ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

The Catcher in the Rye

The Catcher in the Rye

Открыть в Telegram

تبلیغات ندارم. کانال‌های آرشیو: @caulfild2 @caulv

Больше

📈 Аналитический обзор Telegram-канала The Catcher in the Rye

Канал The Catcher in the Rye (@caulfild) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 33 308 подписчиков, занимая 793 место в категории Искусство и дизайн и 10 434 место в регионе Иран.

📊 Показатели аудитории и динамика

С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 33 308 подписчиков.

Согласно последним данным от 08 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 250, а за последние 24 часа — 11, при этом общий охват остаётся высоким.

  • Статус верификации: Не верифицирован
  • Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 31.77%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 11.38% реакций от общего числа подписчиков.
  • Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 10 568 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 3 787 просмотров.
  • Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
  • Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как غار, اسپارت, وقت, ترجمه, ژانوس.

📝 Описание и контентная политика

Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“تبلیغات ندارم. کانال‌های آرشیو: @caulfild2 @caulv”

Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 09 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Искусство и дизайн.

33 308
Подписчики
+1124 часа
+647 дней
+25030 дней
Архив постов
پیش‌تر خیلی عکس پا می‌ذاشتم (خردمندانه‌ترین کار) همون زمان یکی‌تون پیام داد و خواهش کرد که دیگه نذارم. انگیزه‌هام سرکوب شد.

...آلمان تنها جایی است که نفرت‌انگیزترین تجربیات را داشته‌ام. از این به بعد، زمانی که تاریخچه‌ی من نوشته می‌شود، مردم در آن خ
...آلمان تنها جایی است که نفرت‌انگیزترین تجربیات را داشته‌ام. از این به بعد، زمانی که تاریخچه‌ی من نوشته می‌شود، مردم در آن خواهند خواند: «او تنها توسط آلمان‌ها مورد بدرفتاری قرار گرفت.» خدایا، چه مردمان عجیبی هستند این آلمان‌ها. چقدر کج‌خلق. حتی یک کلمه‌ی خردمندانه هم از آنها به گوش من نرسید...
[از نامه‌ی نیچه به خواهرش، تورین (ایتالیا)، اکتبر ۱۸۸۸] [فرتور نیچه و خواهرش] Nietzsche and his sister, 8 January 1899. by Hans Olde

نامه‌ی نیچه [۲۳ ساله] به بارون کارل فون گرسدورف [برگردان مجید هوشنگی] ۱ دسامبر ۱۸۶۷، ناومبورگ دوست عزیز: من در دومین رده‌بندی، در چهارمین توپخانه‌ی سواره‌نظام، توپچی شده‌ام. شما به راحتی می‌توانید تصور کنید من چقدر از این تحول در کار خود متحیر شدم و این، چه تحول دشواری برای هستی یکنواخت و روزمره‌ی من ایجاد کرد. با این وجود، من با عزم و شجاعت این تغییرات را تحمل کردم و حتی از این دگرگونی طالع، لذت هم بردم. حالا که فرصت انجام تمرینات ورزشی را دارم، بیش‌ازپیش از شوپنهاور متشکرم. برای پنج هفته‌ی اول باید در اصطبل باشم. ساعت پنج‌ونیم صبح باید در میان اسب‌ها باشم و کود آنها را جمع‌آوری کنم و حیوانات را با قشو و برس تیمار کنم. در حال حاضر به طور میانگین کار من از ساعت هفت صبح تا ده صبح طول می‌کشد و از یازده‌ونیم صبح تا شش بعد از ظهر که قسمت اعظم آن است، در تمرینات رژه شرکت می‌کنم. ما دو سربازی که ملزم به خدمت یک ساله هستیم هر چهار بار در هفته مجبوریم به سخنرانی ارائه‌شده توسط یک ستوان گوش فرا دهیم، تا خود را برای بازرسی افسران دیگر آماده کنیم. می‌دانید که در توپخانه‌ی سواره‌نظام چیزهای زیادی برای آموختن هست. ما بسیار از درس‌های سوارکاری لذت می‌بریم. اسب من حیوان خوبی است و از من انتظار می‌رود که استعداد سوارکاری داشته باشم. وقتی در زمین رژه با اسب خود می‌تازم از سرنوشت خود احساس خرسندی می‌کنم. در کل هم، با من خوب رفتار شد؛ و مهم‌تر از همه، ما کاپیتان بسیار خوبی داریم. در حال حاضر، من تمام زندگی خودم را به عنوان یک سرباز، برای شما تعریف کردم. این علت تاخیر من در پاسخ‌دادن به نامه‌ی آخر شما بود... [...] بسیارخب، دوست قدیمی، اهمال مرا ببخش و خدای جنگ را مسئول این کوتاهی بدان. دوستِ سپاسگذار شما، فردریش نیچه

نیچه در لباس فرم توپخانه‌ی پروس، ناومبورگ، پاییز ۱۸۶۸. در سال ۱۸۶۷، نیچه برای یک سال خدمت داوطلبانه در یگان توپخانه پروس در ن
نیچه در لباس فرم توپخانه‌ی پروس، ناومبورگ، پاییز ۱۸۶۸. در سال ۱۸۶۷، نیچه برای یک سال خدمت داوطلبانه در یگان توپخانه پروس در ناومبورگ ثبت‌نام کرد. او در میان سایر نیروهای تازه‌کار به‌عنوان یکی از بهترین سوارکاران شناخته می‌شد و افسرانش پیش‌بینی می‌کردند که به‌زودی به درجه سروانی خواهد رسید. با این حال، در مارس ۱۸۶۸، هنگامی که نیچه می‌خواست روی زین اسب بپرد، قفسه سینه‌اش به قاچ زین برخورد کرد و دو عضله در پهلوی چپ او پاره شد؛ آسیبی که او را به شدت ضعیف کرد و باعث شد تا ماه‌ها قادر به راه رفتن نباشد. در نتیجه، نیچه دوباره توجه خود را به تحصیلاتش معطوف کرد، آن‌ها را در سال ۱۸۶۸ به پایان رساند و در اواخر همان سال برای اولین بار با ریچارد واگنر ملاقات کرد.
Friedrich Nietzsche, August 1868.

نامه‌ی نیچه به مادرش [برگردان مجید هوشنگی] ۱۰ نوامبر ۱۸۶۲، پفورتا. [همون سالی که این عکس‌ها گرفته‌شدن] مادر عزیز: بسیار متاسفم که دیروز قادر نبودم به دیدار شما در آلمریخ بیایم. چون مرا در مدرسه نگه داشته بودند و از آمدن من جلوگیری شده بود. داستانش از این قرار بود: هر هفته یکی از جدیدترین پسرهای گروه ششم باید وظایف مدرسه را به طور کامل انجام دهد. در واقع باید یادداشتی از هرچیزی در اتاق‌ها، گنجه‌ها و اتاق‌های کنفرانسی که نیاز به تعمیرات دارند تهیه کند؛ و لیستی از مشاهداتش را به اداره‌ی بازرسی بفرستد. هفته‌ی قبل من باید این وظیفه را انجام می‌دادم و این ایده به ذهنم خطور کرد که ماهیت تقریبا خسته‌کننده‌ی آن ممکن است تا حدی با کمی شوخ‌طبعی قابل تحمل شود؛ و بنابراین فهرستی از تمام مشاهداتم را در قالب شوخی نوشتم. اساتید سخت‌گیری که از به‌کاربردن شوخی در یک طرح رسمی بسیار متعجب شده بودند مرا برای گوش‌دادن به یک مجلس مناظره‌ی مذهبی در روز شنبه فراخواندند و جمله‌ی غیرعادی ذیل را رسما بیان کردند: «سه ساعت توقیف و ازدست‌دادن یک یا دو پیاده‌روی.» اگر خودم را به دلیل دیگری غیر از این رفتار بی‌فکرانه متهم می‌کردم، قطعا عصبانی می‌شدم؛ اما حتی یک لحظه هم خود را به خاطر آن موضوع ناراحت نکردم؛ و تنها این نتیجه را از این مسأله آویزه‌ی گوش کردم که در آینده، در مورد چیزهایی که به شوخی می‌گیرم محتاط‌تر باشم. امروز روز جشن مارتین مقدس است و ما طبق معمول در این روز برای شام، گوشت غاز داریم (البته در ۱۲ قسمت). سالروز نیکلاس مقدس نیز نزدیک است. این دوره‌ی تغییر از پاییز به زمستان، زمان دلپذیری است، به‌نوعی آماده‌شدن برای کریسمس است که من بسیار از آن لذت می‌برم. بیا با هم از آن لذت ببریم. زود برایم نامه بنویس.

نیچه‌ی ۱۷-۱۸ ساله و بدون سبیل در ناومبورگ Friedrich Nietzsche, 1862, Naumburg.
+1
نیچه‌ی ۱۷-۱۸ ساله و بدون سبیل در ناومبورگ Friedrich Nietzsche, 1862, Naumburg.

آدینه Hannah Pierce-Carlson
آدینه Hannah Pierce-Carlson

دیو Odilon Redon (1840-1916)
دیو Odilon Redon (1840-1916)

Faust's Dream, 1880. by Luis Ricardo Falero
Faust's Dream, 1880. by Luis Ricardo Falero

ارواح شیطانی: [...] ای دختران آسمان، زیبارویان آرمانی، حلقه‌ی رقص و بال‌افشانی‌تان را به گرد اون تنگ‌تر کنید! آرزوهای کامجویی
+1
ارواح شیطانی:
[...] ای دختران آسمان، زیبارویان آرمانی، حلقه‌ی رقص و بال‌افشانی‌تان را به گرد اون تنگ‌تر کنید! آرزوهای کامجویی روی گام‌های شما پرپر می‌زنند. بند کمر را باز کنید و جامه‌های مواج‌تان را درآورید. [...]
مفیستوفلس [اهریمن]:
او خفته است؛ آفرین، ای ارواح جوان هوایی! خوب و درست افسونش کرده‌اید! من این کنسرت را به شما بدهکارم. اما تو [فاوست]، تو هنوز مردی نیستی که بتوانی شیطان را در چنگت بگیری! او را با افسون‌های شیرین خیره سازید، در دریایی از پنداشت‌ها فرو ببرید...
[فاوست، گوته، برگردان محمود اعتمادزاده، ص ۴۰] The Dream of Faust, 1874. by August von Kreling Faust's Dream, 1852. by Carl Gustav Carus

هرگاه نومیدی از جهان در دلم ریشه می‌دواند و شب‌هنگام با کم‌ترین صدایی از خواب می‌پرم، هراسان از اینکه بر سرِ زندگی من و فرزند
هرگاه نومیدی از جهان در دلم ریشه می‌دواند و شب‌هنگام با کم‌ترین صدایی از خواب می‌پرم، هراسان از اینکه بر سرِ زندگی من و فرزندانم چه خواهد آمد، می‌روم و می‌آسایم؛ آنجا که مرغابیِ جنگلی در اوجِ زیبایی‌اش بر پهنه‌ی آب آرمیده، و حواصیلِ بزرگ روزی می‌جوید. به آرامشِ موجوداتِ وحشی پناه می‌برم، آنان که جانِ خویش را با اندیشه‌ی پیشاپیشِ اندوه نمی‌آزارند. به پیشگاهِ آب‌های آرام درمی‌آیم. و بر فرازِ سرم، ستارگانِ ناپیدا در روز را احساس می‌کنم که با نورِ خویش چشم‌به‌راه‌اند. دمی در سایه‌ی بخششِ این جهان می‌آرامم، و رها می‌شوم.
[وندل بری، شاعر آمریکایی که یک ماه پیش در ۹۲ سالگی درگذشت]

لمیده Reclining Figure, 1961. by Graham Coughtry
لمیده Reclining Figure, 1961. by Graham Coughtry

«برخی برای پادشاهی آسمان‌ها از زناشویی چشم می‌پوشند» (تحت‌اللفظی:‏ خودشان را اخته می‌کنند.‏). [متی ۱۹: ۱۲] طبق روایت یوسبیوس
«برخی برای پادشاهی آسمان‌ها از زناشویی چشم می‌پوشند» (تحت‌اللفظی:‏ خودشان را اخته می‌کنند.‏). [متی ۱۹: ۱۲]
طبق روایت یوسبیوس قیصریه (در فصل هشتمِ کتاب ششم «تاریخ کلیسا»)، اوریگن اسکندریه، متفکر و الهی‌دان مسیحی قرن سوم که به تدریس الهیات مشغول بود و به زنان و مردان هم درس می‌داد، در جوانی این جمله را به معنای کاملاً تحت‌اللفظی گرفت. او نگران بود که چون به زنان نیز درس می‌دهد، دیگران درباره‌ی انگیزه‌های جنسی او بدگمان شوند. بنابراین تصمیم گرفت خودش را اخته کند تا هم از وسوسه‌ی جنسی دور باشد و هم کسی نتواند او را متهم به رابطه‌ی نامناسب با شاگردان زن کند.
Origen of Alexandria, 1490s. by Robinet Testard

مونه در شهر روآن اقامت گزید و اتاق‌هایی را دقیقا روبه‌روی نمای غربی کلیسا اجاره کرد تا بتواند از پشت پنجره کار کند. انتخاب ای
مونه در شهر روآن اقامت گزید و اتاق‌هایی را دقیقا روبه‌روی نمای غربی کلیسا اجاره کرد تا بتواند از پشت پنجره کار کند. انتخاب این کلیسا یک چالش مفهومی هوشمندانه بود: مونه نماد پایداری، سنگینی و ابدیت (معماری گوتیک قرن ۱۲ تا ۱۶) را در برابر ناپایدارترین عنصر طبیعت یعنی نورِ لحظه‌ای قرار داد. مونه در نامه‌هایش از مفهومی به نام «پوشش جوی» یاد می‌کند؛ به این معنا که هدف نقاش نباید کشیدن خودِ شیء باشد، بلکه باید هوا و نوری را نقاشی کند که میان چشم بیننده و آن شیء قرار گرفته است. در این تابلوها، آسمان تقریباً حذف شده و کادر به شکلی بسته تماماً با نمای غربی کلیسا پر شده است تا مخاطب کاملاً در بافت نور و سنگ غرق شود. کار هم‌‌زمان روی چند بوم. گاه بیش از ۱۰ بوم را کنار هم می‌چید. با حرکت خورشید و تغییر زاویه تابش یا تراکم مه، او هر چند دقیقه یک‌بار بوم فعلی را کنار می‌گذاشت و سراغ بوم بعدی می‌رفت که با وضعیت نوری جدید مطابقت داشت. در این آثار هیچ خط صریحی برای تفکیک ستون‌ها و طاق‌ها وجود ندارد؛ حجم‌ها صرفاً از طریق کنار هم قرار گرفتن لکه‌های رنگی مکمل (مانند نارنجی گرم در برابر آبی و بنفش سرد در سایه‌ها) شکل می‌گیرند.

کلود مونه یک مجموعه‌نقاشی از کلیسای جامع روآن داره که بیش از ۳۰ تا تابلوی رنگ‌روغنه. بین سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۴ اینها رو کشیده.
کلود مونه یک مجموعه‌نقاشی از کلیسای جامع روآن داره که بیش از ۳۰ تا تابلوی رنگ‌روغنه. بین سال‌های ۱۸۹۲ تا ۱۸۹۴ اینها رو کشیده. مونه در این مجموعه، از نمای سنگی کلیسا برای به تصویر کشیدن گذر زمان و تغییرات نور استفاده کرده. Rouen Cathedral, 1892-4. by Claude Monet

دراکولا دورنمای چشمگیری داره؛ از بالا به پایین. Dracula, 1917. by Fritz Schwimbeck
دراکولا دورنمای چشمگیری داره؛ از بالا به پایین. Dracula, 1917. by Fritz Schwimbeck

بیننده‌های نمایش‌خانه [تئاتر] 1830. by Louis-Léopold Boilly
+1
بیننده‌های نمایش‌خانه [تئاتر] 1830. by Louis-Léopold Boilly

بهمن محصص (نمانگاره‌ی کانال) Untitled (Still Life of a Fish), 1981. by Bahman Mohasses
بهمن محصص (نمانگاره‌ی کانال) Untitled (Still Life of a Fish), 1981. by Bahman Mohasses

photo content