fa
Feedback
Art Cafe

Art Cafe

رفتن به کانال در Telegram

اگر مايل هستيد عكس،نوشته،شعر و نقاشى هاتون رو به اسم خودتون با كافه هنر به اشتراك بگذاريد تا دوستان هم از هنر شما لذت ببرند🌻 منتظرتان هستيم♥ باران كه مى بارد تو در راهي...🍃🍁 ادمين: @ahmadiseresht

نمایش بیشتر
1 941
مشترکین
+124 ساعت
+37 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
زندگی‌نامه ی یک شلوار از زبان خودش وقتی به دنیا آمدم با یک دوراهی بزرگ مواجه شدم. این پا؟ یا آن پا؟ از آن زمان هنوز به دنبال هویتم می‌گردم. ولی مادرم می‌گوید خدایت را هم شکر کن. بچه ی شلوار های دیگر، همینم ندارند. بندگان خدا از بچگی سر یک چهارراه به‌ دنیا آمدند. هرچه هم گفتم آنها شلوار نیستند؛ پیراهن اند، قبول نکرد. گفت نه! تو کفر می‌گویی. ولی پدرم بهتر با این موضوع کنار آمده. دو راهی‌اش را کوتاه تر کرد‌. می‌گوید وقتی دو راهی هایش کوتاه ترند احساس بهتری دارد. مادرم هم از آن موقع خیلی دلخور است. می‌گوید پدرت جعل هویت کرده. خوشش نمی‌آید که دروهمسایه او را شلوارک صدا می‌کنند. ریحانه منفرد . @cafee_art . .

. ▪️بیا خانه‌خرابگی کنیم، مفت مفت. بیا شبگرد شویم. راه به راه، خط به خط، مو به مو. گِرد شویم. گردالی شویم. مانند ماه-واره ها،
. ▪️بیا خانه‌خرابگی کنیم، مفت مفت. بیا شبگرد شویم. راه به راه، خط به خط، مو به مو. گِرد شویم. گردالی شویم. مانند ماه-واره ها، پیاله ها، مانند انسان های جنین-واره، دارونما ها. اصلن مانند دارونما ها، طوفان‌نـمایی کنیم. خود‌نـمایی کنیم. گرداب ایجاد کنیم. گرداب های خانه خراب. اصلن خانه‌خرابگی کنیم، برای خانه های غـمباد کرده. برای غم‌ های استخوان نمایشان. غم های کِـرِخ شده. بترکانیم جوش هایشان را. بیا خانه‌خرابگی کنیم. مفت مفت. یگانه شیرین . @cafee_art . .

. آقای «نامجو » رفتی برگشتی ولی غم، غم است دیگر چه فرق می‌کند غم غربت باشد یا غم رویای یخ بسته و بر باد رفته  هانیه آصفی . @cafee_art . .

می‌خواستم به دل نگیرم، اما جایی خواندم: «اتفاقاً به دل بگیرید. آدم‌ها می‌دانند دارند چه کار می‌کنند، دوره‌ی ندیدن و ندانستن گذشته است.» جمله تلخ بود. اما با خودم فکر کردم، شاید همیشه هم نباید برای رفتار آدم‌ها دلیل و بهانه بتراشیم. خودشان بهتر می‌دانند چه کار کرده‌اند. همدلی همیشه به معنای توجیه کردن نیست. الهام_مقیم‌زاده . @cafee_art . .

Repost from N/a
سبزی سوپ وآش فریز میکنی آب میندازه؟😱 نعناع و ریحون خشک میکنی زرد میشه بیا اینجا که چاره کارت دست منه تو این کانال کلی #ترفند
سبزی سوپ وآش فریز میکنی آب میندازه؟😱 نعناع و ریحون خشک میکنی زرد میشه بیا اینجا که چاره کارت دست منه تو این کانال کلی #ترفند #فریز و #بسته_بندی #خشک_کردن هست که جایی ندیدی😃 https://t.me/+TqZbFzqm0w7mCx1V https://t.me/+TqZbFzqm0w7mCx1V ☝️☝️ درصد زیادی از خانومای #باسلیقه ایده هاشون از اینجا برمیدارن 🤞😍

Repost from N/a
💣‌ منبع آهنگای بمب ترکی 🧨‌😍‌👇‌ 👈‌ باهاشون میرید فضاااااا ⭐️🚀‌ https://t.me/+xBkftmnbrsQ5MjQ0 https://t.me/+xBkftmnbrsQ5MjQ0 ✅ تمام آهنگا با ترجمه فارسی 🎸آهنگاااش دیوونت میکنه https://t.me/+xBkftmnbrsQ5MjQ0 https://t.me/+xBkftmnbrsQ5MjQ0 🎞کلیپ های زیبا و عاشقانه🎞💞 🎬ویدیو مسج های لاو💋و🎬 🎥کلیپ های داغ 👅 اینستاگرااام🎥

. امروز عیده. هرچی کدورت هست بذارید کنار چندتا جدید بسازید.

. ما نسلی هستیم که در جوانی بهمان می‌گفتند: «خیر از جوانی‌ات ببینی» «عاقبت‌به‌خیر بشی» نه خیر از جوانی‌مان دیدیم، نه عاقبت‌به‌خیر شدیم. میانسالی‌مان هم به انتظارِ رسیدنِ روزهای بهتر گذشت. پیرمان کردند با آرزوهایی که برایمان کردند و زندگی‌ای که نصیبمان نشد. پریا_پژوهان

. دنیا تیله‌ای بود از دست کودکی افتاد و شکست میترا جاجرمی

. مرگ یا خواب؟ چقدر این دو برادر دورند مژده‌ی وصل برادر به برادر برسان فاضل_نظری
. مرگ یا خواب؟ چقدر این دو برادر دورند مژده‌ی وصل برادر به برادر برسان فاضل_نظری

دیگر به چه کارم می آید این لبها وقتی دیگر نتواند رو در روی تو بنشیند و کلام دوستت دارم را تکرار کند دیگر به چه کارم می آید این دست ها هرچند اینگونه به بطالت شعری می رسد که شاید هرگزش نخواهی خواند اما چگونه می توانستم به کسی که سالها بعد قصه ما را می شنود حالی کنم این دستها که همین حالا در حال نوشتن این شعرند روزی چقدر خوشبخت بوده اند بر پوست تنی پیش از آلوده شدن بعدها چه کسی خواهد گفت این دستها و این لبها و تمام اعضا و جوارحی که برای زادن شعری گرد هم می آیند به بیراهه رفته اند؟ دیگر به چه کارم می آید این لبها اگر نسراید و این دستها اگر ننویسد؟ آیا همین کافی نخواهد بود اگر شبی دور شعری از من را برای دخترت بخوانی تا داستان های عجیبت درباره مردی که روزی دیوانه وار عاشقت بوده است را باور کند؟ #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi

. تنها که باشی، شطرنج در تمامِ زندگی‌ات رسوخ می‌کند..، تا یادت بماند که هرگز پایت را از بی‌کسی‌هایت درازتر نکنی.. شطرنج یعنی طوری محاصره می‌شوی که با هر قدم خودت را یک‌بار از دست می‌دهی.. شطرنج یعنی این عشق‌های نصف و نیمه آنقدر نمی‌ارزند که با تقلا کردن‌های الکی غرورت را کیش و مات کنی.. باور کن که سیاه سفیدِ این خانه‌ها باران دیده‌تر از تنهایی تواَند.. حمیدرضا_هندی . @cafee_art . .

. روزگار زندگی را با ما گران حساب کرد رنجی به ما تحمیل شد که به قول شاملو «از آنِ ما نیست» هر لحظه از روزگارمان به اندازه یک دنیا پای ما حساب شد بی‌آنکه قدِ یک لحظه از آن لذت ببریم روزگار بدهی سنگینی به ما دارد امید آنکه خوش‌حساب باشد و زود و نزدیک پرداخت کند فاطمه فریزنی

. عشق مثل سیگار است با اینکه آدم می داند می کُشد ولی باز می کِشد...! علی_قهرمانی

Repost from N/a
🔞🔞💦 🛑بهترین کانال طنز و خنده تلگرامی💯 😁 پر از فیلم و عکس های باحال 🤣🤣👇 خفن ترین #گیف #کلیپهای #اینستا #عکس #فیلمم #دابسمش بدو بیا غصه هاتو دور بریز😂😍👆 💋💦 اوووف بیا ببین چه خبره اینجا👇👇 https://t.me/+3PfwoH4mbvZlNDU0 https://t.me/+3PfwoH4mbvZlNDU0 یکم بی ادبیه ولی خوراک خنده س😃🔞💦 #جرررر میخوری از خنده عاااالیه🙊☝️۹

Repost from N/a

. شاید باورتون نشه ولی یه زمانی مردم میرفتن سر کار، پس انداز میکردن و باهاش خونه میخریدن...

تاویلِ فاصله بعضی آدم‌ها را نمی‌شود داشت؛ فقط می‌شود تا آخر عمر، درست نفهمید چرا این‌همه در تو مانده‌اند. عشق همیشه به وصال احتیاج ندارد. گاهی دقیقاً از همان‌جایی شروع می‌شود که امکانِ داشتن از بین می‌رود. راینر ماریا ریلکه جایی می‌نویسد: «عشق یعنی دو تنهایی که از هم محافظت می‌کنند و به هم سلام می‌دهند.» فاجعه اما اینجاست که بعضی رابطه‌ها حتی به این بلوغ هم نمی‌رسند. نه آن‌قدر نزدیک می‌شوند که نجاتت دهند، نه آن‌قدر دور که فراموشت شوند. فقط در فاصله‌ای می‌ایستند که هم‌زمان هم امید را زنده نگه می‌دارند، هم زخم را... ناشناس

گزارش نیک می‌دانید اگر از بچه‌های امروز بپرسید بزرگ شدید چه می‌خواهید، احتمالاً جواب‌هایی نظیر خواننده مشهور، فوتبالیست مشهور، ثروت، کاخ شخصی، هواپیما شخصی و از این جور چیزها می‌شنوید. خاطرم هست در یکی از روزهای کلاس‌های ترکی استادمان این سوال را بیان کرد. انگار نقطه مشترک یک عده جوان دانشجو از اینور آنور دنیا، ثروت زیاد و خدم و حشم است. استادمان از جواب من متعجب بود؛ من یک خانه کوچک در جزیره می‌خواستم با حیاط کوچک، یک دوچرخه و یک قایق. دقیقا همان روزی بود که برچسب افسرده و ضداجتماعی بودن را دریافت کردم. امروز رفتیم جزیره. حساب جزیره‌گردی‌هایم از دست رفته. حسابی گشتیم، سری هم به جایی که دامادمان از خواهرم خواستگاری کرد زدیم. آری این جزیره برایم پر از خاطره است. خیابان‌های موردعلاقه‌ام با خانه‌های کوچکشان، با حیاط‌های کوچکشان و گل‌های رنگارنگشان. ناهار را در یکی از بهترین رستوران‌ها خوردیم. دلم برای دوست سرآشپزم تنگ شده بود. یک دوست سرآشپز دیگر هم دارم؛ دفعه بعد باید به او هم سر بزنم. بقیه روزم جذاب بود اما سر من موقع نوشتن گیج می‌رود. انگار هنوز داخل کشتی‌ام. شاید هم عوارض سوار شدن به کشتی است، یا شاید گرمای زیاد بهم خورده، شاید هم خستگی زیاد. احسان شناسا . @cafee_art . .

احمد اِرحان می‌گوید: «رنج و اندوه قبل از هر چیزی اوّل به سراغ موهای یک زن می‌رود...» مادر جان هم می‌گوید: موی سر از دل آب می‌خورد. وقتی دل شاد باشه، مو سرحال و سالم‌ه. برای پوست هم می‌گفت: دل شاد، پوست رو شاداب می‌کنه... همه چیز از دل آب می‌خوره. همه‌چی. مادربزرگ می‌گفت: دلتون رو قرص بگیرید. چیه این دل... محبوبه‌_احمدی