Mohammad-Tabibian
Відкрити в Telegram
از اول شروع این کانال یاد آور شدم که این کانال شخصی است و برخی مطالبی که در مطالعات روزمره جالب می یابم یا مطالب مورد توجه و علاقه شخصی را در این کانال برای دوستان و آشنایان به اشتراک میگذارم. انتخاب مطالب صرفاً بر این روال خواهد بود.
Показати більше5 765
Підписники
-124 години
-67 днів
-3330 день
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
червень '26
червень '26
+17
в 1 каналах
травень '26
+26
в 4 каналах
Get PRO
квітень '26
+31
в 4 каналах
Get PRO
березень '26
+14
в 1 каналах
Get PRO
лютий '26
+189
в 5 каналах
Get PRO
січень '26
+35
в 6 каналах
Get PRO
грудень '25
+115
в 10 каналах
Get PRO
листопад '25
+64
в 9 каналах
Get PRO
жовтень '25
+41
в 4 каналах
Get PRO
вересень '25
+43
в 10 каналах
Get PRO
серпень '25
+61
в 6 каналах
Get PRO
липень '25
+238
в 14 каналах
Get PRO
червень '25
+24
в 2 каналах
Get PRO
травень '25
+252
в 16 каналах
Get PRO
квітень '25
+51
в 6 каналах
Get PRO
березень '25
+24
в 8 каналах
Get PRO
лютий '25
+16
в 7 каналах
Get PRO
січень '25
+57
в 5 каналах
Get PRO
грудень '24
+57
в 7 каналах
Get PRO
листопад '24
+118
в 16 каналах
Get PRO
жовтень '24
+26
в 4 каналах
Get PRO
вересень '24
+33
в 4 каналах
Get PRO
серпень '24
+41
в 7 каналах
Get PRO
липень '24
+185
в 12 каналах
Get PRO
червень '24
+64
в 10 каналах
Get PRO
травень '24
+54
в 9 каналах
Get PRO
квітень '24
+58
в 7 каналах
Get PRO
березень '24
+54
в 6 каналах
Get PRO
лютий '24
+110
в 10 каналах
Get PRO
січень '24
+189
в 4 каналах
Get PRO
грудень '23
+38
в 9 каналах
Get PRO
листопад '23
+39
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '23
+63
в 7 каналах
Get PRO
вересень '23
+112
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+25
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+20
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+112
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+69
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+99
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+43
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+71
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+68
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+101
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+220
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+41
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+19
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+41
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+37
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+52
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+114
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+53
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+102
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+43
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+106
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+166
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+45
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+127
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+100
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+278
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+80
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+67
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+60
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+55
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+4 988
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 17 червня | +2 | |||
| 16 червня | +3 | |||
| 15 червня | 0 | |||
| 14 червня | +1 | |||
| 13 червня | +2 | |||
| 12 червня | +2 | |||
| 11 червня | +2 | |||
| 10 червня | 0 | |||
| 09 червня | 0 | |||
| 08 червня | 0 | |||
| 07 червня | 0 | |||
| 06 червня | 0 | |||
| 05 червня | +2 | |||
| 04 червня | +1 | |||
| 03 червня | 0 | |||
| 02 червня | +1 | |||
| 01 червня | +1 |
Дописи каналу
Repost from اقتصادنیوز
🔻غنینژاد: پوپولیستهای جاه طلب، پروژههای سیاسی چپها را پیش می برند | نفی علم و دانش با عنوان کلی غربگرایی، نتیجهای جز خیالپردازی و وهماندیشی ندارد
دکتر موسی غنینژاد، اقتصاددان در گفتگو با هفته نامه تجارت فردا:
🔹صورتمسئله، ناکارآمدی نظام تدبیر یا نظام حکمرانی در کشورمان بهطور کلی و بهویژه از سال ۱۳۸۴ به اینسو است. این ناکارآمدی ریشه در پارادایم شکلگرفتهای دارد که در آن منافع ملی مردم ایران چندان محلی از اِعراب ندارد
🔹طبیعی است که ناکامیها را هیچ جریان سیاسی به گردن نگیرد و آنها را به رقبا و مخالفان خودشان نسبت دهد. اما برای داوری درست باید به عقل سلیم و منطق روی آورد. تدبیر درست امور در جامعه فقط با تکیهبر علم و دانش تخصصی امکانپذیر است. نفی علم و دانش تخصصی با عنوان کلی و مبهم غربگرایی، راه به جایی نمیبرد
🔹واقعیت این است که جریانهای سیاسی چپ در کشورمان، اصطلاح غربگرایی را در جامعه بهعنوان ناسزای سیاسی جا انداختهاند و پوپولیستهای جاهطلبی که دانش نظری حداقلی ندارند، در این دام افتادهاند
⬅️ مشروح گفتگو
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
| 2 | اقتصاد فرانسه به تبع توسعه صنعتی اروپا بین سال های ۱۸۱۵-۱۸۷۰ به طور مستمر صنعتی شد.
.راه آهن توسعه یافت
.سیستم بانکی و اعتباری توسعه یافت
.صنایع ایجاد شدند
.صادرات گسترش یافت.
۴.نظام اقتصادی مبتنی بر مرکانتالیسم یا سوداگری که از قرن شانزدهم پارادایم غالب در فرانسه بود منتفی شد و سرمایه داری و بازار های مبتنی بر فلسفه لیبرال توسعه یافت.
. انقلاب و ناپلئون تشکیلات بسته فعالیت کارگاهی را منتفی کرد
. تعرفه های مربوط به تجارت داخلی را از میان برداشت.
. منافع فئودالها که به صورت کالا، پول و کار مجانی بایستی از طرف رعیت در اختیار فئودالها قرار میگرفت را ملغا کرد.
. حقوق انحصاری خاص کمپانی ها را لغو کرد.
۵. فرانسه دچار گرفتاری تفرق قومی و نژادی نبود. این عامل در کشورهایی مانند روسیه، امپراتوری اتریش، و امپراتوری عثمانی سبب بیثباتی و در زمان بحران اقتصادی منجر به فروپاشی شد.
. از نظر زبان یک دست بود
. از نظر مذهبی کم و بیش همگن (اکثریت کاتولیک)
. از نظر سرزمینی مرتبط و یک دست و کم مساحت.
این ویژگیها مانع درگیریها و جنگ داخلی گردید.
سرعت صنعتی شدن فرانسه کند تر از انگلستان بود اما در حدی بود که مانع سرعت سقوط اقتصاد فرانسه شود. کم و بیش مشابه تجربه امریکا، توسعه اقتصادی بخش قابل ملاحظهای از تنش اجتماعی را جذب کرد و خنثی نمود. این عوامل یک اقتصاد داخلی ایجاد کرد که علیرغم هرج و مرج سیاسی جامعه را با ثبات نگهداشت. به همین دلائل نیز فرانسه طی بیش از صد سال کودتا و بحران اجتماعی و سرنگونی حکومت ها و بسیج هیجانی تودهها و سیاست خیابانی، دوام آورد و به سرنوشت مواردی چون روسیه دچار نگردید.
(ادامه دارد) | 681 |
| 3 | عامل بی ثباتی این دوره جنگ داخلی بین طرفداران سیاستهای رادیکال و محافظه کاران فرانسه بود.
۷. جمهوری سوم (۱۹۴۰-۱۸۷۰)
در این دوره طولانیترین رژیم حکومتی یعنی برای ۷۰ سال در فرانسه بر قرار بود،
این دوران هم تنشهای اجتماعی به دلیل اختلاف نظر در مورد نقش ارتش و مخالفت بین دولت و کلیسا، که نقش سیاسی طلب میکرد، بارز بود. همچنین گسترش فعالیت گروههای سوسیالیست از یک طرف و راست افراطی از طرف دیگر خصوصا بعد از ۱۹۳۰ شرایط بحرانی ایجاد کرد. رژیم این دوران، یعنی جمهوری سوم، نیز طی جنگ جهانی دوم سقوط کرد. دلیل بی ثباتی این دوره انشقاق ایدئولژیک و شوکهای خارجی، از جمله حمله آلمان و سقوط دولت فرانسه، را میتوان به عنوان عامل بیثباتی معرفی کرد.
۸. جمهوری چهارم (۱۹۴۶-۱۹۵۸)
بعد از سقوط دولت در جنگ جهانی دوم یک سیستم حکومت پارلمانی بر سر کار آمد. به این معنی که پارلمان بیشترین اختیار سیاسی را داشت و کابینه را تعیین میکرد. کابینه نیز منعکس کننده ترکیب مجلس بود. به دلیل نگرانی از ظهور استبدادتصور میشد که با تشکیل حکومت پارلمانی نگرانی از ظهور استبداد منتفی است. اما وجود احزاب مختلف و منافع متعارض سبب ایجاد کشمکش و بی ثباتی سیاسی دائمی در مجلس و دولت بود. چنانکه اداره کشور دچار بی ثباتی و نا اطمینانی شد، دولت ها مرتباً شکست خورده و منحل می شدند. در حدود دوازده سال بیست کابینه مختلف بر سر کارآمد و سرنگون گردید.
۹. جمهوری پنجم (۱۹۵۸-تا کنون)
جمهوری پنجم که هنوز نیز ادامه دارد بر مخروبه بنبست سیاسی جمهوری چهارم بنا شد. در این مقطع قدرت به صورت بارزی جا به جا شد و حکومت از حالت پارلمانی به شکل ریاستی تنظیم گردید. با ایجاد یک رییس جمهور به عنوان رییس حکومت که از قدرت قابل ملاحظه برخوردار است و همراه با نخست وزیر، که مورد تایید احزاب سیاسی مجلس است، به اداره امور می پردازد.
ظهور این مرحله نیز چنین بود که در اواخر جمهوری چهارم فرانسه با خطر جنگ داخلی روبرو شد. سیاست پیشگان فرانسه، ژنرال دوگول که قهرمان جنگ تلقی میشد را دعوت کردند دولت تشکیل دهد و سر و سامان ایجاد کند. او قبول مسئولیت را مشروط به بازنویسی قانون اساسی کرد. در قانون اساسی که او طراحی نمود یک قدرت اجرایی قوی پیشبینی شده بود که بدون نیاز به اتکاء به مجلس متفرق میتوانست در امور متعارف کشور تصمیمگیری کند. این قانون اساسی را با یک رفراندوم عمومی به تصویب رساند.
دلیل این که جمهوری پنجم تا کنون دوام آورده این است که ترتیبهای نهادی آن از جمله قوه مجریه بااقتدار و قوه قضاییه مستقل توانستند کارکرد مداوم و سازگار حکومت را تامین نمایند. انتقال از سیستم پارلمانی به یک سیستم متکی به رییس جمهوری که مستقیماً توسط مردم انتخاب میشود و از اقتدار برخوردار است عامل تعیین کننده بود. این سیستم از آزمون تجربی موفق بیرون آمد و در دوران کارکرد خود کشور فرانسه را از چند بحران شامل اعتراضات کارگری و دانشجویی و اجتماعی نجات داد.
جمعبندی، دو پرسش در مورد این تاریخچه پر تشنج و پر آسیب در خور توجه است:
یکم، چرا بی ثباتی تا این حد ادامه یافت؟
-انقلاب فرانسه رژیم سلطنتی موجود و نهادهای اجتماعی مربوط را تخریب کرد.
سیستم توده ای را بوجود آورد.
اردوگاه های ایدئو لوژیک مختلف، متفرق و بعضاً متخاصم را ایجاد کرد شامل لیبرالها، محافظه کاران سنتی، سوسیالیستها،بناپارتیستها…).
انقلاب در مورد این که چه نمی خواهد و بایستی تخریب شود متحد بود اما هیچ نظر مشترکی در مورد اینکه چه باید جایگزین شود نداشت.
این دلائلی است که عواقب انقلاب فرانسه بیش از یک قرن به طول انجامید.
دوم، چرا فرانسه به عنوان یک کشور و جامعه زیربار این بیثباتی طولانی مدت فرو نریخت و دوام آورد؟ در پاسخ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- کشاورزی به نحو بارزی مقاوم بود، بر خلاف مورد روسیه و چین کشاورزی فرانسه دارای ویژگیهای زیر بود؛
. مالکیت کشاورزان خردهپا گسترده بود
. کارآیی نسبی در تولید محصولات کشاورزی وجود داشت
کشاورزان زمین دار، محافظه کار و تثبیت شده بودند، وقوع مهاجرت گسترده از روستاها در حد انگلستان و سایر کشورها مشاهده نشد.
. به همین دلیل قحطی و گرسنگی که در شرایط بی ثباتی ظاهر می شود و تاروپود جوامع را تخریب میکند ظاهر نگردید.
در آن شرایط کشاورزی به صورت یک لنگر ثبات عمل کرد.
۲- سیستم اداری پیاده شده توسط ناپلئون بسیار قوی و پایدار بود.
.ناپلئون سیستم نماینده ناظر حکومتی را ایجاد کرد.
.یک سیستم اداری منظم بوجود آورد.
.یک نظام آموزشی رسمی ایجادکرد.
.یک قانون مدنی فراگیر تدوین نمود
.سیستم مالیاتی را بر مبنای قانونی سازمان داد.
نظام اداری که او ایجاد کرد علیرغم تغییرات در رژیم حکومتی پایدار ماند و سبب شد سیستم مدیریت عمومی علیرغم تغییر رژیم ها پایدار و با دوام بماند.
۳. | 572 |
| 4 | ماجرای پس از انقلابها
قسمت دوم
در بخش قبلی تاکید شد که نتایج پژوهش در انقلابهای متعدد نشان میدهد که انقلاب یک فروریزش سیستمی است، یعنی سیستم اجتماعی و سیاسی ابتدا از درون فرو میریزد. نتیجه برنامهریزی رهبران مخالف یا کشورهای معاند نیست. رهبران کریزماتیک بعد از این فروریزش ظاهر میشوند و نقشآفرینی می کنند. همچنین طبقه انقلابی نیز پس از آن شکل می گیرد. کشورهای ذی نفع هم تلاش می کنند به نفع خود در این فرایند دخالت پنهان یا آشکار اعمال کنند. درس عمومی از انقلابها این که معمولاً به نتایج پرهزینه و خشونتبار برای مردم کشوری که در آن انقلاب رخ داده ختم میشود. گفته شد تاریخ انقلاب فرانسه نمونه کلاسیک برای مطالعه وجوهی است در فراز قبل بر شمرده شد. در این قسمت به اجمال تاریخ انقلاب فرانسه مرور خواهد شد.
در فرانسه پس از انقلاب، رفتار خشونت بار انقلابیون بهخصوص قتل بیامان مخالفین در مراسم جمعی در میادین شهر، و توسط گیوتین که برای قتل سریع در همان مقطع نوآوری شده بود یک رخداد تاریخی است. این سالها (۱۷۹۳-۱۷۹۴) به عنوان دوران دهشت شناخته میشود. از افراد بارز اعدام شده یکی لویی شانزدهم شاه فرانسه بود که به جرم خیانت اعدام شد و همسر او ماری آنتوانت. پس از اعدام برخی درباریان، سپس انقلابیون تیغ را به طرف یاران خود چرخاندند. مکسیمیلیان روسپیر که بانی دوران دهشت بود و در اعدام های قبلی تصمیم ساز، خود به گیوتین سپرده شد، تعدادی از تندروها و تعدادی از میانهروها هم به همین سرنوشت دچار شدند.
هرجومرج انقلابی زمینه روی کار آمدن یک شخصیت کاریزماتیک قاطع یعنی ناپلئون بناپارت را فراهم کرد. دوران سراسر هرج و مرج وقوع انقلاب تا قدرت گرفتن ناپلئون، مقارن جمهوری اول در فرانسه تلقی میشود.
این حوادث و حوادث پس از آن به اجمال شامل رخدادهای زیر است:
۱. دوران ناپلئون (۱۷۹۹-۱۸۱۵)
ناپلئون شورای انقلابی موسوم به ‘le Directoire’ را سرنگون کرد یک شورا به نام کنسول ایجاد و سپس خود را امپراتور نامید. در این مدت اقدامات مهمی در سازماندهی اداری و حقوقی انجام داد. سپس اقدامات نظامی را با حمله با کشورهای اروپا آغاز کرد که نهایتاً به شکست او انجامید. متعاقب شکست و مرگ ناپلئون، تلاش در برقراری سلسله سلطنتی بوربون، که در نتیجه انقلاب سرنگون و منتفی اعلام شده بود، انجام شد. ساز وکار بی ثباتی در این مقطع شامل ایجاد وفاق مستبدانه توسط ناپلئون بود که با شکست نظامی فاجعه بار او طومار این مقطع درپیچیده شد.
۲. باز گشت مجدد سلسله سلطنتی بوربون (۱۸۱۴-۱۸۳۰)
لوئی هجدهم و چارلز دهم تلاش کردند سلطنت را مجددا احیا کنند اما سیاستهای ارتجاعی آنان سبب ایجاد مقاومت در بین لیبرالها شد. مردمی که نقش آفرینی در انقلاب و هرج و مرج را تجربه کرده بودند به جهتهای بهتری میاندیشیدند و حاضر به بازگشت به استبداد سلطنتی نبودند. مجددا در سال ۱۸۳۰ طغیان عمومی بر علیه آنان، این دوران سلطنت را نیز پایان داد. در این مورد عامل بی ثباتی این که سنت قدیمی سلطنت به صحنه باز گشت اما نتوانست با جامعه تغییر یافته بعد از انقلاب همزیستی کند.
۳. سلطنت ژوییه (۱۸۳۰-۱۸۴۸)
لویی فیلیپ، از یک شاخه همان سلسله بوربون بود اما در مبارزه انقلابی شرکت کرده بود، به عنوان ‘شهروند شاه’ به سلطنت رسید. این عنوان به دلیل این امر بود که او توسط مجلس نمایندگان به سلطنت انتخاب شده بود. او خود را از رده مردم فرانسه معرفی میکرد. عنوان دیگر او ‘شاه بورژوا’ بود چون در دوره او برخی صاحبان صنایع و بانکدارها از نفوذ بسیار برخوردار شدند. در دوران او صنعتی شدن فرانسه سرعت گرفت، اختلاف طبقاتی نیز وسعت یافت. سلطنت لویی فیلیپ نیز با طغیان سال ۱۸۴۸ سرنگون شد. عامل بیثباتی این مقطع ظهور طبقه کارگر، نارضایتی این طبقه، و اصلاحات سیاسی محدود و نا رسا گفته میشود.
۴- جمهوری دوم (۱۸۴۸-۱۸۵۲)
در این دوره حق رای عموم مردان به رسمیت شناخته شد، و دوره کوتاهمدتی دموکراسی برقرار بود. لویی ناپلئون به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. اما او یک کودتا سازمان داد و جمهوری را لغو کرد. عامل بی ثباتی این مقطع کسب تجربه دموکراتیک توسط مردم و نا گهان سقوط جامعه به وضعیت یک حکومت استبدادی بود.
۵. امپراتوری دوم (۱۸۵۲-۱۸۷۰)
در این مقطع لویی ناپلئون قانون اساسی را تغییر داد و تحت عنوان ناپلئون سوم به عنوان امپرتور حکومت کرد. او گرچه نقش استبدادی داشت اما اقدام به اصلاحات اقتصادی نمود که به مدرن شدن اقتصاد فرانسه کمک نمود، خطوط راه آهن و خدمات بانکی توسعه یافت شهر پاریس را بازسازی کرد. او در سال ۱۸۷۰ متعاقب شکست در جنگهای فرانسه و پروس از سلطنت خلع شد. عامل بیثباتی نیز اینکه شکست نظامی سبب نا بودی رژیم گردید.
۶. کومون پاریس ۱۸۷۱. یک قیام سوسیالیستی افراطی در پاریس انجام شد که توسط ارتش فرانسه سرکوب و تلفات بسیاری بهجای گذاشت. | 563 |
| 5 | چرا سیاستمداران ایرانی به عقاید کینزی علاقه نشان میدهند؟
✍️ محمد طاهری/ سردبیر
🔹با وجود نقش تعیینکننده جان مینارد کینز در تحولات علم اقتصاد، اندیشههای او در کشور ما نهتنها شناختهشده نیست، بلکه در بسیاری موارد آرا و نظراتش با برداشتهایی ناقص یا انحرافی از سوی تصمیمگیران مواجه شده است.
🔹بوروکراتها و سیاستمداران ایرانی در میان مکاتب و نحلههای فکری علم اقتصاد،، معمولاً به راهحلهایی گرایش دارند که دامنه اختیار و مداخله آنها را گسترش میدهد، نه دیدگاههایی که آنها را به محدود کردن قدرت و پرهیز از دخالت در اقتصاد فرامیخواند. ظاهراً یکی از دلایل علاقه سیاستمداران ما به اندیشههای کینزی، نقش پررنگی است که این مکتب برای دولت در مدیریت اقتصاد قائل میشود و امکان مداخله فعال در بازارها و دخالت گسترده در اقتصاد را فراهم میکند. به نظر میرسد آنچه در فضای سیاستگذاری اقتصادی ایران وجود دارد، قرائتی سادهشده از کینزگرایی است که عمدتاً بر مداخله دولت و گسترش هزینههای عمومی تأکید میکند. سیاستمداران ایرانی نیز غالباً تمایل بیشتری به شنیدن توصیههای اقتصاددانانی دارند که خود را کینزی یا کینزگرا معرفی میکنند. یکی از دلایل این گرایش، این است که این افراد معمولاً برای دولت نقشی فعال در مدیریت اقتصاد قائلاند و به سیاستگذاران توصیه میکنند که در شرایط رکود یا بحران، از طریق ابزارهای مالی و بودجهای در اقتصاد مداخله کنند. در مقابل، اقتصاددانان کلاسیک اغلب بر محدودیتهای مداخله دولت و ظرفیت خودتنظیمگر بازار تأکید دارند و در بسیاری موارد توصیه میکنند که دولت از برخی مداخلات اقتصادی پرهیز کند. طبیعی است که برای سیاستمداران، نسخهای که امکان کنش و مداخله بیشتر را فراهم میکند، جذابیت بیشتری داشته باشد. ازاینرو، سیاستمداران ایرانی معمولاً به نظریاتی اقبال بیشتری نشان میدهند که دامنه اختیار و مداخله آنان را گسترش میدهد، نه به نظریاتی که آنان را به خویشتنداری و محدود کردن قدرت دولت فرامیخواند.
🔹 از سوی دیگر، چنانکه اشاره شد، تا امروز فقط یک اثر از مهمترین آثار جان مینارد کینز به فارسی ترجمه شده و یک اثر دیگر نیز توسط انتشارات دنیای اقتصاد در آستانه انتشار قرار دارد که نشان میدهد افکار و عقاید کینز در کشور ما چندان شناختهشده نیست.
۵۷ سال پیش مرحوم منوچهر فرهنگ با ترجمه کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، جامعه اقتصادی ایران را با مهمترین اثر کینز آشنا کرد. در حالی که «نظریه عمومی» نخستین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شده بود، ترجمه فارسی آن بیش از سه دهه بعد، در سال ۱۳۴۸، در ایران به چاپ رسید. این تأخیر زمانی از جهتی قابل توجه است. کتابی که در اوج رکود بزرگ و برای پاسخگویی به بحران بیکاری گسترده در اقتصادهای سرمایهداری نوشته شده بود، در کشور ما زمانی انتشار یافت که بسیاری از شرایط تاریخی شکلدهنده آن دگرگون شده بود.
🔹در همان زمان، در غرب نیز اجماعی که پس از جنگ جهانی دوم پیرامون اندیشههای کینزی شکل گرفته بود، بهتدریج با چالشهای زیادی مواجه میشد و اقتصاددانان در حال فاصله گرفتن از قرائتهای متعارف کینزگرایی بودند. بااینحال، دکتر حسین پیرنیا که دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران را بنا نهاده بود، همچون بسیاری از اقتصاددانان نسل خود، به اندیشههای کینز علاقه داشت و ترجمه نشدن مهمترین کتابهای او را نقطهضعفی جدی برای آموزش اقتصاد در ایران میدانست. از همین رو، از منوچهر فرهنگ خواست تا این کمبود را جبران کند. مرحوم فرهنگ که در دوران تحصیل در اروپا با آثار و اندیشههای کینز آشنا شده بود، پیشنهاد ترجمه کتاب را پذیرفت. اما ترجمه این کتاب کار آسانی نبود. چنانکه دکتر فرهنگ پس از امضای قرارداد ترجمه، متوجه سنگینی کاری شد که بر عهده گرفته بود.
🔹 وی طی سه سال کار مداوم، مطالعه، بازنویسی و ویرایش، توانست «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را به فارسی برگرداند که به گفته دکتر حسین پیرنیا، مصداق «جویدن چرم خام بدون شکستن دندانها» بود.
با وجود اهمیت این ترجمه، انتشار «نظریه عمومی» نتوانست به شکلگیری یک سنت فکری نیرومند کینزی در ایران منجر شود. از آن زمان تاکنون نیز آثار اصلی دیگری از کینز به فارسی ترجمه نشدهاند و آشنایی جامعه دانشگاهی ایران با او همچنان محدود و عمدتاً غیرمستقیم باقی مانده است.
#تجارت_فردا
@tejaratefarda | 741 |
| 6 | شماره جدید مجله وزین تجارت فردا. علیرغم شرایط سخت با همت جناب آقای محمد طاهری و همکاران منتشر شده است. پرسشی که مورد توجه است این که چرا سیلستهای شکست خورده اقتصادی بیشتر مورد توجه بوروکراتها و سیاستمداران ایرانی قرار میگیرد. | 789 |
| 7 | Немає тексту... | 758 |
| 8 | 📝📝📝جنگ و مواضع چپ آمریکایی
🔺چرا پیش از موافقت با مواضع لیبرالهای پیشرو باید دوبار فکر کرد؟
✍️امیرحسین مهدوی
🖊پلینی بزرگ در کتاب «تاریخ طبیعی» به دستور تهیه پادزهری اشاره کرده و پیشنهاد میکند پیش از نوشیدن پادزهر «دانهای نمک» به آن اضافه شود تا خطرهای احتمالی پادزهر را خنثی کند. از همانجا اصطلاح Take with a grain of salt فراگیر شد که به معنی توصیه به پذیرش یک ادعا با اندکی احتیاط است.
🖊چنین هشداری لزوماً به دلیل غلط بودن آن ادعا نیست. بلکه یادآوری میکند که پذیرش آن بهعنوان حقیقت- با توجه به پیشینه و پیامدهای موضوع- بهتر است با تأمل صورت گیرد. نوع بازتاب یافتن و فهم شدن مواضع چپ (لیبرال پیشرو) آمریکایی درباره جنگ اخیر در ایران از مصادیق استفاده به جا از این مثل است.
🖊بهطور مشخص صحبت از آن دسته از گفتهها و نوشتههای انتقادی دانشگاهیان، تحلیلگران و روزنامهنگاران درباره سیاستهای جاری دولت آمریکاست که در فضای سیاسی ایران اغلب بهعنوان اعتراف نخبگان آمریکایی به حقانیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و پیشروی گفتارهای حاوی منافع ملی ایران در صحنه سیاسی آمریکا مورد استقبال قرار میگیرند.
🖊در بحرانهایی مثل جنگ چهل روزه مواضع ضدجنگ از نظر اخلاقی دست بالا را دارند. از این رو مطالبه توقف جنگی بیدلیل و بیهدف سیاستمداران و تحلیلگران آمریکایی را هم در موقعیت برتر اخلاقی مینشاند. اما برای داوری در مورد همراستا بودن یا نبودن یک نظر با منافع ملی ایران نه فقط نفس ابراز موضع، که تأثیر آن در محیط سیاسی هم مهم است. چه بسا مواضعی در لحظه انتشار مدافع منافع ملی ایران به نظر رسیده و در بلندمدت اثری خلاف برجا بگذارند.
🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6422
#امیرحسین_مهدوی #ایران #جنگ
🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:
t.me/mashghenowofficial | 1 088 |
| 9 | خلاصه مطلب تامل بر انگیز جناب مهدوی گرانقدر👇 | 956 |
| 10 | https://mashghenow.com/?p=6422 | 963 |
| 11 | لیکن پس از پیروزی انقلاب طبقه جدید انقلابی عمدتاً شامل مهاجرین ساکن حومه شهرها، معممین انقلابی و گروههای چپگرا پر سر وصدا و پر خروش ظاهر شد و طبقه متوسط را نیز به تدریج منتفی نمود.
با توجه با این مقدمه به تبیین شرایطی که معمولاً پس از انقلابها ظاهر میشود میپردازیم.
۱. انقلابها بهعنوان محیطهای سیاسیِ پُرهیجان و پُرتنش
انقلابها دورههایی از برانگیختگی شدید جمعی ایجاد میکنند؛ دورههایی که در آن شرایط هیجانی، قطبیشدن عاطفی، و تعلیق کوتاه مدت و معمولاً بلند مدت سازوکارهای نهادی و عقلائی مشاهده میشود. این پدیده در آثار کلاسیک روانشناسی جمعی (لو بون، ۱۸۹۵؛ تارد، ۱۹۰۱) و نیز در پژوهشهای جدید درباره احساسات سیاسی (گودوین، جاسپر و پولتا، ۲۰۰۱؛ توسکا، ۲۰۲۳) بهخوبی مستند شده است.
در چنین شرایطی، رفتار سیاسی و اجتماعی از حالت عقلانی به حالت عاطفی و هیجانی و خشونتبار تغییر میکند و زمینه برای ظهور رهبران کاریزماتیک و سلطهجو فراهم میشود.
۲. گزینش رهبران در شرایط فروپاشی نهادی
فروپاشی نهادها معیارهای انتخاب رهبر را دگرگون میکند. بهجای معیارهای بوروکراتیک یا قانونی یا شایستگی مدیریتی، رهبران بر اساس:
• قاطعیت،
• یقین ایدئولوژیک،
• آمادگی برای اعمال زور و خشونت،
• و توانایی برانگیختن هیجان جمعی
ظهور مینمایند.
این دقیقاً با مفهوم اقتدار کاریزماتیک در اندیشۀ ماکس وِبر (۱۹۲۲) همخوان است. پژوهشهای مربوط به شخصیت اقتدارگرا (آدورنو، ۱۹۵۰) و رهبری سلطهمحور (وینتر، ۲۰۰۳) نیز نشان میدهد که چنین شرایطی افراد فاقد حس همدلی، بی توجه به درد و رنج و سرنوشت دیگران، و شدیداً سلطه طلب را به قدرت میرساند.
۳. واگرایی تدریجی بین مسیر عاطفیِ تودهها و مسیر عاطفیِ نخبگان
پس از اوج انقلابی، معمولاً جامعه و اکثریت مردم به تدریج وارد مرحله عادیسازی عاطفی میشوند و ثبات و امنیت و شیوه عقلائی را ترجیح میدهند. اما نخبگان انقلابی—بهویژه کسانی که در اوج هیجان و خشونت انقلابی به قدرت رسیدهاند— برای حفظ جایگاه سعی میکنند جامعه کماکان در حالت بر انگیخته، هیجان زده و در حالت بسیج دائمی باقی بماند.
این واگرایی تنش ساختاری ایجاد میکند:
• تودهها خواهان آرامشاند
• نخبگان جدید خواهان تداوم انقلابی گری
این سازوکار در انقلاب فرانسه (دویل، ۱۹۸۹)، انقلاب روسیه (فیتزپاتریک، ۲۰۰۸)، انقلاب چین (مایزنر، ۱۹۹۹) و سایر موارد بهوضوح دیده میشود.
۴. مسیرهای وابسته و تثبیت قدرت قهری
وقتی نخبگان انقلابی کنترل نهادهای قهری را به دست میگیرند، حکومت آنان، به همان مسیر وابستگی پیدا میکند: هزینه واگذاری قدرت افزایش مییابد و ظرفیت نهادی برای مقاومت کاهش. این سازوکار در نظریههای تثبیت اقتدارگرایی (لینتز، ۲۰۰۰؛ لویتسکی و وی، ۲۰۱۰) بهتفصیل توضیح داده شده است.
۵. نظریه ماکس وِبِر (جامعه شناس، تاریخدان و اقتصاددان آلمانی قرن بیستم) از تحلیل این پدیده قابل توجه است؛
وبر نشان میدهد که اقتدار کاریزماتیک:
• در بحران پدید میآید،
• بر هیجان جمعی تکیه دارد،
• و برای بقا نیازمند تداوم وضعیت فوقالعاده، تداوم درگیری جامعه در بحران و جوشش احساسات خشمگینانه است.
به همین دلیل، نخبگان کاریزماتیکی که در انقلابها ظاهر شده، غالباً در برابر عادیسازی مقاومت میکنند و این امر به اقتدارگرایی یا پاکسازیهای خشونتآمیز میانجامد. ماکس وبر استدلال می کند که خشونت تا مادامی مواثر میافتد که نوعی مشروعیت و سازمان باقی مانده باشد.
اما خواهناخواه چنین فراگردی خود فرسایشی است. انقلاب فرانسه یک دوران طولانی بحران سیاسی را از سال ۱۷۸۹ تا نیمه قرن بیستم، برای بیش از یکصد و پنجاه سال، به دنبال داشت. انقلاب فرانسه به نوعی تیپ ایده آل برای برسی اثر بلند مدت انقلابها است.
در بخش بعدی تاریخچه مختصر انقلابهای تاریخی عمده بررسی و از آن ها جمعبندی ارائه می شود. | 1 471 |
| 12 | ماجرای پس از انقلابها
بخش نخست:
در یک گردهمآیی با برخی ایرانیان جوان و عمدتاً دانشگاهی در خارج کشور. بحث انقلاب شد و مسیر و آینده نگران کننده کشور. یک فرد جوان خام و سطحی به اینجانب گفت ‘ شما غلط کردید انقلاب کردید’! جواب لازم را به او دادم و اگر به خاطر احترام میزبان نبود جوابی دندان شکن درخور میبود. چون امروزه این سردرگمی در بین بسیاری رواج دارد شایسته است نگاهی بهدور از احساسات به شرایط و روندها بیاندازیم. بی تردید نگرانی در مورد شرایط کشور و مسیری که طی می شود عمیق و واقعی است. اما دور شدن از مسیر عقلانی و سنجیده و حسابگری منطقی نیز به هزینه انسانی ماجرا میافزاید.
قبل از پرداختن به اصل مطلب، در این مورد تاکید یک نکته ضروری است. بذل توجه به این که، بر خلاف تصور رایج، انقلابها را کسی یا گروهی ایجاد نمیکند. انقلابها ناشی از فروریزش اجتماعی و سپس سیاسی یک جامعه و حکومتی که بر راس آن نشسته هستند. یعنی یک فروریزش سیستمی است.
از جمله خانم تِدا اِسکوک پُل، استاد جامعه شناسی سیاسی، پس از مطالعه موارد تاریخی انقلابهای فرانسه، روسیه و چین نتیجه میگیرد که سازوکار محرکه انقلاب ها فرو ریزش سیستمی است نه پروژه استراتژیک گروههای معارض و رهبران مخالف. یعنی انقلابها با برنامهریزی گروههای معاند و مبارز و غیره شکل نمی گیرد. الگوی او توجه با ساختار است نه نتیجه کارکرد فعالان سیاسی. او بحران مالی، تفرقه و اختلاف نظر طبقه نخبه، و خیزش های اجتمای ناشی از نا رضایتی گسترده را عوامل تعیین کننده ظهور انقلابها میداند. بحران مالی عامل بسیار مهمی است که توجه کمی به آن معطوف شده. قبل از انقلاب ۱۳۵۷ نیز رژیم ایران با بحران مالی روبرو شد که در بخش بودجهای ظاهر گردید. در همین زمینه برنامه ششم رژیم جمع بندی نشد و بودجه امکان تنظیم نیافت. همه علائم فرو ریزش درونی ظاهر شد. حدود یک سال قبل از انقلاب بزرگترین فرار سرمایه تاریخی و حتی فرار نخبگان از کشور آغاز گردید. این ها عوامل تعیین کنندهای بود که مورد توجه کافی قرار نگرفته است.
طبق استنتاج خانم اسکوک پل در تمام موارد بررسی، رهبران کارزیماتیک یا تحکمی پس از سقوط سیستماتیک درونی نظامها ظاهر شدند و نه قبل از آن.
همه انقلابهای تاریخ معاصر برای مردمی که انقلاب کردند به فاجعه ختم شده. نمونه بارز انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب چین و علاوه بر آن بسیاری انقلاب های قرن بیستم در کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا قابل ذکر است.
شاید یک مورد استثناء در چند قرن اخیر قابل ذکر باشد و آن نیز انقلاب آمریکا است، در انقلاب آمریکا نیز تمام علائم بحرانی را ظاهر ساخت، بیکاری، تورم، بهم ریختن نظم اقتصادی و اجتماعی، شروع تنشهای منطقهای و حالت تشنج و برانگیختگی عمومی ظاهر شد. دلیل تبدیل نشدن آن به شرایط مشابه موارد دیگر این نبود که علائم بعد از انقلاب مانند سایر کشورها ظاهر نشد، بلکه توسعه سرمایه داری با سرعتی انجام شد که از طریق ایجاد ساختار جدید تولید ثروت مانع شکل گیری طبقه انقلابی، پس از انقلاب، گردید.
دلیل این امر نیز توسعه صنایع فولاد، اتومبیل، نفت و پالایش و راه آهن و سایر زیربناها و تولیدات صنعتی که سبب گستردگی و بهم پیوستگی بازارها و بهبود شرایط زندگی و درگیرشدن جامعه در تولید ثروت بود. این رویکرد شرایط را تغییر داد. یعنی از این نظر می توان گفت به دلیل حسن تصادف توسعه سرمایهداری و تولید ثروت از یک طرف و بهره برداری خانوارها از نتایج تولید صنعتی از طرف دیگر، مسیر را در مقایسه با سایر موارد انقلابها تغییر داد. به جز این مورد بدون استثناء انقلابها با بحرانهای بلند مدت همراه بوند. موارد بارز چنان که گفته شد انقلاب فرانسه، انقلاب بولشویکی روسیه، انقلاب چین است. انقلابهای جهان سومی، مانند مورد زیمبابوه، کوبا و تعداد متعددی دیگر از نظر ایجاد فلاکت و تداوم آن، خود گروه قابل ملاحظهای را تشکیل می دهند اما سرنوشت رقتبار این مردمان کمتر از موارد فوقالذکر مورد توجه قرار گرفته است.
گفته شد در امریکا طبقه انقلابی شکل نگرفت، اما در سایر موارد طبقه انقلابی ضامن تداوم هرج و مرج و بحران اجتماعی بود. در فرانسه در مقطع انقلاب سال ۱۷۸۹-۱۷۹۹ طبقه انقلابی شامل جمعیت بیبضاعت شهری (sans‑culottes، بدون پاپوش) بود، در روسیه طبقه پرولتاریا یا زحمت کشان، در چین دهقانان انقلابی. علیرغم محتوای این عنوانها و واژگان موضوع روز آن اشاره به قشر انقلابی در آن کشورها دارد. در ایران نیز قشری که به فرو پاشی رژیم کمک کرد طبقه متوسط بود که از طریق اعتصاب در صنایع، بانکها، ادارات، شرکتهای برق و نفت و دانشگاهها و تظاهرات به فرو پاشی حکومت کمک کردند. | 1 173 |
| 13 | بخش از یک شعری رمز آلود از مهدی اخوان ثالث به همین مناسبت:
ای شیر پیر بسته به زنجیر،
کز بندت ایچ عار نیامد.
دیدی دلا که یار نیامد
گَرد آمد و سوار نیامد؟
بگداخت شمع و سوخت سراپای
وآن صبح زرنگار نیامد
آراستیم خانه و خوان را
وآن ضَیف نامدار نیامد
دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد
آن کاخ ها ز پایه فرو ریخت
وآن کرده ها به کار نیامد
سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان! بهار نیامد
ای شیر پیر بسته به زنجیر
کز بندت ایچ عار نیامد
سودت حصار ، و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد
زی تشنه کِشتگاه نجیبت
جز ابر زهربار نیامد
ای نادر نوادر ایام
که ت فَرّ و بخت ، یار نیامد
دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار نیامد
افسوس کان سفاین حری
زی ساحل قرار نیامد
من دانم و دلت ، که غمان چند
آمد ، ور آشکار نیامد
چندان که غم به جان تو بارید
باران به کوهسار نیامد | 1 609 |
| 14 | @iranfardamag
تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سروِ سهی قامتِ بلند مباد
شفا ز گفتهٔ شِکَّرفِشانِ حافظ جوی
که حاجتت به عِلاجِ گلاب و قند مباد
با آرزوی سلامتی برای مهندس میرحسین موسوی
#ایران_فردا
#میرحسین_موسوی
https://t.me/iranfardamag | 1 406 |
| 15 | مقاله پژوهشی و بسیار قابل توجه از استاد گرانقدر دکتر عبده تبریزی، در مورد بحران چند بعدی اشتغال در ایران.امید که مورد توجه قرار گیرد. | 1 554 |
| 16 | 🔖اشتغال؛ اولویت اول اقتصاد ایران
🔹در ادبیات اقتصادی معمولاً تورم، کسری بودجه، ناترازی بانکها یا تحریمها بهعنوان مهمترین چالشهای اقتصاد ایران مطرح میشوند. اما حسین عبده تبریزی در مقالهای تحلیلی، «اشتغال» و بهویژه کیفیت و پایداری آن را مهمترین مسئله اقتصاد کشور میداند.
به باور ایشان، تمرکز صرف بر نرخ بیکاری میتواند تصویری ناقص از واقعیت بازار کار ارائه دهد. کاهش نرخ مشارکت اقتصادی، اشتغال ناقص، خروج بخشی از نیروی کار از بازار و ناامیدی از یافتن شغل، نشانههایی هستند که ضرورت توجه بیشتر به وضعیت اشتغال را آشکار میکنند. از سوی دیگر، اقتصاد ایران همزمان با چالشهای ساختاری داخلی، در معرض تحولات فناورانه و گسترش هوش مصنوعی نیز قرار دارد؛ تحولاتی که آینده بازار کار را بیش از پیش تحت تأثیر قرار خواهند داد.
برای مطالعه متن کامل این مقاله و آشنایی بیشتر با دیدگاههای مطرحشده، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
🔗https://B2n.ir/zb3890
📲 @danayan_holding | 1 691 |
| 17 | https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-100/4274587-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%BA%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86 | 1 588 |
| 18 | بحث باز گرداندن اینترنت به شرایط قبلی
اقتصاددان ایتالیایی برای کسانی که حاضر هستند به دیگران زیان وارد شود بدون فایده مشخص برای خودشان اسم خاصی به کار برده. کاری به این امر ندارم اما نکته صحیحی را نیز مطرح کرده و آن اینکه این نوع افراد خطرناک ترین اعضاء یک جامعه هستند.
در منابع خبری صحبت از این بود که عده ای شکایت کرده اند که چرا دولت تصمیم به باز گردان اینترنت به شرایط سابق گرفته و یک مرجع قضایی هم به نفع این ها رای داده!! مجموعه داستان جای تاسف دارد. کاری ندارند که کسب و کار و معاش بسیاری انسانها در شرایط موجود به اینترنت بستگی دارد، که اکنون به خطر افتاده. در شرایطی که کتابخانه و منابع بهنگام دسترسی به اطلاعات و دانش برای بسیاری دانشپژوهان و کارشناسان مقدور نیست و به دسترسی به اینترنت و دسترسی به ابزار هوش مصنوعی نیازمند هستند، نبود این دسترسی آسیب در ابعاد غیر قابل تصور ایجاد می کند. حال در این شرایط به قول ضرب المثل مشهور خان بخشیده غلام قلی خان نمی بخشد.
در مورد تصمیم قضایی هم باید گفت اگر هیات دولت مصوبه تصویب کرد جایگاه قانون دارد. مرجع ایراد گرفتن به آن طبق قانون اساسی موجود هم مرجع دیگری است. دادگاه نمی تواند قانون را تغییر دهد (مگر دیوان عالی قضا در کشور هایی که این تشکیلات را دارند) دادگاه سطح پایین کارش قضاوت بر اساس قوانین موجود است نه منتفی کردن مصوبه ای که توسط بخشی از حکومت تصویب شده مصوبات آن جایگاه قانونی دارد.
از همه این ها گذشته، بستن اینترنت بر روی مردم چه فایده ای برای چه کسانی دارد؟ آیا چشم و گوش مردم را می بندد؟ آیا به تسلط تبلیغات انحصاری بر ذهن مردم کمک می کند؟ آیا واقعیت های روزمره از جلو چشم مردم کنار می زند و رضایت خاطر ایجاد می کند؟ آیا سیستم های جاسوسی اجنبی را مختل می کند؟ جواب این پرسش ها و پرسش های مشابه منفی است. پس فایده این کار چه بوده؟ کسانی از یک طرف مردم را از بخشی از امکانات زندگی محروم کنند و بر روی این تنگنا کاسبی ایجاد کنند!! دسترسی به اینترنت با نرخهای بالا بفروشند. بسیار زشت، زشت و مشمئز کننده. طی چهل و اندی سال چنین سوء استفاده از قدرت برای محدود کردن مردم و دکه زدن کاسبی بر تارک آن را ندیده بودیم، | 2 910 |
| 19 | دو مطلب قابل توجه از استاد گرانقدر دکتر غنی نژاد که به عنوان سرمقاله دنیای اقتصاد چاپ شده.👆 | 2 464 |
| 20 | اقتصاد،_اینترنت_و_امنیت_ملی،_سرمقاله_۲۱_اردیبهشت_۱۴۰۵.pdf | 2 303 |
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
