en
Feedback
Aliakbar Yaghitabar

Aliakbar Yaghitabar

Open in Telegram

"کانال رسمی علی اکبر یاغی تبار" اینستاگرام👇 Instagram.com/aliakbar.yaghitabar دستیار کانال و کارگاه شعر 👇 @Yaghiyane_Admin کتابفروشی رواق 👇 @revaghbookstore

Show more
5 973
Subscribers
-524 hours
+27 days
+3530 days
Posts Archive
شهادتِ یک شعرِ موزون علیه وزن یادداشتی بر غزل «مادر» از علی‌اکبر یاغی‌تبار | شهروز کبیری این شعر ــ که می‌توانید آن را اینجا با صدای خود شاعر بشنوید ــ دو روایتِ موازی را پیش می‌بَرد: از یک‌سو درباره‌ی «عروض» و قالب‌های کلاسیک شعر فارسی سخن می‌گوید و از سوی دیگر و در لایه‌ای عمیق‌تر، اعتراض تندی است به جهانی مردانه که هم زبان را ساخته، هم قانون را.‌‌ گویی شاعر می‌خواهد نشان دهد حتی وزن و موسیقی شعر ــ که ریشه‌ی دستگاه نظری‌اش به «خلیل بن احمد»، بنیان‌گذار علم عروض در سنت شعر عربی، می‌رسد ــ همیشه قادر نیستند رنجی چنین خونین و تاریخی را در خود جا بدهند. اشاره به «خفیف مسدّس مخبون» در مصرع آخر هم بازگشت به همین ایده است: به رسمیت شناختن همان وزنی که این شعر در آن سروده شده؛ یعنی «فعلاتن مفاعلن فعلن». این یعنی تناقضی دیالکتیکی در شعر: شعری که از درونِ وزن، علیه وزن شهادت می‌دهد و پرسش‌گر است که چرا شعر کلاسیک برای هر چیزی نامی گذاشته؛ جز برای این همه زخم؟ یاغی‌تبار از همین اصطلاحات فنی استفاده می‌کند تا بگوید تجربه‌ی زن/مادر بودن، خشونت خانگی و حذف تاریخیِ زن، از چارچوب‌های منظم و مردسالار زبان بیرون می‌زند. به همین دلیل است که پدر نعره می‌کشد: «خفه‌خون!» و با اوقاتی تلخ می‌رود بپردازد به «فتح دومین خاتون» و «تعرّض قانون». از این منظر، «خانه» در شعر، صرفاً مکان زیست نیست؛ صحنه‌ی تکرار یک «کهن‌الگو»ست. انسان، به تعبیر هایدگر، در زبان سکونت می‌کند؛ اما این شعر نشان می‌دهد که همه به یک اندازه در زبان جا ندارند. مادر، زن و رنجِ زنانه در این زبان کلاسیک «نمی‌گنجند». بنابراین پرسش اصلی شعر فقط این نیست که مادر کجاست، پرسش عمیق‌تر این است که: آیا زبانی هست که مادر بتواند در آن سکونت کند؟ یاغی‌تبار نمی‌خواهد فقط درباره‌ی رنج حرف بزند؛ می‌خواهد امکانِ حس‌کردنِ آن را در زبان ایجاد کند. به همین دلیل، شکست‌ها، مکث‌ها، بریدگی‌ها و بیرون‌زدن‌/نزدن‌های او در شعر، تزئین نیستند؛ خودِ پدیدارشدنِ رنج‌اند. در چنین وضعی، شعر به میدان بازسازی امکان گفت‌وگو تبدیل می‌شود: تلاشی برای آنکه صدایی حذف‌شده، دوباره وارد فضای عمومی زبان شود. به همین معنا، این غزل فقط بیانِ سوگ فردی نیست؛ دادخواهیِ زبانی برای مفاهیمی است که حتی وزن هم، با همه‌ی نظم و ادعایش، نتوانسته آن‌ها را در خود جا بدهد. شعر درست در همین تضاد است که می‌درخشد. شاعر می‌خواهد با همان ابزار سنتی که شعرش را در آن می‌سراید و به آن پایبند است، به همان سنت اعتراض کند و از این «زورخانه» ــ خانه‌ای که همه‌چیزش زوری است ــ بزند بیرون. گفتنی است که دکتر ضیاء موحد شعری دارد به نام «المعجم» که در آن به گونه‌ای دیگر به وزن کلاسیک اعتراض دارد؛
«درخت» در ابتدای سطرش بنشان و هیچ غم مدار که «مفعول و فاعلات» گردد «مفاعلن فعلاتن» ...
متن کاملا شعر دکتر موحد را اینجا گذاشته‌ام. حال اگر به غزلِ خودمان برگردیم، می‌بینم که در نهایت، شاعر ــ که «یاغی‌»بودن در نام خانوادگی او خانه دارد ــ بلاخره‌، دست از دو دلی برمی‌دارد، طغیان می‌کند و «از وزن می‌زند بیرون» تا مادرش را صدا بزند. اگرچه نکته‌ی تلخ‌تر از زهر اینجاست که او دوباره به وزن برمی‌گردد. شاعر به وزن معترض است ولی او را جز وزن پناهی نیست. انگار که شاعر در قفسی نشسته و «مادر» را در قفسی دیگر روایت می‌کند؛ قفس اول، وزن است و قفس دوم، تاریخ مردانه. و این غزل را شاعری نوشته است که مرد است. چه رتوریک مدرنی و چه غزلِ تلخِ باشکوهی! ش.ک.

▨ شعر: المعجم ▨ شاعر: ضیا موحد‌‌ ــــــــــــــــ «درخت» در ابتدای سطرش بنشان و هیچ غم مدار که «مفعول و فاعلات» گردد «مفاعلن فعلاتن» در ابتدای سطرش بنشان بنشان که سبز خواهد شد و زیر چتر قهقهه‌اش بگذار تا شمس قیسیان بنشینند و بام تا به شام با خط و نیم‌دایره بازی کنند. گفتم: در ابتدای سطرش بنشان بنشان: درخت. ▨ ضیاء موحد زمستان ۱۳۶۶ از دفتر شعر «غراب‌های سفید» ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

دوره رنگین‌کمان اساطیر اسطوره‌ها افسانه‌هایی برای سرگرمی نیستند؛ رویاهای بزرگ جمعی بشرند که از ژرفای ناخودآگاه سر برآورده‌اند. در «رنگین‌کمان اساطیر» در جستجوی خویشتن و یافتن کهن‌الگوهای پنهان جان آدمی، به فرهنگ‌های گوناگون از شرق باستان تا غرب اساطیری سفر می‌کنیم. سفر قهرمان، مواجهه با سایه‌ها، جستجوی جاودانگی و نبرد خیر و شر، همگی نمادهایی از فرایند فردیت و خودشناسی امروز ما هستند. 🆔 @mehrgan_academy 🆔 @mehrgan_academy امکان شرکت حضوری و مجازی در کلاس 💬 برای کسب اطلاعات بیشتر درباره دوره‌ها و ثبت‌نام با ما در ارتباط باشید: 👤 آیدی پشتیبانی: @mehrganac 📞 تلفن تماس: 09113531401

نشد بنویسمت شعر و صدای علی‌اکبر یاغی‌تبار فیروزجائی آهنگسازی و تنظیم: بابک برای حمایت مالی از پروژهٔ ضبط و آهنگسازی آثارم می‌توانید هر مبلغی دوست داشتید به شمارهٔ کارت زیر واریز فرمایید: 6277601361683756 پست‌بانک علی‌اکبر یاغی‌‌تبار فیروزجائی

فهرست برخی کانال‌های تلگرامی سودمند در زمینۀ زبان‌ و ادبیات فهرست زیر به‌صورت الفبایی و براساس نام کانال مرتب شده‌است. نام گردانندۀ کانال نیز پس از نشانۀ | آمده‌است. این فهرست به‌روز خواهد شد. آرخش | آرش اکبری مفاخر آواز سرخ | سلمان ساکت ادب‌آموز | رضا خبازها از روسی | محمدمهدی یزدانی از ویرایش | فرهاد قربان‌زاده انجمن زبان‌شناسی ایران انجمن مبارزه با نشر جعلیات اوراق پریشان | محمدرضا ضیاء ایران فهرست بزم‌آورد | سید سعید میرمحمدصادق بنیاد پژوهش‌های ایران باستان آژیار | میثم محمدی و نیما آصفی پارسی‌شناسی | منوچهر فروزنده فرد و همکاران تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیات ایران‌زمین | ج. ط. نژند تالار آینه | منیره‌السادات قریشی امیری و جویا جهانبخش تعلیق | علی پیرحیاتی جستارهای ابوالفضل خطیبی | فریبا شکوهی چشم‌وچراغ | سمانه ملک‌خانی و همکاران چهارخطی | سید علی میرافضلی دقایق زبانی | ع. پارسازاده دهخدا راوی | رضا خبازها و بابک سلمانی سایه‌سار | سایه اقتصادی‌نیا شعر، فرهنگ و ادبیات | محسن احمدوندی صراحی | منوچهر فروزنده فرد علی‌اکبر یاغی‌تبار فرهنگستان زبان و ادب فارسی فصل‌نامۀ قلم | محسن احمدوندی و همکاران فقه‌اللغه | میثم محمدی فن ادبیات | علی شاپوران قصۀ ارباب معرفت | محمد سوری قلم‌انداز | مسعود راستی‌پور کتاب عیلام (کتابستان) | سعید مهدوی‌فر کتابخانۀ تخصصی ادبیات | اسماعیل مهدوی راد کتابخانۀ فرهنگ و زبان‌های باستانی | میثم محمدی و نیما آصفی کتاب‌های مجاز | منوچهر فروزنده فرد گاهنامۀ ادبی | محسن شریفی صحی گزیده | همایون شکری گنجینۀ زبان‌های ایرانی | اسفندیار طاهری گویشور (وابسته به پارسی‌شناسی) | منوچهر فروزنده فرد و همکاران مالیخولیا | آرش عبدالله‌نژاد مجمع پریشانی | سهیل یاری گلدره معین‌نامک | معین پایدار مقالات دکتر علی‌اشرف صادقی | علی‌اشرف صادقی و همکاران مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب مهدی نوریان میناوش | میثم موسوی نخبۀ شاهنامه | علی شاپوران نوشتگان | میلاد بیگدلو واریانی | علی رحیمی واریانی والایش | بهمن بنی‌هاشمی ویر ویرایش | محمد یوسفی‌شیرازی هفت شهر عشق | علی کاملی 🌐 پارسی‌شناسی: دانشنامۀ برخط زبان و ادبیات 🌐 @parsishenasi

به امید خدا جمعه عصر در کافه جان می‌بینمتان.

چه شد دقيقاً؟ خودت روایت کن خودت بگو نازنین‌ترین دردم چه شد که از مسلخ نفسگیرِ دوچشم سبز تو سر در آوردم چه کرده‌ای با من و جنون من؟ خودت بگو درد جسم‌وجانفرسا که هرچه جان میَ‌کنم که برگردم به حال پیش از تو برنمی‌گردم فرشتهٔ خوب شعرهای من خیال یاغی‌کشی به سر دارد فرشته یاغی‌کشی بلد باشد؟ به هیچ عنوان گمان نمی‌کردم خیال یاغی‌کشی به سر دارند دو مردرند شریر چشمانت به پای آن قاتلان سبزآبی اگر نیفتم به خاک نامردم چه مانده از من که بازبستانی؟ شکنجه‌جان‌! من از این جهان تنها جنازه‌ای داشتم که آن را هم شهید تیغ تغافلت کردم «تغافلت کرد پایمالم»یار «چسان نگریم چرا ننالم» یار که بی تو از هرچه هست دلسیر و که بی تو از هرچه هست دلسردم چه اعتراف بد و غم‌انگیزی تو عاشق مرد دیگری بودی مسکّن درد دیگری بودی درست بود آنچه فکر می‌کردم درست بود آنچه فکر می‌کردم علی‌اکبر یاغی‌تبار تغافلت کرد پایمالم چسان نگریم چرا ننالم بیدل @aliakbaryaghitabar

قلم گریاندم و بر روح ناکام چه بنویسم و اینسان شد که شد آغاز، انجام چه بنویسم قلم گریاندم و بر روح ناکام چه باید گفت در اندوه
قلم گریاندم و بر روح ناکام چه بنویسم و اینسان شد که شد آغاز، انجام چه بنویسم قلم گریاندم و بر روح ناکام چه باید گفت در اندوه عمیق و بی‌سرانجام چه بنویسم زبانم لال بود و بعد مدت‌ها به حرف آمد چنین روح‌الامینم کرد الهام چه بنویسم به الهام خداوند سخن ایمان که آوردم لبالب شد لبم از رمز ابهام چه بنویسم من و ناگاه سیلاب کلام از نوع وحیانی که دارد یک جنون پیغام، پیغام چه بنویسم سکوتم نعره شد ناگه پس از چندی نگفتن‌ها نگفتن‌‌های دشوار و چو دشنام چه بنویسم من و تو بعد مدت‌ها جدا از یکدگر بودن سرودی تازه رو کردیم با نام چه بنویسم علی‌اکبر یاغی‌تبار فیروزجائی

▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: #احمد_شاملو ♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری دیدن متن کامل شعر ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ─────♬ ─────
▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ─────♬ ─────

▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: #احمد_شاملو ♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری دیدن متن کامل شعر ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ─────♬ ─────
▨ شعر: شکاف ▨ شاعر: احمد شاملو ─────♬ ─────

Repost from نشر سنگلج
سومین اثر از مجموعه آیه‌های امروزین از نشر سنگلج در حوزه شعر معاصر منتشر شد: «سنگ و شکوفه» نخستین مجموعهٔ اشعار عاطفه طیه است
سومین اثر از مجموعه آیه‌های امروزین از نشر سنگلج در حوزه شعر معاصر منتشر شد: «سنگ و شکوفه» نخستین مجموعهٔ اشعار عاطفه طیه است. این دفتر دربردارندهٔ سروده‌هایی‌ست که در بازه زمانی ده‌ ساله یعنی از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴٠۴ در قالب غزل، قطعه، چهارپاره و رباعی ساخته شده‌اند. زبان شعرها نسبتا ساده است ولی به ادبیات کلاسیک نظر دارد. مثل نهالی سالم که از دل خاکی کهن روییده است. هر شعر جلوه‌هایی از زندگی انسان را قاب گرفته و پیش چشم نهاده است. از رنج و تاریکی و شکست، تا عشق و روشنایی و امید. https://t.me/sanglajpublication

درود بر همراهان کتاب رواق به خاطر مشکلات دسترسی به اینترنت کانال رواق را با همین نشانی در «بله» راه‌اندازی کردم. امیدوارم در آنجا به ما بپیوندید. @revaghbookstore

تا نسوزد جگر خاک گرامی‌وطنم ای چه دانم که مرا ابر و سپس باران کن چون عمویم ز شهیدان همین کشور ساز چون عمویم ز شهیدان همین سام
تا نسوزد جگر خاک گرامی‌وطنم ای چه دانم که مرا ابر و سپس باران کن چون عمویم ز شهیدان همین کشور ساز چون عمویم ز شهیدان همین سامان کن ای ندانم چه ندانم که مرا گر هستی پیش‌مرگ عرب و ترک و لر ایران کن علی‌اکبر یاغی‌تبار فیروزجائی @aliakbaryaghitabar

Repost from N/a
روز بزرگداشت سعدی بود. به فاطمه داودی گفتم یک غزل از سعدی بگو که ازش استقبال کنم. گفت من «گرگ دهن‌آلودهٔ یوسف‌ندریده» را دوست دارم. در پاییز همان سال این غزل را بر سر تربت سعدی خواندم. از همین تریبون به فاطمه داودی هم سلام می‌کنم، هرچند به من خبر ندادند که بروم کمکشان کنم. 😄😄 ============ بی‌رحمی و زیبایی و پایت نسریده از دست تو نقاش طبیعت چه کشیده! دلداده‌ات از شوق به یک بوسهٔ ناچیز هرگز ثمری جز لب ورچیده نچیده نگذاشت دهان وا کنم از فرط تحیر لب غنچه شد از تلخی بوسی نچشیده وه! دایرهٔ قسمت ما چیز غریبی است راهی که به‌جز خویش به جایی نرسیده دست طمع از لانهٔ زنبور کشیدم حالا که پشیمانم و انگشت‌گزیده تصویر من آن است که در گفتهٔ سعدی‌ست «گرگ دهن‌آلودهٔ یوسف‌ندریده ۱ اردیبهشت ۹۸ https://t.me/kawi_arshna

خانه شعر و صدای علی‌اکبر یاغی‌تبار فیروزجائی موسیقی: عرفان عطارچی @aliakbaryaghitabar