en
Feedback
Mohammad-Tabibian

Mohammad-Tabibian

Open in Telegram

این کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک می‌گذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.

Show more
5 863
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1630 days
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+49
in 3 channels
June '26
+143
in 3 channels
Get PRO
May '26
+26
in 4 channels
Get PRO
April '26
+31
in 4 channels
Get PRO
March '26
+14
in 1 channels
Get PRO
February '26
+189
in 5 channels
Get PRO
January '26
+35
in 6 channels
Get PRO
December '25
+115
in 10 channels
Get PRO
November '25
+64
in 9 channels
Get PRO
October '25
+41
in 4 channels
Get PRO
September '25
+43
in 10 channels
Get PRO
August '25
+61
in 6 channels
Get PRO
July '25
+238
in 14 channels
Get PRO
June '25
+24
in 2 channels
Get PRO
May '25
+252
in 16 channels
Get PRO
April '25
+51
in 6 channels
Get PRO
March '25
+24
in 8 channels
Get PRO
February '25
+16
in 7 channels
Get PRO
January '25
+57
in 5 channels
Get PRO
December '24
+57
in 7 channels
Get PRO
November '24
+118
in 16 channels
Get PRO
October '24
+26
in 4 channels
Get PRO
September '24
+33
in 4 channels
Get PRO
August '24
+41
in 7 channels
Get PRO
July '24
+185
in 12 channels
Get PRO
June '24
+64
in 10 channels
Get PRO
May '24
+54
in 9 channels
Get PRO
April '24
+58
in 7 channels
Get PRO
March '24
+54
in 6 channels
Get PRO
February '24
+110
in 10 channels
Get PRO
January '24
+189
in 4 channels
Get PRO
December '23
+38
in 9 channels
Get PRO
November '23
+39
in 5 channels
Get PRO
October '23
+63
in 7 channels
Get PRO
September '23
+112
in 0 channels
Get PRO
August '23
+25
in 0 channels
Get PRO
July '23
+20
in 0 channels
Get PRO
June '23
+112
in 0 channels
Get PRO
May '23
+69
in 0 channels
Get PRO
April '23
+99
in 0 channels
Get PRO
March '23
+43
in 0 channels
Get PRO
February '23
+71
in 0 channels
Get PRO
January '23
+68
in 0 channels
Get PRO
December '22
+101
in 0 channels
Get PRO
November '22
+220
in 0 channels
Get PRO
October '22
+41
in 0 channels
Get PRO
September '22
+19
in 0 channels
Get PRO
August '22
+41
in 0 channels
Get PRO
July '22
+37
in 0 channels
Get PRO
June '22
+52
in 0 channels
Get PRO
May '22
+114
in 0 channels
Get PRO
April '22
+53
in 0 channels
Get PRO
March '22
+102
in 0 channels
Get PRO
February '22
+36
in 0 channels
Get PRO
January '22
+38
in 0 channels
Get PRO
December '21
+43
in 0 channels
Get PRO
November '21
+106
in 0 channels
Get PRO
October '21
+166
in 0 channels
Get PRO
September '21
+45
in 0 channels
Get PRO
August '21
+127
in 0 channels
Get PRO
July '21
+100
in 0 channels
Get PRO
June '21
+278
in 0 channels
Get PRO
May '21
+80
in 0 channels
Get PRO
April '21
+67
in 0 channels
Get PRO
March '21
+60
in 0 channels
Get PRO
February '21
+18
in 0 channels
Get PRO
January '21
+55
in 0 channels
Get PRO
December '20
+4 988
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
27 July0
26 July+1
25 July0
24 July+4
23 July0
22 July+4
21 July+1
20 July+1
19 July+2
18 July+1
17 July+5
16 July+1
15 July+1
14 July0
13 July0
12 July+1
11 July+1
10 July+1
09 July+2
08 July+2
07 July+4
06 July+2
05 July+2
04 July+2
03 July+4
02 July+2
01 July+5
Channel Posts
استاد ارجمند دکتر عبده تبریزی تکمله قابل ملاحظه ای بر مطلب فوق نوشته اند، با تشکر از ایشان؛ *استاد محترم، جناب آقای دکتر محمد طبیبیان* با عرض سلام درست می‌فرمایید که پایان واقعی جنگ، حتی با خاموش شدن سلاح‌ها هم واقعیت نمی‌یابد؛ زمانی نمایان می‌شود که امکان آشتی، بازسازی نهادها، احیای اعتماد اجتماعی و بازگشت به مسیر توسعه فراهم شود. اگر این مرحله محقق نشود، جنگ حتی پس از پایان درگیری نظامی نیز، در اشکال دیگر، سال‌ها و گاه نسل‌ها ادامه خواهد یافت. مثال‌های شما گویا بود. امیدواریم پیش از آن‌که هزینه‌ها غیرقابل جبران شود، راهی برای کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی فراهم شود. در راستای فرمایش شما، تفکیک بین «پیروزی نظامی» و «پیروزی سیاسی» تقسیم‌بندی مناسبی است. در دهه‌های اخیر، قدرت‌های بزرگ بارها توانسته‌اند در میدان نبرد برتری نظامی خود را نشان دهند، اما کمتر توانسته‌اند نظمی سیاسی ایجاد کنند که از مشروعیت، ثبات و مقبولیت اجتماعی برخوردار باشد. از این منظر، جنگ‌های معاصر ـــــ همان طور که در نوشته‌ی شما آمده ـــــ بیش از آن‌که با فتح سرزمین پایان یابند، به فرسایش اقتصادی، اجتماعی و روانی همه‌ی طرف‌ها انجامیدند. البته، هرچه جنگ طولانی‌تر شود، احتمال وقوع خطاهای محاسباتی هم افزایش می‌یابد. درگیری‌های محدود ممکن است به‌تدریج به برخوردهای گسترده‌تر تبدیل شوند؛ نه لزوماً به دلیل تصمیم آگاهانه، بلکه بر اثر سوءبرداشت، اشتباه اطلاعاتی یا ... . تأیید می‌فرمایید که بسیاری از جنگ‌های بزرگ، بیش از آن‌که محصول برنامه‌ای دقیق باشند، نتیجه‌ی انباشت همین خطاها بوده‌اند. ارادتمند حسین عبده تبریزی

2
عاقبت جنگ برای بسیاری این پرسش مطرح می شود که عاقبت این جنگ در صورت تداوم چگونه است؟ پیش‌بینی آینده دشوار است، اما بررسی روندهای تاریخی می‌تواند تصویر روشنی از پیامدهای جنگ ارائه دهد. پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده در مجموعه‌ای از جنگ‌ها و مداخلات نظامی حضور داشته است؛ برخی با پیروزی نظامی جزیی و کوتاه‌مدت، و بسیاری با ناکامی در دستیابی به اهداف سیاسی بلندمدت. یعنی در دست‌یابی به هر هدفی که بتوان پیروزی نامید. امریکا در جنگ کره به یک بن‌بست رسید و شبه‌جزیره همچنان تقسیم‌شده و بحرانی باقی ماند. در ویتنام، با وجود توان نظامی گسترده، نتوانست مانع پیروزی نیروهای کمونیست شود. در افغانستان و عراق نیز، پس از سال‌ها حضور نظامی و هزینه‌های سنگین، اهداف سیاسی و ساختارهای حکومتی پایدار شکل نگرفت و کشورها دوباره به چرخه‌ی بحران بازگشتند. این الگو نشان می‌دهد که پیروزی نظامی به معنای سنتی آن، دیگر تضمین‌کننده‌ی موفقیت سیاسی نیست. در بسیاری از این موارد، آغاز جنگ تنها به امریکا محدود نمی‌شد؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل منطقه‌ای و جهانی نقش داشتند: گسترش کمونیسم در شرق آسیا، ظهور القاعده در افغانستان، و رفتارهای تهاجمی صدام حسین در خاورمیانه. با این حال، نقش امریکا در تشدید یا طولانی‌کردن بحران‌ها قابل انکار نیست. نقش دیگر بازیگران نیز قابل چشم پوشی نیست.. در اغلب این جنگ‌ها، زمانی که افکار عمومی داخل امریکا علیه ادامه‌ی جنگ می‌شود، دولت امریکا عقب‌نشینی می‌کند و کشور میزبان را در شرایطی رها می‌کند که ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن آسیب دیده و شکاف‌های داخلی عمیق شده‌اند. در چنین خلأیی، گروه‌های مسلح، شبکه‌های مافیایی و بازیگران افراطی و‌خشونت ورز قدار قدرت می‌گیرند و چرخه‌ی خشونت ادامه می‌یابد. برای ایران، خطر اصلی نه صرفاً خسارت نظامی، بلکه تهدید موجودیتی است: تخریب زیرساخت‌ها، تضعیف انسجام ملی، و ایجاد شکاف‌های بلندمدت که می‌توانند نسل‌ها ادامه یابند. حتی اگر ایران بتواند عملیات‌هایی علیه امریکا یا متحدانش انجام دهد، نتیجه‌ی نهایی بر اساس الگوهای تاریخی، احتمالاً چیزی جز خسارت گسترده داخلی، سربرآوردن جنگ سالاران شرورتر، بی‌ثباتی منطقه‌ای، و میراثی سرشار از نفرت نخواهد بود. خداوند بخیر بگذراند.
1 696
3
تابلو نقاشی پیروزی مرگ اثر Pieter Bruege نقاشی ۱۵۶۲. این تصور عده‌ای از غایت موفقیت است.
1 632
4
No text...
1 654
5
https://www.ebay.com/itm/387870541073
1
6
قدرت جهالت این مطلب را اخیراً دیدم. از لیندن جانسون، یکی از رییس جمهورهای اسبق امریکا پرسیدند که چرا سفید پوستان فقیر امریکایی معمولاً به سیاستمدارانی رای می‌دهند که به زیان آنان عمل می کنند. پاسخی او به این مضمون بود: به این طبقه اجتماعی کسانی را معرفی کنید که به عنوان برتری نژادی یا مطلب مشابه بتوانند تحقیر کنند ، در این صورت با کمال میل جیبشان را در اختیار شما قرار می‌دهند تا کاملاً خالی کنید. ده ها سال است پدیده مشابهی. البته با شاکله متفاوت این طرف جهان مشاهده می کنم. به عده ای مجوز خشونت ورزی بدهید از شما پاداش دیگری نخواهند خواست برخی دراین راه تا انتها می روند. اینگونه افراد که آسیب رساندن به دیگران حتی به زیان خودشان را انتخاب می‌کنند خطرناک‌ترین اعضاء یک جامعه هستند.
3 040
7
باز همان آش و همان کاسه. نتیجه کار کرد عوامل داخلی و خارجی که نباید ثبات و آسایش برای ملت ایران را تحمل کنند.
3 093
8
https://apple.news/Ag28rzSx0SryOkmMR9Qxl2Q
2 843
9
نکته قابل تعمقی از جناب محمد قوچانی گرانقدر.
3 391
10
یک قرن پیش در عصر چنین روزی زنده یاد عباس مسعودی اولین شماره ی روزنامه اطلاعات را منتشر کرد . دیرپاترین روزنامه فارسی زبان که صد سال است مدام منتشر می شود ؛ در کشوری که به اشتباه آن را جامعه کوتاه مدت می خوانند . امسال نهضت مشروطیت ایران یکصد و بیست ساله می شود . انقلاب ملی ایران که پایه گذار بسیاری از نهادهای ملی و مدنی مدرن شد : مجلس ملی ، دانشگاه ملی ، بانک ملی ، ارتش ملی ، دادگستری ملی و روزنامه ی ملی ... و دیگر نهادهای ملت - دولت ایران که ریشه در تمدن -فرهنگ چند هزار ساله ایران دارد . در " آرشیو " شماره نهم فصل نامه ی " کتاب نامه" آگاهی نو گزارش مفصلی به یاد عباس مسعودی و روزنامه و موسسه اطلاعات نوشته ام . موسسه ای که پایه گذار روزنامه نگاری حرفه ای در ایران شد ... https://www.instagram.com/p/Danme5njPIY/?igsh=MThyaDA5YXM2czQ3cA==
6 468
11
🎥 مسئول جنگ کیست؟ 🔶 گفت‌وگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقی 🔻فریدون مجلسی: چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرت‌های بزرگ جهان
🎥 مسئول جنگ کیست؟ 🔶 گفت‌وگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقی 🔻فریدون مجلسی: چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرت‌های بزرگ جهان شویم؟ آمریکا از اسرائیل جدا نیست. بنابراین، سیاست نابودی اسرائیل یعنی سیاست نابودی آمریکا که هم برخلاف منافع ملی ایران است و هم امری ناممکن است. مسئله تسلیم شدن نیست، بلکه باید یک کشور عادی شویم، نه اینکه برای مسئله فلسطین، به‌دنبال محو اسرائیل و حمله به کشورهای عربی باشیم. 🔺ابراهیم متقی: تهدید اسرائیل برای کشورهای منطقه از جمله ایران کاملا جدی است. شاه نیز با آمریکایی‌ها در قدرت بیش از حد اسرائیل اختلاف داشت. رفتار ایران در ۱۰۰ سال گذشته واکنش به تهاجم قدرت‌های بزرگ بوده است. حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد به بیگانگی با قدرت‌های غربی دامن زده است. در حال حاضر، ایران با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه شده و واکنش‌های کشور اقتضای راهبرد بقاست. 🎞 فیلم کامل این گفت‌وگو در یوتوب آزاد: https://youtu.be/k386vpGYohg ✅ حمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد 🆔@AzadSocial
2 264
12
No text...
2 101
13
https://apple.news/AO_oxUYmHSZ68tUoXFVoPSQ
2 323
14
چگونه استفاده از ریاضی به پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم کمک کرد؟ مقاله زیر این مطلب را مورد توجه قرار میدهد. نیروهای متفقین نیازمند بودند تخمین قابل قبولی از تعداد تانک تولید شده توسط آلمان بدست آورند. برای این‌کار یک ماخذ اطلاعات جاسوسی بود. اما یک ماخذ دیگر کار مطالعاتی آمار دانان می‌بود. بر اساس شماره سریال مندرج بر روی موتور و توپ تانک های آلمانی که از جبهه های مختلف باز یافت شده بود و البته کلاً شماره‌های تصادفی را بدست می‌داد، زیرا الگوی مشخصی در باز یابی تانک های آسیب دیده دشمن در جبهه‌ها وجود نداشت. آمار دانان این اعداد تصادفی را مورد استفاده قرار داده و تخمین هایی بدست دادند. بعد از جنگ مقایسه این ارقام با ارقام واقعی تولید و ارقام تخمینی دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی نشان داد که تخمین‌های آماری در مقایسه با تخمین های اطلاعاتی و جاسوسی بسیار به واقعیت نزدیک تر بوده. این مقایسه که در یک جدول آمده بسیار جالب است.
2 052
15
اگر این خبر صحت داشته باشد و این تشکیلات که مطرح شده با جدیت و ظائف تعیین شده خود را انجام دهد، آخرین میخ به تابوت اقتصاد کشور زده خواهد شد. سلمنا
3 851
16
سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد ۱۰ تیر ۱۴۰۵
3 009
17
انقلاب_بحران_یادگیری_بقاء_ویرایش۲.pdf
3 766
18
ویرایش دوم انقلاب، بحران، یادگیری و بقاء
3 788
19
تاریخ نشان می‌دهد که پیروزی در انقلاب، پایان بحران نیست؛ آغاز آزمون دشوار حکومت‌داری است. بقای ملت‌ها نه به توانایی آنان در انقلاب کردن، بلکه به توانایی آنان در یادگیری، اصلاح مستمر و ساختن نهادهای پایدار وابسته است. تمدن‌ها با انقلاب ساخته نمی‌شوند؛ با نهادهایی ساخته می‌شوند که بتوانند بدون انقلاب، خود را اصلاح کنند. می توان دریافت که جوامع دوام می آورند نه به‌دلیل تصاحب ‘حقیقت مطلق’، بلکه به دلیل کسب و آموختن شیوه‌ها و ساز وکارهای تصحیح خطا. فاعتبروا یا أولی الأبصار.
7 086
20
جمعبدی گزارش فوق تحت عنوان انقلاب، بحران، یادگیری و بقاء: جمع‌بندی: انقلاب، بحران یادگیری و بقاء در این گزارش تجربه سه انقلاب بزرگ فرانسه، روسیه و چین، با استفاده از چارچوب‌های نظری اسکاک‌پل، تیلی و وبر، به اختصار بررسی شد. اگرچه هر یک از این انقلاب‌ها در زمینه‌های تاریخی و فرهنگی متفاوتی رخ داده‌اند، اما در بسیاری از مراحل، الگوهای مشترکی را نشان می‌دهند. نخست آنکه انقلاب‌ها معمولاً محصول طراحی آگاهانه نیستند، بلکه نتیجه فروپاشی تدریجی ظرفیت حکومت در اداره جامعه‌اند. هنگامی که ناکارآمدی، فساد، تبعیض، ظلم یا ناتوانی دولت در حل بحران‌ها از حد معینی فراتر می‌رود، نه تنها حکومت، بلکه نظم اجتماعی نیز مشروعیت خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی جامعه وارد مرحله‌ای از برانگیختگی شدید جمعی می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن احساسات بر عقل عرفی غلبه می‌کند، اعتدال و میانه‌روی نشانه ضعف تلقی می‌شود و خشونت علیه دشمنان پیشین، مشروعیت اخلاقی و سیاسی پیدا می‌کند. در چنین فضایی رهبران کاریزماتیک ظهور می‌کنند. آنان معمولاً با قطعیت ایدئولوژیک، ایمان راسخ به رسالت تاریخی خود، و آمادگی برای تحمیل هزینه‌های سنگین انسانی و اجتماعی، قدرت را به دست می‌گیرند. اما همان ویژگی‌هایی که آنان را در دوران انقلاب موفق ساخته است، الزاماً برای اداره جامعه در دوران پس از انقلاب مناسب نیست. پس از فروکش کردن هیجان‌های انقلابی، خواست عمومی جامعه تغییر می‌کند. مردم دیگر بسیج دائمی، دشمن‌تراشی و بحران مستمر نمی‌خواهند؛ بلکه امنیت، ثبات، رفاه و امکان بازگشت به زندگی عادی را طلب می‌کنند. از این مرحله به بعد، منطق اداره جامعه با منطق انقلاب متفاوت می‌شود. جامعه به عقل عرفی، مصالحه، قانون، تخصص، تولید، سرمایه‌گذاری و نهادهای پایدار نیاز پیدا می‌کند. در همین نقطه است که سرنوشت انقلاب‌ها از یکدیگر جدا می‌شود. طبقه انقلابی غالباً منافع، مشروعیت و هویت خود را در تداوم فضای انقلابی می‌بیند. از این رو، اصلاحات را نوعی عقب‌نشینی، سازش یا حتی خیانت تلقی می‌کند و در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد. نتیجه این تعارض، در بسیاری از موارد، ورود جامعه به دور جدیدی از خشونت، سرکوب و پاکسازی‌های داخلی است؛ به گونه‌ای که کارنامه انقلاب از سیاهی استبداد پیشین، به خونریزی‌های گسترده پس از انقلاب تبدیل می‌شود. تجربه فرانسه نشان می‌دهد که هرچند انقلاب مسیر دشوار و پرهزینه‌ای را طی کرد، اما توسعه اقتصادی، شکل‌گیری تدریجی نهادهای حقوقی و سیاسی، و ظرفیت جامعه برای اصلاح، سرانجام پس از بیش از یک قرن کشور را به ثبات رساند. در روسیه، نظام انقلابی تقریباً تا پایان عمر خود نتوانست از منطق انقلاب به منطق حکومت‌داری گذار کند. اصلاحات محدود و دیرهنگام، بدون تحول عمیق در نظام فکری، نهادی، مدیریتی و اقتصادی، نتوانست بحران را مهار کند و در نهایت یکی از بزرگ‌ترین فروپاشی‌های سیاسی و اقتصادی تاریخ رقم خورد. در مقابل، چین تجربه‌ای متفاوت ارائه داد. رهبران جدید حزب کمونیست دریافتند که ادامه مسیر پیشین نه تنها توسعه را ناممکن می‌سازد، بلکه بقای خود نظام را نیز تهدید می‌کند. از این رو، اصلاحات گسترده اقتصادی، مدیریتی و نهادی را آغاز کردند. این اصلاحات صرفاً تغییر چند سیاست اقتصادی نبود؛ بلکه نوعی تحول پارادایمی در شیوه اندیشیدن به اقتصاد، مدیریت، انگیزه‌ها، بازار، مالکیت، فناوری و رابطه دولت با جامعه بود. تجربه چین نشان می‌دهد که بقای یک نظام سیاسی، بیش از آنکه به حفظ شعارهای اولیه وابسته باشد، به ظرفیت آن برای یادگیری، اصلاح و انطباق با واقعیت‌های جدید بستگی دارد. از این رو شاید بتوان مهم‌ترین درس مشترک این سه تجربه را چنین بیان کرد: بزرگ‌ترین بحران پس از انقلاب، بحران قدرت نیست؛ بحران یادگیری است. جامعه‌ای که نتواند از منطق بسیج انقلابی به منطق اداره عقلانی جامعه گذار کند، دیر یا زود یا در چرخه خشونت گرفتار می‌شود یا به رکود و فروپاشی می‌رسد. در مقابل، جامعه‌ای که بتواند بدون از دست دادن انسجام خود، نهادهای کارآمد، حقوق مالکیت، حاکمیت قانون، آزادی نسبی فعالیت اقتصادی، شایسته‌سالاری و سازوکارهای اصلاح مستمر را ایجاد کند، شانس بیشتری برای بقا و توسعه خواهد داشت. نمونه‌های متعددی در قرن بیستم نیز نشان می‌دهد که برخی انقلاب‌ها کشورها را در نوعی تعادل سطح پایین گرفتار کرده‌اند؛ وضعیتی که در آن نه تنها سیاست، بلکه اقتصاد، سرمایه اجتماعی، عدالت، اخلاق عمومی و ظرفیت یادگیری نیز به شدت آسیب دیده است. کشورهایی مانند لیبریا، زیمبابوه، کوبا و ونزوئلا، هر یک با ویژگی‌های متفاوت، نمونه‌هایی از این وضعیت به شمار می‌آیند. خروج از چنین تعادلی معمولاً بسیار دشوار است، زیرا خود نهادهای لازم برای اصلاح نیز در جریان بحران فرسوده یا نابود شده‌اند. شاید بتوان پیام نهایی این بررسی را در یک فراز خلاصه کرد:
4 082