-او
Ir al canal en Telegram
277
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '260
en 1 canales
septiembre '26
+6
en 2 canales
Get PRO
agosto '26
+11
en 4 canales
Get PRO
julio '26
+11
en 3 canales
Get PRO
junio '26
+12
en 4 canales
Get PRO
mayo '26
+38
en 3 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 4 canales
Get PRO
enero '260
en 5 canales
Get PRO
diciembre '250
en 1 canales
Get PRO
noviembre '250
en 0 canales
Get PRO
octubre '250
en 15 canales
Get PRO
septiembre '250
en 81 canales
Get PRO
agosto '250
en 37 canales
Get PRO
julio '250
en 29 canales
Get PRO
junio '250
en 1 canales
Get PRO
mayo '250
en 7 canales
Get PRO
abril '250
en 0 canales
Get PRO
marzo '250
en 0 canales
Get PRO
febrero '250
en 1 canales
Get PRO
enero '250
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+3
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+60
en 18 canales
Get PRO
octubre '24
+85
en 40 canales
Get PRO
septiembre '24
+148
en 54 canales
Get PRO
agosto '24
+329
en 54 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 14 octubre | 0 | |||
| 13 octubre | 0 | |||
| 12 octubre | 0 | |||
| 11 octubre | 0 | |||
| 10 octubre | 0 | |||
| 09 octubre | 0 | |||
| 08 octubre | 0 | |||
| 07 octubre | 0 | |||
| 06 octubre | 0 | |||
| 05 octubre | 0 | |||
| 04 octubre | 0 | |||
| 03 octubre | 0 | |||
| 02 octubre | 0 | |||
| 01 octubre | 0 |
Publicaciones del Canal
| 2 | اگه ذهنم یاری کرد حتما😭 | 1 |
| 3 | قربان شما | 1 |
| 4 | نوشتن را از یاد بردم😔 | 1 |
| 5 | چون زیبا ان محتواهایی که به اشتراک میذاری | 1 |
| 6 | واه چه حرفا کاری نکردم که | 1 |
| 7 | به نام تو، همان کسی که تمام جرعتم را جمع کردم تا از او عشق بخواهم و پاسخم تنها چند کلمه بود، چند کلمه که هنوز بعد از این همه سکوت از هر فریادی بلندتر در گوشم میپیچند :
«من از خودمم متنفرم، تو ازم عشق میخوای؟»
_یکعدد ناگت استوار🗣
_ملک زاده✍🏼 | 24 |
| 8 | حوصلهم سررفته بیاید براتون فال حافظ بگیرم
تویدلتون نیت کنید و به من پیام بدین براتون عکس بفرستم🎀
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137 | 5 |
| 9 | هستین یه کوچولو صحبت کنیم؟
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137 | 2 |
| 10 | هیچوقت فکر نمیکردم قرار باشه تا این حد متوجه گذر زمان نشم.
غیرقابلباورترین گذر نُه ماه تاریخ توی ذهنم رقم خورد.
از اون روز تاریخ فقط جلو میرفت؛ زندگی احساس نمیشد.
تمام مدت سعی کردم زندگی رو پیدا کنم، اما هربار غمِ توی دلم خودش رو به وضوح نشون میداد.
از بابتش ناراضی نیستم. این غم بهم یادآوری میکنه چه چیزهایی رو پشت سر گذاشتیم. من هنوز توی اون شبهام.
عددِ رویِ تقویم، ماهِ رویِ تقویم و حتی سالِ روی تقویم هیچ اهمیتی نداره. ایران تا ابد توی هجدهم و نوزدهم دی ماهِ سالِ هزاروسیصدوچهار باقی میمونه.
لیست نامهایِ جاویدِ پایانناپدیز، تشابههای اسمی، اعدام، غم، غم و بازهم غم.
گذر زمان هیچچیز رو تغییر نداد، من هنوز نپذیرفتم و هنوز منتظرم یک ایران از این کابوس بیدار بشه و جانهایِ عزیزِ رفته از دست برگردند.
اما چه خیالِ مهالی.
_او | 84 |
| 11 | یه کوچولو به صرف چای و گپ و گفت مهمون بنده میشین؟
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137 | 7 |
| 12 | لطفا بیاید حرف بزنیم درد گوشم رو یادم بره😭
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137 | 8 |
| 13 | گفت بچهها نخندینا و قلبما لبخند را از یاد برد. | 118 |
| 14 | به یاد نیکای عزیز.🕊
- چهارمین سالگردِ نیکا شاکرمی؛ | 116 |
| 15 | تو را روزی از یاد خواهم برد، زمانی که بیدِ مجنون راست قامت بایستد. | 181 |
| 16 | 🌻این پیام رو فور کنید براتون رندوم بنویسم.
خط میزنم و ممکنه یه کوچولو طول بکشه. | 1 |
| 17 | هرچه میخواهد دل تنگت بگو.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137 | 5 |
| 18 | خوشحال میشم بدونم به نظرتون چطور داستانیه
http://t.me/BluChtBot?start=63a1af09bedcac888e47 | 4 |
| 19 | یه چکیده ازش دستتون باشه
ساعت 3:17AM
لسآنجلس برای کلارا مورگان همیشه شهری بود که هیچچیز در آن واقعا عجیب به نظر نمیرسید؛
تا شبی که در میان هزاران پروندهی قدیمی، به چیزی برمیخورد که نباید آنجا باشد.
چیزی که باعث میشود مرز میان گذشته و آینده، حقیقت و خیال، کمکم برایش محو شود.
از آن شب به بعد، کلارا دیگر نمیتواند به هیچچیز با اطمینان نگاه کند.
نه به آدمهایی که میشناسد،
نه به چیزهایی که میبیند،
و شاید...
نه حتی به خودش. | 1 |
| 20 | فکر کنم این رو هزاران بار گفتم که من هیچ ادعای خاصی در نوشتن ندارم؛
فقط نوشتن رو دوست دارم و گاهی داستانها و ایدههایی توی ذهنم شکل میگیرن که دلم میخواد بهشون فرصت زندگی بدم.
این بارهم تصمیم گرفتم چیزی رو که به عنوان یک داستان کوتاه توی ذهنم شکل گرفته، با شما هم به اشتراک بذارم.
شاید کامل و بینقص نباشه، اما امیدوارم بتونه برای چند دقیقه هم که شده، شما رو با خودش همراه کنه.
کم کم میذارمش اینجا، امیدوارم دوسش داشته باشید🤍 | 11 |
