ch
Feedback
دوست داران دانایی

دوست داران دانایی

前往频道在 Telegram

"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizman

显示更多

📈 Telegram 频道 دوست داران دانایی 的分析概览

频道 دوست داران دانایی (@danaeeii) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 13 450 名订阅者,在 教育 类别中位列第 15 165,并在 伊朗 地区排名第 24 060

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 13 450 名订阅者。

根据 11 六月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 0,过去 24 小时变化为 11,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 24.43%。内容发布后 24 小时内通常能获得 15.56% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 285 次浏览,首日通常累积 2 093 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 47
  • 主题关注点: 内容集中在 #دوست_داران_دانایی, دیوار, روز, روسيه, ايران 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizm...

凭借高频更新(最新数据采集于 12 六月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 教育 类别中的关键影响点。

13 450
订阅者
+1124 小时
+197
无数据30
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+95
在3个频道中
五月 '26
+33
在2个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+2
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+431
在29个频道中
Get PRO
一月 '26
+82
在14个频道中
Get PRO
十二月 '25
+407
在93个频道中
Get PRO
十一月 '25
+308
在37个频道中
Get PRO
十月 '25
+295
在40个频道中
Get PRO
九月 '25
+346
在43个频道中
Get PRO
八月 '25
+402
在41个频道中
Get PRO
七月 '25
+655
在48个频道中
Get PRO
六月 '25
+297
在36个频道中
Get PRO
五月 '25
+298
在41个频道中
Get PRO
四月 '25
+251
在37个频道中
Get PRO
三月 '25
+223
在39个频道中
Get PRO
二月 '25
+472
在43个频道中
Get PRO
一月 '25
+414
在47个频道中
Get PRO
十二月 '24
+432
在40个频道中
Get PRO
十一月 '24
+489
在45个频道中
Get PRO
十月 '24
+407
在33个频道中
Get PRO
九月 '24
+389
在40个频道中
Get PRO
八月 '24
+567
在40个频道中
Get PRO
七月 '24
+533
在41个频道中
Get PRO
六月 '24
+367
在33个频道中
Get PRO
五月 '24
+482
在34个频道中
Get PRO
四月 '24
+371
在32个频道中
Get PRO
三月 '24
+522
在34个频道中
Get PRO
二月 '24
+322
在24个频道中
Get PRO
一月 '24
+329
在19个频道中
Get PRO
十二月 '23
+326
在32个频道中
Get PRO
十一月 '23
+349
在37个频道中
Get PRO
十月 '23
+337
在26个频道中
Get PRO
九月 '23
+251
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+261
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+302
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+329
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+278
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+252
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+145
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+239
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+313
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+336
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+381
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+104
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+133
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+181
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+160
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+121
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+150
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+189
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+150
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+129
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+147
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+171
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+128
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+150
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+162
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+199
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+184
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+139
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+159
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+108
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+132
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+124
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+4 015
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
12 六月+4
11 六月+12
10 六月+6
09 六月+15
08 六月+13
07 六月+4
06 六月+3
05 六月+4
04 六月+21
03 六月+6
02 六月+4
01 六月+3
频道帖子
#قهرمان_صبر_و_امید یک سال در مدرسه بزرگسالان دخترانه تدریس می‌کردم. میان دانش‌آموزانم خانمی بود که امروز هر وقت به یادش می‌افتم، امید در دلم زنده می‌شود. می‌گفت: «روستازاده‌ام و در خانواده‌ای سنتی به دنیا آمدم. درسم بسیار خوب بود، اما بعد از گرفتن مدرک سوم راهنمایی، خانواده‌ام اجازه ادامه تحصیل ندادند.» مدتی بعد ازدواج کرد؛ اما زندگی مشترکش دوام نیاورد. همسرش مسئولیت‌پذیر نبود و اهل کار و تلاش نبود. پس از تحمل سختی‌های فراوان، با بخشیدن مهریه از او جدا شد. اما تسلیم نشد... به مدرسه بزرگسالان آمد، دیپلم گرفت و با رتبه‌ای زیر هزار در رشته حقوق یکی از دانشگاه‌های دولتی پذیرفته شد. در همان سال ازدواج دوم را تجربه کرد، اما این زندگی نیز به دلیل مشکلات جدی همسرش به جدایی انجامید. باز هم تسلیم نشد... تحصیلاتش را به پایان رساند، در آزمون وکالت شرکت کرد و پذیرفته شد. امروز یک وکیل موفق است. برای بار سوم ازدواج کرد. این بار زندگی آرام و خوبی داشت؛ اما پزشکان می‌گفتند به دلیل سن بالا، بچه‌دار شدن برایش بسیار دشوار است. باز هم ناامید نشد... ماه‌ها و سال‌ها تلاش کرد، درمان‌های مختلف را پشت سر گذاشت و سرانجام با کمک روش‌های نوین باروری، در ۴۷ سالگی صاحب فرزند شد. هر بار که به زندگی این بانو فکر می‌کنم، یاد این حقیقت می‌افتم که: #شکست، #پایان_راه_نیست؛ پایان راه، لحظه‌ای است که انسان #امیدش را از دست بدهد. او برای من نماد «کوهِ امید» و «دریای پشتکار» است. خواستم بگویم: هیچ‌وقت ناامید نشوید. گاهی خداوند بهترین فصل زندگی را بعد از سخت‌ترین روزها می‌نویسد.#عزتی_رستگار دبیر فلسفه و منطق شهرستان رزن #دوست_داران_دانایی @danaeeii

2
آینه چون نقش تو بنمود راست / خود شکن آیینه شکستن خطاست. میگن در یزد، خانم معلمی پس از چند بار آموزش درس از شاگردانش پرسید : چه کسی متوجه نشده است ؟ سه نفر از شاگردان دستشان را بالا بردند.... معلم گفت : بیایید جلوی تخته و چوب تنبیه خود را از کیفش بیرون درآورد . تمام دانش آموزان جا خوردند و متعجب و ترسان به خانم معلم نگاه می کردند . معلم به یکی از سه دانش آموز گفت : پسرم! این چوب را بگیر و محکم به کف دست من بزن ! دانش آموز متعجب پرسید :به کف دست شما بزنم ؟به چه دلیل ؟ معلم گفت: پسرم مطمئنا" من در تدریسم موفق نبودم که شما متوجه درس نشدید...!!! به همین دلیل باید تنبیه شوم! دانش آموز اول چند بار به دست معلم زد و معلم از درد سوزش دستش، آهی کشید و چهره اش برافروخته شد . نوبت نفر دوم شد . دانش آموز دوم که گریه اش گرفته بود، به معلم گفت : خانم معلم ! به خدا من خودم دقت نکردم و یاد نگرفتم . من دوست ندارم با چوب به دست شما بزنم . از معلم اصرار و از دانش آموز انکار ! دیگر ،تمامی دانش آموزان کلاس به گریه افتاده و از بازیگوشی های گاه و بیگاه داخل کلاس ،هنگام درس دادن معلم شرمسار بودند....!!! از آن روز دانش آموزان کلاس از ترس تنبیه شدن معلمشان جرأت درس نخواندن نداشتند . و اما نتیجه ...... این داستان واقعی مصداقی برای برخی از #مسئولان است که در حوزه ای اگر خطایی از مخاطبان حوزه آن ها سر زد ،خود را باید تنبیه نموده تا الگویی برای رسیدن به جامعه سالم باشیم....!!! اگر هر کدام از مدیران در حوزه فعالیت خود این گونه عمل کنند .... مملکت و جامعه ای انسانی خواهیم داشت . #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 444
3
میگن در یزد، خانم معلمی پس از چند بار آموزش درس از شاگردانش پرسید : چه کسی متوجه نشده است ؟ سه نفر از شاگردان دستشان را بالا بردند.... معلم گفت : بیایید جلوی تخته و چوب تنبیه خود را از کیفش بیرون درآورد . تمام دانش آموزان جا خوردند و متعجب و ترسان به خانم معلم نگاه می کردند . معلم به یکی از سه دانش آموز گفت : پسرم! این چوب را بگیر و محکم به کف دست من بزن ! دانش آموز متعجب پرسید :به کف دست شما بزنم ؟به چه دلیل ؟ معلم گفت: پسرم مطمئنا" من در تدریسم موفق نبودم که شما متوجه درس نشدید...!!! به همین دلیل باید تنبیه شوم! دانش آموز اول چند بار به دست معلم زد و معلم از درد سوزش دستش، آهی کشید و چهره اش برافروخته شد . نوبت نفر دوم شد . دانش آموز دوم که گریه اش گرفته بود، به معلم گفت : خانم معلم ! به خدا من خودم دقت نکردم و یاد نگرفتم . من دوست ندارم با چوب به دست شما بزنم . از معلم اصرار و از دانش آموز انکار ! دیگر ،تمامی دانش آموزان کلاس به گریه افتاده و از بازیگوشی های گاه و بیگاه داخل کلاس ،هنگام درس دادن معلم شرمسار بودند....!!! از آن روز دانش آموزان کلاس از ترس تنبیه شدن معلمشان جرأت درس نخواندن نداشتند . و اما نتیجه ...... این داستان واقعی مصداقی برای برخی از مسئولان است که در حوزه ای اگر خطایی از مخاطبان حوزه آن ها سر زد ،خود را باید تنبیه نموده تا الگویی برای رسیدن به جامعه سالم باشیم....!!! اگر هر کدام از مدیران در حوزه فعالیت خود این گونه عمل کنند .... مملکت و جامعه ای انسانی خواهیم داشت . @danaeeii
1
4
#کارگر کارگری که به‌شدت بیمار بود را به بیمارستان آورده بودند. دکتر پرسید: «چیزی می‌کشد؟ سیگار، قلیان، تریاک؟» دخترش با چشمانی اشک‌آلود جواب داد: «دکتر... تنها چیزی که این بنده‌خدا توی زندگیش کشیده، #زحمت بوده...» سکوتِ تلخی اتاق را فرا گرفت؛ چون بعضی آدم‌ها نه دود کشیده‌اند، نه مواد... فقط یک عمر بارِ زندگی را به دوش کشیده‌اند... 💔😭 ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 404
5
#کارگر کارگری که به‌شدت بیمار بود را به بیمارستان آورده بودند. دکتر پرسید: «چیزی می‌کشد؟ سیگار، قلیان، تریاک؟» دخترش با چشمانی اشک‌آلود جواب داد: «دکتر... تنها چیزی که این بنده‌خدا توی زندگیش کشیده، #زحمت بوده...» سکوتِ تلخی اتاق را فرا گرفت؛ چون بعضی آدم‌ها نه دود کشیده‌اند، نه مواد... فقط یک عمر بارِ زندگی را به دوش کشیده‌اند... 💔😭 ✍ #عزتی_رستگار .#دوست_داران_دانایی @danaeeii
1
6
#رویای_پول_نفت  بهمن ماه سال پنجاه وهفت همه زنهای همسایه جمع شده بودند خونه ما،  داشتند نان تنوری می پختند . یک عصری نزدیک به غروب بود.  هوای سرد زمستانی نزدیک تنور واقعا حال می داد . خانم ها داشتند صحبت از پول نفت می‌کردند. می‌گفتند حکومت شاه که سرنگون شد، حکومت بعدی قراره پول نفت را هرماه بیاره درخونه ها وسهمیه مردم را بده     خدا بیامرز دی محمد فرج الله یکی ازهمسایه های ما می گفت : فقط نمی دونیم به تعداد خانواده پول نفت را میدن یا همینطوری یه پول زیادی بهمون میدن که دیگه خودمون بین هم تقسیم کنیم ! روحش شاد دی حسین شعبانی می گفت فکرکنم همه پولها را میکنن داخل یه گونی میارن درب خونه هامون بعدش خودمون بین هم تقسیم می کنیم . سید سکینه می گفت : اره اینجوری بهتره، ولی فکرکنم سهم پول نفت بچه ها را کمترمیدن یادش بخیر، دی کریم زنگواری می گفت:  تعداد ما بیشتره حتما سهمیه ما خیلی زیادمیشه و هر ماه کلی پس انداز می کنیم. دی رضا یدالله می گفت:  میگم شما فکرشو کردین این همه پول نفت را که  هرماه میدن باید کجا قایمش کنیم؟ این همه پول را که نمیشه خرج کرد! دی سید کریم سید موسی می گفت:  خدا را شکر دیگه سید موسی نیاز نیست کارکنه وبرای خودش استراحت مطلق  میکنه! ،مادرم میگفت میگم اگه پول را آوردند درب خونه و ما خونه نبودیم چه میشه ؟! سیده حلیمه می گفت:  دی خانعلی، نگران نباش خب ماه بعدی که میخوان پول نفت را بیارن پول ماه قبلی هم با خودشون میارن ،،، خدا رحمتش کنه شیرینو می گفت:  من شنیدم میگن علاوه بر پول نقد نفت که به ما میخوان بدن. خواربارهم قراره بدن!  و همین سرود "  بار دگر روزگار چون شکر آید" منظورشون همون قند و شکر و برنج و روغن هست که با پول نفت میارن درب خونه ها وبه ما میدن . الان دارم فکرمی کنم مگه بوی نان تازه ی تنوری هم آدمو نشئه میکنه و می بره درعالم توهم، یا ان وقت ها همه همینطوری فکرمیکردن! ،ولی خدایی.  روزهای خوشی بود. لااقل یکی دو ماه با این حرفها حال می کردیم . مادرم اوایل انقلاب تا چند ماه ازخونه بیرون نمی رفت! می ترسید یه وقت پول نفت را بیارند وما خونه نباشیم 😃 #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 963
7
چه سخت است درد فراق یار مهربان ، یارخوش بیان اما بی زبان! چه غم انگیز است فراموش کردن پندهای فراوانت! دوم دبستان گفتی از من م
چه سخت است درد فراق یار مهربان ، یارخوش بیان اما بی زبان! چه غم انگیز است فراموش کردن پندهای فراوانت! دوم دبستان گفتی از من مباش غافل ، بزرگ شدیم غافل شدیم و به حراجت گذاشتیم آنهم به یه هزاری ، چه حراجی دردناکی! ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 496
8
هرچه سنم بالاتر می‌رود، بیشتر می‌فهمم که #برنده‌های_واقعی زندگی، آن‌هایی نیستند که همه‌چیز را به دست آورده‌اند؛ بلکه کسانی‌اند که هنوز می‌توانند از چیزهای کوچک لذت ببرند و ذوق کنند. از هوای دل‌انگیز بعد از باران، از ابرهایی که آرام در آسمان سفر می‌کنند، از یک پیاده‌روی ساده، از عطر چای تازه‌دم، از تماشای یک فیلم خوب، از شنیدن یک موسیقی دلنشین، از بوی غذای خانگی، و از شکفتن یک گل... خوشبختی همیشه در اتفاق‌های بزرگ نیست؛ گاهی در همین لحظه‌های کوچک پنهان شده است، لحظه‌هایی که بی‌صدا می‌آیند و اگر قدرشان را ندانیم، بی‌صدا هم می‌روند. ::: «زندگی برای کسی زیباست که هنوز از ساده‌ترین نعمت‌ها شگفت‌زده می‌شود.» .✍#عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 429
9
🔴 #پلاکاردی_عجیب در #تجمعات_شبانه ! «نمی‌دانم ایشان که از کیسه خلیفه می‌بخشد، خلیفه در جریان هست یا نه؛ اما انصافاً هم بسیار
🔴 #پلاکاردی_عجیب در #تجمعات_شبانه ! «نمی‌دانم ایشان که از کیسه خلیفه می‌بخشد، خلیفه در جریان هست یا نه؛ اما انصافاً هم بسیار بخشنده است و هم نیت خیری دارد!» 😄 ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 590
10
🟠 #بهترین_انتقام بعد از #شکست #زندگی_بهتر است. 🔹روزی یکی از دانشجویانم با چشمانی اشک‌آلود و دلی شکسته نزد من آمد و گفت: «پارتنرم بعد از چند سال رابطه به من خیانت کرد، ترکم کرد و رفت. احساس می‌کنم مقصر خودم هستم. آن‌قدر از خودم بیزار شده‌ام که چند بار به خودکشی فکر کرده‌ام...» به او گفتم: درست است که خیانت درد دارد؛ درست است که رها شدن، روح انسان را می‌شکند؛ اما هیچ انسانی آن‌قدر ارزش ندارد که تو به خاطر او زندگی خودت را نابود کنی. گذشته‌ها گذشته‌اند؛ نه می‌توان آن‌ها را تغییر داد و نه می‌توان به عقب بازگشت. اگر اجازه ندهی گذشته بمیرد، گذشته هم اجازه نمی‌دهد تو زندگی کنی... بعضی آدم‌ها قرار نیست تا پایان مسیر همراه ما باشند؛ گاهی فقط می‌آیند تا درسی به ما بدهند و بروند. رفتار دیگران، ارزش تو را تعیین نمی‌کند. خیانتِ یک نفر، نشانه بی‌ارزشیِ تو نیست؛ بلکه نشانه ضعفِ شخصیتِ اوست. زندگی را به خاطر کسی که رفت، متوقف نکن. هنوز آدم‌های خوب، روزهای خوب و اتفاق‌های زیبای بسیاری در انتظار تو هستند. به جای آنکه خودت را برای رفتنِ او مجازات کنی، بلند شو و زندگی‌ای بساز که نبودنش دیگر در آن اهمیتی نداشته باشد. گاهی بهترین انتقام از کسی که آزارت داده، این است که دوباره لبخند بزنی، دوباره زندگی کنی، و خوشبخت‌تر از گذشته باشی. «زخم‌ها همیشه برای ماندن نیستند؛ بعضی زخم‌ها آمده‌اند تا ما را قوی‌تر از قبل بسازند.» ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 982
11
بنده خدایی استوری گذاشته بود: «آن شبی که مشق‌های مدرسه را ننوشته بودی و فردا صبح هم باید به مدرسه می‌رفتی، مگر نگذشت؟ این هم می‌گذرد...» زیرش نوشتم: بله، گذشت... اما چگونه؟! به قول ترک‌ها: «کوپَک دا قیشدان چیخدی، گِد دَریسیندن سوروش!» یعنی: «سگ هم از زمستان جان سالم به در برده؛ برو از پوستش بپرس چه کشیده است!» آری، خیلی چیزها می‌گذرند؛ اما بعضی گذشتن‌ها، ردّ زخمشان تا سال‌ها بر جان و تن آدم می‌ماند... ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 391
12
خدا ما رو از شر شیطان های روی زمین نجات بده😢 مراقب باشین با کی دارین رفاقت می کنین ! #دوست_داران_دانایی @danaeeii
خدا ما رو از شر شیطان های روی زمین نجات بده😢 مراقب باشین با کی دارین رفاقت می کنین ! #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 436
13
یکی از سرباران ناپلئون جنایتی کرد و به مرگ محکوم شد. روز اعدام، مادر سرباز التماس کرد که زندگی پسرش را به او ببخشند. _"خانم، عملِ پسر شما سزاوار ترحم نیست." مادر گفت: "میدانم. اگر سزاوار ترحم بود که دیگر به بخشش احتیاج نداشت. بخشش یعنی این که آدم بتواند فراتر از انتقام یا عدالت برود." وقتی ناپلئون این جملات را شنید، دستور داد حکم اعدام را به تبعید تبدیل کنند. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 115
14
• 🔴خلیفه؛ اگه توبه کنی می‌بخشمت! بابک خرمدین: گناهکاران توبه می‌کنند نه میهن‌پرستان...! "بیاد همه‌ی بابک‌های این سرزمین که ن
• 🔴خلیفه؛ اگه توبه کنی می‌بخشمت! بابک خرمدین: گناهکاران توبه می‌کنند نه میهن‌پرستان...! "بیاد همه‌ی بابک‌های این سرزمین که نجیبانه جان دادن تا این درخت تناور تاریخ تا ابدیت ریشه‌های خود را بگستراند..." #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 939
15
🔴 #حمید_رسایی: #اینترنت رو #قطع کنید تا دیر نشده‼️ بله جناب رسایی!! اینترنت را قطع کنید؛ تا مردم نفهمند در دنیا چه می‌گذرد!
🔴 #حمید_رسایی: #اینترنت رو #قطع کنید تا دیر نشده‼️ بله جناب رسایی!! اینترنت را قطع کنید؛ تا مردم نفهمند در دنیا چه می‌گذرد! اینترنت را قطع کنید؛ تا کسی قیمت دلار، طلا و اجاره‌خانه را لحظه‌به‌لحظه دنبال نکند! اینترنت را قطع کنید؛ تا جوان‌ها به جای مقایسه زندگی‌شان با دیگران، فقط قبض‌های خودشان را بشمارند! اینترنت را قطع کنید؛ تا شاید مردم یادشان برود که حقوق‌ها ماهی یک‌بار بالا می‌رود، اما قیمت‌ها روزی چند بار! اصلاً اینترنت را قطع کنید؛ اما قبل از آن فکری برای قطع شدن #امید، #آرامش و #قدرت_خرید مردم هم بکنید؛ چون این‌ها خیلی زودتر از اینترنت، از دسترس خارج شده‌اند... ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
4 351
16
چرا #رستم، #سهراب را نشناخت و کشت!؟ #دوست_داران_دانایی @danaeeii
چرا #رستم، #سهراب را نشناخت و کشت!؟ #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 352
17
#داستان_دزدی #دوست_داران_دانایی @danaeeii
#داستان_دزدی #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 148
18
#تنهایی_غم_انگیز_مادران شبِ سردی بود... پیامی آمد؛ پیامی کوتاه، اما سنگین‌تر از سال‌ها دلتنگی... نوشت: «متولدِ پنجاه هستم... پانزده سالگی عروس شدم، هنوز کودکی‌ام تمام نشده بود که مادر شدم... هفده سالگی پسرم به دنیا آمد، چند سال بعد دخترم... زندگی‌مان ساده بود، اما گرم بود؛ پشتِ همان سفره‌ی کوچک، خوشبختی جریان داشت...» بعد نوشته بود: «اما روزگار نذاشت...» و مگر چند زن در این سرزمین هستند که این جمله را با تمامِ استخوان‌شان نفهمند؟ سرطان آمد... بی‌رحم، بی‌صدا، و مردِ خانه را با خودش برد. زن، سی‌وپنج ساله بود؛ درست در سنی که هنوز دل، جوان است، هنوز آدم دلش می‌خواهد تکیه کند، بخندد، دوست داشته شود... اما او فرصتِ زن بودن را کنار گذاشت تا فقط “مادر” بماند. گفت: «خواستگار داشتم... کم هم نبودند... اما پسرم مخالفت کرد. می‌گفت: چیت کمه؟ خونه داری، مال داری، بچه داری... دیگه شوهر می‌خوای چیکار؟» و او سکوت کرد... بعضی سکوت‌ها، صدایشان از هزار فریاد بلندتر است. سال‌ها گذشت... زن، جوانی‌اش را میانِ لباس شستن، تبِ بچه پایین آوردن، نگرانیِ آینده، و اشک‌های یواشکی دفن کرد. بچه‌ها بزرگ شدند... ازدواج کردند... هر کدام رفتند دنبال زندگیِ خودشان، و مادر ماند با خانه‌ای که بوی خاطره می‌داد، با قاب عکس مردی که سال‌هاست رفته، و با تنهایی‌ای که شب‌ها آرام‌آرام روی شانه‌هایش می‌نشست. نوشت: «حالا مانده‌ام و تنهایی... بچه‌ها زندگیِ خودشان را دارند. گاهی دلم فقط یک #هم‌صحبت می‌خواهد... یک نفر که وقتی چای می‌ریزم، فنجانِ دوم بیهوده نماند...» و آخرِ پیامش نوشته بود: «همان‌طور که اجازه می‌دهیم پدرها و پدربزرگ‌ها در هفتاد، هشتاد سالگی دوباره ازدواج کنند، باید یاد بگیریم مادرها هم حقِ زندگی دارند... حقِ عشق، حقِ آرامش، حقِ همدم داشتن...» چقدر دردناک است مادری که تمامِ عمرش جنگیده تا فرزندانش طعمِ تنهایی را نچشند، آخرِ راه، خودش در آغوشِ تنهایی پیر شود... مادرها فقط “مادر” نیستند... انسان‌اند... دل دارند... خسته می‌شوند... گاهی دلشان می‌خواهد کسی باشد که بگوید: «نترس... من کنارِ توام...» و چه ظلمِ بزرگی‌ست وقتی جامعه، برای تنهاییِ مردان، همدم می‌خواهد، اما برای تنهاییِ زنان، فقط سکوت... ✍ #عزتی_رستگار دبیر فلسفه و منطق شهرستان رزن #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 855
19
اگر «دوام‌ آوردن» خود یک هنر باشد، ما این روزها بی آنکه بدانیم در حال خلق یک شاهکاریم. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 835
20
‍‍ روایتی جالب و شگفت انگیز از #پیتر_چلکوفسکی (ایرانشناس لهستانی‌تبار) از حضور در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی #ایران. وقتی یک
‍‍ روایتی جالب و شگفت انگیز از #پیتر_چلکوفسکی (ایرانشناس لهستانی‌تبار) از حضور در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی #ایران. وقتی یک #لهستانی از بزرگی و زیبایی جشن های ۲۵۰۰ ساله ایران اشک شوق میریزد... #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 363