es
Feedback
Critic l مریم نصر

Critic l مریم نصر

Ir al canal en Telegram

«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است» فرانسواز دستور تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com

Mostrar más
3 062
Suscriptores
-424 horas
+27 días
+3130 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+112
en 8 canales
mayo '26
+68
en 11 canales
Get PRO
abril '26
+129
en 18 canales
Get PRO
marzo '26
+78
en 12 canales
Get PRO
febrero '26
+240
en 15 canales
Get PRO
enero '26
+269
en 11 canales
Get PRO
diciembre '25
+88
en 8 canales
Get PRO
noviembre '25
+101
en 11 canales
Get PRO
octubre '25
+41
en 8 canales
Get PRO
septiembre '25
+99
en 18 canales
Get PRO
agosto '25
+126
en 12 canales
Get PRO
julio '25
+82
en 19 canales
Get PRO
junio '25
+204
en 45 canales
Get PRO
mayo '25
+70
en 14 canales
Get PRO
abril '25
+141
en 9 canales
Get PRO
marzo '25
+73
en 6 canales
Get PRO
febrero '25
+34
en 5 canales
Get PRO
enero '25
+46
en 12 canales
Get PRO
diciembre '24
+57
en 8 canales
Get PRO
noviembre '24
+57
en 7 canales
Get PRO
octubre '24
+70
en 6 canales
Get PRO
septiembre '24
+58
en 4 canales
Get PRO
agosto '24
+115
en 5 canales
Get PRO
julio '24
+165
en 17 canales
Get PRO
junio '24
+252
en 20 canales
Get PRO
mayo '24
+130
en 15 canales
Get PRO
abril '24
+64
en 2 canales
Get PRO
marzo '24
+194
en 14 canales
Get PRO
febrero '24
+111
en 13 canales
Get PRO
enero '24
+92
en 7 canales
Get PRO
diciembre '23
+116
en 17 canales
Get PRO
noviembre '23
+124
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+26
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+1 084
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
30 junio+3
29 junio+1
28 junio+3
27 junio0
26 junio+1
25 junio+2
24 junio+14
23 junio+1
22 junio+3
21 junio+8
20 junio+4
19 junio+4
18 junio+12
17 junio+11
16 junio+3
15 junio+4
14 junio+12
13 junio+1
12 junio+4
11 junio+3
10 junio+3
09 junio+2
08 junio0
07 junio+1
06 junio0
05 junio+3
04 junio+2
03 junio0
02 junio+3
01 junio+4
Publicaciones del Canal
2
آنی استاکینگ بویس Annie Stocking Boyce) نام اصلی: Annie Woodman Stocking) آموزگار و مبلغ مسیحی آمریکایی بود که از ۱۹۰۶ تا ۱۹۴۹ میلادی در تهران زندگی و کار می‌کرد. در مدارس دخترانه تهران تدریس می‌کرد و از بنیانگذاران و یراستاران مجله عالم نسوان بود. او از نخستین زنان آمریکایی بود که درباره زنان ایرانی در اوایل قرن بیستم به زبان انگلیسی نوشت. استاکینگ  عموما با مردمان طبقات بالا و علاقمندان به زندگی مدرن مراوده داشت و همانطور که در نوشته‌هایش اشاره می‌کند مشاهداتش محدود به تهران است. پدر بزرگ و مادر بزرگ و مادر و پدر او هم در ایران و ترکیه درکار ترویج مسیحیت بودند و پدرش متولد ایران بود. از این بابت کار و زندگی در ایران را نحوی میراث و رسالت اجدادی می‌دانست. مبلغان مذهبی مسیحی، رغم همه تلاش‌ها و آرزوهایی که برای ترویج مسیحیت در ایران داشتند، در نهایت تاثیر ناچیزی بر باورهای دینی مسلمانان گذاشتند، اما در توسعه فرهنگ مدرن و عمومی شدن آموزش و بهداشت در سطح ایران موثر بودند. دو مقاله از او درباره زنان ایران را به ترجمه هوش مصنوعی پیوست می‌کنم. زن مدرن پرشیا (۱۹۱۱) زنان مسلمان در پایتخت ایران (۱۹۲۸) خانم استاکینگ در این دو مقاله که به فاصله 18 سال از هم نوشته شدند، از چشم‌انداز مسیحی و امریکایی خودش شرح خواندنی‌ای از اوضاح و احوال و آرزوهای زنان طبقه متوسط و مرفه ایران می‌دهد. از او کتابی هم در سال ۱۹۳۳ منتشر شده که با توجه به محتوای مقالاتش به نظر کتاب جالبی باید باشد. متاسفانه نتوانستم آن را پیدا کنم، انگار که هیچ وقت به‌طور عمومی منتشر نشده است. (Kings, Queens and Veiled Ladies) اگر آن را داشتید یا یافتید ممنون می‌شوم برای من هم ارسال کنید. مُدهای اروپایی در لباس بسیار مورد استقبال قرار گرفته و نتایج گاهی دردناک است؛ تورهای نخی روی لباس‌های پشمی و نمایش تمام رنگ‌های رنگین‌کمان در یک لباس! در ابتدا صحبت‌های زیادی درباره کنار گذاشتن کامل حجاب بود و این هنوز هم رویای گرامیِ زنان ایرانی است، اما آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که هنوز زمان این اقدام رادیکال فرا نرسیده است و در حال حاضر، بیرون رفتن با صورتِ باز، آن‌ها را در معرض آسیبِ مردان بدطینت قرار می‌دهد. شش هفت ماه پیش، یک زن جوانِ بسیار پیشرو، لباسی طراحی کرد که جایگزین چادر شود اما صورت را کاملاً پوشیده نگه دارد. او چند بار با این لباس در خیابان ظاهر شد، اما چنان توجهی را جلب کرد و با اظهارات آزاردهنده‌ی بسیاری مواجه شد که ناچار شد آن را برای آینده کنار بگذارد. او با درک عمیقی از شرایط به من گفت که برخی از اهالی محل فکر می‌کردند او «شاهِ مخلوع» است که تغییر چهره داده! @neocritic
315
3
زن نو ایرانی.pdf
1
4
زنان مسلمان در پایتخت ایران.pdf
1
5
زن نو ایرانی.pdf
1
6
زنان مسلمان در پایتخت ایران.pdf
1
7
📝 تناقض‌های سرمایه و مراقبت بازخوانی مقالۀ نانسی فریزر دربارۀ بحران فرسودگی اجتماعی و فروپاشی نظام مراقبت آرزو نجفی مقالهٔ «تناقضات سرمایه و مراقبت» نوشتهٔ نانسی فریزر که در نشریهٔ «نیو لفت ریویو» منتشر شده، چارچوبی نظری و بسیار دقیق برای فهم یکی از عمیق‌ترین بحران‌های پنهان امروز ارائه می‌دهد. شرایط اقتصادی در سال‌های اخیر با تورم‌های افسارگسیخته، سرکوب دستمزدهای واقعی و کاهش قدرت خرید همراه بوده است. این وضعیت، خانوارها را مجبور کرده که برای بقا، ساعات کاری خود را به‌شدت افزایش دهند، پدیده‌ای که در قالب شیفت‌های کاری مضاعف، روی‌آوردن به مشاغل پلتفرمی (مانند تاکسی‌های اینترنتی) در ساعات استراحت و ضرورت کار تمام‌وقت تمامی اعضای بزرگسال خانواده نمود پیدا کرده است. هم‌زمان با این فشار جان‌فرسا برای کسب درآمد، نهادهای عمومی و حمایتی نیز از ارائهٔ خدمات باکیفیت و ارزان در حوزه‌های بهداشت، آموزش و نگهداری از سالمندان و کودکان عقب‌نشینی کرده‌اند. ترکیب این دو عامل جامعه را دچار نوعی «فقر زمانی» و «تخلیهٔ انرژی روانی و جسمی» می‌کند. این مقاله به ما نشان می‌دهد کاهش تمایل به فرزندآوری، افزایش طلاق، بحران نگهداری از جمعیتِ روبه‌رشد سالمندان و فرسودگی زنان (که بار مضاعف کار بیرون و کار خانگی را به دوش می‌کشند) صرفاً ناشی از تغییرات فرهنگی یا ضعف‌های فردی در «مدیریت زمان» نیستند، بلکه ریشه در یک تناقض ساختاری دارد که در آن، نظام اقتصادی برای رشد خود در حال بلعیدن و نابودکردن زیرساخت‌های انسانی و اجتماعی جامعه است. در ضمن بحران‌های اجتماعی و جمعیتی بدون جراحی عمیق در ساختار اقتصادِ مبتنی بر نیروی کار ارزان و بدون حمایت، قابل‌حل نخواهند بود. این مقاله با کالبدشکافی دقیق پیوند میان کاهش دستمزدها، خصوصی‌سازی خدمات عمومی و فرسایش نهاد خانواده، زنگ خطری جدی را به صدا درمی‌آورد: هیچ اقتصادی نمی‌تواند بر ویرانه‌های اجتماعی و انسان‌های فرسوده به شکوفایی دست یابد. سیاستی که فقط بر طبل رشد اقتصادی یا افزایش جمعیت می‌کوبد؛ اما الزامات بازتولید اجتماعی (از جمله مسکن مقرون‌به‌صرفه، دستمزد منصفانهٔ متناسب با تورم، خدمات درمانی و آموزشی رایگان و مرخصی‌های با حقوق والدین) را فراهم نمی‌کند، در نهایت ماشین تولید فرسودگی خواهد بود. برای داشتن جامعه‌ای سالم، اقتصاد باید در خدمت زندگی و مراقبت باشد، نه آنکه حیات انسانی هیزمی برای روشن نگه‌داشتن تنور اقتصاد شود. 🔗 متن کامل را در قلمرو رفاه بخوانید. @neocritic
508
8
انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، همایش ملی زن در تاریخ محلی، سیستان و بلوچستان را با هدف پژوهش درباره نقش و جایگاه و مسائل زنان، امک
انجمن زنان پژوهشگر تاریخ، همایش ملی زن در تاریخ محلی، سیستان و بلوچستان را با هدف پژوهش درباره نقش و جایگاه و مسائل زنان، امکانات، فرصتها و موانع پیش روی آنان برگزار می‌کند. این همایش هم‌چنین در پیوند با تاریخ محلی پهنه شرق ایران قرار دارد و می‌کوشد تا پدیده‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مرتبط با زنان این خطه را شناسایی و تبیین نماید. این انجمن، پس از برگزاری سمینارهای دوسالانه با موضوع «زن در تاریخ ایران و سپس جهان اسلام از آغاز تا دوره معاصر» و نیز برگزاری همایش‌های محلی در پهنه غرب، جنوب و شمال ایران درصدد است، «همایش ملی زن در تاریخ محلی، سیستان و بلوچستان» را در پاییز سال را ۱۴۰۵ در استان سیستان و بلوچستان برگزار کند. انجمن از علاقمندان دعوت می‌کند تا با همکاری و مشارکت فعال، در مسیر تبیین نقش و جایگاه تاریخی زنان در این پهنە‌ی تاریخی کهن همراه شوند راه‌های ارتباطی با ما: ☎️تلفن: 09354047110 ایمیل : seminarezanan@gmail.com سایت انجمن : https://wahrngo.ir کانال بله: http://ble.ir/join/FBPfXNC7CG کانال تلگرام @zananepazhoheshgartarikh1396 اینستاگرام Zanane_pazhoheshgar_tarikh
385
9
🔗کتاب‌هایی که در این یادداشت به آن‌ها اشاره شد. @neocritic+3
🔗کتاب‌هایی که در این یادداشت به آن‌ها اشاره شد. @neocritic
548
10
محدودیت‌های پرداختن به مطالعات جنسیت در ایران بعد از انقلاب باعث شده بررسی ادبیات این حوزه شبیه به پاروزدن میان جزیره‌های جدا و دور از هم باشد. شمار قابل توجهی از آثار جدی پژوهشگران ایرانی در حوزه «مطالعات جنسیت در خاورمیانه» و ذیل آن «مطالعات جنسیت در ایران»، بیرون از ایران منتشر می‌شود. برخی بعد از آنکه از طراوت افتادند به فارسی ترجمه می‌شوند و اغلب هرگز رنگ زبان فارسی را به خود نمی‌بینند. مثلا اگر فاطمه نگفته بود من حتی خبر نمی‌شدم کتاب جدیدی درباره زنان حوزوی ایران منتشر شده در سال ۲۰۲۴. از طرف دیگر تعداد قابل توجهی از تألیفات این حوزه به زبان فارسی، صرفاً صورتبندی‌های متفاوتی از انواع گرایش‌های مطالعات فمینیستی اعم از فمینیسم لیبرال، مارکسیستی، اگزیستانسیالیستی، رادیکال و دست بالا سرنخ‌هایی از انواع رویکردهای فلسفی در فمینیسم هستند. با اینکه خیلی‌هایشان در قم منتشر می‌شوند، اغلب ردی از «فمینسم اسلامی» در آن‌ها نیست. فمینیسم هنوز چونان «انحراف» موضوع مطالعه است و طبعاً فمینیسم اسلامی انحرافی ضرب و تشدید شده است، ولو در غرب حضور زنان در حوزه‌های علمیه را نحوی کنش فمینیستی مذهبی بدانند. در آغاز دهه هشتاد، زمانیکه ما دانشجو بودیم و تازه با بحث‌های فمنیسم فلسفی آشنا شده بودیم، نخستین ترجمه‌ها در این حوزه در قم منتشر می‌شد. امروز رد آن ترجمه‌ها را به خوبی می‌توان در بازخوانی فمینیسم در قم دید. دکتر حسین بستان، یکی از اسامی معروفی است که درباره فمینیسم و نسبت اسلام با جنسیت آثاری پدید آورده‌ که به‌نحو گسترده منتشر و مطالعه می‌شود. به گمان من کتاب اسلام و تفاوت‌هاتی جنسی به قلم او نماینده نهایت انعطافی است که خوانش رسمی از فقه می‌تواند در موضوع زنان از خود نشان دهد. کتاب با اشاره به این ادعا در معرفت‌شناسی فمینیستی آغاز می‌کند که دانش و معرفت جنسیت‌مند است و اگر چنین باشد پس باورهای دینی «فراجنسیتی» بهترین ملاک برای داوری میان دو جنس هستند. دکتر بستان که در آثار دیگرش خوانشی درهمین سطح از فلسفه‌های فمینیستی در اختیار خوانندگان قرار داده است، در این کتاب با توسل به همان معیارهای فراجنسیتی کلیه تبعیض‌های جنسیتی در فقه اسلامی و قانون کشور را توجیه و تبیین می‌کند. تبعیض‌هایی ظاهراً برخاسته از طبیعت و مناسبات اجتماعی مطلوب در جامعه اسلامی. این کتاب ۲۳۷ منبع دارد که ۱۹۵ تای آنها به زبان فارسی است. ازمیان این ۱۹۵ اثر تنها ۹ اثر متعلق به نویسندگان زن است و از این ۹ اثر، پنج اثر ترجمه آثار فمینیستهای غربی است. می‌ماند چهار اثر که دوتای آن‌ها مقاله و مطالعه موردی است و دوتای دیگر یکی درآمدی بر مطالعات زنان نوشته حمیرا مشیرزاده و دیگری زنان در بازار کار نوشته مهرانگیز کار است. دکتر بستان در مقدمه کتابش از حجج اسلام محمد غروی، علیرضا اعرافی، محمدتقی شهیدی و محمود رجبی برای ارزیابی اثر خود سپاسگزاری کرده‌ است. هیچ ردی از نظرات هیچ زن پژوهشگر ایرانی در این اثر وجود ندارد. کتاب دکتر بستان کتابی نسبتاً قدیمی است و نباید زمان انتشار آن را نادیده گرفت (۱۳۸۸). اثر جدیدتری بر همین بافت کتاب خانم دکتر فریبا علاسوند است با عنوان عدالت، زن و جنسیت که در واقع تلاش بر نظریه‌پردازی درباره مفهوم «عدالت اسلامی» بر بافت نظریات عدالت و با دغدغه جنسیتی است. این کتاب انصافاً حرکتی روبه جلو را نشان می‌دهد که در واقع تأیید و تاکید بر ضرورت درگیر شدن نگاه‌های زنانه‌نگر و اهمیت تجربه بدنمند، حتی در معرفت دینی است. گرچه ردپای رویکرد سیاسی نویسنده در جای‌جای کتاب پررنگ است، اما منکر وجود مشکلات و ضرورت بازاندیشی و نظریه‌پردازی نیست و روبه گذشته ندارد. با این حال، از حدود ۱۸۰ منبع فارسی این کتاب تنها ۶ منبع آن بقلم زنان است که دوتای آنها ترجمه آثار فمینیست‌های غربی و چهارتاری دیگر مقاله هستند که یکی‌شان به قلم خود مولف است. همچنین، نظریه‌پردازانی که مولف با آنها درباب عدالت اسلامی گفت و گو کرده مرتضی مطهری و محمد حسین طباطبایی هستند و آنجا که نظریه خودش را بسط داده ترجیح داده آن را ملهم از رویکرد آمارتیا سن بسط دهد. در کتاب و در منابع او اثری از نام مارتا نوسبام، همکار سن و کسی که رویکرد او به عدالت را در قلمرو جنسیت بسط داده به چشم نمی‌خورد. در مقدمه کتاب از حجج اسلام منصور میراحمدی و حسین بستانی سپاسگزاری شده است. عرض اینکه، ادعای «فراجنسیتی» بودن معرفت تولیدشده در حوزه‌ای یکسره تحت تسلط رهبران، نظریه‌پردازان، منابع و ارزیابان مرد، بیش از آنکه توصیف واقعیت باشد، عملا بازتولید همان پیش‌فرض کلاسیک است که نگاه مذکر را معادل نگاه معتبر و جهان‌شمول می‌داند. @neocritic
580
11
این مقاله در پی ایجاد گفت‌وگویی میان اکسل هونتِ فیلسوف، و سیلویا فدریچی و نانسی فریزر، پژوهشگران فمینیست است. هدف مقاله تأکید
این مقاله در پی ایجاد گفت‌وگویی میان اکسل هونتِ فیلسوف، و سیلویا فدریچی و نانسی فریزر، پژوهشگران فمینیست است. هدف مقاله تأکید بر محدودیت‌های تأملات فلسفی هونت درخصوص بُعد هنجاری خانواده است. در وهله‌ی اول، ایده‌های او در مورد این موضوع مطرح می‌شود که چگونه انتظار هنجاریِ آزادی اجتماعی در روابط خانوادگی نفوذ می‌کند. از نظر هونت، پس از این‌که زنان وارد بازار کار شدند، تصور هنجاریِ مشارکتِ متقارن در خانواده پدید آمد. این ایده از خانواده، چه هنجاری باشد چه نباشد، نه‌تنها محدود بلکه نادرست نیز هست، زیرا به معضلات بازتولید اجتماعی توجه نمی‌کند؛ معضلاتی که پیامدهای آن با آزادی اجتماعی در تضاد است. سپس، تحلیل‌های فدریچی و فریزر را بسط می‌دهم، تحلیل‌هایی درباره‌ی این‌که چگونه خانواده‌ها همواره با تعارض‌هایی مربوط به الزامات بازتولید اجتماعی مواجه شده‌اند و اَشکال متنوعی از انقیاد را پدید آورده‌اند که با خودِ ایده‌ی خانواده به‌مثابه‌ی نوعی سپهر بی‌چون‌وچرای آزادی در تقابل است. ____________ 👈متن کامل
731
12
📽️ سیمون دوبوار درباره بدن زن و نام‌گذاری‌هایش از اینجا @neocritic
📽️ سیمون دوبوار درباره بدن زن و نام‌گذاری‌هایش از اینجا @neocritic
1 173
13
نگارگری از کتاب قصص الانبیا، قرن 16 از اینجا @neocritic
نگارگری از کتاب قصص الانبیا، قرن 16 از اینجا @neocritic
1 076
14
✍🏻 مقام الهه‌گی کانال‌های تلویزیون را ورق می‌زدم که به نماهنگی رسیدم از سریال ستایش. در انتهای نماهنگ این جمله با خط نستعلیق نوشته شده بود: زن باید به مقام الهه‌گی‌اش برگردد  هرچه سریال شهرزاد در اینستاگرام محبوب است، ستایش را تلویزیون دوست دارد. هردو هم راوی داستان تلاش زنانیست برای در دست گرفتن سرنوشت خود. ولی این «بازگشت به مقام الهه‌گی» را تازگی جای دیگری هم شنیده بودم؛ در نشستی چیزی. اول جستجو کردم مبادا منسوب به کسی باشد که نوشتن درباره‌اش شری بیش از خیر برساند. خوشبختانه نبود. سخنرانی را پیدا کردم. حسین الهی قمشه‌ای می‌گوید زن باید به مقام الهه‌گی‌اش برگردد که تنها مقام شایسته اوست. او می‌گوید «اصل گوهر وجود زن رحمت است». از آیه قرآن تا ضرب‌المثل انگلیسی را کنار هم می‌گذارد تا بر ابعاد غیرمادی وجود زنان تاکید کند. اینکه زن شایسته معبود بودن است. منظور از مقام الهه‌گی نثار عشق بی‌چشم‌داشت است... مشابه چنین نگاه لطیفی به زن در طول تاریخ درمیان زنان و مردان طرفداران فراوانی داشته است. برای همین تلویزیون رسمی دارد روی روایتی طولانی از صبر بر مصیبت ستایش تبلیغ‌اش می‌کند. درحقیقت اما مقام الهه‌گی، متعلق به موجودات بری از ماده است. چنین مقامی اصلاً موجود نیست که زن بخواهد به آن «برگردد». جز این است که تحسین شده‌ترین زنِ قرآن، مریم، که ادعا می‌شود کمتر از باقی زنان جهان رنج‌های مادی و بدنی زندگی را تجربه کرد، زیر بار فشار آنچه خانواده‌اش و خداوند و طبیعت بر دوش او گذاشته بودند یکی از دردناک‌ترین آیات قرآن را برایمان ساخته... در تنهایی خدا را مخاطب قرار می‌دهد که: ای کاش قبل از این مرده بودم و چون چیز بی‌ارزشی فراموش شده بودم (مریم: 23) منظور اینکه، گرچه دنیای پراز تنازع امروز روان‌مان را فرسوده و این حرف‌ها آرامش‌بخش است؛ ولی اصولاً مقامی برای «بازگشت» وجود ندارد. آنچه هست در پیش‌روست. درعین حال، کاملاً درست است که می‌توان با الهام از همه تجربیات تاریخی و ملموس و بدنمند زنان، در تعامل انتقادی با سنت‌های عظیمِ ازپیش موجود، جهان را جای بهتری برای زندگی هم زنان و هم بقیه موجوداتی کرد که اله و الهه یا درخدمت آنان نیستند. بدن‌ها و روان‌هایی هستند شکل یافته و درک شده از مسیر خوشی‌ها و رنج‌های همین بدن که در خانواده و در شهر و در جغرافیای مشخصی بدنیا می‌آید و زندگی می‌کند .   @neocritic
1 235
15
توضیح و عذرخواهی: تاریخ انتشار این کاریکاتور به اشتباه ۱۳۳۱ شمسی نوشته شده بود. تاریخ صحیح ۱۳۳۱ قمری برابر با ۱۲۹۲ شمسی است ک
توضیح و عذرخواهی: تاریخ انتشار این کاریکاتور به اشتباه ۱۳۳۱ شمسی نوشته شده بود. تاریخ صحیح ۱۳۳۱ قمری برابر با ۱۲۹۲ شمسی است که اصلاح شد) 🙏🏻 از آقای جامی بزرگوار بابت دقت و تذکرشان سپاسگزارم.
940
16
⭕️ بیماریِ برگزیدگی از بین تمام نخوت‌ها، غرورها و خودبرتربینی‌هایی که می‌تواند سرشت انسان را به‌شکل عمیقی آلوده کند و آن‌قدر ریشه بدواند که تبدیل به نوعی سبک زندگی، دلیلی برای فخرفروشی و نگاه‌های قیم‌مآبانه باشد، غرورِ حاصل از دین‌داری و مذهب‌گرایی است. منظورم این است که افراد دین‌دار دچار غرور و نخوت می‌شوند؟ اصلا و ابدا. منظورم این است که مذهبی‌ها چنین رفتاری دارند؟ حاشا و کلا. دارم از افرادی صحبت می‌کنم که نه به‌سبب دین‌داری اخلاق‌مدارانه بلکه صرفاً به‌سبب نوع پوشش، انجام برخی مناسک و تعلق به قشری‌خاص، تصور می‌کنند در طبقات خاص و برگزیده‌ای جای دارند. برای مثال، مدارس و هیئت‌های خاص خودشان را دارند، در مناطق خاصی از تهران زندگی می‌کنند، در رفتارها و گفتارهایشان مدام دنبال سهم‌خواهی‌اند یا در خودشان اهلیت تذکر، امر به معروف و نهی از منکر و... می‌بینند. عموماً اهالی این دسته، آن‌قدر رفتارهای مشابهی دارند که تبدیل به یک تیپ اجتماعی مشخص شده‌اند. دیدن و تعامل با یک نفرشان، گاهی شما را به شناختی نسبتاً دقیق از الگوهای رفتاری بسیاری از آن‌ها می‌رساند. نه به این دلیل که همه یکسان‌اند، بلکه چون نوعی جهان‌بینی مشترک در پس رفتارهایشان وجود دارد؛ جهان‌بینی‌ای که مرز میان «دین‌داری» و «برگزیدگی» را گم کرده است. مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. دین، اگر قرار باشد انسان را به چیزی دعوت کند، پیش از هر چیز به فروتنی دعوت می‌کند. به این آگاهی که انسان بیش از آن‌که صاحب حقیقت باشد، باید جوینده آن باشد. اما وقتی دین از یک مسیر اخلاقی و درونی به یک هویت اجتماعی و امتیاز نمادین تبدیل می‌شود، آرام‌آرام کارکردش نیز تغییر می‌کند. دیگر نشانه‌های دین‌داری نه راهی برای مراقبت از خویشتن در برابر ابتذال و بی‌اخلاقی و گناه، بلکه ابزاری برای تمایزگذاری با دیگران می‌شوند. در چنین وضعیتی، فرد نه به‌خاطر آنچه در درون خود ساخته، بلکه به‌خاطر آنچه در ظاهر خود نمایش می‌دهد احساس برتری می‌کند. او خود را در جبهه درست تاریخ، سیاست، دین، فرهنگ و حتی اخلاق می‌بیند و دیگران را، آگاهانه یا ناآگاهانه، محتاج هدایت، اصلاح یا تذکر. به همین دلیل است که گاهی بیشترین خشونت‌های نمادین، تحقیرها و قضاوت‌های شتاب‌زده نه از سوی کسانی که آشکارا با دین دشمنی دارند، بلکه از سوی کسانی بروز می‌کند که گمان می‌کنند به واسطه دین‌داری‌شان از خطا مصون مانده‌اند. شاید به همین دلیل است که این تیپ اجتماعی برای بسیاری از آدم‌ها آشناست. حتم دارم شما که این نوشته را می‌خوانید، دست‌کم یک بار تلخی کلام، نگاه یا قضاوت یکی از آن‌ها را چشیده‌اید؛ همان لحظه‌ای که احساس کرده‌اید نه با یک انسان هم‌سطح، بلکه با کسی مواجه هستید که از پیش، جای خودش و شما را در جهان تعیین کرده است. _ فاطمه بهروزفخر #درباره_خودمان
848
17
به اصرار،میکروفن را برای اجرا کنندگان نوجوان برنامه خودم نگه داشتم. که «بگویند». و در آن لحظه‌ها فکر می‌کردم که کار ما مگر جز
به اصرار،میکروفن را برای اجرا کنندگان نوجوان برنامه خودم نگه داشتم. که «بگویند». و در آن لحظه‌ها فکر می‌کردم که کار ما مگر جز این است؟ باز کردن میکروفن‌ها، راه‌ها و‌ مسیرها، برای گفتن و‌ گام برداشتن این نسل جدیدی که می‌اید؟ و تو، چه می‌دانستی که به کلمه کلمه گفتن‌ت، سلول‌سلول من زنده می‌شود..
1 040
18
نهادهای زنانه، روایت زنانه (درباره «خانه کتابدار» و بیست سالگی‌اش) در نشست رونمایی کتاب «رد پای دست‌ها، داستان خانه‌ی کتابدار»، از «نهادهای زنانه و روایت‌های زنانه» گفتم. پنج نکته: اول اینکه این نهادهای زنانه، به دلیل ویژگی‌هایی چون توجه به احساسات و جنبه‌های گرم وجود انسانی، توان تحمل و تدریج، توان تحمل تفاوت جزو موفق‌ترین انواع نهادسازی‌های مستقل در جامعه ایران در پنجاه سال اخیر بوده‌اند. در اینجا «نهاد زنانه» لزوما به معنای نهادی که توسط زنان اداره شود، نیست. بلکه مسأله «شیوه» مدیریت و نگاه حاکم بر نهاد است. چه بسا نهادهایی که زنان تاسیس و اداره کرده‌اند اما «نهاد زنانه» نبوده‌اند و چه بسا نهادهایی که مردان در آن‌ها سهمی دارند (نظیر خانه هفت دست یا بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان) اما زنانه اداره می‌شوند. ویژگی‌هایی که به روشنی در ایده‌ی زن، زندگی، آزادی دیده می‌شود. دوم اینکه ایده‌‌ی محوری «خانه کتابدار» یعنی «کتابداری اجتماعی» یکی از مهم‌ترین گمشده‌های صد و پنجاه سال اخیر جامعه ایران است. فراتر از صرف کتاب و کتابداری: تبدیل کردن کلمه‌ها و ایده‌های پیچیده اما مترقی به زبان ساده. به بازی، به اردو.. و این همان ضعف تاریخی‌ست که ما روشنفکران و تحصیلکردگان از آن رنج برده‌ایم و به تعبیر شریعتی در وصیتنامه‌اش: فراموش کردن زبان متن مردم کوچه و خیابان و قبرستان آرزوهای ما و‌ عبث‌کننده‌ی تمام تلاش‌های ما.. سوم: بیست سالگی این نهادها. هم این نهاد و هم برخی نهادهای دیگر مستقل، از دوره‌ی اصلاحات آغاز کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها اکنون نهالی بیست و اندی ساله‌اند. این نشان می‌دهد که به میزانی که حاکمان پایشان را از حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و هنری بیرون بگذارند و این حوزه‌ها را مثل همین حوزه به اهلش بسپارند، جامعه خود می‌داند که چطور قد بکشد. بر خلاف آنچه کرده‌اند: در حوزه‌هایی چون تامین زیرساخت‌های بهداشت و سلامت و آموزش گام به گام کنار کشیده‌اند و در حوزه‌هایی که نباید، چون فرهنگ و جامعه، مدام پررنگ‌تر شده‌اند... دو‌ نکته‌ی اخرم، درباره‌ی دیدن تاثیر «هم‌افزایی نهادی» در کانون‌های مستقل اجتماعی و اهمیت «نفر-نهادها» و خانواده‌های بانی فرهنگ در شکل‌گیری این نهادهای مستقل و لزوم دست به دست کردن و جانشین‌پروری به خصوص از میان نسل جوان زیر سی سال در این کانون‌ها بود. شبی که از عمر، حساب نشد. #کانون‌های_مستقل_اجتماعی/#نهادهای_مستقل_فرهنگی/#روشنا @raahiane/راهیانه/ایده نوشت‌های مهدی سلیمانیه
945
19
این روزها مادر جوانی را نمی‌بینی مگر نگران سال آینده و مدرسه فرزند(ان)ش باشد. کیفیت آموزش افول کرده، هزینه‌ها صعود، آن هم در
این روزها مادر جوانی را نمی‌بینی مگر نگران سال آینده و مدرسه فرزند(ان)ش باشد. کیفیت آموزش افول کرده، هزینه‌ها صعود، آن هم در شرایطی که سال گذشته بسیاری از خانواده‌ها با تحمل سختی زیاد، برای آینده بچه‌ها، هزینه آموزش فرزندانشان را در مدارس غیرانتفاعی تامین کردند_ که چندماه بیشتر هم حضوری نبود و خب در این شرایط تورم... این را در مجله شکوفه دیدم، متعلق به سال ۱۳۳۱ شمسی. نخستین سال‌هایی که بحث از باسواد شدن دخترها داغ شده بود. مادر خدیجه می‌بردش پیش ملاباجی، ولی مادر فرخنده معتقد است بچه باید در مدرسه‌ای درس بخواند که زیر نظر وزارت معارف باشد و... @neocritic
1 719
20
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد. سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد. سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در ملا عام شلاق خوردند ۲.۲ میلیون دختر و زن از درس و تعلیم محروم هستند 🔻شما شکوه این زن رو ببینید نه زجه میزنه نه جیغ میزنه @Sahamnewsorg
945