en
Feedback
Westeros #GOT

Westeros #GOT

Open in Telegram

ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Westeros #GOT

Channel Westeros #GOT (@westerosir) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 16 483 subscribers, ranking 17 518 in the Movies category and 20 316 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 16 483 subscribers.

According to the latest data from 27 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 1 006 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 15.09%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 9.63% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 2 487 views. Within the first day, a publication typically gains 1 587 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 43.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as تارگرین, خاندان, تاج, #akotsk, #کتاب.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 28 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Movies category.

16 483
Subscribers
No data24 hours
-327 days
+1 00630 days
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+1 159
in 5 channels
June '26
+443
in 5 channels
Get PRO
May '26
+25
in 0 channels
Get PRO
April '26
+16
in 0 channels
Get PRO
March '26
+7
in 0 channels
Get PRO
February '26
+102
in 0 channels
Get PRO
January '26
+13
in 0 channels
Get PRO
December '25
+118
in 6 channels
Get PRO
November '25
+83
in 3 channels
Get PRO
October '25
+253
in 6 channels
Get PRO
September '25
+119
in 5 channels
Get PRO
August '25
+167
in 6 channels
Get PRO
July '25
+18
in 2 channels
Get PRO
June '25
+8
in 1 channels
Get PRO
May '25
+18
in 0 channels
Get PRO
April '25
+9
in 0 channels
Get PRO
March '25
+20
in 1 channels
Get PRO
February '25
+8
in 0 channels
Get PRO
January '25
+15
in 1 channels
Get PRO
December '24
+7
in 2 channels
Get PRO
November '24
+7
in 0 channels
Get PRO
October '24
+16
in 4 channels
Get PRO
September '24
+97
in 5 channels
Get PRO
August '24
+390
in 5 channels
Get PRO
July '24
+1 624
in 7 channels
Get PRO
June '24
+1 225
in 4 channels
Get PRO
May '24
+70
in 0 channels
Get PRO
April '24
+49
in 1 channels
Get PRO
March '24
+82
in 0 channels
Get PRO
February '24
+51
in 0 channels
Get PRO
January '24
+44
in 0 channels
Get PRO
December '23
+71
in 0 channels
Get PRO
November '23
+38
in 0 channels
Get PRO
October '23
+48
in 0 channels
Get PRO
September '23
+58
in 0 channels
Get PRO
August '23
+51
in 0 channels
Get PRO
July '23
+56
in 0 channels
Get PRO
June '23
+25
in 0 channels
Get PRO
May '23
+32
in 0 channels
Get PRO
April '23
+47
in 0 channels
Get PRO
March '23
+32
in 0 channels
Get PRO
February '23
+42
in 0 channels
Get PRO
January '23
+66
in 0 channels
Get PRO
December '22
+61
in 0 channels
Get PRO
November '22
+113
in 0 channels
Get PRO
October '22
+236
in 0 channels
Get PRO
September '22
+1 323
in 0 channels
Get PRO
August '22
+2 146
in 0 channels
Get PRO
July '22
+102
in 0 channels
Get PRO
June '22
+34
in 0 channels
Get PRO
May '22
+104
in 0 channels
Get PRO
April '22
+23
in 0 channels
Get PRO
March '22
+27
in 0 channels
Get PRO
February '22
+13
in 0 channels
Get PRO
January '22
+17
in 0 channels
Get PRO
December '21
+33
in 0 channels
Get PRO
November '21
+25
in 0 channels
Get PRO
October '21
+37
in 0 channels
Get PRO
September '21
+17
in 0 channels
Get PRO
August '21
+28
in 0 channels
Get PRO
July '21
+29
in 0 channels
Get PRO
June '21
+27
in 0 channels
Get PRO
May '21
+27
in 0 channels
Get PRO
April '21
+30
in 0 channels
Get PRO
March '21
+15
in 0 channels
Get PRO
February '21
+26
in 0 channels
Get PRO
January '21
+22
in 0 channels
Get PRO
December '20
+19 847
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
28 July+3
27 July+3
26 July0
25 July+6
24 July+5
23 July0
22 July0
21 July+8
20 July+10
19 July+18
18 July+1
17 July+1
16 July+3
15 July+6
14 July+2
13 July+2
12 July0
11 July+1
10 July+3
09 July+49
08 July+110
07 July+115
06 July+131
05 July+182
04 July+148
03 July+206
02 July+146
01 July0
Channel Posts
امروز ۲۷ جولای تولد ۳۰ سالگی «پیتر کلفی» بازیگر نقش سر دانکن بلند قامت است. تولدش رو تبریک می‌گیم و براش آرزوی سلامتی و موفقی
امروز ۲۷ جولای تولد ۳۰ سالگی «پیتر کلفی» بازیگر نقش سر دانکن بلند قامت است. تولدش رو تبریک می‌گیم و براش آرزوی سلامتی و موفقیت در زندگی و حرفه‌ی بازیگری رو داریم.  تولدت مبارک شوالیه‌ی شریف💙 #بازیگران #HBD @Westerosir

2
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون 🐉 پست اول — کریستون کول، مردی که ترانه‌ای نصیبش نشد 👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و قسمت ششم از فصل سوم سریال 👋 قسمت ششم اومد و اسمش «مردانِ بی‌چهره»‌ست. یه فخرفروشی کنم قبلش! ما توی تحلیل قسمت قبل دقیقا اسم این قسمت رو قبل از اینکه منتشر بشه، تحلیل کردیم!!! بریم سراغ این قسمت پراتفاق. توی پستِ آخرِ #کمپین_ریورلندز نوشتم «سرانجامِ یک شخصیت دیگر هم در این کمپین رقم می‌خوره، اما چون اسپویل شدید داره، از روایتش صرف‌نظر می‌کنیم»! خب، وقتش رسید. کریستون کول مُرد و سریال با یه تصمیمِ جسورانه، توی دقیقه‌های اولِ قسمت کشتش. نه در پایان، نه با موسیقیِ حماسی. همین بی‌رحمیِ تدوین، خودش کلِ حرفِ ماجراست. 🧐 اول ببینیم چطور مُرد. ستونِ کریستون به یه دسته جنازه می‌رسه، رد می‌شن، و جنازه‌ها بلند می‌شن. یه شبیخونِ نمایشی. البته که منطقش لنگ می‌زنه: ریوری‌ها اون‌قدر بیشترن که اصلاً نیازی به این تئاتر نداشتن. شاید فقط می‌خواستن یه بار دیگه سرِ کریستون رو کلاه بذارن. بعد از یه راند زد و خورد دلاورانه‌ی کریستون، و در اوج زمانی که فکر می‌کرد پیروز شده، اسکار تالی و رادی داستین با ارتشی که کریستون هیچ شانسی مقابلش نداشت روی تپه ظاهر می‌شن. 🤨 اینجا یه جمله‌ای کریستون فریاد می‌زنه: «ما راه را روشن می‌کنیم». که شعارِ خاندانِ های‌تاوره — در حالی که این ارتش اصلاً های‌تاوری نیست، کراون‌لندی‌ه. حالا چرا اینو می‌گه؟ چون کریستون برای خاندان نمی‌جنگه، برای الیسنت می‌جنگه. فصل قبل گفت الیسنت «فانوسِ راهنماش»ه، دستمالِ یادگاریش هنوز همراهشه، و آرزوش اینه که الیسنت ترانه‌ی مرگِ باشکوهش رو بشنوه. 😖 و طنزِ تلخِ ماجرا؟ الیسنت اصلاً ازش خوشش نمی‌آد. آخرین باری که این دو تا حرف زدن، الیسنت از دستش عصبانی بود چون کریستون از ایموند حمایت کرد. و همین الان الیسنت داره به تیمِ رینیرا کمک می‌کنه؛ یعنی به‌طورِ غیرمستقیم داره به کشته‌شدنِ کریستون کمک می‌کنه. مردی که تمامِ عمر دنبالِ یه مرگِ عاشقانه بود، برای زنی مُرد که دوستش نداشت. حالا شما بگید: این عاشقانه‌ست یا فقط حماقته؟ 🧐 اسکار تالیِ فصل دوم رو یادتونه؟ اون پسرِ مؤدبِ سربه‌زیر؟ حالا از ساختنِ معبد با استخوانِ دشمن حرف می‌زنه. کریستون رو خائن و غاصب و آلوده‌کننده‌ی عدالت خطاب می‌کنه. و راست می‌گه: کریستون یه‌بار قسم خورده بود از جانشینیِ رینیرا محافظت کنه. پرونده‌اش هم که سنگینه: قتلِ جافری لان‌ماوث با خونسردی، قتلِ لایمن بیزبری، صدها کشته در کراون‌لندز، و بی‌تفاوتی به تجاوزی که در اردوگاهِ خودش اتفاق افتاد. و همه‌ی این‌ها زیرِ چترِ «سوگندِ شوالیه‌ای». شرافت برای کریستون همیشه یه بهانه بود. 📚 حالا بریم سراغ کتاب، چون فرق‌ها اینجا خیلی جالبن. اول از همه، آدمِ اشتباهی داره تیر نهایی رو می‌زنه! توی «آتش و خون» کریستون رو ران ریورز سرخ می‌کشه. در پستِ چهارمِ کمپینِ ریورلندز گفتیم ران ریورز سرخ کسی بود که هر کلاغی که از دستِ لفورد پرواز می‌کرد رو توی آسمون می‌زد و «بهترین کماندارِ وستروس» بود. دقیقا مثل سریال سه تیر: به شکم، به گلو، به سینه. آلی بلک‌وود سیاه اصلاً در این صحنه‌ی کتاب حضور نداره. سریال کشتن کریستون رو هم رو داده دستِ کسی که در کلِ سریال یه جمله گفته! 📚 دوم، پیشنهاد مبارزه در کتاب سه‌به‌یکه نه دوبه‌یک. کریستون با پرچمِ صلح می‌آد جلو و سه نفر از تپه پایین می‌آن: گاریبالد گری، پیت از لانگ‌لیف (همون شیرافکن)، و رادی ویرانگر. کریستون می‌پرسه اگه پرچم‌هامو پایین بیارم، جونمون در امانه؟ و جوابِ گاریبالد گری اینه: «من به مرده‌ها قول دادم. بهشون گفتم از استخوانِ خائن‌ها براشون معبد می‌سازم. هنوز استخوانم کمه، پس…» بله، اون دیالوگی که سریال گذاشته توی دهنِ اسکار تالی، در کتاب مالِ گاریبالد گری‌ه. در عوض جمله‌ی رادی («بهترین راهِ مردن، مردن با شمشیر توی دسته») تقریباً کلمه‌به‌کلمه از کتاب اومده. 😵‍💫 و مهم‌ترین چیزی که سریال حذفش کرد. بعد از اینکه تیرها به کریستون می‌خوره، پیت از لانگ‌لیف می‌گه: «هیچ ترانه‌ای از شجاعتِ مرگت خونده نمی‌شه، پادشاه‌ساز. ده‌ها هزار نفر به گردنِ تو مُردن.» و کتاب یه جمله‌ی کوتاه اضافه می‌کنه که همه‌چیز رو می‌سوزونه: او داشت با یک جنازه حرف می‌زد. کریستون حتی این تحقیر رو هم نشنید. کاش سریال این رو نگه می‌داشت. 📚 و یه نکته‌ی خیلی مهم که تصویرمون از کریستون رو عوض می‌کنه: کریستونِ کتاب اصلاً روی مأموریتِ خودکشی نیست. برعکس، اون عاقلِ ماجراست! توی هرن‌هال به ایموند التماس می‌کنه که عقب بکشن و به اُرموند ملحق بشن، و می‌گه «یکی در برابرِ شش تا، جنگِ احمق‌هاست، شاهزاده‌ی من». این ایمونده که می‌گه «فقط ترسوها از خائن‌ها فرار می‌کنن». پس راهشون از هم جدا می‌شه و کریستون با سه هزار و ششصد نفر می‌ره جنوب تا به های‌تاورها برسه — و در راه کشته می‌شه. کتاب می‌نویسه: «و این‌گونه پادشاه‌ساز و خویشاوندکُش از هم جدا شدند، هرکدام به سوی سرنوشتِ خویش.» ✍️ در نهایت، اسمِ این نبرد در کتاب «ضیافتِ قصاب»ه، چون گاریبالد بعدش می‌گه «امروز قصابی بود، نه نبرد». و یه چیزِ دیگه که کتاب داره و ما هنوز در سریال ندیدیم: سرِ کریستون کول روی نیزه می‌ره به تامبلتون. پس اگه منتظرید ببینید بالاخره کسی به مرگِ کریستون واکنش نشون می‌ده یا نه، حواستون به پست‌های بعدی باشه. 🤩 برای خواندن متن کامل و دیدن عکس‌ها instant view را باز کنید 🔜 منتظر قسمت بعد باشید... #بررسی_اپیزود #خاندان_اژدها #کتاب_در_برابر_سریال #HOTD @westerosir
671
3
عنوان قسمت ششم فصل سوم سریال «خاندان اژدها» با نام Faceless Men «مردان بی چهره» اعلام شد. این قسمت به کارگردانیLoni Peristere
عنوان قسمت ششم فصل سوم سریال «خاندان اژدها» با نام Faceless Men «مردان بی چهره» اعلام شد. این قسمت به کارگردانیLoni Peristere ساخته شده است و تاکنون در سایت IMDb امتیاز 7.9 برای آن ثبت شده است. #اخبار #خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir
1 026
4
قیافه شاهزاده دیرون، وقتی اورموند هایتاور ازش پرسید به نظرتون من دیوانه‌ام سرورم؟! #خاندان_اژدها #فان #HOTD #Fun @Westerosir
قیافه شاهزاده دیرون، وقتی اورموند هایتاور ازش پرسید به نظرتون من دیوانه‌ام سرورم؟! #خاندان_اژدها #فان #HOTD #Fun @Westerosir
1 484
5
همراهان گرامی طبق روال گذشته، این مرتبه نیز تصمیم داریم یکی دیگر از رخدادهای تاریخی را با یکی از خونین‌ترین وقایع دنیای نغمه‌ی یخ و آتش مقایسه کنیم. جالب آن‌که این بار، این رویداد تاریخی به ایران باستان مربوط می‌شود. ایرانیان در دام عروسی خونین رومی‌ها جالب است بدانید در تاریخ ایران چندین عروسی خونین، مانند عروسی خونین سریال بازی تاج و تخت رخ داده است. در بعضی از این عروسی‌ها و مجالس بزم ایرانیان قربانی و در بعضی دیگر میزبان عروسی بوده‌اند. در این‌جا به یکی از مهم‌ترین عروسی‌های خونین تاریخ ایران می پردازیم. یعنی عروسی خونین امپراتور روم، کاراکالا برای آخرین پادشاه اشکانی، اردوان پنجم. پس از درگذشت بلاش چهارم، دو مدعی پرقدرت سلطنت با یکدیگر به ستیز پرداختند، یکی بلاش پنجم در شرق کشور و دیگری اردوان پنجم در غرب کشور. این ستیز همه‌ی کشور را در سال‌های متمادی در جنگ نگه داشت و هیچ کدام از این رقبا نمی‌توانستند دیگری را کنار بزنند. رومیان در این زمان به فکر  سواستفاده از ضعفی که ایران به آن دچار شده بود، افتادند. امپراطور کاراکالا که در سال ۲۱۱ پس از میلاد مسیح جانشین پدرش سپتیموس سِوِروس شده بود. او مردی بود روباه‌صفت و بسیار حیله‌گر و شیاد. او با اردوان پنجم که در تیسفون مستقر بود روابط دوستانه برقرار کرد و علاقه نشان داد که ایران و روم هرچه بیشتر با هم پیوند بخورند. او با این حیله از اردوان خواست که دخترش را به عقد وی درآورد تا امپراتور روم داماد، شاه ایران شود و در آینده چنین وصلت‌هایی تکرار شوند و دربارهای ایران و روم با یک‌دیگر خویشاوند گردند و دلیلی برای دشمنی و کینه باقی نماند. در ابتدا اردوان که از رفتار خائنانه کاراکالا نسبت به پادشاه اِدِس و ارمنستان مطلع بود راضی به این امر نگردید و مودبانه جواب ردی داد. کاراکالا متقاعد نشده و باز سفیری فرستاد و خواهش خود را تکرار کرد. اردوان جواب داد که خود امپراتور بیاید و همسر خود را ببرد. شاهنشاه ایران وقتی با نیک دلی‌اش فریب او را خورد و پنداشت که او خواستگار دخترش است و همچنان به فرستادن سفرا و هدایا ادامه می‌دهد، راضی به این وصلت شد. اردوان، شاد از آن‌که دیگر دوران جنگ‌های ویران‌گر و دراز مدت ایران و روم به سرآمده در مرغزاری نزدیک تیسفون جشن بزرگی برپا کرد و با همه‌ی بزرگان لشکری و کشوری آماده‌ی پذیرایی از کاراکالا شد. کاراکالا به جای یک کاروان عراسی یک سپاه مجهز از زبده‌ترین جنگجویان سواره نظام رومی را با خود برداشته و به سوی میان‌رودان به راه افتاد و در حالی که جنگ افزارهایشان را به جای اموال و اسباب هدایا و پیش کش عروسی جا زده بودند به اردوگاه جشن و شادی رسیدند. وقتی که اردوان با همراهانش وارد خیمه‌ی امپراتور روم شدند، سپاه رومی‌ها که در کمین بودند به پارتی‌ها حمله کردند و همه را کشتند. فقط در این‌جا تفاوتی بزرگ با عروسی خونین بازی تاج و تخت وجود دارد و آن هم این است که اردوان بر خلاف پادشاه شمال، راب استارک، به طرز معجزه آسایی و با کمک مردانی از جان گذشته، از این مهلکه جان به در برد. البته پس از این واقعه شرم‌آور طولی نکشید که کاراکالا سرانجام در ۸ آوریل سال ۲۱۷ میلادی، هنگامی که آمادهٔ جنگ با پادشاهی اشکانی می‌شد توسط یکی از افسران محافظ خود در منطقه‌ای در نزدیکی حران به قتل رسید. #تاریخ #نقل_قول #فکت #کتاب #مقاله #تشابهات_تاریخی #Fact @Westerosir
1 677
6
نسخه با زیرنویس چسبیده اضافه شد
1 804
7
زیرنویس فارسی اضافه شد
1 862
8
قسمت ششم فصل سوم سریال خاندان اژدها منتشر شد. برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید. لینک‌ها نیز آپدیت می‌شوند: https://t.me/c
قسمت ششم فصل سوم سریال خاندان اژدها منتشر شد. برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید. لینک‌ها نیز آپدیت می‌شوند: https://t.me/c/1618269248/235 لینک کانال دانلود: https://t.me/+zLlhrgtIoapkYzc0
2 035
9
آشنایی با بانو کسلا ویث ⚠️حاوی اسپویل شوالیه ای از هفت پادشاهی⚠️ بانو کسلا ویث از اعضای خاندان ویث و بانوی قلعه‌ی ویث در دورن بود. او سومین معشوقه‌ی پادشاه اگان تارگرین چهارم شد. هر چند این رابطه پیش از آن بود که اگان بر تخت آهنین بنشیند. ظاهر و شخصیت: او دختری باریک اندام، با چشمانی سبز و موهایی بور و روشن بود. سال‌ها بعد، سر دانکن بلندقامت و ملازمش، پرنس اگان تارگرین (اگ)، هر دو او را زنی دیوانه می‌پنداشتند؛ هرچند دانکن علاوه بر جنون، اندوه عمیقی نیز در وجود او می‌دید. زندگی: در سال ۱۵۸ ب.ف و پس از تسلیم شدن سان اسپیر در جنگ فتح دورن توسط دیرون تارگرین اول، کسلا که دختر لرد ویث بود، به عنوان، یکی از گروگان‌های دورنی به کینگزلندینگ فرستاده شد. پرنس اگان تارگرین که بعدا به اگان تارگرین چهارم نالایق تبدیل شد، مامور همراهی او بود؛ اما به جای آن‌که او را همچون یک گروگان عادی نگه دارد، کسلا را در اتاق‌های شخصی خود اسکان داد و او را عملا به معشوقه‌ی خود تبدیل کرد. پس از آن‌که دورنی‌ها شورش کردند و پادشاه دیرون را به قتل رساندند، قرار بر این شد که تمام گروگان‌ها نیز کشته شوند. اگان که از کسلا خسته شده بود، او را کنار سایر زندانیان انداخت. اگرچه، پادشاه جدید، بیلور تارگرین اول، تمامی گروگان‌ها را عفو کرد و شخصا آنان را به دورن فرستاد. کسلا هرگز ازدواج نکرد و در آخرین سال‌های زندگی‌اش، بسیار می‌نوشید و این توهم برایش به وجود آمده بود که او تنها عشق حقیقی اگان است و او به زودی به سراغش خواهد آمد. در حدود سال‌های ۲۰۹ تا ۲۱۰ ب.ف، سر دانکن بلند قامت در ویث با بانوی سالخورده‌ی ویث دیدار کرد. نحوه‌ی ناشیانه سخن گفتن دانکن با او، جان خودش و ملارمش اگ را به خطر انداخت. اگ معتقد بود که بانو ویث عقل خود را از دست داده است، بنابراین روشن نیست که آیا می‌شد از آن دردسر جلوگیری کرد یا نه؛ هرچند دانکن می‌توانست با نزاکت و احترام بیشتری با او رفتار کند. کتاب جهان یخ و آتش کتاب شمشیر قسم‌خورده #اخبار #شوالیه_هفت_پادشاهی #سریال #تاریخ #مقاله #AKOTSK @Westerosir
2 011
10
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون 🐉 پست ششم — مادر، دختر، کِرم 👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و قسمت پنجم از فصل سوم سریال 👽 هر جا این علامت 📌 رو دیدین، یعنی ادامه‌ی پاراگراف در instant view نوشته شده! علت هم محدودیت کاراکتر هست، البته تلاشم رو کردم که متن یکپارچه بمونه. 👋 رسیدیم به پستِ آخر. اسمِ اپیزود «سرکش و تسلیم‌نشدنی»‌ه و شخصیت دیگه‌ای که اسم این قسمت واقعاً برازنده‌اشه، هلیناست! ☠️ اُروایل چای ماه (moon tea) رو برای الیسنت می‌آره؛ مالِ هلیناست که حامله‌ست. اگه بی‌وجدان به قضیه نگاه کنی: اون بچه یه تهدیدِ مستقیم برای رینیراست - رینیرا احتمالاً مجبور می‌شه بچه رو، مخصوصاً اگه پسر باشه، یا بکشتش یا تا آخرِ عمر زندانیش کنه. 🤩 و هلینا قبول نمی‌کنه. می‌گه نمی‌تونه، نمی‌خواد - این بارداری مالِ خودشه. و این دقیقاً همون تمِ اصلیِ قسمته: آدم‌هایی که وسطِ این همه فاجعه، فقط دنبالِ یه ذره حقِ انتخابن. همون حرفی که اُلف زد («این شکمِ منه»)، همون چیزی که کریستون می‌خواد (مرگی که خودش انتخابش کرده). هلینا می‌دونه این بارداری سخته و شاید این بچه زندگیِ خوبی نداشته باشه - ولی می‌خواد خودش تصمیم بگیره. 😔 اُروایل هم از همکاری با... 📌 🫨 اما تلخ‌ترین بخش، حرفِ خودِ الیسنت‌ه. داشتم کم‌کم به الیسنت امیدوارم می‌شدما! اما جایی که به دخترش می‌گه چای ماه «یه موهبته، یه رهاییه» - خوبه که آدم از زایمان فرار کنه. یه چیزِ خیلی تاریک توی این جمله هست، انگار داره به بچه‌ی خودش می‌گه کاش تو هم به دنیا نیومده بودی. و بدترش اینه: الیسنت خودش هیچ‌وقت انتخاب نکرد کِی با ویسریس بخوابه یا کِی بچه بیاره. اُتو و ویسریس بدنش رو کنترل می‌کردن. و حالا خودش داره بدنِ دخترش رو کنترل می‌کنه. صورتِ هلینا رو هم همون‌طوری می‌گیره که قبلاً صورتِ اگان و ایموند رو گرفته بود. این زن هیچ‌وقت یاد نگرفت چطور با بچه‌هاش مهربون باشه. 🦋 کِرم و برگِ سمّی. هلینا کِرمی رو نشون جهیرا می‌ده ولی... 📌 🌳 الیسنت به هلینا جلوی درختِ ویروود دروغِ می‌گه. و این مثل این می‌مونه با سرعت غیرمجاز از پلیس سبقت بگیری! بهش می‌گه امشب فرار می‌کنیم و بعداً جهیرا رو یه کاری می‌کنیم. هلینا می‌فهمه و می‌گه: «داری دروغ می‌گی.» و این که این صحنه جلوی یه درختِ ویروود اتفاق می‌افته عالیه - توی کتاب‌ها آدم‌ها جلوی درختِ ویروود سوگند می‌خورن، چون خدایانِ قدیم می‌فهمن کی دروغ می‌گه. حالب اینجاست این‌جا همون جایی که بیست سال پیش رینیرا به الیسنت دروغ گفت و دشمنیشون اونجا مهر خورد. حالا الیسنت و هلینا هم دقیقاً همون‌جا، با همون کار، از هم دور می‌شن. 🧐 بریم سراغ اولین دیدارِ الیسنت و میساریا. این دو تا هیچ‌وقت با هم حرف نزده بودن، ولی خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسن - میساریا برای اُتو جاسوسی می‌کرد و معشوقه‌ی دیمن بود. اگه دقت کنیم می‌بینیم چقدر شبیهِ هم‌ان: هر دو خیلی نفوذ داشتن ولی هیچ‌وقت واقعاً قدرت نداشتن، و هر دو همیشه اسیرِ هوسِ مردهای دیگه بودن. 😎 جایی که میساریا به روی الیسنت میآره که از چای ماه خبر داره، 📌 😶 و پیشنهادِ الیسنت: از اینجا شروع می‌کنه که ما هر دو به دستِ مردها استفاده و له شدیم و باید کنارِ هم باشیم. بعدش می‌گه نمی‌تونی به رینیرا اعتماد کنی، چون رینیرا آخرش به دیمن گره خورده. تو می‌خوای به فقرا غذا برسه، دیمن می‌خواد دنیا رو فتح کنه، و این دوتا با هم جور در نمی‌آد. بعد غرورش رو یه تکون شدید می‌ده: تو داری مثلِ یه سگِ دست‌آموزِ ملکه رفتار می‌کنی، در حالی که قبلاً «کرمِ سفید» بودی و ازت می‌ترسیدن. و جمله‌های کلیدی: «رینیرا آدم خوبی‌ه، ولی تاج یه وزنه‌ست که لِه می‌کنه» (همون چیزی که رویای ویسریس فصل قبل به دیمن گفت) و «دیمون و رینیرا همیشه دو روی یک سکه بودن». 📚 بپریم توی کتاب. هلینای کتاب همین الان ...📌 📚 میساریای کتاب هم ...📌 ✍️ پایان‌بندی اپیزود واقعاً درخشانه: سه خط داستانی که هم‌زمان روی هم روایت می‌شن. مونولوگ کریستون درباره‌ی خدایان و مرگِ باشکوه، فرارِ الیسنت و هلینا توی گذرگاهِ تاریک، و دیمن که جسدِ لوثر رو پیدا می‌کنه. هر سه تا روایت یک داستانن: یه سوسوی کوچکِ نور که داره توی تاریکی بلعیده می‌شه. امیدِ کریستون، امیدِ الیسنت، و امیدِ دیمن. این جنگ داره همه رو خرد می‌کنه و همه دارن تلاش می‌کنن یه‌ذره از خودشون و غرورشون رو نگه دارن. دقیقاً همون: شکسته، ولی سرکش و تسلیم‌نشدنی. ✍️ و اما جمع‌بندی. از این قسمت خیلی وایب گات رو گرفتم. پر از رفت‌وآمد، کلی مکان، کلی شخصیت، تدوینِ تند و تیز. البته یه‌جورایی هم «آشِ شله قلم‌کار»ه. از هر چیزی یه‌ذره توش هست. خیلی‌ها می‌گن هیچ اتفاقِ مهمی نیفتاد. این بیشتر یه قسمتِ زمینه‌ساز بود تا قسمتِ حادثه‌ای. 🍄 نمره: ۸/۱۰ #بررسی_اپیزود #خاندان_اژدها #کتاب_در_برابر_سریال #HOTD @westerosir
1 824
11
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون 🐉 پست ششم — مادر، دختر، کِرم 👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و قسمت پنجم از فصل سوم سریال 👽 هر جا این علامت 📌 رو دیدین، یعنی ادامه‌ی پاراگراف در instant view نوشته شده! علت هم محدودیت کاراکتر هست، البته تلاشم رو کردم که متن یکپارچه بمونه. 👋 رسیدیم به پستِ آخر. اسمِ اپیزود «سرکش و تسلیم‌نشدنی»‌ه و شخصیت دیگه‌ای که اسم این قسمت واقعاً برازنده‌اشه، هلیناست! ☠️ اُروایل چای ماه (moon tea) رو برای الیسنت می‌آره؛ مالِ هلیناست که حامله‌ست. اگه بی‌وجدان به قضیه نگاه کنی: اون بچه یه تهدیدِ مستقیم برای رینیراست - رینیرا احتمالاً مجبور می‌شه بچه رو، مخصوصاً اگه پسر باشه، یا بکشتش یا تا آخرِ عمر زندانیش کنه. 🤩 و هلینا قبول نمی‌کنه. می‌گه نمی‌تونه، نمی‌خواد - این بارداری مالِ خودشه. و این دقیقاً همون تمِ اصلیِ قسمته: آدم‌هایی که وسطِ این همه فاجعه، فقط دنبالِ یه ذره حقِ انتخابن. همون حرفی که اُلف زد («این شکمِ منه»)، همون چیزی که کریستون می‌خواد (مرگی که خودش انتخابش کرده). هلینا می‌دونه این بارداری سخته و شاید این بچه زندگیِ خوبی نداشته باشه - ولی می‌خواد خودش تصمیم بگیره. 😔 اُروایل هم از همکاری با... 📌 🫨 اما تلخ‌ترین بخش، حرفِ خودِ الیسنت‌ه. داشتم کم‌کم به الیسنت امیدوارم می‌شدما! اما جایی که به دخترش می‌گه چای ماه «یه موهبته، یه رهاییه» - خوبه که آدم از زایمان فرار کنه. یه چیزِ خیلی تاریک توی این جمله هست، انگار داره به بچه‌ی خودش می‌گه کاش تو هم به دنیا نیومده بودی. و بدترش اینه: الیسنت خودش هیچ‌وقت انتخاب نکرد کِی با ویسریس بخوابه یا کِی بچه بیاره. اُتو و ویسریس بدنش رو کنترل می‌کردن. و حالا خودش داره بدنِ دخترش رو کنترل می‌کنه. صورتِ هلینا رو هم همون‌طوری می‌گیره که قبلاً صورتِ اگان و ایموند رو گرفته بود. این زن هیچ‌وقت یاد نگرفت چطور با بچه‌هاش مهربون باشه. 🦋 کِرم و برگِ سمّی. هلینا کِرمی رو نشون جهیرا می‌ده ولی... 📌 🌳 الیسنت به هلینا جلوی درختِ ویروود دروغِ می‌گه. و این مثل این می‌مونه با سرعت غیرمجاز از پلیس سبقت بگیری! بهش می‌گه امشب فرار می‌کنیم و بعداً جهیرا رو یه کاری می‌کنیم. هلینا می‌فهمه و می‌گه: «داری دروغ می‌گی.» و این که این صحنه جلوی یه درختِ ویروود اتفاق می‌افته عالیه - توی کتاب‌ها آدم‌ها جلوی درختِ ویروود سوگند می‌خورن، چون خدایانِ قدیم می‌فهمن کی دروغ می‌گه. حالب اینجاست این‌جا همون جایی که بیست سال پیش رینیرا به الیسنت دروغ گفت و دشمنیشون اونجا مهر خورد. حالا الیسنت و هلینا هم دقیقاً همون‌جا، با همون کار، از هم دور می‌شن. 🧐 بریم سراغ اولین دیدارِ الیسنت و میساریا. این دو تا هیچ‌وقت با هم حرف نزده بودن، ولی خیلی وقته همدیگه رو می‌شناسن - میساریا برای اُتو جاسوسی می‌کرد و معشوقه‌ی دیمن بود. اگه دقت کنیم می‌بینیم چقدر شبیهِ هم‌ان: هر دو خیلی نفوذ داشتن ولی هیچ‌وقت واقعاً قدرت نداشتن، و هر دو همیشه اسیرِ هوسِ مردهای دیگه بودن. 😎 جایی که میساریا به روی الیسنت میآره که از چای ماه خبر داره، 📌 😶 و پیشنهادِ الیسنت: از اینجا شروع می‌کنه که ما هر دو به دستِ مردها استفاده و له شدیم و باید کنارِ هم باشیم. بعدش می‌گه نمی‌تونی به رینیرا اعتماد کنی، چون رینیرا آخرش به دیمن گره خورده. تو می‌خوای به فقرا غذا برسه، دیمن می‌خواد دنیا رو فتح کنه، و این دوتا با هم جور در نمی‌آد. بعد غرورش رو یه تکون شدید می‌ده: تو داری مثلِ یه سگِ دست‌آموزِ ملکه رفتار می‌کنی، در حالی که قبلاً «کرمِ سفید» بودی و ازت می‌ترسیدن. و جمله‌های کلیدی: «رینیرا آدم خوبی‌ه، ولی تاج یه وزنه‌ست که لِه می‌کنه» (همون چیزی که رویای ویسریس فصل قبل به دیمن گفت) و «دیمون و رینیرا همیشه دو روی یک سکه بودن». 📚 بپریم توی کتاب. هلینای کتاب همین الان ...📌 📚 میساریای کتاب هم ...📌 ✍️ پایان‌بندی اپیزود واقعاً درخشانه: سه خط داستانی که هم‌زمان روی هم روایت می‌شن. مونولوگ کریستون درباره‌ی خدایان و مرگِ باشکوه، فرارِ الیسنت و هلینا توی گذرگاهِ تاریک، و دیمن که جسدِ لوثر رو پیدا می‌کنه. هر سه تا روایت یک داستانن: یه سوسوی کوچکِ نور که داره توی تاریکی بلعیده می‌شه. امیدِ کریستون، امیدِ الیسنت، و امیدِ دیمن. این جنگ داره همه رو خرد می‌کنه و همه دارن تلاش می‌کنن یه‌ذره از خودشون و غرورشون رو نگه دارن. دقیقاً همون: شکسته، ولی سرکش و تسلیم‌نشدنی. ✍️ و اما جمع‌بندی. از این قسمت خیلی وایب گات رو گرفتم. پر از رفت‌وآمد، کلی مکان، کلی شخصیت، تدوینِ تند و تیز. البته یه‌جورایی هم «آشِ شله قلم‌کار»ه. از هر چیزی یه‌ذره توش هست. خیلی‌ها می‌گن هیچ اتفاقِ مهمی نیفتاد. این بیشتر یه قسمتِ زمینه‌ساز بود تا قسمتِ حادثه‌ای. 🍄 نمره: ۸/۱۰ #بررسی_اپیزود #خاندان_اژدها #کتاب_در_برابر_سریال #HOTD @westerosir
1
12
ملکه رینیرا تارگرین خطاب به شاهزاده دیمون تارگرین: «تو دیمون تارگرین هستی... بی‌باک و زیرک، کسی که در وصفش کلی ترانه سرودن، ح
ملکه رینیرا تارگرین خطاب به شاهزاده دیمون تارگرین: «تو دیمون تارگرین هستی... بی‌باک و زیرک، کسی که در وصفش کلی ترانه سرودن، حالا هم که اینجایی، در حالی که شکست خوردی.» #نقل_قول #سریال #خاندان_اژدها #HOTD @westerosir
1 788
13
بانو باربری داستین: اگه من ملکه بودم، اولین کاری که می‌کردم، کشتن همه‌ی اون موش‌های خاکستری بود!! کتاب پنجم، رقصی با اژدهایان
بانو باربری داستین: اگه من ملکه بودم، اولین کاری که می‌کردم، کشتن همه‌ی اون موش‌های خاکستری بود!! کتاب پنجم، رقصی با اژدهایان. #کتاب #نقل_قول @Westerosir
1 844
14
درود دوستان و همراهان گرامی برای بحث و گفتگو در مورد فصل سوم سریال #خاندان_اژدها می‌تونید به گروه‌های چت کانال وستروس بپیوندی
درود دوستان و همراهان گرامی برای بحث و گفتگو در مورد فصل سوم سریال #خاندان_اژدها می‌تونید به گروه‌های چت کانال وستروس بپیوندید. چت‌روم کانال وستروس اسپویل‌کده کانال وستروس #HOTD @Westerosir
1 789
15
جرج آر. آر. مارتین نمی‌خواهد شوالیه‌ای از هفت پادشاهی سرنوشت بازی تاج و تخت را تکرار کند! با وجود اینکه سریال بازی تاج و تخت در فصل‌های پایانی خود با افت کیفیت و پایانی بحث‌برانگیز روبه‌رو شد، همچنان یکی از بهترین مجموعه‌های فانتزی تاریخ تلویزیون محسوب می‌شود. از زمان پایان این سریال، مجموعه‌های خاندان اژدها و شوالیه‌ای از هفت پادشاهی تا حد زیادی توانسته‌اند اعتبار دنیای وستروس را نزد مخاطبان احیا کنند. با این حال، هنوز هم بسیاری از طرفداران هنگام صحبت درباره بازی تاج و تخت از روندی که سریال در فصول پایانی طی کرد ابراز ناامیدی می‌کنند دلیل اصلی این نارضایتی آن بود که سریال از کتاب‌ها پیشی گرفت و سازندگان مجبور شدند بدون داشتن منبع کامل، داستان را به پایان برسانند. اکنون اما به نظر می‌رسد مارتین قصد دارد از تکرار چنین اتفاقی برای شوالیه‌ای از هفت پادشاهی جلوگیری کند. مجموعه داستان‌های دانک و اگ همچنان از سریال جلوتر خواهد بود فصل نخست بازی تاج و تخت تقریباً هم‌زمان با انتشار پنجمین جلد مجموعه نغمه‌ای از یخ و آتش یعنی رقص با اژدهایان پخش شد. قرار بود مارتین پیش از رسیدن سریال به کتاب‌ها، دو جلد پایانی را منتشر کند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد. در نتیجه، سه فصل پایانی بازی تاج و تخت بدون تکیه بر کتاب‌ها ساخته شدند. هرچند مارتین طرح کلی داستان و یادداشت‌هایی را در اختیار دیوید بنیاف و دی. بی. وایس قرار داده بود، اما بسیاری معتقدند همین کمبود جزئیات یکی از مهم‌ترین دلایل افت کیفیت سریال در فصول پایانی بود. به گفته پارکر، چنین اتفاقی برای شوالیه‌ای از هفت پادشاهی رخ نخواهد داد. پارکر تأیید کرد که جرج آر. آر. مارتین در حال نگارش کتاب چهارم این مجموعه است و همچنین اشاره کرد که نویسنده روی کتاب پنجم نیز کار می‌کند. اگر سریال تا فصل پنجم ادامه پیدا کند، احتمالاً همان فصل به‌عنوان نقطه توقفی طبیعی برای سریال عمل خواهد کرد. پس از آن، سازندگان می‌توانند چند سال تولید سریال را متوقف کنند تا دکستر سول انسل، بازیگر نقش «اگ»، بزرگ‌تر شود و سپس داستان را با همان بازیگر ادامه دهند. چنین وقفه‌ای همچنین فرصت بیشتری در اختیار مارتین قرار می‌دهد تا کتاب‌های بعدی را به پایان برساند و همچنان از سریال جلوتر بماند. فصل دوم نیز شامل مطالب و محتواهایی خواهد بود که تاکنون هرگز منتشر نشده‌اند در واقع، مارتین همین حالا نیز از سریال جلوتر حرکت می‌کند. اگرچه فصل دوم قرار است از داستان "شوالیه سوگند خورده" که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد اقتباس کند، اما حتی طرفداران قدیمی آثار مارتین نیز با صحنه‌ها و محتواهای کاملاً جدیدی روبه‌رو خواهند شد. ایرا پارکر فاش کرد که جرج آر. آر. مارتین شخصاً تعدادی از صفحات منتشرنشده مجموعه دانک و اگ را در اختیار او قرار داده است و این مطالب در فصل دوم سریال استفاده خواهند شد. این میزان از محتوای جدید، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که مارتین در زمان ساخت بازی تاج و تخت در اختیار سازندگان آن قرار داده بود. در مجموع، به نظر می‌رسد مارتین مصمم است اجازه ندهد شوالیه‌ای از هفت پادشاهی همان سرنوشتی را پیدا کند که بازی تاج و تخت در فصول پایانی تجربه کرد. او تلاش می‌کند همواره منابع داستانی کافی در اختیار سازندگان قرار دهد تا سریال از کتاب‌ها جلو نزند. البته هنوز مشخص نیست که آیا مارتین می‌تواند این روند را حفظ کند یا نه. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که نوشتن داستان‌های جدید در دنیای وستروس زمان زیادی از او می‌گیرد. با این حال، امیدواریم مقیاس کوچک‌تر داستان شوالیه‌ای از هفت پادشاهی نسبت به بازی تاج و تخت باعث شود مارتین این بار راحت‌تر بتواند از سریال جلوتر بماند. #اخبار #مصاحبه #شوالیه_هفت_پادشاهی #AKOTSK @Westerosir
1 925
16
فصل سوم خاندان اژدها یکی از نقاط قوت سال‌های ابتدایی بازی تاج و تخت را احیا کرده است یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فصل سوم خاندان اژدها، تمرکز آن بر واکنش مردم عادی نسبت به حکومت رینیرا تارگرین است؛ فصل سوم خاندان اژدها تاکنون عمدتاً بر چالش‌ها و مشکلات رینیرا تارگرین در مقام ملکه هفت پادشاهی تمرکز داشته است. از قسمت دوم فصل با عنوان «قدمگاه ملکه» که او تخت آهنین را تصاحب کرد تا کنون، بخش بزرگی از داستان به دشواری‌هایی پرداخته که او پس از رسیدن به هدفش با آن‌ها روبه‌رو شده است. عنصری که بسیاری از طرفداران آن را یادآور فصول ابتدایی بازی تاج و تخت می‌دانند. تماشای اینکه رینیرا با همان مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند که شخصیت‌های فصول ابتدایی بازی تاج و تخت با آن مواجه بودند، برای طرفداران قدیمی بسیار خوشایند است. رنیرا تارگرین در برابر افکار عمومی با وجود اینکه رینیرا تلاش کرده به‌عنوان ملکه‌ای عادل حکومت کند، تصمیمات او از جمله افزایش مالیات‌ها و مصادره اموال برخی خاندان‌های ثروتمند، باعث نارضایتی مردم و اشراف شده است. همین موضوع باعث شد دشمنان قدرتمندی پیدا کند؛ دشمنانی که می‌توانند مردم تحت فرمان خود را علیه او تحریک کنند. در طول فصل نیز نشانه‌های این نارضایتی به‌وضوح دیده می‌شود؛ از شعارنویسی‌های ضد رینیرا در خیابان‌های کینگز لندینگ گرفته تا مخالفت های سپتون اعظم با حکومت او؛ این تنش‌ها در قسمت پنجم به اوج خود می‌رسد؛ جایی که تعدادی از اعضای گارد ردا طلائی‌ها به قتل می‌رسند و اجساد مثله‌شده آن‌ها زیر جمله «ضیافتی برای خائنان» به نمایش گذاشته می‌شود. این پرداخت به افکار عمومی یادآور فصل‌های ابتدایی سریال بازی تاج و تخت است؛ یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌های سریال در فصل دوم رخ می‌دهد؛ زمانی که میرسلا باراتیون برای ازدواج به دورن فرستاده می‌شود و خانواده سلطنتی برای بدرقه او حاضر می‌شوند. این مراسم خیلی زود به شورشی خشونت‌آمیز علیه شاه جافری براثیون تبدیل می‌شود؛ پادشاهی که مردم از ظلم و خودخواهی او به ستوه آمده‌اند. این صحنه به‌خوبی نشان می‌داد که تصمیمات و رفتارهای جافری چگونه زندگی مردم عادی را تحت تأثیر قرار داده است. تا پیش از آن، مخاطب بیشتر ظلم او را از نگاه شخصیت‌های اصلی می‌دید، اما این اتفاق نشان داد که جنایت‌های او چه پیامدهایی برای کل وستروس داشته است و همین موضوع جهان داستان را واقعی‌تر و گسترده‌تر جلوه می‌داد. ویژگی‌ای که به‌مرور از بین رفت اما در فصل‌های پایانی سریال، نقش مردم عادی به‌تدریج کمرنگ‌تر شد. شاید آخرین باری که آن‌ها نقشی جدی در داستان داشتند، فصل پنجم بود؛ زمانی که مردم تامن براثیون را با فریادهای «حرام‌زاده» و «نامشروع» تحقیر می‌کردند، دنریس تارگرین با شورش پسران هارپی در میرین روبه‌رو بود و همچنین راهپیمایی شرم سرسی لنیستر که با توهین و تمسخر مردم شهر همراه بود. اما پس از آن، مردم تقریباً به پس‌زمینه داستان تبدیل شدند و دیگر نقش مهمی در روایت نداشتند؛ شاید تنها استثنا، نابودی کینگز لندینگ به دست دنریس در پایان سریال باشد که هزاران غیرنظامی قربانی آن شدند. به همین دلیل، پرداخت فصل سوم سریال خاندان اژدها به تأثیر افکار عمومی بر حکومت رینیرا، از دید بسیاری از طرفداران، یکی از ویژگی‌هایی است که این سریال را بار دیگر به حال‌وهوای بهترین سال‌های بازی تاج و تخت نزدیک کرده است. #خاندان_اژدها #HOTD @westerosir
1 749
17
دکستر سول انسل تا ابد «اگ» ما خواهد ماند! ایرا پارکر، شورانر سریال "شوالیه‌ای از هفت پادشاهی"، اعلام کرد که علاقه‌ای به تغییر بازیگر نقش اگان «اگ» تارگرین ندارد و ترجیح می‌دهد در صورت نیاز، تولید سریال برای مدتی متوقف شود تا دکستر سول انسل بزرگ‌تر شود. پارکر در گفت‌وگویی با The Hollywood Reporter تأیید کرد که جرج آر. آر. مارتین در حال نگارش جلد چهارم و احتمالاً پنجم این مجموعه است و به گفته پارکر، کتاب پنجم آخرین داستانی خواهد بود که «اگ» را در دوران کودکی نشان می‌دهد. با توجه به این موضوع، اگر سریال از فصل پنجم فراتر برود، احتمال تغییر بازیگر نقش «اگ» مطرح می‌شود؛ اما پارکر با قاطعیت می‌گوید: «دکستر، اگ ماست.» او توضیح داد که ترجیح می‌دهد پس از پایان این بخش از داستان، سریال برای چند سال متوقف شود و سپس با همان بازیگران اصلی ادامه پیدا کند، نه اینکه بازیگر جدیدی جایگزین دکستر سول انسل شود. هرچند او تأکید میکند که تصمیم نهایی در این زمینه در اختیار شبکه است، اما روشن است که علاقه‌ای به جایگزین کردن هیچ‌یک از دو بازیگر اصلی سریال ندارد. بنابراین تا زمانی که او هدایت پروژه را بر عهده داشته باشد، به نظر می‌رسد جایگاه دکستر سول انسل کاملاً محفوظ است. به جای آنکه پس از یک پرش زمانی چندساله، بازیگر مسن‌تری را مقابل پیتر کلفی قرار دهند، پیشنهاد پارکر این است که : کتاب پنجم پایان این دوره از داستان باشد، و این نقطه می‌تواند یک توقف طبیعی برای سریال باشد. سپس، پس از گذشت چند سال، تولید از سر گرفته شود؛ زمانی که دکستر نیز بزرگ‌تر شده باشد. وقفه‌ای طولانی، اما با همان بازیگران. او همچنین به سریال خاندان ازدها اشاره می‌کند، که در آن جایگزینی میلی آلکاک با اما دارسی در نقش رینیرا موفق از آب درآمد، اما حفظ بازیگرانی مانند مت اسمیت در نقش دیمون، پس از پرش زمانی، نوعی ناهماهنگی سنی ایجاد کرد. به همین دلیل، نویسنده معتقد است حضور بازیگری جدید در نقش «اگ» در کنار پیتر کلفی نیز می‌تواند برای مخاطبان عجیب و ناهماهنگ باشد. در ادامه نیز از سریال The Expanse به عنوان نمونه‌ای مشابه یاد می‌شود؛ مجموعه‌ای که به دلیل یک پرش زمانی چند ده‌ساله، پس از فصل ششم متوقف شد تا شاید در آینده با همان بازیگران اصلی بازگردد. فصل دوم سریال شوالیه‌ای از هفت پادشاهی برای نیمه نخست سال ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است. #اخبار #مصاحبه #شوالیه_هفت_پادشاهی #AKOTSK @Westerosir
1 707
18
شورانر سریال می‌گوید نویسندگان «خاندان اژدها» می‌خواستند به ایموند تارگرین بعد انسانی ببخشند رایان کندال، شورانر سریال، فاش کرده است که نویسندگان «خاندان اژدها» عمداً تلاش کرده‌اند تا به شخصیت ایموند تارگرین عمق بیشتری ببخشند و از تبدیل شدن او به یک شرور کلیشه‌ای جلوگیری کنند. کندال در مصاحبه‌ای تازه با لس‌آنجلس تایمز، به خطر کاریکاتوری شدن بیش از حد این شخصیت به دلیل ظاهر اغراق‌آمیز و اقدامات بی‌رحمانه‌اش اشاره کرد و گفت: «این خطر وجود داشت که این شخصیت به یک شرور کلیشه‌ای تبدیل شود. او ظاهر خاصی دارد، یک چشم‌بند می‌زند، سوار اژدهایی به اندازه گودزیلا می‌شود و کارهای بسیار ناپسندی انجام داده است.» او توضیح داد که نویسندگان، به‌جای تکیه بر یک الگوی کلیشه‌ای از شخصیت شرور، تصمیم گرفتند آسیب‌های روحی و نقاط ضعف ایموند را به تصویر بکشند. «ایده این بود که به مسیر دیگری برویم و آن آسیب‌های روحی و نقاط ضعف را بیرون بکشیم.» کندال همچنین توضیح داد که ایموند در حالی وارد هرن‌هال می‌شود که احساس انزوا و تنهایی می‌کند، زیرا احتمالاً حتی خانواده خودش را نیز به دشمنانش تبدیل کرده است. در همین شرایط، ارتباط غیرمنتظره او با آلیس ریورز به یکی از غافلگیرکننده‌ترین و احساسی‌ترین خطوط داستانی این فصل تبدیل می‌شود. «او احساس انزوا و تنهایی می‌کند… و سپس این زن او را نجات می‌دهد. او جذابیتی مغناطیسی و ناگهانی نسبت به او احساس می‌کند. در قسمت‌های بعدی، این رابطه را بیشتر بررسی خواهیم کرد. این یکی از غافلگیرکننده‌ترین، جذاب‌ترین و احساسی‌ترین داستان‌هایی است که این فصل داریم.» این رویکرد به مخاطب اجازه می‌دهد فراتر از ظاهر رعب‌انگیز ایموند را ببیند. اگرچه او همچنان شخصیتی خطرناک است و توانایی انجام اعمالی وحشیانه را دارد، اما سریال تلاش می‌کند با بررسی گذشته او، از پسری رهاشده و تحقیرشده در فصل اول تا مردی که برای اثبات ارزش خود می‌جنگد، بُعدی انسانی‌تر به این شخصیت ببخشد. اظهارات کندال همچنین تأیید می‌کند که فصل سوم بر افزودن لایه‌های پیچیده‌تر به شخصیت ایموند تمرکز دارد و نمی‌خواهد او صرفاً به یک ضدقهرمان ساده و تک‌بعدی تبدیل شود. #مصاحبه #مقاله #خاندان_اژدها #HOTD #GOT @Westerosir
1 804
19
مدت زمان قسمت‌های فصل دوم شوالیه‌ای از هفت پادشاهی مشخص شد! ایرا پارکر، شورانر سریال شوالیه‌ای از هفت پادشاهی، تایید کرد که ق
مدت زمان قسمت‌های فصل دوم شوالیه‌ای از هفت پادشاهی مشخص شد! ایرا پارکر، شورانر سریال شوالیه‌ای از هفت پادشاهی، تایید کرد که قسمت‌های فصل دوم این مجموعه نیز مانند فصل اول، حدود ۳۵ دقیقه زمان خواهند داشت. او توضیح داد که داستان‌های دانک و اِگ ذاتا کوتاه هستند و به همین دلیل نیازی به طولانی‌تر کردن قسمت‌ها یا اضافه کردن داستان‌های فرعی وجود ندارد. به گفته پارکر، هدف سازندگان حفظ وفاداری به کتاب‌های جرج آر. آر. مارتین و روایت داستان به ساده‌ترین شکل ممکن است. #اخبار #مصاحبه #شوالیه_هفت_پادشاهی #AKOTSK @Westerosir
1 748
20
🤩🤩 نقد و بررسیِ خاندان اژدها | همراه با آتش و خون 🐉 پست پنجم — ملکه‌ای که جدی گرفته نمی‌شود و قاتلی که چهره ندارد! 👁 هشدار لو رفتن داستان: کتاب و قسمت پنجم از فصل سوم سریال 👋 امیدوارم چهار پست قبلی رو خونده باشید. این قسمت توی کینگزلندینگ دو تا روایت رو نشون می‌ده که آخرش به هم می‌رسن: یه شورا که جمع بشو نیست و قتل‌های زنجیره‌ای که هیچ‌کس نمی‌دونه کارِ کیه. و هر دوش داره یه چیز رو فریاد می‌زنه - اقتدارِ رینیرا داره ترک می‌خوره. 🥸 از سابیتا فِری شروع می‌کنیم. بانوی تواینز(Twins) عصبانی می‌آد توی قصر: جیس قول داده بود هرن‌هال رو در ازای عبور گرگ‌های خاکستری از پل، به فری‌ها بده. حالا رینیرا داره میکشه زیر قول جیس و به‌ جاش یه صندلی توی شورا به سابیتا می‌ده. یادتونه راب استارک هم قرارش با فری‌ها رو شکست؟ عاقبت قبی شد عروسی خونین، ببینیم عاقبتِ این یکی چی می‌شه. یه نکته‌ی مهم دیگه هم هست: سابیتا جوری تو صورتِ ملکه بلند حرف می‌زنه که هیچ‌کس جرات نمی‌کرد با ویسریس یا دیمن این‌طوری حرف بزنه. این یعنی مشکل مشروعیت: چون رینیرا زنه ، ادعاش کامل جدی گرفته نمی‌شه، مردم راحت میان تو صورتش. 📚 بارها اشاره شده که کتاب رینیرا رو خیلی بی‌رحم‌تر نشون می‌ده. توی «آتش و خون»، رینیرا با مالیات‌های کمرشکنِ لرد کلتیگار شهر رو به جون هم می‌ندازه - مالیات روی هر در مغازه، هر تختِ مهمون‌خونه، هر تیکه زمین. مردمِ کینگزلندینگ که یه روز صداش می‌کردن «لذتِ قلمرو»، حالا لقبِ «میگور با پستان» رو روش می‌ذارن، لقبی که تا صد سال بعد فحشِ رایجِ شهر می‌مونه. کتاب می‌گه: «عشق و نفرت دو روی یک سکه‌ان، و سکه چرخید.» سریال فقط یه نسخه‌ی ملایم از این سقوطه. ☹️ از طرف دیگه جافری هم که حالا وارث تاج و تخت رینیراست، با اژدهای کوچیکش تایراکسس، از ایری می‌رسه. رینیرا می‌خواد اونو نزدیک خودش نگه داره و آماده‌اش کنه، ولی دمِ در اتاقش مکث می‌کنه و از پشتِ در نگاهش می‌کنه. غم و ترسِ پیچیده‌ی مادری که دو تا پسرش رو از دست داده رو توی چشم‌های رینیرا می‌شه دید. 👿 قتل‌های زنجیره‌ای. شش تا ردا طلایی کشته می‌شن - گلوها بریده و شکم‌ها پاره - وسطِ روزِ روشن، بدونِ هیچ شاهدی. یه مردی با رنگ چشماش با هم فرق داره (این فرد رو توی قسمت ۲ روی باروی کینگزلندینگ دیدیم) یه کبوتر برای اُرموند می‌فرسته: «خونِ طلایی ریخته شد. سه تا توی دفتر علامت خورد. حساب بازه.» دیمون می‌گه شش تا، پیغام می‌گه سه تا - یا شاهدها حساب شدن، یا یه اشتباهِ تولیده. و کبوتر به‌جای کلاغ، خودش یه نشونه‌ی طبقاتی و مخفی‌کاریه. 🤨 تئوریِ محبوبِ من اینه که این قتل‌ها کار مردانِ بی‌چهره است. جکن هاگار رو یادتونه! چرا اینو می‌گم؟ قتل در روزِ روشن بدونِ شاهد؛ اون مردی که می‌گه هیچ‌وقت چهره‌ی کسی که بهش پول داده رو ندیده؛ همه جا سکه هست (سکه‌های دیرون، بانک آهنین، پولِ لریس در براووس، هم بانک آهنین و هم مردانِ بی‌چهره توی براووسن و نمادِ جفتشون سکه‌ست)، و اُرموندی که چون پولداره میتونه از پس هزینه‌های این قاتل‌های حرفه‌ای بربیاد. البته این فقط یه تئوریه، توی کتاب مردان بدون چهره در این‌جا وجود ندارن. 🤨 بریم سراغ ریاکاریِ دیمن. رینیرا بهش دستور می‌ده ویگار رو شکار کنه؛ اما او سرپیچی می‌کنه و می‌ره سراغِ قتل‌ها. توی سکانسِ معبد، رینیرا بهش میگه «ضعیف و ناتوان». دیمون می‌گه قاتل‌ها «فقط آدمن، فقط قدرتن». بعد خودش و لوثر یه مظنون رو می‌گیرن و شکنجه می‌کنن و لوثر از کشتنش لذت می‌بره. دیمونی که رینیرا رو متهم می‌کنه احساساتی و بی‌فکره، خودش داره یه نفر رو که باید بازجویی کنه می‌کشه. جمله‌ی لوثر؟ من فقط دارم کاری رو می‌کنم که تو یادم دادی، دیمن. 📚 و شام آخر: لوثر و ردا طلایی‌ها، چیده‌شده دورِ یه میز مثلِ شامِ آخر. این مستقیم از کتاب اومده. توی «آتش و خون»، وقتی کریستون داره از ریورلندز می‌گذره، بارها به «ضیافتی از جسدها» برمی‌خوره - مرده‌های نبردِ فیش‌فید که نشسته‌شون کردن. در «کراسد المز»، سوارهاش از کنارِ همین جسدها رد می‌شن... تا اینکه جسدها بلند می‌شن و بهشون حمله می‌کنن! این کارا کارِ یه مزدورِ میریشی به اسمِ بلک ترومبو هست. سریال دقیقاً همین تصویر رو برداشته و از جاده‌ی ریورلندز آورده وسطِ کینگزلندینگ، و جسدِ روی صحنه رو کرده لوثر لارجنت. ✍️ این قتل‌ها و این شورای فلج‌شده، دو نیمه‌ی یک کمپین فشارن، همون فشاری که اُرموند از راهِ دور داره روی رینیرا می‌ذاره. و درست مثلِ پایانِ خودِ قسمت که سه خط داستانی رو در هم می‌بافه، اینجا هم همه‌چی روی همون میزِ شام به هم می‌رسه. 🤩 برای خواندن متن کامل و دیدن عکس‌ها instant view را باز کنید 🔜 منتظر قسمت بعد باشید... #بررسی_اپیزود #خاندان_اژدها #کتاب_در_برابر_سریال #HOTD @westerosir
1 855