fa
Feedback
آوازهای رهایی

آوازهای رهایی

رفتن به کانال در Telegram

وبلاگ آوازهای رهایی، وام‌دار ِ نام آخرین مجموعه‌ی شعر فریدون رهنما به‌زبان فرانسه است، به‌یاد و بزرگداشت او. http://mi-mel.blogspot.com

نمایش بیشتر
1 496
مشترکین
-124 ساعت
+97 روز
+3630 روز
آرشیو پست ها
از آن چه داشتم برت داشتم بهر راه شدی شدم جات که رسیدم گذشته بودی از طبقات جنون پرویز اسلامپور ‌─ ─

تو از کجای افق آمدی ‏مثل افق بلند؟ ‏که من هنوز، زخم غروب را ‏از صخره برنچيده ‏زخم از طلوعی ديگر می‌گیرم ‏و دوست داشتن را ‏مثل جنونِ سرزده ‏از سر می‌گیرم. ‏یداله رویایی (۱۷ اردیبهشت ۱۳۱۱–۲۳ شهریور ۱۴۰۱) در مدت درخت، انتشارات روناک، ۱۴۰۱ ~آوازهای رهایی~

عجبا! کُلِّ من چگونه برتابد پاره‌ی من - پاره‌ای چنان سنگین که زمین نیز برنمی‌تابد. تا بیارمد، بر تمامی پهنه‌ی ارض بایدش تن گُستَرْدْ؛ پس پاره‌ی من، با تمامیِ پهنه‌ی ارض، در قبضه‌ی من! از اشعار حلاج ترجمه بیژن الهی ا ۱۳۵۴ ا ‌✧

...مگر ندانی که حد دلتنگی تا کجاست؟ ورقی از دردم باز کن... عبهرالعاشقین | شیخ روزبهان بقلی شیرازی 彡⁩

•Zdzisław Beksiński (1929-2005) Polish painter, photographer, and sculptor ◖◗
Zdzisław Beksiński (1929-2005) Polish painter, photographer, and sculptor ◖◗

•کارنامه سیمرغ •کتاب منوچهر یکتایی •طرح جلد از قباد شیوا ⁦/⁠ᐠ
+1
کارنامه سیمرغ •کتاب منوچهر یکتایی •طرح جلد از قباد شیوا ⁦/⁠ᐠ

کارنامه سیمرغ طرح جلد از قباد شیوا
کارنامه سیمرغ طرح جلد از قباد شیوا

... دیوار باغ ریخته کال‌دزدان راه یافته‌اند به انار نبات باخته حیوان منقرض است جماد و انسان متصرف جغرافی‌ست طومار دعا گم‌گشته تکلیف معلوم نیست تکلیف معلوم است. از کتاب کارنامه سیمرغ منوچهر یکتایی ⁦⁦

خاک شد آن‌کس که برین خاک زیست خاک چه داند که درین خاک چیست از مخزن‌الاسرار نظامی ‌_⁠__⁠_

‌◍‌پرتره فریدون رهنما ◍کارِ قباد شیوا از مجله تماشا، ۱۳۵۴، شماره ۲۲۵ ⁦ ̄⁠︶⁠ ̄
‌◍‌پرتره فریدون رهنما ◍کارِ قباد شیوا از مجله تماشا، ۱۳۵۴، شماره ۲۲۵ ⁦ ̄⁠︶⁠ ̄

@chinemapod به این ترتیب، نرمه‌ی زمزمه‌ی صدف غضروف ِ موج می‌شکند و از غبار ِ عبور ِ ابر افق ِ معطّر ِ منظره به سوهای دریا می‌زند. تا چشم‌های شبتابی از پس ِ پشت ِ خواب‌ها به بیرون خزد آن‌گاه، زیبایی ِ چرخان ِ شناور در سیاهی نور جان می‌دهد و حیران ِ مرتفع به همیشه می‌رسد. پس نگاه کن به تاریکی نگاه کن به جان ِ خوابیده نگاه کن به خنکای سِدرگون ِ خاک. کمی به هرگز کمی به هنوز کمی به حالا نگاه کن کمی نگاه کن نور ِ تاریک ِ مستطیل ِ اتفاق هماره می‌خواهد بپرد، دور ِ دور. |مونا زاهدی|

به همه حال، اگر بخیه‌های مژگان از هم نمی‌توان گسیخت، نمکِ گریه بر این زخم‌ها باید ریخت... چهار عنصر بیدل دهلوی

گاه از خودم می‌پرسم: کجا هستم؟ روی سره‌ی کوه‌های بختیاری که تا چشم کار می‌کند، تا آن‌طرف آسمان، کوه در کوه است: «سفیدکوه»، «سیاه‌کوه». بلندی‌های «کوه‌رنگ» و سرچشمه‌ی «زاینده‌رود»... یا در پستوی دکانی، در کنار چاه حیاط خلوتِی تاریک با دیوارهای بلند؟ می‌گویی با خودم چه کار کنم، روحم را به کدام دیاری فرار بدهم؟ از گفت‌وگو در باغشاهرخ مسکوب

در خلیج بی‌مادر، ماهی بردبار لرزشی بایدت تا سکوت در گله گرگها متواری شود. پرویز اسلامپور

... محتاج بودم، محتاج آب، محتاج عطشانی عادی و عریان. به بکری همین ظهر تابستانیِ تیر. پس نقاب بینداز. بینداز نقاب، و عقده‌ی میراثی مرا به طایفه‌ی تشنه‌ی هزارساله بخوان.

وطن كجاست كه انسان از آنجا آغاز می‌کند. از چهار کوآرتت تی‌اس‌الیوت برگردانِ مهرداد صمدی

وطن كجاست كه انسان از آنجا آغاز می‌کند. از چهار کوآرتت تی‌اس‌الیوت برگردانِ مهرداد صمدی

-Bruno Barbey (1941–2020) French photographer ◠
-Bruno Barbey (1941–2020) French photographer