en
Feedback
دیگران

دیگران

Open in Telegram

گاهی دیگران به از ما می‌نویسن. برای شنیدن دیگران.

Show more
2 522
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1030 days
Posts Archive
جهان بی شما خالیست. امیدوارم همگی در امان باشید و فردایی روشن رو توی چنل‌هاتون به زودی جشن بگیرید. به امید آزادی.

Repost from هذیان
آیا گروه‌های تلگرامی واقعاً جای امنی برای حرف زدن هستند؟ آیا ما در تلگرام امنیت داریم؟ و مهم‌تر از همه: آیا واقعاً «غیرقابل شناسایی» هستیم؟ این روزها بحثی توی تلگرام داغ شده درباره‌ی یک ربات مدیریت گروه به اسم DIGI ANTI؛ رباتی که احتمالاً خیلی‌هاتون می‌شناسیدش. رباتی که سال‌هاست ابزارهای مدیریتی مختلف داشته و خیلی از ادمین‌ها رو راضی نگه داشته، اما اخیراً شایعاتی پخش شده مبنی بر اینکه این ربات پیام‌های کاربران رو می‌خونه و با نهادها یا سازمان‌ها به اشتراک می‌ذاره. دلیل حساس شدن فضا هم اینه که گفته میشه بعد از بعضی گفتگوهای سیاسی داخل گروه‌ها، برای بعضی از ممبرها ابلاغیه صادر شده. نمونه‌ی پیامش رو توی کامنت‌های همین پست می‌ذارم تا خودتون ببینید. 🔹 پاسخ ادمین‌های ربات چی بوده؟ ادمین‌های DIGI ANTI اعلام کردن: این پیام از طریق قابلیت «اکو» ربات ارسال شده، ارسال‌کننده‌ی پیام، ادمین همون گروه بوده و هیچ‌گونه اطلاعاتی از سمت ربات به هیچ ارگان یا نهادی ارسال نشده. 🔹 موضع من چیه؟ من قرار نیست این ربات رو تأیید یا رد کنم. بحث من امروز یک لایه عقب‌تره: اینکه آیا اصلاً چنین چیزی می‌تونه واقعی باشه یا نه. 🔹 سؤال اصلی: آیا ربات‌های تلگرام می‌تونن پیام کاربران رو بخونن و ذخیره کنن؟ جواب کوتاه و صریح: بله. به شرطی که: ربات در گروه ادمین باشه یا سازنده‌ی ربات این دسترسی‌ها رو فعال کرده باشه 🔹 یک ربات به چه اطلاعاتی دسترسی داره؟ در یک گروه تلگرامی، ربات می‌تونه به این موارد دسترسی داشته باشه: آیدی عددی کاربر یوزرنیم (در صورت وجود) تمام پیام‌هایی که کاربر داخل گروه ارسال کرده و درباره‌ی اطلاعات حساس‌تر: عکس پروفایل و شماره تلفن فقط در صورتی در دسترسه که خود کاربر اون‌ها رو برای عموم باز گذاشته باشه. (در صورت تعامل مستقیم کاربر با ربات) 🔹 نتیجه‌ی واقعی این ماجرا چیه؟ با در نظر گرفتن همه‌ی این‌ها، باید صادقانه گفت: گروه‌های تلگرامی غیرشخصی اصلاً جای مناسبی برای حرف‌های خصوصی، حساس یا دردسرساز نیستند. حتی وجود یک ربات ساده می‌تونه: بزرگ‌ترین جاسوس یک گروه باشه. فرقی نداره: ربات مدیریتی باشه ربات بازی یا هر ربات به‌ظاهر بی‌خطر هر رباتی می‌تونه در ظاهر یک قابلیت مشخص داشته باشه، ولی در پشت‌صحنه حجم زیادی دیتا ذخیره کنه و این اطلاعات رو بی‌سر و صدا به هر کسی، یا در هر جایی، بفروشه یا منتقل کنه. 🔹 چرا اینو الان می‌گم؟ چون امروز دیدم خیلی از ادمین‌ها شروع کردن به تحریم این ربات و خواستم یک نکته‌ی مهم‌تر رو بگم: تنها راه زنده موندن توی اینترنت، مخفیانه زندگی کردن در اینترنته. و مخفیانه زندگی کردن یعنی: یا خودت سازنده‌ی ابزاری باشی که از امنیتش خبر داری یا به‌سادگی، به هیچ رباتی اعتماد نکنی نه از سر ترس، از سر آگاهی.

Repost from دوباره
این روزها یاد گرفتم من و شما با این رسالت که دیگران رو قانع کنیم چیزی که ما می‌گیم و باور داریم درسته به دنیا نیومدیم. حتی کوچک‌ترین عمل‌ها در راستای هدفی که داری تاثیرش صدها بار بیشتر از حرف زدنه. حرف زدن همیشه هم چیزی رو درست نمی‌کنه.

Repost from N/a
فاصله‌ی خشم و غم و نگرانی و امید این روزا خیلی کمه. اما این همیشه امیده که ته خطِ این چرخه می‌شینه و دوباره به راهش میندازه‌. چون سنگینه. خیلی سنگین.

Repost from میزبان
نمادها به تنهایی بی‌معنا هستند و توسط مردم قدرت می‌گیرند.

Repost from میزبان
.
+1
.

Repost from Crumb State
چشم به راه خورشید؛ چشم به راه آزادی.
چشم به راه خورشید؛ چشم به راه آزادی.

Repost from Mini Alpha

Repost from هذیان
میبوسمت یه روز تو میدون شهر، آزاد.

Repost from هذیان
جمینای.
جمینای.

Repost from N/a
یکی از فایده‌های موشکافانه بررسی کردن اطرافم اینه که الان بهتر می‌دونم کجا و چطور رو پام بایستم. قبلا فکر میکردم اگه خودم رو جدا کنم وارد یه حباب امنی میشم که هر لحظه‌ای ممکنه بترکه اما کسی که خودش از کلی دریا گذشته از طوفان میترسه؟ لزوما نه. هرچند الان می‌دونم یه حبابی دورم هست و هر لحظه‌ای ممکنه بترکه اما چون ترکیدنش رو دیده بودم ترسی ازش ندارم.

Repost from Maso Daily
دلم برا آدمهای ساکت بیشتر می‌سوزه. کاش مثل بقیه با ۴ تا فحش و نفرین خودشونو خالی کنن.

نوشتن در مورد وضعیت موجود، سخته. من حتی دیگه برای تشبیه کردنش به چیزی نمی‌تونم از کلمه‌ها استفاده کنم. نمی‌تونم به آینده فکر کنم؛ آینده دور نه، همین آیندهٔ نزدیک، مثلا همین فردا. وقتی خودکارم رو رویِ کاغذ می‌ذارم، نمی‌دونم برای توصیفِ چیزی که این روزها تجربه می‌کنیم، باید چه واژه‌ای بسازم. هیچ‌وقت تویِ کابوس‌هام هم این روزها رو نمی‌دیدم. چه اسمی باید براش گذاشت؟! روزگارِ نمی‌دانم؟!

Repost from N/a
photo content

Repost from آداجیو
«تو خود حجابِ خودی حافظ از میان برخیز»

Repost from ناپیرو
کسی که می‌خوادت چیزهایی که می‌خوای رو بدون این‌که بخوای بهت می‌ده. منظور البته این نیس که اگر پیاز لازم داری برای غذا درست کردن نگی و فکر کنی طرف خودش باید بفهمه پیاز لازم داری.

Repost from کومه
اینکه آدم‌ها راه و منش خودشون رو شناخته باشن و به درجات مختصری از آدم شناسی نائل بشن که بتونن مکرهای عیان و نهان در رفتار و کردار و گفتار فلانی رو تشخیص بدن و مسئولانه راهشون رو جدا کنن اسمش تفرقه و بدفازی نیست‌. با نااهلان آمیختن چه سود؟ چندان خیری در پس و پیشش نهفته نیست. از این ترانه‌، آزادی نمی‌رسد به گوش.

Repost from آداجیو
وقتایی که من مسئول پخش موسیقی تو یه جمع یا ماشینم، عموماً انقدر با خودم دغدغه‌ی اینو دارم که «خب بعدش چی پلی کنم؟» که نمی‌تونم اونطور که باید از موسیقی‌ای که درحال پخشه لذت ببرم. حالا اینکه چقدر تو کانسپت زندگی این الگو رو پیاده می‌کنم بماند!

تو روز جهانیِ تشکر کردن، از خالق جمله "برو سراغ چیزی که بهش علاقه داری✨" تشکر میکنم، چون مسیر زندگی و شغلی من رو کاملا دگرگون کرد و باعث شد هرروز از جایی که هستم لذت ببرم ^-^ 👩🏻‍⚕️🧠