ندانستم
前往频道在 Telegram
2 494
订阅者
-424 小时
+1637 天
+34530 天
帖子存档
2 494
Repost from Some sexy songs for you.
Kayhan-Kalhor-Mohammadreza-Shajarian-Rain-(Lyrics-By-Ali-Mo.mp39.00 MB
2 494
احتمالا همین چیزی که هستم خوبه. دیگه بهش فکر نمیکنم. واقعا دوست داشتم یه کار مهم برای جهان انجام بدم ولی نشد، نتونستم. اولش جهان برای من، تمام وسعت زمین بود، ولی رفته رفته ازش کم شد، جهانم آب رفت. بعدا به خودم گفتم اشکالی نداره، حالا کل مردم دنیا رو هم نجات ندادم، ندادم. شهر رو هم نجات ندادم؛ ندادم. یکی دو نفر رو که میتونم؟ نه؟ نه. اونم نتونستم. الان دارم تلاش میکنم لااقل خودم رو نجات بدم. بله. من دارم خودم رو نجات میدم. این بود کار مهم من در زندگی.
2 494
کلمه مورد علاقه امروزم "روبیدن" بود. از لحاظ روحی احتیاج دارم یکی پیدا شه و روحم رو بروبه. استخوونهای زرد و خاکی این جانور منقرض شده رو آروم، با قلمموهای نرم و با ظرافت هر چه تمامتر تمیز کنه، برای نجات دادن این استخوونهای بیگوشت شتاب نکنه، مراقب باشه فرو نریزن، حواسش باشه از هم نپاشن.
2 494
خیال هم راه فرار خوبیه. یه جور واکنش دفاعی برای "دوام آوردن" و نوعی مخدره. برای دقایقی آرومت میکنه. از لحاظ روحی هیچ فرقی با اون بچهای که والدینش ازش انتظار دارن توی ۵ سالگی زبان آلمانی یاد بگیره ندارم. در مواجهه با مسائلی که زندگی ازم انتظار داره مثل همون بچهم. من نمیخوام این زبان رو یاد بگیرم زندگی. من میخوام برم توی استخر گلهای فرش شنا کنم.
2 494
خیلی گرمه. میگن یه گونه خاص از اسب وجود داره که وقتی خیلی گرمش میشه، به حال مرگ و خفگی میفته. اسب به طور غریزی خودش رو گاز میگیره و یکی از رگهاش رو با دندون پاره میکنه که راه تنفسش باز شه. همین روزاست که منم از شدت گرما و برای فرار از شرّ بادهای اهریمنی تابستانی، شاه رگم رو گاز بگیرم و در میانه خون، آزادی ابدیم رو به دست بیارم.
2 494
جدی سیارههای دیگه خیلی خوش به حالشونه که آدم ندارن. درگیر ماجرا و داستان نیستن. مثل یک سیاره خوب به گذران مسائل سیاره بودن مشغولن. اون سیاره دور و نرمالی که الان در دورترین نقطه کهکشان آندرومدا قرار داره به مراتب وضعش از کره زمین بیچاره بهتره، کلا با سه مفهوم سر و کار داره: بودن، سکوت و تاریکی. یه حجم عظیم کروی که یه گوشه از پهنه هستی نشسته واسه خودش و حتی خودشم نمیدونه چیه و چرا وجود داره.
2 494
رها بودن و مطلقا چیزی برایم اهمیت نداشتن، اولش ساده و زیبا و آزادانه به نظر میاد، یه کم که ازش بگذره چنگ میزنم که از هر چیزی حتی از آب خوردن مفهوم بکشم بیرون. چرا؟ چون با سرگردون بودن حس میکنم خالیام. با یه چیزی باید پر کنم این خالی بودن رو. بعدش هم که مثل همیشه. یه مدت همهچیز خوبه، خوب پیش میره، اینجوریام که وای زندگی چقدر خوبه، چقدر همهچیز معنا داره، درست همون موقع که اوضاع داره بهتر میشه و حس میکنم وصل شدم به جریان زندگی با سر میرم تو دیوار.
2 494
Repost from گلسیب
بین بقا و فنا، از نظرم یک کلمه میتونیم بهکار ببریم به نامِ «تعلیق»، از کلمهٔ معلق میآد، یعنی زمانی که کسی بقا براش کاملاً رنگ باخته، اما به فنا هم نرسیده، انگار در میانهٔ این دو آویزون مونده، حالتی آستانهای و بینابینی. و من در تعلیقِ بودنام، نه اونقدر زنده که زندگی کنم، و نه اونقدر مُرده که آروم بگیرم.
2 494
یکی از بهترین چیزهایی که امروز میشنوید. اینفوی به درد نخور امروز اینکه The Abyss Inside Us پروژه موسیقی نیکوس توگاریدیس، آهنگساز یونانیه. دیگه چی. آهان اول آهنگ شبیهترین صدا به صدای یک نهنگ، تولید شده توسط یک ساز موسیقیه.
2 494
خودم رو توی چهارچوبهای محکم نگه میدارم تا باد نبرم. تا اگه ساختمونی که سالها با باورها و آرزوها و رویاهام ساختم ریخت، لااقل خودم از دست نرم. یه چیزی بمونه ازم تا همون یه چیز بازم ادامه بده. حسم حس آدمیه که در حال دویدنه، تیر میخوره به پاش و یکی از رویاهاش رو از دست میده ولی بازم میدوئه، با یه پا، با یه رویای دیگه. اون یکی پاش هم تیر میخوره و میفته روی زمین، اما هنوز دستهاش کار میکنن، کشون کشون خودش رو میکشه روی زمین، سرعتم کمتره ولی بازم میشه بهش گفت حرکت کردن. همین که در حرکت باشم میدونم دارم یه کاری میکنم. همین حرکت کم به دادم میرسه که هنوز وصل باشم به جریان زندگی.
2 494
یه جوری امشب اهواز رو زدن که فقط میتونم هیچی راجع بهش نگم. خوشحالم اگه امشب اهواز نبودین.
