en
Feedback
Critic l مریم نصر

Critic l مریم نصر

Open in Telegram

«بودن در زمانه خود … مخالفت با زمانه خود است، بودنِ نقاد در زمانه خود است، بیرون از قاب زمانه بودن است» فرانسواز دستور تماس: Maryam.nasr[at] gmail.com

Show more
3 049
Subscribers
+124 hours
+337 days
+730 days
Posts Archive
Repost from سهام نیوز
✅طالبان یک معلم زن را به جرم آموزش آنلاین در ملاعام شلاق زد. سازمان ملل: در سه ماه اول سال ۲۰۲۶، حداقل ۳۹ زن در افغانستان در ملا عام شلاق خوردند ۲.۲ میلیون دختر و زن از درس و تعلیم محروم هستند 🔻شما شکوه این زن رو ببینید نه زجه میزنه نه جیغ میزنه @Sahamnewsorg

غریب‌ترین حسِ پیروزی؛ ایستاده در مرزِ افتخار و سوگ ۳۰ خرداد 🖊سمیه توحیدلو 🤝 توافق‌نامه‌ای امضا شده است؛ سندی که قرار است معنای پایان تخاصم و آغاز مذاکره باشد. فی‌نفسه، پایان جنگ و انتقال مطالبات به میدان دیپلماسی، اتفاقی بسیار حائز اهمیت است. اما از آن مهم‌تر، بندهای این توافق‌نامه است. چه مذاکرات پسینی با توفیق همراه شود و چه نشود، این بندها که به امضای دو رئیس‌جمهور رسیده، نشان از پیشتازی نیروهای ایرانی هم در میدان و هم در دیپلماسی دارد. از سوی دیگر، عصبانیت مفرط رژیم صهیونیستی و تلاش‌هایش برای مخدوش کردن این توافق—که حتی به واکنش دموکرات‌ها و کشورهای اروپایی منجر شده—بسیار جالب توجه است. خلاصه اینکه علیرغم وجود فردی غیرقابل‌اعتماد در راس ساختار سیاسی آمریکا و ماهیت منفعت‌جویانه سایر قدرت‌ها، جنگ ایران با دو استعمارگر جهانی تا بدین‌جا به نقطه خوبی رسیده است. 🤝 با این حال، جدای از مخالفت‌های داخلی یا نگرانی‌های مطرح‌شده در پیام‌های مسئولین، شاید می‌بایست حس بهتری می‌داشتیم. شاید اگر چند سال پیش در نقطه‌ای که امروز ایستاده‌ایم بودیم، این موقعیت حس خوشایندتری برایمان به ارمغان می‌آورد. می‌دانم این‌روزها بیش از گذشته به ایرانمان افتخار می‌کنیم. می‌دانم که نمی‌شود مفتخر به عملکرد نیروی نظامی کشور نبود؛ وقتی می‌شنوی چطور با جانشان معامله کردند و برای این خاک پیروزی آفریدند. اما با تمام این‌ها، حسِ امروز غریب‌تر از همیشه است. کاش به روزِ جنگ نمی‌رسیدیم... 🩸شاید این غربت از آنجایی می‌آید که فکر می‌کنی ای کاش اصلاً به روز جنگ نمی‌رسیدیم. کاش دختران و پسران مدرسه میناب، امروز پشت نیمکت‌هایشان بودند و درس می‌خواندند. کاش اساتید مبرز دانشگاهی ما، امروز در کلاس‌های درس حاضر بودند. کاش این‌همه خانه و سرپناه بر سر مردمان این سرزمین فرود نمی‌آمد، پلی تخریب نمی‌شد و دستاوردهای چند دهه اخیرمان در صنایع پتروشیمی و فولاد آسیب نمی‌دید. می‌دانم که همه ساختنی‌ها را دوباره می‌سازیم، اما امان از جان‌هایی که پر کشیدند... 🩸وقتی کمی عقب‌تر می‌روم و سوگ‌های انباشته‌ همین یک سال را مرور می‌کنم، حجم سنگینی‌اش آشکار می‌شود. چه جان‌سخت بوده‌ایم از خرداد ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵؛ چه چیزها که در این میان ندیدیم و نشنیدیم. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر شهدای جنگ، امروز در آغوش خانواده‌های خود بودند. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر آن چند هزار نفر، در آن دو شبِ هولناکِ دی‌ماه جان نمی‌باختند. ▪️ می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر تمام مردم سرزمینم، وطن‌گرایانه این لحظه را پاس می‌داشتند و دلخوری‌ها و نرسیدن‌ها، باعث نمی‌شد جایی جز در کنار هم‌وطنان خویش بایستند؛ تا جایی که حتی دشمن هم صدایش دربیاید که شما چگونه مردمانی هستید که می‌خواهید بر سر کشور خودتان بمب بریزد؟ ▪️می‌توانستم خوشحال‌تر باشم اگر مردم سرزمینم—با تمام تنوع قومی، دینی، اعتقادی و فکری‌شان—می‌توانستند آزادانه و با حقوق شهروندی یکسان در کنار هم زندگی کنند. خیابان متعلق به همه آن‌ها می‌بود، رسانه‌ها آینه تمام‌نمای حضورشان می‌شد و فضای عمومی به یکسان در اختیارشان قرار می‌گرفت؛ تا رنگ به رنگ، زیر یک پرچم و به نام یک وطن دور هم گرد آیند. کاش آن‌ها که با بهانه و بی‌بهانه ترک وطن گفته بودند، امروز در تردد آزاد بودند و داشته‌های معنوی و مادی‌شان را برای اعتلای نام ایران به کار می‌گرفتند. ▪️ می‌شد خوشحال‌تر باشیم اگر باور داشتیم شایسته‌ترین‌ها بر مسند کارند، جز شایستگی و تخصص ملاکی نیست و هر قدمی که برمی‌داریم، گامی به سوی شکوفایی بیشتر کشور است. 🤝 می‌دانم که روزگار جدیدی را آغاز کرده‌ایم؛ روزگاری که با صلابت بیشتری کلید خورده و بسیاری از باورهای بخشی یا همه جمعیت را دستخوش تغییر کرده است. روزگاری که قرار است احترام به تفاوت‌ها در آن بیشتر شود. اما آیا به واقع می‌توان چنین امید اجتماعی پایداری داشت؟ 🤝 تفاهم‌نامه (ولو موقت) امضا شد و چندبار خواستم درباره‌اش بنویسم، اما فکر کردم چه باید نوشت؟ آیا می‌توان جز آرزوی روزهای بهتر برای ایران، چیز دیگری خواست؟ می‌دانم بسیاری برای رسیدن به این نقطه، در میدان نظامی، در عرصه دیپلماسی و حتی در کف خیابان تلاش کرده‌اند. اما کاش بسیاری دیگر نیز امروز در کنار ما و دوش به دوش ما بودند تا با هم نظاره‌گر امروز می‌بودیم. #روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو @smtohidloo

‏از ترکمانچای تا اسلام‌آباد راه درازی طی شده تا ایران از جنگ با قدرت‌های بزرگ جهانی نترسد و همزمان شجاعت مذاکره با آنها را هم داشته باشد، پیشاپیش خود را مغلوب نبیند و نداند، و چاره را در انزوا نداند، زمین ندهد و وا ندهد، و تحقیر نشود. ‏چند نفر همیشه مخالف‌خوان و صدا‌وسیما را رها کنید که آمریکا برایشان هنوز ابرقدرت است. دوره مناسبات استعماری گذشته. ‏مبارک ایران باشد.

✍ می‌گویند جنگ تمام شده، نه نای شادی هست و نه توان سوگواری...بعضی از ما از دی‌ماه منتظر بودیممحرم برسد تا یک دل سیر گریه کنیم، پای رفتن به عزاداری هم نیست. جان و نای ما رفته مدرسه زیرآوار مانده و برنمی‌گردد.بو رس سبز شده، قیمت سکه و دلار و نفت ریخته، شاید حتی تورم هم سبک شود..‌. دعواهای سیاسی شروع شده: «مرگ بر این و مرگ بر آن»، کاریکاتوری برای تحقیر ظریفدیدم در مترو و هنوز روی بعضی دیوارها می‌نویسند «کمک» و روی غبار قطور شیشه ماشینیبا حروف درشت نوشته بود «هلپ»زندگی ادامه دارد...شهرها ی ما با جمعیت میلیونی بمباران شد. کودکانی در شهرهای جنوبی و دراصفهان و در تبریز و در تهران هرگز از خواب بیدار نشدند. کودکی در یزد از ترس سکتهکرد. دختران‌مان در ورزشگاه لامرد و پسرانمان بر عرشه ناو دنا کشته شدند چون«باحال‌تره» و دنیا کک‌اش نگزید...بی‌حس شده دنیا هم. دنیا همین است. روا نیس ت هیچ پدرومادری فرزندشرا به‌خاک بسپارد. دیروز خبرآمد مادری که دو طفل خردسالش را در بمباران از دستداده بود از اندوه جان داد.یادداشت‌ها یی که در جنگ نوشته‌ام مرور می‌کنم. از کجا انرژی داشتم وقتیصدای بمباران قطع نمی‌شد؟از صبح ۹ اس فند که والدیندر شهرهای بمباران شده هروله‌کنان دنبال بچه‌هایشان دویدند و بچه‌های میناب تکه‌پارهسوختند...از آن روز کم پیش آمده کودکی در خیابان ببینم. کز کرده‌اند پای تبلت‌ها.رمضان بود، نزدیک عید بود، هنوز تن و بدنمان می‌لرزید از دی‌ماه. سالیداشت به آخر می‌رسید که تقسیمات آن نه هفته‌به‌هفته؛ نه ماه‌به‌ماه که جنگ‌به‌جنگ،رنج‌به‌رنج، داغ‌به‌داغ و خون‌به‌خون گذشته بود که ‌خواستند سرطان‌مان را درمان کنند. گفتنددموکراسی و زندگی معمولی لقمه‌ای بزرگتراز دهان شماست. برایتان رهبری می‌فرستیم تا بالغ شوید. شب صبح نشد و باران سیاه برسرمان بارید ... زمین و دیوارها، گربه‌ها و کبوترهای تهران سیاه شدند. برخی خوشحال بودند. نفرین کاساندرا خودش را نشان ‌داد. «مای» ما پاره پاره شده بود. رسیدکار به آنجا که «هرکاری کردیم که کار به اینجا نرسد».اینترنت نداشتیم، صدایمان نمی‌رسید وآنها که صدا داشتند سکوت کردند. به تجربه دریافته بودند اعتراض هزینه‌‌ای است که فایده نداشت. بمباران شهرهایمان را خراب می‌کرد. آب و خاک و بهارمان پر از آلودگی شده بود و صدای ما را بسته بودند. چرا صدایمان را بسته بودند؟سوگ‌هایمان تکه تکه شد. تقسیم شد. رمضان تمام شد، سال نو شد، آدمهای بیشتری مردند. صدای ما بسته بود. آن‌ها که صدا داشتند باهیجان تماشا می‌کردند. « نگران نباشید بهترش را می‌سازیم». با تحقیر شخم می‌زدند. نفرت می‌کاشتند، تفرقه درو می‌کردند. فرقه می‌ساختند. تا زدن زیرساخت‌ها و دانشگاه‌ها شروع شد و نهادها و آدم‌ها و کلمات گریه کردند. و بالاخره آن شب تا صبحِ اولین روز «عصر حجر» که نفس‌ها را در سینه حبس کرد. «بهترش را می‌سازیم» چراغ‌ها را خاموش کردند. کرکره را پایین کشیدند. به رونیاوردند، انگار که از اول نبودند. ما ماندیم خشمگین و داغ‌ بر دل، ما ماندیم و ضرورت مصالحه، ما ماندیم و تورم، ما ماندیم برای مراقبت از زندگی وقتی همه کُشته دوست دارند، ما ماندیم و «میهن‌دوستی انتقادی» وقتی افراطی‌گرایی پرطرفدار است. @neocritic

صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: #عبدالکریم_سروش #سعید_حجاریان #مصطفی_تاجزاده #مریم_نصراصفهانی #حسین_کمالی #ابراهیم_سلطانی #حسین_کاجی #سروش_دباغ #جواد_حیدری #یاسر_میردامادی و #مصطفی_ملکیان June 13 2026 شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳ #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel

🎙️ به مناسبت تولد هفتادسالگی استاد بزرگوارم آقای مصطفی ملکیان سعی کردم گفتگویی داشته باشم با رویکرد ایشان درباره «زندگی اصیل». صورتبندی کاملی از ایده ایشان را می‌توانید اینجا بخوانید. دغدغه داشتن زندگی اصیل و خودآیین را نخستین بار آقای ملکیان در مقاله کوتاهی درباره سقراط در ذهن من کاشت که تا امروز ادامه یافته است. هرچه پیش‌تر آمدم اما ایده زندگی اصیل از من دورتر می‌ایستاد، تا اینکه بازهم به اشاره استاد ملکیان در یکی از مصاحبه‌هایشان با رویکردهای زنانه‌نگر در فلسفه آشنا شدم و همه این اتفاقات پیش از آشنایی با او ارادت عمیقی در من ایجاد کرده بود. در این گفتار تلاش کردم بازآرایی که دایانا مایرز از زندگی خودآیین ذیل مفهومی «خودآیینی ارتباطی» در برابر «خودآیینی عقلانی» انجام داده توضیح دهم. او توجه ما را به ابعاد پنجگانه خویشتن جلب می‌کند. ابعادی که می‌توانند در کنار خود عقلانی به خودآیینی منجر شوند که از جامعه گریزان نباشد، روابط عاطفی، درگیریهای ذهنی و بدنمندی هستی انسان را به رسمیت بشناسد و از آن برای نوشتن سرنوشت خود در میان سایر انسان‌ها در اجتماع کمک بگیرد. ⏳ ۲۱ دقیقه @neocritic

صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمال
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمالی ابراهیم سلطانی حسین کاجی سروش دباغ جواد حیدری یاسر میردامادی و مصطفی ملکیان June 13, 2:00 PM EST شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران لینک جلسه در کلاب‌هاوس https://www.clubhouse.com/i/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86/uDZY9nvy لینک جلسه در گوگل‌میت https://www.google.com/url?q=https://meet.google.com/phs-yacj-iou&sa=D&source=calendar&usd=2&usg=AOvVaw3BNIjnGD8GDz7fbSevKHCG لینک جلسه در یوتیوب https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA #حلقه_دیدگاه_نو @didgahenochannel

دیدنِ شهرکتاب تخریب‌شدهٔ بهمن در حملات آمریکا و اسرائیل 🗓پنجشنبه و جمعه ۲۱ و ۲۲ خرداد ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۵ میدان بهمن، خیابان شهی
دیدنِ شهرکتاب تخریب‌شدهٔ بهمن در حملات آمریکا و اسرائیل 🗓پنجشنبه و جمعه  ۲۱ و ۲۲ خرداد ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۵ میدان بهمن، خیابان شهید وفایی، روبه‌روی فرهنگسرای بهمن، جنب درخت توت، شهرکتاب بهمن ⛔️ فضا برای ورود کودکان مناسب و امن نیست. @Bookcitycc

Repost from N/a
به نام خدا گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان برگزار می‌کند: «مدرسه تابستانه فلسفه اخلاق» تاریخ‌ها، استادان و موضوعات: ۲۵ خرداد: ۱. دکتر علیرضا آل بویه: «بررسی انتقادی تقریرهای غایت‌گرایانه از اخلاق اسلامی» ۲. دکتر محمد حیدرپور: «عقل‌گرایی اخلاقی» یکم تیرماه: ۳. دکتر علی مهجور: ۴. دکتر جواد حیدری: «از امکان دیگرگزینی تا پیشرفت اخلاقی» ۸ تیرماه: ۵. دکتر مهدی اخوان: «ارزش‌شناسی به روایت هرکا» ۶. دکتر محسن جوادی: «طبیعت‌گرایی در فرااخلاق» ۱۵ تیرماه: ۷. دکتر سیدمحمد حسینی سورکی: «اخلاق جنگ» ۸. دکتر سیدحسن اسلامی: «ورزش و فضایل اخلاقی» ۲۲ تیرماه: ۹. دکتر مریم نصر: «عقل گرم: نقش تخیل در پرورش فضایل عاطفی-اجتماعی» ۱۰. دکتر محمدتقی اسلامی: «تصمیم‌سازی اخلاقی در چالشهای اخلاق مددکاری اجتماعی» ۲۹ تیرماه: ۱۱. دکتر زهره سعیدی: «از وظیفه تا امید: بررسی سعادت، فضیلت و خیر اعلا در نظام اخلاقی کانت» ۱۲. دکتر محمدعلی مبینی: «تناسب وجودی به مثابه خاستگاه زیبایی‌شناسی اخلاقی» ۵ مرداد: ۱۳. دکتر سیدمحمدباقر میرصانع: ۱۴. دکتر محمدامین خوانساری: «دیگرخواهی های راستین و دروغین: بازشناسی مرزهای نظریه دیگرگرایی» ۱۲ مرداد: ۱۵. دکتر غلامحسین توکلی: «اخلاق پیامدگرا» ۱۶. دکتر مرتضی طباطبائی: «قیاس‌ناپذیری خیرات پایه به عنوان مبنای ارزش‌شناختی مدرنیسم» فهرست تکمیل می‌شود...

Repost from N/a
گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان و مذاهب قم برگزار می‌کند: ◽️مدرسه تابستانه فلسفۀ اخلاق (حضوری و آنلاین) 🗓 زمان: هر دوشنبه، از
گروه فلسفه معاصر دانشگاه ادیان و مذاهب قم برگزار می‌کند: ◽️مدرسه تابستانه فلسفۀ اخلاق (حضوری و آنلاین) 🗓 زمان: هر دوشنبه، از 25 خرداد تا 12 مرداد 1405 ساعت: 14 تا 18 🏢 مکان: دانشگاه ادیان، سالن شهید بهشتی ❗️هزینۀ ثبت‌نام: 500 هزار تومان (فقط افرادی که تمایل به دریافت گواهی شرکت در مدرسه دارند) ✅ شرکت‌کنندگان در مدرسه در اولویت پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد رشته فلسفۀ اخلاق دانشگاه ادیان و مذاهب قرار می‌گیرند. 🖋جهت ثبت‌نام به آدرس زیر مراجعه کنید: https://digiform.ir/we714bf3d6 📝 برای اطلاع از موضوعات و سایر جزئیات ارائه‌ها، به کانال نشست‌های گروه فلسفه دانشگاه ادیان مراجعه کنید. ☎️ اطلاعات بیشتر: 02531710129

دکتر نغمه سهرابی عزیز محتوای این سخنرانی را به زبان انگلیسی ترجمه و در صفحه سابستیک خودشان در موضوع ایران منتشر کرده‌اند؛ به‌علاوه توضیحی که درباره استفاده از دو استعاره «برادر بزرگ» و «خواهر کوچک» داده‌ام: استعاره‌های خانوادگی از قدیمی‌ترین استعاره‌های مورد استفاده برای اشاره به مناسبات قدرت بوده‌اند، به این دلیل که خانواده اولین جایی است که ما مناسبات قدرت و تحت اقتدار بودن را تجربه می‌کنیم. اختلاف نظر درباره مجاز بودن تشبیه جامعه و مناسباتش و خانواده و مناسبات خانوادگی به زمان افلاطون و ارسطو باز می‌گردد. ارسطو در سیاست معتقد بود، از آنجا که مناسبات شهروندی میان آزادمردانِ برابر است و مناسبات خانوادگی بر اساس اقتدار مرد/ پدر/ ارباب مجاز نیستیم از این استعاره‌ها برای اشاره به روابط اجتماعی و سیاسی استفاده کنیم. با اینحال تا همین امروز و در ایران امروز ما همچنان از استعاره‌های خانوادگی برای اشاره به مناسبات قدرت استفاده می‌کنیم که البته نقدهای جدی فمینیستی درپی داشته است. استفاده از استعاره‌های «خواهر کوچک» و «برادر بزرگ» توسط ژان پل لدراک هم از این انتقادها بری نیست، درعین حال به سبب آشنابودن این مناسبات و شهرت «برادر بزرگ» جورج اورول برای مخاطبان در سخنرانی از این استعاره‌ها استفاده شده تا در زمان کوتاه‌تری ایده‌های اصلی مربوط به «مصالحه روزمره» ار سطوح عمودی و افقی قدرت منتقل شود. 🔗These Are the True Things @neocritic

صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمال
صدای عقل، ندای معنا بزرگداشت استاد مصطفی ملکیان با حضور: عبدالکریم سروش سعید حجاریان مصطفی تاجزاده مریم نصر اصفهانی حسین کمالی ابراهیم سلطانی حسین کاجی سروش دباغ جواد حیدری یاسر میردامادی و مصطفی ملکیان June 13, 2:00 PM EST شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۳، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران لینک جلسه در کلاب‌هاوس https://www.clubhouse.com/i/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%82%D9%84-%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86/uDZY9nvy لینک جلسه در گوگل‌میت https://www.google.com/url?q=https://meet.google.com/phs-yacj-iou&sa=D&source=calendar&usd=2&usg=AOvVaw3BNIjnGD8GDz7fbSevKHCG لینک جلسه در یوتیوب https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA

زندگی کردن به شیوه انسانی با وقار ✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| خردادماه ۱۴۰۵ آصف بیات، در کتاب «زندگی همچون سیاست» و «سیاست‌های خیابانی» «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» اشاره دارد. 💡زندگی باوقار به مثابه کنش جمعی خاموش: از منظر آصف بیات، جامعه‌شناس برجستهٔ ایرانی، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در جوامع خاورمیانه، به‌ویژه در شرایط سرکوب و اقتدارگرایی، صرفاً یک مفهوم انتزاعی اخلاقی نیست، بلکه به مثابهٔ یک کنش سیاسی ظریف و در عین حال عمیق معنا پیدا می‌کند. هستهٔ مرکزی اندیشهٔ او بر این باور استوار است که مردم عادی - فرودستان شهری، زنان، جوانان و دیگر توده‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده - علی‌رغم سلطهٔ دولت‌های خودکامه، اقتصادهای نئولیبرال و سیطرهٔ اخلاقیِ تنگ‌نظرانه، صحنه را خالی نمی‌کنند. در عوض، با اتکا به آنچه او «هنر حضور» می‌نامد، تلاش می‌کنند فضاهای جدیدی برای ابراز وجود خلق کنند و زندگی خود را به شیوه‌ای بهتر و با کرامت‌تر رقم بزنند. بیات برای تبیین این شیوه از زیستن، مفهوم «پیشروی آرام مردم عادی» را مطرح می‌سازد. این پیشروی، نه از جنس انقلاب‌های ناگهانی یا جنبش‌های اجتماعیِ ایدئولوژی‌محور و پر سر و صدا، بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های محتاطانه، خاموش و بلندمدت است که در متن زندگی روزمره جریان دارد. تهیدستان و فرودستان در این چارچوب، قربانیانی منفعل نیستند که سرنوشت محتوم خود را بپذیرند. آنها فعالانه و با استفاده از تاکتیک‌های روزمره برای تأمین مسکن، معیشت، کار و حفظ کرامت انسانی خود می‌کوشند و بدین ترتیب، بدون آنکه لزوماً به دنبال تغییرات کلان سیاسی باشند، ساختارهای قدرت را در سطح خُرد به چالش می‌کشند. ابزار اصلی این پیشروی آرام، چیزی نیست جز «ناجنبش‌های اجتماعی»؛ مفهومی کلیدی در اندیشهٔ بیات. ناجنبش‌ها به «کنش‌های جمعیِ فعالانِ غیرجمعی» اشاره دارند. این بدان معناست که میلیون‌ها انسانی که لزوماً با یکدیگر ارتباط سازمان‌یافته ندارند و رهبری واحد را دنبال نمی‌کنند، به دلیل شرایط مشترک، دست به رفتارهای مشابهی می‌زنند. برای مثال، زنانی که در فضای عمومی پوشش اجباری را رعایت نمی‌کنند، یا دستفروشانی که برای کسب درآمد در حاشیهٔ خیابان‌ها می‌ایستند، هر یک به تنهایی یک کنشگرِ فردی هستند. اما وقتی این رفتارها توسط «بیشماران» تکرار شود، به تدریج به امری عادی و مشروع تبدیل گشته و مرزهای «ممکن» را جابجا می‌کند. نیروی محرکهٔ این همبستگی پنهان، در «شبکه‌های انفعالی» و «خیابان سیاسی» شکل می‌گیرد. شبکه‌های انفعالی، پیوندهایی هستند که نه بر اساس عضویت رسمی، بلکه بر پایهٔ مشاهدهٔ وضع مشترک در فضاهای عمومی (مثل اتوبوس، صف نانوایی یا پیاده‌رو) ایجاد می‌شود. مردم در این فضاها، با دیدن دیگریِ هم‌سرنوشت خود، هویت مشترک را درونی می‌کنند و احساسات جمعی را بازتولید می‌نمایند. از سوی دیگر، «خیابان» برای کسانی که از قدرت نهادینه (مانند اعتصاب یا رأی) محروم‌اند، تنها عرصهٔ باقی‌مانده برای مبارزه و ابراز وجود است. خیابان صرفاً یک فضای فیزیکی نیست، بلکه به «خیابان سیاسی» بدل می‌شود؛ جایی که شهروندان نارضایتی خود را بر زبان می‌آورند، هویت می‌سازند و با غریبه‌ها، بر اساس منافع و عواطف مشترک، ارتباط بالقوه برقرار می‌کنند. بنابراین، از نگاه آصف بیات، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در شرایط سرکوب، یعنی به کارگیری «هنر حضور در زمانهٔ عسرت». یعنی با وجود فشار ساختاریِ ناشی از لغو یکجانبهٔ قرارداد اجتماعی از سوی حاکمیت، مردم از عرصهٔ اجتماعی و سیاسی خارج نمی‌شوند. آنها با کنش‌های روزمره خود -از نحوهٔ پوشش و حضور در فضاهای عمومی گرفته تا تلاش برای امرار معاش شرافتمندانه- نه فقط برای بقا، که برای بازپس‌گیری هستی ساده و باکرامت خود مبارزه می‌کنند. این مبارزه، اگرچه آرام و تدریجی است، اما توانایی آن را دارد که زمینه‌های ذهنی و عینی تغییرات بزرگ‌تر را در آینده فراهم آورد. کانال علمی مطالعات زنان https://www.instagram.com/women.studies/ @womenstudiesisaorg

Repost from مشق نو
📝📝📝جان‌های ماه دی 🔺اینستاگرام ایرانی چه روایتی از رخدادهای دی‌ماه ۱۴۰۴ به‌دست می‌دهد؟ ✍️ابوالفضل حاجی‌زادگان | پژوهشگر اجتماعی 🖊کیفیت‌هایی در زندگی‌های انسان‌ها جریان دارند که در «شش رقم آخر کد ملی» آنها نوشته نمی‌شوند. البته که می‌دانم بخش‌های مهمی در صفحه‌های اینستاگرام‌شان هم نمایان نمی‌شوند؛ اما من راه مناسب‌تر و کم‌خطاتری برای شناختن این انسان‌ها سراغ نداشتم. 🖊از طرفی، شاید این دردناک‌ترین راه برای شناختن نگرش‌ها، نظرها، آرزوها و آمال جان‌باختگان باشد. اما علاوه بر ملاحظات پژوهشی، به‌لحاظ فردی نیز پیمودن چنین مسیری برای‌ام ضرورت داشت. قرار گرفتن در معرض این تجربه‌ی دردناک، می‌تواند به ما یادآوری کند که «یک» چه عدد بزرگی است؛ تا شدت ابتذال در مناقشه‌ی اصطلاحاً «سیاسی»ای را که درباره‌ی تعداد جان‌باختگان در جریان است، بهتر درک کنیم. 🖊برای انجام این مطالعه، ابتدا باید به یک نمونه‌ی معرّف می‌رسیدم که به‌لحاظ تعداد و تنوع، یافته‌ها را تعمیم‌پذیر کند. برای شناسایی صفحه‌های اینستاگرامی کشته‌شدگان و نیز اکانت‌های نزدیکانِ همفکرشان، از یک راهبرد چندمسیره برای کشف شبکه استفاده کردم. 🖊صفحات شخصی کشته‌شدگان، کانون اصلی این جست‌وجو بودند. بررسی پست‌ها، استوری‌های هایلایت‌شده، کامنت‌ها، تعاملات تکرارشونده، روابط دوستانه‌ی قابل مشاهده و شناسایی گروه‌های سیاسی و اجتماعیِ مرجع در بین این اکانت‌ها، امکان شناخت بخشی از جهان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آنان را فراهم می‌کند. 🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید mashghenow.com/?p=6405 #ابوالفضل_حاجی‌زادگان #ایران #اینستاگرام 🔸نشانی تلگرام «مشق نو»: t.me/mashghenowofficial

. این گل‌های ریز هم خودشان قشنگند، هم رنگ‌شان و هم اسم‌شان. معمولاً به عشق مربوط می‌کنند‌اش. گاهی هم به مرگ و فقدان عزیز و حت
. این گل‌های ریز هم خودشان قشنگند، هم رنگ‌شان و هم اسم‌شان. معمولاً به عشق مربوط می‌کنند‌اش. گاهی هم به مرگ و فقدان عزیز و حتی گاهی به آلزایمر... گل یادآوری و حافظه است. در بهار از هر درز و شکافی بیرون می‌زند برای یادآوری اینکه گذشته را پشت سر نمی‌گذاریم، با خودمان حمل می‌کنیم. گل #فراموشم_نکن @neocritic

📚 معمولاً کتاب‌هایی که درمورد زنان نوشته می‌شود را مردان نمی‌خوانند؛ فکر می‌کنند به آنها مربوط نیست. کتابی که درباره مردان و مردانگی باشد حتما به زنان هم مربوط است. انگار زنانگی زنان در مقابل مردان، یا دست بالا مستقل از مردان شکل می‌گیرد، درحالیکه در خود همین عبارت «مردانگی» کلی دلالت‌های ضمنی وجود دارد که به زنان بازمی‌گردد. کتاب مردانگی ایرانی درباره ظهور الگوی جدید مردانگی از اواخر قرن نوزدهم در ایران است: مرد مدرن، تحصیلکرده، پاکیزه، کت‌شلوارپوش، ورزیده، میهن‌پرست، تک‌همسر و البته سلطه‌گر. مردانی که قرار بود حافظان ناموس خود و ناموس وطن و سرپرست خانواده‌های نسل جدید ایرانیان باشند. متن پشت جلد
گذار از حکومت سلسله قاجار به حکومت خاندان پهلوی تغییراتی را در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران ایجاد کرد. این کتاب با تمرکز بر مفهوم مردانگی در ایران انگارها و باورها قوانین و مقررات جنبش‌های سیاسی و رویه‌های اجتماعی مردان را واکاوی می‌کند تا نقش آنان را در تاریخ اخیر ایران از دید مطالعات جنسیتی روشن کند. بالسلو در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه مردان در دوره رضاشاه متفاوت از اواخر دوره قاجار لباس می پوشیدند، عمل می‌کردند، سخن می‌گفتند و فکر می‌کردند. به علاوه توضیح می‌دهد که چطور انگاره مرد ایرانی شایسته طی آن دهه‌ها تغییر کرد. او با شرح این که چگونه طبقه ممتاز در حال ظهور مردان تحصیل کرده در غرب در بخشی از کوشش خود برای کسب تفوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی الگوی تازه‌ای را از مردانگی ساخت و ترویج کرد. بیان می‌کند که چگونه این الگوی تازه بازتاب دهنده تحولات گسترده‌تری از جمله ظهور ملی گرایی و فرایند نوگرایی در جامعه ایرانی آن زمان است.
مردانگی ایرانی، سیوان بالسلو، ترجمه لعیا عالی‌نیا، نشر همان، ۱۴۰۰. @neocritic

شیما وزوایی: «در جنگ تصمیم گرفتیم گروه پشتیبانی همتایان برای فعالان مدنی تشکیل بدیم. حالا قصد داریم جلسات رو‌ ماهانه ادامه بد
شیما وزوایی: «در جنگ تصمیم گرفتیم گروه پشتیبانی همتایان برای فعالان مدنی تشکیل بدیم. حالا قصد داریم جلسات رو‌ ماهانه ادامه بدیم. هر ماه روان‌شناس تسهیل‌گر داریم. اگه تو هر نهاد رسمی یا غیر رسمی، فعالیت اجتماعی دارید، و این روزها حالتون خوب نیست، به من پیام بدید، یا پست رو لطفا اشتراک بگذارید. دوست داریم و تلاش می‌کنیم جلسه‌های گروه همتایان، فضاهای امن روانی باشند‌. اسم شرکت‌کننده‌ها رو منتشر نمی‌کنیم، و تمام حرف‌ها هم محفوظ هستند. همزمان، مراقبت و سلامت روان رو مسئله جمعی می‌دونیم. شاید وقتی کنار هم هستیم؛ حرف زدن و کمک گرفتن راحت‌تر باشه.» @neocritic

اول: «نزاکت سیاسی» است تا از سنگرها و مرزهای انسانیت محافظت کنیم. خواهر کوچک‌تر با تأکید و اصرار روی نزاکت سیاسی می‌تواند ادبیات خشونت را در کند کند. خواهر کوچک محافظ مرزهای کرامت انسانی و اجازه نمی‌دهد از دیگری متفاوت انسانیت‌زدایی شود. راهبرد دوم: «مقاومت از طریق اصرار بر محافظت از زندگی روزمره» است. مثلاً بعد از دی‌ماه یا جنگ اخیر، هرکس مطلبی مربوط به کار و زندگی منتشر می‌کرد، به او فشار می‌آوردند که تو حق نداری عادی‌سازی کنی، یا تو داری خون‌شویی می‌کنی، همه باید تا زمانیکه ما می‌گوییم ساکت و تعطیل باشند... مک‌گینتی معتقد است اصرار بر ایستادن روی زندگی روزمره، در واقع، از کار انداختن روش خشونت‌طلبان است که می‌خواهند ما را همواره در «برهه حساس کنونی» نگاه دارند. استفاده از راه‌های آسان و ارزان برای تأکید بر زندگی روزمره و برای کنار هم بودن و لذت بردن از زندگی در سخت‌ترین شرایط در واقع پارازیت‌هایی است که ماشین تولید نفرت و دیگری‌سازی را از کار می‌اندازد. وی راهبرد سوم را این‌گونه تبیین کرد که در نقش خواهر کوچک باید « زخم‌های بدن پاره‌پاره را بخیه بزنیم. این کار را به شیوه‌های مختلف می‌توان انجام داد. هر کاری که پیام مصالحه و احترام بدهد. از زدن لبخند به روی کسی که متفاوت از ما پوشیده تا حتی اصرار به محافظت از پیوندها یا دوستی‌هایمان ... مثل معلمی که اجازه نمی‌دهد دانش‌آموز متفاوتش منزوی شود، زنانی که بدون پوشش سر در تجمعات شبانه شرکت می‌کنند یا زنان محجبی که در نشستها و سخنرانی‌ها و فضاهای انتقادی روایت از تجربه‌های جنگ شرکت می‌کنند و.‌‌.. صلح روزمره آخرین درخت باغچه جامعه است که ما می‌توانیم به آن متوسل شویم و درعین‌حال می‌تواند، اولین درختی باشد که آینده مشترک و مسالمت‌امیز ما از آن آغاز شود. پنجمین نشست از سلسله دیدارهای نویسندگان و خوانندگان با پرسش‌وپاسخ حضار به پایان رسید. متن کامل در سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) رضا دستجردی. @neocritic

در این نشست که به همت مجله «سیاست‌نامه» و با همکاری «سرای علوم انسانی» برگزار شد، نصر اصفهانی شرایط کنونی را «فرقه‌گرایی نامرئی» خواند و خاطرنشان ساخت: «هم در جریان حوادث دی‌ماه، هم در دعوت به حمله به کشور توسط برخی هم‌وطن‌هایمان دیدیم که این فرقه‌گرایی پنهان چقدر راحت به ابزار خشونت تبدیل می‌شود . نصراصفهانی در آغاز ، برگزاری نشست‌هایی از این دست را به‌دلیل اتفاقات ماه‌های گذشته، سکوت و سرکوب صدای مردم، نیز قطعی اینترنت، بهترین اقدام در شرایط کنونی دانست و گفت: «رویکرد کنونی من خطاب به حاکمیت یا حاکمان نیست، و نیز در مورد جنگ و صلح در بافتار نظامی نیست که نه عاملیتی داریم و نه گوش شنوایی وجود دارد». وی در مقدمه، به چند نقل‌قول اشاره کرد که در آن حامیان هر تفکر در رسانه‌های خود با الفاظ و تعابیر ناپسندی هم را مخاطب قرار داده بودند. و اشاره کرد ما دیگر مثل سابق، اکثریت نداریم، بلکه اقلیت‌هایی داریم که مثل هم فکر نمی‌کنند و هیچ‌کدام هم به‌لحاظ جمعیت یا حتی کیفیت به هم نمی‌چربند. هر دو طرف هم خودشان را اکثریت می‌دانند و به آن دیگری می‌گویند مزدور. وی ضمن تبیین این مهم که توقع این است که اگر قرار باشد این فضای دوجامعه‌ای از بین برود و مصالحه اتفاق بیفتد، باید از جانب حاکمیت باشد، افزود: «حاکمیت وظیفه دارد به‌سمت مردم قدم بردارد و این شکاف را ترمیم کند.» ولی با اشاره به چند نقد دیگر از گفتمان رسمی نتیجه گرفت که گفتمان رسمی حتی وقتی حرف از آشتی و صلح می‌زند «جوری نگاه از بالا دارند، انگار نه انگار که آن‌که آسیب دیده، اویی است که از بین رفته، داغ دیده و سوگوار است، و این خود مردم هستند». نصراصفهانی گریزی نیز به شعار وفاق آقای پزشکیان هم زد و گفت: «ما فکر کردیم قرار است آشتی و مصالحه برقرار شود، اما بعد دیدیم که این رفاقت، عین همین آغوش بازکردن برای مهساهاست». به‌گفته وی، این رویکرد، نگاهی است که حاکم را «برادر بزرگ» می‌داند و در آن، حاکمیت یعنی کنترل و نظارت شدید که از خوراک، پوشاک تا زبان و حقیقت او در ادامه با اشاره به نظرات پل لدراک گفت هر صلحی در جوامع پاره‌پاره، هم ساختار عمودی دارد و هم ساختار افقی. ساختار عمودی همان ساختار به‌اصطلاح روابط قدرت بین سطوح مختلف جامعه است، اما سطح افقی روابط بین خود مردم است. به‌اعتقاد لدراک، مادامی‌که این دو سطح با هم کار نکنند، هیچ صلح و مصالحه‌ای در جامعه اتفاق نمی‌افتد، اگه بشود هم آن‌قدر کوتاه‌مدت است که سریع متلاشی می‌شود. لدراک برای صلح عمودی از استعاره اورولی «برادر بزرگ» استفاده میکند و برای صلح عمودی از استعاره «خواهر کوچک» . به‌باور این اندیشمند، بدون همکاری برادر بزرگ و خواهر کوچک مصالحه رخ نمی‌دهد. در جوامعی که اختلاف شدید وجود دارد، معمولاً خواهر و برادر در حال لج‌بازی و دعوا هستند. ما هم تقریباً همین وضع را داریم؛ برادر بزرگ حتی یک قدم هم به سمت خواهر کوچک برنمی‌دارد و معتقد است که او یا عوض می‌شود و به شرایط ساختار سیاسی تمکین می‌کند یا اصلاً نادیده گرفته می‌شود. به‌باور نصراصفهانی، جامعه به‌خصوص پس از جنگ ۱۲ روزه به‌خاطر حس هم‌گرایی ملی و وطن‌دوستی آماده مصالحه بود، ولی دیدیم که نه قدمی برداشته شد، نه هیچ گشایشی اتفاق افتاد، به‌نحوی‌که به دی‌ماه رسیدیم. وفاق هم به این معنا بود که برادرهای بزرگ، با هم دعوا نکنند. مناسبات خواهر کوچک‌ و مردم با برادر بزرگ‌تر فرق دارد. خواهر کوچک‌تر در جامعه، خانه، آپارتمان، بازار کار، مدرسه یا دانشگاه حضور دارد و هر روز با دیگری واقعی روبه‌رو است. خواهر کوچک در واقع پایین‌ترین سطح جامعه است، اما به‌گفته نصراصفهانی بی‌قدرت نیست، قدرتش متفاوت است. «قدرت بر» نیست, «قدرت به» و «قدرت برای» و «قدرت از» و... است وی در ادامه، این پرسش را مطرح کرد که حال باید با برادر بزرگ‌تری که علاقمند به مصالحه از موضع برابر نیست و برخی هم می‌گویند اگر دفاع نمی‌کنید «زر نزنید » چه کرد؟ به نظر می‌آید راحت‌ترین کار این است که اگر له یکی از قطب‌ها نمی‌پیوندیم تا تحسین شویم، کنار بنشینیم و سکوت کنیم. منتها خواهر کوچک نباید به‌راحتی مرعوب شود. من برای آنچه می‌توان از موضع خواهر کوچک انجام داد، از نظریه صلح روزمره استفاده می‌کنم، ولی سوای این نگاه تئوریک، به‌نظرم ما تجربه عملی موفقی از این مصالحه روزمره و قدرت زندگی روزمره در کشور خودمان داریم که در «زن زندگی آزادی» متجلی شد. صلح روزمره زمان‌بر است و به‌همان میزان ماندگارتر. نصراصفهانی در ادامه، به مفهوم «صلح روزمره» اشاره کرد و گفت تمرکز این نظریه بر روابط واقعی میان آدمهای معمولی است و از طریق اصلاح آگاهانه و عامدانه روابط رخ می‌دهد. وی در ادامه از قول راجر مک‌گینتی، سه استراتژی حیاتی صلح روزمره را به‌طور مختصر معرفی کرد: