746
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-3330 days
Posts Archive
Repost from من
بچهها هشت هزار نفریم. آیا یکی نیست که کارهای فضای سبز انجام بده و سابقه کار داشته باشه و بتونه عصای دست من باشه؟
Repost from ناپیرو
گاهی باید زوری بعضی کارها رو انجام داد و این خیلی سخته، چون وقتی بزرگ میشی دیگه کسی نیست بهت زور بگه؛ باید یاد بگیری خودت به خودت زور بگی.
Repost from دوات
نوستالژی inside out رو دیدین؟ همون پیرزنی که بهش میگن برو توی خونهت و نیا بیرون؟ اون بعد از ۲۵ سالگی میاد بیرون. میاد میشینه پشت فرمون. میاد دنیاتون رو میگیره. زندگیتون رو میگیره. شادی و غم و ترس و خشمتون رو میگیره. ۱۸ ساله بودم رفتم دانشگاه ثبتنام کنم، برگشتم خونه و ۳۰ سالم بود.
Repost from 𝑷𝒂𝒑𝒊𝒍𝒍𝒐𝒏
امم، یه چیزی بگم؟ اسمش ناشناسه. نه مشاور حل اختلاف، روانپزشک، دامپزشک... میدونی؟
Repost from Ta.
حقیقتا فهم بعضی از رفتارهای آدمها از درک من خارج است. توقع زیادی از من نداشته باشید.
Repost from من
باور کنید همهچیز با یه ویسکی ده ساله بهتر میشه. همهچی کهنهش خوبه. تازگیا با پدیدهها و اتفاقات نو مشکل دارم. کهنه ها خوبند. خط و خش دارها، غبار گرفتهها، درختان قدیمی، حتی جنگلهای قدیمی و مادر. احساس میکنم اونقدری که شایسته بوده زمان روشون تاثیر گذاشته و چیز دمدستیای نیستند. و حالا حالاها قرار نیست با تغییری؛ متغیر بشند.
Repost from من
باید یک کمپین آغاز کنم تحت عنوان: «خودت رو سانسور نکن آدم ساده.» و توش بدون دستکاری خودمون باشیم. بتونیم نه بگیم، بتونیم از کلماتی که راحتیم استفاده کنیم، بتونیم ساده همهچیز رو بیان کنیم. آدمیزادِ خودسانسور، خیلی غمگینه.
