هزار کاکُلی شاد در چشمان من است!
Open in Telegram
برای هم صحبتی ...نقدی ...نظری https://t.me/BiChatBot?start=sc-221790-RZDkcUH امضای متن های بُلندم : م.د
Show more485
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+5
in 0 channels
November '24
+2
in 0 channels
Get PRO
October '24
+5
in 0 channels
Get PRO
September '24
+4
in 0 channels
Get PRO
August '24
+3
in 1 channels
Get PRO
July '24
+5
in 0 channels
Get PRO
June '24
+6
in 0 channels
Get PRO
May '24
+4
in 0 channels
Get PRO
April '24
+1
in 0 channels
Get PRO
March '24
+8
in 0 channels
Get PRO
February '24
+4
in 0 channels
Get PRO
January '24
+10
in 0 channels
Get PRO
December '23
+5
in 0 channels
Get PRO
November '23
+4
in 0 channels
Get PRO
October '23
+8
in 0 channels
Get PRO
September '23
+5
in 0 channels
Get PRO
August '23
+12
in 0 channels
Get PRO
July '23
+16
in 0 channels
Get PRO
June '23
+2
in 0 channels
Get PRO
May '23
+5
in 0 channels
Get PRO
April '23
+20
in 0 channels
Get PRO
March '23
+13
in 0 channels
Get PRO
February '23
+4
in 0 channels
Get PRO
January '23
+29
in 0 channels
Get PRO
December '22
+8
in 0 channels
Get PRO
November '22
+74
in 0 channels
Get PRO
October '22
+198
in 0 channels
Get PRO
September '22
+14
in 0 channels
Get PRO
August '22
+12
in 0 channels
Get PRO
July '22
+17
in 0 channels
Get PRO
June '22
+11
in 0 channels
Get PRO
May '22
+14
in 0 channels
Get PRO
April '22
+3
in 0 channels
Get PRO
March '22
+11
in 0 channels
Get PRO
February '22
+20
in 0 channels
Get PRO
January '22
+20
in 0 channels
Get PRO
December '21
+51
in 0 channels
Get PRO
November '21
+44
in 0 channels
Get PRO
October '21
+34
in 0 channels
Get PRO
September '21
+19
in 0 channels
Get PRO
August '21
+19
in 0 channels
Get PRO
July '21
+58
in 0 channels
Get PRO
June '21
+37
in 0 channels
Get PRO
May '21
+27
in 0 channels
Get PRO
April '21
+46
in 0 channels
Get PRO
March '21
+367
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 21 December | +1 | |||
| 20 December | 0 | |||
| 19 December | 0 | |||
| 18 December | 0 | |||
| 17 December | 0 | |||
| 16 December | 0 | |||
| 15 December | 0 | |||
| 14 December | +1 | |||
| 13 December | 0 | |||
| 12 December | 0 | |||
| 11 December | 0 | |||
| 10 December | 0 | |||
| 09 December | +1 | |||
| 08 December | 0 | |||
| 07 December | +1 | |||
| 06 December | +1 | |||
| 05 December | 0 | |||
| 04 December | 0 | |||
| 03 December | 0 | |||
| 02 December | 0 | |||
| 01 December | 0 |
Channel Posts
ما وارثان دردهای بیشماریم
ما گریههای چشمهای انتظاریم
ما سرزمینی دور و تنها در غباریم
ما چیزی بهغیر از غم، بهغیر از هم نداریم
| 2 | با تیر و تفنگ روسیات میرقصم
با شال به رنگ طوسیات میرقصم
گور پدر دلم که عاشق شدهای...
میآیم و در عروسیات میرقصم | 210 |
| 3 | من توی رشتهام هیچوقت ادعا نداشتم... همیشه دوست داشتم همه من و نه به ادبیات که به عشقم به ادبیات بشناسن... دانشجوی ادبیات بودن قشنگترین ورژن و دوستداشتنیترین ورژن از مهسا هست که دارم.
این مدت این واکنشها، بعد اون روزی که حس میکردم واقعا دیگه از این ناامیدتر و غمگینتر توی زمینهی تحصیلی و کاریم نمیتونم باشم خیلی قلبم و گرم میکنه... دوست دارم اینجا یادگاری نگهشون دارم... برای روزهای غم
روزهای نااُمیدی...روزهایی که بالاخره... شاید دیر، ولی حتما از راه میرسن. | 268 |
| 4 | من بال
نداشتم...
نپریدم
بغلم کن. | 291 |
| 5 | پست اون کانال و خوندم یاد پیام امروز یکی از دانشجو های ارشد افتادم که چند ساعت داشتم بهش در مورد جلسهی دفاع مشاوره میدادم آخر بهش گفتم سعی میکنم روز دفاعتون بیام...
بعد این و گفت :)
حس پیرمجلس بودن و سنی از شما گذشته و اینا بهم دست داد اصلا | 258 |
| 6 | قبلا وقتی تو یه پستی میگفتن شما یادتون نمیاد ولی... من واقعا یادم نمیومد
ولی الان وقتی اینو میگن من کاملا یادم میاد و میدونم دارن درباره چی حرف میزنن
یعنی پیر شدم؟ | 224 |
| 7 | این قضیهی۱۳ صفر هم مصداق بارز طنز تلخ هست
اصلا از هر طرف نگاه میکنی بلاهت توش موج میزنه
راهیان نور هم همین بود یادتونه یهو مدش کردن
چند مدت هست هم از مد افتاده
حالا تو اینستا دیدم آنلاین شاپها مصادره به مطلوب کردن کاسبی های دیگه هم بسطش دادن مثل اینکه اگه جاسوییچی بخری تو این روز تا آخر سال خونه میخری :)
کلا هرچی بخری تا آخر سال بیشتر و بزرگتر اون و داری :|
حالا من یادم اومد اون روز با همکلاسیم بیرون بودم گفت: تا پارک کنم میتونی برام یه نخ سیگار بخری؟
گفتم من تا حالا نخریدم بگم چی بده؟
گفت نخیها همه وینستون میدن
بگی دو نخ خودش میده چیزی نمیپرسه...
رابطهی من و سیگارم که اگه یه کم من و بشناسید میدونید کاملا عشق ممنوع هست دوست دارم و نزدیکترین تجربهام بهش دوستای سیگاری داشتن هست
منم با یه ذوق و اعتماد به نفسی لاتیم و پر کردم رفتم داخل مغازه و گفتم دو نخ لطفاً
بعد زل زدم به بیرون...
که انگار الان داغونم لهله کار مهم هم دارم فقط دو نخ بده برم
خانم پشت صندوق هم بدون اینکه سرش و بلند کنه گفت: لایت یا اولترا؟
من: :|
یهو شل شدم دوشام افتاد کاملا تو نقش معصومیت از دست رفته غرق شدم
گفتم: جان؟
نگاه کرد با یه نیش خندی که معلومه اینکاره نیستی با جدیت بیشتری جوری که میخواست رسواییم و کامل کنه محکمتر از قبل گفت: لایت یا اولترا؟
منم قشنگ بغض کرده بودم
اصلا اگه یکبار دیگه میپرسید میزدم زیر گریه میگفتم به خدا من گول خوردم رفیقم من و فرستاد من اصلا تا حالا به فندک آشپزخونه هم دست نزدم...
شبیه ببر بنگال وارد سوپر مارکت شدم شبیه گارفیلد مفتضح خارج شدم با دو نخ سیگار که اصلا نفهمیدم لایت هست یا اولترا...
حالا طبق نظریه ۱۳ صفر من احتمالا تا آخر سال میشم اِلچاپو
دیگه اِلچاپو نشم والتر وایت برکینگ بد رو شاخشه...
اونم نه؟
موتوری پارک هم نمیشم؟
نه؟
از اینا که تو سامسونت گوشه پارک سیگار و سی دی میفروشن چی؟
نه؟
ترخدا
دیگه فرق اولترا و لایت و که میفهمم، نه؟ | 235 |
| 8 | حکایت ثمر از باغ بیدرخت مپرس
جواب ساده ندارم، سوال سخت مپرس...
•مرتضی لطفی | 229 |
| 9 | این عکس کانال کوکو و دیدم یه چراغهایی تو مغزم روشن شد
زمان کرونا طبقهی بالای خونمون که همیشه خالی بود و یه پسر جوونی اجاره کرد.
بعدا یکی از همسایهها گفت پسر یکی از مولتیمیلیاردرهای شهر هست
من چندبار توی پارکینگ و آسانسور دیدمش با دستهگلهای خیلی خیلی بزرگ که همیشه هم رز سفید بود...
یکبار در آسانسور و باز کردم و اونقدر دستهگل بزرگ بود که من جا نمیشدم دیگه،
چشم تو چشم شدیم و عذرخواهی کرد
خندیدم و گفتم نه، اشکالی ندارد خیلی سلیقهی خوبی دارید، با پله میرم... .
اما واقعا اونقدر که تا اینجا گفتم آدم رمانتیک و خفنی نبود!
چون این خونه در حقیقت براش یه مکان بود!
و بقیه هربار با یک نفر میدیدنش و همسایهی واحد کنارش چندینبار شاکی شده بود از سروصداهایی منکراتیای که خیلی بلند و ناهنجار بود!
من هیچوقت دخترهایی که توی اون خونه اومدن و ندیدم
ولی یادمه
اون زمان یه نیمکت چوبی توی تراس درست کرده بودم که غروبا میشستم اونجا و چایی میخوردم و به باغ روبهروی خونه نگاه میکردم اون زمان دلخوشیم همون نیمکت و تنهایی و چایی خوردن غروبها بود
که یه مدت همون زمانها متوجه حضور یکی دیگه هم میشدم
حس میکردم یکی دیگه هم توی تراس طبقهی بالا ایستاده
بعضی وقتا شعرای گوگوش و زمزمه میکرد
سیگار میکشید و ته سیگارهاش با رد رژهاش می افتاد توی گلدونهای شمعدونی من
این دیگه شده بود یه سرگرمی برام
غروبها میشستم منتظر ته سیگار دختر تراس بالایی رنگ رژ اون روزش و قبل افتادن ته سیگار حدس میزدم و چهرهاش و تو ذهنم تصور میکردم...
من هیچوقت اون دختر و ندیدم
ولی به طرز غریبی یه دلخوشی بود برام توی اون روزهای کرونا و تنهایی
ندیدمش
ولی هر ته سیگاری که رژی باشه من و یاد اون دختر میندازه که احتمالا رُز سفید دوست داره و رُژ صورتی! | 222 |
| 10 | No text... | 151 |
| 11 | No text... | 168 |
| 12 | چوگان شده موی او که گو کیست
بیتاب به سینه دل که گو من
•مظاهر مصفّا | 213 |
| 13 | سال قبل اوایل بهمن خودم پیشنهاد دادم که برای دانشجوهای ارشد یک کارگاه پروپوزال بذارم اون روزا حالم خوب نبود ولی خیلی فشرده کارهای کارگاه و انجام دادم کلی جزوه و مقاله خوندم براش...، نیم ساعت قبل از برگزاری کارگاه حراست بهم اجازهی برگزاریش و نداد و گفت: شما نمیتونید کارگاهی برگزار کنید. (بعدا فهمیدم چون یکبار که حراست با یکی از دخترا سر حجاب درگیر شده بود من رفتم و کارتمو دادم و با حراست بحثم شد).
اون روز غمگینترین آدم روی زمین بودم رفتم بیرون دانشگاه و اول نیم ساعت گریه کردم بعد همون جا تمام مطالب و تو وویس برای بچهها گفتم...
امروز که این پیام و گرفتم هم غم اون روز یادم اومد
هم خوشحال شدم...
روزهای سخت و زخمها خیلی زیاده
اما دلخوشیهای کوچک یه نفس تازه بهت میده برای ادامه دادن... برای جنگیدن. | 257 |
| 14 | چرا ما آنقدر علاقه داریم همه چیز و دراماتیک کنیم؟
واقعا قضیهی رنگ اسم کیمیا روی کمربندش و که دارن جلوه میدن خیلی عجیب هست!
یعنی چی؟
میدونم خیلیها دنبال یه اتفاق عجیب بودیم توی این تقابل
ولی اصلا نیاز به این استدلالهای آبکی نیست واقعا
قضیه به خودی خود اتفاقا خیلی غمانگیز هست...
الان اگه این سه رنگ که اتفاقا سه رنگ پرچم بلغارستان هم هست نبود یعنی کیمیا دلش به ایران نبود؟
کیه که با علاقه بره یه جای دیگه و بجنگه
معلومه که دوست داشت کشورش جای موندن باشه...
ولی آیا بود؟
آیا هست؟
این تقابل یه غمی داشت فارغ از هر نتیجه و هر تحلیلی اینکه هی عکس کمربند و میذارن واقعا منطقی پشتش نیست به نظرم | 254 |
| 15 | وطن چه بود؟ وطن قتلگاه انسان بود
وطن جهنم ما و بهشت شیطان بود | 769 |
| 16 | من زدم زیر گریه...
چرا واقعا؟
چیه این آدمیزاد؟ | 299 |
| 17 | چه پرش با نیزه خفن بود
اطلا حالم خوب شد با دیدنش
واقعا زیباست وقتی به پرواز درمیان
دوپلانتیس وقتی رکورد رو زد من مامانمو بغل کردم از خوشحالی😭 | 271 |
| 18 | «هرکسی را صبح اُمیدیست در دلهای شب»
•صائب | 320 |
| 19 | مربی رانندگیم یه آقای باتجربه است که بابام هم بیست و پنج سال پیش، پیشش آموزش دیده...
اونقدر مهربون و همدل و با ذوق هست که واقعا حس میکنم دورهی آموزشم تموم بشه یکی از دلخوشیهام و از دست میدم. | 352 |
| 20 | یک صبر برایمان مانده
و همهی دنیا میخواهند آن را امتحان کنند. | 354 |
