Art Cafe
رفتن به کانال در Telegram
اگر مايل هستيد عكس،نوشته،شعر و نقاشى هاتون رو به اسم خودتون با كافه هنر به اشتراك بگذاريد تا دوستان هم از هنر شما لذت ببرند🌻 منتظرتان هستيم♥ باران كه مى بارد تو در راهي...🍃🍁 ادمين: @ahmadiseresht
نمایش بیشتر1 924
مشترکین
-324 ساعت
-37 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها
1 923
.
داستانک کل کل !
نگاهی به پشت سرش انداخت و گفت : مواظب درخت های باغ باش ! پاییز لبخندی زد و گفت : چشم ! باغ را آن قدر رنگارنگ کنم که بهار دست به دندان بگیرد ! تابستان لبخندی زد و گفت : من می روم اما با بهار کل کل نکن ! هیچ کس نمی تواند جای بهار را بگیرد نه من و نه زمستانی که بعد از تو می آید !
ابوالحسن اکبری
1 923
کنار گذاشتن چیزهایی که قرار بود زمانی تمام آینده ما باشند
دیروز مشغول خانهتکانی کتابهایم بودم.
بعضی کتابها را از کتابخانه بیرون میگذاشتم تا به دوستان جوانتر بدهم.
به کتابهای درسی دانشگاه رسیدم.
دستم روی یکی از آنها ماند.
مانده بودم بگذارمش بیرون یا نه...
همانجا نشستم.
کتاب را ورق زدم.
فقط نگاهش کردم.
و ناگهان روحم رفت بیست سال عقبتر...
به آن جوانی که با چه ذوقی درس میخواند.
به رویای وکیل شدن.
به شوقی که برای آینده داشت.
به اینکه فکر میکرد زندگی، مسیری است که کافی است درست انتخابش کنی و با جدیت ادامه بدهی تا به مقصد برسی.
بعد زندگی آمد و مسیرهای دیگری پیش پایم گذاشت.
چرخشهای دنیا مرا از آن راه، دور و دورتر کرد.
و حالا، بیست سال بعد، نشسته بودم روبهروی کتابی که قرار بود بخشی از آیندهام باشد و نشد!
برای اولین بار، حسرت آن بخش از زندگی را نه مثل یک شکست، که مثل یک زندگی نزیسته دیدم.
شاید نیمه دوم عمر، فقط روبهرو شدن با چیزهایی نیست که از دست دادهایم.
شاید آماده شدن برای از دست دادنهای بزرگتری است که هنوز نرسیدهاند.
کتابها..
خانه....
کار....
جوانی....
آدمها....
و سرانجام خودمان...
در نیمه اول عمر، خیال میکنیم قرار است همه چیز را به دست بیاوریم.
در نیمه دوم، آرامآرام یاد میگیریم که هنر دیگری هم وجود دارد:
هنر دل کندن از چیزهایی که روزی تمام آیندهمان بودند.
سهیل رضایی
.
@cafee_art
.
.
1 923
.
از خرابآباد دنیا بیخبر ماندم ولی
گوشهای دور از هوای شهر، آبادم هنوز
عطیهسادات_حجتی
1 923
یائسگیِ جمعی
ما همگی یائسه شدهایم.
داغ میکنیم، گُر میکشیم، خونمان بهجوش میآید؛ اما بارور نمیشویم.
حتی گاهی فربهتر از قبل به زندگی ادامه میدهیم، اما کمشورتر، کمانگیزهتر.
گویا احساس غیرمفید بودن و بیثمری ما را فرا گرفتهاست و پذیرفتهایم که از ما دیگر گذشتهاست.
بهطور معمول یائسگیِ فردی، بخشی از فرایند رشد است؛ اما یائسگیِ اجتماعی، نشانهای گویا از نزول و فرود یک جامعه است. یعنی مردم جامعه ولود نیستند. نمیتوانند بنویسند، نمیتوانند بخوانند، نمیتوانند خلق کنند.
جامعهی یائسه یعنی جامعهای نابارور، ناامید، عقیم و بیثمر.
جوانهای یائسه یعنی جوانانی که خود را اخته کردهاند و از همهی آرزوها دل بریدهاند و باری بههر جهت زندگی میکنند.
ما جملگی یائسه شدهایم و بیخیال و کرخت از وقایعِ اطرافمان.
حتی احساساتمان نیز در هم تنیده و بلاتکلیف است. اختلال در خَلق و خُلق داریم. مغزمان نابارور شدهاست.
ما دچار یائسگی جمعی شدهایم.
باور به درمانپذیری و تلاش در مسیر باروریِ جامعه، مهمترین وظیفهی قلمبدستان، روشنگران و اندیشمندانِ جامعه است.
چنین باد
مهین شریفی
.
@cafee_art
.
.
1 923
Repost from N/a
زن باید با سیاستش مردو تشنه خودش کنه😌🥰
جوری عاشقش کن تا بیشتر از قبل عاشقت بشه و دلش برات ضعف بره😍❤️👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEeoEm9Fpty8yTs5Gg
ورود افراد مجرد ممنوع⛔👆
به شدددت توصیه می کنم حتما حتما عضو شوید❤️👆💥
1 923
کودکیام را میخواهم
و پدرم را
که هنوز یاد نگرفته بود بمیرد
و خواهرهایم را
که خلاصه نشده بودند در کامنتهای اینستاگرام
و لبخندهای واقعی مادرم را
که تمامِ سالهای رفته
انبساط لبهایم را پا به ماه بود
الف_رحیمی
1 923
باید کتابهایم را جلد کنم
و تغذیهی فردا را در کیفم بگذارم
یادم بـاشد، پدرم رضایتنامه را امضا کند
تـا فردا مرا بـه اردو بـبرند!
معلممان گفته اول املا میگیرد
بـعد حدود دو ساعت، بـه موزه میرویم
چون درسمان بـه حرف «میم» رسیده است.
دلم برای روزهایی که دغدغههایم
همقد کیف مدرسهام بود، تـنگ شده است.
فاطمه_اندربای
1 923
.
تنگحوصلگی
حوصلهام تنگ آمده. گوشهوکنارش را درز گرفته آمده. بیقواره آمده. اندازهی هیچکس و هیچچیز نیست. نگاهم عریان مانده؛ گوشهایم برهنه و زبانم لخت.
حوصلهام تنگ آمده؛ دلم میخاهد کسی بیاید و این تنگحوصلگی را از تنم دربیاورد. از سرم ردش کند، از دستهایم جداش کند و بیندازدش گوشهای که دیگر به تنم نچسبد.
جیبهایش را میگردم؛ چیزی توی آن نیست. نه یک فیلم، نه یک آهنگ، نه یک کتاب. فقط یک مشت دستنخوردهگیست؛ یک مشت نخاستن؛ یک مشت ولش کن.
-فاطمه کریمی
.
@cafee_art
.
.
1 923
باز آمد بوی ماه مهر
ترانهی باز آمد بوی ماه مدرسه، توی گوشم میپیچد. چقدر این ترانه رنگ داشت. بو داشت. زنده بود. مثل آن روزها. کاش آن روزها برمیگشت.
کاش هنوز ۸ ساله بودم یا نه ساله. کاش هنوز روز اول مدرسه بود. کاش هنوز روپوش مدرسهام را بغل تختم آویزان میکردم و تا صبح نگاهشان میکردم.
کاش هنوز آن جامدادی ماشینیام را صدباره باز و بسته میکردم.
کاش هنوز از شوق مدادرنگی ۲۴ رنگهام خواب به چشمانم نمیآمد.
کاش هنوز خودم را برای بیدار شدن لوس میکردم.
کاش هنوز بین خواب و بیداری، مامان لقمه به دهانم میگذاشت.
کاش هنوز موهایم را میبافت و مقنعه سرم میکرد.
کاش هنوز به خاطر عطر خمیربازیها و صابون کاغذیام درِ کیفم را باز و بسته میکردم.
کاش هنوز هم پاککن عطری میخریدم و بویش میکردم.
کاش هنوز برچسبهای باربی را به لوازم تحریر و دفترهایم میچسباندم.
کاش هنوز ناخنهایم را روی جلدهای رنگی کتاب میکشیدم.
کاش هنوز چسبهای بیشتری به لایهی دوم کتاب میزدم تا در مواقع لزوم از آن استفاده کنم.
کاش هنوز هم دفتر فیلی و شطرنجی میخریدم.
کاش هنوز هم مداد جادویی و پاککنهای فانتزی با شکل میوه میخریدم.
کاش هنوز هم خطکشی که درونش آب اکلیلی بود میخریدم.
کاش هنوز با خرید لیوان تاشو و قمقمه کیف میکردم.
کاش هنوز معلم بیرون میرفت و با گچ روی تخته نقاشی میکشیدم.
کاش هنوز شلوار ورزشی و کاور برای روزهای ورزش میپوشیدم و با دوستانم بازی میکردم.
کاش هنوز هم مامور بهداشت میشدم و شیر پاکتیهای سهگوش را بین دوستانم پخش میکردم.
کاش هنوز هم با مدادشمعی نقاشی ابر و کلبه و جنگل میکشیدم.
کاش هنوز هم مامان برای خوشحال کردنم کادوی بزرگ میخرید و از طرف مدرسه سر سکو به من میدادند.
کاش هنوز برای اردو رفتن تا صبح بیخواب میشدم.
کاش هنوز هم مبصر میشدم و خوبها و بدها را مینوشتم.
کاش هنوز هم زنگ تفریح میشد و نارنگی و خیار و نونوپنیر و گردوی خوشعطر و بویم را با لذت میخوردم.
کاش هنوز معلم دیکته میگفت و وقتی نمرهی ۲۰ میگرفتم، یک برچسب ستاره هم میچسباند زیر آن.
کاش هنوز بچه مدرسهای بودم.
آرزو بابایی
.
@cafee_art
.
.
1 923
یه عده هم هستن توی دنیای مجازی واسه خودشون کسی هستن ؛ دنیای حقیقی دزد دستشون نمیدن ببرن کلانتری .
یا نمیرن واسه ننه آقاشون دوتا نون بگیرن ؛ بعد توی مجازی فاز وبالوالدین احسانا میگیرن ؛ جمع کن خودتو شاغال /:
نیکی_کاظمی
.
@cafee_art
.
.
1 923
Repost from N/a
😂بیا اینجا دوربین مخفی خفن ببین جر بخوری از خنده 👅😂😂😂
پسرا بزنن رو فلفل😂👇
🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶
🌶🌶🌶🌶🌶🌶🌶
دخترا بزنن رو هلو 😂👇
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
مشاهده دوربین مخفی 🔞
مشاهده دوربین مخفی 🔞
1 923
به درخت مانند ترینم
از هر چه جدایم کنند
خشک می شوم
به درخت مانند ترینم
با اولین باران، جان می گیرم
با اولین بهار، سبز می شوم
با اولین گرما، میوه می دهم
به بهار مانند ترینی
می آیی..
می شکفم
می روی..
برگ هایم را باد می برد
مجتبی_رجبی
1 923
.
ترسناکترین عبارات روز
-یک عدد مداد ۷۵هزار تومان.
-یک عدد کلاسور ۱میلیون و ۵۰۰هزار تومان.
صدف پورمنصف
1 923
رویاچین
رویاهای خوشمزهای میچشد افکارم به شیرینی هندوانههای تابستان.
پیوند میزنم خابهایم را به هندوانههایِ توی باغچه؛ شاید آنها هم شیرین شوند.
نجمه اصغری
1 923
.
اسم روستای ما مهر آباد بود.
پدر بزرگ میگفت:
اگر در ابتدای هر چیزی، مهر بگذارند، آباد می شود.
و شاید برای همین است که مهر را در ابتدای پاییز گذاشته اند، تا که پاییزمان را، آباد کرده باشند.
پرهام_جعفری
1 923
.
آخ نوجوانی!
سوزن مادرم را
نخ میکردم
درزهای پوچیام را
میدوخت!
آه میانسالی!
سویِ چشمهایم را
آنهمه شعر
که برایت نوشتم
برد!
نفس آخر پدر
پارکینسون و تابوت
برای دستهای مادر
به ارث گذاشت!
و خیاطان شهر
با دیدن پوچیِ تکهپارهام
میگویند:
جذامی آمد!
الف_رحیمی
خوشه_خوشه
.
@cafee_art
.
.
1 923
شما یه تیکه جواهر بده دست یه بچه ، نه قیمتشو میدونه نه ارزششو !
بعد یه گردو بهش بده ؛ ساعتها با همون گردو سرگرم میشه !
بعضی آدما لیاقت داشتن جواهر ندارن و باید برن دنبال گردو بازیشون ؛ ظرفیت هر آدمی یه اندازه ست و بیشتر از اون نمیشه .
آدمای اشتباهی و سمی زندگیتون رو حذف کنید ؛ بزارید برن به گردوبازیشون برسن .
نیکی_کاظمی
.
@cafee_art
.
.
1 923
Repost from N/a
آموزش درست کردن دنت خانگی 🧁
که حتی خوشمزه تر از دنت بیرون میشه😍😋👇
https://t.me/joinchat/uOnDTxq0lSlkNzFk
برای ورود به دنیای دسر و ژله بزن رو لینک زیر😍😋👇
https://t.me/joinchat/uOnDTxq0lSlkNzFk
🍰🧁🍰🧁🍰🧁🍰🧁
1 923
.
از عرش به فرش رسیدم!
دیدم یه فرش معمولی پنجاه میلیونه!
برگشتم عرش!
الف_رحیمی
.
@cafee_art
.
.
1 923
.
«یا دافِعَ النَّقَم.»
ای دور کننده سختیها .
خدایا؛ ولی ما اینطوری صدات زدیما قربونت...
