سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel سایت خبری-تحلیلی کلمه
Channel سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 47 976 subscribers, ranking 5 591 in the News & Media category and 7 368 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 47 976 subscribers.
According to the latest data from 29 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -313 over the last 30 days and by -4 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.75%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.67% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 5 156 views. Within the first day, a publication typically gains 3 678 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 30 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the News & Media category.
گزارش نشست «اصلاحات اقتصادی و ما»هفته گذشته نشستی درباره تجربه ما در اصلاحات اقتصادی سالهای گذشته برگزار شد. ایده این نشست زمانی مطرح شد که ضرورت اصلاحات فوری اقتصادی دوباره در کشور شدت گرفت و بسیاری نگران شدند تا واژگان و ایدههای تکراری دوباره فاجعه به بار بیاورند. هدف اصلی این نشست، پیدا کردنِ زوایای جدیدی برای پرداختن به موضوع اصلاحات اقتصادی بود. به همین خاطر از شیرین احمدنیا جامعهشناس، علی حسینی اسفیدواجانی پژوهشگر سیستمهای پیچیده اقتصادیاجتماعی، نوید رئیسی پژوهشگر اقتصاد سیاسی و روزنامهنگار و محسن استادعلی مستندساز دعوت کردیم تا به اتفاق دیگر شرکتکنندگان فرصتی برای نگاه چندجانبه به موضوع و پیریزی راهحلهایی فراتر از آنچه تاکنون در عمل پیاده شده پیدا کنیم. روایت مهدی نانکلی از این نشست و عکسهای آن را در مجله دقیقه مشاهده کنید. خلاصه (pdf) این نشست با همکاری مجله دقیقه، انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران برگزار شد. منبع: مجله تحلیلی دقیقه @Kaleme
رسانههای جهان از حکم جدید پناهی چه نوشتند؟جعفر پناهی با وجود خطر زندان به ایران بازگشت؛ تصمیمی که اکنون، پس از اعلام محکومیت تازه او به پنج سال و یک ماه حبس، در گزارش ورایتی برجسته شده است. این نشریه سینمایی، خبر حکم را با یادآوری سخنان کارگردان برنده نخل طلا روایت کرده است: فیلمسازی که گفته بود برای زندگی و کار به حضور در کشورش نیاز دارد و احتمال زندانیشدن نیز تصمیمش برای بازگشت را تغییر نمیدهد. این تصمیم، یکی از زاویههای بازتاب محکومیت پناهی در رسانههای بینالمللی است. خبرگزاریهای رویترز و آسوشیتدپرس و رسانههای سینمایی و فرهنگی چون اسکریندیلی و تلهراما نیز به حکم تازه پرداختهاند؛ گزارشهایی که در آنها، مصادره اموال، ابهام در روند رسیدگی و سابقه محدودیتهای این فیلمساز در کنار بازگشتش به ایران برجسته شده است. پناهی پس از سفرهای خارجی برای معرفی «یک تصادف ساده» و حضور در فصل جوایز سینمایی، به ایران بازگشت. او آن زمان با محکومیت یکساله زندان روبهرو بود؛ اکنون، به گفته وکیلش، در پروندهای جداگانه به مجازاتی سنگینتر محکوم شده است. متن کامل این گزارش را در وبسایت نیماد بخوانید. منبع: رسانه نیماد @Kaleme
امیدواریم جنابعالی با تکیه بر سرمایهی اعتماد مردم، این هشدار مشفقانه را جدی بگیرید و برای متوقفکردن روندهای خشونتزا پیش از تحمیل هزینههای سنگینتر از امروز بر کشور و مردم، با صراحت و قاطعیت اقدام کنید.جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان رئیس محترم شورای عالی امنیت ملی موضوع: ضرورت مقابلهی فوری با زمینههای گسترش خشونت در جامعه با سلام و احترام ایران امروز در شرایطی دشوار و خطیر به سر میبرد. وضعیت جنگی، تورم فزاینده، بیکاری گسترده، تنگناهای معیشتی و چشمانداز مبهم آینده، در کنار تبعیضهای ساختاری و احساس نابرابری و بیعدالتی، زمینههای گسترش خشم، ناامیدی و سرخوردگی را در جامعه افزایش داده است. در چنین شرایطی، مسئولیت حاکمیت در مراقبت از انسجام ملی، ترمیم اعتماد عمومی و جلوگیری از گسترش خشونت، سنگینتر از هر زمان دیگر است. در چنین وضعیت شکنندهای که مسئولان و رسانههای حکومتی باید بهشدت مراقب کلام و رفتار خویش باشند و حساسیت خود را نسبت به پیامدهای اجتماعی کنشهایشان افزایش دهند، شوربختانه به نظر میرسد شرایط جنگی که اقتضای آن درک شرایط روانی جامعه و همزادپنداری حکومت با رنجهای آشکار و نهان مردم است، به توجیهی برای غفلت از برخی زمینههای خشونتپروری و تعمیق شکافهای اجتماعی و نادیده گرفتن رنجها و مطالبات جامعه تبدیل شده است. قوهی قضائیه بهجای تلاش برای ترمیم زخمهای وارد شده به جامعه در وقایع تلخ دی ماه سال گذشته، با تداوم اعدامها، بهویژه اعدامهای مرتبط با پروندههای سیاسی، بر احساس ناامنی، خشم و بیاعتمادی عمومی میافزاید. به موضوع اعدامها باید صدور برخی احکام مصادره اموال منتقدان و معترضان را نیز افزود. بیتوجهی به بدیهیترین حقوق انسانها یعنی حق مالکیت به بهانههای سیاسی و حتی فرضاً امنیتی معنای بسیار نامناسبی برای نظام دارد. حقالناس یکی از پرتکرارترین و انعطافناپذیرترین احکام شرع مبین است که خداوند نادیده گرفتن و گذر از آن را برای خود نیز ممنوع کرده است. آیا جان، مال و آبروی انسانها حقالناس نیست؟ نظامی که داعیهی دفاع از دین حنیف را دارد، چگونه میتواند چنین حق روشنی را بهسادگی زیر پا بگذارد؟ آیا جنابعالی از شنیدن اخبار این نوع ستمها نگران و خشمگین نمیشوید؟ ظلم موریانهای است که پایههای قدرت را از درون تهی میکند، آیا سکوت در برابر ستم مصداق بر سر شاخ نشستن و بن بریدن نیست؟ صداوسیما در شرایطی که اعتماد عمومی بهشدت آسیبپذیر است، مسئولیت ملی خود را وامینهد و با یکسویهنگری، بازتولید ادبیات نفرت و خشونت، و نادیده گرفتن بخش بزرگی از جامعه، احساس بیپناهی، تبعیض و بیگانگی را تشدید میکند. اتهامزنیهای سنگینی چون «ستون پنجم» و «جاسوس» به صاحبنظران و دلسوزان کشور که متأسفانه در برخی تریبونها و رسانههای بعضاً رسمی به امری عادی تبدیل شده است، ممکن است در بخشی از اقشار سادهدل یا متعصب زمینهی اقدام علیه کسانی را که در معرض نفرتپراکنی قرار گرفتهاند، فراهم کند. ماجرای قصد تعرض به آقای دکتر آخوندی در مراسمی در کتابخانهی ملی، نمونهای از پیامدهای چنین فضای نگرانکنندهای است. متن کامل منبع: کانال تلگرام حزب اتحاد ملت @Kaleme
تحلیل اقتصادی-اجتماعی تورم مزمن در ایران✍ علی افشاری بر اساس آمارهای رسمی، نرخ تورم نقطهبهنقطه در مهرماه به ۸۸.۷ درصد رسیده است. گرچه این رقم نسبت به ماه پیش از آن ۱.۱ درصد کاهش نشان میدهد، اما چنین افتِ ناچیزی نهتنها نشانه بهبود نیست، بلکه در سطحی که تورم همچنان نزدیک به سهرقم است، کاهش یکدرصدی صرفاً نوسانی آماری محسوب میشود و ساختار بحران را تغییر نمیدهد. معنای دقیق این عدد آن است که سطح عمومی قیمتها در کمتر از یک سال تقریباً دو برابر شده است؛ یعنی قدرت خرید خانوار در بازهای کوتاه بهشدت فرسوده شده و درآمد واقعی به شکل محسوسی کاهش یافته است. شدت این فرسایش زمانی آشکارتر میشود که به اقلام ضروری سبد مصرفی خانوار بنگریم: مواد غذایی، دخانیات و خوراکیها نسبت به سال گذشته افزایشی بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ درصد را تجربه کردهاند. این ارقام از آن جهت حیرتانگیز و هشداردهندهاند که اولاً به کالاهای ضروری و کمکشش مربوط میشوند — کالاهایی که خانوار نمیتواند مصرفشان را بهسادگی کاهش دهد — و ثانیاً سرعت رشد آنها چند برابرِ نرخ تورم عمومی است. نتیجه منطقی این وضعیت، آن است که تورم برای دهکهای پایین درآمدی بهمراتب سنگینتر از میانگین ملی عمل میکند؛ زیرا سهم غذا در سبد مصرفی این خانوارها بسیار بالاتر است. به بیان اقتصادی، تورم فعلی ماهیتی «ضدفقیر» و نابرابر دارد و بار اصلی آن بر دوش اقشار آسیبپذیر میافتد. از این رو، میتوان گفت آنچه امروز با آن روبهرو هستیم نه صرفاً یک اختلال اقتصادی مقطعی، بلکه یک وضعیت فلاکتبار ساختاری است که خروجی طبیعی آن گسترش فقر، تعمیق محرومیت و فشردهسازی طبقه متوسط به سمت پایین است. چنین وضعیتی را نباید تنها در قالب شاخصهای اقتصادی سنجید؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک تهدید جدی برای امنیت اجتماعی و ثبات کشور تحلیل کرد. تجربه تاریخی و شواهد جامعهشناختی نشان میدهد که تورم مزمن و فشار معیشتی پایدار، سرمایه اجتماعی را تخریب میکند، اعتماد عمومی به نهادها را کاهش میدهد و زمینهساز آسیبهای اجتماعی گستردهای چون افزایش جرم، مهاجرت نخبگان، افت سرمایه انسانی و بیثباتی اجتماعی و رشد پوپولیسم میشود. بنابراین، خطرناکترین تهدید پیش روی کشور، نه یک رویداد آنی، بلکه همین فرسایش تدریجی و نظاممند بنیانهای اقتصادی–اجتماعی است. نکته کلیدی و استدلالی آن است که ریشه این بحران را نباید بهطور پیشفرض به عوامل بیرونی مانند تحریم یا جنگ نسبت داد. هرچند این عوامل میتوانند تشدیدکننده باشند، اما شواهد مقایسهای و منطق علّی نشان میدهد که نمیتوانند توضیحدهنده اصلی تورمی با این شدت و پایداری باشند؛ زیرا کشورهایی نیز تحت فشارهای بیرونی مشابه، با اتخاذ سیاستهای صحیح پولی و مالی، تورم را مهار کردهاند. در مقابل، آنچه توضیحدهنده اصلی است، انباشت بیکفایتیها در اداره اقتصاد، بحران ناکارآمدی در نهادهای تصمیمگیر و تداوم سیاستهای غلط حاکمیتی است. به بیان علمی، تورم پدیدهای پولی–مالی است و تداوم آن در بلندمدت بیش از هر چیز به کسریهای بودجه مزمن، رشد نقدینگی مهارنشده، عدم انضباط مالی و نبود سیاستگذاری منسجم اشاره دارد. تحریم و جنگ در بهترین حالت «ضربه» هستند، اما «بیماریِ» مزمن، محصول سیاستگذاری نادرست و ناکارآمدی نهادی است. در کل میتوان گفت: تورم ۸۸.۷ درصدی مهرماه، تنها یک عدد نیست؛ نشانهای از یک زنجیره علّی است که از سیاستهای غلط و ناکارآمدی نهادی آغاز میشود، به تورم مزمن و فرسایش قدرت خرید میانجامد، فقر و نابرابری را گسترش میدهد و در نهایت به تهدیدی جدی برای امنیت اجتماعی و پایداری کشور تبدیل میشود. مدیریت این بحران، پیش از آنکه نیازمند عزمی ملی باشد، نیازمند پذیرش صریح ریشههای درونی آن و اصلاح ساختاری سیاستهاست؛ زیرا تداوم انکار یا نسبتدادن بحران به عوامل بیرونی، تنها چرخه معیوبِ ناکارآمدی و فقر را تثبیت میکند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
تندروها را در ایران چگونه میتوان شناخت؟✍️ علیرضا علویتبار نگرانی در مورد درگیری نظامی مجدد با آمریکا و اسرائیل و بحث در مورد تفاهمنامه اسلامآباد، موجب شده است تا یکبار دیگر توجه بیشتری به یکی از جریانهای فکری و سیاسی کشور جلب شود. اغلب تحلیلگران جریانی را که در ایران به نامهای «راست رادیکال»، «راست افراطی» و «راست تندرو» شناخته میشود، مسبب تنش و تشدید درگیری با آمریکا و متحدیناش میدانند و نگران آن هستند که آنها یکبار دیگر فراهم کننده بهانه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شوند. گاهی دیده میشود که تحلیلگران علاقهمند در تشخیص ویژگیهای این جریان دچار خطا شده و در نتیجه در تحلیل و پیشبینی رفتار آنها مسیر نادرستی را طی میکنند. با توجه به اینکه از دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی با دقت این جریان و سیر تحولات آن را دنبال میکردهام، برای کمک به فهم بیشتر آن میکوشم تا برداشتهای خودم را در مورد آنها با خواننده به اشتراک بگذارم... متن کامل منبع: مشق نو @Kaleme
