Matrix
Ir al canal en Telegram
The deception of consciousness ( فریب آگاهی ) @omeldomer ارتباط با ادمین
Mostrar más8 676
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
-630 días
Cargando datos
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+50
en 1 canales
septiembre '26
+128
en 6 canales
Get PRO
agosto '26
+150
en 1 canales
Get PRO
julio '26
+138
en 0 canales
Get PRO
junio '26
+206
en 4 canales
Get PRO
mayo '26
+43
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+13
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+134
en 4 canales
Get PRO
enero '26
+72
en 4 canales
Get PRO
diciembre '25
+164
en 6 canales
Get PRO
noviembre '25
+111
en 5 canales
Get PRO
octubre '25
+196
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+93
en 6 canales
Get PRO
agosto '25
+158
en 6 canales
Get PRO
julio '25
+111
en 7 canales
Get PRO
junio '25
+133
en 6 canales
Get PRO
mayo '25
+162
en 7 canales
Get PRO
abril '25
+94
en 2 canales
Get PRO
marzo '25
+272
en 6 canales
Get PRO
febrero '25
+93
en 3 canales
Get PRO
enero '25
+215
en 7 canales
Get PRO
diciembre '24
+136
en 8 canales
Get PRO
noviembre '24
+167
en 11 canales
Get PRO
octubre '24
+272
en 8 canales
Get PRO
septiembre '24
+184
en 8 canales
Get PRO
agosto '24
+317
en 4 canales
Get PRO
julio '24
+363
en 6 canales
Get PRO
junio '24
+264
en 4 canales
Get PRO
mayo '24
+330
en 5 canales
Get PRO
abril '24
+422
en 7 canales
Get PRO
marzo '24
+606
en 6 canales
Get PRO
febrero '24
+359
en 6 canales
Get PRO
enero '24
+330
en 8 canales
Get PRO
diciembre '23
+273
en 8 canales
Get PRO
noviembre '23
+236
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+198
en 9 canales
Get PRO
septiembre '23
+117
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+242
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+204
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+133
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+238
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+154
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+133
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+161
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+156
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+159
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+173
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+193
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+195
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+214
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+160
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+155
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+141
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+368
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+126
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+144
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+167
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+197
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+131
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+266
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+286
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+246
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+206
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+166
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+270
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+303
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+286
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+129
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+216
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+5 738
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 15 octubre | +1 | |||
| 14 octubre | 0 | |||
| 13 octubre | +3 | |||
| 12 octubre | +6 | |||
| 11 octubre | 0 | |||
| 10 octubre | +1 | |||
| 09 octubre | +2 | |||
| 08 octubre | +13 | |||
| 07 octubre | +1 | |||
| 06 octubre | +5 | |||
| 05 octubre | +7 | |||
| 04 octubre | +1 | |||
| 03 octubre | +1 | |||
| 02 octubre | +1 | |||
| 01 octubre | +8 |
Publicaciones del Canal
ساختاری که نه فقط وجود دارد، بلکه ممکن است خاطراتی از گذشته، تصویری از جهان و احساسی از تداوم داشته باشد...
اما نکته ی عجیب اینجاست:
چنین مشاهدهگری، اگر واقعاً در شرایط مناسب پدید آید، ممکن است جهانی را تجربه کند که برایش دارای گذشتهای منظم، قوانینی پایدار و تاریخی طولانی است؛ درحالیکه آن تجربه لزوماً تضمین نمیکند که گذشتهی بازنماییشده در ذهنش دقیقاً همان تاریخ واقعیِ جهان باشد...!
پس ممکن است میان «جهانی که تجربه میشود» و «تاریخی که برای آن جهان تصور میشود» فاصلهای وجود داشته باشد...!
و این فاصله، ما را به پرسشی عمیق میرساند:
آیا تجربهی من از جهان، بهتنهایی، وجود تمامِ تاریخی را که برای جهان تصور میکنم اثبات میکند؟!
پاسخ منفی است. تجربه ی کنونی به تنهایی نمیتواند تمامِ گذشتهی خود را اثبات کند؛ همانگونه که خاطره، به تنهایی، تضمینکنندهی صحت تمامِ جزئیات چیزی نیست که به یاد آورده میشود...
مشاهدهگر، جهانی را تجربه میکند که وجود خودش را درون آن توضیح میدهد. برای توضیح خود، به جهان متوسل میشود؛ اما شناخت او از جهان نیز از طریق همان ساختاری صورت میگیرد که قرار است به کمک آن، وجود خودش را توضیح دهد...!
جهان، مغز را توضیح میدهد...
مغز، جهان را بازنمایی میکند...
و بازنماییِ جهان، دوباره برای توضیح مغز به کار میرود...!
این رابطه، ما را با یک حلقهی خودارجاع مواجه میکند؛ حلقهای که در آن، هر طرف برای توضیح طرف دیگر به آن بازمیگردد...
مشاهدهگر، محصول جهانی است که خودش را از طریق مشاهدهگر میشناسد..!
این جمله به خودیخود یک نظریهی فیزیکی نیست، بلکه صورتبندی فلسفیِ رابطهای است که میان پیدایش مشاهدهگر و شناخت جهان وجود دارد...
با این حال، همین رابطه بهاندازهی کافی شگفتانگیز است؛ نیازی نیست برای عمیق کردن آن، از ابتدا فرض کنیم که جهان ما حتماً شبیهسازی شده است...
🔹 ۳. پارادوکس مغز؛ چه کسی مغز را در مغز میبیند؟!
مغز را تصور کن...
اکنون از خودت بپرس: این تصویری که از مغز داری، کجاست؟!
اگر آن را در ذهنت تصور میکنی، پس مغز در ذهن تو ظاهر شده است...! اما خودِ این ذهن نیز، از دیدگاه علمی، با فعالیت مغز و دیگر فرآیندهای بدن ارتباط دارد...
بنابراین مغز، در تجربهی خودآگاه، به تصویری از مغز تبدیل میشود...!
اما تصویر مغز، خودِ مغز نیست...!
این تمایز ساده، در ظاهر بدیهی است؛ ولی هنگامی که آن را به مسألهی شناختِ خود تعمیم دهیم، عمق عجیبی پیدا میکند...!
من میتوانم دستم را ببینم، اما تصویر دستم، خودِ دستم نیست...
میتوانم دربارهی ذهنم فکر کنم، اما اندیشهای که دربارهی ذهنم دارم، تمامِ ذهن من نیست...
میتوانم «من» را موضوع اندیشه قرار دهم، اما آن «منی» که موضوع اندیشه شده، با تمامِ فرآیندی که اکنون در حال اندیشیدن است، یکسان نیست...!
ذهن، خود را به دو قطب تقسیم میکند: آنچه میشناسد و آنچه شناخته میشود...!
اما هر دو قطب درون همان فرآیند شناخت پدید آمدهاند...!
در اینجا یک تناقض منطقیِ ساده و قطعی نداریم؛ زیرا یک سیستم میتواند بخشهایی از خودش را بازنمایی کند، بدون آنکه بازنماییِ آن بخشها با خودِ سیستم یکسان باشد..!
پارادوکس عمیقتر در جای دیگری قرار دارد:
چگونه چیزی که خودش درون جهان قرار دارد، میتواند جهان را بهعنوان یک کل بشناسد، درحالیکه ابزار شناختش نیز بخشی از همان کل است؟!
شاید بتواند بخشهای بسیاری از جهان را بشناسد. شاید بتواند قوانین طبیعت را کشف کند، ساختار مغز را بررسی کند و حتی مدلهایی از فرآیند شناخت خودش بسازد...
اما از این تواناییها، لزوماً نتیجه نمیشود که بتواند تمام واقعیت را از منظری بیرون از واقعیت مشاهده کند...
مشکل، ناتوانی مطلق در شناخت نیست؛ مشکل، تصورِ یک شناختِ کاملاً بیرونی و بیواسطه از کلیت است...
ذهن میتواند خودش را بشناسد، اما هر شناختی از خود، از منظری معین و از طریق ساختاری معین صورت میگیرد...
و شاید آنچه ما «رازِ مغز» مینامیم، در عمیقترین سطح، رازِ همین فاصله باشد:
فاصلهی میان چیزی که هستیم و تصویری که از آنچه هستیم میسازیم...
🔹 ۴. جهان در ذهن است یا ذهن در جهان؟!
این دو عبارت را معمولاً متناقض میدانیم:
جهان در ذهن است
ذهن در جهان است
اما آیا تناقض از خودِ واقعیت ناشی میشود، یا از شیوهای که ما رابطهی میان دو مفهوم را صورتبندی کردهایم؟!
م.م
ادامه 👇
@deceptmatrix
| 2 | 🔹🔹 جهان، گودل و مغز بولتزمن (4)
🔹 خودارجاعی؛ رؤیایی که خوابِ خودش را میبیند...
جهان، در عمیقترین لایه، با یک مسألهی عجیب روبهروست: مسئلهی دیدنِ خویش...!
نه صرفاً دیدنِ اجزای خود، نه شناختنِ بخشی از ساختار خود، بلکه تلاش برای آنکه کلیت، خودش را بتمامی در برابر خودش قرار دهد؛ گویی جهان میخواهد از خودش فاصله بگیرد، بیرون از خودش بایستد و برای نخستین بار، خودش را همچون چیزی مستقل مشاهده کند...
اما اینجا یک پرسش بنیادین پدیدار میشود:
اگر جهان تمامِ آن چیزی باشد که وجود دارد، آن نقطهای که جهان از آنجا بتواند تمامِ خودش را ببیند، کجاست؟!
اگر آن نقطه درون جهان باشد، پس خودش جزئی از همان چیزی است که میخواهد تمامیتش را مشاهده کند...! و اگر بیرون از جهان باشد، دیگر نمیتوان آن را بیرون از جهان دانست، مگر آنکه جهان را تمامِ واقعیت فرض نکرده باشیم...!
این همان شکاف عجیبی است که در قلب مسألهی خودشناسی قرار دارد؛ شکافی میان آنچه میخواهد بشناسد و آنچه قرار است شناخته شود...
ذهن میخواهد جهان را در خود جای دهد، اما خودش درون جهان قرار دارد. میخواهد جهان را به یک تصویر تبدیل کند، اما خودِ ذهن نیز در همان تصویر ظاهر میشود...!
میخواهد از بیرون به هستی نگاه کند، اما هر نقطهای که برای نگاهکردن انتخاب میکند، از پیش درون همان هستی قرار گرفته است...!
جهان، در تلاش برای شناختنِ خودش، به نقطهای میرسد که مشاهدهگر و مشاهدهشونده از یکدیگر جدا نیستند...!
و شاید تمام راز از همینجا آغاز میشود...
🔹 ۱. گودل؛ شکاف میان حقیقت و شناخت
در ریاضیات، قضایای ناتمامیت گودل به ما نشان میدهند که میان حقیقت و اثباتپذیری، دستکم در نظامهای صوریِ واجد شرایط لازم، فاصلهای بنیادی وجود دارد...
یک نظام ریاضی میتواند قواعدی داشته باشد، بر اساس آن قواعد گزارههایی بسازد و روابط میان آنها را بررسی کند؛ اما اگر آن نظام بهاندازهی کافی قدرتمند باشد، سازگار باشد و شرایط فنی لازم را داشته باشد، نمیتواند تمام حقیقتهای حسابیِ مربوط به خودش را صرفاً با قواعد درونی خود اثبات کند...
این محدودیت، به معنای ناتوانی ریاضیات از شناختن خودش نیست؛ بلکه به این معناست که شناختِ درون یک نظام، لزوماً تمامِ حقیقت را در همان نظام محصور نمیکند...!
و اینجا باید مکث کرد...
زیرا مسأله فقط آن نیست که یک گزاره اثبات نمیشود. مسألهی عمیقتر این است که میان یک ساختار و تمامِ آنچه دربارهی آن ساختار میتوان دانست، فاصلهای پدیدار میشود...
نظام، خودش را توصیف میکند، اما توصیفش الزاماً تمامِ حقیقتش نیست...
میتواند دربارهی خودش گزاره بسازد، میتواند بخشی از روابط درونی خود را آشکار کند، حتی میتواند محدودیتهای خودش را تا اندازهای تشخیص دهد؛ اما این خودشناسی، به خودی خود به معنای احاطهی کامل بر تمام حقیقت نیست...
اکنون این ساختار را از قلمرو ریاضیات به قلمرو ذهن منتقل کنیم؛ نه بهعنوان یک قضیهی ریاضی دربارهی مغز، بلکه بهعنوان یک پرسش فلسفی...
ذهن میتواند دربارهی خودش فکر کند. میتواند اندیشههایش را موضوع اندیشه قرار دهد. میتواند از خودش تصویری بسازد، آن تصویر را بررسی کند و سپس دربارهی درستیِ آن تصویر داوری کند...
اما آنچه بررسی میکند، خودِ ذهن به تمامی نیست؛ بلکه محتوایی است که ذهن از خودش ساخته است. !
ذهن، ذهن را به یک موضوع تبدیل میکند؛ اما آیا این موضوع همان تمامیتِ ذهن است؟!
آیا تصویری که آینه از چهره نشان میدهد، خودِ چهره است؟ آیا نقشه، خودِ سرزمین است؟ آیا توصیف یک جهان، خودِ جهان است؟!
و آیا آنچه ذهن از خودش میفهمد، تمامِ چیزی است که ذهن هست؟!
در هر مرحله، ذهن میتواند تصویری از خودش بسازد؛ اما آن تصویر نیز میتواند موضوع شناختی تازه قرار گیرد. سپس ذهن از تصویر دوم، تصویری سوم میسازد و این روند ادامه پیدا میکند...
ذهن میخواهد خودش را بشناسد، اما هر بار که خودش را به موضوع شناخت تبدیل میکند، میان خودِ شناخت و آنچه شناخته شده است، تمایزی تازه پدید میآید...!
خودشناسی، در این معنا، حرکتی است که در آن شناخت به خودش بازمیگردد، بیآنکه الزاماً بتواند تمامِ خودش را به یک موضوع کامل تبدیل کند..!
شاید راز، چیزی پنهان در انتهای مسیر شناخت نباشد؛ شاید خودِ ساختار شناخت است که اجازه نمیدهد انتهای مسیر، بهسادگی به دست آید...!
🔹 ۲. مغز بولتزمن؛ مشاهدهگری که از دلِ مشاهده نشده پدیدار میشود
اکنون از ریاضیات به کیهانشناسی بازگردیم
ایدهی مغز بولتزمن، در صورتبندی ساده شدهی خود، این امکان را مطرح میکند که در یک جهان با شرایط فیزیکی مناسب و زمان یا فرصتهای آماری بسیار گسترده، نوساناتی بسیار نامحتمل بتوانند ساختاری شبیه مغزِ دارای تجربه و خاطره ایجاد کنند...
م.م
ادامه 👇
@deceptmatrix | 34 |
| 3 | پیش_از_خواب_نیت_کن_و_این_را_پخش_کن؛_فرکانسهای_432،_528_و_888_برای.mp3 | 321 |
| 4 | پیش از خواب نیت کن و این را پخش کن؛ فرکانسهای 432، 528 و 888 برای جذب خواستهها
@deceptmatrix | 312 |
| 5 | تمدنی قدیمیتر از سومر زیر خلیج فارس دفن شده؟! راز آن فاش شد!
@deceptmatrix | 336 |
| 6 | سایه تاریک معنویت؛ پشت پرده استادان معنوی و عرفان تجاری....
پیمان آزاد
@deceptmattrix | 329 |
| 7 | دون خوان انسان جویندهی راه معرفت را «شکارچی» مینامد و بارها به کاستاندا میگوید برای دیدن و دانستن، باید یاد بگیرد مانند یک شکارچی زندگی کند...
ویژگیهای شکارچی بودن در نگاه دون خوان:
صبر و انتظار
شکارچی عجول نیست. او میتواند ساعتها و روزها در کمین بماند بیآنکه دلتنگ یا بیقرار شود. این صبر، در واقع تمرینی برای مهار ذهن و اراده است...
حواس جمع و بیداری
شکارچی همیشه به محیطش آگاه است. کوچکترین صدا یا تغییر در طبیعت را میشنود و میبیند. این بیداری و هشیاری را دون خوان لازمهی یک «جنگجو» و «شکارچی راه معرفت» میداند...
اقتصاد نیرو
شکارچی انرژیاش را هدر نمیدهد. او میداند هر حرکتی، هر فکر و هر واکنشی هزینه دارد. پس فقط زمانی عمل میکند که وقتش رسیده باشد...
بینیازی و دلکندگی
شکارچی به چیزی دلبسته نیست. همانطور که ممکن است شکار از دستش بگریزد، او هم نباید افسوس بخورد. برای انسانِ راه معرفت، دلکندگی شرط آزادی درونی است...
جستوجوی فرصت
شکارچی هیچگاه ناامید نمیشود. اگر موقعیتی را از دست بدهد، منتظر فرصت بعدی میماند. این نگاه، او را در مسیر زندگی هم تبدیل به فردی انعطافپذیر میکند...
بیعیب بودن عمل
دون خوان میگوید: «شکارچی خطا نمیکند، چون هر عمل او حسابشده و دقیق است.» جنگجو ــ که همان شاگرد معرفت است ــ باید در زندگیاش چنین بینقص عمل کند، گویی در حال شکار است...
تمثیل شکارچی در سلوک معنوی
در واقع دون خوان «شکارچی بودن» را یک شیوهی زیستن معرفی میکند، نه صرفاً فن شکار حیوان. شکارچی بودن یعنی در زندگی:
صبور بودن،
هوشیار بودن،
بیوابسته و آزاد بودن،
هر لحظه آماده بودن.
از نظر او، انسان عادی در دام عادتها و واکنشهای مکانیکی اسیر است، ولی شکارچی، مانند جنگجو، در کمین لحظهی حال است و فرصتها را شکار میکند...
@deceptmatrix | 465 |
| 8 | چطور بدون انگیزه، خودت رو مجبور به انجام کارهای سخت کنی؟
@deceptmatrix | 600 |
| 9 | تکنولوژی مخفی آنوناکی در دست آمریکا! کشف پورتال آنوناکی! (مستند)
@deceptmatrix | 621 |
| 10 | ما به آنچه فکر میکنیم تبدیل میشویم...!
We become what we think...
@deceptmatrix | 573 |
| 11 | شیطان هیولایی نیست که میخواهد تو را
به دام بیاندازد.
او نجوایی در درون توست.
در خودت به دنبال شیطان بگرد، نه ديگران.
و فراموش مکن آن کس که شیطان خود را شناخت
خدایش را هم خواهد شناخت...
شمس تبریزی
@deceptmatrix | 604 |
| 12 | کیف مرموز خدایان سومری هرگز یک کیف نبود! واقعاً چی بود؟!
@deceptmatrix | 740 |
| 13 | آیا بشریت تحت هیپنوتیزم جمعی است؟!
@deceptmatrix | 779 |
| 14 | آیا بشریت تحت هیپنوتیزم جمعی است؟!
@deceptmatrix | 5 |
| 15 | یک سخنرانی کامل با عنوان "مدیتیشن چیست؟"
اشو
@deceptmatrix | 742 |
| 16 | تو تصمیم گیرنده زندگیت هستی یا مغزت فقط تو رو قانع میکنه؟!
@deceptmatrix | 717 |
| 17 | اگر ذهنِ تو باری سنگین از گذشته را حمل کند،
تو از همان بار بیشترش را تجربه خواهی کرد.
آن گذشته خودش را از طریق فقدان حضور
وارد میکند.
آنچه آینده تو را شکل میدهد
کیفیت آگاهی تو در همین این لحظه است...
اکهارتتله
@deceptmatrix | 759 |
| 18 | @deceptmatrix | 754 |
| 19 | همهاش داستان است.
همهاش.
اینکه همهاش داستان است
نیز داستان است...!
تیم کلیس
@deceptmatrix | 723 |
| 20 | SYML — Where's My Love - Piano (slowed & reverb).mp3 | 449 |
