راز دل ما
Відкрити в Telegram
5 512
Підписники
-324 години
-447 днів
-1 48930 днів
Архів дописів
5 512
همین که آگاه بشویم ما خودِ همان چیزی هستیم که جستجو میکنیم ، همه چیز خودش می آید . من تن شدم تو من شدی من جان شدم تو تن شدی تا کس نگوید بعد از این من دیگرم ، تو دیگری برکتی در لباس مبدل..... باید همیشه این را به یاد داشته باشید که مهم نیست که در چه شرایط دشواری قرار دارید، مهم نیست چه شرایطی پیشآمده و چقدر آن را منفی در نظر میگیرید همه اینها برکتی در لباس مبدل هستند. عجیب به نظر میرسد اما درست است. چه باور کنید یا نه آن برکتی در لباس مبدل است. اگر بهطور درست رفتار کنید و با واکنش نشان ندادن با شرایط کنار بیایید آن به چیزی زیبا تبدیل خواهد شد که نمیتوانید تصورش کنید. این را به شما اطمینان میدهم. اما اگر واکنش نشان دهید ممکن است پیروز شوید یا ممکن است حرف خودتان را به کرسی بنشانید اما این فقط برای مدت کوتاهی دوام خواهد داشت و بعدازآن شما باید این شرایط را بارها و بارها تحملکنید شاید با افرادی دیگر و هرگز هم نخواهید فهمید که چرا اینهمه رنج میکشید. #رابرت آدامز https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
خلوتِ باکیفیت گاهی از معاشرتِ بیکیفیت سالمتره. . همیشه درباره آدمهایی که عاشقشان هستیم دوبار خودمان را فریب میدهیم؛ ابتدا برای مزیتهایشان، سپس برای نقصهایشان. یکی از نشانههای بلوغ انسان همین است که بداند چطور چیزهایی را که برای دیگران اهمیت دارد درک کند، حتی اگر برای خودش اهمیتی نداشته باشه میدونستی H.O.P.E کلمه مخفف Hold On, Pain Ends صبر كن ، درد تموم ميشه. با انسانها نیک باش عزیز من! اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور... چراکه هیچ موجودی به جز آدمیزاد، نمیتواند از خوبی پشیمانت کند! خاکستر گفت؛ آتش را میبخشم،اما تبر را هرگز. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
در بیت عاشقانهای که برایت سروده ام
من ماندم و هزار بیت نگفته ز بوی گیسویت
دوصد هنوز نرفته ره
مسیر صعب بمانده...
رِسٓم به مرز چشمانت
حتی اگر رسم !!
به جان روح بلندت نمیشود پیدا
کسی که بیاید رسد به فریادم
که من به عمق نگاهت
غریق دریایم
که من به روز الستم که دیدمی رویت
میان خوف و رجا منتظر به دیدارم
تو بر ترانهی زیر لب عجیب میمانی
بسان خنده های کودکی شاداب
سفیر صدای مجنونی
میان کوه کنده نگشته به دست فرهادی
صدای معجزهای
در شفای بعد از مرگ
همان نفس که برآیی شوم دوباره به دنیا
نشسته بر راهت
تو از تبار نگاهی
نگاه خیره لیلی به راه مجنونی
تو هم قرینه عشقی
جنون کنار تو مشقی ز کودکی ماند
ز پشت روشن چشمی
دو چشم یعقوبی ز بعد بوی پیراهنی ز کنعانی...
تو از قبیله یوسف
تو از شفای زلیخا
منم صدای شکستن
صدای ریزش موجم
به سرعت سقوط
به پیچ رودهای پر از خم و پیچ
سرم به سنگ
به همراه من دلی که دلتنگ است
صدای تلنگر صدای خسته ی بادم که از زمینی دور ز ره رسیده
پر از گردی و پر از خاکم
منم مثال ابر پریشان پر از سکوت شبانه
دلی ز درد انبارم...
که منتظر خدا بنویسد ببار و من بارم
که من بگریم..
و
من بنالم
و
آسمان شهر تو گرید
به هرکجا که نشستی بفهمی ام که منم
ز دستِ دست جدا از منت
چه غمگینم چه بغض آلود
#حسان ز دوری رویت مثال یک کولی
به سمت شهر لبت سرگردان
که گو تنم اسیر من است و شبیهم به بار سنگینی
به روی کولهی پیر و نحیف رویاها
چو ساغری به کف و در پی خراباتم
بگو خود خرابی و ته ماندهی مکافاتم
که مست زمین خورده ای سحر گفتا
به لعل لبش میدهد تو را بر باد
گفتا نرو شنو نصیحت من میکُشد به فراغ
گفتم که ای بدتر ز من
ای بی خرد
ای بی بصر
من کی روم
او میبرد دلهای ما
او میکِشد قلاب ها.....
طوفان همه از موی او
مستان همه مدهوش او
ما یک طفیلی مانده ای
از سفره ی درگاه او
گفتی نرو او می کُشد
گفتی بمان مجنون مشو
گفتی خرابت میکند
فرمودهای دل میبرد
من آمدم او دل برد
من منتظر جان را کُشد
چشمم به ره من را بَرد
تسبیحی از انگور او
دستم گرفته روز و شب
ذکری به لب دارممگو!!!!!
ذکری سراسر راز و سِر
شاید دعایم مستجاب
او آید و گیرد مرا
آید پسندد جان من
چیزی بگوید یک شبه
مجنون شوم من یکسره
در کوچه ها گردم دوان
مردم مرا یکسر نشان
آخر شبی از خستگی
از فرط این دلبستگی
گیرد مرا آغوش خود
مزد همه دلدادگی
بوسد مرا گیرد بغل
گوید که خوش برگشتهای
بنشین کنارم روز و شب ......
#حسان
#او_میکشد_قلاب_ها
1404/1/1
پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌
@Razedelema
@monajat124
5 512
کجا دیدی که بیآتش، کسی را بویِ عود آمد؟ - مولانا درس اول در وصالش، اشتیاق درس آخر، وصل و پایان فراق شرط اول، عاشقی، تسلیم عشق ورنه بیخود دیده ای تعلیم عشق نوشته بود: شاید لازم نیست با هر چیزی بجنگی بباز به خودت بیا بیرون خودتو نجات بده https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
مطلوبی و صد حیف که دست طلبم کوتاه است از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها.... سكوت ادميزاد بوی دلخوری ميده، پرحرفيش بوی دلتنگی. بله همین طوره مثل نمک باشید ، تا آدما نتونن از یه حدی بیشتر ازتون استفاده کنن... رنج، داستان آن هایی ست که مانده اند، نه آنهایی که رفته اند... کمی آرام تَر دروغ بگویید شاید این حَوالی کسی احمق نَباشد https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
وقتی که تمـامِ سلولهای قلبت عاشِق میشود ديگر دستوری از مغـز نمیگيرند که چه کاری انجام بِدهنـد ؟ یا انجام نَدهنـد ؟ هَر ثانيـه خونی که پُمپـاژ میشود ... پُـر است از عشـق دلتنگـی نگـرانی و خدا نکند روزی اين سلول بدونِ عشـق کار کند دیگر چيزی از آدم نمیماند جُز دردی عميـق... کد مورس -.. --- ... - / -.. .- .-. .- -- گفت چقدر خسته ای نمیدانست ،دل کَندم https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
وقتی که تمـامِ سلولهای قلبت عاشِق میشود ديگر دستوری از مغـز نمیگيرند که چه کاری انجام بِدهنـد ؟ یا انجام نَدهنـد ؟ هَر ثانيـه خونی که پُمپـاژ میشود ... پُـر است از عشـق دلتنگـی نگـرانی و خدا نکند روزی اين سلول بدونِ عشـق کار کند دیگر چيزی از آدم نمیماند جُز دردی عميـق... کد مورس -.. --- ... - / -.. .- .-. .- -- گفت چقدر خسته ای نمیدانست ،دل کَندمhttps://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
چه خوب که زمین گرد است می روی، آنقدر می روی که باز آن سوی زمین می رسی به من ... عباس معرف و ماه از من پرسید؛ کجاست آدمی که مرا با او قیاس میکردی. ........... برای هر انسان یک معجزه از طرف خدا تعیین شده که قطعا در زندگی، در زمان خیلی مناسب نمایان خواهد شد. یک شخص خاص،یک اتفاق، یا یک موهبت خاص. منتظر معجزهی خدا در زندگیت باش بدون ذرهای تردید https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
و گفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود. -تذکرةالاولیا و در نهایت قدر بودن در نبودن ثابت میشه. گفت وقتی سوگی در وجود ما هضم میشود ، چه میشود؟ گفتم دردش شهامت زیستن را هزاران برابر میکند. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
یه دیالوگی بود که میگفت ؛ " تو کسی رو بخشیدی که حتی متاسف نبود ؛ و این یعنی قدرت" صدایت تماسِ مردّد سرشاخههای بید بود بر روانیِ آب زلالِ جوی. آدما به مرور عوض نمیشن ، مشخص میشن. عاقبت از فرط عشقت جان دهم حالا ببین حالا ببین حالا ببین https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
هم سری هم در سری هم دردِ سرهایِ سری پادشاهی میکنی ای عشق، تاجت بر قرار.. محمدحسین_بیگدلی هرکسی که نون و نمک شمارو خورده لزوما رفیق شما نیست ، شاید گرسنه بوده… به آخرین قطرهٔ خونی که در تهِ قلب میماند و هیچوقت خارج نمیشود، «مُهجه» گفته میشود؛ و تو، مُهجهٔ قلبِ منی. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
همهی ما در یک دور باطل گیر کردهایم، جایی که عشق و عقل درگیرند، و بسنده میکنند به زندانی که نامش را شریعت گذاشتهاند. تو چه دانی که این زندانِ آبا و اجدادی چند عاشق را از هم گرفته؟ یا چند حس را قربانی کرده؟ بسانِ دخترکی که تازه راه رفتن را بلد شده، عشق را آموختم، نه اینکه آموخته باشم، تسخیر شدم… و آنگاه عقل، سدِّ دل شد، و کسی ندا داد: «عاشقی جرم است، ذبحش کن به دشنهی شریعت.» اما من عشق را چون گوهری در مشت گرفتهام، که اگر ذبحش کنند، شریعت بیعشق میماند… و عاشق، همواره زندهتر از هر حکم. بداهه ۱۱تیر۱۴۰۵ #مریم_عرفانیان (گندم) https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
پروانه صفت کشته ی هر نور مشو... - مولانا عدهای میگویند من بسیار مهربانم! و عدهای میگویند، بسیار بدخلقم و ناجور! هر دو را باور کن، چون هرکسی نسخهای از مرا دیده که لیاقتش را داشته... واما... آدما سردن ، به اندازه تعداد ذوقهایی که توی کل زندگی ازشون کور شده... https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
صبح پشت تلفن یادم رفت بگویم؛ صدایت را که میشنوم دنیا فراموشم میشود .. حکمت ناظم و هــرگز پناهـگاهی جـز او نمییابی.. #الكهف٢۷ من مسافرانی را میشناسم که سالهاست در راهند اما به مقصد نمیرسند... وقسم به سکوت بعداز پذیرفتن... آنها که به زندگی دیگران نور میبخشند روزی خورشید خواهند شد.. باشد که جنگجوی درونت به جایی امن برسد. https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
تا که دو چشم ترش، شیوه ی فتانه شد
شرح کتاب دلم قصه ی دیوانه شد
مشت دلم بسته بود ،خنده ی آن باز کرد
لعل لبی مِی چکید، راهی میخانه شد
قصهی این کُشته را ورد زبانها نمود
جان ز تن ما ربود، وقف به افسانه شد
پای به پهنای جان، بر دل مسکین نهاد
یک تنه از ره رسید همدم و دردانه شد
خنده که بر لب نمود، شاعر و شیدا شدم
روی ز دل چون گرفت، بی سر و سامانه شد
خشت و گل جان ما ریخت بهم در شکست
باز به یک بوسهای ساخت وَ کاشانه شد
تاک به لبهای او چون خم و میخانه هاست
بر لب ما چون رسید حالت مستانه شد
پیله ی پر درد ما منتظر معجزی است
دست دلم دست او... شِبه به پروانه شد
روح ستمدیده ام، شب به سحر در دعاست
باعث آین موی اوست عاقل و فرزانه شد
شیوهی چشمان او رهزن و دزدانه بود
برده دل ما ز ما ... صاحب آن خانه شد
جان به تن مانده را برد و ذبحش نمود
خویش به جانم نشست یک تنه صد دانه شد
حال پر از درد ما حاصل کمبود اوست
موی پریشان ما یک نفس او شانه شد
قصهی تنهاییام قصهی دیو و پری است
چشم دلم او که دید با همه بیگانه شد
نیمه شبی چشم او جام مِیام پر نمود
این دل بی عقل ما جست و پیمانه شد
جرعه اول که زد چشم #حسان وانمود
جان ز تنش وارهید در پی جانانه شد
عهد ببستم به خود رگ بدهم جای پاش
در نفس لیلیاش عهد چو مردانه شد
آخر این ماجرا قصه ولی بی کسی است
اشک ز مژگان چکید گوهر یک دانه شد
#حسان
#قصهی_اشک
1404/10/26
پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌
@Razedelema
@monajat124
5 512
سنی ندارد عاشقی کردن فرقی ندارد کودکی، پیری هر وقت زانو را بغل کردی یعنی تو هم ... با عشق درگیری! مثلا خنده ی تو قاتلِ جانم بشود، این دل انگیز ترین قتلِ جهان خواهد شد .. دوسه خط شعربخوان تاڪهتورا دورهڪنم تـو ڪه مضمون دلآویز غـزلها شدهای عصر که میشود حیاط دلم پر میشود از عطر حضور عاشقانهات ... https://t.me/Razedelema/monajat124
5 512
Repost from راز دل ما
▪️لحظه های آخرِ پيغمبرست
روحِ هستی درميانِ بسترست..
▪️اشك او از بی كسیِ حيدرست
قصه ی نامردی و ميخ دَرَست..
▪️قطره قطره اشكِ او دارد سخن
از دل و لبهای پرخونِ حسن...
▪️در نگاهِ آخرش رازِ مگوست
حرفها از بوسه ی زيرِ گلوست..
⚫️آجرک الله یا صاحب الزمان...
شهادت رسول گرامی (ص) و شهادت امام مجتبیٰ (ع) وهمچنین شهادت امام رضا (ع)به عموم شیعیان تسلیت باد.
@monajat124
@Razedelema
5 512
من به تو مربوطم طوریکه اندوہ به شب طوریکه صدای بنان به حاشیهٔ غروب طوری که آن قناری زرد غمگین به شاملو بیآنکه هیچکدام دلیل قانعکنندهای داشته باشیم... کنار خویش نشستم، چه گفت و گوی غریبی. تو امن بودی و دنج ؛ اگر آدم نبودی و مکان بودی احتمالا پناهگاهی میشدی روی کوهها یا گرمخانهای برایِ بی خانمان ها شاید هم کتابخانهای میشدی برای از واقعیت فرار کردهها .. خداوند تو را از شرّ کسانی که وانمود میکنند نیت خیر دارند، اما در خفا برای سقوط تو دعامیکنند؛ حفظ کند... https://t.me/Razedelema/monajat124
