۲
Kanalga Telegram’da o‘tish
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 272
Obunachilar
+624 soatlar
+1607 kun
+24230 kun
Postlar arxiv
2 272
این پلی لیستی که میخوام براتون بذارم امروز نجاتم داد. امیدوارم توی روزهای سخت، شما رو هم نجات بده.
2 272
میشه گفت فرهنگِ Threads توی ایران واقعاً غیرقابلِ تحمله. صفر و صده این نرمافزار. یعنی شما بری داخلش یا با کلی آدمهای همدرک و باشعور مواجه میشی، کلی پستِ قشنگ میبینی و متنِ قشنگ میخونی یهو رندومشِت این وسط پیرمردِ هَوَلِ بیناموس بهت دایرکت میده که خیلی زیبا و خوشتیپی. حالا اینجا شاید براتون سوال بشه که منظورت خودتی؟ باید بگم بله.
2 272
Repost from نیلسآ🪁
اگه یه تیکه کاغذِ سفید هم باشی، دست آدم درست که برسی، دیگه جای خالی نیستی؛ میشی جایی برای شروع یک چیز قشنگ.
2 272
ماهایی که شیرقهوه و شیرکاکائو دوست داریم دیگه هر روز نمیتونیم از اینا بخریم، با این قیمتا نمیصرفه :(
2 272
Repost from خونهی روشن.
باید راهِ نجات رو پیدا کنم؛ مثل موسیقی، هنر، فیلم، طبیعت، گفتوگو و کلمات.
احساس میکنم بین چیزی که میخواستم باشم و جایی که الان هستم فرسنگها فاصلهست و تنها راه گذر از اون حرف زدن و نوشتن دربارهٔ اتفاقاتیه که درونم جریان دارن.
کلمات توصیفگر نیستن؛ کلمات رهاکنندهان. همزمان هم نجاتدهندهان، هم رنجاننده، هم التیامبخش، هم آرامشدهنده. بله کلمات اهمیت دارن.
مایا آنجلو تو کتاب "چرا مرغان قفسی آواز میخوانند" مینویسه: هیچ اندوهی بالاتر از تحمل قصهای ناگفته در درونتان نیست.
سکوت یعنی درد؛ ولی دردی که راه خروج داره. وقتی نمیتونیم حرف بزنیم، میتونیم بنویسیم، و وقتی نمیتونیم بنویسیم، میتونیم بخونیم، و وقتی نمیتونیم بخونیم، میتونیم گوش بدیم. کلمات مثل بذرن؛ راهی برای برگشتن دوباره به زندگی.
شاید این که میخواستم با کلمات حرف بزنم به این معنا بود که میخواستم زندگی کنم.
و به گمونم راه نجاتم، پناه گرفتن تو زندانِ کلمات بود.
حبسی که در اون، برای اولین بار آزاد بودم.
2 272
شما رو نمیدونم ولی من خیلی وقته که حس میکنم این دنیا در آستانهی فروپاشیه و به زودی قراره نابود بشه.
2 272
همیشه میترسم تَهِ تهش شبیهِ فیلم و سریالهایی که میدیدم و تاریخ و داستانهایی که میخوندیم و تجربههایی که از قبلیهل میشنیدیم نباشه و پایانش خوش نباشه. میترسم هیچ روزی نرسه که روشنایی پیروز بشه و تاریکی شکست بخوره.
2 272
توی زمانِ مکان و تاریخِ اشتباهی به دنیا اومدیم. کاش همه چی طورِ دیگهای پیش میرفت و ای کاش زندگی انقدر باهامون نامهربون نبود.
2 272
Repost from "مردی به نامِ قاف"
قبل از زدن یکسری حرفها، یادت باشه همهی ما، پر از اندوه و غمیم. همهی ما منتظر یک اتفاق کوچیک برای تمام کردنیم. نذار حرف تو، اون اتفاق کوچیک باشه. یک حرف، یک نگاه، یک رفتار، تمام انسانِ در آستانهی فروپاشی رو نابود میکنه. نابودکنندهی یک زندگی نباش.
2 272
یعنی فقط کافیه دستت بخوره اشتباهی یه چیزی رو توی اینستا لایک کنی، تا عنِ محتواهای شبیه به اون پست رو در نیاره و پشیمونت نکنه از لایک کردن ول کن نیست.
2 272
شما هم وقتی اساماس میاد “ میوه و شیرینیت رو الان بخر پولش رو چهارماه دیگه پرداخت کن” حالتون از این مملکت بیشتر بهم میخوره؟ من نخوام تبلیغِ قسط توی عمه خراب رو ببینم باید کدوم بی پدری رو بلاک کنم تا بیخیالم بشی؟
2 272
Repost from پیادهگرد
تعداد زیادی نظرِ به شدت نامحبوب دارم که اگه بگم کل کرهی زمین میریزن سرم.
