~•پِیتَرنِوِشت•~
Kanalga Telegram’da o‘tish
- من همهام. (皆)- { ارزش نداره. جدی نگیرید.} چیز دیگهای هم باید بگم؟ ~~~ کنجِ نادنج ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=67584255
Ko'proq ko'rsatish354
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
+1030 kunlar
Postlar arxiv
یکروز به خودت مییای و میبینی آدمها رفتهن. بدون دلیلی دیگه نیستن و تو سایهشون رو روی لکههای پیادهرو میبینی که دست بهسرت میکنن تا برن، و میرن.
(هیچکس قبول نکرد جنازه رو توی باغچهشون چال کنم)
{ پیامبر که شدم دروازهها را بزرگتر میکنم. اگر تعداد گل زیاد شود امتم خوشحال میشود. امیر هم خوشحال میشود. آدم اگر هی گل بزند پدرش هم بمیرد زود فراموش میکند. به امتم میگویم فوتبال بازی کنید.}
| خدا مادر زیبایت را بیامرزد- حافظ خیاوی|
#میو
{ای گور گریزا به اسم کوچکم بخوان دیگر
چیزی دردناکتر از اکنون بر ما نخواهد گذشت
پختگی مگر بوی شهریوری بود که با کفنم پیچید}
| پریخوانی- قاسم هاشمینژاد|
#میو
در حقیقت، تهران چیزی نیست جز نقشهای متغیر از ارادههایی که هیچگاه موفق نمیشوند بهطور کامل بر آنچه بودهاند، غلبه کنند.
این ساختمون رو تا حالا چهاربار دزد زده- آخرین بارش همین واحد ما بود تو اردیبهشت.
_ پول میدم یکی برام نمایشنامه بنویسه.
_ تو مگه خودت کسی نیستی که باید بهش پول بدن نمایشنامه بنویسه؟
