fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

-او

-او

رفتن به کانال در Telegram

خوب نه، اما مینویسم. t.me/BluChtBot?start=63a1af09bedcac888e47

نمایش بیشتر
278
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-830 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '260
در 1 کانال‌ها
سپتامبر '26
+6
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+11
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+11
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+12
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+38
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '260
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '250
در 15 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 81 کانال‌ها
Get PRO
اوت '250
در 37 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 29 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 7 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+60
در 18 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+85
در 40 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+148
در 54 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+329
در 54 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
10 اکتبر0
09 اکتبر0
08 اکتبر0
07 اکتبر0
06 اکتبر0
05 اکتبر0
04 اکتبر0
03 اکتبر0
02 اکتبر0
01 اکتبر0
پست‌های کانال
قربان شما😭

2
اگه ذهنم یاری کرد حتما😭
1
3
قربان شما
1
4
نوشتن را از یاد بردم😔
1
5
چون زیبا ان محتواهایی که به اشتراک میذاری
1
6
واه چه حرفا کاری نکردم که
1
7
به نام تو، همان کسی که تمام جرعتم را جمع کردم تا از او عشق بخواهم و پاسخم تنها چند کلمه بود، چند کلمه که هنوز بعد از این همه سکوت از هر فریادی بلندتر در گوشم میپیچند : «من از خودمم متنفرم، تو ازم عشق میخوای؟» _یک‌عدد ناگت استوار🗣 _ملک زاده✍🏼
13
8
حوصله‌م سررفته بیاید براتون فال حافظ بگیرم توی‌دلتون نیت کنید و به من پیام بدین براتون عکس بفرستم🎀 http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
5
9
هستین یه کوچولو صحبت کنیم؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
2
10
هیچوقت فکر نمی‌کردم قرار باشه تا این حد متوجه گذر زمان نشم. غیرقابل‌باور‌ترین گذر نُه ماه تاریخ توی ذهنم رقم خورد. از اون روز تاریخ فقط جلو می‌رفت؛ زندگی احساس نمی‌شد. تمام مدت سعی کردم زندگی رو پیدا کنم، اما هربار غمِ توی دلم خودش رو به وضوح نشون می‌داد. از بابتش ناراضی نیستم. این غم بهم یادآوری می‌کنه چه چیز‌هایی رو پشت سر گذاشتیم. من هنوز توی اون شب‌هام. عددِ رویِ تقویم، ماهِ رویِ تقویم و حتی سالِ روی تقویم هیچ اهمیتی نداره. ایران تا ابد توی هجدهم و نوزدهم دی ماهِ سالِ هزار‌وسیصد‌وچهار باقی ‌می‌مونه. لیست نام‌هایِ جاویدِ پایان‌‌ناپدیز، تشابه‌های اسمی، اعدام، غم، غم و بازهم غم. گذر زمان هیچ‌چیز رو تغییر نداد، من هنوز نپذیرفتم و هنوز منتظرم یک ایران از این کابوس بیدار بشه و جان‌هایِ عزیزِ رفته از دست برگردند. اما چه خیالِ مهالی. _او
66
11
یه کوچولو به صرف چای و گپ و گفت مهمون بنده میشین؟ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
7
12
لطفا بیاید حرف بزنیم درد گوشم رو یادم بره😭 http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
8
13
گفت بچه‌ها نخندینا و قلب‌ما لبخند را از یاد برد.
101
14
به یاد نیکای عزیز.🕊 - چهارمین سالگردِ نیکا شاکرمی؛
100
15
تو را روزی از یاد خواهم برد، زمانی که بیدِ مجنون راست قامت بایستد.
168
16
🌻این پیام رو فور کنید براتون رندوم بنویسم. خط می‌زنم و ممکنه یه کوچولو طول بکشه.
1
17
هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو. http://t.me/HidenChat_Bot?start=5779617137
5
18
خوشحال میشم بدونم به نظرتون چطور داستانیه http://t.me/BluChtBot?start=63a1af09bedcac888e47
4
19
یه چکیده ازش دستتون باشه ساعت 3:17AM لس‌آنجلس برای کلارا مورگان همیشه شهری بود که هیچ‌چیز در آن واقعا عجیب به نظر نمی‌رسید؛ تا شبی که در میان هزاران پرونده‌ی قدیمی، به چیزی برمی‌خورد که نباید آنجا باشد. چیزی که باعث می‌شود مرز میان گذشته و آینده، حقیقت و خیال، کم‌کم برایش محو شود. از آن شب به بعد، کلارا دیگر نمی‌تواند به هیچ‌چیز با اطمینان نگاه کند. نه به آدم‌هایی که می‌شناسد، نه به چیزهایی که می‌بیند، و شاید... نه حتی به خودش.
1
20
فکر کنم این رو هزاران بار گفتم که من هیچ ادعای خاصی در نوشتن ندارم؛ فقط نوشتن رو دوست دارم و گاهی داستان‌ها و ایده‌هایی توی ذهنم شکل می‌گیرن که دلم می‌خواد بهشون فرصت زندگی بدم. این بارهم تصمیم گرفتم چیزی رو که به عنوان یک داستان کوتاه توی ذهنم شکل گرفته، با شما هم به اشتراک بذارم. شاید کامل و بی‌نقص نباشه، اما امیدوارم بتونه برای چند دقیقه هم که شده، شما رو با خودش همراه کنه. کم کم می‌ذارمش اینجا، امیدوارم دوسش داشته باشید🤍
11