پایدِیا
Open in Telegram
"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49
Show more1 319
Subscribers
+424 hours
+17 days
+7230 days
Posts Archive
1 319
Repost from پایدِیا
💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگیهای گفتوگوی مؤثر میپردازیم؛ اینکه گفتوگو چه مؤلفههایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ تبادل کلمات و بیان دیدگاهها متمایز میکند.
همچنین بررسی خواهیم کرد چرا انسانها، با وجود نیاز بنیادین به ارتباط و فهم متقابل، اغلب به گفتوگویی واقعی با یکدیگر تن نمیدهند.
در ادامه، به این پرسش خواهیم پرداخت که جامعهای که در آن گفتوگو تضعیف یا ناممکن شده باشد، چه شکلهای دیگری از مواجهه، ارتباط و حل تعارض را جایگزین آن میکند.
هماهنگی جهت حضور
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
@PaideiaPhilo
1 319
پنجرههای فهم
✍علیرضا اسماعیلی
🔅برای فهمِ جهان، به یک منظر نمیتوان بَسَنده کرد. علم، سازوکار پدیدهها را میکاود، فلسفه و دین از معنا و ارزش میپرسند، ادبیات امکان تجربهی زیستِ دیگری را فراهم میکند و تاریخ، ردّپای کامیابیها و شکستهای انسان را آشکار میسازد.
هرکدام بخشی از حقیقت را روشن میکنند و بخشی را در ابهام باقی میگذارند.
🔅بلوغ فکری از پذیرش همین ابهام آغاز میشود؛ از توانایی شنیدن بیآنکه پیشاپیش قضاوت کنیم و شککردن بیآنکه فوراً به انکار یا یقین پناه ببریم. ذهن بالغ، ذهنی نیست که همهی پاسخها را یافته، بلکه ذهنی است که هنوز برای پرسش و امکانِ خطا، گشوده است.
🔅شاید آگاهی، نه در دانستنِ همهچیز، بلکه در تحمل نادانستهها شکل میگیرد؛ در پذیرفتن اینکه جهان همیشه چیزی برای پنهانماندن دارد و هر خلأیی را نباید با پاسخهای ساختگی پُر کرد.ما بیش از آنکه به پاسخهای بیشتر نیاز داشته باشیم، به ظرفیت بیشتری برای تحمل پرسش احتیاج داریم و اجازه دهیم، هنوز چیزی را نفهمیده باشیم.
🔅تنها در این صورت است که میتوانیم به درستیِ باورهایمان شک کنیم، بپرسیم، گوش بدهیم و در بعضی جاها سکوت کنیم.
@PaideiaPhilo
1 319
"پاییز"
سالار عقیلی
----------------------------------
بعضی موسیقیها فقط شنیده نمیشن؛ آدم را با خودشون میبرن.
میبرن به گوشهای دور از گذشته، به خاطرهای که سالهاست جایی در درونمون مونده؛ جایی که هیچ تصویر، هیچ کلمه و هیچ چیز دیگهای نمیتونه ما رو به اونجا برگردونه.
انگار موسیقی برای لحظهای درِ اون اتاق قدیمی رو باز میکنه و ما دوباره، با همون احساس، همون آدمِ اون روزها میشیم.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 319
دیشب، باران قرار با پنجره داشت
روبوسیِ آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک...چکار با پنجره داشت؟
"قیصر امین پور"
@PaideiaPhilo
1 319
بی کیمیایِ مستی، تبدیل غم محالست
یا می حلال فرما یا غم حرام گردان
"نظیری نیشابوری"
@PaideiaPhilo
1 319
امروز نخستین جلسهی "فلسفهی اخلاق" رو در جمعی از دوستان قدیمیتر و تازهپیوسته آغاز کردیم.
واقعاً و واقعا از بودن در کنار این جمعِ خوب، اهل اندیشه و مطالعه لذت بردم؛ عزیزانی با اشتیاق، که به چنین گفتوگوهای عمیق و جدّی گرما میبخشن.
جمعی که با پرسشهای دقیق و نگاههای متفاوتشون، منو به چالش میکِشن و همین، گفتوگوها رو برای من لذتبخشتر و پربارتر میکنه.
سپاس💐💐
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 319
🟠بهمناسبت روز ۸ مهرماه،
روز بزرگداشت "مولانا جلال الدین محمد بلخی"
🖊علیرضا اسماعیلی
🔸چرا در قرن بیستویکم هنوز باید مولانا را بخوانیم؟
شاید به این خاطر که مولانا به ماندگارترین و عمیقترین مشکلات وجودیِ انسان پرداخته است. ما همیشه با موضوعاتی همچون: مرگ، عشق، تنهایی، ترس، اضطراب، خشم، حسد، دلبستگی و معنای زندگی روبهرو هستیم. اینها مسائلی نیستند که با تغییر زمان و تکنولوژی از بین بروند؛ یا به دوره ای خاص از تاریخ وابسته باشند . اینها مسایل وجودیِ ما هستند، بخشی از تجربهی همیشگی انسانها هستند.
از طرف دیگر، خیلی از رنجهای ما، مستقیم یا غیرمستقیم، به ذهن و حال درونی ما مربوط میشوند. مولانا در همینجا برای انسان امروز حرف برای گفتن دارد؛ او ما را به دیدن خودمان دعوت میکند، به اینکه کمی از بیرون فاصله بگیریم و به جهان درونمان نگاه کنیم. حتی تأکید او بر قدرشناسی از هستی، فارغ از اینکه به خدا باور داشته باشیم یا نه، میتواند برای انسان امروز معنایی عمیق داشته باشد؛ اینکه "بودن" را ببینیم و قدر لحظهای را که در اختیار داریم بدانیم.
به گمان من، مولانا، به ویژه در سه حوزهی "انسان شناسی" ، "معرفتیشناسی" و "اخلاق" حرفهای جدی و قابل تأملی برای ما در قرن بیستویکم دارد. اما بهتر است رابطهی ما با او ، رابطهی مرید و مراد نباشد؛ رابطهی معلم و شاگرد باشد. از او بیاموزیم اما هالهای از نور دور گردن او و دیگران نیندازیم. بخوانیم، فکر کنیم، پرسش کنیم، بعضی حرفهایش را بپذیریم و بعضی را دوباره به پرسش بکشیم.
به گمانم، بعضی انسانها متعلق به یک قرن نیستند؛ هر نسلی که با خودش، با جهان و با معنای زندگی درگیر شود، دوباره به سراغشان میرود. مولانا یکی از آنهاست.
@PaideiaPhilo
1 319
در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
در عشق جوی ما را، در ما بجوی او را
گاهی منش ستایم، گاه او مرا ستاید
تا چون صدف ز دریا بُگشاید او دهانی
دریای ما و من را چون قطره در رُباید
@PaideiaPhilo
1 319
Neuroscience, Psychology And Religion
(Illusions, Delusions, and Realities about Human Nature)
این کتاب، نوشتهٔ مالکوم جیوز و وارن اس. براون، و کتابی میانرشتهای دربارهٔ پیوند عصبشناسی، روانشناسی و دین است. نویسندگان با بررسی یافتههای علمی دربارهٔ مغز و رفتار انسان، برداشتهای نادرست دربارهٔ ماهیت انسان را نقد میکنند.
کتاب میکوشد نشان دهد علم و ایمان، بهجای تقابل، میتوانند در فهم پیچیدگیهای انسان مکمل یکدیگر باشند. این اثر در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات تمپلتون منتشر شده است
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 319
📘 معرفی کتاب:
Neuroscience, Psychology And Religion.
(Illusions,Delusions, and Realities about Human Nature)
🖊Malcolm Jeeves & Waren S. Brown
عصب شناسی، روان شناسی و دین
(توهمات، خیالات و واقعیات درباره انسان)
سال چاپ : ۲۰۰۹
انتشارات : تمپلتون
@PaideiaPhilo
👇👇👇👇👇👇👇👇
1 319
Repost from پایدِیا
🔘 درباره رمان "کوری"
اثر ژوزه ساراماگو
▪️چرا ما کور شده ایم؟
▫️نمیدانم. شاید یک روز این را بفهمیم.
▪️ میخواهی نظر مرا بدانی؟
▫️ بله، گوش میکنم.
▪️ [به عقیده من ما کور نشدیم، کور هستیم. ما چشم داریم اما نمیبینیم. کورهایی هستیم که میتوانیم ببینیم، اما نمیبینیم]
💥رمان «کوری»، بیش از آنکه داستان کور شدن فیزیکی باشد، روایت کور شدن دیدگاه و وجدان انسانهاست. کور شدن چشمهایی که حاضر نیستند واقعیت را ببینند، استعارهای است از ناتوانی انسان در مشاهده حقیقت، مواجهه با وجدان اخلاقی و درک رنج دیگران. این نوع کوری، شاید بدترین نوع آن است؛ زیرا ریشهی جنگها، سقوط اخلاق، انحطاط انسانیت و فجایع تاریخی و معاصر را در خود دارد.
کور شدن در این رمان، تنها فقدان بینایی نیست؛ بلکه فقدان درک، همدلی و مسئولیت انسانی است؛ وضعیتی که جامعه را به سوی هرجومرج، خشونت و تباهی سوق میدهد. در جهانی که مردم چشم بر حقیقت میبندند، شر و رنج نه تنها اجتنابناپذیر است، بلکه به شکل سیستماتیک تکرار میشود، و کوری در این اثر یادآوری میکند که دیدن و فهمیدن، نخستین قدم برای انسان ماندن است.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 319
🟡وقتی که فکر، مکث میکند
🔸اندیشیدن یه جورایی شبیه شنا کردن خلاف جریان آب رودخونهست. دستوپا میزنی، اما انگار جلو نمیری. حتی ممکنه کمکم ببینی داری به عقب هم برمیگردی.
فلسفه از همینجا شروع میشه؛ از جایی که قبل از اینکه به چیزها نگاه کنی، یه لحظه به خودِ نگاه کردنت نگاه میکنی. فقط غرق حرف زدن نیستی؛ به واژههات، و به چیزهایی که تا حالا بدیهی فرض کردی و به معنایی که پشت حرفهات نشسته هم توجه میکنی. اونوقت کمکم میبینی که خیلی از چیزهایی که روشن و معلوم به نظرت میرسیدن، دیگه انگار چندان هم روشن نیستن و وسط حرف زدنت، یهجایی دچار مکث و لکنت میشی.
شاید همین لکنت، آغاز فکر کردن باشه؛ جایی که دیگه نمیتونی مثل قبل راحت حرف بزنی و مجبور میشی دوباره ببینی، دوباره بپرسی و از نو به خودت و جهان نگاه کنی.
🖊علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 319
📣📣📣📣📣📣📣📣
دوره های آموزشی پاییز ۱۴۰۵
1⃣ پنجشنبههای فلسفه
ترم اول: مباحثی در فلسفه اخلاق
پنجشنبهها ساعت ۱۰ تا ۱۱:۴۵
شروع: ۹ مهرماه ۱۴۰۵
شیوه اجرا: حضوری
•••••••••••••••••••••••••
2⃣ ادبیات چگونه میاندیشد؟
"فلسفه، ادبیات و جستوجوی حقیقت در تجربه انسانی"
پنجشنبه ها ساعت ۱۴ تا ۱۵:۴۵
شروع: ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵
شیوه اجرا : آنلاین
•••••••••••••••••••••••••
3⃣ بازاندیشی در فلسفه علمِ روانشناسی (سطح پیشرفته)
"دوره اول: مباحثی نظری و فلسفی"
"ویژه دانشجویان و فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی، فلسفه و مشاوره"
سه شنبهها ساعت ۱۸ تا ۱۹:۴۵
شروع: متعاقبا هماهنگ خواهد شد
شیوه اجرا: حضوری
🔆برای هرکدام از این دورهها توضیحات و جزئیات بیشتری درباره محتوای درسگفتار، شیوه برگزاری و روند دوره وجود دارد که پس از تماس، با علاقهمندان در میان گذاشته میشود.
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
🔅ضمن اینکه دورههای ۱ و ۳، دورههایی بلندمدت هستند و در چند ترم ادامه پیدا میکنند.
مدرس: علیرضا اسماعیلی
@paideiaPhilo
1 319
(حجت اشرفزاده)
پاییز میرسد که مرا مُبتلا کند
با رنگهای تازه مرا آشنا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
خشخش...صدای پای خزان است، یکنفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
شاعر: علیرضا بدیع
@PaideiaPhilo
1 319
🔘زبان؛ جایی که زندگیِ ما اتفاق میافتد
✍ علیرضا اسماعیلی
ما معمولاً فکر میکنیم زبان یه وسیلهست؛ چیزی که داریم تا باهاش حرف بزنیم و منظورمون رو به هم برسونیم. اما ماجرا عمیقتر از اینه. ما فقط با زبان حرف نمیزنیم؛ تا حدی در زبان زندگی میکنیم.
ویتگنشتاین ما رو متوجه همین نکته میکنه که معنای واژهها رو نمیشه جدا از کاربردشون و از شکل زندگیای که توش به کار میرن فهمید.
"دوستت دارم"، "نمیتونم"، "باید"، "حق داری" یا حتی "من خوبم"، فقط چند واژه یا جمله نیستن؛ هر کدوم از اینا در دل یک رابطه و یک شیوهی زندگی معنا پیدا میکنن.
یعنی ما با زبان فقط جهان رو توصیف نمیکنیم؛ به تجربههامون معنا میدیم و از خلال این معنا، با جهان و خودمون نسبت پیدا میکنیم. گاهی یک نفر با چند کلمه تحقیرمون میکنه و یکی دیگه با همون چند کلمه امکان دوباره شروع کردن رو به ما میده. گاهی هم خودمون با واژههایی که درباره خودمون به کار میبریم، راههای زندگیمون رو تنگ میکنیم: "من همینم"، "دیگه دیر شده"، "من نمیتونم".
اینجاست که فلسفه میتونه وارد زندگی روزمره بشه؛ نه برای اینکه جوابهای بزرگ و نهایی بده، بلکه برای اینکه ببینیم با چه کلماتی داریم به زندگیمون معنا میدیم.
شاید بعضی وقتها مسئلهی ما این نباشه که جواب درستی پیدا نکردهایم؛ مسئله این باشه که اصلاً داریم زندگی و مسئلهمون رو با چه زبانی معنا میکنیم.
حالا وقتی به زبانمون دقت میکنیم، کمکم میبینیم بعضی از چیزهایی که اسمشون رو "واقعیت" گذاشتهایم، شاید تا حدی نتیجهی همان معنایی باشند که در زبان به آنها دادهایم.
شاید دقت کردن به زبان، فقط دقت کردن به واژهها نباشه؛ تمرینی باشه برای دیدن زندگیای که درون همین واژهها برای خودمون ساختهایم.
@PaideiaPhilo
1 319
💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگیهای گفتوگوی مؤثر میپردازیم؛ اینکه گفتوگو چه مؤلفههایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ تبادل کلمات و بیان دیدگاهها متمایز میکند.
همچنین بررسی خواهیم کرد چرا انسانها، با وجود نیاز بنیادین به ارتباط و فهم متقابل، اغلب به گفتوگویی واقعی با یکدیگر تن نمیدهند.
در ادامه، به این پرسش خواهیم پرداخت که جامعهای که در آن گفتوگو تضعیف یا ناممکن شده باشد، چه شکلهای دیگری از مواجهه، ارتباط و حل تعارض را جایگزین آن میکند.
هماهنگی جهت حضور
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
@PaideiaPhilo
