Aliakbar Yaghitabar
Kanalga Telegram’da o‘tish
"کانال رسمی علی اکبر یاغی تبار" اینستاگرام👇 Instagram.com/aliakbar.yaghitabar دستیار کانال و کارگاه شعر 👇 @Yaghiyane_Admin کتابفروشی رواق 👇 @revaghbookstore
Ko'proq ko'rsatish5 951
Obunachilar
+424 soatlar
+157 kunlar
+630 kunlar
Postlar arxiv
5 951
چه شد دقيقاً؟ خودت روایت کن
خودت بگو نازنینترین دردم
چه شد که از مسلخ نفسگیرِ
دوچشم سبز تو سر در آوردم
چه کردهای با من و جنون من؟
خودت بگو درد جسموجانفرسا
که هرچه جان میَکنم که برگردم
به حال پیش از تو برنمیگردم
فرشتهٔ خوب شعرهای من
خیال یاغیکشی به سر دارد
فرشته یاغیکشی بلد باشد؟
به هیچ عنوان گمان نمیکردم
خیال یاغیکشی به سر دارند
دو مردرند شریر چشمانت
به پای آن قاتلان سبزآبی
اگر نیفتم به خاک نامردم
چه مانده از من که بازبستانی؟
شکنجهجان! من از این جهان تنها
جنازهای داشتم که آن را هم
شهید تیغ تغافلت کردم
«تغافلت کرد پایمالم»یار
«چسان نگریم چرا ننالم» یار
که بی تو از هرچه هست دلسیر و
که بی تو از هرچه هست دلسردم
چه اعتراف بد و غمانگیزی
تو عاشق مرد دیگری بودی
مسکّن درد دیگری بودی
درست بود آنچه فکر میکردم
درست بود آنچه فکر میکردم
علیاکبر یاغیتبار
تغافلت کرد پایمالم چسان نگریم چرا ننالم
بیدل
@aliakbaryaghitabar
5 951
قلم گریاندم و بر روح ناکام چه بنویسم
و اینسان شد که شد آغاز، انجام چه بنویسم
قلم گریاندم و بر روح ناکام چه باید گفت
در اندوه عمیق و بیسرانجام چه بنویسم
زبانم لال بود و بعد مدتها به حرف آمد
چنین روحالامینم کرد الهام چه بنویسم
به الهام خداوند سخن ایمان که آوردم
لبالب شد لبم از رمز ابهام چه بنویسم
من و ناگاه سیلاب کلام از نوع وحیانی
که دارد یک جنون پیغام، پیغام چه بنویسم
سکوتم نعره شد ناگه پس از چندی نگفتنها
نگفتنهای دشوار و چو دشنام چه بنویسم
من و تو بعد مدتها جدا از یکدگر بودن
سرودی تازه رو کردیم با نام چه بنویسم
علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
5 951
▨ شعر: شکاف
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ با صدای: #احمد_شاملو
♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
دیدن متن کامل شعر
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
5 951
▨ شعر: شکاف
▨ شاعر: احمد شاملو
▨ با صدای: #احمد_شاملو
♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
دیدن متن کامل شعر
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر | @schahrouzk
5 951
Repost from نشر سنگلج
سومین اثر از مجموعه آیههای امروزین از نشر سنگلج در حوزه شعر معاصر منتشر شد:
«سنگ و شکوفه» نخستین مجموعهٔ اشعار عاطفه طیه است. این دفتر دربردارندهٔ سرودههاییست که در بازه زمانی ده ساله یعنی از سال ۱۳۹۴ تا ۱۴٠۴ در قالب غزل، قطعه، چهارپاره و رباعی ساخته شدهاند.
زبان شعرها نسبتا ساده است ولی به ادبیات کلاسیک نظر دارد. مثل نهالی سالم که از دل خاکی کهن روییده است.
هر شعر جلوههایی از زندگی انسان را قاب گرفته و پیش چشم نهاده است. از رنج و تاریکی و شکست، تا عشق و روشنایی و امید.
https://t.me/sanglajpublication
5 951
درود بر همراهان کتاب رواق
به خاطر مشکلات دسترسی به اینترنت کانال رواق را با همین نشانی در «بله» راهاندازی کردم. امیدوارم در آنجا به ما بپیوندید.
@revaghbookstore
5 951
تا نسوزد جگر خاک گرامیوطنم
ای چه دانم که مرا ابر و سپس باران کن
چون عمویم ز شهیدان همین کشور ساز
چون عمویم ز شهیدان همین سامان کن
ای ندانم چه ندانم که مرا گر هستی
پیشمرگ عرب و ترک و لر ایران کن
علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
@aliakbaryaghitabar
5 951
Repost from N/a
روز بزرگداشت سعدی بود. به فاطمه داودی گفتم یک غزل از سعدی بگو که ازش استقبال کنم. گفت من «گرگ دهنآلودهٔ یوسفندریده» را دوست دارم. در پاییز همان سال این غزل را بر سر تربت سعدی خواندم.
از همین تریبون به فاطمه داودی هم سلام میکنم، هرچند به من خبر ندادند که بروم کمکشان کنم. 😄😄
============
بیرحمی و زیبایی و پایت نسریده
از دست تو نقاش طبیعت چه کشیده!
دلدادهات از شوق به یک بوسهٔ ناچیز
هرگز ثمری جز لب ورچیده نچیده
نگذاشت دهان وا کنم از فرط تحیر
لب غنچه شد از تلخی بوسی نچشیده
وه! دایرهٔ قسمت ما چیز غریبی است
راهی که بهجز خویش به جایی نرسیده
دست طمع از لانهٔ زنبور کشیدم
حالا که پشیمانم و انگشتگزیده
تصویر من آن است که در گفتهٔ سعدیست
«گرگ دهنآلودهٔ یوسفندریده
۱ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/kawi_arshna
5 951
خانه
شعر و صدای علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
موسیقی: عرفان عطارچی
@aliakbaryaghitabar
5 951
Repost from قلک
کارگاه آشنایی با موسیقی ایرانی
مدرس: جواد بلندی
(دانشآموخته ادبیات و معلم سهتار و ردیف آوازی)
در این رویداد هغتگی،، مهارت عملی تشخیص دستگاهها و آوازهای موسیقی ایرانی را فرا بگیرید. این کارگاه با تمرکز بر تقویت گوش موسیقایی و لذت بردن عمیقتر از نغمات طراحی شده است.
آنچه در این کارگاه تجربه میکنید:
• تشخیص عملی دستگاهها و آوازها حین شنیدن
• تحلیل نمونههای صوتی ماندگار
• زمزمه نغمات همراه با سهتار
• آموزش مبانی نظری همراه با اجرای زنده ساز
زمان: سهشنبهها | ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
مکان: کافهکتاب تجربه
ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
ارسال پیام به شناسه تلگرام: @Elham_yoosefi
5 951
Repost from Omid Tabibzadeh/ امید طبیبزاده
اینقدر دانم که از شعر ترش خون میچکید!
شعر فارسی را شاعران باسواد و جسور زنده نگاه داشتهاند، شاعرانی که قواعد بسیار این شعر را فرا گرفته، و بعد آگاهانه و با جسارت تمام آن قواعد را بههم زده و طرحی نو درانداختهاند. مثلاً تا پیش از مولوی شاعران بسیاری به وزن شبهدوری «مستفعلُ مستفعل/ مستفعلُ مستفعل» (مفعول مفاعیلن/ مفعول مفاعیلن) شعر میسرودند اما تا جایی که بنده جستجو کردهام مولوی اولین شاعری بود که اولاً جرئت کرد در پایان پارهٔ نخست برخی مصراعها، کمّیتی کشیده بیاورد بیآنکه پاره دوم آن مصراعها را لزوما با «الف» آغاز کند، و ثانیاً در اشعار بسیاری از این شیوه بهره ببرد و بدینوسیله آن را رواج دهد و درنتیجه وزنی دوری را به اوزان فارسی بیفزاید:
امشب ز خود افزونیم// در عشق دگرگونیم
این بار ببین چونیم، این بار مخسب امشب
این شیوه زنده است و نشان میدهد که ریشههای شعرِ معجزهوار فارسی همچنان از آبهای زلال این زبان بهرهمند است. اخیراً غزلی از آقای علیاکبر یاغیتبار خواندم با مطلع زیر:
از عروض «خلیل بن احمد»، این حصار مسقف موزون
دارد آهسته میزند بیرون، کهنالگوی غوطهور در خون
و به دنبالش این بیت غریب و خلافآمدعادت:
کهنالگوی غوطهور در خون، در عروض عرب نمیگنجد
مثل من در جهان بیمادر، مثل تو در جهان بی... خفه خون!
از همان آغاز شاعر دارد در وزن و قافیه و معنا و حتی در مابعدالطبیعه گردنکشی میکند! و این یاغیگری جز با وزنی چنین نادر و غریب میسر نمیبود! شیوهٔ چینش مصراعها نشان میدهد که ما نه با چارپاره بلکه به غزل طرفیم، و بنده بدین وزن تاکنون دو غزل بیش ندیدهام؛ یکی از محمد قهرمان:
چشم خود را نوید میدادم، با تو دیدار تازه خواهم کرد
چه خبر داشتم نمیآیی، دیده افتد به گریه از سر درد
و دیگری از محمد علی بهمنی:
رنگ سال گذشته را دارد، همهٔ لحظههای امسالم
سیصدوشصتوپنج حسرت را، همچنان میکشم به دنبالم
اما حساب شعر یاغیتبار از آن دو شاعر دیگر جداست زیرا مضمون اشعار آنان را با هر وزن رایج دیگر هم میشود بیان کرد، اما این شعر یاغیتبار، با آن ازوزنبیرونزدنهایش، و آن خرق عادتهای غریبش تنها در همین وزن میگنجد و بس:
آی مادر! مادر! مادر! مادر! مادر، کاش میشد تو را بگنجانم
در عروضِ خلیلِ بن احمد، در پناه قوافی موزون
چند قرن است رفتهای مادر؟! چند قرن است رفتهای که هنوز
هرچه جان میکنم نمیگنجی، در «خفیف مسدّس مخبون»؟!
5 951
مادر
شعر و صدا: علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
آهنگ و تنظیم و ویدئو: بابک
@aliakbaryaghitabar
5 951
مادر
شعر و صدا: علیاکبر یاغیتبار
آهنگ، تنظیم و ویدئو: بابک
از آنجایی که این اثر را برای مادرم که دیگر در این دنیا نیست سرودهام، تمام عواید حاصل از حمایت مالی عزیزان به امور خیریه اختصاص خواهد یافت.
شمارهٔ کارت مخصوص حمایت مالی به نام علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
6277601361683756
@aliakbaryaghitabar
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
