Mohammad-Tabibian
Open in Telegram
این کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک میگذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.
Show more5 875
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-1630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
October '26Oct '26
October '26
+12
in 0 channels
September '26
+30
in 2 channels
Get PRO
August '26
+55
in 3 channels
Get PRO
July '26
+99
in 7 channels
Get PRO
June '26
+143
in 3 channels
Get PRO
May '26
+26
in 4 channels
Get PRO
April '26
+31
in 4 channels
Get PRO
March '26
+14
in 1 channels
Get PRO
February '26
+189
in 5 channels
Get PRO
January '26
+35
in 6 channels
Get PRO
December '25
+115
in 10 channels
Get PRO
November '25
+64
in 9 channels
Get PRO
October '25
+41
in 4 channels
Get PRO
September '25
+43
in 10 channels
Get PRO
August '25
+61
in 6 channels
Get PRO
July '25
+238
in 14 channels
Get PRO
June '25
+24
in 2 channels
Get PRO
May '25
+252
in 16 channels
Get PRO
April '25
+51
in 6 channels
Get PRO
March '25
+24
in 8 channels
Get PRO
February '25
+16
in 7 channels
Get PRO
January '25
+57
in 5 channels
Get PRO
December '24
+57
in 7 channels
Get PRO
November '24
+118
in 16 channels
Get PRO
October '24
+26
in 4 channels
Get PRO
September '24
+33
in 4 channels
Get PRO
August '24
+41
in 7 channels
Get PRO
July '24
+185
in 12 channels
Get PRO
June '24
+64
in 10 channels
Get PRO
May '24
+54
in 9 channels
Get PRO
April '24
+58
in 7 channels
Get PRO
March '24
+54
in 6 channels
Get PRO
February '24
+110
in 10 channels
Get PRO
January '24
+189
in 4 channels
Get PRO
December '23
+38
in 9 channels
Get PRO
November '23
+39
in 5 channels
Get PRO
October '23
+63
in 7 channels
Get PRO
September '23
+112
in 0 channels
Get PRO
August '23
+25
in 0 channels
Get PRO
July '23
+20
in 0 channels
Get PRO
June '23
+112
in 0 channels
Get PRO
May '23
+69
in 0 channels
Get PRO
April '23
+99
in 0 channels
Get PRO
March '23
+43
in 0 channels
Get PRO
February '23
+71
in 0 channels
Get PRO
January '23
+68
in 0 channels
Get PRO
December '22
+101
in 0 channels
Get PRO
November '22
+220
in 0 channels
Get PRO
October '22
+41
in 0 channels
Get PRO
September '22
+19
in 0 channels
Get PRO
August '22
+41
in 0 channels
Get PRO
July '22
+37
in 0 channels
Get PRO
June '22
+52
in 0 channels
Get PRO
May '22
+114
in 0 channels
Get PRO
April '22
+53
in 0 channels
Get PRO
March '22
+102
in 0 channels
Get PRO
February '22
+36
in 0 channels
Get PRO
January '22
+38
in 0 channels
Get PRO
December '21
+43
in 0 channels
Get PRO
November '21
+106
in 0 channels
Get PRO
October '21
+166
in 0 channels
Get PRO
September '21
+45
in 0 channels
Get PRO
August '21
+127
in 0 channels
Get PRO
July '21
+100
in 0 channels
Get PRO
June '21
+278
in 0 channels
Get PRO
May '21
+80
in 0 channels
Get PRO
April '21
+67
in 0 channels
Get PRO
March '21
+60
in 0 channels
Get PRO
February '21
+18
in 0 channels
Get PRO
January '21
+55
in 0 channels
Get PRO
December '20
+4 988
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 13 October | +1 | |||
| 12 October | 0 | |||
| 11 October | 0 | |||
| 10 October | +2 | |||
| 09 October | +3 | |||
| 08 October | +1 | |||
| 07 October | +1 | |||
| 06 October | 0 | |||
| 05 October | +1 | |||
| 04 October | +2 | |||
| 03 October | +1 | |||
| 02 October | 0 | |||
| 01 October | 0 |
Channel Posts
مراسم بزرگداشت حافظ در مجلس مشترک اقتصاد دانان و اهل هنر. به همت روزنامه دنیای اقتصاد.
| 2 | No text... | 475 |
| 3 | من و دوستم، کارگر و آقاتقی
در این فکر بودم که حقوق بازنشستگی یک استادتمام دانشگاه معادل خرید دو عدد ساندویچ در روز است. اگر خانواده دو نفر باشند میشود نفری یک ساندویچ در روز. البته در این دوره و زمانه ساندویچ می شود غذای لوکس و باید اجتناب کرد.
القصه چند روز پیش با دوستی، که او هم استاد باز نشسته است، برای مراسم ختم یک آشنا به میدان فاطمی رفتیم و چون زود حرکت کردیم زود هم رسیدیم. گفتیم کمی در خیابان اطراف قدم بزنیم، در راه خسته شدیم در مقابل یک مغازه کبابی و اغذیه فروشی، نیمکتی در کنار پیاده رو بود نشستیم. جوانی آمد که ساکی در بغل آویزان کرده بود و اوراق تبلیغ زرگری را توزیع میکرد که زرگر طلای آب شده میفروخت، آن جوان به ما هم از اوراق داد. گفتیم البته مشتری نیستیم اما از او قبول می کنیم. دوستم از او پرسید چرا رگهای دستش ورم کرده گفت دیابت دارد، ورزشکار هم هست. لاغر و اما زرنگ به نظر می رسید. گفت که از شهرستان آمده تبلیغ پخش میکند چند مغازه زرگری را هم نظافت می کند روزی سه تومان کاسب و راضی است. یک برادرش انگلستان است و اورا دعوت کرده اما از هوای انگلستان خوشش نمی آید، نمی رود. برادر دیگرش در آمریکا با نظافت چی ترامپ رفیق است و کارش مهاجرتش را دارد درست می کند. اگر پایش رسید امریکا یک کمپانی نظافت کاری خواهد زد. از این رویاها کمی گفت چون دوجفت گوش شنوا یافته بود. بعد مثل این که متوجه ما شد پرسید راستی شما چهکاره هستید. گفتم دو آموزگار باز نشسته، کتو شلوارهای نو خودمان را که ده سال پیش خریده ایم (این را درست می گفیم) پوشیده ایم و کنار خیابان نشسته ایم ببینیم کسی کمک می کند (این را شوخی کردم اما طرف طنز مطلب را نگرفت) جوان گفت این کبابی جوجه کباب دارد ‘نَمبر وان’ . من امتحان کرده ام نَمبر وان!
تابجنبیم صدا زد آقاتقی دو پرس جو جه کباب نمبر وان برای این دو آموزگار بگذار به حساب من.
گفتیم شوخی می کردیم اما دست بردار نبود آقا تقی هم به بحث پیوست و اصرار که مهمان خودم بفرمایید داخل. خلاصه با زحمت گریبان را ز دستمردجوان و آقاتقی بیرون کشیده به طرف میدان فرار کردیم.
دوستم گفت در جامعه ما انسانیت هنوز گم نشده در پایین جامعه بشدت زنده است و این دلگرمی برای ما بهترین دستآورد آن روز بود. | 831 |
| 4 | هشتم، شاید شایسته باشد گفتمان پیشرفت و ترقی برای کشور و بهبود مسمتر زندگی هموطنان را به صورت یک آرمان ملی زنده نگهداریم و اجازه ندهیم در مسیر هندی شدن به کناری جارو شود.
.در راه هند
یکم، این که یک ملتی فقیر شود رخداد دردناکی است اما عجیب و غریب نیست. چه این که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشور ها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین.
دوم، می توان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاه گاهی با یک رخداد چشم باز می کنیم و متوجه می شویم به آنجا نزدیک تر شده ایم.
سوم، اخیراً اتوبوسی به دره واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی تلف شدند و بسیار خانواده هایی عزا دار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیک ها و قطعات یک عامل مهم بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل، قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کار گاه ها و کار خانه ها هم با مشکل فرسایش ماشین آلات و ابزار روبرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد.
چهارم این فقیر شدن خاموش در بسیاری از خانه های ما هم در جریان است. مصداقی بگویم. سه سال پیش سماوری خریدم دویست و بیست هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم می گوید سیصد و پنجاه هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید دو و نیم میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کف شور پدالی سه سال پیش حدود دویست هزار تومان بود شکست، امروز صبح فروشنده گفت، یک میلیون و دویست هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از بیست سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از شصت میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد. نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… من یک استاد دانشگاه باز نشسته شده هستم. اگر عمری باقی بود، به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید در آمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر صد دلار در ماه رسید چشم باز می کنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم.
پنجم، اگر بگویم در مسیر به سمت هندی شدن هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهر ها قیافه انسان ها هم دارد هندی می شود، چهره ها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب می شود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه.
ششم، سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیت هایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیده ایم گفته ای هدف برنامه این است که طی بیست سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زود تر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکرده ام تصور هم نمی کنم تا پنجاه سال دیگر هم به ژاپن برسیم. اکنون چهل سال از آن تاریخ گذشته مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیده ایم به سمت هند. آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی می کنند، به ژاپنشان رسیده اند. هند هم دارد پیشرفت می کند، نگرانی من این است که به طرف پیشرفت از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم.
هفتم، دقت کردید در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری کسی از بلند نظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد؟ همه در حد قول تامین مقداری پول کمک معاش و یا قول های محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند.
هشتم، شاید شایسته باشد گفتمان پیشرفت و ترقی برای کشور و بهبود مسمتر زندگی هموطنان را به صورت یک آرمان ملی زنده نگهداریم و اجازه ندهیم در مسیر هندی شدن به کناری جارو شود.
. | 719 |
| 5 | در راه گذر از هند
مطلب زیر را حدود پنج سال پیش در همین کانال قرار دادم. به خیال این که به رگ برخی بربخورد و تجدید نظری بشود. اکنون اوضاع به مراتب و بیش از پیش اسباب نگرانی است. نمی دانم کسی هم بفکر هست یانه. اگر قبلا مطلب زیزرا را خوانده اید لطفاً مطلب بعدی را بخوانید.
در راه گذر از هند (مربوط به پنج سال قبل)
مطلب زیر را حدود پنج سال پیش در همین کانال قرار دادم. به خیال این که به رگ برخی بربخورد و تجدید نظری بشود اکنون اوضاع به مراتب و بیش از پیش اسباب نگرانی است. نمی دانم کسی هم بفکر هست یانه. اگر قبلا این مطلب را خوانده اید لطفاً مطلب بعدی را بخوانید.
در این فکر بودم که حقوق بازنشستگی یک استاد تمام دانشگاه معادل خرید دو عدد ساندویچ در روز است. اگر خانواده دو نفر باشند می شود نفری یک ساندویچ البته در این دوره و زمانه ساندویچ می شود غذای لوکس و باید اجتناب کرد.
القصه چند روز پیش با دوستی برای مراسم ختم یک آشنا به میدان فاطمی رفتیم و چون زود حرکت کردیم زود هم رسیدیم. گفتیم کمی قدم بزنیم و در راه خسته شدیم در مقابل یک مغازه کبابی و اغذیه نیمکتی در کنار پیاده رو بود نشستیم.جوانی آمد که ساکی در بغل آویزان کرده بود و اوراق تبلیغ زرگری را توزیع می کرد که طلای آب ش
در راه هند
یکم، این که یک ملتی فقیر شود رخداد دردناکی است اما عجیب و غریب نیست. چه این که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشور ها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین.
دوم، می توان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاه گاهی با یک رخداد چشم باز می کنیم و متوجه می شویم به آنجا نزدیک تر شده ایم.
سوم، اخیراً اتوبوسی به دره واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی تلف شدند و بسیار خانواده هایی عزا دار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیک ها و قطعات یک عامل مهم بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل، قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کار گاه ها و کار خانه ها هم با مشکل فرسایش ماشین آلات و ابزار روبرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد.
چهارم این فقیر شدن خاموش در بسیاری از خانه های ما هم در جریان است. مصداقی بگویم. سه سال پیش سماوری خریدم دویست و بیست هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم می گوید سیصد و پنجاه هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید دو و نیم میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کف شور پدالی سه سال پیش حدود دویست هزار تومان بود شکست، امروز صبح فروشنده گفت، یک میلیون و دویست هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از بیست سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از شصت میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد. نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… من یک استاد دانشگاه باز نشسته شده هستم. اگر عمری باقی بود، به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید در آمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر صد دلار در ماه رسید چشم باز می کنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم.
پنجم، اگر بگویم در مسیر به سمت هندی شدن هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهر ها قیافه انسان ها هم دارد هندی می شود، چهره ها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب می شود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه.
ششم، سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیت هایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیده ایم گفته ای هدف برنامه این است که طی بیست سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زود تر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکرده ام تصور هم نمی کنم تا پنجاه سال دیگر هم به ژاپن برسیم. اکنون چهل سال از آن تاریخ گذشته مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیده ایم به سمت هند. آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی می کنند، به ژاپنشان رسیده اند. هند هم دارد پیشرفت می کند، نگرانی من این است که به طرف پیشرفت از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم.
هفتم، دقت کردید در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری کسی از بلند نظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد؟ همه در حد قول تامین مقداری پول کمک معاش و یا قول های محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند. | 707 |
| 6 | در راه گذر از هند
مطلب زیر را حدود پنج سال پیش در همین کانال قرار دادم. به خیال این که به رگ برخی بربخورد و تجدید نظری بشود اکنون اوضاع به مراتب و بیش از پیش اسباب نگرانی است. نمی دانم کسی هم بفکر هست یانه. اگر قبلا این مطلب را خوانده اید لطفاً مطلب بعدی را بخوانید.
در این فکر بودم که حقوق بازنشستگی یک استاد تمام دانشگاه معادل خرید دو عدد ساندویچ در روز است. اگر خانواده دو نفر باشند می شود نفری یک ساندویچ البته در این دوره و زمانه ساندویچ می شود غذای لوکس و باید اجتناب کرد.
القصه چند روز پیش با دوستی برای مراسم ختم یک آشنا به میدان فاطمی رفتیم و چون زود حرکت کردیم زود هم رسیدیم. گفتیم کمی قدم بزنیم و در راه خسته شدیم در مقابل یک مغازه کبابی و اغذیه نیمکتی در کنار پیاده رو بود نشستیم.جوانی آمد که ساکی در بغل آویزان کرده بود و اوراق تبلیغ زرگری را توزیع می کرد که طلای آب ش
در راه هند
یکم، این که یک ملتی فقیر شود رخداد دردناکی است اما عجیب و غریب نیست. چه این که هند در قرن هفدهم یکی از ثروتمند ترین کشور ها بود و از قرن نوزدهم به بعد یکی از فقیرترین.
دوم، می توان این راه را طی کرد بدون سر و صدا، فقط گاه گاهی با یک رخداد چشم باز می کنیم و متوجه می شویم به آنجا نزدیک تر شده ایم.
سوم، اخیراً اتوبوسی به دره واژگون شد و تعدادی انسان از جمله خبرنگاران جوانی تلف شدند و بسیار خانواده هایی عزا دار شدند. گفته شده فرسودگی لاستیک ها و قطعات یک عامل مهم بوده است. هزاران اتوبوس و اتومبیل، قطار و هواپیما دچار این مشکل هستند یعنی موجودی امکانات حمل و نقل کشور و سایر امکانات در حال فرسایش تدریجی است چون امکان جایگزینی وجود ندارد. بسیاری کار گاه ها و کار خانه ها هم با مشکل فرسایش ماشین آلات و ابزار روبرو هستند و با مشکل عدم امکان جایگزینی و تنزل ظرفیت تولید و کارکرد.
چهارم این فقیر شدن خاموش در بسیاری از خانه های ما هم در جریان است. مصداقی بگویم. سه سال پیش سماوری خریدم دویست و بیست هزار تومان. امسال شیر آن خراب شد برای خرید شیر سماور مراجعه کردم می گوید سیصد و پنجاه هزار تومان. خود سماور اگر پیدا کردید دو و نیم میلیون تومان. شیر سماور را نخریدم. یک سطل کف شور پدالی سه سال پیش حدود دویست هزار تومان بود شکست، امروز صبح فروشنده گفت، یک میلیون و دویست هزار تومان. آن را نخریدم. اگر یخچال منزل که بیش از بیست سال عمر دارد و هر آینه ممکن است خراب شود، خراب شد بیش از شصت میلیون تومان باید برای یک یخچال مناسب پرداخت کرد. نخواهم خرید. جارو برقی، لباسشوئی… من یک استاد دانشگاه باز نشسته شده هستم. اگر عمری باقی بود، به زودی خانه خود را خالی از بسیاری وسائل ضروری خواهم یافت. قدرت خرید در آمد ماهانه بسیاری از ما طی سه چهار سال به یک سوم رسیده. وقتی به زیر صد دلار در ماه رسید چشم باز می کنیم زیر خط فقر خواهیم بود، بدون این که تلاشی کرده باشیم یا جرمی مرتکب شده باشیم.
پنجم، اگر بگویم در مسیر به سمت هندی شدن هستیم تعجب نکنید. در برخی مناطق شهر ها قیافه انسان ها هم دارد هندی می شود، چهره ها در اثر ضعف تغذیه مستمر که گرانی مواد غذایی به تدریج سبب می شود. و ظاهر به دلیل بالا پوش مستعمل و کهنه.
ششم، سال ۱۳۶۰ در سازمان برنامه فعالیت هایی برای تدوین برنامه توسعه اقتصادی کشور در جریان بود. روزی چند دانشجوی انقلابی از یک دانشگاه به دفتر من آمدند. گفتند شنیده ایم گفته ای هدف برنامه این است که طی بیست سال به ژاپن برسیم! تاکید کردند که این هدف کم است و باید انقلابی جهش کنیم و زود تر از ژاپن جلو بزنیم. گفتم من چنین مطلبی را بیان نکرده ام تصور هم نمی کنم تا پنجاه سال دیگر هم به ژاپن برسیم. اکنون چهل سال از آن تاریخ گذشته مثل این که سر پیچ قبلی اشتباه پیچیده ایم به سمت هند. آن دانشجویان را هم خبر دارم در کانادا زندگی می کنند، به ژاپنشان رسیده اند. هند هم دارد پیشرفت می کند، نگرانی من این است که به طرف پیشرفت از کنار ما بگذرد و ما خود را عقبتر بیابیم.
هفتم، دقت کردید در مناظره های انتخابات ریاست جمهوری کسی از بلند نظری، اهداف بلند برای پیشرفت و ترقی کشور سخنی به میان نیاورد؟ همه در حد قول تامین مقداری پول کمک معاش و یا قول های محاسبه نشده برای تامین مسکن و مانند آن یا نظارت بر بازار و کنترل توزیع و قیمت صحبت کردند.
هشتم، شاید شایسته باشد گفتمان پیشرفت و ترقی برای کشور و بهبود مسمتر زندگی هموطنان را به صورت یک آرمان ملی زنده نگهداریم و اجازه ندهیم در مسیر هندی شدن به کناری جارو شود.
. | 1 |
| 7 | آنچه نیلی گفت
✍ اقتصادنامه
۱. «آن چیزی که در کشور ما وجود دارد، به هیچوجه قابل مقایسه با اصلاحات ساختاری کشورهای دیگر نیست؛ چون تصمیمگیرنده ما، فارغ از اینکه چه کسی رئیسجمهور باشد، همچنان نگاه اقتصاد دستوری دولتی دارد.»
۲. «برنامه ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ هیچگونه ربطی به بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول ندارد. ما اصلاً وامی از بانک جهانی نگرفتیم.»
۳. «بحران بدهیهای خارجی سال ۱۳۷۳ ناشی از این بود که ما {از بانک جهانی} وام نگرفتیم. چیزی به نام یوزانس درست شد؛ یعنی قرض بگیریم، اما اسمش را نیاوریم. یوزانس یک وام بسیار گران بود.»
۴. «این مکتبگرایی سوسیالیسم، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و... را کنار بگذارید. اقتصاد میخواهید یاد بگیرید، بروید اقتصاد بخوانید. در آن همهچیز هست. خود علم اقتصاد را یاد بگیرید.»
۵. «رشته من اقتصاد کلان است. اینکه نقدینگی تورم درست میکند، هیچ چیز مکتبی نیست؛ اصلاً موضوع مکتب نیست. اینها {رابطه نقدینگی و تورم} هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد.»
۶. «آقای احمدینژاد در ۱۳۸۹ قیمت بنزین را افزایش میدهد، آن را هم میاندازند گردن نئولیبرالها. اینها هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد. والله به هیچکدام از اینها ربطی ندارد.»
۷. «{سیاستگذار ما میگوید} هم نقدینگی را لازم دارم و هم تورم پایین را؛ هم نرخ ارز پایین را میخواهم و هم صادرات زیاد را؛ هم قیمت انرژی پایین باشد و هم کمبود بنزین نداشته باشیم. اقتصاد یک اسب چموش است که اگر اشتباه کنید، شما را خیلی محکم زمین میزند.»
۸. «در برنامه سوم توسعه تورم پایین آمد، نرخ ارز تکنرخی شد، توزیع درآمد بهتر شد و تسهیلات دستوری کمتر شد. برنامه سوم توسعه جزو افتخاراتم است، به هر اندازهای که در آن نقش داشتهام.»
۹. «حرفهایی که {درباره مکاتب اقتصادی} در انگلستان زده میشود، از روی سیری است. ما الان مشکل گرسنگی داریم، مشکل دارو داریم. ما مسئولیت تاریخی داریم و باید با مسئولیتپذیری صحبت کنیم.»
۱۰. «گیرم افرادی مثل ما را هم کنار گذاشتید؛ از این کشور چه میماند؟ چرا باید سرمایه خودمان را خودمان به باد بدهیم؟ این دورانها میگذرد؛ کشور ما باید بماند. همدیگر را تخریب نکنیم.»
۱۱. «من اقتصاد خواندم برای اینکه به کشور خودم کمک بکنم. من را از در بیرون کردند، از پنجره داخل آمدم. رها نکردم؛ چون این کشور برای ماست و باید کاری کنیم که درست بشود، ولی مسالمتآمیز، با استدلال و منطق.»
۱۲. «من و آقای دکتر طبیبیان در مدرسههای زیرِ معمولی درس خواندهایم. من فکر میکنم دولت در قبال کودکی که در خانواده فقیر متولد شده مسئولیت دارد؛ آن کودک باید آموزش درست دریافت کند. اگر منظور از چپ جدید این است که دولت در قبال آموزش و بهداشت مسئولیت دارد، من چپ جدید هستم.»
۱۳. «فرض کنید افرادی مثل من سبب شدهاند کشور به اینجا برسد. حالا باید فردا چه کنیم؟ تورم باید پایین باشد، دولت باید متوازن شود، درآمد جامعه باید افزایش یابد و تولید و خدمات باید بتوانند کار کنند. هرچه اقتصاد رشد کند، میتوانید رفاه ایجاد کنید؛ چه در بهداشت و چه در آموزشوپرورش.»
۱۴. «با فکت در این کتاب گفتهام بیشترین فقرای ما شاغلین ما هستند. بنگاه اقتصادی نمیتواند به اندازه نیاز کارگرش به او حقوق بدهد. چرا؟ چون راه نفس آن بنگاه را بستهاند.»
۱۵. «من منتقد اقتصادی در دنیا نمیشناسم؛ کسی که بگوید کار من فقط انتقاد است. ما مثل پزشک هستیم. کار پزشک این است که بیمار را مداوا کند.»
۱۶. «ما از دعوا کردن با همدیگر به جایی نمیرسیم، همانطوری که از دعوا کردن با دنیا به جایی نرسیدیم. اگر میخواهیم صلح باشد، باید بتوانیم مسالمتآمیز با هم صحبت کنیم.»
۱۷. «{اینکه گفته شود} برخی از این سیاستها باعث شده جوان ما پرچم آمریکا را در دست بگیرد، خیلی خطرناک است. نرویم در این کانال که عدهای با اجرای سیاستهای اقتصادی باعث چنین اتفاقاتی شدهاند. ما مستعد جنگهای داخلی هستیم.»
۱۸. «مشی کلی من تغییر نکرده است. من همیشه حرف خودم را در دولتها زدهام و هزینهاش را دادهام.»
۱۹. «من مدتی است فکر میکنم که آدم باید با جامعه کار کند تا با سیاستمدار. شاید ۳۰ سال پیش میشد خیلی کارها کرد؛ الان دیگر نمیشود.»
۲۰. «این کتاب {ناتوانی دولتها در یادگیری} را همهاش را بخوانید. خیلی از حرفهایی که من تا به حال نزده بودم، در این کتاب زدم. یا به این نتیجه میرسید که من دروغ گفتهام و نئولیبرال بودهام، یا اینکه میگویید حرف منطقی زده است.»
پینوشت: این موارد از سخنان مسعود نیلی در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولتها در یادگیری»، استخراج شده است.
https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104353
https://chat.whatsapp.com/Ec8K10gc3tB7qsBJAOrLtQ
اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد ایران | 815 |
| 8 | محمد طبیبیان: لیبرالیسم را میشناسم، نئولیبرالیسم را خیر
۱. «مهمترین حرکت تاریخ و حرکت تاریخساز بشری، لیبرالیسم است. من به نئولیبرالیسم کاری ندارم. لیبرالیسم یعنی چه؟ لیبرالیسم از جایی آغاز میشود که عقل و خرد، حقوق انسانی و حقوق طبیعی را مبنا قرار میدهد؛ برای انسان و آزادی او ارزش قائل میشود و به همین دلیل، برای آزادی مبادله و پیگیری یک زندگی خوب نیز ارزش قائل است.»
۲. «آنهایی که با نفس آزادی انسانها مخالف هستند، به شکلهای مختلف برای بردگی انسانها کار میکنند؛ از جمله اینکه معاش آنها را در اختیار بگیرند. {با لیبرالیسم مخالف هستند}. بدترین نوع بردگی، از طریق کنترل معاش مردم اتفاق میافتد. لیبرالیسم میگوید اجازه بدهید معاش مردم آزاد و در اختیار خودشان باشد. هیچ گروه مسلحی به نفع لیبرالیسم فعالیت نکرده است؛ اما لیبرالیسم پیروز شده است. چرا؟ چون به ذات انسان و آزادی فرد بازمیگردد.»
۳. {به ما میگویند نئولیبرال، اما} «من خودم نمیدانم نئولیبرالیسم چیست. «هر کسی از ظن خود شد یار من»؛ هر کسی آمده، چیزی گفته و نام آن را نئولیبرالیسم گذاشته است. اما چیزی که در ایران با این عنوان مطرح میشود، اصلاً به این شکل در آمریکا وجود ندارد؛ اساساً چنین بحثهایی آنجا مطرح نیست. من چون سر کلاسهای استیگلیتز رفتم، میدانم چه میگوید. فکر میکنید استیگلیتز مخالف کاپیتالیسم است؛ میگوید من بحثم مخالفت با کاپیتالیسم نیست.»
۴. «اقتصاد یک علم است. ما در اقتصاد میدانیم که خدمات درمانی را نه بخش خصوصی بهتنهایی، نه بخش دولتی بهتنهایی و نه خیریه بهتنهایی میتواند تأمین کند. اگر کسی گفت همه خدمات درمانی را به بخش خصوصی بسپاریم، بدانید که اقتصاد را نفهمیده است. ترکیبی فراتر از اینها لازم است و به یک نهاد بیمهای نیاز داریم. اینها اقتصاد است؛ بحث لیبرالیسم و غیرلیبرالیسم نیست.»
۵. «در آموزش نیز مسئله همین است. باید همه امکانات کشور را فراهم و تجمیع کنیم تا تضمین شود همه بچههای ما از بهترین آموزش برخوردار میشوند. این لیبرالیسم است؛ من غیر از این نمیبینم. میگویید غیرلیبرالیسم است؟ نه. سوسیالیسم است؟ نه. این همان اقتصاد است. اقتصاد این نیست که بگوییم بچههای فقیر را کنار بگذاریم تا بچههای ثروتمند از آموزش خوب برخوردار شوند.»
۶. «اقتصاد همه اینها را در خود هضم کرده است؛ مارکس را هم هضم کرده است. اگر از کارل مارکس حرفی ماندگار بوده، امروز در علم اقتصاد حضور دارد. هر آنچه معقول، منطقی و کاربردی بوده، در خود جذب کرده است. اقتصاد یک علم یگانه است؛ باید آن را یاد گرفت. نمیشود همینطور شروع به انشا نوشتن کرد.»
۷. «سنگاپور حتی آب آشامیدنی نداشت؛ الان یک اقتصاد پویاست. آنجا مارکت {بازار} حتی در خیابان کار میکند. هر چهارراه قیمت دارد، هر خیابان قیمت دارد، هر پل قیمت دارد. چرا؟ برای اینکه ترافیک شهرشان کنترل شود. اقتصاد میگوید فضای عمومی هم کالایی است که باید تخصیص پیدا کند؛ فضای عمومی مجانی نیست. پول آن هم صرف اتوبوس و تراموا میشود. اینها اقتصاد است.»
۸. «اصلاً چیزی به نام سیاست تعدیل وجود نداشته است. یک کارشناس دفتر اقتصاد کلان اواخر دهه ۱۳۶۰ گزارشی تهیه کرده بود که اسم آن را «سیاست تعدیل» گذاشته بود و روی آن مهر محرمانه خورده بود. این رسم شد، ولی چنین چیزی نبود. پیشنهاد میکنم اول نظر سازمان برنامه، بعد لایحه دولت و بعد قانون مجلس را نگاه کنید؛ اینها خیلی با همدیگر فرق میکند. بنابراین اصلاً این «سیاست تعدیل» را کنار بگذارید.»
۹. {خطاب به بهمن احمدیامویی} «این کتاب، کتاب مصاحبه با آقای نیلی است. باید به مصاحبه با آقای دکتر نیلی وفادار میماندید و نباید آن را تبدیل به مانیفست علیه اقتصاد آزاد میکردید. از پس لیبرالیسم هم برنمیآیید؛ نه شما و نه دیگران. کسی از پس آن برنیامد، چون یک نیروی تاریخ است.»
۱۰. «هیچ دولتی در ایران بر مبنای اصول خِرَد کار نکرده است. چون اصلاً ما ایرانیها از زمان غزالی به بعد، یعنی ۹۰۰ سال پیش، خِرَد را کنار گذاشتیم. علت اینکه آشفتهفکری هست همین است. اصول خردورزی در ایران پا نگرفته است. علت این آشفتهفکری، آشفتهذهنی و بحثهای آشفته این است که ابتدا آن چارچوب ذهنی را نساختهایم تا بتوانیم موضوعات مختلف را در آن منظم کنیم. به همین دلیل دولتهایمان آشفتهاند، خودمان آشفتهایم و روزنامهنگار ما هم آشفته فکر میکند.»
▫️ پینوشت: این موارد دهگانه از سخنان دکتر محمد طبیبیان، اقتصاددان، در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولتها در یادگیری»، تازهترین کتاب مسعود نیلی، که سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ در نشر نی برگزار شد، استخراج، تلخیص و برای انتشار ویرایش شده است.
https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104358
https://t.me/eqtesadnameh
اقتصادنامه؛ دیدبان اقتصاد ایران | 1 404 |
| 9 | تهران، نشرنی؛ معدن در اینجا چه میکند؟
مسعود نیلی از برق رایگان تا بدهی بانک مرکزی و تورم سخن میگوید
✍ بیرونیت
اینجا خیابان رهی معیری است؛ نشر نی، جایی که قرار است تازهترین کتاب مسعود نیلی رونمایی شود. از جمعیت میلیونی تهران، حدود ۷۰ نفر خودشان را به سالن کوچک نشر نی رساندهاند؛ ترکیبی از دانشجویان سالاولی، استادان اقتصاد و برخی روزنامهنگاران؛ جمعی که نیلی آن را جمعی روشنفکری خطاب میکند.
اما «بیرونیت» در این جمع چه میکند و قرار است از دل این نشست روشنفکری چه آوردهای برای فعالان معدنی، فلزی و بنگاههای اقتصادی داشته باشد؟
اتفاقاً شاید اینجا همان جایی باشد که مدیران عامل و مدیران ارشد بنگاهها خوب است بیشتر حضور داشته باشند؛ هم عیار متفکران اقتصادی داخلی دستشان بیاید و هم ذهنشان به تولید پرسش بپردازد؛ پرسشهایی که پاسخ آنها را باید از اقتصاددانان مطالبه کنند.
نیلی در سخنرانی خود به تجربهای مهم اشاره میکند و خود را اقتصاددان خوششانسی میداند که این امکان را پیدا کرده یافتههای علم اقتصاد را نه فقط در کتابها، بلکه در میدان سیاستگذاری و از نزدیک ببیند.
«من از یک شانسی برخوردار بودم که این امکان را پیدا کردم که یافتههای علم اقتصاد را در عرصه سیاستگذاری بتوانم با چشم ببینم که چطوری است. نمیدانید که این چقدر شانس بزرگی است. خیلی خیلی شانس بزرگی است.»
بعد برای توضیح حرفش سراغ یک تجربه واقعی میرود؛ تجربهای که نشان میدهد چگونه تثبیت دستوری یک قیمت، هزینه را از بین نمیبرد، بلکه آن را از یک بنگاه به بنگاهی دیگر منتقل میکند تا سرانجام به نظام بانکی و بانک مرکزی برسد.
ماجرا از وزارت نیرو آغاز میشود. رئیسجمهور از همان ابتدا با وزیر شرط کرده است که قیمت برق نباید تغییر کند و به او میگوید بهجای افزایش قیمت، بهرهوری را بالا ببرد.
نیلی با کنایه میگوید: «انگار بهرهوری یک چیزی مثل شربت است که هم بزنیم و بریزیم و بخوریم و بگوییم بهرهوری بالا میرود.»
وزیر نیرو خودش هم در ابتدا مخالف افزایش قیمت برق است، اما وقتی وارد وزارتخانه میشود و حسابوکتابها را از نزدیک میبیند، متوجه میشود با درآمد موجود نه میتواند نیروگاهها را اداره کند و نه قادر است سرمایهگذاری جدید انجام دهد. به گفته نیلی، وزارت نیرو باید سالانه حدود ۴ هزار مگاوات سرمایهگذاری جدید انجام دهد.
وزیر سراغ رئیسجمهور میرود و میگوید: «به سازمان برنامه بگویید که به من پول بدهد. نهتنها من نمیتوانم نیروگاه را اداره کنم، بلکه سالی ۴۰۰۰ مگاوات هم باید سرمایهگذاری جدید کنم. این را از کجا بیاورم؟»
اما افزایش قیمت همچنان خط قرمز است. رئیسجمهور راه دیگری پیدا میکند: شرکت گاز، گاز مورد نیاز نیروگاهها را مجانی در اختیار وزارت نیرو بگذارد.
مشکل وزارت نیرو ظاهراً حل میشود. اما حالا شرکت گاز میپرسد خودش با چه درآمدی اداره شود؟ برای این مشکل هم راهحلی پیدا میشود: شرکت نفت گاز را مجانی به شرکت گاز بدهد تا شرکت گاز هم آن را مجانی در اختیار نیروگاهها قرار دهد. در هر مرحله، مشکل ظاهراً حل میشود، اما هزینه از بین نمیرود؛ زیان فقط یک پله عقبتر میرود.
حالا نوبت شرکت ملی نفت است. شرکت نفت میپرسد تکلیف من چیست؟ این بار دیگر، به روایت نیلی، راهحلی وجود ندارد. نتیجه را خودش اینگونه توضیح میدهد: «نتیجه این است که بدهکارترین بنگاه اقتصادی ایران، بزرگترین و مهمترین بنگاه اقتصادی، یعنی شرکت ملی نفت است.»
شرکت ملی نفت برای سرمایهگذاری در پارس جنوبی از بانک ملت وام گرفته، اما منابعی برای بازپرداخت بدهی ندارد. نیلی میگوید حتی مدیرعامل بانک ملت را مدتی گرفتند که چرا برای این موضوع وام داده است، در حالی که پول بازنگشته بود.
وقتی هم سراغ وزیر نفت میروند و از بدهیها میگویند، پاسخ، به روایت نیلی، روشن است: «این کف دست ما است، اگر پول پیدا کردید بیایید بگیرید.» و بعد جملهای میگوید که شاید خلاصه تمام این روایت باشد: «اصلاً یک کسبوکاری است که زیان را به زیان منتقل میکند.» زیان در اقتصاد گم نشده است؛ فقط از نیروگاه به شرکت گاز و از شرکت گاز به شرکت ملی نفت منتقل شده است.
داستان ادامه پیدا میکند. وزیر نیرو دوباره نزد رئیسجمهور میرود؛ این بار به جایی رسیده که میگوید نمیتواند وزارتخانه را اداره کند و حتی درخواست استعفا میدهد. سرانجام تصمیم گرفته میشود قیمت برق افزایش پیدا کند.
متن کامل این گزارش با جزییات بیشتر را در "بیرونیت" بخوانید:
https://www.biroonit.ir/fullcontent/Persian/92257
https://t.me/birunit
https://ble.ir/biroonit
https://chat.whatsapp.com/BuEWtcpKA525KbdZplyHe8?s=cl&p=a&mlu=4&amv=3
▫️ "بیرونیت" نام یک کانی است که در دنیا به افتخار ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، نامگذاری شده است. | 1 123 |
| 10 | No text... | 1 175 |
| 11 | شب رونمایی کتاب آقای دکتر نیلی تحت عنوان’ ناتوانی دولتها در یادگیری’
برخی نکات از مباحث شب رو نمایی از کتاب آقایی دکتر نیلی. کتاب حاصل مصاحبه آقای بهمن احمدی اموئی با دکتر نیلی است. آما آقای احمدی اموئی در جای جای کتاب نظرات خود را که بر اساس نفی اقتصاد آزاد است وارد نموده و در واقع اصل امانت داری را رعایت نکرده اند. این نکته مورد اعتراض دکتر نیلی بود. اینجانب هم در پنل بحث شرکت داشتم. در مقدمه نیز باز آقای احمدی امویی به جای تشریح کتاب و نظر مصاحبه شونده به میدان دفاع از اقتصاد دولتی پرداخت و بیانیه دفتر نخست وزیر انگلستان در مورد لزوم دولتی شدن بخشی از شرکت ها که قبلا خصوصی شده بود را مطرح کرد! گویی دفتر نخست وزیر انگلستان مرجع نظریه اقتصاد است ، در صورتی که یک نهاد حزبی است.
به همین مناسبت نکاتی را اینجانب مطرح کردم که در اقتصاد نامه نقل قول شده. مطلب در پایین آمده است.
به هر حال بحث پیرامون موضوع مهم چرا دولت ها یاد نمی گیرند ناتمام باقی ماند. امید که در موقعیتی پی گرفته شود،. | 1 246 |
| 12 | سلام بهزاد خان عزیز، یک کتاب جداگانه است. مصاحبه با آقای دکتر نیلی توسط احمدی امویی است. در واقع تدوین احمدی امویی است. | 1 |
| 13 | No text... | 1 002 |
| 14 | 🎥 صنعتیشدن ایران: خیلی دور خیلی سخت | داستان ناکامی در صنعتیشدن
🔸 ویدئوی کامل این مصاحبه را میتوانید در کانال یوتیوب ایرانتاک مشاهده نمایید. | 2 092 |
| 15 | یک قیچی چند بعدی و چند تیغه که خانوار و بنگاه در وسط آن قرار گرفته
در دوران کرونا، در آمریکا یک سیاست اقتصادی اجتماعی وسیعی به اجرا در آمد که دو هدف داشت. این دو هدف نیز حفظ دو نهاد حیاتی جامعه، حقیقتا دو نهاد که در هر جامعه حیاتی هستند، بود. تشکیل این نهادها مشکل و پر هزینه و اما نابودی آن ها ساده است. این دو نهاد نیز خانواده و بنگاه هستند.
هنگامی در تند باد حوادث سیاسی و اقتصادی و جنگ یک نهاد خانواده تحت فشار از هم می گسلد دیگر باز یافت نمیشود. همچنین است نهاد بنگاه یعنی واحد فعالیت اقتصادی تولید و خدمات.
متاسفانه در شرایط موجود کشور هیچ سیاستی در این راستا در میان نیست. اقداماتی مانند افزایش نرخها و تلاش برای افزایش دریافتها در خدمات عمومی و دولتی از یک طرف و فشار مالیاتی، برای جبران و تامین از کیسه در حال کوچک شدن مردم آنچه را حکومت در نتیجه تمهید خود ساخته، از دست داده یک نتیجه ایجاد کرده. خانوار و بنگاه در میا تیغ یک قیچی چند وجهی قرار گرفته اند، تورم، رکود، محاصره اقتصاد، جنگ و نا اطمینانی و پرداخت فزاینده برای جبران در آمدهای از دست رفته حکومت. مقاله بسیار ارزشمند بالا توسط آقای دکتر عبده تبریزی راه کارهایی را نشان میدهد که خانوار لااقل در حدود مقدورات برای حفظ خود تمهیداتی بیاندیشد. | 2 778 |
| 16 | راز بقای خانواده.pdf | 2 445 |
| 17 | https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-28/4294615-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%82-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C | 2 192 |
| 18 | 🎥 سیر تحولات تورم در اقتصاد ایران و گونهشناسی آن
🔸 آیا در حال گذار به نوع جدیدی از تورم هستیم؟ چه تفاوتها و شباهتهایی با دوران جنگ ۸ ساله داریم؟
🔸 نسخهی صوتی این مصاحبه در کانال تلگرام اکو ایران در دسترس کاربران قرار دارد. | 1 463 |
| 19 | متن پیرایش شده:
اقتصاد ایران بدون صلح و اصلاحات ساختاری سامان نمییابد
اقتصاد ایران بدون صلح، گسترش روابط و تجارت خارجی، و وجود قدرت داخلی مسئول و پاسخگو که بهبود شرایط اقتصادی و رفاه مردم را در زمره اولویتهای اصلی خود قرار دهد، به سامان نخواهد رسید.
همچنین برای بازگرداندن روندهای نامطلوب اقتصادی، لازم است حاکمیت نهادهای انتخابی، یعنی رئیسجمهور و مجلس، بر سایر نهادهای ذینفوذ مستقر و تثبیت شود. اصلاحات ساختاری نیز مقدمه دستیابی به ثبات بلندمدت در نظم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور است.
محمد طبیبیان، استاد دانشگاه و اقتصاددان، در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه تلاطم بازار ارز بازتابی از بیثباتی و نااطمینانی ناشی از شرایط تقابل و تنش در روابط بینالمللی است، اظهار داشت: تا زمانی که روند صلح، تنشزدایی و تدبیر جایگزین روندهای موجود نشود، کنترل تورم و بهویژه نرخ ارز امکانپذیر نخواهد بود و با تشدید تنشهای خارجی، مشکلات اقتصادی و معیشتی نیز تشدید خواهد شد.
وی افزود: تا زمانی که سیاستهای کلان کشور بر مدار تنشزدایی، صلح و برقراری روابط سازنده با جامعه جهانی قرار نگیرد، هیچ راهکار فنی و کوتاهمدتی قادر به مهار بحرانهای اقتصادی و معیشتی نخواهد بود. پرداختن صرف و موضعی به موضوعاتی مانند قیمت کالاها، قیمت بنزین، ارز یا اصلاحات بانکی، بدون حلوفصل بنبستهای بینالمللی، در بهترین حالت پرداختن به معلولهاست، نه حل ریشههای مسئله.
طبیبیان این دیدگاه را که برخی افراد اثر تحریمها و جنگ بر تورم و تضعیف اقتصاد ایران را ناچیز میدانند، رد کرد و گفت: هر زمان روابط ایران با جامعه جهانی رو به تیرگی گذاشته، شاخصهای اقتصادی، از جمله تورم، نرخ ارز، سرمایهگذاری و قدرت خرید مردم، نیز واکنش منفی نشان دادهاند. ادامه سیاستهای فعلی به معنای پذیرش روند فزاینده قیمتها و کاهش مستمر قدرت خرید مردم است و در صورت تداوم وضع موجود، نمیتوان حد بالایی برای شدت گرفتن مشکلات اقتصادی متصور بود.
اصلاحات ساختاری؛ شرط ثبات بلندمدت
این کارشناس اقتصادی، بخش مهمی از راهحل را در اصلاحات ساختاری میداند. وی تأکید کرد که، همچون کشورهای دارای حکومت باثبات و پاسخگو، در ایران نیز ضروری است نیروهای نظامی و امنیتی در چارچوب تصمیمات و صلاح دید، وسیاستهای مقامات سیاسی منتخب مردم، بهویژه رئیسجمهور و مجلس، عمل کنند.
وی تصریح کرد: در نظامهای سیاسی توسعهیافته و باثبات، نیروهای نظامی ابزار و بازوی اعمال قدرت سیاسیاند و در نهایت از تصمیمات مقامات سیاسی منتخب مردم تبعیت میکنند. تصمیمگیری درباره مسائل راهبردی کشور، بهویژه موضوعات بنیادینی مانند جنگ و صلح، باید در چارچوب نهادهای سیاسی منتخب و پاسخگو انجام شود.
طبیبیان افزود: برقراری این رابطه روشن میان قدرت سیاسی و نیروهای نظامی، به معنای تضعیف نیروهای نظامی نیست؛ بلکه لازمه حکمرانی مسئولانه و پاسخگوست. عزت و احترام و جایگاه این نیروها هم در این همکاری تقویت میشود، سیاست خارجی، از جمله تصمیم درباره جنگ یا صلح، باید توسط نهادهای سیاسیای تعیین شود که در برابر مردم و جامعه مسئولیت و پاسخگویی دارند. تنها در چنین چارچوبی است که میتوان انتظار داشت منابع کشور در جهت حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم بهکار گرفته شود.
اولویتبندی تدبیر؛ نخست صلح، سپس اصلاح بازار
وی در پاسخ به این پرسش که وظیفه نهادهایی مانند بانک مرکزی در این میان چیست، افزود: ابزارهای پولی و بانکی تنها زمانی میتوانند کارایی واقعی داشته باشند که دولت از اقتدار، مشروعیت و اعتبار کافی در داخل و خارج کشور برخوردار باشد.
به گفته وی، پس از برقراری صلح و کاهش تنشهای خارجی و در نتیجه تثبیت اقتدار و ظرفیت اجرایی دولت، میتوان با ایجاد بازارهای شفاف ارزی، اصلاح نظام بانکی و رفع ناترازیهای مالی و پولی، به مسائل اقتصادی پرداخت.
طبیبیان تأکید کرد: تورم در دنیای امروز، از نظر دانش اقتصادی، مسئلهای است که راهحلهای شناختهشدهای برای آن وجود دارد؛ اما اجرای این راهحلها در ایران مستلزم فراهم شدن پیششرطهای سیاسی و نهادی است. مهمترین این پیششرطها آن است که اهرمهای اصلی سیاست اقتصادی در اختیار دولت باشد و دولت نیز از اختیارات، اقتدار و مسئولیت کافی برای اجرای سیاستهای اقتصادی برخوردار باشد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اولویتبندی در سیاستگذاری اقتصادی باید روشن باشد: نخست صلح و تنشزدایی، سپس بازسازی اعتبار و اقتدار دولت، و پس از آن اصلاح بازارها و ساختارهای اقتصادی. بدون اصلاح این پیششرطها، انتظار حل پایدار مسائل اقتصادی از طریق راهکارهای فنی و مقطعی واقعبینانه نیست | 2 416 |
| 20 | چون ممکن است لینک بالا بر روی برخی دستگاهها باز نشود. متن اولیه مصاحبه در پایین آمده. متن ایسنا تلخیص و ویرایش شده است و با متن ذیل کمی متفاوت. | 1 610 |
