دوست داران دانایی
"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizman
显示更多📈 Telegram 频道 دوست داران دانایی 的分析概览
频道 دوست داران دانایی (@danaeeii) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 13 627 名订阅者,在 教育 类别中位列第 14 803,并在 伊朗 地区排名第 23 660 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 13 627 名订阅者。
根据 03 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 209,过去 24 小时变化为 12,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 26.35%。内容发布后 24 小时内通常能获得 17.37% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 589 次浏览,首日通常累积 2 366 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 64。
- 主题关注点: 内容集中在 #دوست_داران_دانایی, دیوار, روز, روسيه, ايران 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“"ما وقتی برای مردن نداریم "
سلام
این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد.
سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید.
#تبلیغات پذیرفته می شود
بامدیریت: #عزتی_رستگار
ارتباط با ادمین
@arshavizm...”
凭借高频更新(最新数据采集于 04 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。
数据加载中...
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 04 七月 | +12 | |||
| 03 七月 | +12 | |||
| 02 七月 | +5 | |||
| 01 七月 | +11 |
| 2 | 👇مخاطبان گرامی بنر زیر تبلیغاتی است./از صبر و شکیبایی شما سپاسگزاریم🙏
#آیدی_رزرو_تبلیغ ↙️
🆔 @arshavizman | 1 231 |
| 3 | 🔵 #سرمربی_کرهجنوبی بعد از حذف تیمش در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ #استعفا داد و زیر فشار انتقادها، بیسروصدا کشورش را #ترک کرد.
🔹اینجا اما هنوز #مربی و بازیکنان از «دستاوردها» میگویند؛ انگار حذف شدن هم اگر خوب روایت شود، تبدیل به #افتخار میشود!
🔹یاد مردی افتادم که هر سال در مسابقه دو آخر میشد، اما با افتخار میگفت:
«من آخر نشدم؛ فقط بقیه عجله داشتند!»
یک روز از او پرسیدند:
«بالاخره این همه دویدی ، مدالی ، چیزی به دست آوردی؟»
لبخندی زد و گفت:
«مدال که نه... ولی هر سال یک مصاحبه مفصل درباره موفقیتهایم انجام دادم!»
🔹بعضیها #شکست را نمیپذیرند؛
آنقدر دربارهاش حرف میزنند که کمکم شبیه پیروزی به نظر برسد.
🔹شاید راز پیشرفت بعضی کشورها همین باشد؛
آنها بعد از شکست، دنبال #مقصر و #راهحل میگردند...
ما بعد از شکست، دنبال #توجیه و #دستاورد!
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 3 366 |
| 4 | 🔵 #سرمربی_کرهجنوبی بعد از حذف تیمش در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ #استعفا داد و زیر فشار انتقادها، بیسروصدا کشورش را #ترک کرد.
🔹اینجا اما هنوز #مربی و بازیکنان از «دستاوردها» میگویند؛ انگار حذف شدن هم اگر خوب روایت شود، تبدیل به #افتخار میشود!
🔹یاد مردی افتادم که هر سال در مسابقه دو آخر میشد، اما با افتخار میگفت:
«من آخر نشدم؛ فقط بقیه عجله داشتند!»
یک روز از او پرسیدند:
«بالاخره از این همه دویدن چه گیرت آمد؟»
لبخندی زد و گفت:
«مدال که نه... ولی هر سال یک مصاحبه مفصل درباره موفقیتهایم انجام دادم!»
🔹بعضیها #شکست را نمیپذیرند؛
آنقدر دربارهاش حرف میزنند که کمکم شبیه پیروزی به نظر برسد.
🔹شاید راز پیشرفت بعضی کشورها همین باشد؛
آنها بعد از شکست، دنبال مقصر و راهحل میگردند...
ما بعد از شکست، دنبال توجیه و دستاورد!
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 |
| 5 | صبح پشت یک #پراید نوشته بود:
« #لجم_بگیره، #دنیا را #لجن میگیرم!»
با خودم گفتم:
شاید همین یک جمله، خلاصه حالِ خیلی از آدمها باشد.
شکی نیست که بخش بزرگی از لجنزارِ امروزِ دنیا، حاصلِ لجبازی و کینهورزیِ عدهای است؛
آنها که برای اثبات خود، حاضرند همهچیز را خراب کنند.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 3 478 |
| 6 | #بازی با #تسبیح
روزی #سيدجمال_الدين_اسدآبادی در حضور سلطان عبدالحميد، پادشاه عثمانی نشسته بود و با دانه های تسبيح خود بازی می كرد.
وقتی از محضر سلطان خارج شد، درباريان به او گفتند چرا در حضور سلطان با تسبيح بازی می كردی؟
سيد با نهايت بی اعتنایی گفت چطور به كسانی كه با سرنوشت ميليون ها نفر بازی می كنند و به افراد نالايق مقام و طلا می بخشند، مردان با استعداد و آزادگان را به بند می كشند و در زندان می اندازند و از زشت كاری های خود شرم و پروا ندارند حرفی نمی زنيد، اما به سيد جمال الدين حق نمی دهيد كه با تسبيح خود بازی كند؟
#منبع: هزار و یک حكایت، اعلم الدوله ثقفی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 940 |
| 7 | #صیاد
گدای بد لباسی را گفتند لباس خویش عوض کن، بسیار کهنه و پاره است.
گفت : صیاد اگر دام خود بفروشد، چگونه صید کند؟
#منبع: کلیات عبید زاکانی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 786 |
| 8 | #صیاد
گدای بد لباسی را گفتند لباس خویش عوض کن، بسیار کهنه و پاره است.
گفت : صیاد اگر دام خود بفروشد، چگونه صید کند؟
#منبع: کلیات عبید زاکانی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii
@zaggros | 1 |
| 9 | خدا کنه این #توافق، آغازی برای روزهای بهتر مردم سرزمینمون باشه.
خدا کنه دیگه هیچ بیماری برای پیدا کردن داروی کمیاب، چشمانتظار و سرگردون نشه
.
خدا کنه همه پدرهامون با خیال آسوده و لبخند روی لب، هر روز به خونه برگردن.
خدا کنه جوونهامون به آینده امیدوار باشن، فرصت رشد داشته باشن و هر روز بیشتر بدرخشن.
خدا کنه دلهامون آرومتر، سفرههامون پربرکتتر و حال همهمون خوبِ خوب باشه❤️
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 847 |
| 10 | کاش #زندگی هم مثل #فوتبال بود...
وقتی زمین میخوردی
و از شدت درد به خودت میپیچیدی،
#داوری میآمد،
کنارت زانو میزد و میپرسید:
«میتونی ادامه بدی؟»
و تو، بیآنکه مجبور باشی وانمود کنی حالت خوب است،
میگفتی:
«نه...
دیگه نمیتونم.
باید برم بیرون...»
کاش در زندگی هم
گاهی اجازه داشتیم
خسته باشیم،
درد بکشیم،
و بیعذاب وجدان،
برای مدتی از بازی کنار برویم.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 750 |
| 11 | 🔵 گشنهشون میشه سنگ میخورن!
🔸مادری دو فرزند توانیاب ذهنی، در خانهای کاهگلی و کوچک زندگی میکنند؛ خانهای بدون حداقل امکانات. خانه ای که دیگر قابل سکونت نیست.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 3 029 |
| 12 | 🎤 میثاقی به اسنایدر:
ما بدون باخت و با سه مساوی از ادامه باز موندیم!
🎙اسنایدر: وقتی صعود نکنی سه تساوی با سه باخت فرقی نمیکنه
😂😂
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 175 |
| 13 | 🔵 #امان_از_بشر_دوپا
🔹بندهخدایی تعریف میکرد:
توی یکی از روستاها، کلاغی جوجهمرغهای یک نفر را خورده بود. صاحب مرغها هم نامردی نکرد؛ رفت لانه کلاغ را پیدا کرد، تخمهایش را برداشت، آبپز کرد و دوباره سر جایشان گذاشت!
کلاغ بیچاره نزدیک یک ماه روی تخمها خوابید؛ هرچه صبر کرد، هرچه تلاش کرد، هیچ جوجهای از تخمها بیرون نیامد. آنقدر روی تخمها خوابید که لاغر و مردنی شده بود.
امان از دست این بشرِ دوپا...
حیوان از روی #غریزه زندگی میکند؛ اما انسان گاهی از #انتقام لذت میبرد، حتی وقتی میداند آن حیوان فقط مطابق غریزهاش رفتار کرده است.
شاید همین باشد که انسان را از همه موجودات تواناتر کرده؛ و گاهی، از همه بیرحمتر.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 3 578 |
| 14 | 🔴 #جایزه_مداح_ورامینی برای #قتل_ترامپ و #نتانیاهو
100 کیلو طلا😳😳
🔹گویند گرگی مرغی را ربود و برد. پیرزنی که صحنه را دید، با حسرت گفت:
«آخ! پنج مَن گوشت داشت!»
رهگذری خندید و گفت:
«مادرجان! این مرغ که پنج مَن گوشت نداشت.»
پیرزن پاسخ داد:
«میدانم؛ مگر قرار است گرگ برگردد و وزنش کند؟ بنویس به حساب من پنج مَن!»
🔹حالا هم این وعدهی «۱۰۰ کیلو طلا» آدم را یاد همان حکایت میاندازد.
چه کسی قرار است چنین جایزهای را پرداخت کند؟ اگر واقعاً چنین تصمیمی وجود دارد، باید پشتوانه مالی و مسئول مشخصی داشته باشد. وگرنه، ممکن است این هم از همان جنس ادعاهایی باشد که کسی قرار نیست صحتش را بررسی کند؛ همان حکایتِ «بنویس به حساب من پنج مَن!»
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 228 |
| 15 | 🔴فیلم وایرال شده توی توییتر انگلیسی.
این دو تا #سیاهپوست با چاقو یه دختر رو خفت کرده بودند و میخواستن وسط خیابون بهش تجاوز کنن!! پلیس امریکا سر میرسه و یه خشاب تو بدن فردی که چاقو گرفته بوده زیر گلوی دختره، خالی میکنه.
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 392 |
| 16 | 🔵حکایت #روباه و #خروس یادتونه؟! این هم حکایت #گربه_و_کلاغشونه!!
🔹روزی روباهی به خروسی حمله کرد و او را گرفت. خروس هرچه تقلا کرد، راهی برای رهایی نیافت. ناگهان فکری به ذهنش رسید؛ بدنش را شل کرد، چشمهایش را بست و خود را مرده نشان داد.
روباه با خود گفت: «دیگر کاری ندارد؛ بعداً میخورمش.» پس خروس را روی زمین گذاشت. همان لحظه، خروس از جا پرید، بال زد و بر شاخه بلند درختی نشست.
روباه که فریب خورده بود، با حسرت نگاهش کرد و خروس از بالای درخت گفت:
«گاهی نجات، در زور بازو نیست؛ در خرد، تدبیر و انتخابِ زمان مناسب است.»
🔹این کلیپ هم یادآور همان حکایت است؛ کلاغ با تظاهر به مردن، گربه را فریب داد و در اولین فرصت از چنگش گریخت.
🔹گاهی هوشمندی، کاری را میکند که قدرت از انجامش ناتوان است.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 4 580 |
| 17 | همه #اشتباهها_ویرانگر_نیستند.
بعضی اشتباهها، دری به روی کشف، تجربه و موفقیت میگشایند.
گاهی یک قدمِ اشتباه، آدم را به مقصدی میرساند که از راه درست هرگز به آن نمیرسید.
مهمتر از اشتباه نکردن، این است که بلد باشیم از اشتباه، فرصت بسازیم.
گاهی یک «نقطه» کم یا زیاد، فقط یک کلمه را عوض نمیکند؛ سرنوشت را هم تغییر میدهد.
میگویند : نویسندهای کتابی با عنوان:
How to Change Your Life
«چگونه زندگیتان را تغییر دهید»
نوشت.
کتاب در همان دو هفتهٔ اول، دو میلیون نسخه فروش کرد.
نویسنده با خودش گفت:
«عجب کتاب فوقالعادهای نوشتهام!»
برای دیدن استقبال مردم به کتابفروشی رفت؛
اما آنجا متوجه شد همهچیز از یک اشتباه کوچک شروع شده است!
صحاف، بهجای حرف L در کلمه Life، حرف W را چاپ کرده بود و عنوان کتاب شده بود:
How to Change Your Wife
«چگونه همسرتان را عوض کنید!»
ظاهراً مردم، بیشتر از آنکه دنبال تغییر زندگیشان باشند، دنبال عوض کردن همسرشان بودند!
البته این فقط یک لطیفه است؛ اما یادآوری میکند که گاهی یک اشتباه کوچک، میتواند نتیجهای کاملاً غیرمنتظره بهدنبال داشته باشد.
✍ #عزتی_رستگار
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 925 |
| 18 | #ویلیام_جیمز، توی یه خونوادهی ثروتمند و درجهیکِ آمریکایی در قرن نوزدهم بهدنیا اومد؛ منتها از همون بچگی مدام مریض بود. اغلب دچار استفراغ و اسپاسم کمر میشد و اکثرا اوقات توی اتاقش بود و نمیتونست مثل بقیهی همسنهاش، بچگی کنه. این خونهنشینی باعث شده بود تا به نقاشی روی بیاره و بهنظر خودش، کارش تو این زمینه خوب بود؛ اما پدرش دائما بهش سرکوفت میزد و اون رو مایهی ننگ خانواده میدونست.
برادر و خواهرش، هرکدوم برای خودشون کسی شده بودن و اسمورسمی بهم زده بودن؛ اما این وسط، ویلیام جیمز حکم لکهی ننگ رو برای خونوادهش داشت.
پدرش ازطریق پارتیبازی تونست ویلیام رو به دانشکدهی پزشکی بفرسته و بهش گفت که این آخرین فرصتی هست که بهت میدم.
خود ویلیام جیمز توی خاطراتش گفته یهبار که از بیمارستان روانی بازدید کردیم، با بیماران احساس نزدیکی بیشتری میکردم.
بعد از چندماه کلنجاررفتن با خودش و وضعیتش، فهمید که برای پزشکی ساخته نشده و دلش رو به دریا زد.
تصمیم گرفت از دانشگاه انصراف بده و برای دورشدن از فضای سمی خانواده، توی تور بازدید از آمازون ثبتنام کرد.
توجه کن که داریم راجعبه قرن ۱۹ صحبت میکنیم، نه ۱۰سال پیش!
وسط راه آبله گرفت و تا مرز مرگ رفت؛ اما بهطور معجزهآسایی زنده موند. ویلیام در تمام عمرش خودش رو قربانی زندگی میدونست؛ اما درحینسفر با کتابی آشنا شد که بنیان فکریش رو عوض کرد. بهخودش گفت که بذار یکسال با این فکر زندگی کنم که خودم مسئول ۱۰۰درصد اتفاقات زندگیم هستم.
میدونی چی شد؟
همون پسری که مایهی ننگ خانواده بود، به پدر علم روانشناسی آمریکا تبدیل شد که کل جهان برای حضور در سمینارهای روانشناسی ازش دعوت میکردن.
هروقت احساس میکنی قربانی هستی، ویلیام جیمز رو به خاطر بیار و سعی کن مسئولیت زندگی خودت رو به عهده بگیری
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 031 |
| 19 | #انسان_دانا
بزرگمهر را پرسیدند آیا باشد که دل های دانا را مال، دگرگون کند؟
گفت آن که دلش با مال دگرگون شود، دانا نباشد.
#منبع: نصیحة الملوک، محمد غزالی
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 2 001 |
| 20 | #رازداری
پادشاهی با وزیر و سرداران و نزدیکانش به شکار می رفت. همین که آن ها به میان دشت رسیدند پادشاه به یکی از همراهانش به نام جاهد گفت:جاهد حاضری با من مسابقه اسب سواری بدهی؟
جاهد پذیرفت و لحظه ای بعد اسب هایشان را چهار نعل به جلو تاختند تا از همراهانشان دور شدند.
در این هنگام پادشاه به جاهد گفت: هدف من اسب سواری نبود ، می خواستم رازی را با تو در میان بگذارم، فقط یادت باشد که نباید این راز را با کسی در میان بگذاری .
جاهد گفت: به من اطمینان داشته باش ای پادشاه.
پادشاه گفت: من حس می کنم برادرم می خواهد مرا نابود کند و به جای من بنشیند. از تو می خواهم شبانه روز مواظب او باشی و کوچکترین حرکتش را به من خبر بدهی.
جاهد گفت: اطاعت می کنم سرور من.
دو سه ماه گذشت و سر انجام یک روز جاهد همه چیز را برای برادر پادشاه گفت و از او خواست مواظب خودش باشد.
برادر پادشاه از جاهد تشکر کرد و پس از مدتی پادشاه مرد و برادرش به جای او نشست.
جاهد بسیار خوشحال شد و یقین کرد که پادشاه جدید مقام مهمی به او می دهد. اما پادشاه جدید در همان نخستین روز حکومت، جاهد را خواست و دستور کشتن او را داد.
جاهد وحشت زده گفت: ای پادشاه من که گناهی ندارم، من به تو خدمت بزرگی کردم و راز مهمی را برایت گفتم.
پادشاه جدید گفت: تو گناه بزرگی کرده ای و آن فاش کردن راز برادرم است، من به کسی که یک راز را فاش کند، نمی توانم اطمینان کنم و یقین دارم تو روزی رازهای مرا هم فاش می کنی......
#دوست_داران_دانایی
@danaeeii | 1 876 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
