آوازهای رهایی
Open in Telegram
وبلاگ آوازهای رهایی، وامدار ِ نام آخرین مجموعهی شعر فریدون رهنما بهزبان فرانسه است، بهیاد و بزرگداشت او. http://mi-mel.blogspot.com
Show more1 481
Subscribers
No data24 hours
+97 days
+3330 days
Posts Archive
1 481
...مگر ندانی که حد دلتنگی تا کجاست؟
ورقی از دردم باز کن...
عبهرالعاشقین | شیخ روزبهان بقلی شیرازی
彡
1 481
...
دیوار باغ ریخته
کالدزدان راه یافتهاند به انار
نبات باخته حیوان منقرض است
جماد و انسان متصرف جغرافیست
طومار دعا گمگشته
تکلیف معلوم نیست
تکلیف معلوم است.
از کتاب کارنامه سیمرغ
منوچهر یکتایی
ヾ
1 481
Repost from چی نِما | Chinema🎥
@chinemapod
به این ترتیب،
نرمهی زمزمهی صدف
غضروف ِ موج میشکند
و از غبار ِ عبور ِ ابر
افق ِ معطّر ِ منظره
به سوهای دریا میزند.
تا چشمهای شبتابی
از پس ِ پشت ِ خوابها به بیرون خزد
آنگاه،
زیبایی ِ چرخان ِ شناور
در سیاهی نور جان میدهد
و حیران ِ مرتفع به همیشه میرسد.
پس نگاه کن به تاریکی
نگاه کن به جان ِ خوابیده
نگاه کن به خنکای سِدرگون ِ خاک.
کمی به هرگز
کمی به هنوز
کمی به حالا نگاه کن
کمی نگاه کن
نور ِ تاریک ِ مستطیل ِ اتفاق
هماره میخواهد بپرد، دور ِ دور.
|مونا زاهدی|
1 481
Repost from آوازهای رهایی
به همه حال، اگر بخیههای مژگان از هم نمیتوان گسیخت، نمکِ گریه بر این زخمها باید ریخت...
چهار عنصر
بیدل دهلوی
◕
1 481
گاه از خودم میپرسم: کجا هستم؟ روی سرهی کوههای بختیاری که تا چشم کار میکند، تا آنطرف آسمان، کوه در کوه است: «سفیدکوه»، «سیاهکوه». بلندیهای «کوهرنگ» و سرچشمهی «زایندهرود»... یا در پستوی دکانی، در کنار چاه حیاط خلوتِی تاریک با دیوارهای بلند؟ میگویی با خودم چه کار کنم، روحم را به کدام دیاری فرار بدهم؟
از گفتوگو در باغ
•شاهرخ مسکوب
↼
1 481
...
محتاج بودم، محتاج آب، محتاج عطشانی عادی و عریان. به بکری همین ظهر تابستانیِ تیر. پس نقاب بینداز. بینداز نقاب، و عقدهی میراثی مرا به طایفهی تشنهی هزارساله بخوان.
๑
1 481
غلط املایی
غیر از مردم لابالی و بیمبالات هیچکس نیست که پیش از خروج از خانه و قدم نهادن در کوچه، لااقل روزی یک بار خود را در آینه نبیند و وضع سر و لباس و کفش و کلاه خود را تحت مراقبت نیاورد و نواقص و معایب و بینظمیها و آشفتگیهای هیأت ظاهر خویش را بهشکلی ترمیم و اصلاح ننماید.
چرا؟
برای آنکه انسان ذاتاً خودخواه است و خود را از هیچکس کمتر و پستتر نمیشمارد و بر او بسی ناگوار است که با هیأت و اندامی ناساز و شکل و ریختی منکر در مقابل دیگران جلوه کند و دیگران در ظاهر او عیب و نقصی قابل سرزنش و خردهگیری بینند و بر او بخندند.
این توجه و دقت در رفع عیوب ظاهری بههر نظر که تعبیر شود، بهشرط آنکه به خودآرایی و ظاهرسازی نرسد، ممدوح است، چه برای مرد دردی بدتر از آن نیست که مورد عیبجویی هر کس و ناکس قرار گیرد و به علت عیبی که رفع آن بسیار آسان بوده، انگشتنمای این و آن واقع شود.
اما تعجب در اینجاست که غالب همین مردم که برای رفع عیبجویی دیگران در حفظ ظاهر گاهی از حدّ اعتدال نیز قدم فراتر میگذارد، هر روز در گفته و نوشتهٔ خود مرتکب هزار غلط انشایی و املایی میشوند و متوجه نیستند که به علت تقریر و تحریر نادرست و بیاندام تا چه حد مورد طعن و مضحکهٔ خاص و عامند. چون تأثر و تأملی هم از این بابت ندارند، به هیچوجه در صدد رفع این عیب بزرگ نیز بر نمیآیند.
عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، مورخ و ادیب
(۱۳۳۴-۱۲۷۵ ه.ش)
از مجله یادگار
سال اول، شماره ۴، آذر ۱۳۲۳
◍
1 481
غلط املایی
غیر از مردم لابالی و بیمبالات هیچکس نیست که پیش از خروج از خانه و قدم نهادن در کوچه، لااقل روزی یک بار خود را در آینه نبیند و وضع سر و لباس و کفش و کلاه خود را تحت مراقبت نیاورد و نواقص و معایب و بینظمیها و آشفتگیهای هیأت ظاهر خویش را بهشکلی ترمیم و اصلاح ننماید.
چرا؟
برای آنکه انسان ذاتاً خودخواه است و خود را از هیچکس کمتر و پستتر نمیشمارد و بر او بسی ناگوار است که با هیأت و اندامی ناساز و شکل و ریختی منکر در مقابل دیگران جلوه کند و دیگران در ظاهر او عیب و نقصی قابل سرزنش و خردهگیری بینند و بر او بخندند.
این توجه و دقت در رفع عیوب ظاهری بههر نظر که تعبیر شود، بهشرط آنکه به خودآرایی و ظاهرسازی نرسد، ممدوح است، چه برای مرد دردی بدتر از آن نیست که مورد عیبجویی هر کس و ناکس قرار گیرد و به علت عیبی که رفع آن بسیار آسان بوده، انگشتنمای این و آن واقع شود.
اما تعجب در اینجاست که غالب همین مردم که برای رفع عیبجویی دیگران در حفظ ظاهر گاهی از حدّ اعتدال نیز قدم فراتر میگذارد، هر روز در گفته و نوشتهٔ خود مرتکب هزار غلط انشایی و املایی میشوند و متوجه نیستند که به علت تقریر و تحریر نادرست و بیاندام تا چه حد مورد طعن و مضحکهٔ خاص و عامند. چون تأثر و تأملی هم از این بابت ندارند، به هیچوجه در صدد رفع این عیب بزرگ نیز بر نمیآیند.
عباس اقبال آشتیانی، نویسنده، مورخ و ادیب
(۱۳۳۴-۱۲۷۵ ه.ش)
از مجله یادگار
سال اول، شماره ۴، آذر ۱۳۲۳
◍
