fa
Feedback
Mohammad-Tabibian

Mohammad-Tabibian

رفتن به کانال در Telegram

این کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک می‌گذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.

نمایش بیشتر
5 874
مشترکین
+224 ساعت
+117 روز
+10430 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+25
در 1 کانال‌ها
ژوئن '26
+143
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+26
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+31
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+189
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+35
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+115
در 10 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+64
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+41
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+43
در 10 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+61
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+238
در 14 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+24
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+252
در 16 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+51
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+24
در 8 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+16
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+57
در 5 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+57
در 7 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+118
در 16 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+26
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+33
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+41
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+185
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+64
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+54
در 9 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+58
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+54
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+110
در 10 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+189
در 4 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+38
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+39
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+63
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+112
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+68
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+101
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+220
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+114
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+106
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+127
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+100
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+278
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+80
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+4 988
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
09 ژوئیه+2
08 ژوئیه+2
07 ژوئیه+4
06 ژوئیه+2
05 ژوئیه+2
04 ژوئیه+2
03 ژوئیه+4
02 ژوئیه+2
01 ژوئیه+5
پست‌های کانال
Repost from آزاد | Azad
🎥 مسئول جنگ کیست؟ 🔶 گفت‌وگوی فریدون مجلسی و ابراهیم متقی 🔻فریدون مجلسی: چرا باید وارد یک جنگ بازنده با قدرت‌های بزرگ جهان شویم؟ آمریکا از اسرائیل جدا نیست. بنابراین، سیاست نابودی اسرائیل یعنی سیاست نابودی آمریکا که هم برخلاف منافع ملی ایران است و هم امری ناممکن است. مسئله تسلیم شدن نیست، بلکه باید یک کشور عادی شویم، نه اینکه برای مسئله فلسطین، به‌دنبال محو اسرائیل و حمله به کشورهای عربی باشیم. 🔺ابراهیم متقی: تهدید اسرائیل برای کشورهای منطقه از جمله ایران کاملا جدی است. شاه نیز با آمریکایی‌ها در قدرت بیش از حد اسرائیل اختلاف داشت. رفتار ایران در ۱۰۰ سال گذشته واکنش به تهاجم قدرت‌های بزرگ بوده است. حوادثی مانند کودتای ۲۸ مرداد به بیگانگی با قدرت‌های غربی دامن زده است. در حال حاضر، ایران با کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی مواجه شده و واکنش‌های کشور اقتضای راهبرد بقاست. 🎞 فیلم کامل این گفت‌وگو در یوتوب آزاد: https://youtu.be/k386vpGYohgحمایت «ارزی» و «ریالی» از آزاد 🆔@AzadSocial

2
بدون متن...
1 014
3
https://apple.news/AO_oxUYmHSZ68tUoXFVoPSQ
1 006
4
چگونه استفاده از ریاضی به پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم کمک کرد؟ مقاله زیر این مطلب را مورد توجه قرار میدهد. نیروهای متفقین نیازمند بودند تخمین قابل قبولی از تعداد تانک تولید شده توسط آلمان بدست آورند. برای این‌کار یک ماخذ اطلاعات جاسوسی بود. اما یک ماخذ دیگر کار مطالعاتی آمار دانان می‌بود. بر اساس شماره سریال مندرج بر روی موتور و توپ تانک های آلمانی که از جبهه های مختلف باز یافت شده بود و البته کلاً شماره‌های تصادفی را بدست می‌داد، زیرا الگوی مشخصی در باز یابی تانک های آسیب دیده دشمن در جبهه‌ها وجود نداشت. آمار دانان این اعداد تصادفی را مورد استفاده قرار داده و تخمین هایی بدست دادند. بعد از جنگ مقایسه این ارقام با ارقام واقعی تولید و ارقام تخمینی دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی نشان داد که تخمین‌های آماری در مقایسه با تخمین های اطلاعاتی و جاسوسی بسیار به واقعیت نزدیک تر بوده. این مقایسه که در یک جدول آمده بسیار جالب است.
1 010
5
اگر این خبر صحت داشته باشد و این تشکیلات که مطرح شده با جدیت و ظائف تعیین شده خود را انجام دهد، آخرین میخ به تابوت اقتصاد کشور زده خواهد شد. سلمنا
2 633
6
سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد ۱۰ تیر ۱۴۰۵
1 883
7
انقلاب_بحران_یادگیری_بقاء_ویرایش۲.pdf
2 485
8
ویرایش دوم انقلاب، بحران، یادگیری و بقاء
2 358
9
تاریخ نشان می‌دهد که پیروزی در انقلاب، پایان بحران نیست؛ آغاز آزمون دشوار حکومت‌داری است. بقای ملت‌ها نه به توانایی آنان در انقلاب کردن، بلکه به توانایی آنان در یادگیری، اصلاح مستمر و ساختن نهادهای پایدار وابسته است. تمدن‌ها با انقلاب ساخته نمی‌شوند؛ با نهادهایی ساخته می‌شوند که بتوانند بدون انقلاب، خود را اصلاح کنند. می توان دریافت که جوامع دوام می آورند نه به‌دلیل تصاحب ‘حقیقت مطلق’، بلکه به دلیل کسب و آموختن شیوه‌ها و ساز وکارهای تصحیح خطا. فاعتبروا یا أولی الأبصار.
5 484
10
جمعبدی گزارش فوق تحت عنوان انقلاب، بحران، یادگیری و بقاء: جمع‌بندی: انقلاب، بحران یادگیری و بقاء در این گزارش تجربه سه انقلاب بزرگ فرانسه، روسیه و چین، با استفاده از چارچوب‌های نظری اسکاک‌پل، تیلی و وبر، به اختصار بررسی شد. اگرچه هر یک از این انقلاب‌ها در زمینه‌های تاریخی و فرهنگی متفاوتی رخ داده‌اند، اما در بسیاری از مراحل، الگوهای مشترکی را نشان می‌دهند. نخست آنکه انقلاب‌ها معمولاً محصول طراحی آگاهانه نیستند، بلکه نتیجه فروپاشی تدریجی ظرفیت حکومت در اداره جامعه‌اند. هنگامی که ناکارآمدی، فساد، تبعیض، ظلم یا ناتوانی دولت در حل بحران‌ها از حد معینی فراتر می‌رود، نه تنها حکومت، بلکه نظم اجتماعی نیز مشروعیت خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی جامعه وارد مرحله‌ای از برانگیختگی شدید جمعی می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن احساسات بر عقل عرفی غلبه می‌کند، اعتدال و میانه‌روی نشانه ضعف تلقی می‌شود و خشونت علیه دشمنان پیشین، مشروعیت اخلاقی و سیاسی پیدا می‌کند. در چنین فضایی رهبران کاریزماتیک ظهور می‌کنند. آنان معمولاً با قطعیت ایدئولوژیک، ایمان راسخ به رسالت تاریخی خود، و آمادگی برای تحمیل هزینه‌های سنگین انسانی و اجتماعی، قدرت را به دست می‌گیرند. اما همان ویژگی‌هایی که آنان را در دوران انقلاب موفق ساخته است، الزاماً برای اداره جامعه در دوران پس از انقلاب مناسب نیست. پس از فروکش کردن هیجان‌های انقلابی، خواست عمومی جامعه تغییر می‌کند. مردم دیگر بسیج دائمی، دشمن‌تراشی و بحران مستمر نمی‌خواهند؛ بلکه امنیت، ثبات، رفاه و امکان بازگشت به زندگی عادی را طلب می‌کنند. از این مرحله به بعد، منطق اداره جامعه با منطق انقلاب متفاوت می‌شود. جامعه به عقل عرفی، مصالحه، قانون، تخصص، تولید، سرمایه‌گذاری و نهادهای پایدار نیاز پیدا می‌کند. در همین نقطه است که سرنوشت انقلاب‌ها از یکدیگر جدا می‌شود. طبقه انقلابی غالباً منافع، مشروعیت و هویت خود را در تداوم فضای انقلابی می‌بیند. از این رو، اصلاحات را نوعی عقب‌نشینی، سازش یا حتی خیانت تلقی می‌کند و در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد. نتیجه این تعارض، در بسیاری از موارد، ورود جامعه به دور جدیدی از خشونت، سرکوب و پاکسازی‌های داخلی است؛ به گونه‌ای که کارنامه انقلاب از سیاهی استبداد پیشین، به خونریزی‌های گسترده پس از انقلاب تبدیل می‌شود. تجربه فرانسه نشان می‌دهد که هرچند انقلاب مسیر دشوار و پرهزینه‌ای را طی کرد، اما توسعه اقتصادی، شکل‌گیری تدریجی نهادهای حقوقی و سیاسی، و ظرفیت جامعه برای اصلاح، سرانجام پس از بیش از یک قرن کشور را به ثبات رساند. در روسیه، نظام انقلابی تقریباً تا پایان عمر خود نتوانست از منطق انقلاب به منطق حکومت‌داری گذار کند. اصلاحات محدود و دیرهنگام، بدون تحول عمیق در نظام فکری، نهادی، مدیریتی و اقتصادی، نتوانست بحران را مهار کند و در نهایت یکی از بزرگ‌ترین فروپاشی‌های سیاسی و اقتصادی تاریخ رقم خورد. در مقابل، چین تجربه‌ای متفاوت ارائه داد. رهبران جدید حزب کمونیست دریافتند که ادامه مسیر پیشین نه تنها توسعه را ناممکن می‌سازد، بلکه بقای خود نظام را نیز تهدید می‌کند. از این رو، اصلاحات گسترده اقتصادی، مدیریتی و نهادی را آغاز کردند. این اصلاحات صرفاً تغییر چند سیاست اقتصادی نبود؛ بلکه نوعی تحول پارادایمی در شیوه اندیشیدن به اقتصاد، مدیریت، انگیزه‌ها، بازار، مالکیت، فناوری و رابطه دولت با جامعه بود. تجربه چین نشان می‌دهد که بقای یک نظام سیاسی، بیش از آنکه به حفظ شعارهای اولیه وابسته باشد، به ظرفیت آن برای یادگیری، اصلاح و انطباق با واقعیت‌های جدید بستگی دارد. از این رو شاید بتوان مهم‌ترین درس مشترک این سه تجربه را چنین بیان کرد: بزرگ‌ترین بحران پس از انقلاب، بحران قدرت نیست؛ بحران یادگیری است. جامعه‌ای که نتواند از منطق بسیج انقلابی به منطق اداره عقلانی جامعه گذار کند، دیر یا زود یا در چرخه خشونت گرفتار می‌شود یا به رکود و فروپاشی می‌رسد. در مقابل، جامعه‌ای که بتواند بدون از دست دادن انسجام خود، نهادهای کارآمد، حقوق مالکیت، حاکمیت قانون، آزادی نسبی فعالیت اقتصادی، شایسته‌سالاری و سازوکارهای اصلاح مستمر را ایجاد کند، شانس بیشتری برای بقا و توسعه خواهد داشت. نمونه‌های متعددی در قرن بیستم نیز نشان می‌دهد که برخی انقلاب‌ها کشورها را در نوعی تعادل سطح پایین گرفتار کرده‌اند؛ وضعیتی که در آن نه تنها سیاست، بلکه اقتصاد، سرمایه اجتماعی، عدالت، اخلاق عمومی و ظرفیت یادگیری نیز به شدت آسیب دیده است. کشورهایی مانند لیبریا، زیمبابوه، کوبا و ونزوئلا، هر یک با ویژگی‌های متفاوت، نمونه‌هایی از این وضعیت به شمار می‌آیند. خروج از چنین تعادلی معمولاً بسیار دشوار است، زیرا خود نهادهای لازم برای اصلاح نیز در جریان بحران فرسوده یا نابود شده‌اند. شاید بتوان پیام نهایی این بررسی را در یک فراز خلاصه کرد:
2 919
11
انقلاب-بحران- بقاء.pdf
975
12
چند مطلبی که در مورد ماجرای پس از انقلاب ها و تجربه سه انقلاب بزرگ ارائه شد با کمی ویرایش در گزارش پی دی اف زیر ارائه شده است.
1 611
13
سه عامل مهم وجود داشت: الف. خستگی عمومی جامعه پس از یک دهه انقلاب فرهنگی، مردم از بسیج دائمی خسته شده بودند. جامعه خواهان: ثبات، امنیت، کار، آموزش، و زندگی عادی بود. ب. خستگی بوروکراسی حزب هزاران مدیر حزبی خود قربانی انقلاب فرهنگی شده بودند. بخش بزرگی از دستگاه حزب دیگر تمایلی به تکرار آن تجربه نداشت. ج. نقش ارتش ارتش به این نتیجه رسیده بود که ادامهٔ آشوب، امنیت ملی را تهدید می‌کند. به همین دلیل در سرکوب باند چهار نفره نقش مهمی ایفا کرد. ۴. مهم‌ترین لحظهٔ تاریخ معاصر چین از دید من، مهم‌ترین رخداد نه دستگیری باند چهار نفره، بلکه تغییر ذهنی رهبران حزب بود. برای نخستین بار اکثریت رهبران حزب پذیرفتند که: ممکن است خود انقلاب دچار خطا شده باشد. این اتفاق در بسیاری از انقلاب‌ها رخ نمی‌دهد. در فرانسهٔ ژاکوبنی، چنین پذیرشی بسیار دیر اتفاق افتاد. در شوروی عملاً تا زمان گورباچف رخ نداد. اما در چین فقط دو سال پس از مرگ مائو آغاز شد. ۵. دنگ شیائوپینگ و «انقلاب علیه انقلاب» دنگ در ظاهر از انقلاب کمونیستی دفاع می‌کرد. اما در عمل، بسیاری از بنیان‌های اقتصادی دوران مائو را کنار گذاشت. به همین دلیل برخی مورخان معتقدند که اصلاحات دنگ نوعی «انقلاب خاموش» بود. وی بدون براندازی حزب: فلسفهٔ اقتصادی حزب را تغییر داد؛ رابطهٔ دولت و بازار را بازتعریف کرد؛ معیار موفقیت را از وفاداری ایدئولوژیک به عملکرد اقتصادی منتقل کرد. آنچه این لحظه را برای پروژهٔ فکری شما بسیار جذاب می‌کند، این است که می‌توان آن را نه صرفاً یک تحول سیاسی، بلکه یک چرخش معرفت‌شناختی دانست. تا پیش از ۱۹۷۶، سؤال اصلی این بود: «آیا این سیاست با آموزه‌های مائو سازگار است؟» پس از دنگ، سؤال به تدریج تبدیل شد به: «آیا این سیاست نتیجه مفیدی برای چین به همراه دارد؟» این شاید یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ قرن بیستم باشد؛ لحظه‌ای که یک حزب انقلابی تصمیم گرفت بقای خود را نه از طریق وفاداری کامل به شعارها و عقیدهٔ اولیه، بلکه از طریق یادگیری از تجربه تضمین کند. این رخداد پلی طبیعی میان مباحث «انقلاب»، «معرفت‌شناسی» و «نهادهای یادگیرنده» ایجاد کرد. همه این دوران را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد ‘انقلاب فرهنگی چین آخرین تلاش پر مصیبت، پر تلفات و ضایعه‌آمیز برای تحمیل حکومت ایدئولوژی بر واقعیت بود، در مقابل آن اصلاحات دنگ نخستین تلاش برای چکش‌کاری و سازگار کردن ایدئولوژی با واقعیت روزگار محسوب می‌شود’.
713
14
● نابودی سرمایهٔ انسانی؛ ● بی‌اعتمادی اجتماعی. چین برای یک دهه در هرج‌ومرج فرو رفت. ۶. مرگ مائو و بحران مشروعیت مائو در سال ۱۹۷۶ درگذشت. پس از او کسانی قرار بود رهبری حزب را بعهده داشته باشند دستگیر شدند. این افراد که باند چهارنفره خوانده می شدند، شامل همسر مائو و سه مقام حزبی بودند به جرم زیاده روی و اجحاف طی انقلاب فرهنگی محاکمه و زندانی شدند. در این زمان: ● اقتصاد فرسوده بود؛ ● حزب اعتبار خود را از دست داده بود؛ ● جامعه از بسیج دائمی خسته شده بود. نظام انقلابی با بحران مشروعیت مواجه شد. ۷. ظهور دنگ شیائوپینگ. او یک مقام حزبی بود که در دوره انقلاب فرهنگی به مناطق روستایی تبعید شد و چند سال در یک کارخانه کارگری کرد. پس از مائو به قدرت رسید و طراحی نوسازی و اصلاحات اقتصادی چین را بعهده گرفت. دنگ شیائوپینگ نتیجه‌ای ساده اما بنیادین گرفت: «اگر اصلاح نکنیم، نظام فرو خواهد پاشید.» این نقطهٔ تفاوت تاریخی چین و شوروی است. فلسفهٔ دنگ شیائوپینگ مشهورترین جملهٔ او چنین بود: «مهم نیست گربه سفید باشد یا سیاه؛ مهم این است که موش بگیرد.» این جمله نماد گذار از ایدئولوژی به عمل‌گرایی بود. به مردم آموخت که به جای تبعیت از شعار‌های ایدئولوژیک بایستی متمرکز شوند بر اقداماتی که وضع مردم چین را بهبود بخشد. ۸. اصلاحات دنگ شیائوپینگ الف. اصلاحات کشاورزی ● انحلال کمون‌ها؛ ● واگذاری زمین به خانوارها؛ ● آزادی نسبی تولید و فروش. تولید کشاورزی جهش کرد. ب. اقتصاد بازار تحت نظارت دولت دنگ: ● مالکیت خصوصی محدود را پذیرفت؛ ● سرمایه‌گذاری خارجی را مجاز کرد؛ ● مناطق ویژهٔ اقتصادی ایجاد نمود؛ ● تجارت خارجی را توسعه داد. ج. بازگشت تخصص برخلاف انقلاب فرهنگی: ● دانشگاه‌ها بازگشایی شدند؛ ● مهندسان و دانشمندان ارتقا یافتند؛ ● آموزش عالی گسترش یافت. دانش دوباره مشروعیت پیدا کرد. ۹. چرا چین، همانند شوروی، فرو نپاشید؟ در چارچوب نظریه‌های انقلاب، مهم‌ترین پرسش این است: چرا شوروی فروپاشید اما چین باقی ماند؟ پاسخ را می‌توان در چهار عامل جستجو کرد: ۱. اصلاحات زودتر آغاز شد. ۲. حزب کمونیست انحصار سیاسی را حفظ کرد اما اقتصاد را آزاد نمود. ۳. دنگ با طبقهٔ انقلابی جدید مصالحه کرد و آن را کاملاً حذف نکرد. ۴. چین مشروعیت خود را از رشد اقتصادی گرفت، نه صرفاً از ایدئولوژی. ۱۰. نتیجه‌گیری تاریخ چین مدرن از سه مرحلهٔ انقلابی تشکیل شده است: ● فروپاشی امپراتوری؛ ● انقلاب کمونیستی؛ ● انقلاب فرهنگی. این فرآیندها نمونه‌ای کلاسیک از چرخهٔ انقلابی هستند: فروپاشی دولت، ظهور رهبران کاریزماتیک، بسیج توده‌ای، شکل‌گیری طبقهٔ انقلابی جدید، و مقاومت در برابر اصلاحات. اما چین در دههٔ ۱۹۷۰ مسیری متفاوت را انتخاب کرد. دنگ شیائوپینگ با کنارگذاشتن بخشی از آموزه‌های اقتصادی انقلاب، توانست دولت انقلابی را حفظ کند و اقتصاد را دگرگون سازد. در نتیجه اصلاحات اقتتصادی چند صد میلیون نفر چینی از زیر خط فقر بیرون آمدند و به تدریج چین از یک کشور بسیار فقیر و عقب‌مانده تبدیل به یک قدرت صنعتی و فنی درسطح جهان شد. از این منظر، تجربهٔ چین نه پایان انقلاب، بلکه تبدیل یک دولت انقلابی به یک دولت توسعه‌گرا بود؛ تحولی که آن را از سرنوشت اتحاد شوروی متمایز کرد. لحظهٔ حسابرسی در حزب کمونیست چین: پایان انقلاب دائمی دینامیک تحولات به صورت تقریبی شامل مراحل زیر بود. ۱. چین در سال ۱۹۷۶ در آستانهٔ فرسودگی کامل قرار داشت هنگام مرگ Mao Zedong در سال ۱۹۷۶، حزب کمونیست با واقعیتی روبه‌رو بود که دیگر نمی‌شد آن را پنهان کرد: رشد اقتصادی بسیار پایین بود؛ بخش بزرگی از نظام آموزشی از هم گسیخته بود؛ میلیون‌ها نفر قربانی پاکسازی‌های سیاسی شده بودند؛ نخبگان فنی و علمی سرکوب شده بودند؛ اعتماد درون حزب آسیب دیده بود. مهم‌تر از همه، بسیاری از رهبران حزب به این نتیجه رسیده بودند که اگر انقلاب فرهنگی ادامه یابد، ممکن است خود حزب نیز نابود شود. ۲. دو دیدگاه در برابر یکدیگر قرار گرفتند پس از مرگ مائو، دو جریان عمده در حزب شکل گرفت. جناح نخست: ادامه‌دهندگان انقلاب فرهنگی این گروه که حول جیانگ چینگ و متحدانش شکل گرفته بود، معتقد بود: انقلاب فرهنگی درست بوده است؛ مبارزهٔ طبقاتی باید ادامه یابد؛ روشنفکران همچنان باید تحت کنترل باشند؛ هرگونه اصلاح اقتصادی به بازگشت سرمایه‌داری منجر خواهد شد. در واقع آنان خواهان تداوم «انقلاب دائمی» بودند. جناح دوم: عمل‌گرایان این گروه شامل بسیاری از مدیران اجرایی، نظامیان و تکنوکرات‌های حزب بود. آن‌ها استدلال می‌کردند: کشور در حال عقب‌ماندن است؛ فقر گسترده ادامه دارد؛ نظام آموزشی باید بازسازی شود؛ توسعهٔ اقتصادی باید اولویت اصلی باشد. این گروه بعدها از دنگ شیائوپینگ حمایت کرد. ۳. چرا باند چهار نفره شکست خورد؟ نکتهٔ جالب این است که شکست آنان صرفاً نتیجهٔ توطئهٔ سیاسی نبود.
623
15
ماجرای پس از انقلاب‌ها قسمت چهارم ماجرای انقلاب‌های چین و عوامل و پیامدهای آن‌ها، چرخش معرفت‌شناسی نجات بخش از فروپاشی امپراتوری تا اصلاحات دنگ شیائوپینگ تحلیلی در چارچوب نظریه‌های انقلاب مقدمه تاریخ معاصر چین را می‌توان به‌عنوان زنجیره‌ای از سه تحول بزرگ انقلابی مطالعه کرد: ۱. انقلاب ۱۹۱۱ و سقوط امپراتوری چین (درمورد این انقلاب در کشورما کمتر صحبت شده است و آشنایی کمتری وجود دارد). ۲. انقلاب کمونیستی ۱۹۴۹ به رهبری مائو و تأسیس جمهوری خلق چین؛ ۳. انقلاب فرهنگی (۱۹۶۶–۱۹۷۶) که نوعی انقلاب درون انقلاب بود. برخلاف روسیه که نظام شوروی در نهایت فروپاشید، چین پس از مرگ مائو مسیر متفاوتی را طی کرد و با اصلاحات دنگ شیائوپینگ توانست بقای دولت انقلابی را با دگرگونی عمیق اقتصادی ترکیب کند. ۱. فروپاشی امپراتوری چین و انقلاب ۱۹۱۱ در اواخر قرن نوزدهم، دودمان چینگ با مجموعه‌ای از بحران‌های ساختاری روبه‌رو بود: ● شکست در جنگ‌های تریاک؛ ● تحمیل امتیازات گسترده به قدرت‌های خارجی؛ ● شورش‌های داخلی گسترده؛ ● فساد اداری؛ ● ضعف ارتش؛ ● رشد نارضایتی نخبگان و روشنفکران. در چارچوب نظریهٔ اسکاک‌پل، این وضعیت نمونه‌ای از «فروپاشی ظرفیت دولت» بود. همانند روسیهٔ تزاری، دولت دیگر قادر به ادارهٔ مؤثر کشور نبود. انقلاب شین‌های (۱۹۱۱) در سال ۱۹۱۱ شورش‌های نظامی و سیاسی به سقوط امپراتوری انجامید. نتایج فوری: ● پایان بیش از دو هزار سال نظام امپراتوری؛ ● کناره‌گیری آخرین امپراتور؛ ● تشکیل جمهوری چین به رهبری سون یات سن. اما انقلاب نتوانست دولت مرکزی نیرومندی ایجاد کند. دورهٔ جنگ‌سالاران پس از انقلاب: ● ارتش‌های منطقه‌ای مستقل شدند؛ ● اقتدار مرکزی فروپاشید؛ ● کشور عملاً میان فرماندهان نظامی تقسیم شد. چارلز تیلی این وضعیت را «شکست انحصار خشونت مشروع» می‌نامد. دولت وجود داشت اما اقتدار نداشت. ۲. انقلاب کمونیستی و ظهور مائو زمینه‌های ظهور کمونیسم چین میان سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۴۹ با سه بحران همزمان روبه‌رو بود: ● فروپاشی دولت مرکزی؛ ● جنگ داخلی؛ ● تجاوز ژاپن. در چنین شرایطی حزب کمونیست چین ظهور کرد. مائو و رهبری کاریزماتیک از دیدگاه وبر، مائو نمونهٔ کلاسیک رهبر کاریزماتیک است. وی خود را: ● مفسر حقیقت تاریخی؛ ● نجات‌دهندهٔ ملت؛ ● رهبر انقلاب جهانی معرفی می‌کرد. همانند لنین، مشروعیت او نه از قانون بلکه از انقلاب ناشی می‌شد. پیروزی انقلاب ۱۹۴۹ در سال ۱۹۴۹ کمونیست‌ها پیروز شدند. چیانگ کای‌شک و نیروهای کومینتانگ (ملی گراهای غیر کمونیست) به تایوان عقب‌نشینی کردند. جمهوری خلق چین تأسیس شد. ۳. ساخت دولت انقلابی جدید پس از پیروزی انقلاب: ● مالکیت خصوصی محدود شد؛ ● زمین‌ها مصادره شدند؛ ● اقتصاد دولتی گسترش یافت؛ ● حزب کمونیست کنترل کامل قدرت را در دست گرفت. یک طبقهٔ انقلابی جدید شکل گرفت: ● کادرهای حزبی؛ ● مدیران دولتی؛ ● فرماندهان ارتش؛ ● دستگاه امنیتی. این همان الگویی است که در روسیه نیز مشاهده شد. ۴. جهش بزرگ به جلو (۱۹۵۸–۱۹۶۲) مائو تلاش کرد با بسیج توده‌ای و برنامه‌ریزی مرکزی، توسعهٔ اقتصادی را شتاب دهد. سیاست‌های اصلی جهش بزرگ: ● کمون‌های عظیم روستایی؛ ● حذف کشاورزی خانوادگی؛ ● تولید فولاد در روستاها در ذوب آهن‌های خر؛ ● بسیج اجباری نیروی کار. نتیجه فاجعه‌بار بود. قحطی بزرگ اکثر پژوهشگران امروزی تلفات را بین ۱۵ تا ۴۵ میلیون نفر برآورد می‌کنند. علل اصلی: ● برنامه‌ریزی غیرواقع‌بینانه؛ ● گزارش‌های دروغین مقامات محلی؛ ● مصادرهٔ محصولات کشاورزی؛ ● سرکوب اطلاعات. این یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی قرن بیستم بود. ۵. انقلاب فرهنگی: انقلاب درون انقلاب و علیه انقلاب چرا مائو انقلاب فرهنگی را آغاز کرد؟ پس از شکست جهش بزرگ، بخشی از رهبران حزب خواهان اصلاحات شدند. مائو این روند را تهدیدی علیه انقلاب و جایگاه خویش تلقی کرد. در سال ۱۹۶۶ انقلاب فرهنگی آغاز شد. اهداف رسمی ● مبارزه با عناصر بورژوایی؛ ● پاکسازی حزب؛ ● حفظ روح انقلابی؛ ● جلوگیری از «بازگشت سرمایه‌داری». اهداف واقعی در عمل انقلاب فرهنگی ابزاری بود برای: ● بازسازی اقتدار شخصی مائو؛ ● حذف رقبای سیاسی؛ ● تخریب مراکز مستقل قدرت. گاردهای سرخ میلیون‌ها دانش‌آموز و دانشجو بسیج شدند. آن‌ها: ● استادان دانشگاه را تحقیر کردند؛ ● کتابخانه‌ها را تخریب کردند؛ ● آثار فرهنگی را نابود کردند؛ ● مقامات حزب را مورد حمله قرار دادند. حمله به دانش و تخصص شاید مهم‌ترین ویژگی انقلاب فرهنگی دشمنی با تخصص و دانش مستقل بود. دانشمندان، استادان، پزشکان، مهندسان، و روشنفکران به عنوان «عناصر مشکوک» معرفی شدند. در این دوره، سعی شد ایدئولوژی جایگزین دانش شود و افراد متعهد جایگزین افراد متخصص. پیامدهای انقلاب فرهنگی ● فروپاشی نظام آموزشی؛ ● افت شدید تولید؛ ● گسترش خشونت سیاسی؛
635
16
تفاهمنامه با آمریکا گرچه مفاد و جزییات نا مشخص است و افشا نشده اما در امریکا این تفاهمنامه مورد نقد قرار گرفته و بسیاری شگفت زده شده و لابی اسرائیل هم خشمگین و مخالف هستند. در ایران هم عوامل پنهان اسراییل، که آثار وجودی آنان در سال‌های گذشته دیده شده و حقیقی هستند نه خیالی و عوامل روسوفیل ، که از عیان کردن رجحان های خود ابائی نداشته اند، در کار به شکست آوردن این اقدام هستند. اما ذهن کاسبکاری ترامپ در این مورد درست کار کرده و روش صحیح را انتخاب کرده. به جای توجه به وجوه دیپلماسی و اداری که طولانی مدت، اداری، حرافی، و بوروکراتیک است و معمولاً نتایج ملوس ندارد و موفقیت و شکست آن بر اساس شاخص هایی به جز بهروزی مردم تعیین می‌شو، اما این روش او به نتایج ملموس خرید نفت و فروش کالا توجه می‌کند. بعد از سال ها امکان صادرات نفت غیر از راه قاچاق و فساد مربوط و به صورت علنی انجام می شود و امکان واردات کالاهای ضروری مانند محصولات کشاورزی و دارو به صورت معمول عملی می‌شود. اگر ایده های مربوط به سرمایه گذاری پیگیری شود منافع دیگری نیز برای مردم ایران خواهد داشت. اگر دولت از این فرصت برای گسترش تجارت مردمی با کشورهای خلیج فارس استفاده کند منافع تجاری، سریع ترین مداوا برای ترمیم جراحات اقتصادی و احساسی است. فراموش نکنیم که تمدن و پیشرفت و صلح از طریق تجارت گسترده شده. در صورتی که شرایط اقتصادی کشور از بازیگری ذی‌نفعان خشونت ورز محفوظ بماند حتی توسعه توریسم می تواند درآمدی بیش از دریافت عوارضی در تنگه هرمز به همراه داشته باشد.
9 383
17
پس از تثبیت قدرت، طبقهٔ جدیدی از نخبگان سیاسی و اداری شکل گرفت که شامل: کادرهای حزب کمونیست؛ فرماندهان ارتش سرخ؛ مدیران اقتصادی دولتی؛ دستگاه امنیتی. این طبقه به تدریج منافع خاص خود را پیدا کرد و در برابر اصلاحات سیاسی و اقتصادی مقاومت نشان داد. حتی سیاست اقتصادی جدید (NEP) که در دههٔ ۱۹۲۰ فضای محدودی برای فعالیت بازار ایجاد کرده بود، در نهایت کنار گذاشته شد. ⸻ ۵. استالینیسم: تمرکز قدرت و سرکوب پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، رقابت بر سر جانشینی آغاز شد و ژوزف استالین به تدریج قدرت را در دست گرفت. استالین با: کنترل دستگاه حزبی؛ حذف رقبای سیاسی؛ تسلط بر نهادهای امنیتی؛ بهره‌گیری از مشروعیت نمادین انقلاب؛ به رهبر بلامنازع اتحاد شوروی تبدیل شد. مهم‌ترین سیاست‌های استالین الف) جمعی‌سازی کشاورزی مصادرهٔ زمین‌ها؛ ایجاد مزارع اشتراکی؛ سرکوب مقاومت دهقانان؛ بروز قحطی‌های گسترده. ب) صنعتی‌سازی شتاب‌زده برنامه‌های پنج‌ساله؛ توسعهٔ صنایع سنگین؛ گسترش شهرنشینی؛ بسیج نیروی کار تحت کنترل دولت. ج) ترور بزرگ پاکسازی نخبگان حزبی؛ دادگاه‌های نمایشی؛ گسترش اردوگاه‌های کار اجباری (گولاگ)؛ اعدام و زندانی‌کردن مخالفان واقعی یا فرضی. استالینیسم یکی از شدیدترین نمونه‌های تمرکز قدرت در تاریخ معاصر محسوب می‌شود. ⸻ ۶. اصلاحات پس از استالین پس از مرگ استالین در سال ۱۹۵۳، رهبران جدید دریافتند که نظام شوروی نیازمند اصلاحات است. خروشچف خروشچف با محکوم‌کردن بخشی از میراث استالین: شدت سرکوب را کاهش داد؛ بخشی از گولاگ‌ها را تعطیل کرد؛ اصلاحات کشاورزی و اداری را آغاز نمود؛ فضای فرهنگی بازتری ایجاد کرد. اما مقاومت بوروکراسی حزبی و محدودیت‌های ساختاری مانع موفقیت کامل اصلاحات شد. رکود دوران برژنف در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰: رشد اقتصادی کاهش یافت؛ نوآوری تضعیف شد؛ مشروعیت ایدئولوژیک نظام فرسوده گردید. ⸻ ۷. گورباچف و فروپاشی اتحاد شوروی در دههٔ ۱۹۸۰، میخائیل گورباچف با دو برنامهٔ اصلی: پرسترویکا (بازسازی اقتصادی)؛ گلاسنوست (شفافیت سیاسی)؛ کوشید نظام شوروی را اصلاح کند. اما این اصلاحات نیروهایی را آزاد کرد که دیگر قابل کنترل نبودند: بحران اقتصادی تشدید شد؛ جمهوری‌های مختلف خواهان استقلال شدند؛ اقتدار حزب کمونیست تضعیف گردید. در سال ۱۹۹۱ اتحاد شوروی رسماً منحل شد. ⸻ ۸. نتیجه‌گیری انقلاب روسیه از دل فروپاشی ساختاری دولت رومانوف زاده شد. جنگ، بحران مالی، ضعف اداری و شکاف نخبگان، حکومت تزاری را از درون فرسوده کردند. در این خلأ قدرت، بلشویک‌ها توانستند با سازماندهی سیاسی و بسیج اجتماعی قدرت را به دست گیرند و نظام جدیدی بنا کنند. اما همان فرایندی که به پیروزی انقلاب انجامید، زمینهٔ شکل‌گیری یک دولت متمرکز و ایدئولوژیک را نیز فراهم کرد؛ دولتی که به تدریج در برابر اصلاحات مقاومت نمود. از جنگ داخلی و استالینیسم تا رکود اقتصادی و اصلاحات نافرجام گورباچف، تاریخ اتحاد شوروی نشان می‌دهد که ناتوانی در سازگاری نهادی و اصلاح ساختاری، سرانجام به فروپاشی نظام در سال ۱۹۹۱ انجامید. از منظر نظریه‌های اسکاک‌پل، تیلی و وبر، انقلاب روسیه نمونه‌ای برجسته از چرخهٔ «فروپاشی دولت، ظهور اقتدار انقلابی، تمرکز قدرت، مقاومت در برابر اصلاح و فروپاشی نهایی» به شمار می‌آید
954
18
ا تحلیلی در چارچوب نظریه‌های انقلاب مقدمه انقلاب روسیه یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی و اجتماعی قرن بیستم است که نه تنها به پایان حکومت چندصدسالهٔ خاندان رومانوف انجامید، بلکه نخستین دولت کمونیستی جهان را پدید آورد و مسیر تاریخ جهانی را برای دهه‌ها تغییر داد. در فوریهٔ ۱۹۱۷، در پی بحران اقتصادی، کمبود مواد غذایی، نارضایتی عمومی و شورش بخشی از نیروهای نظامی، تزار نیکلای دوم از سلطنت کناره‌گیری کرد. دولت موقت انتقالی تشکیل شد تا زمینه را برای برگزاری انتخابات و تأسیس نظام سیاسی جدید فراهم کند. خاندان سلطنتی ابتدا در بازداشت خانگی قرار گرفتند، اما پس از به قدرت رسیدن بلشویک‌ها به رهبری لنین، چند بار به محل‌های مختلف منتقل شدند و سرانجام در شب ۱۶–۱۷ ژوئیهٔ ۱۹۱۸ همراه با چند تن از همراهان خود اعدام شدند. این واقعه یکی از نخستین نشانه‌های خشونت انقلابی بود؛ خشونتی که بعدها در جنگ داخلی، سرکوب‌های سیاسی و دوران استالین ابعاد بسیار گسترده‌تری یافت. در این فصل، انقلاب روسیه در چارچوب نظریه‌های انقلاب، به‌ویژه دیدگاه‌های تدا اسکاک‌پل، چارلز تیلی و ماکس وبر، بررسی می‌شود. ⸻ ۱. فروپاشی دولت رومانوف انقلاب روسیه نمونه‌ای کلاسیک از آن چیزی است که تدا اسکاک‌پل «انقلاب اجتماعی» می‌نامد؛ یعنی فروپاشی دولت در اثر فشارهای خارجی، بحران مالی، ضعف اداری و شکاف در میان نخبگان. در آستانهٔ انقلاب، حکومت تزاری دارای ویژگی‌های زیر بود: بوروکراسی ناکارآمد و ضعیف؛ وابستگی شدید به ارتش و پلیس مخفی؛ فقدان نهادهای مؤثر مشارکت سیاسی؛ مقاومت در برابر اصلاحات ساختاری. چنین ساختاری در برابر فشارهای بین‌المللی و جنگ آسیب‌پذیر بود. الف) شکست‌های نظامی سه شکست مهم اقتدار حکومت تزاری را تضعیف کرد: شکست در جنگ کریمه (۱۸۵۶–۱۸۵۳)؛ شکست در جنگ روسیه و ژاپن (۱۹۰۵–۱۹۰۴)؛ بحران فاجعه‌بار جنگ جهانی اول. جنگ جهانی اول ظرفیت مالی و اداری دولت را فراتر از توان آن برد و مشروعیت حکومت را به شدت تضعیف کرد. ب) فروپاشی اقتصادی و اداری تا سال‌های ۱۹۱۷–۱۹۱۶: شبکهٔ حمل‌ونقل مختل شده بود؛ کمبود مواد غذایی گسترش یافته بود؛ تورم قدرت خرید مردم را از میان برده بود؛ ارتش با کمبود تجهیزات و مهمات روبه‌رو بود؛ فساد و ناکارآمدی اداری افزایش یافته بود. این وضعیت همان چیزی است که چارلز تیلی از آن با عنوان «بحران ظرفیت دولت» یاد می‌کند. ج) شکاف نخبگان به تدریج بخش‌هایی از نخبگان سیاسی و نظامی نیز از حکومت فاصله گرفتند: دوما با تزار درگیر شد؛ فرماندهان ارتش اعتماد خود را از دست دادند؛ نفوذ راسپوتین اعتبار دربار را خدشه‌دار کرد. در بسیاری از انقلاب‌ها، زمانی که نخبگان از حکومت روی‌گردان می‌شوند، فروپاشی دولت شتاب می‌گیرد؛ وضعیتی که در روسیه نیز رخ داد. د) نقش نیکلای دوم اصرار تزار بر حفظ ساختار موجود، مخالفت با اصلاحات و تصمیم او برای فرماندهی مستقیم ارتش، بحران‌های ساختاری را تشدید کرد و زمینهٔ سقوط نظام را فراهم آورد. ⸻ ۲. ظهور بلشویک‌ها و تصرف قدرت پس از سقوط حکومت تزاری، روسیه وارد مرحله‌ای شد که ماکس وبر آن را «لحظهٔ کاریزماتیک» می‌نامد؛ دوره‌ای که اقتدار رسمی فروپاشیده و رهبران جدید می‌توانند با اتکا به کاریزما و سازماندهی سیاسی قدرت را به دست گیرند. بازگشت لنین لنین که در تبعید به سر می‌برد، در سال ۱۹۱۷ از طریق آلمان و کشورهای اسکاندیناوی به روسیه بازگشت. دولت آلمان، که خواهان تضعیف جبههٔ روسیه در جنگ بود، از این بازگشت حمایت کرد. بلشویک‌ها با استفاده از سازمان حزبی منسجم، تبلیغات گسترده و شعارهای «صلح، نان و زمین» به تدریج نفوذ خود را افزایش دادند. سقوط دولت موقت دولت موقت به دلیل: ادامهٔ جنگ جهانی اول؛ ناتوانی در حل بحران اقتصادی؛ ضعف در اعمال اقتدار سیاسی؛ حمایت عمومی خود را از دست داد. در اکتبر ۱۹۱۷ بلشویک‌ها به رهبری لنین و تروتسکی مراکز اصلی قدرت را تصرف کردند و دولت موقت سقوط کرد. انحلال مجلس مؤسسان در انتخابات مجلس مؤسسان، بلشویک‌ها اکثریت آرا را به دست نیاوردند. با این حال، هنگامی که مجلس در ژانویهٔ ۱۹۱۸ تشکیل شد، بلشویک‌ها آن را منحل کردند و عملاً مسیر استقرار حکومت تک‌حزبی را در پیش گرفتند. ⸻ ۳. جنگ داخلی و استقرار حکومت انقلابی بین سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۲ روسیه گرفتار جنگ داخلی شد. در یک سو «ارتش سرخ» تحت رهبری بلشویک‌ها قرار داشت و در سوی دیگر مجموعه‌ای ناهمگون از نیروهای مخالف، موسوم به «ارتش سفید»، حضور داشتند. این دوره با ویژگی‌های زیر همراه بود: بسیج گستردهٔ نظامی؛ مداخلات خارجی؛ قیام‌های دهقانی؛ مصادرهٔ اجباری محصولات کشاورزی؛ سرکوب سیاسی و ایجاد پلیس مخفی. جنگ داخلی میلیون‌ها کشته و زخمی برجای گذاشت و به تثبیت اقتدار بلشویک‌ها انجامید. ⸻ ۴. شکل‌گیری طبقهٔ انقلابی جدید
877
19
دوست بزرگواری این نمودار را فوروارد کرده اند. امکان آزمون مستقل داده‌ها برای اینجانب مقدور نیست اما اگر واقعی باشد نشان از یک رویکرد ترسناک است. بحران دامنه دار و ادامه دار اقتصادی، بی توجهی به روزگار مردم، شرایط اجتماعی نا مناسب خود را در شکاف فزاینده نرخ طلاق در مقایسه با ازدواج منعکس کرده است. این رویکرد نشان از یک ضایعه عظیم انسانی اخلاقی با ابعاد فزاینده است.
2 450
20
🔴آمار ازدواج و طلاق در ایران #دیدار_نیوز didarnews.ir @didarnews1| @didarnewsir
🔴آمار ازدواج و طلاق در ایران #دیدار_نیوز didarnews.ir @didarnews1| @didarnewsir
2 055