دغلکاری نخبگان، کانال اصغر حکمتیار
Ir al canal en Telegram
نوشته های اصغر حکمتیار در افشای حقه بازی و ریاکاری نخبگان دانشگاهی وحوزوی و خیالات و خیانات سیاسی روشنفکران تماس: asgharhekmatyar@gmail.com
Mostrar más4 051
Suscriptores
+4324 horas
+237 días
+5830 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+48
en 3 canales
agosto '26
+177
en 4 canales
Get PRO
julio '26
+149
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+261
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+240
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+136
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+183
en 4 canales
Get PRO
febrero '26
+120
en 3 canales
Get PRO
enero '26
+95
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+48
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+94
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+127
en 4 canales
Get PRO
septiembre '25
+135
en 6 canales
Get PRO
agosto '25
+125
en 6 canales
Get PRO
julio '25
+155
en 7 canales
Get PRO
junio '25
+240
en 8 canales
Get PRO
mayo '25
+209
en 10 canales
Get PRO
abril '25
+282
en 10 canales
Get PRO
marzo '25
+239
en 8 canales
Get PRO
febrero '25
+254
en 6 canales
Get PRO
enero '25
+257
en 5 canales
Get PRO
diciembre '24
+316
en 6 canales
Get PRO
noviembre '24
+298
en 4 canales
Get PRO
octubre '24
+197
en 8 canales
Get PRO
septiembre '24
+127
en 2 canales
Get PRO
agosto '24
+195
en 4 canales
Get PRO
julio '24
+570
en 11 canales
Get PRO
junio '24
+118
en 3 canales
Get PRO
mayo '24
+163
en 7 canales
Get PRO
abril '24
+1 986
en 6 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 03 septiembre | +4 | |||
| 02 septiembre | +43 | |||
| 01 septiembre | +1 |
Publicaciones del Canal
Repost from خاطرات و خطرات
خطوط فکری جامعهٔ ایران با همدیگر بسیار بیشتر مشکل دارند تا تکتک آنها با آمریکا. [در آینده] بینهایت بعید به نظر میرسد رقیبان سیاسی بتوانند در مجلسی ملی کنار هم بنشینند و به منظور رتقوفتق امور مملکت تن به حدی از سازش بدهند. شکست از اجنبی ِ قویپنجه میتواند موضوع حماسه و مرثیه شود؛ کنارآمدن با رقیب معمولی یعنی خفـّت و خواری.#محمد_قائد
| 2 | حاج سیاح (۲/۲)
اصولا بعضی قسمت ها و توصیف شهرها به نظر می آید از روی راهنما و روزنامه ترجمه شده است و به تجربه فردی خانه به دوش شباهتی ندارد. اکر معلوم شود ایشان در کنج قهوه خانه ای در استانبول قسمت زیادی خاطرات خود را سر هم کرده تعجب نمی کنم.
البته گفته اند که مدارک ثبت سفر او به آمریکا یافت شده و به نظر می رسد مصاحبه ای با مسافری همنام حاجی در یک روزنامه آمریکایی تاییدی باشد بر ادعای او مبنی بر سفر به آمریکا. منتهی متن مصاحبه با مسافر یاد شده با توجه به معلومات ناچیز جناب حاجی ساختکی و فاخر به نظر می رسد و احتمالا پرداخته روزنامه نگاری است که بر اساس تعداد کلمات حقوق می گیرد و وظیفه او نوشتن و پرکردن صفحات است. ضمنا مقاله با دروغ های مسلم راجع به خود او شروع می شود، اگر این مسافر همان حاجی باشد.
۵-حاجی سیاح به رادیکال ها و بابی ها و اصحاب جمال الدین اسدآبادی شیاد تعلق داشته است و حتی در ماجرای ترور شاه شهید مظنون بود. او رفیق و میزبان قاتل شاه بود. البته خود او از این عمل ظاهرا بی اطلاع و مبرا بود. قبل از آن هم متهم به جریده نویسی (سیاه نویسی براندازانه کاملا بدون محتوی) بود. به هرحال قدری عجیب است (و بی عقلی فراوان می طلبد) که کسی در عقب ماندگی ایران مرثیه بخواند و بعد جذب یک فرقه سبکسرانه رادیکال بشود که حرکتی به قهقراست. هرچند در ۵۷ نیز بعضی ها با وجود دنیادیدگی و مدارک سنگین دانشگاهی و غیره تصمیم گرفتند به یک شورش مارکسیستی برای ساختن بهشت زمینی بپیوندند. حماقت مرداب بیکرانی است.
۶- شخصیت حاجی سیاح واقعا مثبت نیست. به وضوح ظاهر پرست، خود بزرگ بین، نحس، ریاکار و می توان گفت بیمار و مسلما مغرض است. در ایران چند بار دست به خودکشی می زند. در رابطه با ناصرالدین شاه که اتفاقا لطفی داشته و حقوقی برایش معین کرده بود. نهایت خباثت و دروغ و خیانت و توطئه چینی را ابراز داشت.
در سیاه نمایی او اینقدر بس که فلک زده ای از هند آمده و خودکشی کرده می گوید لابد از مشاهده سیاه روزی ایرانیان خودکشی کرده است! در حاجی سیاح عقده و تلخی زیاد دیده می شود. می گوید به قصد فرار از ازدواج (عروس نوجوانی متمول بوده! ) در عنفوان جوانی شروع به سفر کرده است. در ولایات دور هم چشمش به دختران و زنان بوده و عقده محرومیت جنسی و احساس تلخی در او اثر گذاشته. بالاخره بیست سال ولگردی در ایام جوانی و محرومیت جنسی و اتلاف عمر به احساس شکست و تلخی و انتقام گیری می انجامد. مساله صادق هدایت هم تا حد زیادی همین بود. مساله خیلی از ایده فروشان مقیم خارج هم کماکان همین عقده است. ترکیب پوچی و ظاهرپرستی شدید بعلاوه سگ سلیقگی در زندگی شخصی و خود مفلوک داری ترکیبی است که در چریک های انقلابی هم دیده ایم و شدیدا خطرناک است. در واقع نیت انقلابی مهاجری که عمر خود را باخته خیلی اوقات رشک و حسد نسبت به جامعه مادر و روابط سنتی و ریشه داری است که او در آنها جایی ندارد. رشک و حسد وطمع بزرگترین انگیزه ایده فروشان است.
حاجی بنا بر ادعای خودش بیست سال در عنفوان جوانی در ولایات اجنبی چرخیده و هنری جز سیاه نمایی و قصه گویی پیدا نکرده. دنبال هیچ فعالیت و هنری و علم نرفته. عجیب نیست ؟ چنین فرد ولگردی تا چه میزان قابل اعتماد است؟
۷-قسمت هایی از قصه های حاجی سیاح که راحت تر می توان راستی آزمایی کرد سرشار از دروغ مسلم است. تقریبا هرچه به شاه و دربار ناصرالدین شاه می بندد مثلا آداب مفصل شرفیابی دروغ است و در تضاد با تمام حقایق تاریخی. ادعاهای او بر دیدار و تبادل هدیه با سران کشور ها خنده آور است.
۸-سفرنامه حاجی توسط پسرش حمید سیاح ویرایش شده است. چنانچه در سایر زندگی نامه هم مرسوم است، این ویرایش های پسر سفرنامه را باورکردنی تر و فاخرتر و ریاکارانه تر ساخته است. بسیاری از مکالمات و وقایع و مکاتبات از جمله مکاتبات با شاه باورنکردنی می باشد. متون سازگاری لحن ندارد. همانطور که خیلی از فرمایشات کتبی و وصایای امام راحل و رنج نامه او همخوانی با سبک او نداشت و جدید تر بود و در واقع اثر احمد خمینی بود.
امکان راستی آزمایی کلیه ادعاهای حاجی وجود ندارد ولی پروفایل روانشناختی و سیاسی و غیره با ادعاهای او جور نیست. ضمنا ما تاریخ سازی دروغین را جلوی چشمانمان دیده ایم. چگونه و با چه نیتی به آشوب طلبی مانند حاجی اعتماد می کنیم؟
سفرنامه های خود ناصرالدین شاه نمونه عالی از دیدگاه منصفانه و متعادلانه و صادقانه خالی از عقده است. | 361 |
| 3 | حاجی سیاح نسل اول حقه بازان بد ذات (۱/۲)
جهاندیده بسیار گوید دروغ
سفرنامه حاجی سیاح یکی از آن نوشته هایی است که همواره مورد استفاده منتقدین قاجار قرار گرفته است، چون متضمن است از طعنه به بدبختی و بدحالی ایرانیان آن زمان در مقایسه با فرنگیان. این سفرنامه مورد ارزیابی و راستی آزمایی جدی هم وطنان قرار نگرفته، اما اروپاییان به آن طعنه زده و آن را اغراق آمیز و غرض ورزانه دانسته اند! یعنی طبق معمول آن کس که می داند و غرضی ندارد از دروغ گویی ایرانیان شگفت زده می شود.
حال من چند نکته کلی عرض کنم:
۱-دیده اید که وقتی از سفر خارج بر می گردیم، معمولا با شور و ذوقی راجع به چیزهایی که دیده ایم صحبت می کنیم و حتی در این عصر اطلاعات و آگاهی باز هم چند چیز را اغراق می کنیم. صحیح ؟ حالا تصور کنید صد و هفتاد سال پیش ایران کسی که به زیارت مکه، عتبات و یا حتی مشهد می رفت واقعه مهمی محسوب می شد. کسی به ارمنستان و استانبول می رفت دنیا دیده بود و اگر کسی از پاریس بر می گشت برای نقل گویی به مجالس اعیان و دربار راه پیدا می کرد. در چنین وضعیتی و با چنان کمبود اطلاعاتی و رقابت چه میران فرصت اغراق و خالی بندی پیش می آید؟ فقط تصورش را کنید. می توانید به راحتی ادعا کنید با تزار روس و شاه فرانسه و ریاست جمهور آمریکا و رهبر ایتالیا ملاقات کردید و شرحی هم بنویسید. کی به کیه؟ در واقع منافع شما به عنوان فرد «مطلع» ایجاب می کند اغراق کنید و هرچه شدیدتر بهتر. هرچه داستان خارق العاده تر جذاب تر. همین الان هم می بینیم «متخصصین» مختلف چجور دانسته های خود را اغراق می کنند تا پول یا پرستیژی گیرشان آید یا خاطره نویسان سیاسی چه اغراق می کنند در اندیشه و فعالیت های خود.
اصولا اساس ایده فروشی و خیال فروشی بر اغراق است. حتی در عصر اینترنت هم می توان دو روز در آمریکا بود و چند عکس از دخترهای جوان نیویورکی گرفت و در پیشرفت و رفاه و خوشبختی زنان آمریکایی و لزوم آزادسازی زنان ایرانی سخن ها گفت. البته یک فرد مطلع از شنیدن این خزعبلات وارونه خنده اش می گیرد، ولی چند تا مطلع داریم ؟ و چند تا مستمع ساده با انگیزه برای باوریدن حرف های زرد بی ارزش و داستان های مهیج؟ حالا صد و هفتاد سال بروید عقب. فرض کنید از ایران کویری کم جمعیت خودتان را به استانبول و اروپای صنعتی می رسانید. چقدر می توانید منفعل و تحت تاثیر قرار بگیرید و چه قصه ها برای مستمع ساده توان گفت؟
۲-ایران هیچ موقع از لحاظ مظاهر تمدن یعنی شهرنشینی به گرد اروپا نمی رسیده است. ایران کم آب و صحرایی و عشایری بوده است. اگر در زمان اشکانیان هم به روم می رفتید، از اندازه شهرهای روم و تفاوت آن با معدود ولایات کاه گلی ایرانی شگفت زده می شدید. رم کجا و کشور ایلیاتی اشکانی کجا؟ ایرانیان کشاورز یا کوچ نشین بودند. نه تنها به ساخت ابنیه مشغول نبودند بلکه با نوشتار و سواد هم رابطه جدی نداشتند. همینطور جاده های اروپا از زمان رم سنگفرش بوده و حاده های ایران خاکی و مال رو. این بر می گردد به چگالی جمعیت. این را هم باید گفت که عصر قاجار نمونه های عالی و زیبایی از معماری داشت که از کل دوران پهلوی و جمهوری بهترند و جزو زیباترین ابنیه جهانی اند، اما به هر حال از لحاظ تعداد و اندازه با اروپا قابل مقایسه نیستند. هیچ جا و از جمله خود اروپای مدرن فعلی هم با اروپای آن زمان قابل مقایسه نیست. اروپای قرن نوزده سرشار بوده از سرمایه و کارگر ارزان ماهر. پس این که رونق شهرهایی اروپای قرن نوزده -یعنی اوج انقلاب صنعتی -را با ایران روستایی هشت میلیونی مقایسه کنیمو سیاه نمایی کنیم، از یک حماقت یا غرض ورزی شدید حکایت می کند.
این از شکایت راجع به ابنیه و جاده ها. راه آهن و مترو هم البته ابداعاتی بوده که برای اروپا هم جدید بوده و در خیلی نقاط دنیا وجود نداشته. تاریخ ورود راه آهن به ایران در زمان ناصرالدین شاه کمابیش مصادف است با ورود به سایر کشورها. دوپاره مساله جمعیت و بودجه را در نظر بگیرید و قضاوت کنید که چه جای سیاه نمایی بوده است.
۳-جهانگرد سراغ دهات اروپا نمی رود، بلکه سراغ بزرگترین میادین بزرگترین شهرها می رود. در نتیجه پولدارترین و مرفه ترین مکان های اروپایی را می بیند. در واقع یک توریست حتی سراغ قسمت های فقیر شهر هم نمی رود و از فلاکت و کثافت و پلشتی آنجا خبر ندارد.
۴-شرح سفرهای بی حساب حاجی با حساب و کتاب جور در نمی آید. محدودیت بودجه و زبان بیگانه سفرهای حاجی سیاح بی پول را باورنکردنی می کند. آیا امکانش بوده با ولگردی اروپا و آمریکا را دید ؟ آنهم در آن زمان و با آن محدودیت ها؟ اگر واقعا این اتفاق افتاده باشد جناب حاجی فردی بوده خارق العاده زبل و زرنگ. زندگی چنین فرد زبل و زرنگ و باهوشی باید سرشار از ماجراهای خارق العاده و ارتباطات بامزه باشد و با آن سفرنامه کسل کننده زیاد هم خوانی ندارد. | 700 |
| 4 | انسان تودهای هرگز اقتداری بیرون از خویشتن را نمیپذیرفت، مگر آنکه محیط پیرامونش بهزور او را به چنین کاری وادار میکرد. اکنون که محیط پیرامونش دیگر چنین فشاری بر او وارد نمیکند، انسان تودهای جاودانه، وفادار به سرشت خویش، از رجوع به هر اقتدار دیگری دست میکشد و خود را سرور هستی خویش میپندارد. در مقابل، انسان برگزیده، انسان ممتاز، به سبب ضرورتی درونی، ناگزیر است از خویشتن فراتر رود و به معیار و هنجاری بیرون از خود و برتر از خود رجوع کند؛ معیاری که او آزادانه خدمت به آن را میپذیرد. برخلاف آنچه معمولاً تصور میشود، این انسان ممتاز است، نه انسان معمولی، که در ذات خود در وضعیت بندگی زندگی میکند. زندگی برای او هیچ طعمی ندارد، مگر آنکه آن را وقف خدمت به چیزی متعالی و فراتر از خویشتن کند. از همین رو، ضرورت خدمت را نوعی ستم یا سرکوب نمیداند. هنگامی که، بر حسب اتفاق، چنین ضرورتی وجود نداشته باشد، بیقرار میشود و معیار تازهای ابداع میکند؛ معیاری دشوارتر و مطالبهگرتر که بتواند بهوسیلهٔ آن خویشتن را مقید و منضبط سازد. این است زندگیای که همچون انضباط زیسته میشود؛ «زندگی نجیبانه.»
—خوزه ارتگا یی گاست، طغیان تودهها | 591 |
| 5 | جدال بین عرازشه و تکنوکرات ها معرکه «پلیس خوب، پلیس بد» است. گول نخورید.
تکنوکرات ها و اقتصاددانان شیاد ترین گروه تاریخ اند. داستان شیادی بی نهایت اقتصاددانان و اساتید مدیریت و خیانات آنها در ایران تا به حال بازگو نشده و این دست آنها را برای فریب جوانان باز گذاشته است. به خصوص آن گشنه هایی که از تحصیل در غرب بازگشتند تا در خدمت نظام نخبه محور باشند و سر سفره انقلاب بنشینند. شمه ای ناچیز گفته ام و اگر فرصتی حاصل شد مفصل تر خواهم گفت.
اما حضرات تکنوکرات ادعا می کنند که باید نخبگان دانشگاهی در راس امور باشند و عرازشه برکنار شوند تا اوضاع بهتر شود. پاسخ شما باید این باشد که لعنت بر هردو وجود بی فایده و انگلی شما!
البته اگر عرازشه کنار بروند وضع بهتر می شود چرا که صلح در کار خواهد بود و چپاول بی قاعده کمتر خواهد شد و اقتصاد از تصلب کمونیستی نجات خواهد یافت. لذا گروه بعدی حکمرانان از این جهت و در کوتاه مدت خوش اقبالند. چرا که بدتر از وضع حاضر نمی توان کشور را اداره کرد.
اما برای دست کشیدن از کمونیسم و رادیکالیسم و دجالیسم و دلقک سالاری ابدا به وجود تکنوکرات ها و اقتصاددان گشنه احتیاجی نیست. به هیچ اعتقاد قلبی به «مدرنیسم» و هیچ فلسفه مدرنی احتیاج نیست. ایده ورزان انگل اقتصادند نه مغز آن. به فرض محال اگر یک مالک کازینوی لاس وگاس یا یک تاجر عرب و یا یک چوپان پخته و یا حتی یک آخوند پیر روضه خوان که علاقه ای به اسلام سیاسی نداشته باشد سر تخت بنشینند همه وضع را به نحوی که گفته شد بهتر خواهند کرد و بسیار بهتر و سازگارتر و سریع تر از مدعیان دانشگاهی عمل خواهند کرد. همان اتفاقی که در چین و ویتنام و دوبی افتاد.
پس گول این تکنوکرات ها را ( غالبا با شناسنامه پنهان شده سوسیال دموکرات) نخورید. یک تاریخ جعلی از تاریخ جهان و تاریخ خودشان درست می کنند و به خوردتان می دهند. بی فایده ترین موجودات جهان اند و متخصص مارمولک بازی و خدشه دار کردن بصیرت سیاسی به نفع ایده ها و ایده فروش ها و مدرک فروش ها. ببینید به شما چه می گویم: اگر فردا یک حاکمی پیدا شود و مثلا اقتصاد را آزاد کند، خواهید دید که این ایده فروشان و اعضای مفخم آکادمی «دانایان» فیلشان یاد هندوستان خواهد کرد و از حقوق زنان و عدالت اجتماعی خواهد سرود و کارشکنی ها خواهند کرد. بالاخره ویترین دکان ایده فروش هرگز بی جنس نمی ماند. تنها هنر این ها ترجمه ایده های مشتری پسند است. اقتصاد آزاد از نظر این ها تصنعی است ساخته ایده پردازان و رهبری شده توسط نخبگان. آزادی اقتصادی جنسی است که فقط باید از دکان ایشان خرید. شعاری است هم طراز شعار توخالی «عقل محوری». یعنی سم محض.
افرادی که به آزادی اقتصادی یا سنت یا هرچیز واقعی دیگر علاقه دارند باید از اقتصاددان و تکنوکرات و پرفسور مدیریت فاصله بگیرند. این ها کارنامه گرانی هم دارند و البته هرگز مسوولیت نداشته و ندارند.
این هم یک سری مطالب که اندکی به این حضرات می پردازد.
https://t.me/anti_hypocrisy/25
https://t.me/anti_hypocrisy/60
https://t.me/anti_hypocrisy/348
https://t.me/anti_hypocrisy/886
https://t.me/anti_hypocrisy/18
https://t.me/anti_hypocrisy/10
https://t.me/anti_hypocrisy/17
https://t.me/jenabegav/2203
https://t.me/c/1040524199/856 | 3 535 |
| 6 | این فقدان ادب و شلختگی رفتاری در میان توله های مدرن مسلما با زوال آریستوکراسی و سلطنت بی ارتباط نیست. مساله تا حدی مستقل از مذهب است. فرض کنید مثلا شاه چارلز (یا مثلا آیت الله سیستانی. یا مثلا فلان شیخ عرب) گروهی از ایرانیان عادی را به حضور بپذیرد. چند درصد می دانند که چگونه رفتار کنند؟ توله ها حتی با التماس پدر و مادر باز هم نخواهند توانست درست رفتار کنند. چون ایرانی مدرن آدم حسابی ندیده و لذا رفتار مودبانه و آداب دانی و پروتکل را بیجا می داند و آن را مایه ذلت می داند. در حالی که یک نوجوان انگلیسی و یا عرب آداب دانی را نقطه قوت و نه ضعف خود می داند، چون می خواهد به شاه شبیه باشد.
زن سالاری مدرن ایرانی هم در این زشت رفتاری توله ها بی تاثیر نیست. مردان ایرانی به خصوص از جنس دانشگاهی تخمشان کشیده شده و در خانواده احترام و حشمت قدیم را ندارند. لذا اگر هم بخواهند صدایی بلند کنند از ترس همسرانشان نمی کنند، چرا که از کارشکنی زن ها و از بی مقدار شدن جلوی بچه ها واهمه دارند. لذا از تربیت و راهبری خانواده دست شسته اند و دل به قضا داده اند و در قلب تهران تسلیم فرهنگ سانفرانسیسکو شده اند. | 3 498 |
| 7 | الان دوباره یک طلبه مردم فریب پیدا میشه و با چاپلوسی و زبان بازی و بدفهمی از حقوق کودکان در اسلام و اهمیت خوشرفتاری با بچه ها خواهد گفت و حرف حق را خواهد پوشانید که سانتی مانتالیسم ضرری نبیند. امان از ایرانی و احساسات گران بهایش و خودشیفتگی هایش! | 3 965 |
| 8 | مسجد جای توله سالاری نیست. جای تربیت و نظم و ادب است.
نمی شود انبوه ایرانی هایی که مسجد نمی روند را سرزنش کرد. حالا از تبدیل مساجد به معابد حکومت که بگذریم و از طلبه هایی که کارمند دولت اند و از تورم ارزاق می کنند بگذریم و از بودجه حرام غصبی (با مالیات نامشروع تورمی و غیره) بگذریم و از مناسک تحریف شده و بدعتی بگذریم و از غلبه سانتی مانتالیسم خودمحور بر سنت بگذریم و از نعره بلندگو بگذریم و از مداح بی سواد و بی محتوا بگذریم و از شکم چرانی بگذریم و از آشفتگی و بی قاعده گی و سگ سلیقگی بگذریم و از فقدان الحان سنتی بگذریم و از فقدان شعور دینی و شعور سنتی بگذریم واز پرگویی و زر زدن بیجای سخنرانان بگذریم و از بوی گند پاهای شسته نشده بگذریم و و و و
حداقل به توله های خود بگویید در خلال اذان و در محراب مسجد جای شلنگ تخته و عر زدن نیست. به زن ها بگویید ساکت باشند. این دیگر بی شعوری عیان اجتماعی است . از اقوام آفریقای مرکزی تا سرخپوست ها تا کلیساهای جنوب آمریکا و حتی مساجد شیعیان پاکستان هیچ جا را ندیدم که به توله های بی ادب اجازه این چموش بازی ها درآورند. هرگز! بلکه این ایرانی ها هستند که توله سالاری را تا حد توهین به عبادت و مسجد پذیرفته اند. بعد هم ناله می کنند که چرا بچه ها اینقدر بی استخوان و بی قاعده بار آمدند! یا چرا مسجد نمی آیند! مسجد شما یک زمین بازی خالی از متانت و وقاراست. شلخته و سنگین و ریاکارانه.
اصلا دیگر ایرانی دیگر نمی داند مسجد یعنی چه. عبادت یعنی چه. شعائر یعنی چه. همه را با یک پارتی ریاکاری اشتباه می گیرد. یعنی حتی اگر مسأله حکومت و پول هم حل شود باز حال عبادت ندارند.
قبلاً هم گفته شد شیعه باید خود را از ایرانی برهاند. | 4 130 |
| 9 | مسجد جای توله سالاری نیست. جای تربیت و نظم و ادب است.
نمی شود انبوه ایرانی هایی که مسجد نمی روند را سرزنش کرد. حالا از تبدیل مساجد به معابد حکومت که بگذریم و از طلبه هایی که کارمند دولت اند و از تورم ارزاق می کنند بگذریم و از بودجه حرام غصبی (با مالیات نامشروع تورمی و غیره) بگذریم و از مناسک تحریف شده و بدعتی بگذریم و از غلبه سانتی مانتالیسم خودمحور بر سنت بگذریم و از نعره بلندگو بگذریم و از مداح بی سواد و بی محتوا بگذریم و از شکم چرانی بگذریم و از آشفتگی و بی قاعده گی و سگ سلیقگی بگذریم و از فقدان الحان سنتی بگذریم و از فقدان شعور دینی و شعور سنتی بگذریم واز پرگویی و زر زدن بیجای سخنرانان بگذریم و از بوی گند پاهای شسته نشده بگذریم و و و و
حداقل به توله های خود بگویید در خلال اذان و در محراب مسجد جای شلنگ تخته و عر زدن نیست. به زن ها بگویید ساکت باشند. این دیگر بی شعوری عیان اجتماعی است . از اقوام آفریقای مرکزی تا سرخپوست ها تا کلیساهای جنوب آمریکا و حتی مساجد شیعیان پاکستان هیچ جا را ندیدم که به توله های بی ادب اجازه این چموش بازی ها درآورند. هرگز! بلکه این ایرانی ها هستند که توله سالاری را تا حد توهین به عبادت و مسجد پذیرفته اند. بعد هم ناله می کنند که چرا بچه ها اینقدر بی استخوان و بی قاعده بار آمدند! یا چرا مسجد نمی آیند! مسجد شما یک زمین بازی خالی از متانت و وقاراست. شلخته و سنگین و ریاکارانه.
اصلا دیگر ایرانی دیگر نمی داند مسجد یعنی چه. عبادت یعنی چه. شعائر یعنی چه. همه را با یک پارتی ریاکاری اشتباه می گیرد. یعنی حتی اگر مسأله حکومت و پول هم حل شود باز حال عبادت ندارند.
قبلاً هم گفته شد شیعه باید خود را از ایرانی برهاند. | 1 |
| 10 | نمی شود انبوه ایرانی هایی که مسجد نمی روند را سرزنش کرد. حالا از تبدیل مساجد به معابد حکومت که بگذریم و از طلبه هایی که کارمند دولت اند و از تورم ارزاق می کنند بگذریم و از بودجه حرام غصبی (با مالیات نامشروع تورمی و غیره) بگذریم و از مناسک تحریف شده و بدعتی بگذریم و از غلبه سانتی مانتالیسم خودمحور بر سنت بگذریم و از نعره بلندگو بگذریم و از مداح بی سواد و بی محتوا بگذریم و از شکم چرانی بگذریم و از آشفتگی و بی قاعده گی و سگ سلیقگی بگذریم و از فقدان الحان سنتی بگذریم و از فقدان شعور دینی و شعور سنتی بگذریم واز پرگویی و زر زدن بیجای سخنرانان بگذریم و از بوی گند پاهای شسته نشده بگذریم و و و و
حداقل به توله های خود بگویید در خلال اذان و در محراب مسجد جای شلنگ تخته و عر زدن نیست. به زن ها بگویید ساکت باشند. این دیگر بی شعوری محض است. از اقوام آفریقای مرکزی تا سرخپوست ها تا کلیساهای جنوب آمریکا و حتی مساجد شیعیان پاکستان هیچ جا را ندیدم که به توله های بی ادب اجازه این چموش بازی ها درآورند. هرگز! بلکه این ایرانی ها هستند که توله سالاری را تا حد توهین به عبادت و مسجد پذیرفته اند. بعد هم ناله می کنند که چرا بچه ها اینقدر بی استخوان و بی قاعده بار آمدند! یا چرا مسجد نمی آیند! مسجد شما یک زمین بازی خالی از متانت و وقاراست. شلخته و سنگین و ریاکارانه.
اصلا دیگر ایرانی دیگر نمی داند مسجد یعنی چه. عبادت یعنی چه. شعائر یعنی چه. همه را با یک پارتی ریاکاری اشتباه می گیرد. یعنی حتی اگر مسأله حکومت و پول هم حل شود باز حال عبادت ندارند.
قبلاً هم گفته شد شیعه باید خود را از ایرانی برهاند. | 101 |
| 11 | هر فردی که در پوشش شعار، انتقاد و حتی ملامت قیاس و یا نسبتی بین حکومت موجود و اسلام برقرار می کند، به وهن مذهب اسلام کمک می کند، مگر آن که جنبه طرد و لعن حکومت در بیان او صراحت داشته باشد. | 1 440 |
| 12 | مساجد در جمهوری اسلامی
فرايند دولتی شدن مساجد از روز اول شکل گيری حکومت جمهوری اسلامی آغاز شد. مساجد نخست پايگاه کميتههای انقلاب اسلامی و سپس بسيج شدند. بعد از آن به مراکز رای گيری، توزيع کوپن و کالاهای يارانه ای و پس از آن به ستادهای تبليغاتی حکومتی تقليل يافتند. در دورهی جنگ، مساجد به محل بسيج نيرو و تدارکات و نيز سازماندهی افراد نزديک به حکومت برای سرکوب مخالفان تبديل شدند. اين تحولات تحت يک آموزهی ايدئولوژيک صورت می گرفت که مسجد را نه فقط محل عبادت بلکه دارالحکومه و ستاد کسب قدرت و جهان گشايی تلقی می کرد.
در دولت نهم و دهم اين فرايند دولتی شدن از حيث نيروی انسانی، اداره و بودجه تشديد شد. سه نهاد دولتی و حکومتی درگير در امور مساجد يعنی ستاد ائمهی جمعه و جماعات، پايگاه های بسيج و کانونهای فرهنگی مساجد در اين دوره به شدت تقويت شده و مستقيما نقشهای امنيتی، شبه نظامی و تبليغاتی مورد انتظار حکومت از نهادهای دينی را بر عهده گرفتهاند. بدینصورت مساجد به تدریج به جای آنکه محلی برای عبادت باشد تبدیل به پایگاههای مقاومت بسیج و پاتوق جوانان خامی شده که بعد از شستشوی مغزی شبهای تعطیل با چماق و اسلحه و بیسیم گشت می زنند.
ستاد ائمهی جمعه و جماعات
فرايند اول دولتی کردن مساجد با تشکيل ستادهای ائمهی جمعه و جماعات برای کنترل امامان جماعت مساجد ئ تعيين آنها توسط حکومت بوده است. اين ستاد در استانهای مختلف شکل گرفته و تحت نظر ولی فقيه اداره میشود. اين ستاد وظيفه دارد ائمه جماعات را به مساجد معرفی کند و اگر امام جماعتی بواسطهی ديدگاههای متفاوت مورد اعتراض بسيج يا کانون فرهنگی قرار گرفت در مورد ابقا يا عزل او تصميم بگيرد. از طريق همين ستاد است که تقريبا هيچ مسجدی در کشور به صورت پايگاه مذهبی مخالفان در نيامده است و ائمهی جماعات به صورت هماهنگ با دستگاههای تبليغاتی و ايدئولوژيک حکومت عمل می کنند. کمتر امام جماعتی باقی مانده است که رسما و علنا با سياستهای دولت و حکومت مخالف باشد.
پايگاههای بسيج
فرايند دوم تشکيل پايگاههای بسيج در مساجد بود. اين پايگاهها نخستين نهادهای حکومتی بودند که در مساجد تشکيل شدند. پايگاههای بسيج که در دوران جنگ تقويت شده و به همهی مساجد کشور بسط يافتند سه کارکرد مشخص داشتهاند:
کنترل ائمهی جماعات و هيئت امنای مساجد که پيش از انقلاب و در دههی شصت به نحو مستقلی شکل گرفتند؛ کنترل محلات بر اساس ايدئولوژی حکومتی، و پرونده سازی برای افراد محل و اعلام مواد اين پرونده ها به مراکز دولتی در شرايط استعلام هنگامی که افراد می خواهند به استخدام سازمانهای دولتی درآيند، تحصيلات عالی داشته باشند، در انتخابات نامزد شوند، مجوز روزنامه و نشريه تقاضا کنند و به طور کلی هرگونه حقوق فرهنگی و اجتماعی و سياسی خود را طلب کنند.
اين پايگاهها بر اساس ايدئولوژی اسلامگرا و چپگرا مساجد را به مراکز نظامی تبديل کردند. در اين مراکز نخست افراد وفادار به حکومت و سپس اراذل و اوباش محلات برای سرکوب دگرانديشان سازماندهی شدند.
کانونهای فرهنگی مساجد
سوم فرايند تاسيس کانون های مساجد تحت مديريت ستاد عالی کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور برای مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن بنا به مصوبهی شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اکنون هزاران کانون در مساجد سطح کشور تأسیس شده که میلیونها نوجوان و جوان با این کانونها ارتباط دارند.
این کانونها از محل بودجه دولتی اداره میشوند که با رشد سالیانه به چند ده میلیارد رسیده است. در این سالها بودجهی نهادهای دينی مثل مسجد و ديگر نهادهای تحت نظر رهبری به دليل عدم نظارت مجلس و فرض ملکهی عدالت در روحانيون و وفاداران به ولايت فقيه بهترين و شايع ترين منابع برای فساد مالی در سی سال اخير بوده است. بیشتر بودجه کانونها صرف برگزاری اردوهای دسته جمعی بی کيفيت، دورههای آموزشی بی محتوا توسط مدرسان طلبه یا بسیجی اين نهاد ، شده است. مديران ستاد عالی اين کانونها با تغيير عناوين طرح های گذشته و اعلام آن به عنوان برنامههای جديد و ارايهی آمارهای غير واقعی بودجه دریافت میکنند.
منابع و خدمات دولتی به مساجد
مساجد کشور علاوه بر بودجه های مربوط به کانونها و بسيج، در بودجهی عمومی کشور نيز رديف خاصی دارند. نگاه حکومتی به مسجد نه يک محل عبادت بلکه محلی برای تبليغات دولتی است و از اين منظر تفاوتی ميان مسجد و ديگر مراکز دولتی نيست. نهاد رياست جمهوری، ادارات اوقاف و امور خيريه و شهرداریها نيز بودجههايی را در اختيار مساجد قرار می دهند. علاوه بر اين مساجد در خدماتی که از دستگاه های دولتی دريافت می کنند با انواع تخفيفها رو به رو می شوند. بدين ترتيب هزينههای مساجد را تک تک شهروندان کشور می پردازند اما اين حکومت است که از اين مراکز عمومی برای بقای خويش و خدمت به قشر مذهبی استفاده میکند.
#مسجد #بسیج | 1 400 |
| 13 | مساجد ایران وضع بسیار بدی دارند که به مساجد سایر شیعیان سرایت کرده است. خدا رحمت کند هرکس در تطهیر مساجد از سیاست، رفتار و گفتار زشت، عربده، چس ناله، شکم چرانی، پرگویی و سگ سلیقگی و شلوغی اقدام کند. | 1 478 |
| 14 | 🔆 احترام و کابری درست مساجد
........ حَدَّثَنِي أَبُو حَرْبِ بْنُ أَبِي اَلْأَسْوَدِ اَلدُّؤَلِيُّ عَنْ أَبِي اَلْأَسْوَدِ قَالَ: قَدِمْتُ اَلرَّبَذَةَ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي ذَرٍّ جُنْدَبِ بْنِ جُنَادَةَ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ فَحَدَّثَنِي أَبُو ذَرٍّ قَالَ ......... فَقَالَ [رَسُولُ الله]: ......... يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ أَجَابَ دَاعِيَ اَللَّهِ وَ أَحْسَنَ عِمَارَةَ مَسَاجِدِ اَللَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ مِنَ اَللَّهِ اَلْجَنَّةَ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اَللَّهِ كَيْفَ يُعْمَرُ مَسَاجِدُ اَللَّهِ قَالَ لاَ يُرْفَعُ فِيهَا اَلْأَصْوَاتُ وَ لاَيُخَاضُ فِيهَا بِالْبَاطِلِ وَ لاَ يُشْتَرَى فِيهَا وَ لاَ يُبَاعُ فَاتْرُكِ اَللَّغْوَ مَا دُمْتَ فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلاَ تَلُومَنَّ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ نَفْسَكَ ........ يَا أَبَا ذَرٍّ كُلُّ جُلُوسٍ فِي اَلْمَسْجِدِ لَغْوٌ إِلاَّ ثَلاَثَةً قِرَاءَةُ مُصَلٍّ أَوْ ذِكْرُ اَللَّهِ أَوْ سَائِلٌ عَنْ عِلْمٍ.........
📚مکارم الأخلاق / جلد 1 / صفحه 458
پیامبر (ص) در توصیه خود به ابوذر فرمودند:
اى ابوذر! كسى كه دعوت خدا را جواب گويد و در تعمير مساجد خدا نيكو بكوشد پاداشش از جانب خدا بهشت برين است. ابوذر مي گويد: گفتم: چگونه تعمير كند مساجد خدا را؟ پيامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: صداها در آن بلند نشده و به امور و مطالب باطله پرداخته نشود و محل خريد و فروش نگردد، و مسائل بيهوده را ترک كن تا وقتى در مسجد هستي، پس اگر اين كارها را انجام ندهى و به توصيه هايم عمل نكني، در روز قيامت كه حقيقت آشكار مي شود و هر كس جزاى عملش را مي بيند، جز خويشتن را نبايد ملامت كني .......... هرگونه نشستى در مسجد بيهوده است، مگر اينکه براى سه کار باشد: خواندن نماز [یا قرآن]، خدا را ياد کردن، و يا از علم [دین] پرسیدن.........
#حدیث #مسجد
@Imamiya_identity | 1 445 |
| 15 | 1427- حدیثی که یک ذمی به مسلمانان آموخت
محمد بن منتشر بن أجدع همدانی گفت: یک ذمی نزد حجاج آورده شد و به من دستور داد تا بر او سخت گرفته و از او خراج بگیرم. هنگامی که او را بردم به من گفت: ای محمد، تو دین و شرافت داری. من به زور چیزی نمی دهم. پس با من مدارا کرده مهربان باش. گفت: من نیز همین کار را کردم . در عرض یک هفته پانصد هزار به من داد. این خبر به حجاج رسید و به شدت برآشفت. آن را از دست من در آورد و به کسی داد که مسئول شکنجه او شده بود. پس دست و پایش را زدند و چیزی به آنها نداد. محمد بن منتشر گفت: من یک روز داشتم در بازار می رفتم که کسی مرا صدا زد: ای محمد! نگریستم. دیدم در برابر همو قرار گرفته ام که بر روی الاغی نشسته و دست و پایش را زده بودند. ترسیدم که حجاج سربرسد و من شرمگین او شوم. پس رویم را برگرداندم.
به من گفت: تو به من توجه کرده و اینها توجه نکردند. پس با من مدارا کرده و به من نیکی کردی. اما آنها با من همان کردند که می بینی. من پانصد نزد فلانی دارم. آنها را در ازای کار نیکی که در حق من کردی بردار. گفتم: من در برابر کار نیکی که انجام داده باشم ، بخصوص در این شراطی که چنین بلایی بر سر تو آورده باشند، پولی نمی خواهم! گفت: اما اگر نپذیری از من داستانی را بشنو تا برایت تعریف کنم. برخی از هم دینان تو از پیامبرت(ص) برای من روایت کرده اند که گفت: « هرگاه خداوند از قومی راضی باشد، به موقع برای شان باران خواهد بارید و ثروت را در اختیارشان قرار خواهد داد و نیکوترین شان را بر آنها منصوب خواهد کرد. اما هرگاه خداوند بر قومی خشم بگیرد، بر آنها بارانی بی موقع خواهد بارید و ثروت را در اختیار بخیلان شان قرار خواهد داد و بدترین های شان را بر آنها خواهد گمارد»
پس من رفتم ، هنوز لباسم را در نیاورده بودم که فرستاده حجاج آمد. من به دیدنش رفتم. دیدم بر روی فرش خود نشسته و شمشیرش را از نیام کشیده است. به من گفت: نزدیک شو. من اندکی نزدیک شدم. به من گفت: نزدیک شو. من باز هم نزدیک شدم. برای سومین بار به من گفت: نزدیک شو، بی پدر! گفتم : برای چه باید نزدیک شوم. حال آنکه می بینم در دست امیر چیست! خندید و شمشیرش را غلاف کرد. گفت: بنشین، سخن آن خبیث چه بود؟ به او گفتم: ای فرمانروا، به خدا قسم من از زمانی که با تو همراه شده ام تو را فریب نداده ام و به تو دروغی نگفته ام. از زمانی که مورد اعتماد تو قرار گرفتم به تو خیانتی نکرده ام. آنگاه برایش داستان را گفتم. وقتی به آن مرد و مالی را که داشت رسیدم، از من روی برگرداند و با دست اشاره کرده گفت: اسمش را نیاور. آن خبیث هم جانی دارد و احادیث را شنیده است.
عقد الفرید، تصحیح ترحینی، ج 5 ص 288
#پیامبر
#حجاج
#ذمیان | 1 421 |
| 16 | 🔆 پوشیدن لباس سیاه و پخش غذا در عزا اهلبیت (ع)
عمَر بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَال: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) لَبِسْنَ نِسَاءَ بَنِي هَاشِمٍ السَّوَادَ وَ الْمُسُوحَ وَ كُنَّ لَا يَشْتَكِينَ مِنْ حَرٍّ وَ لَا بَرْدٍ وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعَامَ لِلْمَأْتَمِ.
📚محاسن برقی / ج 2 / ص 420
عمر بن علی بن حسین می گوید: هنگامی که حسین بن علی (علیهما السلام) کشته شد، زنان بنی هاشم لباس سیاه و خشن عزا پوشیدند و [هنگام عزاداری] اعتنایی به سرما و گرما نداشتند و علی بن حسین (ع) برای آنها غذا آماده می کرد تا عزاداری کنند.
#شعائر #حدیث
ذکر این نکته الزامیست که مطابق روایات هر میزان خیرات و اطعام، ولو اندک در راه سید الشهدا علیه السلام اجری فراوان دارد اما از دیگر سو از خوردن غذاهای گرم و خوشمزه در طول زیارت و عزای حسینی و به ویژه در کربلا منع شدید شده است، بلکه فرموده اند اگر اینطور باشد زیارت نکردنتان بهتر از زیارت کردنتان است. از جمله آسیبهای فرهنگی پدیده شکم چرانی در عزاداریها با انواع کباب و میوه و شیرینی و نوشیدنی است تا جایی که مراسم روحانی عزاداری حسینی را به کارناوال اغذیه تبدیل کردهاند و به آن افتخار میکنند.
@Imamiya_identity | 1 458 |
| 17 | پسر هارالد پنجم در نروژ به سلطنت رسید؛ هاکون هشتم کیست؟ - BBC News فارسی
https://www.bbc.com/persian/articles/cn9wxzq2wj0o
اخباری از کشور عقب افتاده و جاهل و کهنه اندیش نروژ | 1 563 |
| 18 | در زمان کنونی جنبش امام خمینی از نظر ما دنبالهٔ حرکت سیدجمال [الافغانی] است اما بمراتب جست بالاتری از حرکت سیدجمال دارد؛ در این تردیدی نیست.
۳۰ خرداد ۱۳۶۰
#علی_خامنهای | 1 281 |
| 19 | چاپلوسی دروغین توده ها (بر خلاف تمام اصول اسلامی و مردانگی و راستی) از ایران تا آمریکا را فرا گرفته است. این شیطنت بزرگ از زمان عنقلاب فرانسه شروع شد. احساسات دون توده ها ملاک حقیقت و ملاک اخلاق شد. البته هرچه آزادی کمتر، چاپلوسی توده ها بیشتر.
در سرزمین شهیدپرور عاریایی و عرزشی این دیگر به اوج رسیده است. دیده اید که بعضا دیگر نمی توان جوک و لطیفه گفت.
فرض کن به جای این همه چاپلوسی در مدارس مدرن٫ عکس آن تدریس می شد: که خلایق نادانند و پست و باید از توده ها برحذر بود و دنبال نور گشت. همچه پیغامی سازگار با عقل و دین سنتی است. | 1 666 |
| 20 | 🔹The mass crushes beneath it everything that is different, everything that is excellent, individual, qualified and select.
🔹Anybody who is not like everybody, who does not think like everybody, runs the risk of being eliminated.
🔹And it is clear, of course, that this "everybody" is not "everybody." "Everybody" was normally the complex unity of the mass and the diver-gent, specialised minorities. Nowadays, "everybody" is the mass alone.
🔹Here we have the formidable fact of our times …
🔸Jose Ortega Y Gasset
📚The revolt of the masses, Chapter 1, The coming of masses, p.18-19.
—————————————————-
🔹توده هر آنچه را که متفاوت است، هر آنچه را متمایز، فردیّتیافته، شایسته و برگزیده است، نابود میکند.
🔹هر کس مانند همه نباشد و مانند همه نیندیشد، در معرض این خطر قرار دارد که حذف شود.
🔹و البته روشن است که این “همه” واقعاً به معنای “همه” نیست. “همه” در گذشته معمولاً وحدتی پیچیده از توده و اقلیتهای متفاوت و ممتاز بود. اما امروزه، “همه” چیزی جز خودِ توده نیست.
🔹این همان واقعیت هولناک زمانهٔ ماست …
https://t.me/ReligiousSchool | 1 522 |
