1 944
订阅者
+924 小时
+507 天
+36430 天
吸引订阅者
十一月 '2611月 '26
十一月 '26
+60
在15个频道中
十月 '26
+397
在57个频道中
Get PRO
九月 '26
+90
在41个频道中
Get PRO
八月 '26
+168
在64个频道中
Get PRO
七月 '26
+247
在75个频道中
Get PRO
六月 '26
+229
在79个频道中
Get PRO
五月 '26
+62
在21个频道中
Get PRO
四月 '26
+10
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+451
在57个频道中
Get PRO
一月 '26
+65
在24个频道中
Get PRO
十二月 '25
+251
在52个频道中
Get PRO
十一月 '25
+244
在32个频道中
Get PRO
十月 '25
+90
在18个频道中
Get PRO
九月 '25
+31
在7个频道中
Get PRO
八月 '25
+136
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+476
在4个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 06 十一月 | 0 | |||
| 05 十一月 | +11 | |||
| 04 十一月 | +41 | |||
| 03 十一月 | +3 | |||
| 02 十一月 | +2 | |||
| 01 十一月 | +3 |
频道帖子
آدمیزاد موجودیه که؛ با دست خودش جهنم میسازه، بعد دنبال یه نفر میگرده که توی آتیشی که خودش ساخته بغلش کنه.
| 2 | میرم تو بالکن، میشینم روی نردهای که معلوم نیست محکمه یا نه. پاهامو آویزون میکنم. سقوط برام دیگه اونقدرا هم مهم نیست. آسمون سیاهه؛ هیچ ابری توی آسمون نمیبینم. هوا سرد شده؛ انقدری که کاپشن پوشیدم، وقتی با دهن نفس میکشم، بخار از دهنم میاد بیرون. این هوا رو دوست دارم. آهنگ «تنها»ی علیرضا قربانی رو پلی میکنم و خیره میشم به پنجرههای روبهرویی که خاموشن، به آدمهایی که از شب، به خواب پناه بردن. اصلا من فکر میکنم خدا برای این خواب رو مخصوص شب قرار داده، که از ظلمت شب و غمش، بیچاره نشیم.
خیلی وقتا مثل امشب، به رفتن و نبودن فکر میکنم. به نیست شدن. اما بلد نیستمش. پاهام برای رفتن سستن. برای نبودن ضعیفن.
هوا سرده ولی میدونم سرمای درونم از چیز دیگهایه. انگار توی یه برزخ گیر کردم. برزخی که مثل مردابه، دست و پا میزنم ولی بیشتر درگیرش میشم. توی همون لحظهایم که فهمیدم دست و پا زدن توی این منجلاب هیچ فایدهای نداره، به هرحال فرو میری. اما خب ماهیت آدمیزاد توی اینه که تقلا کنه. تقلاهای بیخود. و چهقدر پرم از تقلاهای حیف شده.
همیشه چیزی بیشتر از انسان بودن میخواستم، حداقل بیشتر از انسانی که کل فکر و غمش، بند به یه میله باشه، که اگر سقوط کنه هیچ فرقی به حال جهان نکنه.
بخار دهنم انقدر زیاد شده که مثل دود سیگار توی هوا پخش میشه.
از ناملایمات زندگی خستهم، کاش خدا یکمم با من مثل شب، مدارا میکرد. | 126 |
| 3 | ما آدمهای غمگین، استعداد عجیبی در زیبا دیدن چیزهایی داریم که دارن نابودمون میکنن. | 259 |
| 4 | O children.mp3 | 194 |
| 5 | 没有文字... | 411 |
| 6 | 没有文字... | 1 |
| 7 | دیگر چیزی برای صحبت کردن وجود نداشت، تنها چیزی که مانده بود، رفتن بود.
- جک کرواک. | 179 |
| 8 | کاش یکی بود منو میبرد به همون جایی که نمیدونم کجاست. | 191 |
| 9 | متاسفانه آدم دلش برای حرف زدن با کسایی تنگ میشه که دیگه هیچ حرفی باهاشون نداره. | 249 |
| 10 | شب را روی خودم انداختم؛ تاریک تاریکم. | 584 |
| 11 | از من نپرس که چه بر من میگذرد. حالی از منِ درمانده نپرس. مرا بگذار میان کتابی که همیشه میان دستهایت میگیری و کتاب را ببند، بگذار ته قفسه و بگذار فراموش شوم. بگذار یادت برود در کدام صفحهام. مرا در پشت کمدها بینداز. بگذار سالها یادم نکنی.
مرا لابهلای نامههای نانوشتهات بگذار، میان کاغذهایی که هیچوقت مجال اعتراف پیدا نکردند. مرا در تاریکترین کنج ذهنت دفن کن، جایی دور از دسترس خاطرات و هذیانهای شبانهات. مرا به حال تعلیق رها کن. مرا به حال خود بگذار. که جواب تمام سوالهایت؛ عزیزکم، «نمیدانم» است.
مرا به دست فراموشی بسپار؛ به سرنوشت محتوم چیزهایی که روزگاری عزیز بودهاند و حالا جز غبار، چیزی از آنها باقی نمانده. من دیگر میلی به بازگشت ندارم؛ بگذار در حاشیهی زندگیات، به هیئت خاطرهای محو و ناخوانا باقی بمانم. چه اهمیتی دارد اگر هیچکس نداند در من چه ویران شده؟ مگر تمام این سالها، جهان جز تماشای خاموشِ ویرانی آدمها، کار دیگری هم کرده است؟ | 393 |
| 12 | 没有文字... | 378 |
| 13 | «از رویِ تو دل کندنم آموخت زمانه» | 381 |
| 14 | تلگرام با وجود این چنلها برام مثل خونه شده. | 256 |
| 15 | گفتم چنلایی که خودم دوست دارم و همیشه از دیدنشون لذت میبرم رو اینجا باهاتون به اشتراک بذارم تا شما هم با خوندنشون توی پاییز لذت ببرید. | 308 |
| 16 | فکر میکنی دیگه درد نداره، چون اثری از کبودی و زخم نیست، ولی وقتی دست میذاری روش، کل وجودت آخ میشه. | 634 |
| 17 | دیگه نمیدونم؛ کلماتم ته کشیده، جونم ته کشیده، احساس میکنم تموم شدم ولی بازم ادامه دارم؛ یه ادامهدارِ دردناک. | 485 |
| 18 | آدما وقتی راجع به آدم مورد علاقشون حرف میزنن، ستاره تو چشاشون برق میزنه. | 117 |
| 19 | «مریض را به شفاخانه میبرند؛ مرا به آغوش تو.» | 519 |
| 20 | نه عزیزم، حسها تکرار نمیشن حتی اگر دوباره همون آدمها تکرار بشن. | 178 |
