en
Feedback
آوازهای رهایی

آوازهای رهایی

Open in Telegram

وبلاگ آوازهای رهایی، وام‌دار ِ نام آخرین مجموعه‌ی شعر فریدون رهنما به‌زبان فرانسه است، به‌یاد و بزرگداشت او. http://mi-mel.blogspot.com

Show more
1 481
Subscribers
No data24 hours
+97 days
+3330 days
Posts Archive
...مگر ندانی که حد دلتنگی تا کجاست؟ ورقی از دردم باز کن... عبهرالعاشقین | شیخ روزبهان بقلی شیرازی 彡⁩

•Zdzisław Beksiński (1929-2005) Polish painter, photographer, and sculptor ◖◗
Zdzisław Beksiński (1929-2005) Polish painter, photographer, and sculptor ◖◗

•کارنامه سیمرغ •کتاب منوچهر یکتایی •طرح جلد از قباد شیوا ⁦/⁠ᐠ
+1
کارنامه سیمرغ •کتاب منوچهر یکتایی •طرح جلد از قباد شیوا ⁦/⁠ᐠ

کارنامه سیمرغ طرح جلد از قباد شیوا
کارنامه سیمرغ طرح جلد از قباد شیوا

... دیوار باغ ریخته کال‌دزدان راه یافته‌اند به انار نبات باخته حیوان منقرض است جماد و انسان متصرف جغرافی‌ست طومار دعا گم‌گشته تکلیف معلوم نیست تکلیف معلوم است. از کتاب کارنامه سیمرغ منوچهر یکتایی ⁦⁦

خاک شد آن‌کس که برین خاک زیست خاک چه داند که درین خاک چیست از مخزن‌الاسرار نظامی ‌_⁠__⁠_

‌◍‌پرتره فریدون رهنما ◍کارِ قباد شیوا از مجله تماشا، ۱۳۵۴، شماره ۲۲۵ ⁦ ̄⁠︶⁠ ̄
‌◍‌پرتره فریدون رهنما ◍کارِ قباد شیوا از مجله تماشا، ۱۳۵۴، شماره ۲۲۵ ⁦ ̄⁠︶⁠ ̄

@chinemapod به این ترتیب، نرمه‌ی زمزمه‌ی صدف غضروف ِ موج می‌شکند و از غبار ِ عبور ِ ابر افق ِ معطّر ِ منظره به سوهای دریا می‌زند. تا چشم‌های شبتابی از پس ِ پشت ِ خواب‌ها به بیرون خزد آن‌گاه، زیبایی ِ چرخان ِ شناور در سیاهی نور جان می‌دهد و حیران ِ مرتفع به همیشه می‌رسد. پس نگاه کن به تاریکی نگاه کن به جان ِ خوابیده نگاه کن به خنکای سِدرگون ِ خاک. کمی به هرگز کمی به هنوز کمی به حالا نگاه کن کمی نگاه کن نور ِ تاریک ِ مستطیل ِ اتفاق هماره می‌خواهد بپرد، دور ِ دور. |مونا زاهدی|

به همه حال، اگر بخیه‌های مژگان از هم نمی‌توان گسیخت، نمکِ گریه بر این زخم‌ها باید ریخت... چهار عنصر بیدل دهلوی

گاه از خودم می‌پرسم: کجا هستم؟ روی سره‌ی کوه‌های بختیاری که تا چشم کار می‌کند، تا آن‌طرف آسمان، کوه در کوه است: «سفیدکوه»، «سیاه‌کوه». بلندی‌های «کوه‌رنگ» و سرچشمه‌ی «زاینده‌رود»... یا در پستوی دکانی، در کنار چاه حیاط خلوتِی تاریک با دیوارهای بلند؟ می‌گویی با خودم چه کار کنم، روحم را به کدام دیاری فرار بدهم؟ از گفت‌وگو در باغشاهرخ مسکوب

در خلیج بی‌مادر، ماهی بردبار لرزشی بایدت تا سکوت در گله گرگها متواری شود. پرویز اسلامپور

... محتاج بودم، محتاج آب، محتاج عطشانی عادی و عریان. به بکری همین ظهر تابستانیِ تیر. پس نقاب بینداز. بینداز نقاب، و عقده‌ی میراثی مرا به طایفه‌ی تشنه‌ی هزارساله بخوان.

وطن كجاست كه انسان از آنجا آغاز می‌کند. از چهار کوآرتت تی‌اس‌الیوت برگردانِ مهرداد صمدی

وطن كجاست كه انسان از آنجا آغاز می‌کند. از چهار کوآرتت تی‌اس‌الیوت برگردانِ مهرداد صمدی

-Bruno Barbey (1941–2020) French photographer ◠
-Bruno Barbey (1941–2020) French photographer

غلط املایی غیر از مردم لابالی و بی‌مبالات هیچ‌کس نیست که پیش از خروج از خانه و قدم نهادن در کوچه، لااقل روزی یک بار خود را در آینه نبیند و وضع سر و لباس و کفش و کلاه خود را تحت مراقبت نیاورد و نواقص و معایب و بی‌نظمی‌ها و آشفتگی‌های هیأت ظاهر خویش را به‌شکلی ترمیم و اصلاح ننماید. چرا؟ برای آنکه انسان ذاتاً خودخواه است و خود را از هیچ‌کس کمتر و پست‌تر نمی‌شمارد و بر او بسی ناگوار است که با هیأت و اندامی ناساز و شکل و ریختی منکر در مقابل دیگران جلوه کند و دیگران در ظاهر او عیب و نقصی قابل سرزنش و خرده‌گیری بینند و بر او بخندند. این توجه و دقت در رفع عیوب ظاهری به‌هر نظر که تعبیر شود، به‌شرط آنکه به خودآرایی و ظاهرسازی نرسد، ممدوح است، چه برای مرد دردی بدتر از آن نیست که مورد عیب‌جویی هر کس و ناکس قرار گیرد و به علت عیبی که رفع آن بسیار آسان بوده، انگشت‌نمای این و آن واقع شود. اما تعجب در اینجاست که غالب همین مردم که برای رفع عیب‌جویی دیگران در حفظ ظاهر گاهی از حدّ اعتدال نیز قدم فراتر می‌گذارد، هر روز در گفته و نوشتهٔ خود مرتکب هزار غلط انشایی و املایی می‌شوند و متوجه نیستند که به علت تقریر و تحریر نادرست و بی‌اندام تا چه حد مورد طعن و مضحکهٔ خاص و عامند. چون تأثر و تأملی هم از این بابت ندارند، به هیچ‌وجه در صدد رفع این عیب بزرگ نیز بر نمی‌آیند. عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، مورخ و ادیب (۱۳۳۴-۱۲۷۵ ه.ش) از مجله یادگار سال اول‌، شماره ۴، آذر ۱۳۲۳

غلط املایی غیر از مردم لابالی و بی‌مبالات هیچ‌کس نیست که پیش از خروج از خانه و قدم نهادن در کوچه، لااقل روزی یک بار خود را در آینه نبیند و وضع سر و لباس و کفش و کلاه خود را تحت مراقبت نیاورد و نواقص و معایب و بی‌نظمی‌ها و آشفتگی‌های هیأت ظاهر خویش را به‌شکلی ترمیم و اصلاح ننماید. چرا؟ برای آنکه انسان ذاتاً خودخواه است و خود را از هیچ‌کس کمتر و پست‌تر نمی‌شمارد و بر او بسی ناگوار است که با هیأت و اندامی ناساز و شکل و ریختی منکر در مقابل دیگران جلوه کند و دیگران در ظاهر او عیب و نقصی قابل سرزنش و خرده‌گیری بینند و بر او بخندند. این توجه و دقت در رفع عیوب ظاهری به‌هر نظر که تعبیر شود، به‌شرط آنکه به خودآرایی و ظاهرسازی نرسد، ممدوح است، چه برای مرد دردی بدتر از آن نیست که مورد عیب‌جویی هر کس و ناکس قرار گیرد و به علت عیبی که رفع آن بسیار آسان بوده، انگشت‌نمای این و آن واقع شود. اما تعجب در اینجاست که غالب همین مردم که برای رفع عیب‌جویی دیگران در حفظ ظاهر گاهی از حدّ اعتدال نیز قدم فراتر می‌گذارد، هر روز در گفته و نوشتهٔ خود مرتکب هزار غلط انشایی و املایی می‌شوند و متوجه نیستند که به علت تقریر و تحریر نادرست و بی‌اندام تا چه حد مورد طعن و مضحکهٔ خاص و عامند. چون تأثر و تأملی هم از این بابت ندارند، به هیچ‌وجه در صدد رفع این عیب بزرگ نیز بر نمی‌آیند. عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، مورخ و ادیب (۱۳۳۴-۱۲۷۵ ه.ش) از مجله یادگار سال اول‌، شماره ۴، آذر ۱۳۲۳

توفان غبار عدمیم، آب بقا کو دریا به میان محو شد از جوش کران‌ها بیدل ‌¯⁠\