fa
Feedback
دوست داران دانایی

دوست داران دانایی

رفتن به کانال در Telegram

"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizman

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام دوست داران دانایی

کانال دوست داران دانایی (@danaeeii) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 750 مشترک است و جایگاه 14 675 را در دسته آموزش و رتبه 23 855 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 750 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 21 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 217 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 19 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 29.37% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 21.93% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 4 035 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 3 013 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 72 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند #دوست_داران_دانایی, دیوار, روز, روسيه, ايران تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
"ما وقتی برای مردن نداریم " سلام این کانال برای دانش افزایی همدیگر میباشد. سوالات ومطالب خود را به ای دی زیر یا شماره همراه بنده ۰۹۲۲۷۵۱۵۶۷۷ بفرستید. #تبلیغات پذیرفته می شود بامدیریت: #عزتی_رستگار ارتباط با ادمین @arshavizm...

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 22 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کرده‌اند.

13 750
مشترکین
+1924 ساعت
+847 روز
+21730 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+242
در 8 کانال‌ها
ژوئن '26
+291
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+33
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+431
در 29 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+82
در 14 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+407
در 93 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+308
در 37 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+295
در 40 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+346
در 43 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+402
در 41 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+655
در 48 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+297
در 36 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+298
در 41 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+251
در 37 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+223
در 39 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+472
در 43 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+414
در 47 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+432
در 40 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+489
در 45 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+407
در 33 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+389
در 40 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+567
در 40 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+533
در 41 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+367
در 33 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+482
در 34 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+371
در 32 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+522
در 34 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+322
در 24 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+329
در 19 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+326
در 32 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+349
در 37 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+337
در 26 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+251
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+261
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+302
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+329
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+278
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+252
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+145
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+239
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+313
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+336
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+381
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+133
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+181
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+160
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+121
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+150
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+189
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+150
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+129
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+147
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+117
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+171
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+128
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+150
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+162
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+199
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+184
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+139
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+159
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+108
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+132
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+124
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+4 015
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
22 ژوئیه+11
21 ژوئیه+21
20 ژوئیه+28
19 ژوئیه+23
18 ژوئیه+15
17 ژوئیه+5
16 ژوئیه+10
15 ژوئیه+3
14 ژوئیه+9
13 ژوئیه+9
12 ژوئیه0
11 ژوئیه+6
10 ژوئیه+6
09 ژوئیه+2
08 ژوئیه+9
07 ژوئیه+19
06 ژوئیه+18
05 ژوئیه+1
04 ژوئیه+19
03 ژوئیه+12
02 ژوئیه+5
01 ژوئیه+11
پست‌های کانال
#فیلترینگ مثل این است که شما هنگام شب و بجای روشنی، چراغ ها را خاموش کنید. طبیعتاً این بهترین فرصت برای دزد( جاسوس و نفوذی)، است. چون دیده نمیشود. #دوست_داران_دانایی @danaeeii

2
متن زیر برنده #جایزه بهترین متن سال شده ﮔﻮﺵ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ! ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ ! ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ! ﻭﻟﯽ ﺣﺮﯾﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ ! ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻥ !!!... ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻝ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﯽ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺮﻗﺼﺪ !!!... ﮐﺎﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺯ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩ .. ﭘﯿﺮ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﯾﻢ .. ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﺧﺪﺍﺩ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ.. ﺳﭙﺲ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﻭﺩﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺒﯽتاریک ، ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﻤﺮﺩﯾﻢ ... #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 103
3
#ذات_خوب در زمان قدیم مردی ازدواج کرد در روز اول ازدواج جمع شدن جهت خوردن نهار با خانواده شوهر . و مرد سهم بیشتری از غذا با احترام خاص به همسرش داد ، و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا ،بدون هیچ  احترامی ... در این لحظه عروس که شخصیتی  اصیل و با حکمت داشت، وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد. و گفت شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم  رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم . متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند ،فکر می کنند ، بر مادر شوهر پیروز شدند. عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت. و با همسری که به مادر خودش احترام می گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد  و در یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که  بزرگ شده بودند، و مادر را بسیار احترام می گذاشتند، در مسیر به کاروانی برخوردند،  پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت ،و هیچ کس به او  اعتنایی نمی کرد. مادر به فرزندانش گفت آن پیرمرد را بیاورید وقتی او را آوردند مادر همسر سابقش را شناخت، گفت: چرا هیچ کس اعتنایی و کمکت  نمی کند؟ آنها کی هستند؟ گفت: فرزندانم هستند ، گفت : من رامی شناسی؟ پیرمرد گفت: نه زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم  که اصالت در ذات هست ، همانگونه که می کاری درو خواهی کرد به فرزندان من نگاه کن چقدر به من احترام می گذارند و حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن، چون تو به مادرت اهانت کردی، و این جزای کارهای خودت هست، و زن با تدبیر  به فرزندانش گفت: کمکش کنید برای خدا . هر مرد و زنی خوب بیاد داشته باشد، فرزندان شما همانگونه با شما رفتار خواهند کرد ، که شما با پدر و مادر خود رفتارمی کنید. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
786
4
#پیام_دزدی دزد فقط کسی نیست که نیمه‌شب از دیوار مردم بالا می‌رود... گاهی کسی، فکر، قلم، احساس و نوشته‌ی دیگری را می‌دزدد؛ بی‌آنکه حتی نام نویسنده را ذکر کند... متأسفانه بعضی‌ها مطالب و پیام‌هایی را که با ساعت‌ها فکر، تجربه و احساس نوشته می‌شود، برمی‌دارند، یا بدون ذکر نام نویسنده منتشر می‌کنند، یا حتی با نامِ خودشان به دیگران ارائه می‌دهند... این هم نوعی سرقت است؛ سرقتِ اندیشه و قلم... احترام به نویسنده، احترام به اخلاق، وجدان و حق الناس است... ✍ #عزتی_رستگار #دوست_داران_دانایی @danaeeii
788
5
🔵 #حقیقت را نمی‌شود #فیلتر کرد! ✍ #اکبر_عزتی_رستگار دبیر فلسفه و منطق شهرستان رزن 🔹#عادل_فردوسی‌پور: «من بله‌قربان‌گو نبودم، نخواهم بود و نخواهم شد. اصلاً بیایید منو بگیرید و هر بلایی که می‌خواهید سرم بیاورید. چرا نمی‌گذارید در این مملکت کار کنیم؟ سال‌ها تلاش کردند اعتبارم را خدشه‌دار کنند، اما نتوانستند... همه امکانات، همه رسانه‌ها در اختیار شماست؛ یک اپلیکیشن را نمی‌توانید تحمل کنید؟ پدر خودشان را درآوردند تا یک چیزی از زندگی من پیدا کنند. بعد از ۹۰ که ناجوانمردانه کنار گذاشته شدم، به صفر مطلق رسیدم. جنگیدم... نمی‌گذاشتند کار کنم. جنگیدم و در چهار سال، ۳۶۰ را ساختم. از این ناراحتم که چرا نمی‌گذارند آدم در این مملکت کار کند؟» 🔹#گالیله را به #دادگاه_تفتیش_عقاید بردند؛ چون می‌گفت : زمین به دور خورشید می‌چرخد و این حرف با باورهای قدرتمندان آن زمان سازگار نبود. از او خواستند حرفش را پس بگیرد و همان چیزی را بگوید که آنها می‌خواستند. گالیله مجبور شد در ظاهر کوتاه بیاید؛ اما حقیقت که با دستور و اجبار تغییر نمی‌کند. می‌گویند با توبه گالیله، زمین از حرکت نایستاد! 🔴حکایت امروز ما هم گاهی شبیه همان ماجراست؛ 🔹یکی می‌خواهد فوتبال تحلیل کند، یکی فیلم بسازد، یکی کتاب بنویسد و دیگری علم یاد بدهد... اما همیشه عده‌ای پیدا می‌شوند که می‌گویند: «نه! این‌طوری کار نکن؛ آن‌طوری که ما می‌گوییم کار کن!» شاید مشکل این مملکت این باشد که بعضی‌ها بلد نیستند کار کنند و بعضی‌ها هم آن‌هایی را که بلدند، نمی‌گذارند کار کنند! اما حقیقت را نمی‌توان با حذف و فیلتر از بین برد. همان‌طور که با توبه گالیله، زمین از حرکت نایستاد، با حذف و فیلتر برنامه‌های فردوسی‌پور هم نه از محبوبیتش کاسته شد و نه از توانایی و اثرگذاری‌اش. حقیقت را نمی‌شود فیلتر کرد؛ همان‌طور که نمی‌شود جلوی چرخش زمین را گرفت! #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 769
6
#کارما به روایت تصویر: تا چندسال پیش، شکیرا تو جایگاه تماشاچی مینشست و پسراشو میاورد تا بازی باباشونو ببینن؛ ولی بعد خیانت پی
#کارما به روایت تصویر: تا چندسال پیش، شکیرا تو جایگاه تماشاچی مینشست و پسراشو میاورد تا بازی باباشونو ببینن؛ ولی بعد خیانت پیکه جاشون عوض شد الان دیگه پیکه مثل پسرای خوب میشینه تو جایگاه تماشاچی و بچه هاشونم میبره با خودش تا اجرای بی نقص مامانشونو تو جام جهانی ببینن 😉 #دوست_داران_دانایی @danaeeii
1 450
7
🔴 #تباهی_آموزش در #ایران! 🔹باور کردنش خیلی سخته..! اینها دانش آموزان دوره اول دبیرستان هستند...! این کلیپ دو حقیقت را نشان
🔴 #تباهی_آموزش در #ایران! 🔹باور کردنش خیلی سخته..! اینها دانش آموزان دوره اول دبیرستان هستند...! این کلیپ دو حقیقت را نشان می‌دهد: یکی ناتوانی نظام آموزشیِ رسمی(مدرسه)در انتقال ساده‌ترین دانش‌ها به دانش‌آموزان؛ دیگری تاثیر نیرومند فرهنگِ عمومی(عامه) و فضای مَجازی بر ذهن‌ها که بسی نیرومندتر از اثربخشی دبستان و دبیرستان است. در این سرزمین، هزینه‌ گزافی که خرج نظام آموزشی می‌شود، در عمل، دود می‌شود و باز صدرحمت به فرهنگِ عامه که چیزکی را باقی گذاشته است. دردا و دریغا و شگفتا! 🔹 آنچه می‌بینیم نه ساختگی هست نه دوربین مخفی..! وقتی مدارس رو به بهانه‌های مختلف تعطیل می‌کنند و امتحانات آنلاین برگزار میشه و والدین بجای بچه‌ها امتحان میدهند..! وقتی حقوق معلمین کفاف زندگی را نمیدهد؛ سواد میشود این..! 🔹این واقعیت تلخ، نشان دهنده سطح سواد و آموزش فرزندان این سرزمینه..! برای این سیستم آموزش و پرورش و آینده این کشور، باید خون گریست..! بیچاره ایران..؟!!! 🔹به راستی سرانجام آینده سرزمین ایران چه خواهد شد؟ #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 687
8
#شغل_قلعه_نوئی به پسر همسایه که دوازده سالشه گفتم: «می‌خوای در آینده چیکاره بشی؟» گفت: «قلعه‌نویی!» گفتم: «قلعه‌نویی دیگه چه شغلیه؟!» گفت: «شغلیه که چه ببری، چه ببازی، چه مساوی کنی، آخرش پاداش میلیاردی می‌گیری و هیچ‌کس هم حق اعتراض نداره!» 😂 یاد حکایتی از پادشاهان قاجار افتادم! می‌گویند: در زمان قاجار، یکی از فرماندهان دربار پس از شکست در جنگ نزد شاه رفت. شاه پرسید: «خب؟ جنگ چه شد؟» فرمانده گفت: «قربان، متأسفانه شکست خوردیم!» شاه با تعجب پرسید: «پس چرا خوشحالی؟» فرمانده گفت: «قربان، اگر پیروز می‌شدیم، می‌گفتند وظیفه‌تان را انجام داده‌اید؛ اما حالا که شکست خورده‌ایم، باید به خاطر شجاعت و فداکاری‌مان پاداش بگیریم!» شاه گفت: «آفرین! پس از این به بعد، هرکس شکست خورد، بیشتر پاداش بگیرد!» و این‌گونه اهل دربار فهمیدند: در بعضی جاها مهم نیست نتیجه چه باشد؛ مهم این است که گزارشگر چطور نتیجه را تفسیر کند! 😂 حالا جوان‌های امروزی هم دنبال چنین شغل‌هایی هستند؛ جایی که بردن وظیفه باشد، باختن افتخار، مساوی کردن هم شاهکار؛ ولی پاداش در هر سه حالت میلیاردی! 😳😄😁 ✍ #عزتی_رستگار _رزن #دوست_داران_دانایی @danaeeii
4 812
9
یه شغل می‌خوام مثل شغل قلعه‌نویی؛ چه ببرم، چه ببازم، چه مساوی کنم، آخرش پاداش میلیاردی سر جاش باشه و هیچ‌کس هم حق اعتراض نداشته باشه! 😂 می‌گویند در زمان قاجار، یکی از فرماندهان دربار پس از شکست در جنگ نزد شاه رفت. شاه پرسید: «خب؟ جنگ چه شد؟» فرمانده گفت: «قربان، متأسفانه شکست خوردیم!» شاه با تعجب پرسید: «پس چرا خوشحالی؟» فرمانده گفت: «قربان، اگر پیروز می‌شدیم، می‌گفتند وظیفه‌تان را انجام داده‌اید؛ اما حالا که شکست خورده‌ایم، باید به خاطر شجاعت و فداکاری‌مان پاداش بگیریم!» شاه گفت: «آفرین! پس از این به بعد هرکس شکست خورد، بیشتر پاداش بگیرد!» و این‌گونه بود که اهل دربار فهمیدند: در بعضی جاها مهم نیست نتیجه چه باشد؛ مهم این است که گزارشگر چطور نتیجه را تفسیر کند! 😂 حالا منم دنبال همچین شغلی‌ام؛ جایی که بردن وظیفه باشه، باختن افتخار، مساوی کردن هم شاهکار؛ ولی پاداش در هر سه حالت میلیاردی! 😄
1
10
#زوج_خوشبخت روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول ۲۵ سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. در این مراسم سردبیرهای روزنامه‌های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشان (راز خوشبختی آنها) را بفهمند. سردبیر پرسید: "آقا واقعا باور کردنی نیست؟ چنین چیزی چطور ممکن است؟" مرد روزهای ماه عسل را به یاد می‌آورد و می‌گوید: "بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. آنجا برای اسب سواری، دو اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر کمی سرکش بود. در طول مسیر  اسب همسرم ناگهان پرید و همسرم را از زین انداخت. همسرم خودش را جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت: ”این بار اولت بود”. بعد از چند دقیقه دوباره همان اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت: ”این بار دوم بود" و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم. وقتی که اسب برای سومین بار همسرم را انداخت؛ همسرم  خیلی با آرامش تفنگش را از کیف در آورد و شلیک کرد و آن اسب را کشت. بر سر همسرم داد کشیدم و گفتم: "چه کار کردی روانی؟ دیوانه شدی؟ حیوان بیچاره را چرا کشتی؟" همسرم نگاهی به من کرد و با آرامش گفت: "این بار اولت بود"! #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 278
11
توهین به دانش اموزان در خود سوال.. طراح این سوالات هویتش مشخص نیست #دوست_داران_دانایی @danaeeii
توهین به دانش اموزان در خود سوال.. طراح این سوالات هویتش مشخص نیست #دوست_داران_دانایی @danaeeii
262
12
اشک‌های عادل فردوسی‌پور به دلیل فیلتر شدن سایت ۳۶۰ 🔹 جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی می‌ماند #دوست_
اشک‌های عادل فردوسی‌پور به دلیل فیلتر شدن سایت ۳۶۰ 🔹 جایگاه اجتماعی با پول خریدنی نیست / در آخر، تن شریف باقی می‌ماند #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 107
13
وقتی همسر بابا حامد از دنیا رفت، او تنها چهل‌وپنج سال داشت. هر کسی که برای تسلیت می‌آمد، یک پیشنهاد می‌داد: «حامد! هنوز سنت زیاد نیست، دوباره ازدواج کن.» او هر بار فقط لبخند می‌زد، دست بر سر پسر دوازده‌ساله‌اش می‌کشید و می‌گفت: «خداوند این پسر را به‌عنوان آخرین امانت همسرم به من سپرده است. باقی عمرم را صرف نگهداری از این امانت خواهم کرد.» و واقعاً نیز چنین کرد. تمام زندگی‌اش را وقف پسرش نمود. کاروبارش رونق گرفت، و دنیایش تنها به لبخند همان یک پسر خلاصه شد. آرزوهایش، تنهایی‌هایش و شب‌هایش را بی‌صدا در دل خاک کرد. سال‌ها گذشت. پسرک جوان شد، تحصیلات  را به پایان رساند و روزی پدر تمام کاروبار را به او سپرد. گفت: «از امروز تو اداره کن، من خسته شده‌ام.» ... پسر ازدواج کرد. با آمدن عروس، خانه رنگ تازه‌ای گرفت؛ پرده‌ها عوض شدند، فرنیچر نو شد، ظروف تغییر کردند و حتی چیدمان آشپزخانه نیز دگرگون شد. و آقای حامد؟ او هم تغییر کرد. گاهی در دفتر می‌نشست، گاهی در دکان یکی از دوستان قدیمی چای می‌نوشید و هنگام غروب فقط برای خوابیدن به خانه بازمی‌گشت. در خانهٔ خودش چنان رفت‌وآمد می‌کرد که گویی مهمان خانهٔ دیگری است. روزی همه دور یک سفره نشسته بودند. آقای حامد هنگام خوردن آخرین لقمه با مهربانی گفت: «پسرم... اگر کمی ماست باشد، لطفاً برایم بیاور.» از آشپزخانه صدای عروس آمد: «امروز در خانه ماست نیست، پدرجان.» او فقط گفت: «باشد...» جرعه‌ای آب نوشید و بی‌صدا از سر سفره برخاست. هیچ‌کس به چهره‌اش نگاه نکرد. طبق معمول برای پیاده‌روی از خانه بیرون رفت. هنوز از در بیرون نرفته بود که عروس درِ یخچال را باز کرد، کاسه‌ای ماست سرد بیرون آورد و جلوی شوهرش گذاشت. گفت: «هوا خیلی گرم است، غذای تو بدون ماست کامل نمی‌شود.» پسر به کاسهٔ ماست نگاه کرد و سپس به در خانه، جایی که صدای قدم‌های آرام پدرش کم‌کم دور می‌شد. لحظه‌ای به چشمان همسرش نگریست. بعد، بی‌هیچ حرفی، ماست را خورد. نه دعوایی کرد، نه نصیحتی. اما از همان روز، چیزی در درونش برای همیشه خاموش شد. چند روز بعد، به پدرش گفت: «پدر، امروز ساعت ده آماده باشید. باید به دفترخانه برویم.» پدر پرسید: «برای چه؟» پسر پاسخ داد: «برای ازدواج شما.» روزنامه از دست آقای حامد افتاد. گفت: «دیوانه شده‌ای؟ در این سن؟ من دیگر نیازی به ازدواج ندارم. تمام عمرم را برای تو گذرانده‌ام.» پسر برای نخستین بار چنان به چشمان پدرش نگاه کرد که مردی ، فداکاری مرد دیگری را درک می‌کند. آهسته گفت: «پدر... من برای خودم مادر نمی‌آورم و برای همسرم هم مادرشوهر. من فقط می‌خواهم کسی باشد که برای شما یک کاسه ماست آماده کند.» سکوتی سنگین اتاق را فرا گرفت؛ چنان که حتی صدای تیک‌تاک ساعت نیز شرمنده به نظر می‌رسید. پسر کلید خانه را از جیبش بیرون آورد و روی میز گذاشت. گفت: «امشب من و همسرم به یک آپارتمان کرایه‌ای کوچک نقل مکان می‌کنیم. از فردا هم در شرکت شما فقط به‌عنوان یک کارمند کار خواهم کرد و معاش خواهم گرفت؛ تا کسانی که همه‌چیز این خانه را از شما گرفته‌اند، ارزش یک کاسه ماست را نیز بفهمند.» در آشپزخانه، لیوان شیشه‌ای از دست عروس افتاد و روی زمین شکست. صدای شکستن لیوان آرام بود، اما در دل او شکافی عمیق ایجاد کرد. با قدم‌هایی لرزان بیرون آمد، همان کاسهٔ ماست را از یخچال برداشت، مقابل آقای حامد گذاشت و در حالی که اشک می‌ریخت، کنار پای او نشست. گفت: «پدرجان... مرا ببخشید. امروز فهمیدم که من فقط ماست را از شما دریغ نکردم، بلکه حق شما را پایمال کردم.» آقای حامد با دست‌های لرزان، دست بر سر او کشید. چشمانش پر از اشکی بود که تنها تنهاییِ دوران پیری آن را می‌شناسد. آهسته گفت: «دخترم... گرسنگی فقط از نداشتن نان نیست؛ گرسنگی واقعی آن روز است که انسان در خانهٔ خودش احساس کند اضافه و سربار است.» عمار جلو آمد و دستان پدرش را گرفت. آن روز نه کسی به محکمه رفت، نه نکاحی انجام شد و نه خانواده‌ای از هم پاشید. فقط سه نفری که دور یک سفره نشسته بودند، برای نخستین بار یاد گرفتند یکدیگر را با دل ببینند. و از آن روز به بعد، در آن خانه هیچ‌گاه ماست تمام نشد... زیرا عروس، پیش از آنکه ماست را در یخچال بگذارد، احترام را در دل خود جای داده بود. رابطه‌ها با نان و غذا دوام نمی‌آورند؛ با احترام پایدار می‌مانند. و خانه‌ای که احترام به بزرگ‌ترها در آن کم‌رنگ شود، هرچند نعمت فراوان داشته باشد، برکتش آرام‌آرام آن خانه را ترک می‌کند. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 750
14
#کربلا_ایران_است. ۷۲ تن : همان ۸۰ میلیون ایرانی است که دیگر امیدی به فردا ندارند ... ابوالفضل: همان شهروند خوزستانی است که نه اب برای خوردن دارد و نه هوا برای نفس کشیدن ... شمر : همان احتکار کننده و اختلاس کننده است که سر مردم را میبرد... تاسوعا : هر روز من است ! که بهترین سالهای زندگیم پشت تابلو های صرافی با بالا رفتن دلار و فاصله گرفتن ارزوهایم از بین رفت و دیگر امیدی برای فردا ندارم ... حسین مظلوم : ان کارگری است که دزدی بلد نبود برای این که ابرومندانه زندگی کنه کار کرد ولی ۶ ماه حقوقش را ندادند ... و عاشورا : هر روز برای این پدر اتفاق میافتد وقتی جلوی زن و بچه اش هیچ حرفی برای گفتن ندارد جز شرمندگی... ( و کربلا ایران است .) #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 886
15
#شاعر_دزد روزی #حکیم_انوری در بازار بلخ می‌گذشت. هنگامه‌ای دید، پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود می‌خواند و مردم او را تحسین می‌کردند. انوری پیش رفت و گفت: «ای مرد! این اشعار کیست که می‌خوانی؟» گفت: «اشعار انوری.» گفت: «تو انوری را می‌شناسی؟» گفت: «چه می‌گویی؟ انوری منم.» انوری بخندید و گفت: «شعر دزد شنیده بودم، اما شاعر دزد ندیده بودم.» برگرفته از «لطائف الطوائف»، ص228. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 318
16
✍🏼حکایت #صداقت روزی دو مسيحی خسته و تشنه در بيابان گم شدند ناگهان از دور مسجدی را ديدند. ديويد به استيو گفت: به مسجد كه رسيديم من ميگويم نامم محمد است تو بگو نامم علی است. استيو گفت: من به خاطر آب نامم را عوض نميكنم. به مسجد رسيدند. عارفی دانا در مسجد بود ،  گفت نامتان چيست؟ يكی گفت نامم استيو است و ديگری گفت نامم محمد است و دو روز هست که در صحرا سرگردان شده ایم و راه را گم کرده ایم و اکنون بسیار تشنه و گرسنه هستیم. شیخ گفت:  سریعاً برای استيو آب و غذا بياوريد.. و محمد ، چون ماه رمضان است ،بايد تا افطار صبر کنی!😁😂😂😂 #صداقت تنها راه میانبر و بدون چاله ، به سمت #موفقیت است! #دوست_داران_دانایی @danaeeii
2 863
17
#آیین_تدفین_زرتشتیان تهران #دوست_داران_دانایی @danaeeii
#آیین_تدفین_زرتشتیان تهران #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 150
18
🔺#علیرضا_پناهیان : اگر بی‌برقی و بی آبی را تحمل کنید، اول منطقه را و بعد جهان را آزاد خواهیم کرد 🔹به زودی نام‌نویسی برای آز
🔺#علیرضا_پناهیان : اگر بی‌برقی و بی آبی را تحمل کنید، اول منطقه را و بعد جهان را آزاد خواهیم کرد 🔹به زودی نام‌نویسی برای آزادی جهان آغاز خواهد شد و آب و برق جهان را از ستم صهیونیسم آزاد خواهیم کرد! 🔵 پی نوشت ✍ #عزتی_رستگار 🔹 همسایمون یه بار علف زده بود، چنان #توهم برداشته بود که فکر می‌کرد حضرت سلیمانه! رفته بود پشت‌بوم با گنجشکا حرف می‌زد. خواست با پادری پرواز کنه، به زور گرفتیمش. گفتیم: «داداش! تو #سلیمان نیستی، #نوحی!» الانم افتاده دنبال نجاری که ببینه کشتی سه‌طبقه ضدآب چند درمیاد! 🔴حرف‌های بعضیا رو که می‌شنوی، آدم شک می‌کنه نکنه همون علف هنوز دست‌به‌دست می‌چرخه! 😄😁😁 #دوست_داران_دانایی @danaeeii
5 607
19
#غنی_نژاد: علی شریعتی یک #شیاد بود. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
#غنی_نژاد: علی شریعتی یک #شیاد بود. #دوست_داران_دانایی @danaeeii
4 152
20
🔵خبرنگار از ترامپ پرسید: «چند نفر از نیروهاتون کشته شدن؟» 🔴ترامپ گفت: «فکر می‌کردیم دو نفرن... بعد فهمیدیم سه نفر بودن!» ✍
🔵خبرنگار از ترامپ پرسید: «چند نفر از نیروهاتون کشته شدن؟» 🔴ترامپ گفت: «فکر می‌کردیم دو نفرن... بعد فهمیدیم سه نفر بودن!» ✍ #عزتی_رستگار 🔹یاد اون مردی افتادم که چند تا زن و کلی بچه داشت. ازش پرسیدن: «این پسر، پسر شماست؟» گفت: «نمی‌دونم!» گفتن: «خودش می‌گه پسر شماست.» گفت: «احتمالاً از زن صیغه‌ایمه... انقدر تعدادشون زیاد شده که آمار از دستم در رفته ماشین حساب لازم شدم !» 🔹ظاهراً ترامپ هم #ماشین‌حساب نداشته؛ نیروهاشو با #انگشتاش شمرده، وسط شمارش هم یکی از قلم افتاده! 😄😂 #دوست_داران_دانایی @danaeeii
3 049