ar
Feedback
Critic l مریم نصر

Critic l مریم نصر

الذهاب إلى القناة على Telegram

«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است» فرانسواز دستور تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com

إظهار المزيد
3 049
المشتركون
-624 ساعات
+207 أيام
+730 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+88
في 7 قنوات
مايو '26
+68
في 11 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+129
في 18 قنوات
Get PRO
مارس '26
+78
في 12 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+240
في 15 قنوات
Get PRO
يناير '26
+269
في 11 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+88
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+101
في 11 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+41
في 8 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+99
في 18 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+126
في 12 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+82
في 19 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+204
في 45 قنوات
Get PRO
مايو '25
+70
في 14 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+141
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '25
+73
في 6 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+34
في 5 قنوات
Get PRO
يناير '25
+46
في 12 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+57
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+57
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+70
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+58
في 4 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+115
في 5 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+165
في 17 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+252
في 20 قنوات
Get PRO
مايو '24
+130
في 15 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+64
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+194
في 14 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+111
في 13 قنوات
Get PRO
يناير '24
+92
في 7 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+116
في 17 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+124
في 7 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+26
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+1 084
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
24 يونيو0
23 يونيو+1
22 يونيو+3
21 يونيو+8
20 يونيو+4
19 يونيو+4
18 يونيو+12
17 يونيو+11
16 يونيو+3
15 يونيو+4
14 يونيو+12
13 يونيو+1
12 يونيو+4
11 يونيو+3
10 يونيو+3
09 يونيو+2
08 يونيو0
07 يونيو+1
06 يونيو0
05 يونيو+3
04 يونيو+2
03 يونيو0
02 يونيو+3
01 يونيو+4
منشورات القناة
📽️ سیمون دوبوار درباره بدن زن و نام‌گذاری‌هایش از اینجا @neocritic

2
نگارگری از کتاب قصص الانبیا، قرن 16 از اینجا @neocritic
نگارگری از کتاب قصص الانبیا، قرن 16 از اینجا @neocritic
565
3
✍🏻 مقام الهه‌گی کانال‌های تلویزیون را ورق می‌زدم که به نماهنگی رسیدم از سریال ستایش. در انتهای نماهنگ این جمله با خط نستعلیق نوشته شده بود: زن باید به مقام الهه‌گی‌اش برگردد  هرچه سریال شهرزاد در اینستاگرام محبوب است، ستایش را تلویزیون دوست دارد. هردو هم راوی داستان تلاش زنانیست برای در دست گرفتن سرنوشت خود. ولی این «بازگشت به مقام الهه‌گی» را تازگی جای دیگری هم شنیده بودم؛ در نشستی چیزی. اول جستجو کردم مبادا منسوب به کسی باشد که نوشتن درباره‌اش شری بیش از خیر برساند. خوشبختانه نبود. سخنرانی را پیدا کردم. حسین الهی قمشه‌ای می‌گوید زن باید به مقام الهه‌گی‌اش برگردد که تنها مقام شایسته اوست. او می‌گوید «اصل گوهر وجود زن رحمت است». از آیه قرآن تا ضرب‌المثل انگلیسی را کنار هم می‌گذارد تا بر ابعاد غیرمادی وجود زنان تاکید کند. اینکه زن شایسته معبود بودن است. منظور از مقام الهه‌گی نثار عشق بی‌چشم‌داشت است... مشابه چنین نگاه لطیفی به زن در طول تاریخ درمیان زنان و مردان طرفداران فراوانی داشته است. برای همین تلویزیون رسمی دارد روی روایتی طولانی از صبر بر مصیبت ستایش تبلیغ‌اش می‌کند. درحقیقت اما مقام الهه‌گی، متعلق به موجودات بری از ماده است. چنین مقامی اصلاً موجود نیست که زن بخواهد به آن «برگردد». جز این است که تحسین شده‌ترین زنِ قرآن، مریم، که ادعا می‌شود کمتر از باقی زنان جهان رنج‌های مادی و بدنی زندگی را تجربه کرد، زیر بار فشار آنچه خانواده‌اش و خداوند و طبیعت بر دوش او گذاشته بودند یکی از دردناک‌ترین آیات قرآن را برایمان ساخته... در تنهایی خدا را مخاطب قرار می‌دهد که: ای کاش قبل از این مرده بودم و چون چیز بی‌ارزشی فراموش شده بودم (مریم: 23) منظور اینکه، گرچه دنیای پراز تنازع امروز روان‌مان را فرسوده و این حرف‌ها آرامش‌بخش است؛ ولی اصولاً مقامی برای «بازگشت» وجود ندارد. آنچه هست در پیش‌روست. درعین حال، کاملاً درست است که می‌توان با الهام از همه تجربیات تاریخی و ملموس و بدنمند زنان، در تعامل انتقادی با سنت‌های عظیمِ ازپیش موجود، جهان را جای بهتری برای زندگی هم زنان و هم بقیه موجوداتی کرد که اله و الهه یا درخدمت آنان نیستند. بدن‌ها و روان‌هایی هستند شکل یافته و درک شده از مسیر خوشی‌ها و رنج‌های همین بدن که در خانواده و در شهر و در جغرافیای مشخصی بدنیا می‌آید و زندگی می‌کند .   @neocritic
545
4
توضیح و عذرخواهی: تاریخ انتشار این کاریکاتور به اشتباه ۱۳۳۱ شمسی نوشته شده بود. تاریخ صحیح ۱۳۳۱ قمری برابر با ۱۲۹۲ شمسی است ک
توضیح و عذرخواهی: تاریخ انتشار این کاریکاتور به اشتباه ۱۳۳۱ شمسی نوشته شده بود. تاریخ صحیح ۱۳۳۱ قمری برابر با ۱۲۹۲ شمسی است که اصلاح شد) 🙏🏻 از آقای جامی بزرگوار بابت دقت و تذکرشان سپاسگزارم.
624
5
⭕️ بیماریِ برگزیدگی از بین تمام نخوت‌ها، غرورها و خودبرتربینی‌هایی که می‌تواند سرشت انسان را به‌شکل عمیقی آلوده کند و آن‌قدر ریشه بدواند که تبدیل به نوعی سبک زندگی، دلیلی برای فخرفروشی و نگاه‌های قیم‌مآبانه باشد، غرورِ حاصل از دین‌داری و مذهب‌گرایی است. منظورم این است که افراد دین‌دار دچار غرور و نخوت می‌شوند؟ اصلا و ابدا. منظورم این است که مذهبی‌ها چنین رفتاری دارند؟ حاشا و کلا. دارم از افرادی صحبت می‌کنم که نه به‌سبب دین‌داری اخلاق‌مدارانه بلکه صرفاً به‌سبب نوع پوشش، انجام برخی مناسک و تعلق به قشری‌خاص، تصور می‌کنند در طبقات خاص و برگزیده‌ای جای دارند. برای مثال، مدارس و هیئت‌های خاص خودشان را دارند، در مناطق خاصی از تهران زندگی می‌کنند، در رفتارها و گفتارهایشان مدام دنبال سهم‌خواهی‌اند یا در خودشان اهلیت تذکر، امر به معروف و نهی از منکر و... می‌بینند. عموماً اهالی این دسته، آن‌قدر رفتارهای مشابهی دارند که تبدیل به یک تیپ اجتماعی مشخص شده‌اند. دیدن و تعامل با یک نفرشان، گاهی شما را به شناختی نسبتاً دقیق از الگوهای رفتاری بسیاری از آن‌ها می‌رساند. نه به این دلیل که همه یکسان‌اند، بلکه چون نوعی جهان‌بینی مشترک در پس رفتارهایشان وجود دارد؛ جهان‌بینی‌ای که مرز میان «دین‌داری» و «برگزیدگی» را گم کرده است. مسئله دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. دین، اگر قرار باشد انسان را به چیزی دعوت کند، پیش از هر چیز به فروتنی دعوت می‌کند. به این آگاهی که انسان بیش از آن‌که صاحب حقیقت باشد، باید جوینده آن باشد. اما وقتی دین از یک مسیر اخلاقی و درونی به یک هویت اجتماعی و امتیاز نمادین تبدیل می‌شود، آرام‌آرام کارکردش نیز تغییر می‌کند. دیگر نشانه‌های دین‌داری نه راهی برای مراقبت از خویشتن در برابر ابتذال و بی‌اخلاقی و گناه، بلکه ابزاری برای تمایزگذاری با دیگران می‌شوند. در چنین وضعیتی، فرد نه به‌خاطر آنچه در درون خود ساخته، بلکه به‌خاطر آنچه در ظاهر خود نمایش می‌دهد احساس برتری می‌کند. او خود را در جبهه درست تاریخ، سیاست، دین، فرهنگ و حتی اخلاق می‌بیند و دیگران را، آگاهانه یا ناآگاهانه، محتاج هدایت، اصلاح یا تذکر. به همین دلیل است که گاهی بیشترین خشونت‌های نمادین، تحقیرها و قضاوت‌های شتاب‌زده نه از سوی کسانی که آشکارا با دین دشمنی دارند، بلکه از سوی کسانی بروز می‌کند که گمان می‌کنند به واسطه دین‌داری‌شان از خطا مصون مانده‌اند. شاید به همین دلیل است که این تیپ اجتماعی برای بسیاری از آدم‌ها آشناست. حتم دارم شما که این نوشته را می‌خوانید، دست‌کم یک بار تلخی کلام، نگاه یا قضاوت یکی از آن‌ها را چشیده‌اید؛ همان لحظه‌ای که احساس کرده‌اید نه با یک انسان هم‌سطح، بلکه با کسی مواجه هستید که از پیش، جای خودش و شما را در جهان تعیین کرده است. _ فاطمه بهروزفخر #درباره_خودمان
615
6
به اصرار،میکروفن را برای اجرا کنندگان نوجوان برنامه خودم نگه داشتم. که «بگویند». و در آن لحظه‌ها فکر می‌کردم که کار ما مگر جز
به اصرار،میکروفن را برای اجرا کنندگان نوجوان برنامه خودم نگه داشتم. که «بگویند». و در آن لحظه‌ها فکر می‌کردم که کار ما مگر جز این است؟ باز کردن میکروفن‌ها، راه‌ها و‌ مسیرها، برای گفتن و‌ گام برداشتن این نسل جدیدی که می‌اید؟ و تو، چه می‌دانستی که به کلمه کلمه گفتن‌ت، سلول‌سلول من زنده می‌شود..
682
7
نهادهای زنانه، روایت زنانه (درباره «خانه کتابدار» و بیست سالگی‌اش) در نشست رونمایی کتاب «رد پای دست‌ها، داستان خانه‌ی کتابدار»، از «نهادهای زنانه و روایت‌های زنانه» گفتم. پنج نکته: اول اینکه این نهادهای زنانه، به دلیل ویژگی‌هایی چون توجه به احساسات و جنبه‌های گرم وجود انسانی، توان تحمل و تدریج، توان تحمل تفاوت جزو موفق‌ترین انواع نهادسازی‌های مستقل در جامعه ایران در پنجاه سال اخیر بوده‌اند. در اینجا «نهاد زنانه» لزوما به معنای نهادی که توسط زنان اداره شود، نیست. بلکه مسأله «شیوه» مدیریت و نگاه حاکم بر نهاد است. چه بسا نهادهایی که زنان تاسیس و اداره کرده‌اند اما «نهاد زنانه» نبوده‌اند و چه بسا نهادهایی که مردان در آن‌ها سهمی دارند (نظیر خانه هفت دست یا بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان) اما زنانه اداره می‌شوند. ویژگی‌هایی که به روشنی در ایده‌ی زن، زندگی، آزادی دیده می‌شود. دوم اینکه ایده‌‌ی محوری «خانه کتابدار» یعنی «کتابداری اجتماعی» یکی از مهم‌ترین گمشده‌های صد و پنجاه سال اخیر جامعه ایران است. فراتر از صرف کتاب و کتابداری: تبدیل کردن کلمه‌ها و ایده‌های پیچیده اما مترقی به زبان ساده. به بازی، به اردو.. و این همان ضعف تاریخی‌ست که ما روشنفکران و تحصیلکردگان از آن رنج برده‌ایم و به تعبیر شریعتی در وصیتنامه‌اش: فراموش کردن زبان متن مردم کوچه و خیابان و قبرستان آرزوهای ما و‌ عبث‌کننده‌ی تمام تلاش‌های ما.. سوم: بیست سالگی این نهادها. هم این نهاد و هم برخی نهادهای دیگر مستقل، از دوره‌ی اصلاحات آغاز کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها اکنون نهالی بیست و اندی ساله‌اند. این نشان می‌دهد که به میزانی که حاکمان پایشان را از حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و هنری بیرون بگذارند و این حوزه‌ها را مثل همین حوزه به اهلش بسپارند، جامعه خود می‌داند که چطور قد بکشد. بر خلاف آنچه کرده‌اند: در حوزه‌هایی چون تامین زیرساخت‌های بهداشت و سلامت و آموزش گام به گام کنار کشیده‌اند و در حوزه‌هایی که نباید، چون فرهنگ و جامعه، مدام پررنگ‌تر شده‌اند... دو‌ نکته‌ی اخرم، درباره‌ی دیدن تاثیر «هم‌افزایی نهادی» در کانون‌های مستقل اجتماعی و اهمیت «نفر-نهادها» و خانواده‌های بانی فرهنگ در شکل‌گیری این نهادهای مستقل و لزوم دست به دست کردن و جانشین‌پروری به خصوص از میان نسل جوان زیر سی سال در این کانون‌ها بود. شبی که از عمر، حساب نشد. #کانون‌های_مستقل_اجتماعی/#نهادهای_مستقل_فرهنگی/#روشنا @raahiane/راهیانه/ایده نوشت‌های مهدی سلیمانیه
676
8
این روزها مادر جوانی را نمی‌بینی مگر نگران سال آینده و مدرسه فرزند(ان)ش باشد. کیفیت آموزش افول کرده، هزینه‌ها صعود، آن هم در
این روزها مادر جوانی را نمی‌بینی مگر نگران سال آینده و مدرسه فرزند(ان)ش باشد. کیفیت آموزش افول کرده، هزینه‌ها صعود، آن هم در شرایطی که سال گذشته بسیاری از خانواده‌ها با تحمل سختی زیاد، برای آینده بچه‌ها، هزینه آموزش فرزندانشان را در مدارس غیرانتفاعی تامین کردند_ که چندماه بیشتر هم حضوری نبود و خب در این شرایط تورم... این را در مجله شکوفه دیدم، متعلق به سال ۱۳۳۱ شمسی. نخستین سال‌هایی که بحث از باسواد شدن دخترها داغ شده بود. مادر خدیجه می‌بردش پیش ملاباجی، ولی مادر فرخنده معتقد است بچه باید در مدرسه‌ای درس بخواند که زیر نظر وزارت معارف باشد و... @neocritic
1 304
9
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد. سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد. سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در ملا عام شلاق خوردند ۲.۲ میلیون دختر و زن از درس و تعلیم محروم هستند 🔻شما شکوه این زن رو ببینید نه زجه میزنه نه جیغ میزنه @Sahamnewsorg
803
10
غریب‌ترین حسِ پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ ۳۰ خرداد 🖊سمیه توحیدلو 🤝 توافق‌نامه‌ای امضا شده است؛ سندی که قرار است معنای پایان تخاصم و آغاز مذاکره باشد. فی‌نفسه، پایان جنگ و انتقال مطالبات به میدان دیپلماسی، اتفاقی بسیار حائز اهمیت است. اما از آن مهم‌تر، بندهای این توافق‌نامه است. چه مذاکرات پسینی با توفیق همراه شود و چه نشود، این بندها که به امضای دو رئیس‌جمهور رسیده، نشان از پیشتازی نیروهای ایرانی هم در میدان و هم در دیپلماسی دارد. از سوی دیگر، عصبانیت مفرط رژیم صهیونیستی و تلاش‌هایش برای مخدوش کردن این توافق—که حتی به واکنش دموکرات‌ها و کشورهای اروپایی منجر شده—بسیار جالب توجه است. خلاصه اینکه علیرغم وجود فردی غیرقابل‌اعتماد در راس ساختار سیاسی آمریکا و ماهیت منفعت‌جویانه سایر قدرت‌ها، جنگ ایران با دو استعمارگر جهانی تا بدین‌جا به نقطه خوبی رسیده است. 🤝 با این حال، جدای از مخالفت‌های داخلی یا نگرانی‌های مطرح‌شده در پیام‌های مسئولین، شاید می‌بایست حس بهتری می‌داشتیم. شاید اگر چند سال پیش در نقطه‌ای که امروز ایستاده‌ایم بودیم، این موقعیت حس خوشایندتری برایمان به ارمغان می‌آورد. می‌دانم این‌روزها بیش از گذشته به ایرانمان افتخار می‌کنیم. می‌دانم که نمی‌شود مفتخر به عملکرد نیروی نظامی کشور نبود؛ وقتی می‌شنوی چطور با جانشان معامله کردند و برای این خاک پیروزی آفریدند. اما با تمام این‌ها، حسِ امروز غریب‌تر از همیشه است. کاش به روزِ جنگ نمی‌رسیدیم... 🩸شاید این غربت از آنجایی می‌آید که فکر می‌کنی ای کاش اصلاً به روز جنگ نمی‌رسیدیم. کاش دختران و پسران مدرسه میناب، امروز پشت نیمکت‌هایشان بودند و درس می‌خواندند. کاش اساتید مبرز دانشگاهی ما، امروز در کلاس‌های درس حاضر بودند. کاش این‌همه خانه و سرپناه بر سر مردمان این سرزمین فرود نمی‌آمد، پلی تخریب نمی‌شد و دستاوردهای چند دهه اخیرمان در صنایع پتروشیمی و فولاد آسیب نمی‌دید. می‌دانم که همه ساختنی‌ها را دوباره می‌سازیم، اما امان از جان‌هایی که پر کشیدند... 🩸وقتی کمی عقب‌تر می‌روم و سوگ‌های انباشته‌ همین یک سال را مرور می‌کنم، حجم سنگینی‌اش آشکار می‌شود. چه جان‌سخت بوده‌ایم از خرداد ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵؛ چه چیزها که در این میان ندیدیم و نشنیدیم. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر شهدای جنگ، امروز در آغوش خانواده‌های خود بودند. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر آن چند هزار نفر، در آن دو شبِ هولناکِ دی‌ماه جان نمی‌باختند. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر تمام مردم سرزمینم، وطن‌گرایانه این لحظه را پاس می‌داشتند و دلخوری‌ها و نرسیدن‌ها، باعث نمی‌شد جایی جز در کنار هم‌وطنان خویش بایستند؛ تا جایی که حتی دشمن هم صدایش دربیاید که شما چگونه مردمانی هستید که می‌خواهید بر سر کشور خودتان بمب بریزد؟ ▪️می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر مردم سرزمینم—با تمام تنوع قومی، دینی، اعتقادی و فکری‌شان—می‌توانستند آزادانه و با حقوق شهروندی یکسان در کنار هم زندگی کنند. خیابان متعلق به همه آن‌ها می‌بود، رسانه‌ها آینه تمام‌نمای حضورشان می‌شد و فضای عمومی به یکسان در اختیارشان قرار می‌گرفت؛ تا رنگ به رنگ، زیر یک پرچم و به نام یک وطن دور هم گرد آیند. کاش آن‌ها که با بهانه و بی‌بهانه ترک وطن گفته بودند، امروز در تردد آزاد بودند و داشته‌های معنوی و مادی‌شان را برای اعتلای نام ایران به کار می‌گرفتند. ▪️ می‌شد خوشحال‌تر باشیم اگر باور داشتیم شایسته‌ترین‌ها بر مسند کارند، جز شایستگی و تخصص ملاکی نیست و هر قدمی که برمی‌داریم، گامی به سوی شکوفایی بیشتر کشور است. 🤝 می‌دانم که روزگار جدیدی را آغاز کرده‌ایم؛ روزگاری که با صلابت بیشتری کلید خورده و بسیاری از باورهای بخشی یا همه جمعیت را دستخوش تغییر کرده است. روزگاری که قرار است احترام به تفاوت‌ها در آن بیشتر شود. اما آیا به واقع می‌توان چنین امید اجتماعی پایداری داشت؟ 🤝 تفاهم‌نامه (ولو موقت) امضا شد و چندبار خواستم درباره‌اش بنویسم، اما فکر کردم چه باید نوشت؟ آیا می‌توان جز آرزوی روزهای بهتر برای ایران، چیز دیگری خواست؟ می‌دانم بسیاری برای رسیدن به این نقطه، در میدان نظامی، در عرصه دیپلماسی و حتی در کف خیابان تلاش کرده‌اند. اما کاش بسیاری دیگر نیز امروز در کنار ما و دوش به دوش ما بودند تا با هم نظاره‌گر امروز می‌بودیم. #روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
857
11
‏از ترکمانچای تا اسلام‌آباد راه درازی طی شده تا ایران از جنگ با قدرت‌های بزرگ جهانی نترسد و همزمان شجاعت مذاکره با آنها را هم داشته باشد، پیشاپیش خود را مغلوب نبیند و نداند، و چاره را در انزوا نداند، زمین ندهد و وا ندهد، و تحقیر نشود. ‏چند نفر همیشه مخالف‌خوان و صدا‌وسیما را رها کنید که آمریکا برایشان هنوز ابرقدرت است. دوره مناسبات استعماری گذشته. ‏مبارک ایران باشد.
1 069
12
✍ می‌گویند جنگ تمام شده، نه نای شادی هست و نه توان سوگواری...بعضی از ما از دی‌ماه منتظر بودیممحرم برسد تا یک دل سیر گریه کنیم، پای رفتن به عزاداری هم نیست. جان و نای ما رفته مدرسه زیرآوار مانده و برنمی‌گردد.بو رس سبز شده، قیمت سکه و دلار و نفت ریخته، شاید حتی تورم هم سبک شود..‌. دعواهای سیاسی شروع شده: «مرگ بر این و مرگ بر آن»، کاریکاتوری برای تحقیر ظریفدیدم در مترو و هنوز روی بعضی دیوارها می‌نویسند «کمک» و روی غبار قطور شیشه ماشینیبا حروف درشت نوشته بود «هلپ»زندگی ادامه دارد...شهرها ی ما با جمعیت میلیونی بمباران شد. کودکانی در شهرهای جنوبی و دراصفهان و در تبریز و در تهران هرگز از خواب بیدار نشدند. کودکی در یزد از ترس سکتهکرد. دختران‌مان در ورزشگاه لامرد و پسرانمان بر عرشه ناو دنا کشته شدند چون«باحال‌تره» و دنیا کک‌اش نگزید...بی‌حس شده دنیا هم. دنیا همین است. روا نیس ت هیچ پدرومادری فرزندشرا به‌خاک بسپارد. دیروز خبرآمد مادری که دو طفل خردسالش را در بمباران از دستداده بود از اندوه جان داد.یادداشت‌ها یی که در جنگ نوشته‌ام مرور می‌کنم. از کجا انرژی داشتم وقتیصدای بمباران قطع نمی‌شد؟از صبح ۹ اس فند که والدیندر شهرهای بمباران شده هروله‌کنان دنبال بچه‌هایشان دویدند و بچه‌های میناب تکه‌پارهسوختند...از آن روز کم پیش آمده کودکی در خیابان ببینم. کز کرده‌اند پای تبلت‌ها.رمضان بود، نزدیک عید بود، هنوز تن و بدنمان می‌لرزید از دی‌ماه. سالیداشت به آخر می‌رسید که تقسیمات آن نه هفته‌به‌هفته؛ نه ماه‌به‌ماه که جنگ‌به‌جنگ،رنج‌به‌رنج، داغ‌به‌داغ و خون‌به‌خون گذشته بود که ‌خواستند سرطان‌مان را درمان کنند. گفتنددموکراسی و زندگی معمولی لقمه‌ای بزرگتراز دهان شماست. برایتان رهبری می‌فرستیم تا بالغ شوید. شب صبح نشد و باران سیاه برسرمان بارید ... زمین و دیوارها، گربه‌ها و کبوترهای تهران سیاه شدند. برخی خوشحال بودند. نفرین کاساندرا خودش را نشان ‌داد. «مای» ما پاره پاره شده بود. رسیدکار به آنجا که «هرکاری کردیم که کار به اینجا نرسد».اینترنت نداشتیم، صدایمان نمی‌رسید وآنها که صدا داشتند سکوت کردند. به تجربه دریافته بودند اعتراض هزینه‌‌ای است که فایده نداشت. بمباران شهرهایمان را خراب می‌کرد. آب و خاک و بهارمان پر از آلودگی شده بود و صدای ما را بسته بودند. چرا صدایمان را بسته بودند؟سوگ‌هایمان تکه تکه شد. تقسیم شد. رمضان تمام شد، سال نو شد، آدمهای بیشتری مردند. صدای ما بسته بود. آن‌ها که صدا داشتند باهیجان تماشا می‌کردند. « نگران نباشید بهترش را می‌سازیم». با تحقیر شخم می‌زدند. نفرت می‌کاشتند، تفرقه درو می‌کردند. فرقه می‌ساختند. تا زدن زیرساخت‌ها و دانشگاه‌ها شروع شد و نهادها و آدم‌ها و کلمات گریه کردند. و بالاخره آن شب تا صبحِ اولین روز «عصر حجر» که نفس‌ها را در سینه حبس کرد. «بهترش را می‌سازیم» چراغ‌ها را خاموش کردند. کرکره را پایین کشیدند. به رونیاوردند، انگار که از اول نبودند. ما ماندیم خشمگین و داغ‌ بر دل، ما ماندیم و ضرورت مصالحه، ما ماندیم و تورم، ما ماندیم برای مراقبت از زندگی وقتی همه کُشته دوست دارند، ما ماندیم و «میهن‌دوستی انتقادی» وقتی افراطی‌گرایی پرطرفدار است. @neocritic
3 095
13
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: #عبدالکریم_سروش #سعید_حجاریان #مصطفی_تاجزاده #مریم_نصراصفهانی #حسین_کمالی #ابراهیم_سلطانی #حسین_کاجی #سروش_دباغ #جواد_حیدری #یاسر_میردامادی و #مصطفی_ملکیان June 13 2026 شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳ #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel
1 131
14
🎙️ به مناسبت تولد هفتادسالگی استاد بزرگوارم آقای مصطفی ملکیان سعی کردم گفتگویی داشته باشم با رویکرد ایشان درباره «زندگی اصیل». صورتبندی کاملی از ایده ایشان را می‌توانید اینجا بخوانید. دغدغه داشتن زندگی اصیل و خودآیین را نخستین بار آقای ملکیان در مقاله کوتاهی درباره سقراط در ذهن من کاشت که تا امروز ادامه یافته است. هرچه پیش‌تر آمدم اما ایده زندگی اصیل از من دورتر می‌ایستاد، تا اینکه بازهم به اشاره استاد ملکیان در یکی از مصاحبه‌هایشان با رویکردهای زنانه‌نگر در فلسفه آشنا شدم و همه این اتفاقات پیش از آشنایی با او ارادت عمیقی در من ایجاد کرده بود. در این گفتار تلاش کردم بازآرایی که دایانا مایرز از زندگی خودآیین ذیل مفهومی «خودآیینی ارتباطی» در برابر «خودآیینی عقلانی» انجام داده توضیح دهم. او توجه ما را به ابعاد پنجگانه خویشتن جلب می‌کند. ابعادی که می‌توانند در کنار خود عقلانی به خودآیینی منجر شوند که از جامعه گریزان نباشد، روابط عاطفی، درگیریهای ذهنی و بدنمندی هستی انسان را به رسمیت بشناسد و از آن برای نوشتن سرنوشت خود در میان سایر انسان‌ها در اجتماع کمک بگیرد. ⏳ ۲۱ دقیقه @neocritic
1 663
15
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمال
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمالی ابراهیم سلطانی حسین کاجی سروش دباغ جواد حیدری یاسر میردامادی و مصطفی ملکیان June 13, 2:00 PM EST شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران لینک جلسه در کلاب‌هاوس https://www.clubhouse.com/i/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86/uDZY9nvy لینک جلسه در گوگل‌میت https://www.google.com/url?q=https://meet.google.com/phs-yacj-iou&sa=D&source=calendar&usd=2&usg=AOvVaw3BNIjnGD8GDz7fbSevKHCG لینک جلسه در یوتیوب https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel
1 369
16
دیدنِ شهرکتاب تخریب‌شدهٔ بهمن در حملات آمریکا و اسرائیل 🗓پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲ خرداد ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۵ میدان بهمن، خیابان شهی
دیدنِ شهرکتاب تخریب‌شدهٔ بهمن در حملات آمریکا و اسرائیل 🗓پنجشنبه و جمعه  ۲۱ و ۲۲ خرداد ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۵ میدان بهمن، خیابان شهید وفایی، روبه‌روی فرهنگسرای بهمن، جنب درخت توت، شهرکتاب بهمن ⛔️ فضا برای ورود کودکان مناسب و امن نیست. @Bookcitycc
1
17
به نام خدا گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان برگزار می‌کند: «مدرسه تابستانه فلسفه اخلاق» تاریخ‌ها، استادان و موضوعات: ۲۵ خرداد: ۱. دکتر علیرضا آل بویه: «بررسی انتقادی تقریرهای غایت‌گرایانه از اخلاق اسلامی» ۲. دکتر محمد حیدرپور: «عقل‌گرایی اخلاقی» یکم تیرماه: ۳. دکتر علی مهجور: ۴. دکتر جواد حیدری: «از امکان دیگرگزینی تا پیشرفت اخلاقی» ۸ تیرماه: ۵. دکتر مهدی اخوان: «ارزش‌شناسی به روایت هرکا» ۶. دکتر محسن جوادی: «طبیعت‌گرایی در فرااخلاق» ۱۵ تیرماه: ۷. دکتر سیدمحمد حسینی سورکی: «اخلاق جنگ» ۸. دکتر سیدحسن اسلامی: «ورزش و فضایل اخلاقی» ۲۲ تیرماه: ۹. دکتر مریم نصر: «عقل گرم: نقش تخیل در پرورش فضایل عاطفی-اجتماعی» ۱۰. دکتر محمدتقی اسلامی: «تصمیم‌سازی اخلاقی در چالشهای اخلاق مددکاری اجتماعی» ۲۹ تیرماه: ۱۱. دکتر زهره سعیدی: «از وظیفه تا امید: بررسی سعادت، فضیلت و خیر اعلا در نظام اخلاقی کانت» ۱۲. دکتر محمدعلی مبینی: «تناسب وجودی به مثابه خاستگاه زیبایی‌شناسی اخلاقی» ۵ مرداد: ۱۳. دکتر سیدمحمدباقر میرصانع: ۱۴. دکتر محمدامین خوانساری: «دیگرخواهی های راستین و دروغین: بازشناسی مرزهای نظریه دیگرگرایی» ۱۲ مرداد: ۱۵. دکتر غلامحسین توکلی: «اخلاق پیامدگرا» ۱۶. دکتر مرتضی طباطبائی: «قیاس‌ناپذیری خیرات پایه به عنوان مبنای ارزش‌شناختی مدرنیسم» فهرست تکمیل می‌شود...
1 450
18
گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان و مذاهب قم برگزار می‌کند: ◽️مدرسه تابستانه فلسفۀ اخلاق (حضوری و آنلاین) 🗓 زمان: هر دوشنبه، از
گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان و مذاهب قم برگزار می‌کند: ◽️مدرسه تابستانه فلسفۀ اخلاق (حضوری و آنلاین) 🗓 زمان: هر دوشنبه، از 25 خرداد تا 12 مرداد 1405 ساعت: 14 تا 18 🏢 مکان: دانشگاه ادیان، سالن شهید بهشتی ❗️هزینۀ ثبت‌نام: 500 هزار تومان (فقط افرادی که تمایل به دریافت گواهی شرکت در مدرسه دارند) ✅ شرکت‌کنندگان در مدرسه در اولویت پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفۀ اخلاق دانشگاه ادیان و مذاهب قرار می‌گیرند. 🖋جهت ثبت‌نام به آدرس زیر مراجعه کنید: https://digiform.ir/we714bf3d6 📝 برای اطلاع از موضوعات و سایر جزئیات ارائه‌ها، به کانال نشست‌های گروه فلسفه دانشگاه ادیان مراجعه کنید. ☎️ اطلاعات بیشتر: 02531710129
1 203
19
دکتر نغمه سهرابی عزیز محتوای این سخنرانی را به زبان انگلیسی ترجمه و در صفحه سابستیک خودشان در موضوع ایران منتشر کرده‌اند؛ به‌علاوه توضیحی که درباره استفاده از دو استعاره «برادر بزرگ» و «خواهر کوچک» داده‌ام: استعاره‌های خانوادگی از قدیمی‌ترین استعاره‌های مورد استفاده برای اشاره به مناسبات قدرت بوده‌اند، به این دلیل که خانواده اولین جایی است که ما مناسبات قدرت و تحت اقتدار بودن را تجربه می‌کنیم. اختلاف نظر درباره مجاز بودن تشبیه جامعه و مناسباتش و خانواده و مناسبات خانوادگی به زمان افلاطون و ارسطو باز می‌گردد. ارسطو در سیاست معتقد بود، از آنجا که مناسبات شهروندی میان آزادمردانِ برابر است و مناسبات خانوادگی بر اساس اقتدار مرد/ پدر/ ارباب مجاز نیستیم از این استعاره‌ها برای اشاره به روابط اجتماعی و سیاسی استفاده کنیم. با اینحال تا همین امروز و در ایران امروز ما همچنان از استعاره‌های خانوادگی برای اشاره به مناسبات قدرت استفاده می‌کنیم که البته نقدهای جدی فمینیستی درپی داشته است. استفاده از استعاره‌های «خواهر کوچک» و «برادر بزرگ» توسط ژان پل لدراک هم از این انتقادها بری نیست، درعین حال به سبب آشنابودن این مناسبات و شهرت «برادر بزرگ» جورج اورول برای مخاطبان در سخنرانی از این استعاره‌ها استفاده شده تا در زمان کوتاه‌تری ایده‌های اصلی مربوط به «مصالحه روزمره» ار سطوح عمودی و افقی قدرت منتقل شود. 🔗These Are the True Things @neocritic
1 163
20
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمال
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمالی ابراهیم سلطانی حسین کاجی سروش دباغ جواد حیدری یاسر میردامادی و مصطفی ملکیان June 13, 2:00 PM EST شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران لینک جلسه در کلاب‌هاوس https://www.clubhouse.com/i/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86/uDZY9nvy لینک جلسه در گوگل‌میت https://www.google.com/url?q=https://meet.google.com/phs-yacj-iou&sa=D&source=calendar&usd=2&usg=AOvVaw3BNIjnGD8GDz7fbSevKHCG لینک جلسه در یوتیوب https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA
583