en
Feedback
نِگیلدا

نِگیلدا

Open in Telegram

چرک‌نویسِ یه آدم معمولی با حال غیرمعمول. پرا‌یوت: https://t.me/+82uhHMbSGO1lNjI0 لطفا لینک چنل، تبادل و این چیزها برام نفرستید چون ممکنه جواب ندم و ناراحت بشید. ممنون. ناشناس من: t.me/BluChtBot?start=63a5a808b0d4ab8b8440

Show more
Buy Ad
1 567
Subscribers
No data24 hours
-67 days
+4630 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+8
in 13 channels
August '26
+168
in 59 channels
Get PRO
July '26
+247
in 71 channels
Get PRO
June '26
+229
in 73 channels
Get PRO
May '26
+62
in 19 channels
Get PRO
April '26
+10
in 1 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+451
in 55 channels
Get PRO
January '26
+65
in 23 channels
Get PRO
December '25
+251
in 51 channels
Get PRO
November '25
+244
in 32 channels
Get PRO
October '25
+90
in 18 channels
Get PRO
September '25
+31
in 7 channels
Get PRO
August '25
+136
in 4 channels
Get PRO
July '25
+476
in 4 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
05 September0
04 September+2
03 September+4
02 September0
01 September+2
Channel Posts
photo content
+1

2
+1
No text...
45
3
+1
No text...
106
4
وقتی یاد نگیریم عقاید و علایق شخصی خودمون رو به کسی تحمیل نکنیم و مورد توحین قرار ندیم چیزی درست پیش نمیره . عقاید و علایق هر کس برای خودشه.
106
5
پرسید: چرا دیگر با کسی رفت و آمد نمى كنى؟ گفتم : همه پشت سر همديگر بد مى گويند، اما باز هم دور یک ميز مى نشينند. ميز من كوچک است، اما آرامش دارد .
100
6
منو برگردونید به اون دوران که خونه بالشتی درست می‌کردم.
101
7
واقعا دلم می‌خواد این هوا رو ببوسم بوی پاییز، خنکی، آسمون پر از ابر.
251
8
چقدر ناشناس دادید. انقدر مهمم براتون؟🥹
43
9
امشب قرار بود منو از دست بدید🚶🏻‍♀️
52
10
الان اونی که می‌گفت «گریه کردن تو فضای عمومی نرمالایز کنید» رو می‌فهمم.
246
11
برای کل امروز و غم جمعه کافیه این آهنگ.
147
12
Mehdi Darabi - Az Aval Kash Naboodi.mp3
229
13
داشتم دفتر خاطراتمو میخوندم، چشمم به متنی که پارسال شب تولدم نوشته بودم افتاد: «باور کنید گاهی انسان حتی با خانه‌ی خودش هم غریبه می‌شود، وسایلش را نمی‌شناسد، جای ادویه‌ها و چای‌ را فراموش می‌کند، دیگر نمی‌داند کدام ظرف را در کدام کابینت گذاشته. یادداشت‌های مخفی‌اش را یادش نمی‌آید و آخرین صفحه‌ی کتابی که می‌خواند را هم گم می‌کند. نه تنها با وسایل، که با آدم‌های زندگی‌اش هم غریبه می‌شود، آنقدر غریبه و دور که دیگر صدای‌شان را هم نمی‌شناسد. چند روزی‌ست از زمین و زمان گله دارم، در خانه‌ای که هیچ نمی‌شناسمش و در کنار آدم‌هایی که غریبه‌ترین هستند یکسال دیگر به عمرم اضافه می‌شود. اما به گمانم که آن‌قدرها هم که می‌نویسم تنها نباشم، به گمانم آدم‌هایی را داشته باشم که به من اهمیت بدهند اما دیگر به چه کارم می‌آید؟ دیگر برای نگرانی‌ها و اهمیت دادن‌هایشان بسیار دیر است. دیگر برای تیمار کردن این روح خسته بسیار دیر است. من با غریبه بودن و ماندن با این دنیا مشکلی ندارم. بگذارید غریبه بمانم حتی با خودم.»
249
14
احساس می‌کنم تک‌ به تک استخون‌های روحم شکسته.
234
15
یجوری ناراحتم می‌کنید انگار با غم‌، هم‌دستید.
278
16
همیشه غمگین‌ترین شب‌های زندگی‌م رو تنهایی صبح کردم. که انگار تنهایی برای چنین شب‌هایی آفریده شده.
255
17
غمگین بودن یعنی، اشکت سرازیر نمی‌شه، می‌چکه.
273
18
«کاش من هم دخترِ کسی بودم.»
300
19
جمعه، کلمات من بود، زندگی من بود، که مدام در آن‌ها غروب می‌کردم.
288
20
دیگر به معنای واقعی آخرین نخ از کلاف زندگی‌اش هم بریده و گم شد. دیگر هیچ‌ چیزی نداشت تا با آن، خودش را به این دنیای مزخرف و سیاه وصل کند.
271