مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
Closed channel
ارائه دروس ومباحث اعتقادی با تکیه بر نصوص وحیانی وادله عقلی. توسط استاد دکتر سید محسن هندی تلگرام، سروش، ایتا کانال دروس عمومی @DroosHendi در صورت داشتن هرگونه سؤال، پیشنهاد یا مطلب، لطفاً از طریق آیدی مدیر با ما در ارتباط باشید: @Zarehyul
Show more1 615
Subscribers
-124 hours
-37 days
+430 days
Posts Archive
ویل دورانت در تاریخ تمدن خود از اوپانیشادها مطلبی را نقل میکند که به وضوح مبین ریشهها و منابع معرفتی عرفان اسلامی است:
" او میدانست که خود همه آفرینش است، زیرا همه آن را خود پدید آورده بود پس او همه آفرینش شد"
ویل دورانت در مقام تفسیر عبارت مذکور در بیانی دقیق -تو گویی که این قیصری یا جندی یا قاسانی است که لب به سخن گشوده؛- میگوید :
" در این گفته بی نظیر هسته همه خدایی ...دیده میشود؛ آفریدگار با آفرینش خود یکی است و همه چیز یکی است ...و فقط در پیشداوری ادراک و فاصله ساختگی زمان است که این از آن دیگری متمایز میشود"(ص۳۲۲)
گویند علامه تصوف بسیار از مطالب و اوج معارف مندرج در اوپانیشادها معجب و در شگفت بود.
(این روایت[عشق علامه به معارف هندی- چینی و ...] به دو طریق معتبر از آقایان مطهری و شایگان روایت شده است)
چکیده توحید نزد ارباب تصوف
...به طور کلی اغلب مقالات اوپانیشادها راجع است به برهما که آن را مانند موجود لاشئ و بلاحرکت و بدون احساس ستوده است. ذاتی غیر شخصی که مانند رحم و زهدان و عالم از آن زاییده شده و سرانجام هم بدانجا بازمیگردد. این هویت فرد، اصل الاصول و جوهرالجواهر تمام موجودات است( تاریخ جامع ادیان، ص۱۵۰)
دوستانی که فرصت مطالعه اسفار و فصوص و ...ندارند، متن بالا اساس توحید آقایان را به نحو اسد و اخصر بیان نمود...و این توحید از اساس مقابل توحید اصیل قرآنی است: رک سوره مبارکه توحید
Repost from سراب اخباریگری
🔻تولی و تبری هیئتی و تولی و تبری اهلبیتی
🔻 تنزل دو مفهوم متعالی و انسان ساز تولی و تبری، به یک امر پیش پا افتاد و بی ارزش توسط جریان غالی، اخباری و هیئتی
@sarabe_akhbarigari
Repost from بر ساحل عبقات
مربوط به فرسته بالا☝️
مرحوم علّامه حلّی در کتاب تذکرة الفقهاء که یکی از مهمترین آثار در فقه مقارن است در ضمن پاسخ به این کلام فقهای شافعی به شیوه نقضی، به وقوع سبّ در میان خودِ صحابه اشاره کرده و سپس با درایتی مثالزدنی به سبّ و اهانت خلیفه دوم به ساحت مقدس خاتم انبیا صلّیاللهعلیهوآله در ماجرای قلم و دوات پرداخته است.
عبارات بسیار مهم مرحوم علّامه چنین است:
وكان عمر بن الخطّاب عندهم ثاني الخلفاء صاحب الفتوح الكثيرة والسياسات العظيمة وقد سبّ رسول الله صلّیاللهعلیهوآله في مرضه الذي توفّي فيه حيث قال رسول الله صلّیاللهعلیهوآله: ائتوني بدواة وكتف لأكتب فيه كتابا لن تضلوا بعده فقال عمر: إنّ الرجل ليهجر، حسبنا كتاب الله....
📖تذكرة الفقهاء، ج ٢١، ص ١٤١_ ١٤٢
در واقع علامه درصدد بیان این حقیقت بوده که اگر سابّ الصحابة اجهل المسلمین است، اولا خود صحابهای که یکدیگر را سبّ کردهاند مصداق اجهل الناس میشوند، ثانیا اگر سابّ الصحابة اجهل الناس است، حال سابّ النبی چگونه است؟
پ.ن: از امروز تصمیم گرفتم هنگام یادکرد از واقعه تلخ قلم و دوات به جای تعبیرِ "اهانت و جسارت به پیغمبر" به تبع از علامه حلّی از تعبیر "سبّ النبی" استفاده کنم. این بهتر است!
صلوات الله علی مَن لم ينطق عنِ الهوى
Repost from بر ساحل عبقات
+1
در برخی آثار فقهی شافعیه، در بخش کتاب الوصية، یک فرع فقهی ذکر شده که اگر موصي یک مالی را برای اجهل الناس من المسلمین وصیت کند، مصداق آن چه کسی است؟ برخی گفتهاند: کسی که صحابه را سبّ میکند.
ادامه👇
@mir_hamedhoseyn_110
Repost from بر ساحل عبقات
+1
😡 استجابت نفرین صدیقه طاهره سلام الله علیها در بیان مرحوم علّامه حلّی رضوان الله علیه
وَلَمّا وَعَظَت فاطِمَةُ عَليهَا السَّلامُ أبا بَكر في فَدَك، كتَبَ لَها بِها كِتاباً وَرَدَّها عَلَيها، فَخَرَجَت مِن عِندِه فَلَقِيَها عُمَرُ، فَخَرَقَ الكِتابَ فَدَعَت عَلَيه بِما فَعَلَه أبو لُؤلُؤَةِ [بِه]
📜مخطوطة نفيسة من كتاب منهاج الكرامة للعلامة الحلّي (ت726هـ) ، كتبت سنة (743هـ) في جامعة لايبزيك بألمانيا
@mir_hamedhoseyn_110
Repost from غلوپژوهی
🌱نقد مستندات عید نه ربیع و مواردی مرتبط با آن
- ابتدای فصل اول: مروری بر مهمترین مستندات تأیید و رد خبر نه ربیع؛
- ابتدای فصل دوم؛
- ردّ دلیل محاسباتی بر تاریخ قتل خلیفه در نه ربیع؛
- تصویر قدیمیترین مصادر از غلات نصیری که نه ربیع را عید دانستهاند.
- خبر منسوب به شیخ صدوق (ره) در مورد نه ربیع
- آیا شیخ مفید (ره) روز نهم ربیع را عید دانسته است؟
- چکیده مباحث
- بررسی خبر الهداية الکبری درباره ابولؤلؤ
📚 نهم ربیع؛ مروری مختصر بر پژوهشها:
https://deraayaat.ir/9rabii/
غلوپژوهی
@gholow2
Repost from [ کانال برهان ]
⚠️مروجین تصوف حوزوی و باز هم تقدیس ابلیس!
✅ نقد و بررسی:
➖از دید شرع باید ابلیس را لعنت کرد و از پایگاه قرب باید عشق ورزید!
مثلا از دید شرع از دشمنان اهل بیت علیهمالسّلام بیزاری میجوییم اما از پایگاه قرب، عاشق شمر و خولی و ...هستیم!
جمع بندی: اگر نگاه دینی و قرآنی و روایی دارید آری باید از ذات کافر و خبیث معاویه که دشمن حق بود و ...تبری جست؛ اگر صوفی هستید معاویه هم یک تیکه از وجود بینهایت خداست و فعل و ذات و صفت او نمود فعل و ذات و صفت خداست! ←حالا ببین دینداری یا صوفی...؟؟
➖آیا مجنون به دشمنان لیلی هم عشق میورزید؟ اگر آری پس واقعا مجنون بود ولی مؤمن مجنون نیست عاقل است؛
➖اما بحث تکفیر که جناب رمضانی نگران آن است : اگر کسی معتقد باشد با هر نگاهی میتوان دشمنان خدا و رسول را دوست داشت بدون شک از دایره عقلا خارج است و به جهت جنون ، هیچ حکم شرعیای بر او بار نیست!
#نقد_تصوف (۶۸۲) #ابلیس (۹۳)
#نقد_منحرفین (۳۷) #وحدت_وجود (۱۶۳)
#تبری (۴۲۷)
@borrhan
Repost from بازگشت به شیعه
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈•
🔰 میرزا علی قاضی ؛ عقاید و احوالات / به مناسب ایام وفات
یکی از چهره های معروف و مشهور تصوف در حال حاضر که تابعین و مریدان کثیری داشته لذا به پاره ای از احوالات و عقاید او می پردازیم :
1️⃣ تصوف و رواج صوفی گری
سلسله مشایخ سیّد علی قاضی –به اعتراف فرزند و مریدانش- چنین است:
سیّد قریش قزوینی←
امامقلی نخجوانی←
سیّد حسین قاضی (پدر سیّد علی قاضی)←
سیّد علی قاضی
(مهر تابان، ص18 - لب اللباب در سیر و سلوک، ص72)
- محمد حسین لاله زاری :
روزی در مجلسی که بسیاری از مراجع و علمای فقه و حدیث ... بودند ... مرحوم قاضی باصداری بلندی به طوری که همه بشنوند فرمود : نعم الرجل أن يكون فيقها صوفيا
(آیت الحق ج 1 ص 119)
2️⃣ تمایل به سران اهل تصوف و عرفان
الف) ابن عربی
- ابن عربی از کاملین است کتب او پراست از شواهد تشیع و مطالبی دارد که با مکتب مخالفین شیعه در تناقض است!
(عطش ص 327)
- حسن زاده آملی می گوید: اساتید برای ما از مرحوم قاضی حکایت میکردند که آن جناب میفرمود: بعد از مقام عصمت و امامت، در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محی الدین عربی نیست و کسی به او نمیرسد.
(دومین یادواره علامه طباطبایی، 41، چاپ شفق به نقل از اسوه عارفان)
ب) مولوی
- مولوی از خواص شیعه واشعار او شاهد بر تشیع او میباشد، او عارفی بلند مرتبه است، ماهیچ گاه درسلوک، ازاشعار او در مثنوی، بی نیاز نخواهیم بود .
(عطش ص 328)
- حداد: مرحوم قاضی، مُلاّى رومى (مولوی) را عارفى رفيع مرتبه ميدانستند و به اشعار وى استشهاد مىنمودند و او را از شيعيان خالص أمير المؤمنين عليه السّلام مىشمردند.
(روح مجرد، ص 342)
3️⃣ ادعای اختیار در برزخ
مهر و محبت و توجه آقای قاضی به شاگردان خود فقط منحصر به زمان حیاتشان نبود، بلکه اولیاء بعد از حلتشان سیطره و إحاطه کاملتری پیدا میکنند، چرا که از این زندان تنگ جسمشان نیز رها شده است. علامه #طباطبایی میفرمودند:
پس از ارتحال مرحوم قاضی روزی مشغول نماز بودم اما تحت الحنكم را ( که گشودن آن مستحب است ) باز نکرده بودم، ناگاه دیدم آقای قاضی تشریف آوردند و در همان حال که من به نماز ایستاده بودم تحت الحنکم را باز کردند و رفتند.
از آیت الله نجابت نیز نقل شده است: در ایام نوروز با چند تن از دوستان به زیارت مرقد آیت الله قاضی می رفتیم یکی از ما خطاب به روح آن جناب عرض کرد نوروز است و ما از شما عیدی میخواهیم. ناگهان در همان بیداری مشاهده کردیم که جسم آیت الله قاضی با عمامه و عبا و ابریقی از گلاب بیرون آمد و بر کف دست ما از آن گلاب ریخت و فرمود: من از خدا خواسته ام جسمم در برزخ در اختیار خودم باشد.
از استاد فاطمی نیا نقل شده که فرمودهاند: هنوز هم مرحوم قاضی به خانه شاگرد شاگردان خود میآید و به آنان دستورات سلوکی می دهد.
(عطش، ص 98)
4️⃣ نسبت های ناروا به ائمه علیهم السلام
اهل بیت طریقت و شریعت را همراه باهم داشتند! و امام رضا علیه السلام خِرقه را به معروف کرخی داد!
(عطش ص 258)
5️⃣ ابداع اذکار و ارائه به دیگران
صمدی آملی در یک جلسه خصوصی در ماه مبارک رمضان، برای شب بیست و سوم چنین دستور ذکری میدهند: «٢٢٥ مرتبه ذکر یا طُهْر و یا طاهر و یا طهور و یا طیهور و یا طیهار در حال سجده!» سپس میگویند: استادم فرمودند این ذکر مُجرَّب است! ملائکه نازل میشوند و انسان را پاک میکنند!
البته جناب محمد حسین لاله زاری برای این ذکر توجیهی عجیب آورده (رساله سیر و سلوک، ص، 200) و این ذکر را قاضی منسوب کرده .
6️⃣ حدیث عنوان بصری
شهرتی که در مورد عنوان بصری بیان شد تنها بین متأخرین است؛ اما عنوان بصری در هیچ یک از کتب قدیمی حدیثی و رجالی نام ندارد و حتی روایت عنوان بصری که بین متأخرین معروف شده، اصلی ندارد. این روایت برای اولین بار در مشکاه الانوار متعلّق به شیخ علی بن حسن فضل، سبط شیخ طبرسی و نوه مرحوم صاحب مجمع البیان وارد شده و پس از آن در منیة المرید شهید ثانی از خط شهید اول نقل شده و بین متأخرین مشهور شده است. متن روایت عنوان بصری نیز از نظر الفاظ کاملاً با نحوه سخن ائمه معصومین ع متفاوت است و تناسبی با روایات اهل بیت ع ندارد. به همین دلیل باید این نوع روایات را کنار گذاشت ،
هر چند از مرحوم آقا سید علی قاضی معروف، نقل شده که محور ریاضت های ایشان، روایت عنوان بصری بوده است.
(سید محمد جواد شبیری زنجانی، درس خارج اصول، 1396/02/11)
🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
Repost from N/a
💡بررسی روایت «زیارت اربعین از علامات مومن»
- نکته تکمیلی 1️⃣
در کتاب العقد النضید و الدر الفرید تألیف محمد بن حسن قمی (متوفای قرن ۷هـ به بعد)، که به فضائل اهل بیت علیهمالسلام اختصاص دارد، روایتی از امام جعفر صادق علیهالسلام نقل شده که شباهت قابل توجهی با روایت مشهور «علامات المؤمن خمس...» دارد:
در قسمتی از این روایت، امام علیهالسلام مجموعهای از نشانهها و ویژگیهای اختصاصی شیعیان را برمیشمارند که شامل هر پنج موردِ روایت مشهور «علامات المؤمن خمس..» است؛ یعنی خواندن پنجاهویک رکعت نماز در شبانهروز، انگشتر به دست راست کردن، ساییدن پیشانی بر خاک، و بلند خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» در نماز و زیارت اربعین.
در خصوص این کتاب و روایت باید گفت:
اولا ما از مولف این کتاب و زمان حیات او اطلاعی در دست نداریم، جز اینکه برخی علما گفتهاند وی در قرن هفتم به بعد میزیسته است.
ثانیا به نظر میرسد که روایت این کتاب، مجموعهای از چند روایت دیگر است که با هم تلفیق شده است. میتوان آن را چند بخش کرد:
۱- بخش ابتدایی آن مربوط به غذا دادن امام به یک سگ است که شباهت به ماجرایی با همین مضمون دارد که درباره امام حسن مجتبی علیهالسلام نقل شده است:
٢٩ - من بعض كتب المناقب المعتبرة ، بإسناده عن نجيح قال: رأيت الحسن بن علي عليه السلام يأكل و بين يديه كلب كلما أكل لقمة طرح للكلب مثلها فقلت له يا ابن رسول الله أ لا أرجم هذا الكلب عن طعامك قال دعه إني لأستحيي من الله عز و جل أن يكون ذو روح ينظر في وجهي و أنا آكل ثم لا أطعمه . 📚بحار الأنوار، المجلسي، ج ۴۳ ص ۳۵۲ (دار إحياء التراث العربي - بيروت)گرچه همین ماجرا به طریق دیگری هم در منابع عامه آمده که آن امام، غلامی را دیدند که به سگ غذا میدهد. ر.ک: 📚تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج ۶ ص ۳۳ (دار الكتب العلمية - بيروت) 📚تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج ۱۳ ص ۲۴۶ (دار الفكر) با سند از خطیب بغداد ۲- سپس راوی (مفضل) از ورود ابونصیر (صح: ابوبصیر) و صفوان بر امام و درخواست آنها برای دلالت بر شیعیان میگوید. ارتباط بخش اول (غذا دادن به سگ) با این بخش (ورود آن دو نفر و درخواستشان) اصلا معلوم نیست. ۳- بعد راوی ادامه میدهد که امام فرمود شیعیان به چند ویژگی شناخته میشوند. در اینجا و در حالی که توقع میرود خود همان دو نفر از امام بپرسند که آن ویژگیها چیست، راوی که مفضل باشد میگوید من از امام سوال کردم و امام هم ویژگیهایی را برشمردند. تغییر مخاطب امام از ابوبصیر و صفوان به مفضل، نامانوس است. اما ویژگیهایی که برای شیعه از سوی امام در اینجا مطرح شده، دو قسمت است: قسمتی از آن همان حدیث منسوب به امام عسکری علیهالسلام و حاوی پنج علامت است. قسمت دوم، فرازهایی از وصیت امام صادق علیهالسلام به عبدالله بن جندب است که به صورت مبسوط در کتاب تحف العقول منسوب به ابنشعبه حرانی آمده است. این فرازها از آن وصیت، بدون سند متصل، به شکل مرفوع، در کتاب الغیبه نعمانی هم وارد شده و نام مخاطب هم در آن معلوم نیست. نکته جالب، پایان این روایت است که مانند هر دو نقل تحف و غیبه، پس از بیان ویژگیها، راوی از امام میپرسد: اینگونه شیعیان را در کجا بیابم و امام پاسخ میدهد: در کوهها و دور از شهرها و در اطراف زمین. همه اینها نشان میدهد که ما با یک روایت واحد روبرو نیستیم، بلکه مولف، حداقل سه یا چهار روایت را با هم ترکیب کرده و به اسم حدیث سیوسوم در کتابش آورده است. - نتیجهگیری به این ترتیب با توجه به ناشناسبودن مولف کتاب العقد النضید و نیز تاخر زمانی آن که پس از مزار مفید و مصباح شیخ طوسی است و نیز با توجه به اینکه روایت این کتاب، ترکیبی بوده و راوی واحدی به نام مفضل و گوینده واحدی به نام امام صادق علیهالسلام ندارد، به هیجوجه نمیتوان اعتباری برای آن قائل شده و بدان اعتماد کرد. والله العالم پ.ن.: روایات قمی، نعمانی و ابنشعبه به پیوست میباشد. #زیارت_اربعین 🔍 عاشورا پژوهی 🔎@ashoorapajoohi
Repost from بزم قدسیان 2
در کتاب مربوط به علامه طباطبائی که داستان بالا نقل شده، برخی موارد دیگر نیز وجود دارد که به راحتی قابل اثبات نیست، و با توجه به مجهول بودن و عدم توثیق ناقل و عدم احتفاف به قرائن صدق، می تواند مورد انکار قرار گیرد.
میدانیم که مرحوم جعفرآقا مجتهدی اعلی الله مقامه مریدان و مراودین متعددی داشته، و روحیات و دیدگاههای او به نقل از ثقات در دوره 4 جلدی لاله ای از ملکوت و 2 جلد در محضر لاهوتیان ثبت شده است. اما در کتاب مزبور دو مطلب به او منتسب شده که در آثار نامبرده نیامده و با خبر واحد یک راوی غیرمشهور (محمود نجفی!) بدون احتفاف به قرائن، قابل اثبات نیست.
در ص 214 کتاب آمده: جعفرآقا مجتهدی به امام خمینی ارادت داشتند. روزی فرمودند: امام خمینی در کمالات و توحید به مرتبهای دست یافته اند که احدی به آن نرسیده است!
و در ص 221 از قول جعفر آقا نقل کرده که مقام شهدای جنگ تحمیلی عراق بر ایران از مقام خونخواهان حضرت امام حسین (ع) بالاتر و بزرگ تر است حتی از مقام ابراهیم بن مالک اشتر!
اصل مطلب را کاری نداریم، اما این که جعفرآقا چنان سخنانی را نه برای آن همه دوستان سرشناس و ثقه، که فقط برای یک نفر که نمیدانیم کیست بیان کرده، و قرائن صدق نیز درکار نباشد، جای سوال و درنگ فراوان دارد.
Repost from بزم قدسیان 2
🔻حکایت یک نقل نامعتبر و پیامدهای اسفبار آن
سالها قبل در کتابی مربوط به علامه طباطبایی حکایتی نقل شد که زمانی یک مرتاض هندی به قم آمده و امام موسی صدر را بر روی سینی نشانده و با قدرت روحی او را به هوا بلند کرده. پس از آن مرتاض را به محضر علامه طباطبایی برده اما هر کار کرده نتوانسته در علامه تصرفی بنماید. در کتاب فوق این داستان با یک واسطه از زبان آیة الله شبیری زنجانی نقل شده.
پس از آنکه آیة الله شبیری این نقل را تکذیب کرد ناقل آن را به آیة الله سید مهدی روحانی که سالها پیش از دنیا رفته بود نسبت داد.
مرحوم کمالیان از این امر و تعویض نام راوی ناراحت شد و اعتبار آن کتاب را زیر سوال برد، که با واکنش شدید و عصبی نویسنده مواجه شد، و چندین سال به کرّات علیه مرحوم کمالیان مطالب توهین آمیز در کانال خود منتشر کرد. پس از رحلت اندوهبار مرحوم کمالیان آن نویسنده باز هم به توهینهای خود ادامه داد، و الفاظ ناشایستی که شاید سزاوار خود او باشد را نثار روح آن مرحوم کرد.
توجه داشته باشیم که داستان ادعایی مزبور در عصر ما اتفاق افتاده است نه در قرون و اعصار گذشته. یک طرف قضیه هم علامه طباطبایی است که شهرت جهانی و صدها شاگرد و مرید و هوادار داشته است.
اگر چنین قضیهای اتفاق افتاده باشد، از هر جهت داعی بر نقل و تکثیر آن وجود دارد، و باید افراد مختلف آن را نقل کرده، و به عنوان حکایتی مشهور در مجامع حوزوی و همایش های تجلیل از علامه و یادنامه ها و شرح حالها و خاطرات اعلام حوزه مطرح شده باشد. چنین واقعه ای آن هم در حوزه علمیه قم نمیتواند مخفی بماند و فقط یک نفر ناقل آن باشد. ولو کانَ لَبانَ.
به فرض از بین آن همه شاگرد علامه فقط آیة الله روحانی ناقل این ماجرا باشد، باز هم باید راویان مختلف آن را از همین یک نفر نقل کنند، ولا اقل آیة الله شببری که از رفقای نزدیک آیة الله روحانی در دوران تحصیل و بعد از آن بوده باید از آن باخبر باشد، نه این که آن را تکذیب نماید.
همه اینها نشان میدهد که اصل قضیه بی اعتبار بوده و پافشاری نویسنده و بیتوجهی به همه آن بدیهیات نادرست است؛ چه رسد که به خاطر آن، سالها یک انسان شریف و حقجو را آماج توهین و هتاکی و بیادبیهای خارج از عرف انسانی و اسلامی قرار دهد.
حجیة الحدیث بین الحس أو الحدس ... حجية الخبر الحدسی؛ المستندات و المناقشات و ...
