es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

The Catcher in the Rye

The Catcher in the Rye

Ir al canal en Telegram

تبلیغات ندارم. کانال‌های آرشیو: @caulfild2 @caulv

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram The Catcher in the Rye

El canal The Catcher in the Rye (@caulfild) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 33 559 suscriptores, ocupando la posición 800 en la categoría Arte y diseño y el puesto 10 593 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 33 559 suscriptores.

Según los últimos datos del 29 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 361, y en las últimas 24 horas de 12, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 29.11%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 12.82% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 9 768 visualizaciones. En el primer día suele acumular 4 302 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como غار, اسپارت, وقت, ترجمه, ژانوس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“تبلیغات ندارم. کانال‌های آرشیو: @caulfild2 @caulv”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 30 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.

33 559
Suscriptores
+1224 horas
+627 días
+36130 días
Archivo de publicaciones
خود لرد بایرون انسان تندرو و بدنامی بود؛ ولخرج و اهل مهمونی‌های افراطی. حتی رژیم‌های عجیب می‌گرفت مثلا گاهی فقط سرکه می‌خورد تا لاغر بمونه.

موضوع این نقاشی از شعر نمایشی لرد بایرون در سال ۱۸۲۱ درباره‌ی زندگی یک پادشاه باستانی آشور به نام سارداناپالوس الهام گرفته شد
موضوع این نقاشی از شعر نمایشی لرد بایرون در سال ۱۸۲۱ درباره‌ی زندگی یک پادشاه باستانی آشور به نام سارداناپالوس الهام گرفته شده. سارداناپالوس وقتی می‌بینه کاخش به محاصره‌ی دشمن دراومده، تصمیم به خودکشی می‌گیره، ولی پیش از اون به افسرانش دستور می‌ده تا تمام دارایی‌های مورد علاقه‌ش —یعنی همسران، غلامان و حتی اسب‌ها و سگ‌هاش— رو در حضورش نابود کنن.
The Death of Sardanapalus, 1844. by Eugène Delacroix

«بازشناخت» (Anagnorisis) اصطلاحی در ادبیات یونان باستانه. لحظه‌ای که شخصیت، حقیقت مهمی رو درباره‌ی خودش، دیگران یا جهان کشف م
«بازشناخت» (Anagnorisis) اصطلاحی در ادبیات یونان باستانه. لحظه‌ای که شخصیت، حقیقت مهمی رو درباره‌ی خودش، دیگران یا جهان کشف می‌کنه و ناگهان همه‌چیز براش معنای دیگه‌ای پیدا می‌کنه. The Truman Show (1998) dir. Peter Weir

اگه بخوام ۴ فیلم از ۱۹۷۱ گزینش کنم: Minnie and Moskowitz (1971) The Devils (1971) Vanishing Point (1971) A Clockwork Orange (
+3
اگه بخوام ۴ فیلم از ۱۹۷۱ گزینش کنم: Minnie and Moskowitz (1971) The Devils (1971) Vanishing Point (1971) A Clockwork Orange (1971)

ماکس برود: گفت‌وگویی با کافکا را به یاد می‌آورم که از اروپای امروز و زوال بشریت آغاز شد. او گفت: «ما افکاری نیهیلیستی و خودکش
ماکس برود: گفت‌وگویی با کافکا را به یاد می‌آورم که از اروپای امروز و زوال بشریت آغاز شد. او گفت: «ما افکاری نیهیلیستی و خودکشی‌گرایانه هستیم که در ذهن خدا شکل می‌گیریم.» این حرف در وهله اول مرا به یاد جهان‌بینی گنوسی انداخت: «خدا به مثابه دمیورژ شریر، و جهان به عنوان گناهِ نخستینِ او.» کافکا پاسخ داد: «اوه، نه، جهانِ ما فقط زاییده‌ی بدخلقیِ خداست، یک روزِ بد.» پرسیدم: «پس با این حساب، آیا در بیرون از این تجلیِ جهانی که ما می‌شناسیم، امیدی هست؟› – لبخند زد: «اوه، امید به قدر کافی هست، امیدی بی‌کران – منتها نه برای ما.» [گفت‌وگوی ماکس برود با کافکا در سال ۱۹۲۰، تصویر کافکای ۲۰ ساله (۱۹۱۳)]

نهایتِ بهره‌ی من از هوشواره:
+5
نهایتِ بهره‌ی من از هوشواره:

حالا اگه کانال تلگرام دارید و می‌خواید چنین اطلاعاتی از کانال‌تون بدست بیارید، این کارها رو بکنید: اول برید توی کانال‌تون و وارد قسمت (export chat history) بشید. تیک همه‌ی گزینه‌ها رو بردارید و نوع خرجی رو به (JSON) تغییر بدید. حالا فایل رو دریافت کنید (که حدود ده دوزاده مگابایت می‌شه) همین فایل رو به همراه آدرس کانال‌تون به جپت یا کلاد بدید و ازش بخواید یک اینفوگرافیک از محتویات کانال براتون بسازه.

اگه می‌خواید بدونید توی این ۸ سال چقدر اینجا فعالیت داشتم؛ ۱۲ هزار و ۵۴۷ تا پست گذاشتم (که ۱۱۳۶ تا رو حذف کردم). سال ۲۰۲۱ بیش
+4
اگه می‌خواید بدونید توی این ۸ سال چقدر اینجا فعالیت داشتم؛ ۱۲ هزار و ۵۴۷ تا پست گذاشتم (که ۱۱۳۶ تا رو حذف کردم). سال ۲۰۲۱ بیشترین فعالیت رو داشتم که توی یک سال ۳۴۳۷ تا پست گذاشتم (روزی نزدیک به ۱۰ پست به طور مداوم). پرفعالیت‌ترین روزم ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ بوده که توی یک روز ۸۳ تا پست گذاشتم. ۸۰۱ تا آهنگ گذاشتم که ۸۷ درصدش رو توی سه سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ گذاشتم و بعدش خیلی کم آهنگ گذاشتم. همونطور که توی تصاویر مشخصه بیشترین پست‌ها درباره‌ی نقاشی بوده، بعدش سینما (۷۸۰ پست در مورد سینما) مشخص کرده هم بیشترین پست‌ها رو از چه هنرمندهایی به تفکیک خواننده، فیلمساز و نقاش از چه کسانی گذاشتم.

«در خوابم، در آسمان چهره‌ای رازآلود دیدم.» [ادای احترام به فرانسیسکو گویا] Homage to Goya. 1885. by Odilon Redon
«در خوابم، در آسمان چهره‌ای رازآلود دیدم.»
[ادای احترام به فرانسیسکو گویا] Homage to Goya. 1885. by Odilon Redon

کاترین دنو، پشت‌صحنه‌ی موزیکال «پوست الاغ» Donkey Skin (1970) dir. Jacques Demy
کاترین دنو، پشت‌صحنه‌ی موزیکال «پوست الاغ» Donkey Skin (1970) dir. Jacques Demy

این ویدئو رو توی پیج شخصی اینستاگرام این خانمی که داره فیلم می‌گیره دیدم. روی‌هم‌رفته سیصدتا دنبال‌کننده داشت. پسری که تولدشه، سی سال‌شه. دیدمش یاد سی سالگی خودم افتادم. همینقدر سراسیمه.

باروری مصر، از کتاب «باغ گیاه‌شناسی» از اراسموس داروین (پدربزرگِ چارلز داروین): «آنگاه که باد موسمیِ تاریک، شناور در هوا کوهس
باروری مصر، از کتاب «باغ گیاه‌شناسی» از اراسموس داروین (پدربزرگِ چارلز داروین): «آنگاه که باد موسمیِ تاریک، شناور در هوا کوهستان‌های گرمسیری‌اش را در شبی از ابرها می‌پوشاند؛ یا کشیده‌شده توسط گردبادها از خط استوا بازمی‌گردد، و تمام هزاران کوزه‌ی خود را بر سر آفریقا می‌باراند؛ بر فراز سرش، پرتوهای شباهنگ (سیریوس) می‌درخشند، و سگِ نیل، آنوبیس، در پایین پارس می‌کند. ای پریان! شما به عنوان راهنما، از صخره‌ای به صخره‌ی دیگر، این جریانِ سرکش را در آبشارهای تند و تیز هدایت می‌کنید؛ یا از فرازِ بیابان‌های شنیِ حبشه، این پهنه‌ی درخشان را به سوی سرزمین‌های بی‌بارانِ مصر می‌کشانید. -آب‌های مقدس، آبراه‌های طولانی‌اش را پر می‌کنند، و لبه‌ی هر تپه‌ی مسکونی را نقره‌کوب می‌سازند؛ ابوالهولِ غول‌پیکر را در امواجِ چرخنده‌اش تحسین می‌کنند؛ و ممنون را که بر چنگِ شکسته‌اش خم شده است؛ بر کلوخ‌های شخم‌زده و سبزه‌زارهای پهناور گذر می‌کنند، و شهرها و معابد در دلِ این ژرفا می‌خندند. Fertilization of Egypt, 1791. by William Blake

The Lair of the White Worm (1988) dir. Ken Russell

photo content

«اگر مردی گرفتار زیاده‌روی در خیال‌پردازی‌های جنسی واهی شود، به معنای واقعی کلمه در چنگال یک خون‌آشام می‌افتد. او تواناییِ در دست گرفتن کنترل زندگی خویش را از دست می‌دهد، اراده‌اش را می‌بازد، تمام کارایی مردانه‌اش را از بین می‌برد و تمام وقت فقط درباره زنان، اندام‌شان، ماجراجویی‌های عاشقانه خیالی و چیزهایی از این دست خیال‌بافی می‌کند. او در یک زندگی غیرواقعی به سر می‌برد. یک بار مردی ۴۳ ساله را دیدم که هنوز با مادرش زندگی می‌کرد و هرگز به هیچ زنی نزدیک نشده بود. از او پرسیدم: «آخر با غریزه (نیاز) جنسی‌ات چه می‌کنی؟» او لبخند مرموزی زد و چیزی بروز نداد؛ ولی می‌دانستم او فقط هر شب به طرز جنون‌آمیزی خودارضایی می‌کرد و سپس در خیال و رویا می‌دید که روزها یک زندگی معمولی دارد، اما شب‌ها در جزیره‌ای دل‌انگیز و فریبنده به سر می‌برد که در آنجا با زنان ماجراجویی‌های جنسی لجام‌گسیخته‌ای دارد. این همان دنیای خیالی بود که او در آن ناپدید (غرق) شده بود. در یک قبیله بدوی، مردم می‌گویند چنین مردی طلسم شده است، او جادو شده است. اما ما می‌گوییم او در یک نگرش کودکانه به زندگی گیر افتاده است؛ او دارد توسط [عقده‌ی] مادر بلعیده می‌شود.» ماریا لوییز وان فرانتس، نویسنده و روانشناس سوییسی

«جودیت و هولوفرنس» Judith and Holofernes, 1916. by Koloman Moser
«جودیت و هولوفرنس» Judith and Holofernes, 1916. by Koloman Moser

Falling Leaves, 1866. by Jean-François Millet
Falling Leaves, 1866. by Jean-François Millet

آیا امیدی هست؟ شوپنهاور: نه. نیچه: تنها اگه به خودت غلبه کنی. چوران: نه، و دیگه پیگیرش نباش. کامو: نه، اما سیزیف رو خوشحال تص
آیا امیدی هست؟ شوپنهاور: نه. نیچه: تنها اگه به خودت غلبه کنی. چوران: نه، و دیگه پیگیرش نباش. کامو: نه، اما سیزیف رو خوشحال تصور کن. کافکا: بله، اما نه برای ما.

کُشتی زنان Les Lutteuses, 1901. by Jean Veber
کُشتی زنان Les Lutteuses, 1901. by Jean Veber