es
Feedback
راز دل ما

راز دل ما

Ir al canal en Telegram

آی دی مدیر کانال⬇️⬇️ @apetamentoo

Mostrar más
6 578
Suscriptores
-8024 horas
-3597 días
+1 68630 días
Archivo de publicaciones
و گفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود. -تذکرة‌الاولیا و در نهایت قدر بودن در نبودن ثابت میشه. گفت وقت
و گفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود. -تذکرة‌الاولیا و در نهایت قدر بودن در نبودن ثابت میشه. گفت وقتی سوگی در وجود ما هضم میشود ، چه میشود؟ گفتم دردش شهامت زیستن را هزاران برابر می‌کند. https://t.me/Razedelema/monajat124

یه دیالوگی بود که می‌گفت ؛ " تو کسی رو بخشیدی که حتی متاسف نبود ؛ و این یعنی قدرت" صدایت تماسِ مردّد سرشاخه‌های بید بود بر رو
یه دیالوگی بود که می‌گفت ؛ " تو کسی رو بخشیدی که حتی متاسف نبود ؛ و این یعنی قدرت" صدایت تماسِ مردّد سرشاخه‌های بید بود بر روانیِ آب زلالِ جوی. آدما به مرور عوض نمیشن ، مشخص میشن. عاقبت از فرط عشقت جان دهم حالا ببین حالا ببین حالا ببین https://t.me/Razedelema/monajat124

هم سری هم در سری هم دردِ سرهایِ سری پادشاهی میکنی ای عشق، تاجت بر قرار.. محمدحسین_بیگدلی هرکسی که نون و نمک شمارو خورده لزوما
هم سری هم در سری هم دردِ سرهایِ سری پادشاهی میکنی ای عشق، تاجت بر قرار.. محمدحسین_بیگدلی هرکسی که نون و نمک شمارو خورده لزوما رفیق شما نیست ، شاید گرسنه بوده… به آخرین قطرهٔ خونی که در تهِ قلب می‌ماند و هیچ‌وقت خارج نمی‌شود، «مُهجه» گفته می‌شود؛ و تو، مُهجهٔ قلبِ منی. https://t.me/Razedelema/monajat124

همه‌ی ما در یک دور باطل گیر کرده‌ایم، جایی که عشق و عقل درگیرند، و بسنده می‌کنند به زندانی که نامش را شریعت گذاشته‌اند. تو چه
همه‌ی ما در یک دور باطل گیر کرده‌ایم، جایی که عشق و عقل درگیرند، و بسنده می‌کنند به زندانی که نامش را شریعت گذاشته‌اند. تو چه دانی که این زندانِ آبا و اجدادی چند عاشق را از هم گرفته؟ یا چند حس را قربانی کرده؟ بسانِ دخترکی که تازه راه رفتن را بلد شده، عشق را آموختم، نه اینکه آموخته باشم، تسخیر شدم… و آن‌گاه عقل، سدِّ دل شد، و کسی ندا داد: «عاشقی جرم است، ذبحش کن به دشنه‌ی شریعت.» اما من عشق را چون گوهری در مشت گرفته‌ام، که اگر ذبحش کنند، شریعت بی‌عشق می‌ماند… و عاشق، همواره زنده‌تر از هر حکم. بداهه ۱۱تیر۱۴۰۵ #مریم_عرفانیان (گندم) https://t.me/Razedelema/monajat124

‌ پروانه صفت کشته ی هر نور مشو... - مولانا عده‌ای می‌گویند من بسیار مهربانم! و عده‌ای می‌گویند، بسیار بدخلقم و ناجور! هر دو ر
‌ پروانه صفت کشته ی هر نور مشو... - مولانا عده‌ای می‌گویند من بسیار مهربانم! و عده‌ای می‌گویند، بسیار بدخلقم و ناجور! هر دو را باور کن، چون هرکسی نسخه‌ای از مرا دیده که لیاقتش را داشته... واما... آدما سردن ، به اندازه تعداد ذوق‌هایی که توی کل زندگی ازشون کور شده... https://t.me/Razedelema/monajat124

صبح ‏پشت تلفن ‏یادم رفت بگویم؛ ‏صدایت را که می‌شنوم ‏دنیا فراموشم می‌شود .. حکمت ناظم و هــرگز پناهـگاهی جـز او نمی‌یابی.. #ا
صبح ‏پشت تلفن ‏یادم رفت بگویم؛ ‏صدایت را که می‌شنوم ‏دنیا فراموشم می‌شود .. حکمت ناظم و هــرگز پناهـگاهی جـز او نمی‌یابی.. #الكهف٢۷ من مسافرانی را میشناسم که سال‌هاست در راهند اما به مقصد نمی‌رسند... وقسم به سکوت بعداز پذیرفتن... آنها که به زندگی دیگران نور می‌بخشند روزی خورشید خواهند شد.. باشد که جنگجوی درونت به جایی امن برسد. https://t.me/Razedelema/monajat124

تا که دو چشم ترش، شیوه ی فتانه شد شرح کتاب دلم قصه ی دیوانه شد مشت دلم بسته بود ،خنده ی آن باز کرد لعل لبی مِی چکید، راهی میخانه شد قصه‌ی این کُشته را ورد زبانها نمود جان ز تن ما ربود، وقف به افسانه شد پای به پهنای جان، بر دل مسکین نهاد یک تنه  از ره رسید همدم و دردانه شد خنده که بر لب نمود، شاعر و شیدا شدم روی ز دل چون گرفت، بی سر و سامانه شد خشت و گل جان ما ریخت بهم در شکست باز به یک بوسه‌ای ساخت وَ کاشانه شد تاک به لبهای او چون خم و میخانه هاست بر لب ما چون رسید حالت مستانه شد پیله ی پر درد ما منتظر معجزی است دست دلم دست او... شِبه به پروانه شد روح ستمدیده ام، شب به سحر در دعاست باعث آین موی اوست عاقل و فرزانه شد شیوه‌ی چشمان او رهزن و دزدانه بود برده دل ما ز ما ... صاحب آن خانه شد جان به تن مانده را برد و ذبحش نمود خویش به جانم نشست یک تنه صد دانه شد حال پر از درد ما حاصل کمبود اوست موی پریشان ما یک نفس او شانه شد قصه‌ی تنهایی‌ام قصه‌ی دیو و پری است چشم دلم او که دید با همه بیگانه شد نیمه شبی چشم او جام مِی‌ام پر نمود این دل بی عقل ما جست و پیمانه شد جرعه اول که زد چشم #حسان وانمود جان ز تنش وارهید در پی جانانه شد عهد ببستم به خود رگ بدهم جای پاش در نفس لیلی‌اش عهد چو مردانه شد آخر این ماجرا قصه ولی بی کسی است اشک ز مژگان چکید گوهر یک دانه شد #حسان #قصه‌ی_اشک 1404/10/26 پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌 @Razedelema @monajat124

سنی ندارد عاشقی کردن فرقی ندارد کودکی، پیری هر وقت زانو را بغل کردی یعنی تو هم ... با عشق درگیری! مثلا خنده ی تو قاتلِ جانم ب
سنی ندارد عاشقی کردن فرقی ندارد کودکی، پیری هر وقت زانو را بغل کردی یعنی تو هم ... با عشق درگیری! مثلا خنده ی تو قاتلِ جانم بشود، این دل انگیز ترین قتلِ جهان خواهد شد .. دوسه‌ خط شعربخوان تاڪه‌تورا دوره‌ڪنم تـو ڪه مضمون دلآویز غـزل‌ها شده‌ای ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ عصر که می‌شود حیاط دلم پر می‌شود از عطر حضور عاشقانه‌ات ... https://t.me/Razedelema/monajat124

Repost from راز دل ما
▪️لحظه های آخرِ پيغمبرست روحِ هستی درميانِ بسترست.. ▪️اشك او از بی كسیِ حيدرست قصه ی نامردی و ميخ دَرَست.. ▪️قطره قطره اشكِ او دارد سخن از دل و لبهای پرخونِ حسن... ▪️در نگاهِ آخرش رازِ مگوست حرفها از بوسه ی زيرِ گلوست.. ⚫️آجرک الله یا صاحب الزمان... شهادت رسول گرامی (ص) و شهادت امام مجتبیٰ (ع) وهمچنین شهادت امام رضا (ع)به عموم شیعیان تسلیت باد. @monajat124 @Razedelema

من به تو مربوطم طوری‌که اندوہ به شب طوری‌که صدای بنان به حاشیهٔ غروب طوری‌ که آن قناری زرد غمگین به شاملو بی‌آنکه هیچ‌کدام دل
من به تو مربوطم طوری‌که اندوہ به شب طوری‌که صدای بنان به حاشیهٔ غروب طوری‌ که آن قناری زرد غمگین به شاملو بی‌آنکه هیچ‌کدام دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشیم... کنار خویش نشستم، چه گفت و گوی غریبی. تو امن بودی و دنج ؛ اگر آدم نبودی و مکان بودی احتمالا پناهگاهی میشدی روی کوه‌ها یا گرم‌خانه‌ای برایِ بی خانمان ها شاید هم کتابخانه‌ای میشدی برای از واقعیت فرار کرده‌ها .. خداوند تو را از شرّ کسانی که وانمود می‌کنند نیت خیر دارند، اما در خفا برای سقوط تو دعامی‌کنند؛ حفظ کند... https://t.me/Razedelema/monajat124

باشد که با فردی وارد رابطه شوید که به زبان روح شما سخن بگویدومجبورنباشیدعمری را صرف ترجمه خود برای اوکنید.. وقتی ديدم ‏كه از
باشد که با فردی وارد رابطه شوید که به زبان روح شما سخن بگویدومجبورنباشیدعمری را صرف ترجمه خود برای اوکنید.. وقتی ديدم ‏كه از لبخندت ‏مى‌شود شعرى زيبا نوشت، ‏عاشقت شدم #جمال_ثریا ‌ ‌آفتابا،  بارِدیگر خانه را پُر نور کن ••• ‌ چطوری میشه از یک کابوس بیدار شد ، وقتی که خواب نیستی؟ برد اندرسون https://t.me/Razedelema/monajat124

در غروبی گرم و سوزان و عطش، ای وای من بغض نهر علقمه با ناله و سودا شکست آب از این فرط عطش خون گریه دارد قرنهاست پشت هر سدی ، از این غوغا شکست این دل عاشق که هی پر میزند سوی خیابان وصال عاقبت اشکش به چشم آمد دل رسوا شکست https://t.me/Razedelema/monajat124

نسبت ب یک سری حرف های ک میشنویی بی دقت باش شاید از دهانی بیرون آمده ک اصالت ندارد! ″تو شبیه کوچه هایی هستی که به دریا می‌رسن″
نسبت ب یک سری حرف های ک میشنویی بی دقت باش شاید از دهانی بیرون آمده ک اصالت ندارد! ″تو شبیه کوچه هایی هستی که به دریا می‌رسن″ سرانجام دریافتم وقتی کسی دیگر تو را نمی‌خواهد همان کارهایی را بارها تکرار می‌کند که می‌داند آزارت می‌دهد آن‌قدر قلبت را خسته و زخمی می‌سازد تا خودت آرام ‌آرام رفتن را انتخاب کنی.   https://t.me/Razedelema/monajat124

دلتنگ ترین قافیه محبوس در این شعر زمینم تا دست نیاری بنهی دست حسان باز همینم یک عمر نشستیم کسی آید و یاری کند این دل ای وای از این گرگ که تنهاست نشسته به کمینم دیروز جوان بودم و پر شور پر از نغمه شادی هر کس که مرا دیده بهاری چه نسیمی چه مِهینم دیشب به سحر معجزه ای بود کنارش که نگویم گفتیم به آن یار که مگریز ز حالم که غمینم با دلهره و لکنت و صد جور اشارات خواهش به تمنا که دلت نزد دلم باد... امینم گفتش نکند سنگ زنی شیشه عشقم ترک افتد گفتم سر ما هست گرو در ره عشقت که من اینم دنیا و همه دار و ندارش اگر آرد ببرد دوست گوییم که هیهات بدون رخ ماهت چه حزینم اصلا به تصور کن اگر دست کشی از دل زارم گویی به حساب بشری کسر کنندم که کمینم انگار قیامت شده و باز حساب است و کتابست اما دوصدافسوس دل من!!! نه یسارم نه یمینم بگذار که بی پرده سرایم من از این حال خرابم گویم بشنو بعد تو این صورت من، خیس و نمینم یک شب که به مستی قدمی باز نهادم سر کویت آغوش گرفتی تن ما را و ز آن پس چه وزینم آهسته به گوش تو به لب زمزمه کردیم حبیبا معراج ببر این تن خاکی تو به آغوش.. زمینم آنگه که بمانیم تو را روی به رو موی به مویت بی شک که میان همه عالم چه عزیزم چه ثمینم این بیت اگر واژه بیاید بنویسیم که منبعد عمری که بمانده‌ست همه دِین تو مانده‌ست رهینم #حسان #شعر_دلتنگی 1404/12/21 پیشنهاد میکنم بخاطر نوع ضبط صدا با هندزفری 🎧گوش کنید👌 @Razedelema @monajat124

همه دروغ فقط بوی موهات https://t.me/Razedelema/monajat124
همه دروغ فقط بوی موهات https://t.me/Razedelema/monajat124

هر آن‌کس که دل به او می‌سپارید، آمیزه‌ای‌ست از نور و تاریکی، ترکیبی رازآلود از نیکی‌های فروزان و نقص‌هایی که در پستوهای وجودش
هر آن‌کس که دل به او می‌سپارید، آمیزه‌ای‌ست از نور و تاریکی، ترکیبی رازآلود از نیکی‌های فروزان و نقص‌هایی که در پستوهای وجودش خانه دارند. عشق، تحسین صرفِ روشنایی‌ها نیست، بلکه جرأتِ نگریستن در سایه‌هاست، بی آن‌که دیده از مهر فروبندیم. بلوغ آن‌جاست که می‌فهمیم نه قهرمانی هست که بی‌لغزش باشد، نه گناهکاری که سراسر سیاهی باشد. آدمی، قصیده‌ای‌ست ناتمام، با ابیاتی فاخر و مصرع‌هایی پریشان! عشق، آنگاه معنا می‌یابد که این ناتمامی را بفهمیم، بپذیریم و همچنان بر سر عهد بمانیم. https://t.me/Razedelema/monajat124

⭕️ شش نشونه که داری دستکاری روانی میشی: ١. بعد از هر بحث، تو عذر خواهى میکنی حتى وقتى مطمئنى اشتباه از تو نبوده. ۲. مدام به خ
⭕️ شش نشونه که داری دستکاری روانی میشی: ١. بعد از هر بحث، تو عذر خواهى میکنی حتى وقتى مطمئنى اشتباه از تو نبوده. ۲. مدام به خودت شک میکنی ديگه به قضاوت خودت اعتماد ندارى. ۳.براى ناراحت نشدن طرف مقابل، خودت رو سانسور میکنی و كم كم نيازها و احساساتت رو پنهان میکنی! ۴. احساس گناه، همراه هميشگی تو شده. حتی براى چیز هایی که مسئولشون نيستى. ۵. طرف مقابل هیچوقت مسئوليت اشتباهاتش رو قبول نمى كنه. آخرش هميشه تقصيرها به گردن تو میوفته ۶. آرامش فقط وقتى وجود داره كه طبق خواسته ى اون رفتار كنى. و اين اسمش رابطه سالم نيست. https://t.me/Razedelema/monajat124

فرق من و تو این بود تو من داشتی ولی من تنها بودم اگَر بِدانَم کِه شِعر ها از کُجا مي‌آیَند؛ به آنجا خواهَم رفت .. https://t.m
فرق من و تو این بود تو من داشتی ولی من تنها بودم اگَر بِدانَم کِه شِعر ها از کُجا مي‌آیَند؛ به آنجا خواهَم رفت .. https://t.me/Razedelema/monajat124