en
Feedback
Art Cafe

Art Cafe

Open in Telegram

اگر مايل هستيد عكس،نوشته،شعر و نقاشى هاتون رو به اسم خودتون با كافه هنر به اشتراك بگذاريد تا دوستان هم از هنر شما لذت ببرند🌻 منتظرتان هستيم♥ باران كه مى بارد تو در راهي...🍃🍁 ادمين: @ahmadiseresht

Show more
1 954
Subscribers
-224 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
«خشاب غم» بعضی فیلم‌ها را که می‌بینی، حس می‌کنی انگار سازنده‌هایشان تمام اندوه جهان را جمع کرده‌اند و داخل خشاب دوربین گذاشته‌اند؛ بعد شلیکش کرده‌اند به قلب تماشاگر. صحنه پشت صحنه، درد روی درد، بغض روی بغض. انگار مسابقه‌ای پنهانی وجود دارد برای اینکه چه کسی بیشتر بتواند آدم‌ها را بشکند، بیشتر اشک بگیرد و بیشتر روح مخاطب را خسته کند. و جالب تر اینکه همین سریال های سراسر غم شان را در ایام سوگواری هم پخش نمی کنند؛ شاید غم روی غم؛ غم باد می آورد و مسئولین دلسوز به فکر ما هستند. آدم گاهی با خودش فکر می‌کند مگر دنیا خودش کم غم دارد که ما مدام نسخه‌ی تازه‌ای از اندوه برای هم تولید می‌کنیم؟ مگر آدم‌ها بیرون از سینما، بیرون از کتاب‌ها و ترانه‌ها، کم زخمی‌اند؟ هرکسی درون خودش جنگی دارد که کسی نمی‌بیند. یکی با بیماری می‌جنگد، یکی با تنهایی، یکی با خاطره‌ای که رهایش نمی‌کند. با این حال، ما باز هم غم را میان هم پخش می‌کنیم؛ بی‌آنکه چیزی را سبک‌تر کرده باشیم. شاید چون غم، آسان‌تر از شادی منتقل می‌شود. برای گریه گرفتن، کافی‌ست زخمی را نشان بدهی؛ اما خنداندن، هنر می‌خواهد. دنیا پر از آدم‌هایی‌ست که بلدند درد را توصیف کنند، مهارت بسیار دارند تا اشک را به پهنای صورتت بنشانند.اما کم‌اند کسانی که بتوانند برای چند دقیقه بارِ زندگی را از روی شانه‌ی دیگران بردارند. اندوه، خودش راهش را پیدا می‌کند؛ اما امید، چیزی‌ست که باید خلقش کرد. و شاید ما بیش از هر زمان دیگری، به آدم‌هایی نیاز داریم که بلد باشند نور پخش کنند، نه فقط خاکِ غم. و صد افسوس که در دورانی زندگی می کنیم که حاکمان، بذر غم را پربهاترین و کارآمدترین بذر می دانند برای به اسارت درآوردن روح انسان ها. سوسن خسروی . @cafee_art . .

. به سرنوشت بگویید: اسباب بازیهایت بی جان نیستند!!!. آدمند... می شکنند، آرامتر!!!!!!

قاچاقچیِ مواد و داروهای غیرمجاز و اعتیادآور بود؛ اما بالای درِ مغازه‌اش با خطی درشت نوشته بود: «داروخانه». صبح‌ها کرکره را بالا می‌کشید، شیشه‌ها را برق می‌انداخت و پشت دخل می‌نشست؛ درست مثل مردی که آمده باشد درد مردم را درمان کند. مریض‌ها می‌آمدند، نگاه می‌کردند؛ بعضی‌ها حقیقت را می‌فهمیدند و بعضی‌ها خودشان را به ندیدن می‌زدند. در آن محله، دیگر کسی از اسم‌ها تعجب نمی‌کرد. دزدی، لباس آبرومندی پوشیده بود؛ دروغ، مُهر تأیید گرفته بود؛ و گاهی آنچه روی تابلو نوشته بودند، هیچ شباهتی به چیزی نداشت که پشت دیوارها می‌گذشت. فقط پیرمردی که هر روز از جلوی مغازه رد می‌شد، زیر لب می‌گفت: «زمانه‌ای شده که آدم باید اول تابلوها را باور نکند، بعد آدم‌ها را. دکتر رکسانا کیانی . @cafee_art . .

Repost from N/a
. مرا از تنهایی نترسانید؛ من زنی هستم که اندوه و دردهایم را به دوش کشیده‌ام و به‌تنهایی از سخت‌ترین لحظات زندگی‌ام گذشته‌ام @bevaghtehzendegi

به عکس خوب نگاه و دقت کنید . در صنف قصابی و در میان قصابان به محتویات این سینی " دورریز " گفته می شود که هر چند وقت یکبار توس
به عکس خوب نگاه و دقت کنید . در صنف قصابی و در میان قصابان به محتویات این سینی " دورریز " گفته می شود که هر چند وقت یکبار توسط ماشینهایی برای مصارف دیگر برده می شود " دور ریزها " معمولا باقی مانده ی لاشه ی گاو و گوسفند هستند که بیشترین حجم آن استخوان و بعضا خرده استخوان است و برای هیچ نوع طبخی مناسب نیست و حتی به دلیل گوشه های تیز و برنده ی آن برای مصرف سگ و گربه هم توصیه نمی شود! 😞 اما این روزها در بسیاری از قصابی ها به عنوان یک سر فصل پرفروش ، به فروش می رسد و آن دسته از افرادی که استعانت مالی ندارند مجبورند - دوباره بخوان - مجبورند از محتویات این سینی "دورریز" را بخرند !!! و استفاده کنند "دورریز" ها با خرده ریزها بسیار تفاوت دارند . چون خرده گوشت ها را معمولا چرخ میکنند و باز می توانند از آن استفاده کرد . اما "دورریز" فقط دور ریزند و اگر چرخ روزگار و عدل بخواهد بر این مدار بچرخد ، آن وقت اما از داد مظلوم و وای به حال آنکه این شرایط را برایش پیش آورد و به قول امام حسین : بترسید از آن مظلومی که کسی را جز خدا برای شکایت ندارد😞 سهیل-ملکی . @cafee_art . .

Repost from N/a
. میدونی اینروزا غم انگیزترین چیزی که توی گروها و کانالا حتی بحث خونوادگی میبینم چیه می پرسن جنگ شده؟ جواب میدن نه فعلاً فقط جنوبو می‌زنن عجب غم‌انگیزه این جواب مگه جنوب (ایران) خودمون نیس

رابطه با بعضی‌ آدمها هم مثل رابطه با گاوِ شهربازی‌ است. فرقی نمیکند چقدر مقاومت کنی. تهش زمینت خواهند زد. توی آن اتاقکِ کوچک نشسته‌اند و اگر ببینند سخت‌جانی، اهرم‌ها را دیوانه‌وارتر تکان میدهند تا بالاخره کم بیاوری و بیفتی. هیچکس آن جایزه‌‌ای که روی اتاقک نوشته شده را نخواهد برد. و این تقصیر تو نیست. رهایش کن. این شهربازی انقدر چیزهای قشنگ دارد که حیف است تمام عمرت را برای اثباتِ خودت به یک گاو وحشی هدر کنی. برو از این اسب‌ها سوار شو که آرام میچرخند و آهنگ میزنند و دلشان نمی‌آید کسی را زمین بزنند... برو چرخ‌وفلک سوار شو. برو ببین چقدر از آن بالا همه‌چیز آرام‌تر و قشنگتر است. برو ببین تمامِ شهربازی فقط همین یک گاو وحشی نیست. استخوان‌هایت شکست از بس زمین خوردی. ببین چقدر خسته‌ای طفلک... حمید باقرلو . @cafee_art . .

«زعفرون رو با یخ می‌ذاری آب شه، گردو رو نشکسته می‌خری تا خودت بشکونی، روی تخم‌مرغ‌ها نقاشی می‌کشی، با چندجور آب‌پاش به گل‌ها آب می‌دی، از سایت‌ فیلم دانلود میکنی و برای فیلم دیدن همیشه کمی به خودت سختی می‌دی، از کتاب‌خونه کتاب می‌گیری، گاهی منچ بازی میکنی هنوز، آهنگ گوش میدی، ورزش میکنی، خودت رو به کاری سرگرم میکنی، فکر می‌کنی همه‌ی این‌ها اداست و صرفاً برای زیباییه اما راهیه برای مقابله با اضطراب با فراز و نشیب‌های زندگی. برای ایجاد هماهنگی. بدن فقط وقتی آرومه که در اطرافش نقش داره، اون هم نقش زیاد.» میگه، "‏قهوه پاسخی به تمنای مغزه، چایی به تمنای دل." چایت آماده‌س؟؟!

. اینکه وقتی آدمها می پرسند: “جنگ شد؟” میشنون: ”نه فعلا فقط جنوب رو می‌زنه” واقعا غم انگیزه. مگه اونجا جزوی از ایران نیست؟!

. تا همین یکی دو سال پیش غروب تعطیلی که روی سرمان آوار می‌شد راه می‌افتادیم سمت فروشگاهی، چیزی، هم خرید هفته‌ای می‌کردیم، هم چهار تا النگ دولنگ می‌خریدیم؛ حال و هوایمان عوض می‌شد. برعکسش این روزها کافی است از زور دلتنگی فریب بخوریم راه بیفتیم سمت فروشگاه، بس که از فرط گرانی هر چه می‌بینیم چشم‌غره به خودمان می‌رویم و دستمان را پس می‌کشیم؛ همان چُس‌حوصله‌ای که داشتیم هم دود می‌شود. نگار انوار . @cafee_art . .

. کاش چهار نفر هم پیدا بشن ، فکر کنند جنوب ایران ، جنوب لبنانه سهیل-ملکی

نشستید و غصه ی جنوب رو می خورید ؟!!! عکس و فیلم و استوری میذارید که جنوب فلان و جنوب بیسار ؟ جنوب همونی بود که وقتی من و امثال من تو پناهگاه دنبال سوراخ موش بودند، یه تنه وایساد و کل میزو حساب کرد ( چه این جنگ و چه جنگ هشت ساله ) ، به قول داش مشتیا : لاتی ، برازندشه...❤️ سهیل-ملکی

. از مردنِ دشمنِ دوست و دوستِ دشمن خوشحال نباش مرگ شتری ست که بی پرس و جو از مکان دشمن و دوست در هر خانه ای که اجل مهلتش نداده می خوابد! منصور_پاک_بین . @cafee_art . .

از کلاس درس تا میدان تجمع باز ناخواسته عضو گروه مجازی‌ای شدم که وقتی اسمش را خواندم دلم گرفت. "اَبَر گروه صنفی معلمان بازنشسته" قشری از جامعه که در صبوری و سکوت، غبار گچ کلاس حنجره‌شان را می‌فشرد حالا برای یک فریاد رسا ابر گروه ساخته‌اند. می‌گویند بازنشستگی یعنی رسیدن به آرامش. اما گویا در کشور ما بازنشستگی یعنی تبدیل معلم به یک مفسر اقتصادی که هر روز صبح وقتی بیدار می‌شود به‌جای برنامه‌ریزی برای تفریح و یا گردش، ابتدا باید نمودار تغییرات گوشت و مرغ و سایر مایحتاج را مثل یک معادله‌ی مهم ریاضی تحلیل کند تا متوجه شود امروز چقدر نمره منفی در سفره‌اش می‌گذارد. وقتی پیام‌های این گروه را بالا و پایین کردم تصمیمات‌شان برای تجمعات خیابانی جلب‌توجه می‌کرد. برنامه روزانه این ابر گروه دیگر با کتاب و دفتر نیست بلکه با پلاکارد و متن شعارها تنظیم می‌شود. همان کسانی که سال‌ها با تکرار "صف بگیرید بچه‌ها" نظم را به نسل‌های بعد آموختند حالا می‌خواهند با همان دقت، نظم بودجه را به زندگی خود برگردانند. در این گروه، ریاضیات به علم بقا تبدیل شده و جغرافیا از محل امن خانه به تجمع در خیابان‌ها رسیده است. آن‌ها با هر تجمع، در واقع در حال برگزاری یک امتحان نهایی برای وجدان نظام اقتصادی هستند. امتحانی که نمره‌ی آن دیگر با خودکار قرمز مشخص نمی‌شود بلکه با آرامش و پایداری زندگی کسانی تعیین می‌شود که سال‌ها با صبر و حوصله، آینده‌ی دیگران را ساختند.‌ افسانه امام‌جمعه

. الحمدالله برقامون قطع شد😏

. زمان‌بان زن جماعت پاسبان زمان است. همیشه «وقت ندارد». انگار همیشه دارد دیر می‌شود. مسابقه نیست اما وقت هم نیست. حواسش جمع است اگر زمان و انرژی‌ش را پیش یک بابایی سرمایه‌گذاری کرده، آن بابا وقتش را خرج چی می‌کند؟ چون بالاخره سرمایه‌ی خودش است که سپرده دست این بابا.‌ باید رشد کند و منفعتی بسازد. وگرنه چه فایده؟ انرژی و عمر زن را دور ریخته. باده علوی . @cafee_art . .

مانده‌ام این آدم‌هایی که مدام ساز بی‌‌طرفیم، بی‌طرفیم می‌زنند، آب و برقشان قطع نمی‌شود؟ یا اینکه قطع می‌شود و عین خیالشان نیست. شاید هم با ازمابهتران‌ها در ارتباطند اموراتشان بی‌نیاز از آب و برق راه می‌افتد. نگار انوار . @cafee_art . .

خانه‌ی رؤیاها‌ نگاه زن روی دیوارهای نم‌زده چرخید. ترک‌های ریز و درشت دیوارها را خط‌خطی کرده بودند. مرد دستش را فشار داد: «بالاخره یه روز خونه‌ی رؤیاها‌ت‌و برات می‌خرم.» زن لبخند بی‌رمقی زد و چشم‌هایش را بست. نیمه‌شب بود. زمین لرزید. شیشه‌ها شکستند و دیوارها فرو ریختند. وقتی زن و مرد چشم‌هایشان را باز کردند، در خانه‌ی رؤیاهایشان بودند. میترا جاجرمی . @cafee_art . .

همه‌چیز شده پول، پول و فقط پول. حتی روابط انسانی و عاطفی، بحث‌ها پیرامون عشق و دیت و زن و مرد، فقط شده پول، پول و پول. پول نه به عنوان یکی از عناصر تعیین‌کننده و مهم، بلکه راستش، به خودمون دروغ نگیم، در ذهن عده‌ی زیادی به "یگانه عنصرِ" شایسته‌ی توجه تبدیل شده. روابط انسانی "مطلقا معامله‌محور" شده، معامله‌ای که فقط در سطح مادی‌ست. پول مهمه، و در باب اهمیتش می‌شه هزار صفحه نوشت اما جایگاهی که "پول" در ذهن خیلی‌ها در ایران پیدا کرده، بگمان من، خیلی خیلی فراتر از شایستگیشه. چرا؟ چون عموما فقیر شدیم. تورم سنگین و طولانی، بی‌ثباتی اقتصادی و نقض دائم حقوق مالکیت‌های مردم، ما رو به اين سمت کشوند. ما رو تهی کرد‌ه. احتمالا اسکار وایلد می‌گفت که "فقط یک گروه از مردم بيشتر از ثروتمندان به پول فکر می‌کنند، اون هم فقران! این بدبختیِ فقره". انسان ایرانی هم عموما دچار فقر و تهدید بقاست. نتیجه رو دارید می‌بینید. چاره نداره. در حالی که هر روز پول درآوردن سختتر می‌شه. منِ ایرانی سختتر از یک آلمانی و آمریکایی و نروژی دارم پول درمیارم و همزمان، هر روز هم جایگاه پول در نظرِ مردم، در اخلاقیات، تمایلات و آرزوها، فلسفه و معنای زندگی و ارزش‌گذاری‌هاشون، بالاتر می‌ره‌؛ و مصائب زیستن در ایران رو هر روز عمیقتر می‌کنه. معین_دهاز . @cafee_art . .

چرا هرچی بارون میاد باز وزیر نیرو میگه سد ها مون خالیه؟ حاجی یه بار سد ها رو چک کن شاید سوراخن