Aliakbar Yaghitabar
Відкрити в Telegram
"کانال رسمی علی اکبر یاغی تبار" اینستاگرام👇 Instagram.com/aliakbar.yaghitabar دستیار کانال و کارگاه شعر 👇 @Yaghiyane_Admin کتابفروشی رواق 👇 (با مدیریت علیاکبر یاغیتبار) @revaghbookstore وبگاه 👇 yaghitabar.com
Показати більше6 072
Підписники
-224 години
-67 днів
+3030 днів
Архів дописів
6 072
اینجا کتابفروشی نوپای پسرم رضا و دوستش آرش است. لطفاً از کتابفروشی مجازیشان حمایت کنید.
6 072
Repost from N/a
📚نامه هایی به میلنا، فرانتس کافکا، ترجمهٔ سیاوش جمادی
📚تهران، شادگان، چاپ دوم ۸۲، قطع رقعی، جلد شومیز، کارکرده، ۲۵۶ص
💸قیمت: ۴۵۰ هزار تومان
@Tiile_book :جهت ارتباط 📬
@Tiilebook 📚
6 072
من گرم کار رفتنم
تو گرم کار چیستی؟
من دارم از کف می روم
فکر نجات کیستی؟
ای« هر سر موی تو را
با زندگی پیوندها »
پیوند من با زندگی
قطع است وقتی نیستی
علیاکبر یاغیتبار فیروزجائی
@aliakbaryaghitabar
6 072
ای رنجزای رنجزی ای سرخ دربهدر!
ای درد روی درد منافزای رنجبر!
ای غصهٔ زمین و زمان بر تو ریخته
آه ای لهولوردهٔ پاهای درگذر
ای قطعهٔ صنوبریِ با تو حال خوش
از غدهٔ صنوبری مغز برحذر!
ای منطقم رهانده تو را بارهای بار
از وادی هلاکت و از معرض خطر!
ای اخگر گداخته ای لختهٔ مذاب!
ای علت گدازش طاقتکشِ جگر!
ای گونهام برای تو هروقت و بیدلیل
از انفجار گریهٔ بیاختیار تر!
ای اینچنیننخواستهٔ آنچنانپرست
ای آشنافروشترین ناشناسخر!
ای حقشناسدشمن حقناشناسدوست!
ای دیگرینوازترین خودشکنجهگر!
ای آبروبهبادده آرزوبهگور!
ای فضل چندساله به یک لغزشت هدر!
ای حجم دربهدر که دلت نام کردهاند!
ای مایهٔ عذاب گرانجان خیرهسر!
نفرین به تو که هیچ ندادی به غیر رنج
نفرین به تو که خير نداری به غير شر
نفرين به تو که داریام اینگونه کفبهلب
نفرین به تو که خواهیام اینگونه جانبهسر
نفرین به تو که خاطر یاغیتبار را
کردی مکدر از «چهکنیم» و «اگرمگر»
«کاظم» برادرم که سر همتش بلند
وآوازهٔ نجابت و شعرش بلندتر
دربارهات چه خوب نوشت ای دل کبود
«آتش چنان بگیر که روی اجاق پر»
«آتش چنان بگیر که روی اجاق پر»
علیاکبر یاغیتبار
مصرع داخل گیومه از برادرم سيدمحمدعلی رضازاده است که کاظم صدایش میکنیم.
@aliakbaryaghitabar
@revaghbookstore
6 072
اینجا کتابفروشی مجازی نوپای پسرم رضا و دوستش آرش است. خوشحال میشوم حمایتشان کنید.
6 072
Repost from N/a
📚عشق و بانوی ناتمام، امیرحسین چهلتن
📚تهران، نگاه، چاپ سوم ۴۰۰، قطع رقعی، جلد شومیز، ۱۹۸ص
💸قیمت: ۲۷۰ هزار تومان
@Tiile_book :جهت ارتباط 📬
@Tiilebook 📚
6 072
پنجشنبه شانزدهم مهر هزار و چهارصد و پنج از ساعت سهٔ بعد از ظهر، گرد هم میآییم تا یاد و خاطرهٔ مرد مهآلود غزل مازندران سیدمحمدعلی رضازاده را گرامی بداریم و بر مزارش برایش شعر بخوانیم. دیدار شاعران و اهالی ادبیات و دوستداران کاظم شعر مازندران، بیشک تسلیبخش خاطر بازماندگان اوست.
شما را چشمدرراهیم.
6 072
Repost from N/a
دوصندلی , تنها پای در هوا بودند
دوصندلی که به فکر دو آشنا بودند
و روی میز دودفترچهءقدیمی وشیک
دواستکان و دو خودکارباعلامت بیک
توسالها سراین میز عشق ورزیدی
به هر بهانه به هر چیز عشق ورزیدی
حیاط _ حوصلهء خانه است _ می گفتی
حریم حرف دو دیوانه است _ می گفتی
لبم گشوده شدو حرف داغ پیدا شد
به یاد چشم تو بودم , چراغ پیدا شد
درخت وسوسه در فصل پنجمین رویید
مه مشاجره بین من و زمین رویید
شب تولد من بود یا تولد ماه ..؟!
درست خاطر من نیست با تولدماه
ستاره ها به سر شهر نقل پاشیدند
درخت ها همه در طول باغ رقصیدند
کمند زلف تو افتاد در خیابان ها
گره گره شده بر دست و پای انسان ها
ستاره , واکنش ماه را نشانم داد
شهاب گمشده ای راه را نشانم داد
دلم تبرک درگاه دردها شده بود
تنم خمیده تر از پیرمردها شده بود
تنیده بود مرا عنکبوت تنهایی
اتاق پر شده بود از سکوت تنهایی
دو استکان , دو تداعی کنندهء دو نفر
_بنوش چای خودت را..._ وخندهء دونفر
دو صندلی که به فکر سوار ما بودند
دو صندلی که به رویش دو آشنا بودند
هنوز چشم تو از خواب اطلسی پر بود
همیشه خنده ی تو از سر تظاهر بود
لبت شکفته شد و حرف داغ پیدا شد
دلت شکست و سرگفتگوی ما وا شد ؛
زمانه صرف نظر کرده از ادامهء من
مرا به یاد ندارد شناسنامهء من
منم ترنم لالایی کتیبه ء رود
شکوه زمزمهء رود , در شب بدرود
همان عنایت آرام آب با ریشه
تب رقم زدن عشق , پشت اندیشه
دلیل روشن تلفیق آب در آتش
صدای سوختن آفتاب در آتش
دقایقی که در اندیشهء زمان گم شد
همان پرنده که در چشم آسمان گم شد
چه شد که این همه دلتنگ و خسته ام ای مرد
برای کیست خودم را شکسته ام ای مرد؟
به آفتاب فرستاده ام دل خود را
به آب های جهان داده ام دل خود را
تو کاش شکل خودم , درلباس من بودی
برای درک من ای کاش کاش زن بودی
_ گریستی و دلم پشت میز پنهان شد
و هق هق ات پی _چایی بریز_پنهان شد
صدای گریهء قوری در استکان و بعد
نگاه دوخته بودی به آسمان و بعد
به ساز باد کم و بیش پرده می رقصید
هنوز روسری ات روی نرده می رقصید
تو چنگ بردی گیسوی بی خیالت را
ادامه دادی اندوه دیر سالت را ؛
که من سوای همین گریه ها تو را دارم
که من به جان تو بعد از خدا تورا دارم
شکست بغض تو آرام و ریز ریز چکید
یکی دوقطرهء اشک تو روی میز چکید
به دست باد شب گیسویت هوا شده بود
یکی دو دکمه ی پیراهن تو وا شده بود ...
#سیدمحمدعلی_رضازاده
#حریم_حرف_دودیوانه
#ترانه_های_تمدن
#نشر_نیماژ
@rezazadehmo
6 072
مراسم ترحیم دوست و برادر عزیزم سیدمحمدعلی رضازاده از ساعت سه تا پنج امروز در مسجد سوتهٔ فریدونکنار برگزار میشود.
6 072
متأسفانه دوست و برادر عزیزم سیدمحمدعلی رضازاده آسمانی شد. مراسم تشییع پیکر او امروز ساعت هشت صبح در روستای سوتهٔ فریدونکنار برگزار میشود. بدرقهٔ این دوست و برادر دردناک است.
6 072
Repost from N/a
📚این سهزن، مسعود بهنود
📚تهران، علم، چاپ شانزدهم ۸۹، قطع رقعی، جلد سلفون، سرگذشتنامه، مصور، ۴۶۴ص
قیمت: ۷۰۰ هزار تومان
@Tiile_book :جهت ارتباط
@Tiilebook
6 072
دل رفت ذوق رفت تپش رفت شوق رفت
از هرچه داشتیم فقط آبرو نرفت
جز آرزوی مرگ که دور از تمامتان
با من به زیر خاک کدام آرزو نرفت؟
یاغی
@aliakbaryaghitabar
6 072
Repost from N/a
(ابرهای بابلسر)
دلم گرفته از این کوچهٔ ملالآور
خدا کند که بکوچم به کوچهای دیگر
نگاه کن که چه بیمادرانه میگریند
به حال و روز بدم ابرهای بابلسر
چگونه تاب بیارم جهان بعد تو را؟
چگونه صبح کنم با زن نودشوهر؟
تو هم به گریه بزن بلکه روزگار مرا
سیاهتر کند این سیلهای ویرانگر
نوازشم کن با اینکه خوب میدانم
نوازش تو نجاتم نمیدهد دیگر
نوازشم کن از آنسان که نوش جان بکنم
به پشتوانهٔ یک جفت دست، ده خنجر
بدزد از سر من سایه و اجازه بده
که آفتاب بتابد به قبرمان دختر!
علی اکبر یاغی تبار فیروزجائی
