ژولیدهایباموهایسیاه
Open in Telegram
381
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+530 days
Posts Archive
گاهی تنها راه نجات اینه که همه چیز را به دست باد فراموشی بسپاری تا هر چیزی را که رخ داده فرسنگ ها از تو دور کند؛ و این به معنای رهایی نیست، این همان نسخهای از توست که میتواند به تحمل کردن همه چیز کمک کند.
مینویسی که جنگ لهت کرده، که دلت میخواهد بمیری. نامهات را میخوانم و درکت میکنم.
ما هرگز پیش از این چنین یکپارچه به دست نابودی سپرده نشده بودیم.
آلبرکامو. نامه به یک دوست.
حرفی سوالی چیزی داشتید بگید هستم.
https://telegram.me/BotChat_nashenasbot?start=sc-u9PKDjT0zG
بیاین "حرف نزدن با کسی که تازه ازخواب بیدار شده" رو عادی سازی کنیم.
احساس میکنم تو مقولهی '' پذیرفتن'' به مرحله استادی رسیدهام. مهم نیست چه اتفاقی قراره بیفته، من حتی چگونه بودنِ بعدِ رخ دادنِ اون اتفاق رو هم، دیده و فهمیده و پذیرفتهام.
همه ما در قفسی زندگی میکنیم که خودمان ساختهایم.
قفسهایی از ترس، از انتظارات، از قوانینی که هرگز نوشته نشدهاند. من تمام عمرم تلاش کردم از این قفس فرار کنم، اما هر بار که فکر میکردم آزادم، دیدم که فقط قفس عوض کردم.
اکنون میفهمم که آزادی واقعی نه در فرار است، بلکه در پذیرش است.
باید قفس را بشناسم، باید بدانم کجا هستم، و بعد میتوانم تصمیم بگیرم که بمانم یا بروم.
فرانتس کافکا
Repost from یادداشتهای یک روانپزشک
کشف آقای پویا بهمنیکیا، روانشناس:
یادگرفتن بیاعتنایی به معنا خودش مرحلهی عمیق تری از بیمعناییه، و رسیدن به پوچی مرحلهی عمیقتری از معناگراییه. یعنی فرد فهمیده اوج پختگی انسان فرار از معناییه که آفریده.
@hafezbajoghli
پوسیدهام و فرسوده. در کهن الگوهای ریشهای ذهنم دیگر هیچ آسوده خیالیای وجود ندارد. من به آنی تبدیل شدهام که وقتی روبروی آیینه قاب خویش را میبیند،خودش را نمیشناسد.
Repost from 💭بَدیهیاتِ کِدِر💭
من به کسی که در جامعه ی ما حالش خوب است
شک دارم، انسان شریف یا باید انواع مخدرات
مصرف بکند، یا لیتر لیتر مسکرات بالا بیندازد، یا
سرش را هر روز صدها بار به دیوار بکوبد، یا
فریاد بکشد، پیراهنش را جر بدهد،
انسان
شریف عادی نمی تواند باشد.
چون اساس جامعه
مبتنی بر مادر قحبگی است.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
