شُرشُر احساس من
Open in Telegram
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو... #مولانا @e3087 🌴🌴 ارتباط با ادمین esfandiar87@
Show more688
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
تو گر گناہِ من شوی ، توبه نمی کنم ز تو
جام لبت بنوشم و باز گناہ می کنم
#مولانا
@e3087
🌴🌴
عاشق باش
من گنجشکی میشناسم
که بر درخت پنجرهام
چنان عاشقانه میخواند
که دنیا انگار ارث پدرش است...
#حسین_پناهی
@e3087
🌴🌴
چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم
شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم
چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ و تابی به دل انگیخته برشانه قسم
تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
باز افزود تو را جلوه به آینه قسم
بی تو متروکه و بی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم
گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
#مولانا
@e3087
🌴🌴
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم
به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی
از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد
جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم
نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است،
با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بیارزش من را فریب داده
و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است
و وقتی به آن رسیدم دیدم
که چقدر بیهوده بوده است
ولی آیا اگر به سمت آن شی بیارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بیارزش است یا سالها حسرت آن را می خوردم...؟
پائولو کوئیلو
@e3087
🌴🌴
و من مسافرم
ای بادهای همواره !
مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید...
#سهراب_سپهری
@e3087
🌴🌴
سال ها رفته ای ولی چشمم
سمت جاده به بغض زنجیر است
انتظار بغل کشیدن هات
باز دلکوبه ای نفس گیر است
رفتنت باورم نخواهد شد
مرگ انکار برگ پژمرده است
چنگ بر خاطرات مرده زدن
آخرین ریسمان افسرده است
لکنت شعر گفتنم بی تو
هزیان ِ سکوت ِ تبدارم
می گریزد ترانه از کاغذ
می دهد ناسزا به خودکارم
حس و حالی برای ماندن نیست
پای تیزی برای رفتن هم
مثل گیسوی بید سرگردان
می دهم تن به باد نامحرم
از چروک ملافه ام دوری
دورِ دلبستگی غزل زا نیست
شرجی بالشم نفس گیر است
فاصله یک شکم بغل زا نیست
وقت ِ دل کندن و بریدن هات
باز هم قول آمدن دادی
سوی چشمم به جاده ها سایید
طعم هرگز به خورد زن دادی
کوچه کوچه به جستجو مشغول
من خود آزاریم ،نهایت ،غول
تو ولی بی خیال این مجنون
استکان ، استکان ،شعف، شنگول
استکان استکان تکانم ده
تاب آورده ام توانم ده
زندگی نه به مرگ لب زده ام
پادزهری بریز جانم ده
#فرشته_غنی پور
@e3087
🌴🌴
گر من از سرزنش مدعيان انديشم
شيوه مستی و رندی نرود از پيشم
زهد رندان نوآموخته راهی بدهيست
من که بدنام جهانم چه صلاح انديشم
شاه شوريده سران خوان من بیسامان را
زان که در کم خردی از همه عالم بيشم
بر جبين نقش کن از خون دل من خالی
تا بدانند که قربان تو کافرکيشم
اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا
تا در اين خرقه ندانی که چه نادرويشم
شعر خونبار من ای باد بدان يار رسان
که ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خويشم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
شانههای تو
بوی مزرعهی قهوه میدهد؛
تمامِ بیخوابیهای من تقصیر توست
ای تلخِ دوستداشتنی...
#نسرین_بهجتی
@e3087
🌴🌴
پیام دادم و گفتم: بیا خوشم میدار
جواب دادی و گفتی که: من خوشم بیتو
#سعدی
@e3087
🌴🌴
چه زیباست که
پس از آرزویی،
پلکها را بگشاییم
در بامدادی و ببینیم که
در تاریکیِ شبِ پیش،
برای شادی ما
جهانی تازه ساختهاند...
#اسکار_وایلد
@e3087
🌴🌴
به گمانم سالها بعد
وقتی دیگر هیچکس نامم را به خاطر نمیآورد
و مشتی خاک
آخرین نشانیِ من از جهان باشد
بارانی ببارد
و مرا با خود ببرد
تا گوشهای از باغی دور
شاید بهار که رسید
از میان خاک
گل کوچکی شده باشم
که دختری آرام
آن را برای کسی که دوستش دارد میچیند
و من،
بیآنکه بدانم آن دستها
چقدر مرا دوست خواهند داشت،
تمام روزهای کوتاهِ بودنم را
در گلدانی کوچک
کنار پنجره بگذرانم؛
به امید آنکه
هر عصر،
وقتی آفتاب روی برگهایم میافتد
کسی یادش بیاید
که یک روز
در این جهان
کسی بوده
که خیلی آرام،
خیلی کم،
و بیآنکه چیزی بخواهد
قدِ تمام گلبرگهایش
دوستش داشته است...
#زهرا_هموله
@e3087
🌴🌴
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بين که در اين کار به جان میکوشم
من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم
هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم
حاش لله که نيم معتقد طاعت خويش
اين قدر هست که گه گه قدحی می نوشم
هست اميدم که عليرغم عدو روز جزا
فيض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم
پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم
خرقه پوشی من از غايت دين داری نيست
پردهای بر سر صد عيب نهان میپوشم
من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم
چه کنم گر سخن پير مغان ننيوشم
گر از اين دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
تو آفریده شدی محض دلبری کردن
به لرزش بدنت رقص بندری کردن
خط لبان تو زیباتر است یا خط چشم
چقدر کار ظریفی ست داوری کردن
دو ساعت است به تو خیره ام که ممکن نیست
زمان دیدن تو کار دیگری کردن
اگر که موی تو پنهان نبود هیچ زنی
نداشت با تو توان برابری کردن
خوش آن غزل که بخوانم به گوش تو تنها
چقدر پشت تریبون سخنوری کردن
#مسلم_محبی
@e3087
🌴🌴
آرزویم مردن در صدای تو بود
یا رفتن با صدایت
یا خاموش شدن در صدایت
صدای تو چون باد گذشت
و من به دامن تاریکی
آویخته ام...
#بیژن_جلالی
@e3087
🌴🌴
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
#خیام
@e3087
🌴🌴
