en
Feedback
~•پِی‌تَرنِوِشت•~

~•پِی‌تَرنِوِشت•~

Open in Telegram

- من همه‌ام. (皆)- { ارزش نداره. جدی نگیرید.} چیز دیگه‌ای هم باید بگم؟ ~~~ کنجِ نادنج ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=67584255

Show more
348
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1430 days
Posts Archive
یوبی‌سافت داره همه‌ی تلاشش رو می‌کنه تا اتزیو و دزموند رو از حافظه‌ش پاک کنه. قلب آدم پاره می‌شه واقعاً.

Ezio Auditore Da FIRENZE! Where's ma boy?

Woodkid - Leave Her Johnny (Woodkid Resynced).mp38.04 MB

ما هیچ‌وقت نمی‌فهمیم جهان چه‌قدر شگفتی داره؛ مثل شیر تعزیه در کمیک‌های مارول. (اثر هنریِ فرید کریمی.)
+1
ما هیچ‌وقت نمی‌فهمیم جهان چه‌قدر شگفتی داره؛ مثل شیر تعزیه در کمیک‌های مارول. (اثر هنریِ فرید کریمی.)

خرداد یا هذا بضاعتنا مزجاة (یا چه کند بی‌نوا ندارد بیش). خدا بیامرزد انوری را یک قطعه را خوب گفته است: خانه‌ی بی‌حافظگی خراب
+8
خرداد یا هذا بضاعتنا مزجاة (یا چه کند بی‌نوا ندارد بیش). خدا بیامرزد انوری را یک قطعه را خوب گفته است: خانه‌ی بی‌حافظگی خراب شود!

{ آن که حدیث بردار کردن فرامرز بن رستم شنیده است و نیز قصه‌ی منصور حلاج و آن‌چه بر بابک خرم‌دین برفت یا قاضی همدانی، داند که این همه اختلاف روایات، پوست است که اگر دست شیخی به هرات ببرند یا سر سواری در طوس بردارند یا به فرمان فاجری، حسنکی به غزنه سنگسار کنند، در مغز نظر باید کرد و ما همه حرمت آن مغز را این قصه می‌گزاریم...} | حدیث مرده بردار کردن آن سوار که خواهد آمد- هوشنگ گلشیری| #میو

آدما به‌جز کتابخونه‌ ملی کجا می‌رن که پارتنر مهاجرتی پیدا کنن؟

{ آن که حدیث بردار کردن فرامرز بن رستم شنیده است و نیز قصه‌ی منصور حلاج و آن‌چه بر بابک خرم‌دین برفت یا قاضی همدانی، داند که این همه اختلاف روایات، پوست است که اگر دست شیخی به هرات ببرند یا سر سواری در طوس بردارند یا به فرمان فاجری، حسنکی به غزنه سنگسار کنند، در مغز نظر باید کرد و ما همه حرمت آن مغز را این قصه می‌گزاریم...} | حدیث مرده بردار کردن آن سوار که خواهد آمد- هوشنگ گلشیری| #میو

می‌پرسید شما که انقدر غرغرویید چرا «مبارزه» مردم رو تمسخر می‌کنید و کم می‌شمارید-

دياسپورا رفته استاديوم. اول بازى سر اينكه كدوم پرچم ايران واقعى‌تره مثل سگ و گربه به جون هم پريدن. يكى شير و خورشيد دستشه، اونيكى خرچنگ وسط اون مدل ديگه رو حواله كونش كرده. اين يكى براى پهلوى شعار داده، اونيكى زن و بچه پهلوى رو فحش ناموس داده. يكى با گل خوردن تيم آخوند از خوشحالى نزديك بوده سكته كنه، دو دقيقه بعد با گل زدن همون تيم براى اثبات وطن‌پرستى بقيه رو خائن اعلام كرده. تيم مقابل هم كه گل زده، دوباره همه از نو خوشحال شدن. آخر بازى هم هر دو طرف اول عكساشونو پخش كردن و بعد نشستن توييت زدن كه مردم داخل كشور هنوز به بلوغ سياسى نرسيدن و تا ابد پهلوى و ما قول ميديم برگرده. وضع اونقد كسشره كه اگر يك آدم از صد سال بعد آرشيو اين روزها رو ببينه، با خودش ميگه چطور يك ملت وسط فروپاشى، جنگ، فقر، بى‌آبى و سركوب، وقتش رو صرف اين كرده كه سر نود دقيقه فوتبال تشخيص بده كدوم مدل هيجان كشيدن وطن‌پرستانه‌تره. يك طرف دنيا مردم زير فشار له ميشن، اون طرف دنيا اپوزيسيون هنوز نتونسته تصميم بگيره موقع گل زدن دقيقا بايد خوشحال باشه يا ناراحت. و شايد دقيقا همين بهترين تصوير از كل ماجرا باشه؛ يك مشت عقب مونده كه سال‌هاست سر رنگ پرچم، اسم پادشاه، اسم و رنگ و مدل و سايز انقلاب و نتيجه يك بازى فوتبال گلوى همديگه رو پاره ميكنن و وسط اين نمايش، ايران نه تماشاگره، نه بازيكن. يه لاشه‌ست. براى همينه كه جمهورى اسلامى خيلى وقت‌ها حتى نيازى به بردن نداره. كافيه بشينه و تماشا كنه. @petitanalysis

The Lab Rats - Devil s Train.mp313.89 MB

طاقچه و فیدیبو و این کسشرها هم راستش واقعاً قیمتشون غیرمنطقیه. تازه این وضعیت هم هست که تقریباً تمام مولفین (چه نویسنده چه مترجم) هیچ عایدی‌ای از فروش نسخه‌ی الکترونیک دریافت نمی‌کنه.

وقتی یک کتاب چهارصد صفحه‌ای با کیفیت‌ کاغذ و چاپ تخمی یک فاکین میلیون و ششصد پولشه، یعنی برو خودت رو بکش. وانمود نکن که می‌تونی زنده بمونی.

راستش انقدر وضع مملکت همه‌جوره در گا فرو رفته که احساس می‌کنم ضرورتی نداره راجع به قیمت‌های باور نکردنی‌ کتاب‌ها غر بزنم. اما فکرِ این‌که دیگه واقعاً نمی‌تونم کتابِ تازه‌ چاپ شده‌ی نو تهیه کنم روانم رو فرسوده کرده و از زندگیم ناامیدتر شده‌م.