راز دل ما
Open in Telegram
5 434
Subscribers
-224 hours
-187 days
-8930 days
Posts Archive
5 434
دمار از روزگار من درآورد که... این نبودن های طو مینویسم دفتر ثبت وقایع!! آمدی دل را امانت برده ای.. #حسان کاشته ایم نهالِ صبر اندر دل و جان و تو قشنگترین پایانِ تمامِ انتظارهای منی… در هزار و دومین شب هم هنوز هزار و یک شب منی. https://t.me/Razedelema/monajat124۰
5 434
بِالنهايه حتي و اِنْ لَمْ تَكوني لي يَسعِدُني اِنَكِ كُنتِ جُزءٌ مِنْ حَياتي. «در نهایت حتی اگر مالِ من نبودی خوشحالم که بخشی از زندگی من بودی.» #نزار_قبانی توصیه میکنم یاد بگیرید تمایز قائل بشید، بین کسی که سزاوارِ یک توضیح کامله، کسی که سزاوار فقط یک جوابه و کسی که سزاوار سکوته هزار راه نرفته درون من چشم به راه جاده اند بگویی ام فقط بیا و من دوان دوان .... به آسمان که هیچ به لحظه ای که قو میان برکه ها نشست به آخرین نگاه خیس که جنگلی به انتظار درون تشنگی نشست به ابرهای مضطرب کویر داغ بگو کجا سفر کنم ببینمت!!! #حسان https://t.me/Razedelema/monajat124۰
5 434
«أول ما رأيتُ عيناه، قُلت يا الله حُزنه يشبه حُزني صامتٌ وعنيد.» اول بار كه چشمانش را ديدم، گفتم: خدایا اندوهش شبیه اندوه من است، ساکت و سرسخت.. گفت تمام احتیاج من در دو کلمه خلاصه میشود: آدمِ امن. - امین عدالت خواه "اختصر كل المشاعر في نص بيت ليت الاماكن والبشر والعمر انت...." همهى احساسم را در مصرعى خلاصه مىكنم! كاش همهى مكانها و آدمها و زندگانى… فقط تو بودى! https://t.me/Razedelema/monajat124۰همه مارها روی زمین نمیخزند؛ بعضیها کنار شما مینشینند لبخند میزنند و حتی با شما چای می نوشند.
5 434
آمدم شعری نویسم ، آمدی بنشسته در اشعار من
عطر تلخت کار دستم داده و پیچیده در افکار من
در میان مردمان من هم به شعر و شاعری نامی بُدم
تا تو از ره آمدی بوسیدی و اکنون جنون ادوار من
من عزیزی مانده در چاهی مسیری صعب و سخت
گو کسی آرد زلیخا را ز مصرش از پی دیدار من
وای اگر عشق اساطیری فراموشش شود... من منتظر
حضرت یعقوب نابینا شود از دوری تیمار من
حال من ناخوش چه زخمی هستم از اِخوان خویش و داغدار
منتظر یا رب که گفتی عشق آید میشود معمار من..
بعدها تاریخ میگوید #حسان تنها، دو چشمانت چه کرد
پرده ها افتد بدون شک بخوانندش همه اسرار من
در تبانی بین چشم و موی مشکینت.. نگاهی تلخ تر
هر کسی خواند بفهمد آمدستی در پی پیکار من
من شبی کز روی مستی روبه قبله بودمی شب تا سحر
از خدا رویت طلب کردم که آیی همدمم، دلدار من
عاقبت من را ربودی و نشستم در برت مظلومتر
عشق تو پیراهن ما را درید و یوسف غمبار ، من
زخم آن تهمت هزاران مرتبه پاشیدی اش هردم نمک
عاشق از زندان نوشت ات بوسه بر تو ای همه بهیار من
هر که از سوز غزلهایم تو را پرسید و شرحی خواستش
مقتدر گردن بگیر و سر برآور گو همه آزار من
من که یک شب در میان از بین موهایت نشستم هی غزل
مثنوی بافم به شرحی از دو چشمت قصه ی خمّار من
یک دمی فکری نما بر فرض آن هم از قفس بگریختیم
باز در بند تنت زندان به زندان، ای همه پندار من
آتش دوری به جانم، جان من بر لب دعا کن بر لبت
عاقبت آید ببوسیم و از این روزه شوی افطار من
باغ ما سرما زد و طوفان زد و آتش نیستانم زده
از بهشت جاودانِ سیب آغوشت بشو پر بار من
روزگاری برگ و بر گل میشکفت از هر بهارانم کنون
تا نگه جا میدهد اکنون خزانی باغک بی بار من
من که هردم یک قلم دست آمدم ترسیم چشمت داشتم
یک نظر چشمی نما بر حال زارم کلبه ی آوار من
من که هر دار و ندارم، زخمی از باران طوفانهای توست
نذر آغوشت کجا داری؟ که تنهایی شده انصار من
من که هیچ و در ره عشقت نباشد آسمانت جای ما
گهگداری مرهمی با یک نظر بر این دل بیمار من
چون گناهی در خور شأن جهنم در وصالت رخ نداد
بوسهای آور که در دفتر بماند جای آن بسیار من
یوسف شعرم اگر مأوا گرفت است و عزیزی شد به مصر
پاقدم رنجیده گشتی یار من اندر سر بازار من
نعش احساس دلم را در جوانی دفن در باور نمود
آن کسی در بوسه هایش نور جاری شد همه ابصار من
در الست آفرینش روز پیداکردن عشق زمینی دیدمش
جبرئیل از آسمان گفتا فرستادت خدا.. دادار من
من به جان تو که عمری تجربت دارم بدون سرپناهی را
بگو تا کی بمانی مختصر در لابلای این همه اذکار من
ماهی قرمز درون تنگ تنهایی ببین محزون شده
چون نمیخواهی رسانی قطره آبی تشنه ی گلزار من
#حسان
#بازار_مصر
1405/7/17
پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌
@Razedelema
@monajat124
5 434
با انسانها نیک باش عزیز من! اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور... چراکه هیچ موجودی به جز آدمیزاد، نمیتواند از خوبی پشیمانت کند! تو که آمدی زندگی آمد،از اندوه چیزی ندانم . با او میتوانستم بعد از گریه های بلند به چیزهای کوچک بخندم. . شما چیزی را جذب می کنید که برایش آماده اید. نه چیزی را که میخواهید! تعداد بسياری فرا خوانده شدند اما شمار اندكی برگزيده شدند.. از هزاران تنی كه به دنبال آن هستند، يكی آن را میيابد و از هزاران تنی كه آن را میيابد، يكي آن را دنبال می كند و از هزاران تنی كه آن را دنبال می كند، يكی متعلق به آن است https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
به قولِ محمود درویش : آدمی باید در کنارِ کسی پیر شود ؛ نه به سببِ کسی. در چشمانى درست، تو تبديل به اثر هنرى خواهى شد. و شاید رهایی واقعی همین باشد؛ اینکه بتوانی ادامه بدهی، بیآنکه مجبور باشی آنچه را روزی دوست داشتهای از قلبت پاک کنی ... مولانا: این اندوه عمیق بلاخره کی تمام میشود؟ شمس: اندوه تمام نمیشود تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود... 🤍🕊 https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
شمس به مولانا گفت: کیستی تو ای جلال الدین؟ مولانا : هیچکس! شمس : خوش اشتهایی میکنی مقام هیچکس مرتبه بلندیست.. مولانا:پس من هیچکس هم نیستم. در درازمدت، بدن میتونه تاوانِ احساساتی رو بده که ذهن، فرصت تجربه و بیانشون رو پیدا نکرد. خوش به سعادت افرادی که در حوزهی بیخیالی هنرمندن. اگر کسی سعی میکند از دستت بدهد؛ کمکش کن. اصرار به هیچ چیز نکنید، آدمها بخوان حرف میزنن، بخوان تماس میگیرن، بخوان میمونن، اگه بخوان همه کار میکنن. خوبشو میگی تا آبروش نره بدتو میگه تا آبروت بره آدم داریم تا آدم... https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
برسدبه_دست_خدا🤍 [
و تو
بخشندهی
مهربانِ منِ گنه کاریحقیقت ندارد که زمانی که انسان پیر میشود از رویاهایش دست میکشد. بلکه انسان زمانی که از رویاهایش دست میکشد پیر میشود. گابریل گارسیا مارکز از بقیه برایت درد میماند و از من استخوان هایی که تورا دوست داشتند. وقتی آدمِ امن تو را پیدا میکند، تازه میفهمی تو هیچ مشکلی نداشتی و ایراد از تو نبوده! حتی خیلی هم خواستنی بودی … https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
همین که آگاه بشویم ما خودِ همان چیزی هستیم که جستجو میکنیم ، همه چیز خودش می آید . من تن شدم تو من شدی من جان شدم تو تن شدی تا کس نگوید بعد از این من دیگرم ، تو دیگری برکتی در لباس مبدل..... باید همیشه این را به یاد داشته باشید که مهم نیست که در چه شرایط دشواری قرار دارید، مهم نیست چه شرایطی پیشآمده و چقدر آن را منفی در نظر میگیرید همه اینها برکتی در لباس مبدل هستند. عجیب به نظر میرسد اما درست است. چه باور کنید یا نه آن برکتی در لباس مبدل است. اگر بهطور درست رفتار کنید و با واکنش نشان ندادن با شرایط کنار بیایید آن به چیزی زیبا تبدیل خواهد شد که نمیتوانید تصورش کنید. این را به شما اطمینان میدهم. اما اگر واکنش نشان دهید ممکن است پیروز شوید یا ممکن است حرف خودتان را به کرسی بنشانید اما این فقط برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت و بعدازآن شما باید این شرایط را بارها و بارها تحملکنید شاید با افرادی دیگر و هرگز هم نخواهید فهمید که چرا اینهمه رنج میکشید. #رابرت آدامز https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
خلوتِ باکیفیت گاهی از معاشرتِ بیکیفیت سالمتره. . همیشه درباره آدمهایی که عاشقشان هستیم دوبار خودمان را فریب میدهیم؛ ابتدا برای مزیتهایشان، سپس برای نقصهایشان. یکی از نشانههای بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند، حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشه میدونستی H.O.P.E کلمه مخفف Hold On, Pain Ends صبر كن ، درد تموم ميشه. با انسانها نیک باش عزیز من! اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور... چراکه هیچ موجودی به جز آدمیزاد، نمیتواند از خوبی پشیمانت کند! خاکستر گفت؛ آتش را میبخشم،اما تبر را هرگز. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
در بیت عاشقانهای که برایت سروده ام
من ماندم و هزار بیت نگفته ز بوی گیسویت
دوصد هنوز نرفته ره
مسیر صعب بمانده...
رِسٓم به مرز چشمانت
حتی اگر رسم !!
به جان روح بلندت نمیشود پیدا
کسی که بیاید رسد به فریادم
که من به عمق نگاهت
غریق دریایم
که من به روز الستم که دیدمی رویت
میان خوف و رجا منتظر به دیدارم
تو بر ترانهی زیر لب عجیب میمانی
بسان خنده های کودکی شاداب
سفیر صدای مجنونی
میان کوه کنده نگشته به دست فرهادی
صدای معجزهای
در شفای بعد از مرگ
همان نفس که برآیی شوم دوباره به دنیا
نشسته بر راهت
تو از تبار نگاهی
نگاه خیره لیلی به راه مجنونی
تو هم قرینه عشقی
جنون کنار تو مشقی ز کودکی ماند
ز پشت روشن چشمی
دو چشم یعقوبی ز بعد بوی پیراهنی ز کنعانی...
تو از قبیله یوسف
تو از شفای زلیخا
منم صدای شکستن
صدای ریزش موجم
به سرعت سقوط
به پیچ رودهای پر از خم و پیچ
سرم به سنگ
به همراه من دلی که دلتنگ است
صدای تلنگر صدای خسته ی بادم که از زمینی دور ز ره رسیده
پر از گردی و پر از خاکم
منم مثال ابر پریشان پر از سکوت شبانه
دلی ز درد انبارم...
که منتظر خدا بنویسد ببار و من بارم
که من بگریم..
و
من بنالم
و
آسمان شهر تو گرید
به هرکجا که نشستی بفهمی ام که منم
ز دستِ دست جدا از منت
چه غمگینم چه بغض آلود
#حسان ز دوری رویت مثال یک کولی
به سمت شهر لبت سرگردان
که گو تنم اسیر من است و شبیهم به بار سنگینی
به روی کولهی پیر و نحیف رویاها
چو ساغری به کف و در پی خراباتم
بگو خود خرابی و ته ماندهی مکافاتم
که مست زمین خورده ای سحر گفتا
به لعل لبش میدهد تو را بر باد
گفتا نرو شنو نصیحت من میکُشد به فراغ
گفتم که ای بدتر ز من
ای بی خرد
ای بی بصر
من کی روم
او میبرد دلهای ما
او میکِشد قلاب ها.....
طوفان همه از موی او
مستان همه مدهوش او
ما یک طفیلی مانده ای
از سفره ی درگاه او
گفتی نرو او می کُشد
گفتی بمان مجنون مشو
گفتی خرابت میکند
فرمودهای دل میبرد
من آمدم او دل برد
من منتظر جان را کُشد
چشمم به ره من را بَرد
تسبیحی از انگور او
دستم گرفته روز و شب
ذکری به لب دارممگو!!!!!
ذکری سراسر راز و سِر
شاید دعایم مستجاب
او آید و گیرد مرا
آید پسندد جان من
چیزی بگوید یک شبه
مجنون شوم من یکسره
در کوچه ها گردم دوان
مردم مرا یکسر نشان
آخر شبی از خستگی
از فرط این دلبستگی
گیرد مرا آغوش خود
مزد همه دلدادگی
بوسد مرا گیرد بغل
گوید که خوش برگشتهای
بنشین کنارم روز و شب ......
#حسان
#او_میکشد_قلاب_ها
1404/1/1
پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌
@Razedelema
@monajat124
5 434
کجا دیدی که بیآتش، کسی را بویِ عود آمد؟ - مولانا درس اول در وصالش، اشتیاق درس آخر، وصل و پایان فراق شرط اول، عاشقی، تسلیم عشق ورنه بیخود دیده ای تعلیم عشق نوشته بود: شاید لازم نیست با هر چیزی بجنگی بباز به خودت بیا بیرون خودتو نجات بده https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
مطلوبی و صد حیف که دست طلبم کوتاه است از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها.... سكوت ادميزاد بوی دلخوری ميده، پرحرفيش بوی دلتنگی. بله همین طوره مثل نمک باشید ، تا آدما نتونن از یه حدی بیشتر ازتون استفاده کنن... رنج، داستان آن هایی ست که مانده اند، نه آنهایی که رفته اند... کمی آرام تَر دروغ بگویید شاید این حَوالی کسی احمق نَباشد https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
وقتی که تمـامِ سلولهای قلبت عاشِق میشود ديگر دستوری از مغـز نمیگيرند که چه کاری انجام بِدهنـد ؟ یا انجام نَدهنـد ؟ هَر ثانيـه خونی که پُمپـاژ میشود ... پُـر است از عشـق دلتنگـی نگـرانی و خدا نکند روزی اين سلول بدونِ عشـق کار کند دیگر چيزی از آدم نمیماند جُز دردی عميـق... کد مورس -.. --- ... - / -.. .- .-. .- -- گفت چقدر خسته ای نمیدانست ،دل کَندم https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
وقتی که تمـامِ سلولهای قلبت عاشِق میشود ديگر دستوری از مغـز نمیگيرند که چه کاری انجام بِدهنـد ؟ یا انجام نَدهنـد ؟ هَر ثانيـه خونی که پُمپـاژ میشود ... پُـر است از عشـق دلتنگـی نگـرانی و خدا نکند روزی اين سلول بدونِ عشـق کار کند دیگر چيزی از آدم نمیماند جُز دردی عميـق... کد مورس -.. --- ... - / -.. .- .-. .- -- گفت چقدر خسته ای نمیدانست ،دل کَندمhttps://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
چه خوب که زمین گرد است می روی، آنقدر می روی که باز آن سوی زمین می رسی به من ... عباس معرف و ماه از من پرسید؛ کجاست آدمی که مرا با او قیاس میکردی. ........... برای هر انسان یک معجزه از طرف خدا تعیین شده که قطعا در زندگی، در زمان خیلی مناسب نمایان خواهد شد. یک شخص خاص،یک اتفاق، یا یک موهبت خاص. منتظر معجزهی خدا در زندگیت باش بدون ذرهای تردید https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
و گفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود. -تذکرةالاولیا و در نهایت قدر بودن در نبودن ثابت میشه. گفت وقتی سوگی در وجود ما هضم میشود ، چه میشود؟ گفتم دردش شهامت زیستن را هزاران برابر میکند. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 434
یه دیالوگی بود که میگفت ؛ " تو کسی رو بخشیدی که حتی متاسف نبود ؛ و این یعنی قدرت" صدایت تماسِ مردّد سرشاخههای بید بود بر روانیِ آب زلالِ جوی. آدما به مرور عوض نمیشن ، مشخص میشن. عاقبت از فرط عشقت جان دهم حالا ببین حالا ببین حالا ببین https://t.me/Razedelema/monajat124
