~•پِیتَرنِوِشت•~
الذهاب إلى القناة على Telegram
- من همهام. (皆)- { ارزش نداره. جدی نگیرید.} چیز دیگهای هم باید بگم؟ ~~~ کنجِ نادنج ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=67584255
إظهار المزيد348
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
{ هربار که پیکاپی از هفتکل به ایذه بالا بیاید، حیوانی زبانبسته باید باشد که به لمحهای در ذهن آدمی شاعر، این شعله را بگیراند: مسافرها همین نیستند که به چشم میآیند. مردان و زنانی هستند که هرکدام دنبالهی رشتهی به هم پیچیدهی رؤیاهایی هستند که یکسرش به زبانهی آتشی میرسد که در فروغ مردمکها بیتابی میکند، یکسرش هم فراسوی آن قللی از نظر پنهان میشود که هزارسال است یک نکتهی ابدی را بازگو میکند.}
| کابوس اقلیمی- پرویز زاهدی|
#میو
{ هربار که پیکاپی از هفتکل به ایذه بالا بیاید، حیوانی زبانبسته باید باشد که به لمحهای در ذهن آدمی شاعر، این شعله را بگیراند: مسافرها همین نیستند که به چشم میآیند. مردان و زنانی هستند که هرکدام دنبالهی رشتهی به هم پیچیدهی رؤیاهایی هستند که یکسرش به زبانهی آتشی میرسد که در فروغ مردمکها بیتابی میکند، یکسرش هم فراسوی آن قللی از نظر پنهان میشود که هزارسال است یک نکتهی ادبی را بازگو میکند.}
| کابوس اقلیمی- پرویز زاهدی|
#میو
+9
شهریور یا دوستی به بددلی جفت ناید.
بههرجای جهان دست کشیدیم سُر بود و بالا رفتن مشکل.
{شايد بايد نگويم كه اشک توی چشمهای من چرخيد، ولی چرخيد. چرايش را نمیدانم. هنوز هم نمیدانم اما ديدم باز از آن وقتها شد كه بیاختيار اشک میآيد. اشکم در آن سالها هربار كه میآمد گاهی زود، بيشتر بیآنكه بفهمم چرا، هميشه بیاختيار میآمد. اين حال بعدها گم شد. هرگز كتک مرا به گريه نينداخت، دردهای شديد تن و ناخوشی هم نه. نزديكیها و دوریهای انسانی، چرا. زياد.}
| از صندوقی در سردابخانهی قدیمی ما- ابراهیم گلستان|
#میو
یا بهقول رویایی که پرسیده بود: «تازه چه داری؟ از لحظههایت راضی هستی؟»
و هوشنگ ایرانی که پاسخ داده بود: «چیز مهمی در زندگی من اینجا نیست، جز گاهی گناهی که وقتی سر میرسد در ارتکابش شک نمیکنم».
+3
کدام یکی از اینها؟😔
با ریاکت بگید:
بنفش (Chroma Indigo) 👾
سبز (Chroma teal) 🍾
خانمهای زیبا که از چنلم لفت میدن هستی و زندگیم رو مورد پرسش قرار میدم.
(بعدش از خودم میپرسم چرا تکهای از شعری از رویایی دوتا ریاکت هاتداگ گرفته)
یا بهقول رویایی که نوشته بود:
«— صدای من از کجایِ هوا میافتد
وقتی نگاه تو
فکرِ نگاه من باشد.»
Repost from N/a
یا بهقول رویایی که نوشته بود:
«— صدای من از کجایِ هوا میافتد
وقتی نگاه تو
فکرِ نگاه من باشد.»
