شُرشُر احساس من
رفتن به کانال در Telegram
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو... #مولانا @e3087 🌴🌴 ارتباط با ادمین esfandiar87@
نمایش بیشتر687
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
مرا ،
باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم...
#حمید_مصدق
@e3087
🌴🌴
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم
گفتی ز سر عهد ازل يک سخن بگو
آن گه بگويمت که دو پيمانه درکشم
من آدم بهشتيم اما در اين سفر
حالی اسير عشق جوانان مه وشم
در عاشقی گزير نباشد ز ساز و سوز
استادهام چو شمع مترسان ز آتشم
شيراز معدن لب لعل است و کان حسن
من جوهری مفلسم ايرا مشوشم
از بس که چشم مست در اين شهر ديدهام
حقا که می نمیخورم اکنون و سرخوشم
شهريست پر کرشمه حوران ز شش جهت
چيزيم نيست ور نه خريدار هر ششم
بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست
گيسوی حور گرد فشاند ز مفرشم
حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست
آيينهای ندارم از آن آه میکشم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
ای دل
چو فراقش رگ جان بگشودت
منمای بکس خرقهٔ خون آلودت
مینال چنانکه نشنوند آوازت
میسوز چنانکه برنیاید دودت
#ابوسعید_ابوالخیر
@e3087
🌴🌴
🕊
پرندگانی در سرم پرسه می زنند
پرندگان پر می کشند و
سلول های سرم
استخوان می شوند
استخوان هایی که روزی
ساز پروازشان
آخرین سکوت را
خواهد شکست...
#اسفندیار_زیلائی
@e3087
🌴🌴
خدا چه حوصلهای داشت روز خلقت تو
كه هیچ نقص ندارد تراش قامت تو
نشسته شبنم حرفی لطیف و روشن و پاک
به روی غنچۀ لبهای پرطراوت تو
از این جهنم سوزان دگر چه باک مرا
كه آرمیده دلم در بهشت صحبت تو
درون سینۀ من اعتقاد معجزه را
دوباره زنده كند دست پرمحبت تو
فدای این دلِ تنگم كه بیاشارۀ تو
غبار ره شد و راضی نشد به زحمت تو
#عمران_صلاحی
@e3087
🌴🌴
واژگانش را خرج نمی کرد
می ترسید دامنه ی لغاتش ارزان شود
او از صبح سکوت می فروخت
می خواست برای معشوقه اش
حرف های تازه تر بخرد...
#نگار_خانی_اوشانی
@e3087
🌴🌴
یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم، از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم
شبزنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم
#افشین_یداللهى
@e3087
🌴🌴
چرا نه در پی عزم ديار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی يار خود باشم
غم غريبی و غربت چو بر نمیتابم
به شهر خود روم و شهريار خود باشم
ز محرمان سراپرده وصال شوم
ز بندگان خداوندگار خود باشم
چو کار عمر نه پيداست باری آن اولی
که روز واقعه پيش نگار خود باشم
ز دست بخت گران خواب و کار بیسامان
گرم بود گلهای رازدار خود باشم
هميشه پيشه من عاشقی و رندی بود
دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ
وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
اولین بار ڪہ تو را دیدم
زخمے داشتے ڪہ از دیگرے بود
من تو را
با زخمهایت دوست داشتم...
#جمال_ثریا
@e3087
🌴🌴
من مناجات درختان را
هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاک شقایق را
در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را
در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم...
#فریدون_مشیری
@e3087
🌴🌴
مرا ،
باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجه ی چشمان تو
شاعر بشوم...
#حمید_مصدق
@e3087
🌴🌴
مژده وصل تو کو کز سر جان برخيزم
طاير قدسم و از دام جهان برخيزم
به ولای تو که گر بنده خويشم خوانی
از سر خواجگی کون و مکان برخيزم
يا رب از ابر هدايت برسان بارانی
پيشتر زان که چو گردی ز ميان برخيزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشين
تا به بويت ز لحد رقص کنان برخيزم
خيز و بالا بنما ای بت شيرين حرکات
کز سر جان و جهان دست فشان برخيزم
گر چه پيرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخيزم
روز مرگم نفسی مهلت ديدار بده
تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخيزم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
