en
Feedback
یادداشت‌های‌شِلبی.

یادداشت‌های‌شِلبی.

Open in Telegram

In the bleack midwinter…

Show more
2 477
Subscribers
-124 hours
-27 days
-1530 days
Posts Archive
سه ساعت داره بحث می‌کنه که نه آقا رضا پهلوی فلانه. بعد برگشتیم می‌گیم خب این نیاد، کی بیاد؟ هیچ ایده‌ای نداشت. خب چرا یه گزینه‌ی خوب پیدا نمی‌کنید شاید ما هم نظرمون تغییر کرد.

من چرا شانسم توی کسی که ازم خوشش میاد اینطوریه؟ یا تاکسیکه، یا می‌گه لیاقتت رو ندارم، یا هزار مایل اون‌ورتر زندگی می‌کنن.

منظورم از وقتی گفتم با موتور رفت و آمد راحت‌تره این بود که تو باید موتور داشته باشی. :))) برگشته می‌گه موتور بخر.

داشت غر می‌زد که دوست دخترش تا دو بیدارش نگه داشته.(گفتم وظیفته بیدار بمونی.)

ولش کن دیگه بهش نمی‌پردازم. قول.

البته یه روز بخاطر من تا ساعت ۵ صبح بیدار موند و بعد رفت سرکار. من اصلاً نفهمیدم ساعت پنج شد.

توی رابطه رفتن این مصیبت‌ها رو هم داره بهرحال. همه مثل من نیستن که قبول کنن نصف شب بیدار نمونی بخاطرشون.

حالا چون قدت بلنده یه فرصت بهت می‌دم آقا پسر.

بی رحمانه‌ست بی تو، قبولِ من.

خیلی سخته آشنا شدن با آدم جدید. بای دیفالت نمی‌شد همینطوری به شناخت رسید؟

امروز دو سه بار قشنگ فهمیدم اومد سمتم که اذیت کنه، و بعد برمی‌گشت و پشیمون می‌شد. مهم نیست عادت می‌کنی.

موقع گوش دادن به آهنگ پرتاب شدم از بلندای دوست داشتنتِ فرشاد، پرتاب شدم توی در مترو.

حداقل بغلم وایمیسی قد بلندی نکن، نمی‌رسی بهم. روش‌های قد بلند شدن هم از همکارمون نپرس عزیزم، شما رشدت رو کردی روت تاثیر نداره.

وای از اون آخیشی که می‌گه ارزش نداره.

ولش کن بهت نمی‌پردازم فقط دیدنت خیلی آزار دهنده‌ست.

هنوز پیام‌هایی که می‌گفتی کش موم رو می‌خوای که بندازی دستت هست، بعد الآن رفتی بالای منبر برای بقیه که این حرکت فولیه؟

Just let this story die.

امیدوارم آخرین بار باشه که خدا درس‌های زندگی رو در غالب آدم موردعلاقه‌ام سر راهم می‌ذاره. این دفعه خیلی سختم بود.

Repost from Afkar | افکار
دلکم دلبرکم کسکش و رد فلگم.

می‌گذره. درس می‌شه. ولی نترس دیگه. قلب‌تون سفت می‌شه.