دوست داران دانایی
"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizman
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel دوست داران دانایی
Channel دوست داران دانایی (@danaeeii) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 13 589 subscribers, ranking 14 839 in the Education category and 23 700 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 13 589 subscribers.
According to the latest data from 29 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 168 over the last 30 days and by 8 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 25.92%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 16.92% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 3 518 views. Within the first day, a publication typically gains 2 297 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 61.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as #دوست_داران_دانایی, دیوار, روز, روسيه, ايران.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“"ما وقتی برای مردن نداریم "
سلام
این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد.
سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید.
#تبلیغات پذیرفته می شود
بامدیریت: #عزتی_رستگار
ارتباط با ادمین
@arshavizm...”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 30 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 30 June | +16 | |||
| 29 June | +9 | |||
| 28 June | +10 | |||
| 27 June | +7 | |||
| 26 June | +13 | |||
| 25 June | +14 | |||
| 24 June | +9 | |||
| 23 June | +10 | |||
| 22 June | +4 | |||
| 21 June | +3 | |||
| 20 June | +2 | |||
| 19 June | +19 | |||
| 18 June | +9 | |||
| 17 June | +7 | |||
| 16 June | +22 | |||
| 15 June | +22 | |||
| 14 June | +8 | |||
| 13 June | +6 | |||
| 12 June | +8 | |||
| 11 June | +12 | |||
| 10 June | +6 | |||
| 09 June | +15 | |||
| 08 June | +13 | |||
| 07 June | +4 | |||
| 06 June | +3 | |||
| 05 June | +4 | |||
| 04 June | +21 | |||
| 03 June | +6 | |||
| 02 June | +4 | |||
| 01 June | +3 |
| 2 | بس کنید این نمایشهای پر زرقوبرق و هزینهبر را. ملتها با شعار و ژستهای دیپلماتیک سیر نمیشوند. تاریخ هم نشان داده کشوری که تمام همّ و غمش «دیده شدن» در بیرون باشد، دیر یا زود از درون تهی میشود.
از عرض اندام در صحنههای بینالمللی دست بردارید، به فکر آبادانی کشورتان باشید.
اعتبار واقعی یک کشور در ادعاهای پرطمطراق پشت تریبونها ساخته نمیشود؛ در کوچههای شهرهایش ساخته میشود، در مدرسهای که سقفش چکه نمیکند، در کارخانهای که چراغش روشن است، در کشاورزی که زمینش امید میدهد، و در جوانی که برای آیندهاش مجبور به ترک وطن نیست.
کشوری که خیابانهایش خسته، اقتصادش لرزان و مردمش نگراناند، با هیچ سخنرانی و خطابهای قدرتمند به نظر نمیرسد. قدرت واقعی از دل رفاه مردم، نظم اقتصادی، آموزش سالم و مدیریت خردمندانه میآید؛ نه از صف کشیدن در عکسهایی با مشتهای گره کرده.
پیش از آنکه جهان را خطاب قرار دهید، به صدای مردمی گوش دهید که هر روز با واقعیت زندگی دستوپنجه نرم میکنند. پیش از آنکه از نفوذ و جایگاه سخن بگویید، از خود بپرسید: سهم این جایگاه برای مردمی که زیر بار مشکلات خم شدهاند چیست؟
جهان احترامش را به کشورهایی میدهد که خانه خود را آباد کردهاند. ملتی که از درون قوی باشد، نیازی به فریاد زدن قدرتش در بیرون ندارد؛ دیگران خود آن را خواهند دید.
پس به جای رقابت برای دیده شدن در صحنههای جهانی، رقابت کنید برای ساختن مدرسههای بهتر، جادههای امنتر، اقتصاد پایدارتر و آیندهای روشنتر برای مردمتان. اگر کشورتان آباد باشد، احترام جهان خودبهخود به درِ خانهتان خواهد آمد.
✍ #زهرا_مهر(شیرازی مهر)
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 633 |
| 3 | بس کنید این نمایشهای پر زرقوبرق و هزینهبر را. ملتها با شعار و ژستهای دیپلماتیک سیر نمیشوند. تاریخ هم نشان داده کشوری که تمام همّ و غمش «دیده شدن» در بیرون باشد، دیر یا زود از درون تهی میشود.
از عرض اندام در صحنههای بینالمللی دست بردارید، به فکر آبادانی کشورتان باشید.
اعتبار واقعی یک کشور در ادعاهای پرطمطراق پشت تریبونها ساخته نمیشود؛ در کوچههای شهرهایش ساخته میشود، در مدرسهای که سقفش چکه نمیکند، در کارخانهای که چراغش روشن است، در کشاورزی که زمینش امید میدهد، و در جوانی که برای آیندهاش مجبور به ترک وطن نیست.
کشوری که خیابانهایش خسته، اقتصادش لرزان و مردمش نگراناند، با هیچ سخنرانی و خطابهای قدرتمند به نظر نمیرسد. قدرت واقعی از دل رفاه مردم، نظم اقتصادی، آموزش سالم و مدیریت خردمندانه میآید؛ نه از صف کشیدن در عکسهایی با مشتهای گره کرده.
پیش از آنکه جهان را خطاب قرار دهید، به صدای مردمی گوش دهید که هر روز با واقعیت زندگی دستوپنجه نرم میکنند. پیش از آنکه از نفوذ و جایگاه سخن بگویید، از خود بپرسید: سهم این جایگاه برای مردمی که زیر بار مشکلات خم شدهاند چیست؟
جهان احترامش را به کشورهایی میدهد که خانه خود را آباد کردهاند. ملتی که از درون قوی باشد، نیازی به فریاد زدن قدرتش در بیرون ندارد؛ دیگران خود آن را خواهند دید.
پس به جای رقابت برای دیده شدن در صحنههای جهانی، رقابت کنید برای ساختن مدرسههای بهتر، جادههای امنتر، اقتصاد پایدارتر و آیندهای روشنتر برای مردمتان. اگر کشورتان آباد باشد، احترام جهان خودبهخود به درِ خانهتان خواهد آمد.
✍ #زهرا_مهر(شیرازی مهر)
#دوست_داران_دانایی
✅لینک کانال:
@danaii_rastegar | 1 |
| 4 | 🔵 #آلمان و #هلند بامداد امروز از #جام_جهانی_حذف_شدند...
🔴یاد روز آزمون گواهینامه خودم افتادم.
یک نفر با ماشین آخرین مدل آمد، با یک تکگاز و پارک دوبل حرفهای همه را تحت تأثیر قرار داد؛ انگار قبلاً راننده رالی بوده!
آن طرف، بندهخدایی روی زمین نشسته بود و با یک تکه چوب، شماره دندهها را تمرین میکرد.
آخرِ کار...
آنی که با ماشین آمده بود، رد شد؛ آنی که روی زمین با چوب تمرین میکرد، قبول شد!
🔴خلاصه، همیشه آنکه حرفهایتر به نظر میرسد، برنده نیست؛ همانطور که در فوتبال هم، اسمهای بزرگ گاهی خیلی زود چمدانشان را میبندند! ⚽😄
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 431 |
| 5 | #آلزایمر
ماهیتابه حاوی صبحانه ای که سفارش داده بودم تازه روی میز گذاشته شده بود و داشتم اولین لقمه های صبحانه رو سر صبر میجویدم و قورت میدادم. پیرمرد وارد قهوه خانه شد و رو به عباس کرد و گفت:
خونه اجاره ای چی دارید؟
عباس نگاهی بهش کرد و گفت: اینجا قهوه خانه است پدر جان، مشاور املاکی دو تا کوچه آنورتره. پیرمرد پرسید: اینجا چی میفروشید؟
گفت: صبحانه و ناهار و قلیان
پیرمرد گفت: یک قلیان به من بده.
عباس به قصد دک کردن پیرمرد گفت: صاحبش نیست. برو بعدا بیا
از رفتار و گفتار پیرمرد میشد تشخیص داد که دچار آلزایمراست.
صداش کردم پیش خودم و گفتم بیا بشین اینجا پدر جان. اومد نشست کنارم و گفت : سلام.
به زور جلوی بغضم رو گرفتم و جواب سلام دادم. گفتم: گرسنه نیستی؟ صبحانه میخوری؟
گفت: آره میخورم.
به عباس اشاره کردم یک پرس چرخکرده بیاره. با پیرمرد مشغول صحبت شدم. از چند سالته و چند تا بچه داری و شغلت چیه بگیر تا خونه ات کجاست و کدام محله میشینید؟
میگفت: دنبال خونه اجاره ای میگردم برای رفیقم. صاحبخونه جوابش کرده. گفتم رفیقت الان کجاست؟
نمیدونست. اصلا اسم رفیقش رو هم یادش نبود.
عباس صبحانه رو با کمی خشم گذاشت روی میز و رفت. به پیرمرد گفتم بخور سرد نشه.
صبحانه خودم تمام شد و رفتم پیش عباس. گفتم چرا ناراحت شدی گفت:
تو الان این آدم رو مهمان کردی و این الان یاد میگیره هر روز بیاد اینجا و صبحانه طلب کنه. گفتم خاک بر سرت.
این آدم الان از در مغازه تو بره بیرون یادش میره که اینجا کجا بوده و اصلا چی خورده یا نخورده.
در ثانی هر وقت اومد اینجا و صبحانه خواست بهش بده از حسابمون کم کن. شرمنده شد و سرش رو انداخت پائین. برگشتم سمت پیرمرد و گفتم: حاجی چیزی لازم نداری؟
گفت قلیان میخوام. اشک چشمانم رو تار کرده بود. یاد پدر افتادم که همیشه خوانسار میکشید و عاشق قلیان بود.
به عباس گفتم یک خوانسار براش بزنه. نشستم به نگاه کردن پیرمرد. پدرم رو در وجود اون جستجو میکردم. پدری که دیگه ندارمش.
بهش گفتم خونه اتون رو بلدی؟ گفت همین دور و برهاست. ازش اجازه گرفتم و جیبهاش رو گشتم. خوشبختانه شماره تماسی داخل جیبش بود. زنگ زدم و پسر جوانی جواب داد. بهش داستان رو گفتم و گفت سریع خودش رو میرسونه.
نفهمیدیم کی از خونه زده بیرون، اما از خونه و زندگیش خیلی دور شده بود. یاد اون شبی افتادم که تهران رو در جستجوی پدر زیر و رو کردیم. ساعتها گشتیم و نگاه نگرانمون همه کوچه ها رو زیر و رو کرده بود. یاد اون شبی افتادم که با همه خستگی که داشتم رفتم اسلامشهر تا پدر رو از مرکزی که کلانتری ابوسعید تحویلش داده بود به اونجا تحویل بگیرم.
یاد صدای لرزانش افتادم که بدون اینکه من رو بشناسه ازم تشکر کرد و گفت: ببخشید اذیت کردم. یاد آخرین کله پاچه ای افتادم که همون صبح زود و بعد از تحویل گرفتنش از مرکز مربوطه با هم خوردیم. یاد روزهای آخر پدر افتادم که هیچکس و هیچ چیز یادش نبود.
نه غذا میخواست و نه آب یاد شبهای خوفناک بیمارستان افتادم که تا صبح به پدر نگاه میکردم. یاد روزی افتادم که به مادرم گفتم کم کم باید خودمون رو برای یک مصیبت آماده کنیم.
پیرمرد رو به پسرش سپردم و خداحافظی کردم. تا یکساعت تمام بغضهای این سالها اشک شدند و از چشم من باریدند.اشکی که بر سر مزار پدر نریختم. من به خودم یک سوگواری تمام عیار بابت این سالها که بغضم رو فرو خوردم، بدهکارم.
آلزایمر تمام ماهیت آدمی رو به تاراج میبره.
در مواجهه با اشخاصی که دچار آلزایمرهستند، صبور و باشید و مهربان.
اونها قطعا شما و رفتارتون رو فراموش می کنند اما شما این اشخاص رو هرگز فراموش نخواهید کرد.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 066 |
| 6 | فیلم بی نظیر وکمتر دیده شده از #خاکسپاری_رضاشاه_پهلوی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 361 |
| 7 | صحبتای وایرال شدهی یه آخوند تو یکی از هیئتها:
حضرت آدم.....؟؟!!!!
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 979 |
| 8 | 🔵 این تنها بخش کوچکی از دلارها و طلاهای کشفشده در منزل یکی از نمایندگان پارلمان عراق است.
🔴با دیدن این حجم از دلارها و طلاهای کشفشده در منزل یکی از نمایندگان پارلمان عراق، ناخودآگاه یاد حکایت معروف #ازوپ افتادم.
🔹مرد خسیسی تمام داراییاش را به طلا تبدیل کرد و زیر خاک پنهان ساخت. هر روز فقط میرفت و گنجش را تماشا میکرد، بیآنکه از آن بهرهای ببرد. شبی دزد طلاها را برد و مرد ناله و زاری کرد.
همسایه به او گفت:
«اگر قرار نبود از این طلاها استفاده کنی، همان بهتر که چند تکه سنگ زیر خاک دفن میکردی؛ برای تو سنگ و طلا تفاوتی نداشت.»
🔹ثروت، زمانی ارزش دارد که در خدمت زندگی، آبادانی و رفاه مردم باشد؛
وگرنه انباشته شدنش در صندوقها و زیرزمینها، تفاوت چندانی با دفن کردن چند تکه سنگ ندارد.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 226 |
| 9 | 🔵 #کارشناس_تلویزیون: «جنگ تمام نشده، در وقت استراحت بین دو نیمه هستیم!»
فقط یک سؤال، جناب کارشناس...
🔹این مسابقه بالاخره برنده دارد یا قرار است همیشه در بین دو نیمه بمانیم؟
🔹اگر مساوی شد، وقت اضافه داریم؟
اگر باز هم مساوی شد، پنالتی؟
🔹فقط لطفاً از همین حالا پنالتیزنهای تیم ما را معرفی کنید؛
🔹نکند آخر بازی هر کس توپ را برداشت، بگوید:
«من برای زدن پنالتی مأموریت ندارم!»
یکی هم بگوید:
«اجازه بدهید اول جلسه بگذاریم، بعد درباره پنالتی تصمیم میگیریم!»
🔹آخرش هم داور از انتظار خسته شود، سوت پایان را بزند و گزارشگر اعلام کند:
«نتیجه بازی، پس از بررسیهای لازم، متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد!» 😄⚽
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 |
| 10 | میدانی وطن چیست صفیه خانم؟
وطن یعنی اینکه
نباید همهی این اتفاقها میافتاد …!
#غسان_کنفانی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 517 |
| 11 | لعنت به #آدم_فروشان
در فیلم "پرزیدنت" دیکتاتور فراری، همراه نوهی خود به زنی که قبلا عشق او بوده پناه میبرد و متوجه میشود که آن زن از نداری به "خودفروشی" افتاده ، همچنین خواهر آن زن را حکومت همین دیکتاتور به قتل رسانده بود.
برای پیدا کردن رییسجمهور متواری، از سوی انقلابیون جایزهی قابل توجهی در نظر گرفته شد.
او از زن فاحشه پرسید که آیا اکنون قصد لو دادن او را دارد؟
زن پاسخ داد :
من اگر آدم فروشی میکردم تن فروشی نمیکردم.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 282 |
| 12 | " #پرت_كردن_ميان_گرگها"
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد.
در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود
بلکه به شکلی غیر مستقیم و نامرئی، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند.
در چنان شرایطی، فرد مورد نظر به قدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هر آنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که در نهایت کارش به دیوانگی و خودکشی و یا فرار میکِشید
و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت...
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها! گرگهایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از فقر، بیکاری، ناامیدی، فلاکت، تنهایی و روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و در نهایت او را در محاصره خود گرفته و تکه پاره می کردند.
شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقه ی بسیار بکار می گیرند
پرت کردن میان گرگها، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف جامعه، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها...
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 681 |
| 13 | « #ابوطالب_يزدی» اهل اردكان بود كه از خرمشهر به كويت رفته و از آنجا با شتر راهی عربستان به قصد حج ميرود وشدت گرما و ناسازگاری با آب و هوای عربستان كار دستش ميدهد و در حين طواف كعبه استفراغ ميكند كه زائران بشدت اورا كتك زده و متهمش ميكنند به نجس كردن خانه خدا وقاضی شرع حكم اعدام اورا صادر كرده و اورا گردن ميزنند با عبارات قتل العجمی .این يكی از رويدادهای سراغاز اختلاف شيعه و سنی در قرن اخير است كه اعتراض شدید مراجع شیعه در كربلا را هم در پی داشت! ابوطالب یزدی در حال طواف حالش دگرگون شد. احساس کرد که ممکن است غذایی را که خورده است قی کند. حوله اش را برابر دهانش گرفت و قی های ریخته شده را در آن ریخت.
ناگاه چند مصری متعصب، او را دوره کرده گفتند که نعوذ بالله قاذورات در حوله خود ریخته بوده تا آنها را به کعبه بمالد!
این افراد نزد قاضی شهادت دادند و قاضی هم حکم به زدن گردن این زائر ایرانی داد.
ابوطالب یزدی روز چهاردهم ذی حجه سال ۱۳۲۲، و بنا به گفته شماری از منابع، با حضور شاه سعودی، در مرئی و منظر هزاران حاج از کشورهای مختلف، برابر مردم گردن زده شد و چون شمشیر اول سر او را جدا نکرد، جلاد شمشیر دیگری زد.
گفتند که بر اثر یک باور عوامانه دیگر، وقتی خواستند جنازه او را برای دفن به یک روحانی ایرانی تحویل دهند، سر او را به تن دوختند، آن هم بر عکس، چون بر اساس آن باور، سر این افراد باید این چنین دوخته شود تا روز قیامت آنچنان در محشر حاضر شوند!
به دنبال این ماجرا روابط ایران با دولت سعودی تا سال ۱۳۲۷ قطع شد و مردم ایران هم برای چهار سال حج نرفتند.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 927 |
| 14 | فرار #جان_جرارد از #برج_لندن
جان جرارد –کشیش مسیحی ای که به خاطر انجام ماموریت های مذهبی در کلیساهای کاتولیک در زمان ملکه الیزابت تحت بازجویی و شکنجه بود- توسط دادگاه محکوم به مرگ شد و او را تا زمان فرا رسیدن اجرای حکم به زندان اصلی شهر لندن بردند.
او که یک کشیش مذهبی و مبارز بود در طول زمانی که در زندان بود نامه هایی به هوادارانش در بیرون از زندان با #آب_پرتقال می نوشت و می فرستاد و با همین نامه ها بود که دوستانش برای فرار او از زندان تلاش کردند و بالاخره توانستند با طناب او را از دیوار زندان بالا بکشند. با اینکه در اثر کشیده شدن روی دیوار در این فرار به جرارد جراحات زیادی وارد شده بود اما توانست بعد از فرار با قایق به رم برود و تا آخر عمرش زندگی خوش و خرمی داشته باشد.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 323 |
| 15 | "نميدانم چه وقت اين ملت عمقاً عوض خواهد شد ! کی ميشود که افراد اهالی در مقابل تهديدات، در برابر اتهامات ، با يك ميزان منطقی ايستاده و سقم را از صحيح تجزيه کنند!
چهارسال است جان در کف نهاده شبانه روزی ۱۵ ساعت کار کرده و تحمّل همه قسم سختی نموده و بالاخره مملكت را به اين حالت امروزی رسانده ام.
قشون خارجی را اخراج ، دست مداخله آنها را کوتاه و استقلال سياسی مملكت را تثبيت کرده ام.
هنوز جمعی پيدا ميشوند که از يك خبر واهی به جنبش آمده و تصور ميكنند من ، بعد از اين همه زحمات و تجارب ، تازه دخالت اجنبی را در امر مملكت خود پذيرفته و کار يك قطعه از ايران را با ميانجيگری بيگانگان فيصله خواهم داد!
خارجه چه حقی درخاك ما دارد؟"
#بن_مایه: #شاهنشاه_رضاشاه_بزرگ ، سفرنامه خوزستان ، ص۴۴
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 619 |
| 16 | 🔴 یک فرد ثروتمند با لباس کهنه از واکسی ها میخواهد که کفشهایش را مجانی واکس بزنند.
در حالیکه در لنگهِ دیگر کفش پول زیادی گذاشته و میخواهد به کسی برسد که حاضر است به دیگران کمک کند
چند نفری حاضر نمیشوند مجانی واکس بزنند .
ولی شخصی که قبول میکنه را ببینید...
در هر شغل و حرفه ای که باشید #انسانیت بالاترین هنر و زیباترین صفت برای یک
انسان است .
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 806 |
| 17 | هیچکس #برتر نیست،
هیچکس #پستتر نیست،
اما هیچکس هم شبیه دیگری نیست.
#برابری یعنی برابری در کرامت و حقوق،
نه یکسان بودن در استعداد، سلیقه، توانایی یا مسیر زندگی.
هر انسان، نسخهای یگانه از آفرینش است؛
غیرقابل مقایسه با دیگری.
تو، تو هستی...
و من، من هستم...
و زیبایی جهان، در همین #تفاوتهاست.
خداوند نیز در قرآن کریم میفرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»
«ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. همانا گرامیترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شماست.»
تفاوتها برای شناخت و تکامل انسانهاست، نه برای #برتریجویی و #تحقیر یکدیگر.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 808 |
| 18 | 🔴 #من_از_جنگ_میترسم
چون جنگ سواد ندارد؛ چون شناسنامهٔ آدم ها را نمیخواند، دفتر مشق بچه ها را نمیخواند.
قبالهٔ ازدواج نو عروسان را نمیخواند.
مدرک دانشگاهی تحصیل کردگان را نمیخواند.
من از جنگ میترسم چون جنگ کور است؛ جوانی پسران را نمیبیند، زیبایی دخترکان را نمیبیند، فردای کودکان را نمیبیند، آرزوهای انسان را نمیبیند، رؤیاها و دلتنگیها و حسرتها را نمیبیند.
من از جنگ میترسم چون جنگ ادب ندارد، پایش را میگذارد روی خانهها، روی شهرها، روی آدمها، روی قلبها و عشقها و تمناها.
روی تأسیسات اقتصادی که با خون دل سالها ساخته شدهاند
من از جنگ میترسم چون آشنا و غریب سرش نمیشود، خوب و بد سرش نمیشود.
دیندار و بیدین نمیشناسد، پیر و جوان نمیشناسد، باسواد و بیسواد نمیشناسد، فقیر و غنی نمیشناسد، تر و خشک را نمیشناسد، پایش به هر جا که برسد همه را میسوزاند.
من از جنگ میترسم چون هر لباسی که بپوشد، هر نقابی که بزند، هر شعاری که بدهد، باز هم جنگ است و جنگ را از هر طرف که بنویسی گنج نخواهد شد، رنج خواهد شد.
من از جنگ میترسم چون جنگ از همه انتقام میگیرد، از همه.
من از جنگ میترسم.
کاش میتوانستم کودکان را تا تمام شدن جنگها، درقلبم پنهان کنم.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 259 |
| 19 | #علت_فقر
در سال هایی که در یک شرکت معروفِ تولید پوشاک مشغول به کار بودم، متوجه شدم که شرکت لباس هایی را که فروش نمی رود را دور می اندازد. فوری به رییس شرکت مراجعه کردم و از او پرسیدم: چرا این محصولات را به جای انداختن در میان زباله ها در میان کسانی که به لباس ها نیاز دارند، پخش نمی کنید؟
رییس این گونه پاسخ داد: محصولات ما را فقط #ثروتمندان می توانند بخرند. اگر این لباس ها را در تن #فقرا ببینند، ناراحت می شوند. جدای از این ارزش معنوی شرکت پایین می آید و ضرر می کنیم.
آن روز فهمیدم که فقر به خاطر این نیست که فقرا را نمی توانیم سیر کنیم بلکه علت فقر این است که نمی توانیم ثروتمندان را سیر کنیم.
#چارلز_بوکوفسکی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 181 |
| 20 | ا#آبدوغ_خیار خاطره انگیز
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 283 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
