Mohammad-Tabibian
Open in Telegram
از اول شروع این کانال یاد آور شدم که این کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک میگذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.
Show more5 759
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '26
June '26
+24
in 1 channels
May '26
+26
in 4 channels
Get PRO
April '26
+31
in 4 channels
Get PRO
March '26
+14
in 1 channels
Get PRO
February '26
+189
in 5 channels
Get PRO
January '26
+35
in 6 channels
Get PRO
December '25
+115
in 10 channels
Get PRO
November '25
+64
in 9 channels
Get PRO
October '25
+41
in 4 channels
Get PRO
September '25
+43
in 10 channels
Get PRO
August '25
+61
in 6 channels
Get PRO
July '25
+238
in 14 channels
Get PRO
June '25
+24
in 2 channels
Get PRO
May '25
+252
in 16 channels
Get PRO
April '25
+51
in 6 channels
Get PRO
March '25
+24
in 8 channels
Get PRO
February '25
+16
in 7 channels
Get PRO
January '25
+57
in 5 channels
Get PRO
December '24
+57
in 7 channels
Get PRO
November '24
+118
in 16 channels
Get PRO
October '24
+26
in 4 channels
Get PRO
September '24
+33
in 4 channels
Get PRO
August '24
+41
in 7 channels
Get PRO
July '24
+185
in 12 channels
Get PRO
June '24
+64
in 10 channels
Get PRO
May '24
+54
in 9 channels
Get PRO
April '24
+58
in 7 channels
Get PRO
March '24
+54
in 6 channels
Get PRO
February '24
+110
in 10 channels
Get PRO
January '24
+189
in 4 channels
Get PRO
December '23
+38
in 9 channels
Get PRO
November '23
+39
in 5 channels
Get PRO
October '23
+63
in 7 channels
Get PRO
September '23
+112
in 0 channels
Get PRO
August '23
+25
in 0 channels
Get PRO
July '23
+20
in 0 channels
Get PRO
June '23
+112
in 0 channels
Get PRO
May '23
+69
in 0 channels
Get PRO
April '23
+99
in 0 channels
Get PRO
March '23
+43
in 0 channels
Get PRO
February '23
+71
in 0 channels
Get PRO
January '23
+68
in 0 channels
Get PRO
December '22
+101
in 0 channels
Get PRO
November '22
+220
in 0 channels
Get PRO
October '22
+41
in 0 channels
Get PRO
September '22
+19
in 0 channels
Get PRO
August '22
+41
in 0 channels
Get PRO
July '22
+37
in 0 channels
Get PRO
June '22
+52
in 0 channels
Get PRO
May '22
+114
in 0 channels
Get PRO
April '22
+53
in 0 channels
Get PRO
March '22
+102
in 0 channels
Get PRO
February '22
+36
in 0 channels
Get PRO
January '22
+38
in 0 channels
Get PRO
December '21
+43
in 0 channels
Get PRO
November '21
+106
in 0 channels
Get PRO
October '21
+166
in 0 channels
Get PRO
September '21
+45
in 0 channels
Get PRO
August '21
+127
in 0 channels
Get PRO
July '21
+100
in 0 channels
Get PRO
June '21
+278
in 0 channels
Get PRO
May '21
+80
in 0 channels
Get PRO
April '21
+67
in 0 channels
Get PRO
March '21
+60
in 0 channels
Get PRO
February '21
+18
in 0 channels
Get PRO
January '21
+55
in 0 channels
Get PRO
December '20
+4 988
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 22 June | +2 | |||
| 21 June | +2 | |||
| 20 June | +1 | |||
| 19 June | +1 | |||
| 18 June | +1 | |||
| 17 June | +2 | |||
| 16 June | +3 | |||
| 15 June | 0 | |||
| 14 June | +1 | |||
| 13 June | +2 | |||
| 12 June | +2 | |||
| 11 June | +2 | |||
| 10 June | 0 | |||
| 09 June | 0 | |||
| 08 June | 0 | |||
| 07 June | 0 | |||
| 06 June | 0 | |||
| 05 June | +2 | |||
| 04 June | +1 | |||
| 03 June | 0 | |||
| 02 June | +1 | |||
| 01 June | +1 |
Channel Posts
دوست بزرگواری این نمودار را فوروارد کرده اند. امکان آزمون مستقل دادهها برای اینجانب مقدور نیست اما اگر واقعی باشد نشان از یک رویکرد ترسناک است. بحران دامنه دار و ادامه دار اقتصادی، بی توجهی به روزگار مردم، شرایط اجتماعی نا مناسب خود را در شکاف فزاینده نرخ طلاق در مقایسه با ازدواج منعکس کرده است. این رویکرد نشان از یک ضایعه عظیم انسانی اخلاقی با ابعاد فزاینده است.
| 2 | 🔴آمار ازدواج و طلاق در ایران
#دیدار_نیوز
didarnews.ir
@didarnews1| @didarnewsir | 681 |
| 3 | ؟
نویسنده مقاله استدلال میکند که هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، جمهوری اسلامی در یکی از آسیبپذیرترین مقاطع تاریخ خود قرار داشت. کشور با مشکلات اقتصادی و زیستمحیطی جدی، کاهش توان دفاعی، ناآرامیهای داخلی و فشارهای بینالمللی روبهرو بود. بسیاری از ناظران تصور میکردند که حکومت ایران در موقعیتی قرار دارد که ممکن است توان مقاومت در برابر یک فشار نظامی گسترده را نداشته باشد.
اما نتیجه جنگ، برخلاف انتظار برخی تحلیلگران، به تضعیف نهایی ایران منجر نشد. نویسنده معتقد است که ایران پس از جنگ نه تنها پابرجا ماند، بلکه از نظر سیاسی و راهبردی احساس اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. مهمترین ابزار بازدارندگی ایران در این مرحله نه برنامه هستهای و نه توان موشکی، بلکه کنترل بر تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان از آن عبور میکند.
تنگه هرمز به عنوان «سلاح اقتصادی»
در مقاله تأکید میشود که جنگ اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را بیش از گذشته آشکار کرد. حتی مقامهای آمریکایی نیز اذعان کردند که اگر ایران تصمیم به بستن یا محدود کردن عبور و مرور در این تنگه بگیرد، بازارهای جهانی انرژی دچار آشفتگی خواهند شد.
از دید نویسنده، این واقعیت باعث شده است که ایران اکنون از یک ابزار بازدارندگی قدرتمند برخوردار باشد؛ ابزاری که میتواند هزینه هرگونه رویارویی نظامی آینده را برای رقبای خود به شدت افزایش دهد. جهان اکنون بهتر از گذشته میداند که امنیت انرژی بینالمللی تا چه اندازه به وضعیت تنگه هرمز وابسته است.
شکست راهبرد آمریکا
یکی از ادعاهای اصلی مقاله این است که دونالد ترامپ در دستیابی به اهداف جنگی و سیاسی خود موفق نشد. نویسنده معتقد است که آمریکا نه در میدان نبرد و نه در مذاکرات پس از آن نتوانست به نتایج مورد انتظار خود دست یابد.
با این حال، نویسنده هشدار میدهد که ایران نیز نباید تصور کند که همه چیز را برده است. به عقیده او، تهران ممکن است در حال بزرگنمایی موفقیت خود باشد و این امر میتواند به اشتباهات راهبردی جدید منجر شود.
توافق موقت و ابهامهای آینده
در ادامه، مقاله به تفاهمنامهای میان ایران و آمریکا اشاره میکند که بسیاری از مسائل دشوار، از جمله محدودیتهای برنامه هستهای ایران، را به یک دوره مذاکره شصتروزه موکول کرده است.
این توافق موقت عبور امن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را تضمین میکند، اما مسائل اساسی را حل نمیکند. نویسنده تأکید میکند که پس از پایان این دوره، ایران ممکن است مقررات جدیدی برای عبور کشتیها وضع کند و حتی از آنها عوارض دریافت نماید.
به گفته مقامهای ایرانی، تنگه هرمز دیگر به وضعیت پیشین خود بازنخواهد گشت و تهران حق دارد در برابر خدمات امنیتی و مدیریتی که ارائه میدهد، هزینه دریافت کند.
خطرات سیاست جدید ایران
نویسنده در عین درک انگیزههای ایران، نسبت به پیامدهای چنین سیاستی هشدار میدهد. ایران در جنگ خسارتهای فراوانی متحمل شده و طبیعی است که بخواهد قدرت و نفوذ خود را به نمایش بگذارد. اما اعمال محدودیتهای جدید بر کشتیرانی بینالمللی ممکن است آثار منفی بلندمدتی داشته باشد.
چنین اقدامی میتواند:
کشورهای دیگر را به یافتن مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی ترغیب کند.
وابستگی جهان به تنگه هرمز را کاهش دهد.
مزیت راهبردی ایران را در بلندمدت تضعیف کند.
احتمال بروز تنشها و درگیریهای آینده را افزایش دهد.
از دید نویسنده، اگر ایران بخواهد از موقعیت جدید خود صرفاً برای اعمال فشار اقتصادی استفاده کند، ممکن است همان اشتباهی را مرتکب شود که آمریکا در آغاز جنگ مرتکب شد؛ یعنی بیش از حد به قدرت خود اطمینان کند و پیامدهای بلندمدت اقداماتش را نادیده بگیرد.
نتیجهگیری
پیام اصلی مقاله این است که جنگ نه به فروپاشی ایران انجامید و نه به پیروزی قاطع آمریکا. در عوض، وضعیت جدیدی ایجاد شده است که در آن تنگه هرمز به مهمترین اهرم قدرت ایران تبدیل شده است. با این حال، بهرهبرداری بیش از حد از این اهرم میتواند به زیان خود ایران تمام شود.
نویسنده نتیجه میگیرد که آینده ثبات منطقه و امنیت انرژی جهانی بیش از هر چیز به نحوه مدیریت تنگه هرمز، سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا، و توان دو طرف در پرهیز از محاسبات اشتباه بستگی خواهد داشت. در غیر این صورت، آتشبس کنونی ممکن است تنها وقفهای موقت در یک رویارویی طولانیتر باشد | 1 223 |
| 4 | https://www.foreignaffairs.com/iran/iran-won-war-may-lose-peace | 1 004 |
| 5 | جنگ وصلح
این روزها مسئله توافق و تفاهم با طرف متخصام بسیار مطرح و نظریات موافق و مخالف مختلفی مطرح میشود. مقدمتاً بایستی نکته ای را مورد توجه قرار دهیم. نیروهای دفاعی کشور کارتهای معدودی در اختیار داشتند اما الحق از این کارت ها بهخوبی استفاده کردند. این خود قابل تقدیر است. اما احتیاط شرط عقل است. اصولاً در صحنه معارضه از هیچ کارت یا امتیاز نسبی نمیتوان بیش از میزان متعادل و در حد میانه روی استفاده کرد. این که طرف مقابل امکانات وسیعی در جاسوسی، دیپلماسی، فنآوری، تمهید، و تزویر و تخریب در اختیار دارد و میتواند استفاده کند ضرورت احتیاط و رعایت میانه روی و انتخاب راه مماشات را دوچندان میکند.
بعد از این مقدمه به نکته اصلی بپردازم یکی از همراهان کانال تلگرامی متن مقالهای را از مجله فورن پالیسی فرستاده اند. این مقاله با کمک هوش مصنوعی ترجمه و خلاصه شده. اصل مقاله و خلاصه آن در پایین آمده. این مقاله حاوی نکات قابل ملاحظه ای است. | 887 |
| 6 | بسیارعالی | 207 |
| 7 | https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-100/4277551-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF | 964 |
| 8 | سخنرانی دکتر پور محمدی رییس فرهیخته و ادب شناس سازمان برنامه و بودجه | 1 450 |
| 9 | No text... | 2 007 |
| 10 | 🔻غنینژاد: پوپولیستهای جاه طلب، پروژههای سیاسی چپها را پیش می برند | نفی علم و دانش با عنوان کلی غربگرایی، نتیجهای جز خیالپردازی و وهماندیشی ندارد
دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان در گفتگو با هفته نامه تجارت فردا:
🔹صورتمسئله، ناکارآمدی نظام تدبیر یا نظام حکمرانی در کشورمان بهطور کلی و بهویژه از سال ۱۳۸۴ به اینسو است. این ناکارآمدی ریشه در پارادایم شکلگرفتهای دارد که در آن منافع ملی مردم ایران چندان محلی از اِعراب ندارد
🔹طبیعی است که ناکامیها را هیچ جریان سیاسی به گردن نگیرد و آنها را به رقبا و مخالفان خودشان نسبت دهد. اما برای داوری درست باید به عقل سلیم و منطق روی آورد. تدبیر درست امور در جامعه فقط با تکیهبر علم و دانش تخصصی امکانپذیر است. نفی علم و دانش تخصصی با عنوان کلی و مبهم غربگرایی، راه به جایی نمیبرد
🔹واقعیت این است که جریانهای سیاسی چپ در کشورمان، اصطلاح غربگرایی را در جامعه بهعنوان ناسزای سیاسی جا انداختهاند و پوپولیستهای جاهطلبی که دانش نظری حداقلی ندارند، در این دام افتادهاند
⬅️ مشروح گفتگو
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com | 1 325 |
| 11 | اقتصاد فرانسه به تبع توسعه صنعتی اروپا بین سال های ۱۸۱۵-۱۸۷۰ به طور مستمر صنعتی شد.
.راه آهن توسعه یافت
.سیستم بانکی و اعتباری توسعه یافت
.صنایع ایجاد شدند
.صادرات گسترش یافت.
۴.نظام اقتصادی مبتنی بر مرکانتالیسم یا سوداگری که از قرن شانزدهم پارادایم غالب در فرانسه بود منتفی شد و سرمایه داری و بازار های مبتنی بر فلسفه لیبرال توسعه یافت.
. انقلاب و ناپلئون تشکیلات بسته فعالیت کارگاهی را منتفی کرد
. تعرفه های مربوط به تجارت داخلی را از میان برداشت.
. منافع فئودالها که به صورت کالا، پول و کار مجانی بایستی از طرف رعیت در اختیار فئودالها قرار میگرفت را ملغا کرد.
. حقوق انحصاری خاص کمپانی ها را لغو کرد.
۵. فرانسه دچار گرفتاری تفرق قومی و نژادی نبود. این عامل در کشورهایی مانند روسیه، امپراتوری اتریش، و امپراتوری عثمانی سبب بیثباتی و در زمان بحران اقتصادی منجر به فروپاشی شد.
. از نظر زبان یک دست بود
. از نظر مذهبی کم و بیش همگن (اکثریت کاتولیک)
. از نظر سرزمینی مرتبط و یک دست و کم مساحت.
این ویژگیها مانع درگیریها و جنگ داخلی گردید.
سرعت صنعتی شدن فرانسه کند تر از انگلستان بود اما در حدی بود که مانع سرعت سقوط اقتصاد فرانسه شود. کم و بیش مشابه تجربه امریکا، توسعه اقتصادی بخش قابل ملاحظهای از تنش اجتماعی را جذب کرد و خنثی نمود. این عوامل یک اقتصاد داخلی ایجاد کرد که علیرغم هرج و مرج سیاسی جامعه را با ثبات نگهداشت. به همین دلائل نیز فرانسه طی بیش از صد سال کودتا و بحران اجتماعی و سرنگونی حکومت ها و بسیج هیجانی تودهها و سیاست خیابانی، دوام آورد و به سرنوشت مواردی چون روسیه دچار نگردید.
(ادامه دارد) | 1 464 |
| 12 | عامل بی ثباتی این دوره جنگ داخلی بین طرفداران سیاستهای رادیکال و محافظه کاران فرانسه بود.
۷. جمهوری سوم (۱۹۴۰-۱۸۷۰)
در این دوره طولانیترین رژیم حکومتی یعنی برای ۷۰ سال در فرانسه بر قرار بود،
این دوران هم تنشهای اجتماعی به دلیل اختلاف نظر در مورد نقش ارتش و مخالفت بین دولت و کلیسا، که نقش سیاسی طلب میکرد، بارز بود. همچنین گسترش فعالیت گروههای سوسیالیست از یک طرف و راست افراطی از طرف دیگر خصوصا بعد از ۱۹۳۰ شرایط بحرانی ایجاد کرد. رژیم این دوران، یعنی جمهوری سوم، نیز طی جنگ جهانی دوم سقوط کرد. دلیل بی ثباتی این دوره انشقاق ایدئولژیک و شوکهای خارجی، از جمله حمله آلمان و سقوط دولت فرانسه، را میتوان به عنوان عامل بیثباتی معرفی کرد.
۸. جمهوری چهارم (۱۹۴۶-۱۹۵۸)
بعد از سقوط دولت در جنگ جهانی دوم یک سیستم حکومت پارلمانی بر سر کار آمد. به این معنی که پارلمان بیشترین اختیار سیاسی را داشت و کابینه را تعیین میکرد. کابینه نیز منعکس کننده ترکیب مجلس بود. به دلیل نگرانی از ظهور استبدادتصور میشد که با تشکیل حکومت پارلمانی نگرانی از ظهور استبداد منتفی است. اما وجود احزاب مختلف و منافع متعارض سبب ایجاد کشمکش و بی ثباتی سیاسی دائمی در مجلس و دولت بود. چنانکه اداره کشور دچار بی ثباتی و نا اطمینانی شد، دولت ها مرتباً شکست خورده و منحل می شدند. در حدود دوازده سال بیست کابینه مختلف بر سر کارآمد و سرنگون گردید.
۹. جمهوری پنجم (۱۹۵۸-تا کنون)
جمهوری پنجم که هنوز نیز ادامه دارد بر مخروبه بنبست سیاسی جمهوری چهارم بنا شد. در این مقطع قدرت به صورت بارزی جا به جا شد و حکومت از حالت پارلمانی به شکل ریاستی تنظیم گردید. با ایجاد یک رییس جمهور به عنوان رییس حکومت که از قدرت قابل ملاحظه برخوردار است و همراه با نخست وزیر، که مورد تایید احزاب سیاسی مجلس است، به اداره امور می پردازد.
ظهور این مرحله نیز چنین بود که در اواخر جمهوری چهارم فرانسه با خطر جنگ داخلی روبرو شد. سیاست پیشگان فرانسه، ژنرال دوگول که قهرمان جنگ تلقی میشد را دعوت کردند دولت تشکیل دهد و سر و سامان ایجاد کند. او قبول مسئولیت را مشروط به بازنویسی قانون اساسی کرد. در قانون اساسی که او طراحی نمود یک قدرت اجرایی قوی پیشبینی شده بود که بدون نیاز به اتکاء به مجلس متفرق میتوانست در امور متعارف کشور تصمیمگیری کند. این قانون اساسی را با یک رفراندوم عمومی به تصویب رساند.
دلیل این که جمهوری پنجم تا کنون دوام آورده این است که ترتیبهای نهادی آن از جمله قوه مجریه بااقتدار و قوه قضاییه مستقل توانستند کارکرد مداوم و سازگار حکومت را تامین نمایند. انتقال از سیستم پارلمانی به یک سیستم متکی به رییس جمهوری که مستقیماً توسط مردم انتخاب میشود و از اقتدار برخوردار است عامل تعیین کننده بود. این سیستم از آزمون تجربی موفق بیرون آمد و در دوران کارکرد خود کشور فرانسه را از چند بحران شامل اعتراضات کارگری و دانشجویی و اجتماعی نجات داد.
جمعبندی، دو پرسش در مورد این تاریخچه پر تشنج و پر آسیب در خور توجه است:
یکم، چرا بی ثباتی تا این حد ادامه یافت؟
-انقلاب فرانسه رژیم سلطنتی موجود و نهادهای اجتماعی مربوط را تخریب کرد.
سیستم توده ای را بوجود آورد.
اردوگاه های ایدئو لوژیک مختلف، متفرق و بعضاً متخاصم را ایجاد کرد شامل لیبرالها، محافظه کاران سنتی، سوسیالیستها،بناپارتیستها…).
انقلاب در مورد این که چه نمی خواهد و بایستی تخریب شود متحد بود اما هیچ نظر مشترکی در مورد اینکه چه باید جایگزین شود نداشت.
این دلائلی است که عواقب انقلاب فرانسه بیش از یک قرن به طول انجامید.
دوم، چرا فرانسه به عنوان یک کشور و جامعه زیربار این بیثباتی طولانی مدت فرو نریخت و دوام آورد؟ در پاسخ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- کشاورزی به نحو بارزی مقاوم بود، بر خلاف مورد روسیه و چین کشاورزی فرانسه دارای ویژگیهای زیر بود؛
. مالکیت کشاورزان خردهپا گسترده بود
. کارآیی نسبی در تولید محصولات کشاورزی وجود داشت
کشاورزان زمین دار، محافظه کار و تثبیت شده بودند، وقوع مهاجرت گسترده از روستاها در حد انگلستان و سایر کشورها مشاهده نشد.
. به همین دلیل قحطی و گرسنگی که در شرایط بی ثباتی ظاهر می شود و تاروپود جوامع را تخریب میکند ظاهر نگردید.
در آن شرایط کشاورزی به صورت یک لنگر ثبات عمل کرد.
۲- سیستم اداری پیاده شده توسط ناپلئون بسیار قوی و پایدار بود.
.ناپلئون سیستم نماینده ناظر حکومتی را ایجاد کرد.
.یک سیستم اداری منظم بوجود آورد.
.یک نظام آموزشی رسمی ایجادکرد.
.یک قانون مدنی فراگیر تدوین نمود
.سیستم مالیاتی را بر مبنای قانونی سازمان داد.
نظام اداری که او ایجاد کرد علیرغم تغییرات در رژیم حکومتی پایدار ماند و سبب شد سیستم مدیریت عمومی علیرغم تغییر رژیم ها پایدار و با دوام بماند.
۳. | 1 028 |
| 13 | ماجرای پس از انقلابها
قسمت دوم
در بخش قبلی تاکید شد که نتایج پژوهش در انقلابهای متعدد نشان میدهد که انقلاب یک فروریزش سیستمی است، یعنی سیستم اجتماعی و سیاسی ابتدا از درون فرو میریزد. نتیجه برنامهریزی رهبران مخالف یا کشورهای معاند نیست. رهبران کریزماتیک بعد از این فروریزش ظاهر میشوند و نقشآفرینی می کنند. همچنین طبقه انقلابی نیز پس از آن شکل می گیرد. کشورهای ذی نفع هم تلاش می کنند به نفع خود در این فرایند دخالت پنهان یا آشکار اعمال کنند. درس عمومی از انقلابها این که معمولاً به نتایج پرهزینه و خشونتبار برای مردم کشوری که در آن انقلاب رخ داده ختم میشود. گفته شد تاریخ انقلاب فرانسه نمونه کلاسیک برای مطالعه وجوهی است در فراز قبل بر شمرده شد. در این قسمت به اجمال تاریخ انقلاب فرانسه مرور خواهد شد.
در فرانسه پس از انقلاب، رفتار خشونت بار انقلابیون بهخصوص قتل بیامان مخالفین در مراسم جمعی در میادین شهر، و توسط گیوتین که برای قتل سریع در همان مقطع نوآوری شده بود یک رخداد تاریخی است. این سالها (۱۷۹۳-۱۷۹۴) به عنوان دوران دهشت شناخته میشود. از افراد بارز اعدام شده یکی لویی شانزدهم شاه فرانسه بود که به جرم خیانت اعدام شد و همسر او ماری آنتوانت. پس از اعدام برخی درباریان، سپس انقلابیون تیغ را به طرف یاران خود چرخاندند. مکسیمیلیان روسپیر که بانی دوران دهشت بود و در اعدام های قبلی تصمیم ساز، خود به گیوتین سپرده شد، تعدادی از تندروها و تعدادی از میانهروها هم به همین سرنوشت دچار شدند.
هرجومرج انقلابی زمینه روی کار آمدن یک شخصیت کاریزماتیک قاطع یعنی ناپلئون بناپارت را فراهم کرد. دوران سراسر هرج و مرج وقوع انقلاب تا قدرت گرفتن ناپلئون، مقارن جمهوری اول در فرانسه تلقی میشود.
این حوادث و حوادث پس از آن به اجمال شامل رخدادهای زیر است:
۱. دوران ناپلئون (۱۷۹۹-۱۸۱۵)
ناپلئون شورای انقلابی موسوم به ‘le Directoire’ را سرنگون کرد یک شورا به نام کنسول ایجاد و سپس خود را امپراتور نامید. در این مدت اقدامات مهمی در سازماندهی اداری و حقوقی انجام داد. سپس اقدامات نظامی را با حمله با کشورهای اروپا آغاز کرد که نهایتاً به شکست او انجامید. متعاقب شکست و مرگ ناپلئون، تلاش در برقراری سلسله سلطنتی بوربون، که در نتیجه انقلاب سرنگون و منتفی اعلام شده بود، انجام شد. ساز وکار بی ثباتی در این مقطع شامل ایجاد وفاق مستبدانه توسط ناپلئون بود که با شکست نظامی فاجعه بار او طومار این مقطع درپیچیده شد.
۲. باز گشت مجدد سلسله سلطنتی بوربون (۱۸۱۴-۱۸۳۰)
لوئی هجدهم و چارلز دهم تلاش کردند سلطنت را مجددا احیا کنند اما سیاستهای ارتجاعی آنان سبب ایجاد مقاومت در بین لیبرالها شد. مردمی که نقش آفرینی در انقلاب و هرج و مرج را تجربه کرده بودند به جهتهای بهتری میاندیشیدند و حاضر به بازگشت به استبداد سلطنتی نبودند. مجددا در سال ۱۸۳۰ طغیان عمومی بر علیه آنان، این دوران سلطنت را نیز پایان داد. در این مورد عامل بی ثباتی این که سنت قدیمی سلطنت به صحنه باز گشت اما نتوانست با جامعه تغییر یافته بعد از انقلاب همزیستی کند.
۳. سلطنت ژوییه (۱۸۳۰-۱۸۴۸)
لویی فیلیپ، از یک شاخه همان سلسله بوربون بود اما در مبارزه انقلابی شرکت کرده بود، به عنوان ‘شهروند شاه’ به سلطنت رسید. این عنوان به دلیل این امر بود که او توسط مجلس نمایندگان به سلطنت انتخاب شده بود. او خود را از رده مردم فرانسه معرفی میکرد. عنوان دیگر او ‘شاه بورژوا’ بود چون در دوره او برخی صاحبان صنایع و بانکدارها از نفوذ بسیار برخوردار شدند. در دوران او صنعتی شدن فرانسه سرعت گرفت، اختلاف طبقاتی نیز وسعت یافت. سلطنت لویی فیلیپ نیز با طغیان سال ۱۸۴۸ سرنگون شد. عامل بیثباتی این مقطع ظهور طبقه کارگر، نارضایتی این طبقه، و اصلاحات سیاسی محدود و نا رسا گفته میشود.
۴- جمهوری دوم (۱۸۴۸-۱۸۵۲)
در این دوره حق رای عموم مردان به رسمیت شناخته شد، و دوره کوتاهمدتی دموکراسی برقرار بود. لویی ناپلئون به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. اما او یک کودتا سازمان داد و جمهوری را لغو کرد. عامل بی ثباتی این مقطع کسب تجربه دموکراتیک توسط مردم و نا گهان سقوط جامعه به وضعیت یک حکومت استبدادی بود.
۵. امپراتوری دوم (۱۸۵۲-۱۸۷۰)
در این مقطع لویی ناپلئون قانون اساسی را تغییر داد و تحت عنوان ناپلئون سوم به عنوان امپرتور حکومت کرد. او گرچه نقش استبدادی داشت اما اقدام به اصلاحات اقتصادی نمود که به مدرن شدن اقتصاد فرانسه کمک نمود، خطوط راه آهن و خدمات بانکی توسعه یافت شهر پاریس را بازسازی کرد. او در سال ۱۸۷۰ متعاقب شکست در جنگهای فرانسه و پروس از سلطنت خلع شد. عامل بیثباتی نیز اینکه شکست نظامی سبب نا بودی رژیم گردید.
۶. کومون پاریس ۱۸۷۱. یک قیام سوسیالیستی افراطی در پاریس انجام شد که توسط ارتش فرانسه سرکوب و تلفات بسیاری بهجای گذاشت. | 1 027 |
| 14 | چرا سیاستمداران ایرانی به عقاید کینزی علاقه نشان میدهند؟
✍️ محمد طاهری/ سردبیر
🔹با وجود نقش تعیینکننده جان مینارد کینز در تحولات علم اقتصاد، اندیشههای او در کشور ما نهتنها شناختهشده نیست، بلکه در بسیاری موارد آرا و نظراتش با برداشتهایی ناقص یا انحرافی از سوی تصمیمگیران مواجه شده است.
🔹بوروکراتها و سیاستمداران ایرانی در میان مکاتب و نحلههای فکری علم اقتصاد،، معمولاً به راهحلهایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش میدهد، نه دیدگاههایی که آنها را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت در اقتصاد فرامیخواند. ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ما به اندیشههای کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل میشود و امکان مداخله فعال در بازارها و دخالت گسترده در اقتصاد را فراهم میکند. به نظر میرسد آنچه در فضای سیاستگذاری اقتصادی ایران وجود دارد، قرائتی سادهشده از کینزگرایی است که عمدتاً بر مداخله دولت و گسترش هزینههای عمومی تأکید میکند. سیاستمداران ایرانی نیز غالباً تمایل بیشتری به شنیدن توصیههای اقتصاددانانی دارند که خود را کینزی یا کینزگرا معرفی میکنند. یکی از دلایل این گرایش، این است که این افراد معمولاً برای دولت نقشی فعال در مدیریت اقتصاد قائلاند و به سیاستگذاران توصیه میکنند که در شرایط رکود یا بحران، از طریق ابزارهای مالی و بودجهای در اقتصاد مداخله کنند. در مقابل، اقتصاددانان کلاسیک اغلب بر محدودیتهای مداخله دولت و ظرفیت خودتنظیمگر بازار تأکید دارند و در بسیاری موارد توصیه میکنند که دولت از برخی مداخلات اقتصادی پرهیز کند. طبیعی است که برای سیاستمداران، نسخهای که امکان کنش و مداخله بیشتر را فراهم میکند، جذابیت بیشتری داشته باشد. ازاینرو، سیاستمداران ایرانی معمولاً به نظریاتی اقبال بیشتری نشان میدهند که دامنه اختیار و مداخله آنان را گسترش میدهد، نه به نظریاتی که آنان را به خویشتنداری و محدود کردن قدرت دولت فرامیخواند.
🔹 از سوی دیگر، چنانکه اشاره شد، تا امروز فقط یک اثر از مهمترین آثار جان مینارد کینز به فارسی ترجمه شده و یک اثر دیگر نیز توسط انتشارات دنیای اقتصاد در آستانه انتشار قرار دارد که نشان میدهد افکار و عقاید کینز در کشور ما چندان شناختهشده نیست.
۵۷ سال پیش مرحوم منوچهر فرهنگ با ترجمه کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، جامعه اقتصادی ایران را با مهمترین اثر کینز آشنا کرد. در حالی که «نظریه عمومی» نخستین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شده بود، ترجمه فارسی آن بیش از سه دهه بعد، در سال ۱۳۴۸، در ایران به چاپ رسید. این تأخیر زمانی از جهتی قابل توجه است. کتابی که در اوج رکود بزرگ و برای پاسخگویی به بحران بیکاری گسترده در اقتصادهای سرمایهداری نوشته شده بود، در کشور ما زمانی انتشار یافت که بسیاری از شرایط تاریخی شکلدهنده آن دگرگون شده بود.
🔹در همان زمان، در غرب نیز اجماعی که پس از جنگ جهانی دوم پیرامون اندیشههای کینزی شکل گرفته بود، بهتدریج با چالشهای زیادی مواجه میشد و اقتصاددانان در حال فاصله گرفتن از قرائتهای متعارف کینزگرایی بودند. بااینحال، دکتر حسین پیرنیا که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را بنا نهاده بود، همچون بسیاری از اقتصاددانان نسل خود، به اندیشههای کینز علاقه داشت و ترجمه نشدن مهمترین کتابهای او را نقطهضعفی جدی برای آموزش اقتصاد در ایران میدانست. از همین رو، از منوچهر فرهنگ خواست تا این کمبود را جبران کند. مرحوم فرهنگ که در دوران تحصیل در اروپا با آثار و اندیشههای کینز آشنا شده بود، پیشنهاد ترجمه کتاب را پذیرفت. اما ترجمه این کتاب کار آسانی نبود. چنانکه دکتر فرهنگ پس از امضای قرارداد ترجمه، متوجه سنگینی کاری شد که بر عهده گرفته بود.
🔹 وی طی سه سال کار مداوم، مطالعه، بازنویسی و ویرایش، توانست «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را به فارسی برگرداند که به گفته دکتر حسین پیرنیا، مصداق «جویدن چرم خام بدون شکستن دندانها» بود.
با وجود اهمیت این ترجمه، انتشار «نظریه عمومی» نتوانست به شکلگیری یک سنت فکری نیرومند کینزی در ایران منجر شود. از آن زمان تاکنون نیز آثار اصلی دیگری از کینز به فارسی ترجمه نشدهاند و آشنایی جامعه دانشگاهی ایران با او همچنان محدود و عمدتاً غیرمستقیم باقی مانده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 1 330 |
| 15 | شماره جدید مجله وزین تجارت فردا. علیرغم شرایط سخت با همت جناب آقای محمد طاهری و همکاران منتشر شده است. پرسشی که مورد توجه است این که چرا سیلستهای شکست خورده اقتصادی بیشتر مورد توجه بوروکراتها و سیاستمداران ایرانی قرار میگیرد. | 1 211 |
| 16 | No text... | 1 296 |
| 17 | 📝📝📝جنگ و مواضع چپ آمریکایی
🔺چرا پیش از موافقت با مواضع لیبرالهای پیشرو باید دوبار فکر کرد؟
✍️امیرحسین مهدوی
🖊پلینی بزرگ در کتاب «تاریخ طبیعی» به دستور تهیه پادزهری اشاره کرده و پیشنهاد میکند پیش از نوشیدن پادزهر «دانهای نمک» به آن اضافه شود تا خطرهای احتمالی پادزهر را خنثی کند. از همانجا اصطلاح Take with a grain of salt فراگیر شد که به معنی توصیه به پذیرش یک ادعا با اندکی احتیاط است.
🖊چنین هشداری لزوماً به دلیل غلط بودن آن ادعا نیست. بلکه یادآوری میکند که پذیرش آن بهعنوان حقیقت- با توجه به پیشینه و پیامدهای موضوع- بهتر است با تأمل صورت گیرد. نوع بازتاب یافتن و فهم شدن مواضع چپ (لیبرال پیشرو) آمریکایی درباره جنگ اخیر در ایران از مصادیق استفاده به جا از این مثل است.
🖊بهطور مشخص صحبت از آن دسته از گفتهها و نوشتههای انتقادی دانشگاهیان، تحلیلگران و روزنامهنگاران درباره سیاستهای جاری دولت آمریکاست که در فضای سیاسی ایران اغلب بهعنوان اعتراف نخبگان آمریکایی به حقانیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و پیشروی گفتارهای حاوی منافع ملی ایران در صحنه سیاسی آمریکا مورد استقبال قرار میگیرند.
🖊در بحرانهایی مثل جنگ چهل روزه مواضع ضدجنگ از نظر اخلاقی دست بالا را دارند. از این رو مطالبه توقف جنگی بیدلیل و بیهدف سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی را هم در موقعیت برتر اخلاقی مینشاند. اما برای داوری در مورد همراستا بودن یا نبودن یک نظر با منافع ملی ایران نه فقط نفس ابراز موضع، که تأثیر آن در محیط سیاسی هم مهم است. چه بسا مواضعی در لحظه انتشار مدافع منافع ملی ایران به نظر رسیده و در بلندمدت اثری خلاف برجا بگذارند.
🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6422
#امیرحسین_مهدوی #ایران #جنگ
🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:
t.me/mashghenowofficial | 1 542 |
| 18 | خلاصه مطلب تامل بر انگیز جناب مهدوی گرانقدر👇 | 1 355 |
| 19 | https://mashghenow.com/?p=6422 | 1 487 |
| 20 | لیکن پس از پیروزی انقلاب طبقه جدید انقلابی عمدتاً شامل مهاجرین ساکن حومه شهرها، معممین انقلابی و گروههای چپگرا پر سر وصدا و پر خروش ظاهر شد و طبقه متوسط را نیز به تدریج منتفی نمود.
با توجه با این مقدمه به تبیین شرایطی که معمولاً پس از انقلابها ظاهر میشود میپردازیم.
۱. انقلابها بهعنوان محیطهای سیاسیِ پُرهیجان و پُرتنش
انقلابها دورههایی از برانگیختگی شدید جمعی ایجاد میکنند؛ دورههایی که در آن شرایط هیجانی، قطبیشدن عاطفی، و تعلیق کوتاه مدت و معمولاً بلند مدت سازوکارهای نهادی و عقلائی مشاهده میشود. این پدیده در آثار کلاسیک روانشناسی جمعی (لو بون، ۱۸۹۵؛ تارد، ۱۹۰۱) و نیز در پژوهشهای جدید درباره احساسات سیاسی (گودوین، جاسپر و پولتا، ۲۰۰۱؛ توسکا، ۲۰۲۳) بهخوبی مستند شده است.
در چنین شرایطی، رفتار سیاسی و اجتماعی از حالت عقلانی به حالت عاطفی و هیجانی و خشونتبار تغییر میکند و زمینه برای ظهور رهبران کاریزماتیک و سلطهجو فراهم میشود.
۲. گزینش رهبران در شرایط فروپاشی نهادی
فروپاشی نهادها معیارهای انتخاب رهبر را دگرگون میکند. بهجای معیارهای بوروکراتیک یا قانونی یا شایستگی مدیریتی، رهبران بر اساس:
• قاطعیت،
• یقین ایدئولوژیک،
• آمادگی برای اعمال زور و خشونت،
• و توانایی برانگیختن هیجان جمعی
ظهور مینمایند.
این دقیقاً با مفهوم اقتدار کاریزماتیک در اندیشۀ ماکس وِبر (۱۹۲۲) همخوان است. پژوهشهای مربوط به شخصیت اقتدارگرا (آدورنو، ۱۹۵۰) و رهبری سلطهمحور (وینتر، ۲۰۰۳) نیز نشان میدهد که چنین شرایطی افراد فاقد حس همدلی، بی توجه به درد و رنج و سرنوشت دیگران، و شدیداً سلطه طلب را به قدرت میرساند.
۳. واگرایی تدریجی بین مسیر عاطفیِ تودهها و مسیر عاطفیِ نخبگان
پس از اوج انقلابی، معمولاً جامعه و اکثریت مردم به تدریج وارد مرحله عادیسازی عاطفی میشوند و ثبات و امنیت و شیوه عقلائی را ترجیح میدهند. اما نخبگان انقلابی—بهویژه کسانی که در اوج هیجان و خشونت انقلابی به قدرت رسیدهاند— برای حفظ جایگاه سعی میکنند جامعه کماکان در حالت بر انگیخته، هیجان زده و در حالت بسیج دائمی باقی بماند.
این واگرایی تنش ساختاری ایجاد میکند:
• تودهها خواهان آرامشاند
• نخبگان جدید خواهان تداوم انقلابی گری
این سازوکار در انقلاب فرانسه (دویل، ۱۹۸۹)، انقلاب روسیه (فیتزپاتریک، ۲۰۰۸)، انقلاب چین (مایزنر، ۱۹۹۹) و سایر موارد بهوضوح دیده میشود.
۴. مسیرهای وابسته و تثبیت قدرت قهری
وقتی نخبگان انقلابی کنترل نهادهای قهری را به دست میگیرند، حکومت آنان، به همان مسیر وابستگی پیدا میکند: هزینه واگذاری قدرت افزایش مییابد و ظرفیت نهادی برای مقاومت کاهش. این سازوکار در نظریههای تثبیت اقتدارگرایی (لینتز، ۲۰۰۰؛ لویتسکی و وی، ۲۰۱۰) بهتفصیل توضیح داده شده است.
۵. نظریه ماکس وِبِر (جامعه شناس، تاریخدان و اقتصاددان آلمانی قرن بیستم) از تحلیل این پدیده قابل توجه است؛
وبر نشان میدهد که اقتدار کاریزماتیک:
• در بحران پدید میآید،
• بر هیجان جمعی تکیه دارد،
• و برای بقا نیازمند تداوم وضعیت فوقالعاده، تداوم درگیری جامعه در بحران و جوشش احساسات خشمگینانه است.
به همین دلیل، نخبگان کاریزماتیکی که در انقلابها ظاهر شده، غالباً در برابر عادیسازی مقاومت میکنند و این امر به اقتدارگرایی یا پاکسازیهای خشونتآمیز میانجامد. ماکس وبر استدلال می کند که خشونت تا مادامی مواثر میافتد که نوعی مشروعیت و سازمان باقی مانده باشد.
اما خواهناخواه چنین فراگردی خود فرسایشی است. انقلاب فرانسه یک دوران طولانی بحران سیاسی را از سال ۱۷۸۹ تا نیمه قرن بیستم، برای بیش از یکصد و پنجاه سال، به دنبال داشت. انقلاب فرانسه به نوعی تیپ ایده آل برای برسی اثر بلند مدت انقلابها است.
در بخش بعدی تاریخچه مختصر انقلابهای تاریخی عمده بررسی و از آن ها جمعبندی ارائه می شود. | 1 752 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
