شُرشُر احساس من
前往频道在 Telegram
صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم تا به کجا کشد مرا مستی بی امان تو... #مولانا @e3087 🌴🌴 ارتباط با ادمین esfandiar87@
显示更多693
订阅者
+224 小时
+17 天
无数据30 天
帖子存档
Repost from انجمن شعر جوان اهواز
✌🏻
دوباره گرد هم میآییم
*انجمن شعر جوان اهواز*
برگزار می کند :
از سری جلسات شعرخوانی و بررسی آثار
"پنج شنبه های داغ داغ"
.
پنج شنبه ۱۴۰۵/۶/۲۶
ساعت ۱۸/۴۵
.
*لطفا به ساعت شروع جلسه توجه فرمائید .*
.
آدرس محل برگزاری جلسات :
اهواز، امانیه، خیابان فلسطین، روبروی بیمارستان رازی و انتقال خون، کوچه سالار(جنب کمیته امداد)
بن بست جوان (سمت چپ)
خانه ی سازمانهای مردم نهاد
.
بی صبرانه منتظر دیدارتان هستیم
.
*حضور برای عموم علاقمندان آزاد است*
.
واتساپ
https://chat.whatsapp.com/FBWDt1UIELpHlSY1RQSgy9
.
تلگرام
https://t.me/anjoman_sher_javan_ahvaz
.
اینستاگرام
https://www.instagram.com/anjoman_sher_javan_ahvaz?igsh=bndtaTl3MWlkN2p2
.
@nebrasmirabian
.
#انجمن_شعر_جوان_اهواز
#تکریم_بزرگان_تشویق_جوانان
#نبراس_میرابیان
#شعر
#اهواز
Repost from شُرشُر احساس من
آهنگ بسیار زیبا شمالی
تقدیم شما🌹
@e3087
🌴🌴
در زمین بیزمانی، ناکجاآبادیام
شهروند روستای هرچه بادبادیام
سوی بیسویی ، دو خلسه مانده تا ژرفای خواب
پشت خلوتهاست آری ، پرسهٔ اجدادیام
گندمی تو ، کشتزاران از تو سرشار طلاست
جز به بوی تو نگردد آسیاب بادیام
حس نزدیکی آهو بودهام با خون دشت
در میان حلقهٔ آب و علف بنهادیام
چشم های مهربانی از نظر دورم نداشت
ای بغل آیینهتن ، آغوش ها بگشادیام
چیست در رویای باد ، آواز شبهنگام عشق؟
آبشار زلف تو بر شانهٔ شمشادیام
سنگ بودم ، مردگی می رفت تا خاکم کند
با دَم گلسنگیات دنیای دیگر دادیام
از پریزادان شعر آغاز روز خلقتی
با خیالت ، دیوبند قلعهٔ آزادیام
گوش دار ، اینک زمان از من نمکگیر صداست
در صدف های تهی در شور دریا زادیام
بیستون ، مضمون شیرینی ندارد شوخ من
موشکاف حیرت آمد تیشهٔ فرهادیام
تابخوار جمعهٔ جنجالیام چون کوچهباغ
روح تعطیلیست در رفتار کودکشادیام
پیش آتشبازی چشمت ، زمستان قصهایست
از تو می گویند پیران شب آبادیام
#شیون_فومنی
@e3087
🌴🌴
ساعت از دیوار حوصلہ افتاد
کوچه باغ خاطره را
بگیر و بیا...
پیش از آنکه پاییز
اخرین پنجره ات را از من بگیرد
#پریسا_سیـروس
@e3087
🌴🌴
هزار
معنیِ دیگر
به غیر از آنچه تو دانی
درون عــــشق نهفته ست
کجاســـــــــــــت آن که تواند ،
یک از هــــــــــــــــزار شمارد...؟
#شفیعی_کدکنی
@e3087
🌴🌴
چشم هایم را
به کارناوالی در برزیل
موهایم را
به قبیله ای در آفریقا
لب هایم را
به باری در نروژ
می فرستم
تا
ببینند ، برقصند
بنوشند ، بخندند
برای آزادی
باید تکه تکه شد
#فاطمه_زراعت_پیشه
@e3087
🌴🌴
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
کاش کسی بود
که چشمهایمان را میفهمید؛
وقتی ناراحت میشدیم
به سینه اش اشاره می کرد و می گفت :
اینجا وطنِ توست...
#نزار_قبانی
@e3087
🌴🌴
سخت است که در خودت مردد باشی
دلواپسِ باید و نباید باشی
در برزخی از رفتن و ماندن یک عمر
درگیرِ تعلقاتِ بی حد باشی
#پرنیان_محتشم
@e3087
🌴🌴
فقط تو از خودت بگو ؛ بدون من چگونه ای؟
نپرس من چگونه بی تو سوت و کور و خسته ام
در ازدحام حسرتم ، به خود پناه برده ام
شبی که بی تو روبروی پنجره نشسته ام
مرا ببخش عزیز من که بی پناه مانده ام
در این قفس شبیه مرغ بال و پر شکسته ام
در این مسیر پر فراز و پیچ و پرتگاه غم
کلافه از هجوم غم ، چه بیصدا گسسته ام
در انتهای راهم و نشسته ام در این غبار
ولی قسم به تو که دل به هیچکس نبسته ام
تلوتلوخوران بدون تو به خانه آمدم
کسادم و شبیه تاجران ورشکسته ام
لمیده ام کنار درد و سرنوشت تلخ خود
و پرسه می زنم دوباره در غرور خسته ام
#مژگان_تولایی
@e3087
🌴🌴
چهقدر رویا
که بیمرز !...
دیگر لالایی شب
خوابام نمیکند !
خیالام میبرد با خود تا دور
تا سرحد ِسرگشتگی و بینشانی
دنبال ِگمشدهی خودم
رج میزنم در واحهای که وهم
- میپیچاندم در لایهای از خاموشی و فرآموشی...
شب را تا چند حوصله کنم؟!
شانه به شانه میشوم
که مگر خیالم دست بر دارد.
راستی من از کدام عشیرهی سرگردانم
اینگونه که عشق
سراغ دلم را در بیوقتی میگیرد ؟!...
شانه خالی نمیکنم
که با همین کور سوی بر آمده از هزار توی زمان
راه میبرم به رویای بیمرز
تا باور خیال آشفته آیم
که تاریک و روشنام دارد...
#گویا_فیروزکوهی
@e3087
🌴🌴
و بمب در مدرسه افتاد
میخواستیم کمک بگیریم
میخواستیم نام کودکانمان را صدا کنیم
اما الفبا آتش گرفته بود
در جهنم
چطور آدمها با هم حرف میزنند؟
در سرزمین من
آوازها به کجا کوچ میکنند؟
رقصها کجا پنهان میشوند؟
شعرها کجا میمیرند؟
و او
که از پشتِ میلهها آب میخواهد،
میخواهد
دندانش را قورت بدهد
آی زندگی!
اینها نفس کشیدن نیست
نفس کشیدن نیست
نفس کشیدن نیست
ما از مرگ
خالی و پر میشویم
جنگها روشناند
و ماشین آتشنشانی
نمیتواند جنایت را خاموش کند
نگاه کن!
دختر پنج سالهام سوخته
و اسمش
مثل پوست یک آبنبات
در مشتم مچاله شده!
غریبگی نکن
نکن غریبگی پسرم!
اینجا خاورمیانه است
و هر کجای خاک را بکنی
دوستی، عزیزی، برادری
بیرون میزند...
#گروس_عبدالملکیان
@e3087
🌴🌴
صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگير کنم
دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم
آن چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات
در يکی نامه محال است که تحرير کنم
با سر زلف تو مجموع پريشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقرير کنم
آن زمان کرزوی ديدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصوير کنم
گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد
دين و دل را همه دربازم و توفير کنم
دور شو از برم ای واعظ و بيهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم
نيست اميد صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدير چنين است چه تدبير کنم
#حافظ
@e3087
🌴🌴
دلبر مست
هر گاه مرا یاد کنی دلبر مستم
با یاد تو آنگه قفس سینه گسستم
گفتی ز برت رفته ام و باز نیایم
گفتم بربودی دل و عیّار پرستم
گفتی که هنوز مست از آن جام الستی؟
گفتم ز ازل، ساغر و پیمانه به دستم
گفتی که به هر جام، رخ یار ببینی
گفتم همه صورتگر هر جام تو هستم
گفتی که به آیینه ی دل عکس رخ توست
گفتم ره دل، جمله ز اغیار ببستم
گفتی بستایی به دلت روی پری روی
گفتم به دلم جز بت رویت نپرستم
گفتی پر پرواز پری را بگشایی
گفتم به هوایت من از این خاک برستم
گفتی چو شوی مست، بدانی پر پرواز
گفتم ز غزل، مست به افلاک نشستم
#پریسا_فکری
@e3087
🌴🌴
تمام بوسه ها و نوازش ها می دانستند
که دست های تو
ویران خواهد شد...
چرا نگاه نکردم؟
#فروغ_فرخزاد
@e3087
🌴🌴
آتش به جگر زان رخ افروخته دارم
وین گریهٔ تلخ از جگرسوخته دارم
گفتی تو چه اندوختهای ز آتش دوری
این داغ که بر جان غم اندوخته دارم
انداختهام صید مراد از نظر خویش
یعنی صفت باز نظر دوخته دارم
در دام غمت تازه فتادم نگهم دار
من عادت مرغان نو آموخته دارم
وحشی به دل این آتش سوزندهچو فانوس
از پرتو آن شمع بر افروخته دارم
#وحشی_بافقی
@e3087
🌴🌴
