en
Feedback
تماشا

تماشا

Open in Telegram

ارتباط با من @karamdokht1345 کانال شعرهای شعبان کرم دخت

Show more
329
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
June '26
June '26
+6
in 3 channels
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+8
in 2 channels
Get PRO
January '26
+3
in 2 channels
Get PRO
December '25
+20
in 5 channels
Get PRO
November '25
+18
in 5 channels
Get PRO
October '25
+11
in 1 channels
Get PRO
September '25
+12
in 2 channels
Get PRO
August '25
+7
in 1 channels
Get PRO
July '25
+13
in 0 channels
Get PRO
June '25
+10
in 5 channels
Get PRO
May '25
+50
in 3 channels
Get PRO
April '25
+16
in 5 channels
Get PRO
March '25
+9
in 0 channels
Get PRO
February '25
+8
in 0 channels
Get PRO
January '25
+20
in 0 channels
Get PRO
December '24
+10
in 2 channels
Get PRO
November '24
+17
in 2 channels
Get PRO
October '24
+14
in 0 channels
Get PRO
September '24
+5
in 2 channels
Get PRO
August '24
+5
in 1 channels
Get PRO
July '24
+4
in 1 channels
Get PRO
June '24
+5
in 2 channels
Get PRO
May '24
+11
in 0 channels
Get PRO
April '24
+10
in 2 channels
Get PRO
March '24
+25
in 6 channels
Get PRO
February '24
+15
in 4 channels
Get PRO
January '24
+4
in 1 channels
Get PRO
December '23
+16
in 2 channels
Get PRO
November '23
+56
in 2 channels
Get PRO
October '230
in 3 channels
Get PRO
September '230
in 0 channels
Get PRO
August '230
in 0 channels
Get PRO
July '230
in 0 channels
Get PRO
June '230
in 0 channels
Get PRO
May '230
in 0 channels
Get PRO
April '230
in 0 channels
Get PRO
March '230
in 0 channels
Get PRO
February '230
in 0 channels
Get PRO
January '230
in 0 channels
Get PRO
December '220
in 0 channels
Get PRO
November '220
in 0 channels
Get PRO
October '220
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '220
in 0 channels
Get PRO
July '220
in 0 channels
Get PRO
June '220
in 0 channels
Get PRO
May '220
in 0 channels
Get PRO
April '220
in 0 channels
Get PRO
March '220
in 0 channels
Get PRO
February '220
in 0 channels
Get PRO
January '220
in 0 channels
Get PRO
December '210
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '210
in 0 channels
Get PRO
September '210
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '210
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+178
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
22 June+1
21 June0
20 June0
19 June0
18 June0
17 June0
16 June+1
15 June0
14 June0
13 June0
12 June0
11 June0
10 June0
09 June+2
08 June0
07 June+1
06 June0
05 June0
04 June0
03 June0
02 June0
01 June+1
Channel Posts
ای چشم تو مثل شعر من تکراری پیش قدمت گمی، کجای کاری؟ از آن‌همه درس و بحث فهمیدم که من راحتم و تو همچنان دشواری شعبان کرم‌دخت
ای چشم تو مثل شعر من تکراری پیش قدمت گمی، کجای کاری؟ از آن‌همه درس و بحث فهمیدم که من راحتم و تو همچنان دشواری شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht

2
ای بلند آوازه.... مثل آتش ریخته زیبایی تو بر سرم این‌همه غم را به یاد توست دارم می‌برم پا به پای یاد تو افتان و خیزان آمدم در مسیر بادها گم شد صدای پرپرم آرزوهای دلم را بیش از این از من مگیر ای بلند آوازه، ای چشمت چراغ دیگرم با تمام سرگرانی‌های چندین ساله‌ات این که داری شعر می‌خوانی، نباشد باورم زندگی چیزی شبیه بیقراری‌های ماست رفت بر باد از زمین تا آسمان خاکسترم ساقی مستان ببین، جای شراب دلپذیر آتش بسیار می‌ریزد به جان ساغرم گر جهانی با من و دل دشمنی‌ها می‌کنند نیست غم تا هست گیسوی بلندت سنگرم با همین زیبایی‌ات در من چراغ افروختی ای فروزان از نگاه مهربانت منظرم در میان خوب و بدهای جهان ناسپاس نذر چشمان تو دارد می‌شود شعر تَرم مثل تو دریا دلی کو در کویر رو به رو؟ عشق اگر کشتی‌ست، باشد دامن تو لنگرم شعبان    کرم‌دخت خرداد   ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
150
3
شعبان کرم‌دخت 2- شاهنامه.mp3
1
4
مردان بی تکرار تاریخ و فرهنگ ایران عزیز را بیشتر بشناسیم. به احترام علامه احمد مهدوی دامغانی و روح بزرگش. آن صدای بلند و نام آور دلش آیینه بود و جان گوهر دور از ایران مهربان و بزرگ پر گشوده ست در هوای دگر دل این جایی اش، چرا آن جاست چه غریبانه کرد عزم سفر چشم ها را به سمت دوست گشود خاک را ناگهان کشید به بر نفسی مشهدالرضایی داشت آه از آن عاشق ستوده سیر آه از آن جان که داشت در همه عمر مهر شمس الشموس را بر سر با دلی در مدار شیدایی داشت از آفتاب و عشق خبر چشم در چشم روشنی ها داشت دلی از جنس ماه داشت مگر؟ تا دهد روشنی به جان، آمد مثل خورشید از دل خاور مثل او کز تبار زیبایی ست چه کسی کرد عشق را باور آفتابی ترین صدا را داشت آن که شهره ست بین اهل نظر شعر می ریخت از تبسّم او داشت دیوان عشق را از بر چون منوچهری آن بزرگ ترین دل او دامغان شعر و هنر گاه خیام را روایت کرد گاه می گفت از قضا و قدر از نگاهش همیشه ریخت امید از لبانش همیشه ریخت درر ' مهدوی وار ' هرکه عاشق زیست ماند از او به روزگار اثر نامش از آسمان فراتر رفت از نگاهش شکفته چشم قمر از بلندای او چه بنویسم شب بر اوراق خسته ی دفتر کیست او؟ فاضل زمانه ی خویش داشت از معرفت به کف ساغر مولوی وار شمس جان را دید شعر می خواند زآن لب چو شکر آه از آن دست های عاشق و پاک آه از آن چشم های روشن و تر مثل او کو؟ کجاست؟ فحل و ادیب مثل او کو؟ کجاست؟ نیک اختر کیست او؟ روزگار پاسخ داد علم چون کشتی است و او لنگر محضری عالمانه داشت، که دید؟ مثل او در زمانه خوش محضر فضل او را شمار نتوان کرد در ادب بود فضل او بی مر جانش از جنس شعر و دانایی نفسش از بهار زیباتر چون ادیبین و فضل او بسیار نتوان یافت مثل او دیگر پیری اش را مرور کرد و مدام بود دلتنگ دامن مادر هق هقش را به سوی ایران ریخت با صدایی شکسته و پرپر از وطن گفت و بیقراری خویش بود از خاک پیر فرمانبر آه از این داغ ، داغ طاقت سوز دل ایران ماست پر ز شرر به تماشای بیقراری ما آمده هر کسی به کوی و گذر آه، ایران، ببین که خوابیده ست چشم بیدار مرد دانشور آه، ایران، چو شمع روشن شو بر مزارش بریز خون جگر تا جهان هست، جاودان بادا آن صدای بلند و نام آور شعبان کرم دخت بابلسر خرداد ۱۴٠۱ کانال شعر من @karamdokht
66
5
عشق یعنی: پرواز آهنگ و تنظیم: دانا کبیری شاعر: شعبان کرم‌دخت خواننده: علی افشار @karamdokht
55
6
عشق یعنی: پرواز آهنگ و تنظیم: دانا کبیری شاعر: شعبان کرم‌دخت خواننده: علی افشار karamdokht
1
7
همزمان با دومین سال ریاست جمهوری آقای محمود احمدی نژاد سرودن منظومه ای طنز آمیز از سفر های استانی او را شروع کردم که تا چند سال ادامه داشت. این منظومه که بر وزن "موش و گربه" عبید سروده شده بیش از چهار صد بیت دارد. سفر آقای احمدی نژاد به استان مازندران بهانه ای شد تا برای نخستین بار ابیاتی از این اثر منظوم را بعد از ده سال تقدیم شما عزیزان کنم. اگر چه بعداز این همه سال ، بسیاری از شخصیت های ایرانی و خارجی که نامشان در این اثر آمده است ، اکنون در عرصه ی سیاست حضور ندارند. می کنم من سفر فراوانا می زنم دور ، دور ایرانا سر زنم مردمان گنبد را بعداز آن می روم به گرگانا ناگهان می روم به خوی و مرند بی صدا می روم مریوانا یک سفر صبح بوده ام در رشت رفته بودم غروب زنجانا نیمه شب در معیت وزرا دست دادم تکان به سمنانا یک زمان هم.به رغم خستگی ام سفری داشتم به آرانا یک سفر رفته ام به خوزستان گرچه بوده ست جاده لغزانا مثل مارکوپولو سفر کردم کوچه در کوچه ی صفاهانا چون که کم بود شهر در کشور با دلی عاشق و غزل خوانا رفتم از تاشکند تا تفلیس رفتم از بلخ تا بدخشانا ناگهان گفت :" حامد کرزای" به چه کار آمدی به افغانا؟ گفتمش : این به من ببخشایید فکر کردم که هست ایرانا بعد هم با هزار بشکه ی نفت عذرها خواستم از ایشانا راه کج کرده ، زود برگشتم بی صدا جانب خراسانا بعداز آن با " قطآر بی ترمز" سر شب آمدم شمیرانا بعد خوابیدم و سحرگاهان رفتم از خانه سمت ماهانا بعد با عزم رتق وفتق امور ناگهان رفته ام لرستانا خرم آباد شهر خوبی بود زندگی بود جاری آنجا نا بعد گفتم به همرهان برویم یک ، دو ساعت به شهر مهرانا تا ببینیم حال چون باشد بعد جنگ آن دیار شیرانا بود ویرانه ها همه تعمیر باز دیدم.به شهر دکانا دست مهری کشیده ام آرام بر سر و روی مرزدارانا چه جگر خواره بود این صدام! ریخت خون چقدر انسانا آن همه شوکتش کجا رفته؟ یافت در زیر خاک اسکانا مطمئنم که هر که بد بکند عمر او بد رسد به پایانا ######ت توی تاریخ هم سفر کردم رفته ام.سمت شهر جرجانا یاد ایران دور افتادم رفتم.آرام تا سمنگانا بعد کردم سه ، چار روز اطراق در حوالی مرز تورانا یاد ایران دور افتادم شدم از درد اشک ریزانا بعد رفتم سراغ کیکاووس بوسه ها دادمش زنخدانا شکل تختش چقدر رویایی! دور تختش هزار سروانا توی اصطبل پادشاهی داشت دو هزار و دویست اسبانا گفتمش : نوشداروی سهراب بفرست از ره سراوانا نفرستی جوانه می میره دل رستم میشه پریشانا نوشدارو ، اگر نداری تو هست در جیب من فراوانا می فرستم به جای تو دارو سمت سهراب با دلیجانا در عوض تو به سازمان ملل رای خود را به من بده ، جانا بود رستم در آن مکان حاضر چون مرا دید کرد عصیانا که چرا آمدی توی تاریخ نیست تاریخ جای خوبانا گفتمش: یک ، دو روز می مانم بعد هم می روم شتابانا حال افراسیاب پرسیدم حال گودرز و گیو و گورانا همه از من گرفته درس "مهر". همه از من گرفته امضانا بعد هم خواستم من از رستم بشکند دنده ی انیرانا آن چنان که شکسته ام بسیار دنده ی دشمنان به مشتانا بعد گفتم سلام من برسان به دلیران زابلستانا کاش فردوسی از سر تکریم بسراید مرا چو دستانا یاد ایران دور افتادم یاد ایران با فر و شانا تکه پاره شده ست کشور ما دوره ی آن مشنگ ، خاقانا پادشاهان چقدر بد کردند نادر و ناصر و رضاخانا ادامه دارد شعبان کرم دخت بابلسر @karamdokht
1
8
آه ای دل، دل خراب شده در سکوت جنون رهایم کن حال خوبی ندارم این یعنی: با غمی تازه آشنایم کن شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کا
آه ای دل، دل خراب شده در سکوت جنون رهایم کن حال خوبی ندارم این یعنی: با غمی تازه آشنایم کن شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
54
9
به احترام شاهنامه و شکوه جاودانه‌اش شاهنامه پُر از صداست هنوز روح آوازهای ماست هنوز این که گفت از خدای جان و خرد بیت، بیتش پُر از خداست هنوز جان اندیشه‌ورز فردوسی در کنار من و شماست هنوز بیشتر به چراغ می‌ماند پرتوش با تو آشناست هنوز دری از حکمت است و در تاریخ رو به روی من و تو واست هنوز از فروغ همیشه‌اش دل ما سمت خورشیدها رهاست هنوز بنویس از شکوه فردوسی پنجه‌هایش گره‌گشاست هنوز آن‌که با چشم‌های بیدارش زنده در متن یادهاست هنوز از فریدون نوشت و فرّخی‌اش که نفس‌هاش مشک‌زاست هنوز در سمنگان نوشت که رستم مثل تهمینه با حیاست هنوز فرّ ایران نشان از او دارد پرچم اوست که به پاست هنوز سر و دستش، پُر از فروغ و امید دل و جانش پُر از وفاست هنوز شاهنامه‌ست، نسخه‌ای جاوید دردها را هم او دواست هنوز شاهنامه صدای غیرت ماست همنوا با نوای ماست هنوز ای حکیم همیشه‌ی تاریخ حکمت تو چه جانفزاست هنوز هرچه جز راه توست در تاریخ می‌توان گفت که خطاست هنوز سمت تاریخ را تماشا کن نام ایران چه دلرباست هنوز شعبان کرم‌دخت بهار ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
76
10
چند رباعی بداهه به احترام امام حسین ع و حضرت زینب س ساقی، ساقی محرم از راه رسید شیون ز زمین به دامن ماه رسید از کوچه صدای بیقراران برخاست بسیار دل از گردنه ی آه رسید ساقی، من و کربلایی از خون ساقی چون نی دارم نوایی از خون ساقی سوز دل من بوی محرم دارد من ماندم و های هایی از خون ساقی با زمزمه ی رهایی امشب ساقی دارم دل کربلایی امشب ساقی با این همه عاشقان چه حالی دارد ماییم و سری هوایی امشب ساقی در غربت دل های شهید ای ساقی شد دنیامان پر از یزید ای ساقی از دنیایی که رو به روی من توست باید باشیم نا امید ای ساقی تا جانی در رکاب مولا داریم از آن همه دشمنان چه پروا داریم با این که حسین ع مهربان یک نفر است بسیار یزید در زمان ها داریم ای وای حسین ع و آن صدای بیدار آن مظلوم همیشه های اعصار با آن همه نامه ها که از کوفه رسید دور و بر او نبود مردی انگار از کوفه و مردی اش نگوییم دگر کوفه اصلا نداشت خود را باور مضمون تمام نامه هایش این بود دارد کوفه نگاه آغشته به زر کوفه، چقدر تو بی وفایی کردی با طبل یزید هم نوایی کردی بگذار صدای قافیه گم باشد کوفه، تو چه کار ناروایی کردی بین من و تو چه ماند دیگر خواهر داریم دلی به خون شناور خواهر انگار زمان، زمان شیدایی هاست پیراهن کهنه را بیاور خواهر بعد از من تو چراغ راهی خواهر وقتی شب شد، آیه ی ماهی خواهر از غیرت زیر چادر تو پیداست سجادم را پشت و پناهی خواهر رازی است در این رباعی بی سر من سجادم را به تو سپردم خواهر خاموش شدن؟ نه، این مرام من نیست فریادم را به تو سپردم خواهر به شام که آمدی سخنرانی کن با آن کلمات خود گل افشانی کن زیبایی های کربلا را یاد آر در پبش یزید آینه گردانی کن امشب، چه شبی است، عاشقان بیدارند از لذت عاشقانه ای سرشارند حرف دل شان چیست؟ به خون غلتیدن با شیدایی مگر قراری دارند؟ باید دل خود را به تماشا ببریم از خاک به سمت آسمان ها ببریم برداریم آرام نگاه خود را یک روز به کربلای مولا ببریم شعبان کرم دخت بابلسر مرداد هزار و چهارصد و دو کانال شعر من @karamdokht
53
11
ایران من قصیده‌ی منظوم و بداهه برای ایران سربلند. ایران من، ایران من، ای خاک جاویدان من فرّ و فروغ تو تگنجد هیچ در دیوان من ای مطلع زیبایی‌ام تصویر شورانگیز تو از خاورت سر می‌زند خورشید نورافشان من آرام می‌آید صدایت از مسیر قرن‌ها مهر تو روشن می‌کند آیینه‌ها در جان من در محضر تو می‌توانم خویش را باور کنم بر سفره‌ی تو دست‌هایم می‌رسد بر نان من بی روشنایی‌های تو، تاریک می‌ماند دلم با تو به فردا می‌رسد امروز سرگردان من ای خاک، خاک دلپذیر از من نگاهت را مگیر آباد دارد می‌شود با تو دل ویران من با این‌همه شوریدگی، تاریخ می‌داند که‌ای ای سربلند قرن‌ها، جانی و هم جانان من این‌جا تویی، آن‌جا تویی، اصلاً کجا تو نیستی؟ دارد نشان از مهر تو، پیدای من، پنهان من از من جز این ویرانه چیز دیگری برجا نماند جان را فدایت می‌کنم ای ملک آبادان من تاریخ گاهی دید که با تو به میدان آمدم باشد گواهم زخم‌های پیکر عریان من تقویم از تو حرف‌های تازه‌ای دارد هنوز بی تو نمی‌ماند نشان از مهر و از آبان من دارم نگاهت می‌کنم با چشم‌هایی بیقرار رنگین شد از زیبایی بسیار تو دامان من با دردهایی که به جانم روزگاران ریخته جز مام میهن کس نیامد از پی درمان من ای سرزمین یادها، وقتی نباشد مهر تو با این فراخی می‌شود دنیای من، زندان من هر صبح می‌آیی فرود از کوه‌های رو به رو مهر تو جاری می‌شود، در شعله‌ی ایمان من پست و بلندت در مسیر چشم‌هایم ریخته دارد کویر تو نشانی‌هایی از بستان من دست و دلی دارم پُر از مهر فراوانت هنوز با چشم‌های عاشق تو نگسلد پیمان من وقتی کنار یاد تو لبریز از شیدایی‌ام آرام سو‌سو می‌زند ماه از شب ایوان من تا با نگاهت روشنم، ای خاک پاک سربلند گم باد نقش تیرگی از چهره‌ی تابان من این‌روزها از هر لبی آواز تو آید به گوش شور فراوان ترا دارم به سر، ایران من آیینه‌ها زیبایی‌ات را در نگاهم ریختند سبز و سفید و سرخ تو یعنی: تمام جان من با این‌که شیدایی ندارد اعتبار این‌روزها عشق تو می‌گنجد فقط در جان سرگردان من با تو چراغم روشن است ای سرزمین رازها ریزد شکوه شعر از شیراز تا کرمان من از رودکی، فردوسی و خواجو و ملّا گفته‌اند عطّار با شعرش سنایی‌وار شد میزان من در جای، جای تو صدای بیقراران ریخته سعدی نشسته در کنار حافظ و سلمان من وقتی نگاهم می‌کنی با چشم‌هایی مهربان پُر می‌شود از روشنایی‌ها غریبستان من تاریخ هم دارد گواهی می‌دهد این روزها رنگ تو دارد این من، بوی تو دارد آن من از این‌همه آشوب‌ها، گرداب‌ها و موج‌ها آرام دارد می‌برد تا ساحلت یزدان من شعبان کرم‌دخت پاییز ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
471
12
زنی در کوچه سرگردان نشسته میان شعله‌ی پنهان نشسته شکسته، خسته، با زلف پریشان دلش را ریخت در باران نشسته شعبان کرم‌دخت زمستان ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
109
13
ما صورت خسته‌ایم، معنایی کو در کنج نگاه ما تماشایی کو از حیرت شاعرانه‌ی ما پیداست امروز من و تو سوخت، فردایی کو شعبان کرم‌دخت بهار ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
89
14
تَوری سِرو صِوی لَس‌لَس تِه بوردن رِ اِشامه نَشو، بی تِه مه دل وا نانه دَکّل رَفق سون تِه دِنیا رِ بَگِردم قَسم خِرمه که پیدا نانه دَکّل ۱-صبح آهسته آهسته رفتن ترا تماشا می‌کردم. از پیش من نرو، بدون تو دلم اصلاً خوش نیست و شادمانی ندارد. ۲-قسم می‌خورم اگر همه‌ی جهان را بگردم،اصلاً رفیقی بهتر از تو برایم پیدا نمی‌شود. شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
120
15
آیینه‌ای شکست، چه پایان ساده‌ای اصلاً نداشتم به تماشا اراده‌ای گفتی برای بسته شدن آفریده‌ شد جز این نداشت پنجره‌ها استفاده‌ای ای عشق، در ادامه‌ی این راه ناگزیر رنج اضافه بر دل عاشق نهاده‌ای گاهی مرا میان صداهای گمشده گاهی مرا میان دلت جای داده‌ای در جاده‌ای به وسعت شیدایی و غزل آغاز دلپذیر منی، فوق‌العاده‌ای در روزگار این‌همه دلتنگی و فریب تنها تو در کنار دلم ایستاده‌ای شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
426
16
دیدم نگران نشسته بودی آن‌جا با سوز نهان نشسته بودی آن‌جا دلتنگ‌تر از غروب سرگردانی با آتش جان نشسته بودی آن‌جا شعبان کرم‌دخت تابستان ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
122
17
آهنگساز: محمد قلیچ خانی تنظیم کننده : حسن فراهانی خواننده : محسن داداشی شاعر: شعبان کرمدخت
112
18
بی آن‌که کند کمی درنگی، از دور پرواز کنان رسید سنگی از دور آه از دستی که ناگهانی آمد بر چهره‌ی من کشید چنگی از دور شعبان   کرم‌دخت شهریور  ۱۴٠۴ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
120
19
همچنان با شعله‌ای در جان بخوان یک غزل آواز در باران بخوان شعر را با شور و حالی تازه‌تر عشق را در دفتر دوران بخوان زخم‌هایم را چراغی سوخته بغض‌هایم را غم پنهان بخوان آسمان را نیمه شب‌ها دیده‌ای؟ ماه را تنهای سرگردان بخوان حیرتم را راز چندین ساله‌ام حسرتم را سوز بی پایان بخوان کوزه‌ی من را پُر از آواز آب سفره‌ی من را به رنگ نان بخوان هیچ نفشی بر در و دیوار نیست خانه‌ی بی دوست را زندان بخوان گرچه افتاده‌ست بین ما هنوز این حصار کهنه را ویران بخوان یک گلو آواز، یک آیینه آه هر دو را در دفتر "شعبان" بخوان شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
136
20
جمعه یعنی..... منم و جان بیقرار آقا پُرم از سوز انتظار آقا غرق تنهایی خودم شده‌ام با دل من بیا کنار آقا آه از این روزگار پوچاپوچ نیست جانی امیدوار آقا ریخته در سکوت جاری من زخم‌های ادامه‌دار آقا مثل آیینه‌ها چه خواهم کرد با تَرَک‌های بی‌شمار آقا گم شد از چشم‌های عاشق من بی تو زیبایی بهار آقا مثل باران، به شکل ززبایی بر کویر جهان ببار آقا مثل خورشید جان طلوعی کن از بلندای کوهسار آقا ما کجا و به تو رسیدن‌ها جاده‌ی ماست پُر غبار آقا آه، دل‌های بیقرارانت به غریبی شده دچار آقا نیستی، بی دم تو وا نشود گره‌ی کور روزگار آقا آه، تصویرهای ما بی تو مانده در قاب انتظار آقا بوی گندم نمی‌دهد این خاک که زمین هست شوره‌زار آقا بر سر شاخه‌ی درختان نیست خبر از هیچ برگ و بار آقا نه صدای پرنده می‌آید نه صداهای آبشار آقا دشت‌ها ذره، ذره سوخته‌اند خشک شد، خشک جویبار آقا چمن دور را تماشا کن جای گل رُست زخم خار آقا از زمین برکتی نمی‌روید آسمان هست اشکبار آقا آفتابی دگر نمی‌تابد ماه هم نیست در مدار آقا روزگاری‌ست، چارسوی جهان عاشقی نیست کامگار آقا باختن همچنان حکایت ماست زندگی نیست جز قمار آقا نیست یک دوست در حوالی ما دشمن ما شده هزار آقا شمرها را ببین به هر سویی کربلایی‌ست برقرار آقا حجّت‌اللهی تو می‌گوید؛ در جهانی تو شهریار آقا گر نباشد نگاه روشن تو جان ما نیست رستگار آقا گوش ما را ببین، که می‌شنود چه خبرهای ناگوار آقا دست‌ها را ببین، کم آوردند عهدها نیست پایدار آقا آه، فرهادوار گم شده‌ایم در شب دشت زار، زار، آقا آه، حلّاج‌وار ما را برد دست تقدیر پای دار آقا آه از این دل، دلی که من دارم نرود دست من به کار آقا این همه نقش را که می‌بینیم نیست با چشم سازگار آقا روشنی را تو با نگاه خودت بر سر زندگی ببار آقا در جهان هرچه هست و نیست تویی که تویی صاحب‌اختیار آقا کاش این جمعه‌ای که می‌آید عَلَمت گردد آشکار آقا جمعه یعنی: امید ما به شماست جمعه یعنی: سرِ قرار آقا جمعه یعنی: که می‌رسی از راه دست در دست ذوالفقار آقا در مسیری که تو از آن آیی سر و جان می‌کنم نثار آقا تو بیا، تو بیا که آمدنت هست پایان انتظار آقا شعبان کرم‌دخت خرداد ۱۴٠۵ بابلسر کانال شعر من @karamdokht
147