en
Feedback
مباحث اعتقادی، سید محسن هندی

مباحث اعتقادی، سید محسن هندی

Closed channel

ارائه دروس ومباحث اعتقادی با تکیه بر نصوص وحیانی وادله عقلی. توسط استاد دکتر سید محسن هندی تلگرام، سروش، ایتا کانال دروس عمومی @DroosHendi در صورت داشتن هرگونه سؤال، پیشنهاد یا مطلب، لطفاً از طریق آیدی مدیر با ما در ارتباط باشید: @Zarehyul

Show more
1 615
Subscribers
-124 hours
-37 days
+430 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '26
+14
in 0 channels
Get PRO
July '26
+7
in 0 channels
Get PRO
June '26
+11
in 0 channels
Get PRO
May '26
+3
in 0 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+14
in 2 channels
Get PRO
January '26
+5
in 3 channels
Get PRO
December '25
+11
in 2 channels
Get PRO
November '25
+15
in 1 channels
Get PRO
October '25
+2 009
in 2 channels
Get PRO
September '25
+1 909
in 1 channels
Get PRO
August '25
+41
in 0 channels
Get PRO
July '25
+30
in 0 channels
Get PRO
June '25
+21
in 1 channels
Get PRO
May '25
+41
in 2 channels
Get PRO
April '25
+33
in 5 channels
Get PRO
March '25
+56
in 2 channels
Get PRO
February '25
+40
in 1 channels
Get PRO
January '25
+118
in 6 channels
Get PRO
December '24
+198
in 7 channels
Get PRO
November '24
+92
in 4 channels
Get PRO
October '24
+58
in 2 channels
Get PRO
September '24
+69
in 2 channels
Get PRO
August '24
+57
in 1 channels
Get PRO
July '24
+104
in 3 channels
Get PRO
June '24
+46
in 0 channels
Get PRO
May '24
+106
in 2 channels
Get PRO
April '24
+66
in 1 channels
Get PRO
March '24
+59
in 0 channels
Get PRO
February '24
+84
in 0 channels
Get PRO
January '24
+138
in 3 channels
Get PRO
December '23
+124
in 1 channels
Get PRO
November '23
+60
in 1 channels
Get PRO
October '23
+36
in 2 channels
Get PRO
September '23
+49
in 0 channels
Get PRO
August '23
+56
in 0 channels
Get PRO
July '23
+80
in 0 channels
Get PRO
June '23
+37
in 0 channels
Get PRO
May '23
+45
in 0 channels
Get PRO
April '23
+64
in 0 channels
Get PRO
March '23
+55
in 0 channels
Get PRO
February '23
+42
in 0 channels
Get PRO
January '23
+43
in 0 channels
Get PRO
December '22
+26
in 0 channels
Get PRO
November '22
+16
in 0 channels
Get PRO
October '22
+25
in 0 channels
Get PRO
September '22
+39
in 0 channels
Get PRO
August '22
+50
in 0 channels
Get PRO
July '22
+47
in 0 channels
Get PRO
June '22
+41
in 0 channels
Get PRO
May '22
+90
in 0 channels
Get PRO
April '22
+19
in 0 channels
Get PRO
March '22
+46
in 0 channels
Get PRO
February '22
+24
in 0 channels
Get PRO
January '22
+53
in 0 channels
Get PRO
December '21
+60
in 0 channels
Get PRO
November '21
+80
in 0 channels
Get PRO
October '21
+109
in 0 channels
Get PRO
September '21
+59
in 0 channels
Get PRO
August '21
+96
in 0 channels
Get PRO
July '21
+72
in 0 channels
Get PRO
June '21
+32
in 0 channels
Get PRO
May '21
+236
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September+1
Channel Posts
- طريقة التعويض المتبادل - وقفة نقاش مع طريقة التعويض المتبادل - طريقة التعويض ثلاثي الأطراف( محاولة الميرزا الاسترآبادی) - تعليق نقدي على طريقة الميرزا الاسترآبادي

2
📌 فهرست موضوعات این ارائه: 00:00 مقدمه و شروع بحث 01:14 معرفی موضوع (حدوث و قدم در فلسفه) 06:15 مبادی تصوری و تعاریف اصلی 08:23 تفکیک حادث/قدیم زمانی و ذاتی 10:15 بستر تاریخی و مقایسه با فلسفه یونان 12:01 راه‌حل‌های فلسفی و جمع‌بندی مفاهیم 13:34 برهان ابن‌سینا و اشکالات وارد بر آن 14:11 تفصیل برهان حدوث ذاتی و استناد به محقق طوسی 16:19 جمع‌بندی نهایی و پایان جلسه
128
3
في احكام مختلفة للكم - عدم اختصاص احکام کم منفصل به مادیات - در عدد تضادی نیست - تشکیک در کم - تناهی ابعاد و اعداد - استحاله خلأ -نقد و بررسی - اختصاص مطلق کمیت به مادیات - تعلیقه مهم آقای مصباح درباره امور نامتناهی - دفاع از استحاله خلأ - ترجیح برهان تطبیق بر مسامته - نکته‌ای راجع به قضایای معدوله و سالبه محصله و ...
156
4
🎥 پیراهنِ لَعنی و صلواتی...!! #نقدمشهورات #سندیابی بسیاری از اهل منبر حکایت معروفی را نقل می‌کنند که: شخصی دو پیراهن نزد اما
🎥 پیراهنِ لَعنی و صلواتی...!! #نقدمشهورات #سندیابی بسیاری از اهل منبر حکایت معروفی را نقل می‌کنند که: شخصی دو پیراهن نزد امام صادق(ع) آورد؛ یکی با صلوات و دیگری با لعن بر دشمن دوخته شده بود و حضرت، پیراهن لعنی را انتخاب کردند! و از این حکایت، افضلیت لعن بر صلوات را نتیجه می‌گیرند. " 1️⃣ مستند این روایت کجاست؟ پایگاه اسلام‌کوئست نیز در پاسخ به پرسشی درباره همین حکایت اعلام کرده که آن را در هیچ منبعی نیافته است. (اینجا) بررسی «مکذوبات» نیز نشان می‌دهد در منابع شناخته‌شده امامیه تا روزگار علامه مجلسی (قرن ۱۱) و حتی در مجموعه عظیم بحارالأنوار اثری از این حکایت نیست. 👈اما واکاوی منبع‌شناختی، و تخصصی «مکذوبات» به ردپایی نسبتا قدیمی‌ در جدال‌های مذهبی عصر صفوی رسید. 2️⃣ قدیمی‌ترین ردّ پا؛ یک اتهام ضدشیعی قدیمی‌ترین ردپایی که برای این نقل یافتیم، «نواقض الروافض» اثر میرزا مخدوم شریفی (قرن ۱۰) است. او این داستان را در مقام متهم کردن شیعیان مطرح کرده و مدعی می‌شود این نقل در کتب معتبر خود شیعیان روایت شده است: «رووا في كتبهم المعتبرة عندهم» بی‌آنکه حتی نام یک کتاب و یا سند مشخصی از آثار شیعیان ارائه کند! جالب آنکه محمد بن عبدالوهاب (قرن ۱۲) نیز بعدها،عینا همین ادعا و حکایت را در «رسالة في الرد على الرافضة»، ص۱۵ تکرار کرده است! اما در برابر این ادعا، قاضی نورالله شوشتری (قرن ۱۰ و ۱۱) در «مصائب النواصب»، ج۱، ص۱۲۵ -که در نقد کتاب نواقض میرزا مخدوم نوشته بود- با پاسخی تند و صریح به میرزا مخدوم می‌تازد و این نسبت را افتراء می‌خواند؛ به این مضمون که: اگر واقعا میرزا مخدوم چنین روایتی را در آثار شیعیان مشاهده کرده، چرا نام یک کتاب و مأخذ را بعنوان مستند ذکر نکرده!؟ حتی صریح‌تر از او، آقا محمدعلی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی (قرن ۱۲ و ۱۳) در «سُنّة الهداية لهداية السُنّة»، ص۲۹۰ می‌نویسد: «این حدیث را ندیده‌ام در کتابی از کتب شیعه و نشنیده‌ام آن را تا حال از احدی از ایشان.» و سپس ظاهر حکایت را «مجهول و مجعولِ صاحب نواقض» می‌داند؛ یعنی ساخته‌ای برای تقبیح مذهب شیعه در نظر عوام اهل‌سنت. 🔺بنابراین، بزرگان امامیه در همان سده‌های نخستِ پیدایش این نقل، نه‌تنها آن را روایت شیعی نمی‌شناختند، بلکه با صراحت، انتسابش به شیعه را افترا و جعلِ صاحب نواقض می‌دانستند. نکته مهم: در این صورت قدیمی حکایت اصلاً خبری از «صلوات» نیست؛ بلکه یک پیراهن با «ذکر خدا» و دیگری با «لعن» دوخته شده است. 3️⃣ ورود به منابع امامی/دوره قاجار اما در دوره قاجار، با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای، همین نقلِ بی‌مأخذ که پیش‌تر علمای امامیه آن را تهمتی علیه شیعه می‌دانستند، ناگهان در برخی آثار شیعی به‌عنوان «روایت» مطرح شد! در «فواكه المتعلمين»، اثر حاج محمد بن محمدتقی قائنی (قرن ۱۳)، ص۲۲۱ نسخه خطی، حکایت تنها با عبارت: «رُوي عن الصادق...» آمده است؛ بدون هیچ سند، سلسله راویان یا مأخذ پیشین! سپس در دوره‌های متأخرتر، برای این حکایت به آثاری چون «شفاء الصدور» ارجاع داده شده؛ درحالی‌که اصل داستان در متن میرزا ابوالفضل تهرانی (قرن ۱۳ و ۱۴) نیست، بلکه سید علی موحد ابطحی (محقق معاصر) آن را در تعلیقه ج۲، ص۴۲ به این منابع نسبت داده است: • «شعشعة الحسينية»، محمدجواد یزدی مشهدی (قرن ۱۴) • «إمارة الولاية»، محمدباقر زند کرمانی (قرن ۱۴)، ص۵۱ • «وفور الأثر»، محمدرضا ثامنی (قرن ۱۴)، ص۹۱ جالب‌تر اینکه: در همین نقل‌های متأخر، «ذکر الله» به «صلوات» تبدیل شده و صورت مشهور امروزیِ «پیراهن لعنی و صلواتی» شکل گرفته است! 4️⃣ نتیجه پس این حکایت: • قدیمی‌ترین ردپایش اثر جدلیِ ضدشیعیِ قرن ۱۰ و برای متهم کردن مکتب تشیع بوده است؛ • علمای امامیه همان دوره و پس از آن، انتسابش به شیعه را افترا و جعل شخص مطرح کننده دانسته‌اند؛ • ناگهان در دوره قاجار با تعبیر بی‌سند «رُوي عن الصادق» و تغییر «ذکر الله» به «صلوات»، وارد منابع امامی شد! بنابراین، این حکایت نه سند متصل دارد و نه مصدر امامی متقدم و معتبر. نه تنها استناد به آن برای اثبات «افضلیت لعن بر صلوات»، فاقد مستند قابل اتکاست بلکه نقل آن به‌ عنوان «روایتِ منسوب و مأثور» نیز دامن زدن به اتهام دشمنان تشیع خواهد بود. https://t.me/makzoubat
169
5
🎥 علامه طباطبایی خدا را انکار کرد 💠 این اتهامی بود که به او زدند! اما پاسخ علامه، چه بود؟! اقول: تسلط بر نفس هنگام غضب را بسیاری از منحرفین وحتی بودائیها هم دارند، مهم این است که انسان بر هوای نفس در اظهار نظر در معارف دینی مسلط باشد، أَفَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَی أَنفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقًا کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقًا تَقْتُلُونَ (۸۷بقره). و بجای آن به تعالیم حجج الهی علیهم السلام آگاه شود، وبه آنها ایمان بیاورد، که در رأس آن توحید قرار دارد، ولی آقای طباطبایی خودش را مستغنی از این تعالیم می‌دانست وندا سر میداد که ما و حجج الهی در مسأله توحید یکسان هستیم، وی می‌نویسد: أن التوحيد و نفي الشركاء ليس مما يرجع فيه إلى بيان النبوة... الناس و الأنبياء في أمر التوحيد على مستوى واحد و شرع سواء (المیزان جلد۱۱ص۱۷۳). اساسا فلاسفه هیچ یک از ضروریات ادیان را انکار لفظی نمیکنند، خدا، حدوث زمانی، معاد جسمانی، اختیار انسان و... را قبول دارند، ولی طبق تفسیر خودشان، خدا یعنی کل الاشیاء، حدوث زمانی یعنی زمان دار بودن اشیاء، معاد جسمانی یعنی جسم مثالی همانند رؤیا، اختیار یعنی اکراه در صورت اختیار و..... ولی افراد بصیر میدانند که مقاصد اینان چیست، ولذا به فرموده شیخ انصاری ره دأب فقهاء بر تکفیر حکماء منکر ضروریات دین بوده است. https://t.me/nokat_eteqady/14 ✍️ سید حسن روح بخش https://t.me/nokat_eteqady گروه مرتبط (اعتقادات) https://eitaa.com/joinchat/2983198768Cbbeaf84503
180
6
No text...
171
7
🔻 تحرّی روایی 🔸 اِسناد کلام به معصوم(ع) متوقّف بر تحرّی و احراز است و صرفِ اشتهار یا کثرتِ نقل، فی‌نفسه، صلاحیّت اثبات صدور ندارد. در این رابطه ملاحظه و بررسي سند و متن روایت و نیز توجه به شواهد و قرائن جانبي از مقتضیات تحقیق و استظهار صحیح است. تساهل در نقل و آسان گيري در نسبت دادن روايت به معصوم، با حرمت حدیث و احترام معصوم(ع) سازگار نیست؛ بلکه مقتضای ورع علمی و امانت در نقل، آن است که در موارد عدم احراز، از اسناد جازم و انتساب قطعی کلام به معصوم(ع) اجتناب گردد. چه اينكه میان «مرویّ بودن» و «ثابت‌الصدور بودن» فاصله‌ای است که جز با موازین معتبر نمی‌توان از آن عبور کرد. تحرّی روایی یعنی پیش از آنکه روایتی را بپذیریم و بر اساس آن سخنی بگوییم، تا آنجا که ممکن است در پیِ احراز آن باشیم. منابع را ببینیم، طرق نقل را بسنجیم، مضمون روایت را با قرائن و شواهد موجود ارزيابي کنیم و میان «آنچه نقل شده» با «آنچه از معصوم(ع) صادر شده» را تفاوت بگذاریم. زيرا، امانت در حدیث اقتضا می‌کند که در نسبت دادن سخنی به معصوم(ع)، آسان‌گیر نباشیم؛ و دقت در پذیرش روایت را تنها در حد یک روش علمی تنزل ندهيم، بلکه آن را بخشی از پاسداشت مقام حدیث و حرمت سخن معصوم(ع) بدانيم 📍 در روايت يونس بن عبدالرحمن كه جناب كشي نقل كرده آمده است: عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا سَأَلَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ، فَقَالَ لَهُ: 👈يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا أَشَدَّكَ فِي الْحَدِيثِ، وَ أَكْثَرَ إِنْكَارَكَ لِمَا يَرْوِيهِ أَصْحَابُنَا، فَمَا الَّذِي يَحْمِلُكَ عَلَى رَدِّ الْأَحَادِيثِ؟ فَقَالَ: حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (ع) يَقُولُ: لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا حَدِيثًا إِلَّا مَا وَافَقَ الْقُرْآنَ وَالسُّنَّةَ، أَوْ تَجِدُونَ مَعَهُ شَاهِدًا مِنْ أَحَادِيثِنَا الْمُتَقَدِّمَةِ. فَإِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَسُنَّةَ نَبِيِّنَا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، وَقَالَ رَسُولُ اللَّه (ص)… سپس یونس بن عبدالرحمن ادامه می‌دهد: قَالَ يُونُسُ: وَافَيْتُ الْعِرَاقَ فَوَجَدْتُ بِهَا قِطْعَةً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي جَعْفَر (ع) وَوَجَدْتُ أَصْحَابَ أَبِي عَبْدِاللَّه (ع) مُتَوَافِرِينَ، فَسَمِعْتُ مِنْهُمْ وَأَخَذْتُ كُتُبَهُمْ، فَعَرَضْتُهَا بَعْدَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) فَأَنْكَرَ مِنْهَا أَحَادِيثَ كَثِيرَةً أَنْ تَكُونَ مِنْ أَحَادِيثِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع)…. يعني یونس بن عبدالرحمن می‌گوید: یکی از اصحاب در حالی که من حاضر بودم پرسید: 👈ای ابامحمد! چرا در مورد حدیث این‌قدر سخت‌گیری می‌کنی و روایاتی را که اصحاب ما نقل می‌کنند، بسیار انکار می‌کنی؟ چه چیزی باعث می‌شود احادیث را رد کنی؟» گفتم: هشام بن حکم برای من نقل کرد که از امام صادق(ع) شنید که فرمود: از جانب ما حدیثی را نپذیرید، مگر آنکه با قرآن و سنت موافق باشد، یا در کنار آن، شاهدی از احادیث پیشین ما بیابید. زیرا مغیرة بن سعید ـ که خدا لعنتش کند ـ در کتاب‌های اصحاب پدرم، احادیثی را وارد کرد که پدرم آنها را بیان نکرده بود. پس از خدا بترسید و از جانب ما چیزی را که با سخن پروردگارمان و سنت پیامبرمان(ص) مخالف است، نپذیرید. زیرا هنگامی که ما حدیث می‌گوییم، می‌گوییم: خداوند عزوجل چنین فرموده و رسول خدا(ص) چنین فرموده است. یونس می‌گوید: به عراق آمدم و در آنجا گروهی از اصحاب امام باقر(ع) را یافتم و اصحاب امام صادق(ع) را نیز فراوان دیدم. از آنان حدیث شنیدم و کتاب‌هایشان را گرفتم. سپس آنها را نزد امام رضا(ع) عرضه کردم. آن حضرت بسیاری از احادیث آن کتاب‌ها را انکار کرد و فرمود که از احادیث امام صادق(ع) نیست.… 📚 رجوع كنيد به : رجال كشي - اختيار معرفة الرجال - ج ٢ ص ٤٨٩ روايت ٤٠١. نقل مطالب تنها با ذكر ماخذ آن بلا مانع است. http://eitaa.com/nokaterjalie
224
8
نکات انتقادی- تکمیلی نسبت به فرسته بالا نویسنده: حسین مرادیانی پس از استقرای کامل‌تر درباره این واژه نکاتی به نظر می‌رسد که به نحو اختصار تقدیم خواهد شد: کتاب پیدایش ۲۵: ۲۳ אֹם اُم به معنای امت/قوم استفاده شده و این کلمه هم درباره بنی‌اسرائیل استفاده شده هم درباره بنی‌عِساو (عساو برادر یعقوب نبی) یعنی انحصاری به اقوام غیریهودی و غیر اسرائیلی ندارد کتاب اعداد ۲۵: ۱۵ אֻמּ֥וֹת اومّوت در حالت جمع (کاربرد نادر) مزامیر ۱۳۸: ۳ אֻמִּֽים اومّیم در حالت جمع رایج‌تر در کتاب مقدس ایشان دانیال ۳: ۲۹ אֻמָּ֜ה اومّا (به معنای امت / قوم) در بخش آرامی زبان کتاب دانیال دانیال ۳: ۴ אֻמַּיָּא اومَّیا در حالت جمع در بخش آرامی زبان کتاب دانیال (شامل همه اقوام از جمله یهودیان) نتیجه اینکه خود این واژه چه در بخش عبری و چه در بخش آرامی کتاب مقدس یهود، به معنای قوم و امت به کار رفته بدون تفاوت بین یهودی و غیر یهودی/ اهل کتاب یا غیر اهل کتاب ریشه امی درباره اعراب یا یهودیان درس‌ناخوانده آن منطقه (در آیاتی که اشاره کردند.) هم به معنای این است که شخص تحصیلات مکتبی نداشته است. اهل کتاب خواندن و سر و کله زدن با متون نبوده است مانند فرزندی که هنوز در دامان مادر (اُم) است و وارد فضای مدرسی نشده است در نتیجه امی به معنای منسوب به ام معنای درست است پس در توضیح آن تعابیر قرآنی: گاه نسبت اعراب با اهل کتاب سنجیده شده و ایشان را (چون کتاب نداشته‌اند.) امی خوانده‌اند. و گاه خود یهودیانی که اهل مطالعه تخصصی متون نبودند را نسبت به علمای ایشان، امی خوانده‌اند اما واژه امی از این رو به معنای «بی‌سواد» گرفته شده که بسیاری از کسانی که مدرسه نرفته‌اند سوادی نداشته‌اند اما این ملازمه همیشه برقرار نیست. یعنی افرادی داریم که خارج از محیط رسمی مدرسه، سواد آموخته‌اند همچنین درباره پیامبر (ص) با نگاه اسلامی این مطرح هست که معارف خود را خارج از فضای مکتب و بدون زانو زدن در مجلس درس، به وحی الهی فراگرفته است این البته خاص در نبی اکرم نیست بلکه درباره حضرت عیسی هم در اناجیل نقل شده است: انجیل یوحنا 7:‏14-‏16 [14] امّا چون نیمی از عید گذشته بود، عیسی به صحن معبد آمد و به تعلیم دادن آغاز کرد. [15] یهودیان در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد که علمِ دین نیاموخته، چگونه می‌تواند از چنین دانشی برخوردار باشد؟» [16] عیسی در جواب ایشان گفت: «تعالیم من از خودم نیست، بلکه از اوست که مرا فرستاده است. https://bible.com/bible/118/jhn.7.14-16.nmv انجیل مَتّی 13:‏54-‏56 [54] و به شهر خود رفته، در کنیسه به تعلیم مردم پرداخت. مردم در شگفت شده، می‌پرسیدند: «این مرد چنین حکمت و قدرتِ انجام معجزات را از کجا کسب کرده است؟ [55] مگر او پسر آن نجّار نیست؟ مگر نام مادرش مریم نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شَمعون و یهودا نیستند؟ [56] مگر همۀ خواهرانش در میان ما زندگی نمی‌کنند؟ پس این چیزها را از کجا کسب کرده است؟» https://bible.com/bible/118/mat.13.54-56.nmv
226
9
No text...
253
10
شرح رساله اراده شیخ مفید. ۲.MP3
262
11
🖍 اُمّی ✍️ استاد فؤاد دانش‌پژوه کتاب مقدس اقوام غیریهودی جهان را «اُمّیم» می‌نامد که یعنی «امّت‌ها». واژهٔ «اُمّی» در قرآن ترجمۀ دقیقی از این عبارت کتاب مقدس است. امّی به معنای «منسوب به امّت‌ها» در قرآن نیز به معنای غیریهودی به کار رفته است. این معنا از دید مفسّران اولیۀ قرآن دور نبوده، و در روایاتی از ابن عباس و دیگران امّی به درستی به غیریهودیان (در معنای دینیِ آن: اقوامی که پیامبر و کتاب ندارند) تفسیر شده: ابن عباس گفت: «امّیان» قومی‌اند که به پیامبر و کتابی ایمان نیاورده‌اند. ابن زید گفت: امّت محمّد «امّی» نامیده شده‌اند، زیرا کتابی بر ایشان نازل نشده بود. قتاده گفت: [عرب‌ها] قومی امّی بودند، چرا که پیش از محمد پیامبری بر ایشان نیامده بود. با نگاه به آیاتی که این واژه در آن‌ها به کار رفته، می‌توان دید که ترجمۀ امّی به غیریهودی با مضمون آن‌ها سازگار است: به اهل کتاب و امّیان بگو: آیا اسلام آوردید؟ (آل عمران: ۲۰) که به روشنی امّیان را در برابر یهودیان قرار می‌دهد. و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به ایشان بسپاری، به تو باز می‌گردانند؛ و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند؛ مگر تا زمانی که بالای سر آن‌ها ایستاده باشی! این بخاطر آن است که می‌گویند: «ما در برابر امّیان مسئول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند. (آل عمران: ۷۵) قرآن در این آیه حکمی تلمودی را بازگو می‌کند که بر اساس آن، یهودیان در برابر ضرر مالی و جانی که به غیریهودیان وارد شود، مسئول شمرده نمی‌شوند. (تلمود، باوا قَمّا: ۳۸الف؛ سنهدرین: ۵۷الف) بر این اساس می شود فهمید که آیهٔ «او کسی است که در میان امّیان پیامبری از خودشان برانگیخت» (جمعه: ۲) به این معناست که خدا خواست پس از آن که تمام انبیا از میان یهودیان برای یهودیان مبعوث شدند، این بار از میان غیر یهودیان پیامبری از خودشان مبعوث شود. با این خوانش، آیهٔ فوق پاسخی است به کسانی که به غیریهودی بودن پیامبر اسلام اعتراض می‌کردند و انتظار داشتند تمام انبیا یهودی باشند. آیه می‌گوید: ارادۀ خدا بر این قرار گرفته که غیریهودیان پیامبری غیریهودی داشته باشند. یک آیهٔ مشکل‌ساز آیات دیگر نیز با این تفسیر، معنای روشنی پیدا می‌کنند. تنها یک آیه است که به نظر امّی نمی‌تواند به معنی غیر یهودی باشد: و بعضى‌ از آنان [یهودیان] امّیانی هستند كه غیر از خیالات خود چیزی از كتاب [تورات] نمى‌دانند، و فقط گمان مى‌برند. (بقره: ۷۸) در این آیه برخی از «آنان» [یهودیان] «امّی» خوانده شده‌اند، و منطقی نیست که امّی در این جا به معنی غیریهودی باشد. اما برخی از تفاسیر روی سخن قرآن در این جا را به غیریهودیانی دانسته‌اند که یهودی شده بودند و چیزی از کتاب نمی‌دانستند: عبدالرحمن بن زید بن اسلم گفت: ایشان در خیال خود می‌گفتند «ما از یهودیانیم» در حالی که نبودند. همچنین می‌توان گفت که یهودیان به دلیل ناآگاهیشان از کتاب، از روی تحقیر، امّی خوانده شده‌اند. چنان که شخص عربی که نتواند درست عربی صحبت کند، از روی توهین «عجم» خوانده شود. همچنین می‌توان «آنان» ابتدای آیه را نه «یهودیان» به طور خاص، بلکه «مخالفان» به طور عام دانست. به این ترتیب دیگر آیه دربارۀ گروهی از یهودیان صحبت نمی‌کند، بلکه می‌گوید برخی مخالفانْ غیریهودیانی ناآگاه به کتاب هستند که بیهوده در مجادلهٔ میان قرآن و یهودیان مداخله می‌کنند. تفاسیر بعدی با گذشت زمان و قطع ارتباط مسلمانان با یهودیان، معنی واژهٔ امّی فراموش شد و مفسّران کوشیدند با استفاده از ریشهٔ کلمه (که به اشتباه «اُمّ» تصورش می‌کردند) و کنار هم گذاشتن تفاسیر اولیه، معنی آن را حدس بزنند. معروف‌ترین تفسیر آن است که «امّی» به معنی «بی‌سواد» انگاشته شد. در تفاسیر اولیه آمده بود که «امّی» یعنی «اقوام بدون کتاب»، و «بدون کتاب» بودن به اشتباه به معنی «بی‌سواد» بودن گرفته شد. با این که کاوش‌های باستان‌شناسی نشان داده بسیاری عرب‌های شبه‌جزیره سواد خواندن و نوشتن داشتند و حتی چوپانان و راهزنان بر صخره‌ها یادگاری می‌نوشتند. برخی دیگر «امّی» را به «امّ القُریٰ» یعنی مکه ربط داده‌اند و گفته‌اند «اُمّی» یعنی «اهل مکّه». ‏لفظ «امّی» شش بار در قرآن به کار رفته، و تمام این موارد در سوره‌های مدنی (بقره، آل عمران، اعراف، جمعه) است، یعنی زمانی که قرآن با یهودیان و ادبیات و اصطلاحات ایشان روبه‌رو شده بود. در سوره‌های مکّی که متعلق به پیش از مواجهه با یهودیان است، واژهٔ «امّی» به چشم نمی‌خورد. اگر امّی به معنی «مکّی» بود، انتظار داشتیم که در سوره‌های مکّی نیز این واژه به کار برود. 📱 از کانال تلگرامی هاروت و ماروت ❇️ 🔮 t.me/nutqiyyat 🔮 t.me/nutqiyyatlib 🔮 t.me/nutqiyyat_classes 🔮 instagram.com/nutqiyyat 🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
284
12
تفسیر باطن و قیامت‌گریزی بخشی از روایات تأویل باطن فقط معانی فراتر از ظاهر آیات را مطرح نمی‌کنند، بلکه ظاهر آیات را تکذیب و رد می‌کنند، و آشکارا از سنخ اخبار مخالف قرآن هستند؛ اما نه مخالفتی از سر غفلت جاعل از آیات؛ بلکه با نظر به متن آیات، معنایی خلاف آن را مطرح می‌کنند. هم‌چنان که بخشی از روایات تحریف قرآن نیز همین ویژگی را دارد، و همانند برخی تأویلات باطنی نصیریه و امثال ابن عربی که آیات را به ضد خود تبدیل کرده‌اند. این روایات اختلالات سندی و متنی گسترده‌ای دارد. در تحقیقات ارزشمند کانال آثار نمونه‌های بسیار از این دست با محوریت قیامت‌گریزی در تفسیر باطن ارائه شده است. شروع این سلسله مباحث: https://t.me/alasar_1/779 @Gholow2
257
13
-7922128686919115005_51601864239474.mp3
275
14
-6645682293160861952_50742031800204.mp3
262
15
-2607312682707378431_50371400723470.mp3
268
16
عقل و اعتقاد دینی. ۴.MP3
259
17
نقد غلو .۷۴.MP3
297
18
شرح رساله اراده شیخ مفید. ۱.MP3
324
19
⚜بر مزار شیخ مجتبی تفکیکی • این مدایح بی‌ملاک با معیارهای حکمی و دینی هیچ‌ افق مشترکی ندارد. این نامطابق عناوین با آن معنون خ
⚜بر مزار شیخ مجتبی تفکیکی • این مدایح بی‌ملاک با معیارهای حکمی و دینی هیچ‌ افق مشترکی ندارد. این نامطابق عناوین با آن معنون خفته در خاک جز از جهالت مداحان بی‌خرد و کم‌بهره از هوش حکایت ندارد. این کتیبه شهادتی بر عظمت آن آرمیده در خاک ندارد بلکه سند افتضاح چاپلوسان و چرب‌زبانان تفکیکی است. چه حکمت است که شیر را جای مور جای زنند؟ ◂ گوشه‌ای از افاضات آن معلم ربانی و تلمیذ صمدانی‌شان • «در وصول به معرفت الهی، محتاج به برهان " انّ " و " لمّ " - که مبتنی بر ابطال دور و تسلسل است - نیستیم، بلکه چون انسان را به فطرت خود متوجه سازند و متذکر نمایند، خدای خود را می یابد». (بیان الفرقان). آقای سیدان در پاورقی گفته است: «فطرت به معنای یافت و شهود و وجدان است...دریافت و وجدان حق بی تکیه بر استدلال» 📖بیان الفرقان ص۷۹ #خداشناسی_الحادی »Tashiholetiqad
358
20
افسانه حضور امیرالمؤمنین در چهل مهمانی در یک شب https://deraayaat.ir/mihmani/ @Gholow2
315