ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

Westeros #GOT

Westeros #GOT

前往频道在 Telegram

ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph

显示更多

📈 Telegram 频道 Westeros #GOT 的分析概览

频道 Westeros #GOT (@westerosir) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 16 277 名订阅者,在 电影 类别中位列第 17 182,并在 伊朗 地区排名第 20 944 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 16 277 名订阅者。

根据 17 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -98,过去 24 小时变化为 -4,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 12.35%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.74% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 2 010 次浏览,首日通常累积 1 097 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 42。
  • 主题关注点: 内容集中在 تارگرین, خاندان, تاج, #akotsk, #کتاب 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“ارتباط با ما: @WhatIsDeadMayNeverDie ادمین تبادل: @a9990_ph”

凭借高频更新(最新数据采集于 18 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 电影 类别中的关键影响点。

16 277
订阅者
-424 小时
-27 天
-9830 天
吸引订阅者
10月 '26
十月 '26
+57
在4个频道中
九月 '26
+65
在2个频道中
Get PRO
八月 '26
+152
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+1 195
在7个频道中
Get PRO
六月 '26
+443
在5个频道中
Get PRO
五月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+16
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+7
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+102
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+13
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+118
在6个频道中
Get PRO
十一月 '25
+83
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+253
在6个频道中
Get PRO
九月 '25
+119
在5个频道中
Get PRO
八月 '25
+167
在6个频道中
Get PRO
七月 '25
+18
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+8
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+20
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+8
在0个频道中
Get PRO
一月 '25
+15
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+7
在2个频道中
Get PRO
十一月 '24
+7
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+16
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+97
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+390
在5个频道中
Get PRO
七月 '24
+1 624
在7个频道中
Get PRO
六月 '24
+1 225
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+70
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+49
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+82
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+51
在0个频道中
Get PRO
一月 '24
+44
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+71
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+38
在0个频道中
Get PRO
十月 '23
+48
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+58
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+51
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+56
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+25
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+32
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+32
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+42
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+61
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+113
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+236
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+1 323
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+2 146
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+102
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+34
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+104
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+23
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+17
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+37
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+17
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+28
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+29
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+27
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+30
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+22
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+19 847
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
18 十月0
17 十月0
16 十月0
15 十月+20
14 十月+8
13 十月0
12 十月0
11 十月0
10 十月0
09 十月+13
08 十月+10
07 十月0
06 十月+2
05 十月0
04 十月+3
03 十月+1
02 十月0
01 十月0
频道帖子
آموزش ساخت ویدیو رایگان با هوش مصنوعی معرفی ابزارهای هوش مصنوعی @APPXA

2
پس از مرگ لیونل استرانگ در راه بازگشت به دژ هرن سیاه، پادشاه ویسریس قصد داشت تا دختر و وارثش رینیرا را به عنوان دست خود انتخا
پس از مرگ لیونل استرانگ در راه بازگشت به  دژ هرن سیاه، پادشاه ویسریس قصد داشت تا دختر و وارثش رینیرا را به عنوان دست خود انتخاب کند، اما از آن جهت که این اقدام می‌طلبید تا شاه‌دخت و پسرانش به پایتخت بازگردند و شاید موجب تنش با ملکه و برادرانش شود تصمیم خود را عوض کرد. ویسریس حتا برادرش دیمون را نیز برای تصدی این عنوان درنظر گرفت، اما مجدد یاد حضور او در شورای کوچک افتاد و منصرف شد. افرادی جوان و جدیدی که استاد ملوس به او معرفی کرده بود نیز شانسی پیدا نکردن، درنتیجه اوتو های‌تاور مجدد به مقام سابق خود بازگشت! #کتاب #تاریخ  #خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir
753
3
پس از مرگ لیونل استرانگ در راه بازگشت به  دژ هرن سیاه، پادشاه ویسریس قصد داشت تا دختر و وارثش رینیرا را به عنوان دست خود انتخاب کند، اما از آن جهت که این اقدام می‌طلبید تا شاه‌دخت و پسرانش به پایتخت بازگردند و شاید موجب تنش با ملکه و برادرانش شود تصمیم خود را عوض کرد. ویسریس حتا برادرش دیمون را نیز برای تصدی این عنوان درنظر گرفت، اما مجدد یاد حضور او در شورای کوچک افتاد و منصرف شد. افرادی جوان و جدیدی که استاد ملوس به او معرفی کرده بود نیز شانسی پیدا نکردن، درنتیجه اوتو های‌تاور مجدد به مقام سابق خود بازگشت! #کتاب #تاریخ  #خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir
1
4
بران: بقیه‌ شما کجا هستند؟ لیف: به دل زمین رفته‌اند. به درون سنگ‌ها، به درون درخت‌ها. پیش از این‌که نخستین انسان‌ها بیان، تما
بران: بقیه‌ شما کجا هستند؟ لیف: به دل زمین رفته‌اند. به درون سنگ‌ها، به درون درخت‌ها. پیش از این‌که نخستین انسان‌ها بیان، تمام این سرزمینی که تو وستروس می‌نامی، خونه‌ی ما بود؛ بااین‌حال، حتا در اون روزگار هم شمارمون اندک بود. خدایان عمرهای طولانی به ما بخشیدند، اما نه جمعیتی انبوه؛ مبادا جهان را به تصرف خود درآوریم، همان‌گونه که گوزن‌ها، جنگلی رو که هیچ گرگی برای شکار کردن‌شون در اون نیست، به تسخیر خود درمیارن. اون دوران، دوران سپیده‌دم بود؛ زمانی که خورشید ما در حال طلوع بود. اما حالا خورشیدمون رو به غروبه و ما در دوران افول طولانی خود به سر می‌بریم. غول‌ها هم تقریبن از بین رفتن؛ همون‌هایی که هم مایه‌ی رنج ما بودند و هم برادران‌مان. شیرهای عظیم‌الجثه‌ی تپه‌های غربی را کشته‌اند، از تک‌شاخ‌ها تقریبن اثری باقی نمونده و شمار ماموت‌ها به چند صد راس کاهش یافته. دایرولف‌ها از همه‌ی ما بیشتر دوام خواهند آورد، اما سرانجام نوبت اون‌ها هم خواهد رسید. در جهانی که انسان‌ها ساخته‌اند، نه برای آن‌ها جایی هست و نه برای ما. کتاب پنجم، رقصی با اژدهایان. #کتاب #نقل_قول @Westerosir
1 084
5
🇮🇷📱 دلت برای اپ‌های ایرانی تنگ شده؟ اگه خارج از ایرانی و اسنپ، بانک، دیجی‌کالا یا بقیه‌ی اپ‌های ایرانی روی گوشیت باز نمیشن
🇮🇷📱 دلت برای اپ‌های ایرانی تنگ شده؟ اگه خارج از ایرانی و اسنپ، بانک، دیجی‌کالا یا بقیه‌ی اپ‌های ایرانی روی گوشیت باز نمیشن،Safetunnels دقیقاً برای توئه 👇 ✅ فقط اپ‌های ایرانی به ایران وصل میشن ✅ کل گوشی تانل نمیشه و بقیه‌ی اپ‌ها مثل همیشه کار می‌کنن ✅ اینترنتت کند نمیشه، چون ترافیک کل گوشی از این اپ رد نمیشه ✅ به همه‌ی اپ‌های ایرانی دسترسی داری 🎁 هدیه: اگه الان نصب کنی، از فردا یه هفته رایگان برات فعال میشه! 📥 لینک بات : https://t.me/safetunnels
966
6
وضععیت کرانزیس مو ناکلوز تو آستاپور وقتی می‌فهمه، دنریس تارگرین سه تا اژدها داره! #بازی_تاج_و_تخت #فان #GOT #Fun #Meme @Weste
وضععیت کرانزیس مو ناکلوز تو آستاپور وقتی می‌فهمه، دنریس تارگرین سه تا اژدها داره! #بازی_تاج_و_تخت #فان #GOT #Fun #Meme @Westerosir
1 170
7
اوبرین مارتل: «مطمئنا، من باید به خاطرش از خواهرت خیلی تشکر کنم. اگه به خاطر متهم کردن تو، توی جشن نبود، ممکن بود تو تبدیل به قاضی من بشی، به جای اینکه من قاضی تو باشم.» لذت سیاهی در چشمان پرنس موج می‌زد. «اصلا چه کسی بهتر از افعی سرخ دورن در مورد سم‌ها می‌دونه؟ چه کسی دلیل بهتری برای دور کردن تایرل‌ها از تاج شاهی داره؟ و طبق قانون دورن با مرگ جافری تخت آهنین باید به خواهرش میرسلا منتقل بشه، کسی که بر حسب اتفاق به لطف تو نامزد برادرزاده‌ی من شده.» تیریون تا حدی در مشکلاتش غرق بود که اصلا در مورد جانشینی فکر نکرده بود. «قانون دورن این‌جا به کار برده نمی‌شه. پدرم تامن رو تاج‌گذاری میکنه. رو حرفم حساب کن.» اوبرین مارتل: «اون ممکنه این‌جا تو قدمگاه پادشاه تامن رو تاج‌گذاری کنه، ولی به این معنی نیست که برادرم اون پایین توی سان اسپیر میرسلا رو تاج‌گذاری نکنه! پدرت به خاطر خواهرزاده‌ت با اون یکی خواهرزاده‌ت جنگ راه می‌ندازه؟ خواهرت چی؟» او شانه بالا انداخت. «گویا من باید با ملکه سرسی به این شرط که از دخترش در مقابل پسرش حمایت کنه، ازدواج کنم. به نظرت این کارو می‌کنه؟» تیریون می‌خواست بگوید، هرگز. ولی کلمه در گلویش گیر کرد. سرسی همیشه به خاطر محروم شدنش از قدرت با توجه به جنسیتش متنفر بود. اگه قانون دورنی توی غرب اجرا بشه، اون به حق خودش وارث کسترلی راک می‌شه. او و جیمی دوقلو بودند، ولی سرسی زودتر به دنیا آمده بود و این تمام چیزی بود که او نیاز داشت. با حمایت از موضع میرسلا او می‌توانست از موضع خود هم حمایت کند. «من نمی‌دونم خواهرم بین میرسلا و تامن چطور انتخاب می‌کنه.» او تایید کرد، «اون مهم نیست. پدرم هیچ‌وقت این انتخاب رو بهش نمیده.» پرنس اوبرین گفت: «پدرت، برای همیشه زنده نیست.» چیزی در مورد طریقه گفتن او باعث شد که موهای پشت گردن تیریون سیخ شوند. ناگهان او به یاد الیا و تمام چیزهایی که اوبرین در حال عبور از دشت خاکستر گفته بود، افتاد.‌ اون سری که دستور داده رو می‌خواد، نه دستی که شمشیرو حرکت داده. «پرنس، عاقلانه نیست در مورد خیانت توی قلعه سرخ حرف بزنین. پرنده‌های کوچیک دارن گوش می‌دن.» اوبرین مارتل: «بزار گوش بدن. گفتن این‌که یه فرد فانیه خیانته؟ والار مورگولیس چیزیه که توی والریای کهن می‌گفتن. همه‌ی انسان‌ها باید بمیرن و سرنوشت شوم اومد و اینو ثابت کرد.» مرد دورنی به کنار پنجره رفت تا به شب خیره شود. کتاب سوم یورش شمشیرها #نقل_قول #کتاب @Westerosir
1 232
8
آشنایی با قلعه سان‌اسپیر و شهر سایه تاریخ سان‌اسپیر تا حدودی عجیب است. قلعه‌ی زشتی که در نخستین سال‌های حکومت مارتل‌ها سندشیپ نامیده می‌شد. بنایی کوتاه و حقیر بود که عاقبت برج‌های زیبایی با نشان‌های معماری روینی در اطرافش بالا رفت. زمانی نام سان‌اسپیر (نیزه‌ی خورشید) بر آن نهاده شد که خورشید روین با نیزه‌ی مارتل ازدواج کرد‌. با گذشت زمان، برج خورشید و برج نیزه ساخته شدند: گنبد طلایی بزرگ و منار مخروطی بلند و باریک دیگری نخستین چیزی است که بازدید کنندگان از روی دریا یا خشکی می‌بینند. قلعه بر زمینی آب‌شکن بنا شده که از سه طرف با آب و از طرف چهارم با شهر سایه محاصره شده است. اگرچه دورنی‌ها آن را شهری بزرگ می‌خوانند، اما چیزی فراتر از یک شهر کوچک نیست و البته، شهری عجیب، غبار گرفته و زشت است. دورنی‌ها مقابل دیوارهای سان‌اسپیر خانه‌هایی ساختند و بعد مقابل خانه‌های همسایه‌هایشان و همین‌گونه ادامه دادند تا شهر سایه شکل فعلی به خود گرفت. این شهر، امروز مجموعه‌ای از کوچه‌های باریک، بازارهای پر از ادویه‌ی دورنی و شرقی و خانه‌هایی است که از خشت و گل ساخته شده‌اند و که می‌توانند در گرم‌ترین روزهای تابستان تا حدودی خنک بمانند. دیوارهای مارپیچ حدود هفتصد سال پیش ساخته شدند و دورتادور سان‌اسپیر پیچیدند و از میان شهر سایه عبور کردند و دیوار حائلی پیچ در پیچ و دفاعی ساختند که باعث می‌شود در آن، حتی جسورترین دشمنان، راه خود را گم کنند. تنها مسیر مستقیم به قلعه دروازه‌ی سه لایه است که از دیوارهای مارپیچ می‌گذرد و از این دروازه‌ها، در صورت نیاز، به شدت محافظت می‌شود‌. کتاب جهان یخ و آتش #کتاب #تاریخ @Westerosir
1 185
9
وفادار‌ترین شوالیه‌ای که جناح سبز‌ها و اورموند های‌تاور در خدمت خود داشت. جان راکستون در تاریخ وستروس به جان راکستون دلیر معر
وفادار‌ترین شوالیه‌ای که جناح سبز‌ها و اورموند های‌تاور در خدمت خود داشت. جان راکستون در تاریخ وستروس به جان راکستون دلیر معروف است و تنها او و سر باریستان سلمی، لقب دلیر را در اختیار داشتند که البته در بحث مهارت این دو فرد با هم قابل مقایسه نیستند. اما ‌بزرگ‌ترین لحظه‌ی راکستون زمانی بود که با هیو همر  ملاقات کرد. قابل توجه است که در کتاب، سرنوشت هیو همر با آن‌چه در سریال رخ داد، متفاوت است. برای مشاهده کامل ویدیو به وستروس مدیا مراجعه کنید. #خاندان_اژدها #کتاب #HOTD @westerosir
1 300
10
از میان تمام فرزندان پادشاه ویسریس، تنها ایموند بود که اژدها سوار نبود یا بهتر است بگوییم اژدهایی نداشت. در این برهه کوچک‌ترین فرزند شاهدخت رینیرا یعنی شاهزاده جافری سه ساله نیز تایرکسیس را داشت. به همین علت پادشاه قصد داشت در بازگشت از مراسم تدفین سر لینور ولاریون در های‌تاید از طریق رفتن به دراگون‌استون مشکل را حل کند؛ زیرا در آن‌جا انبوهی از تخم اژدها و حتا چند جوجه اژدها نیز وجود داشت. اما کنایه پادشاه نسبت به این موضوع، شاهزاده ایموند ۱۰ ساله را مصمم کرد که منتظر دراگون استون نماند. به علت حضور تمامی اژدها‌سواران در های‌تاید آن‌جا مملو از اژدهایان بود، گویی والریا دوباره متولد شده بود. با این‌حال ایموند قصد داشت به سراغ ویگار، کهنه‌کارترین، بزرگ‌ترین و هولناک‌ترین اژدهای جهان رود‌. نزدیک شدن به یک اژدها به خصوص اژدهایی که اخیرن سوار خود را از دست داده، کار خطرناکی بود اما او در سپیده‌دم هنگامی که پادشاه و ملکه خواب بودند از بستر برخاست و به محل نگهداری اژدهایان رفت، و امید داشت پنهانی سوار ویگار شود، اما زمانی که به سمت او می‌رفت، ناگهانی صدای پسرکی از دور گفت: «از او دور شو!» صدا متعلق به جافری ولاریون سه ساله و همیشه سحرخیز بود که برای سر زدن به اژدهایش دزدکی از بسترش بیرون آمده بود! ایموند از صدای جافری ترسید و سر او داد کشید که سکوت کند و او را هل داد که جافری بر  روی کپه‌ای از مدفوع اژدها افتاد! و شروع به گریه کرد. همین موضوع موجب شد ایموند به سرعت به سمت ویگار رفته و پشت او سوار شود. ایموند بعدها اعتراف کرد از ترس گرفتار شدن این کار را کرده بود و حتا فراموش کرده بود ممکن است توسط اژدها خورده و یا سوزانده شود!! شاید بتوان آن‌را دیوانگی نامید و یا شاید بتوان اقبال نامید و یا شاید اراده‌ی خدایان بود و حتا شاید طبع اژدها چنان بود. که می‌داند چنان جانوری چگونه فکر می‌کند؟! اما به هر حال ویگار نعره‌ای زد، روی پاهایش جست، تکانی شدید خورد و سپس زنجیرش را پاره کرد و به پرواز درآمد. این گونه بود که شاهزاده ایموند تاگرین ده ساله یک اژدها سوار شد. کتاب آتش و خون. #کتاب #تاریخ #خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir
1 495
11
🏹 سفر به دنیای شگفت‌انگیز ارباب حلقه‌ها و هابیت! اگه عاشق فانتزی‌های جی.آر.آر. تالکین، داستان ارباب حلقه‌ها، هابیت و سریال ح
🏹 سفر به دنیای شگفت‌انگیز ارباب حلقه‌ها و هابیت! اگه عاشق فانتزی‌های جی.آر.آر. تالکین، داستان ارباب حلقه‌ها، هابیت و سریال حلقه‌های قدرت هستی، جات دقیقاً اینجاست! وب‌گاه آردا، نخستین مجمع اینترنتی هواداران جی.آر.آر. تالکین در ایران از ۱۳۸۳ تا به امروز: ♨️ جدید اخبار آثار و اقتباس‌های جهان تالکین 📚 بررسی دقیق کتاب‌ها و تاریخچه آردا 🗺️ نقشه تعاملی سرزمین میانه و فرهنگنامه دنیای تالکین 💬 بزرگ‌ترین محل گفتگو و مباحثه بین طرفداران و... ⚔️ همین حالا وارد دنیای سرزمین میانه بشید:
1 152
12
🏹 سفر به دنیای شگفت‌انگیز ارباب حلقه‌ها و هابیت! اگه عاشق فانتزی‌های جی.آر.آر. تالکین، داستان ارباب حلقه‌ها، هابیت و سریال ح
🏹 سفر به دنیای شگفت‌انگیز ارباب حلقه‌ها و هابیت! اگه عاشق فانتزی‌های جی.آر.آر. تالکین، داستان ارباب حلقه‌ها، هابیت و سریال حلقه‌های قدرت هستی، جات دقیقاً اینجاست! وب‌گاه آردا، نخستین مجمع اینترنتی هواداران جی.آر.آر. تالکین در ایران از ۱۳۸۳ تا به امروز: ♨️ جدید اخبار آثار و اقتباس‌های جهان تالکین 📚 بررسی دقیق کتاب‌ها و تاریخچه آردا 🗺️ نقشه تعاملی سرزمین میانه و فرهنگنامه دنیای تالکین 💬 بزرگ‌ترین محل گفتگو و مباحثه بین طرفداران و... ⚔️ همین حالا وارد دنیای سرزمین میانه بشید:
3
13
راب استارک: چرا؟! کتلین استارک: به خاطر دخترا. راب: تو بهم خیانت کردی. کت: راب من.... راب: نه. می‌دونستی اجازه نمی‌دم، ولی با
راب استارک: چرا؟! کتلین استارک: به خاطر دخترا. راب: تو بهم خیانت کردی. کت: راب من.... راب: نه. می‌دونستی اجازه نمی‌دم، ولی با این حال انجامش دادی. کت: برن و ریکان تو وینترفل اسیرن. سانسا و آریا هم تو کینگزلندینگ زندانی هستن. پنج تا بچه دارم و فقط یکیشون آزاده. لرد ریکارد کارستارک: یکی از پسرهام رو موقعی که داشت پا به پای پسر تو می‌جنگید از دست دادم؛ اون یکی رو هم شاه‌کش با زنجیر خفه کرد. چون بچه‌هات اسیرن خیانت می‌کنی؟! من حاضر بودم قلبم رو از سینه بیرون بکشم و پیشکش «پدر» کنم، اگه اجازه می‌داد پسرهام از توی قبر بلند بشن و برن تو یه سلول زندان. کت: سرورم من برای پسرهاتون سوگوارم.... ریکارد: سوگواریت به درد من نمی‌خوره، من انتقامم رو می‌خوام و تو اون رو ازم دزدیدی. کت: کشتن جیمی لنیستر جون بچه‌هات رو بر نمی‌گردوند اما برگردوندنش به کینگزلندینگ، ممکنه جون بچه‌های من رو بخره. راب: جیمی لنیستر تو رو مثل یه احمق بازی داده و گولت زده! تو موضع ما رو ضعیف کردی، تو اردوگاه ما تفرقه انداختی و همه‌ی این کارها رو پشت سر من انجام دادی! #نقل_قول #سریال #بازی_تاج_و_تخت #GOT @Westerosir
1 890
14
شان بین و پیتر دینکلیچ مجبور نشدن برای بازی در سریال بازی تاج و تخت تست بازیگری بدن. وقتی سازندگان شروع به انتخاب بازیگران کر+1
شان بین و پیتر دینکلیچ مجبور نشدن برای بازی در سریال بازی تاج و تخت تست بازیگری بدن. وقتی سازندگان شروع به انتخاب بازیگران کردند، آن‌ها بلافاصله با جرج آر.آر. مارتین موافق بودند که این دو نفر برای نقش ند استارک و تیریون لنیستر ایده‌آل هستند. جالبه بدونید که در زمان انتشار فصل هشتم، طی یک مصاحبه‌، شان بین اعلام کرد فرصت نداشته تا داستان سریال رو بعد از مرگ شخصیتش دنبال کنه و وقتی شنید بچه‌های استارک به تنهایی تا کجا رسیدند، از اون‌ها تعریف و تمجید کرد و گفت: «آفرین بهشون» #فکت #بازی_تاج_و_تخت #GOT #Fact @westerosir
1 963
15
زمانی که لینا ولاریون هنگام زایمان سومین فرزند خود از شاهزاده دیمون به مشکل برخورد، دیمون به دراگون استون پرواز کرد تا جراردی
زمانی که لینا ولاریون هنگام زایمان سومین فرزند خود از شاهزاده دیمون به مشکل برخورد، دیمون به دراگون استون پرواز کرد تا جراردیس، استاد شاهدخت رینیرا که کارکشته‌تر بود را با خود به دریفت‌مارک بیاورد؛ اما استاد جراردیس دیر رسید و لینا بعد از سه روز درگذشت. فرزند پسر او و دیمون نیز ساعتی بعد از زایمان درگذشته بود. لینا در حالی که ۲۷ سال داشت در آخرین ساعت زندگی‌اش، از بستر برخاست، سپتاهایی که بالاسرش نیایش می‌زدن را کنار زد و راهش را از اتاق باز کرد تا به ویگار برسد و پیش از مرگ برای آخرین بار سوارش شود. اما او ناتوان شده بود و از پلکان برج سر خورد و زمین افتاد و درگذشت. شاهزاده دیمون او را بلند کرد و به بسترش بازگرداند و رینیرا که رابطه‌ای صمیمانه با لینا ولاریون داشت، تا صبح کنار پیکرش ماند. اما در سریال دیدیم که لینا به ویگار می‌رسد و بعد از این‌که بارها به او فرمان دراکاریس را می‌دهد، در نهایت ویگار راضی به آتش زدن لینا می‌شود و مرگ لینا این‌طور رقم می‌خورد. کتاب آتش و خون. #کتاب #سریال #فکت #Fact @Westerosir
1 914
16
🐉 مسابقه بزرگ رقص با اژدهایان 🔥 📜 توضیحات مسابقه : ببینید شاید این ترند رو توی تیک تاک یوتیوب یا هر جایی از اینترنت دیده ب
🐉 مسابقه بزرگ رقص با اژدهایان 🔥 📜 توضیحات مسابقه : ببینید شاید این ترند رو توی تیک تاک یوتیوب یا هر جایی از اینترنت دیده باشید مسابقه اینطوریه که یک در مقابله یک مقابل هم قرار میگیرید هر کدومتون ۲۰ دلار پول دارید و بر اساس شخصیت هایی که براتون میاد باید پولتونو مدیریت کنید و تیم ۴ نفره خودتون رو بچینید اگه تیم شما از تیم حریفتون بهتر بود یه مرحله میرید بالاتر تا زمانی که یا حذف شید یا اول شید شخصیت ها هم شانسیه یعنی ممکنه تو مسابقه بین دو نفر یکی از شخصیت ها اگان فاتح باشه ولی توی مسابقه دو نفر دیگه بهترین شخصیتی که میاد هاروین استارنگ باشه اوناش کاملا شانسیه برنده رو ادمین مشخص میکنه و اینکه معیار تیم چیدنتون باید بر اساس تجربه شخصی اون شخصیت باشه استراتژی و مبارزه شخصی و دستاورد ها 🕰️ شروع مسابقه : چهارشنبه 22 مهر ساعت 22:00 🏆 پاداش : 2,000,000 تومان برای نفر اول ⏳ مدت زمان : دو الی سه روز 🛡️ شرایط : جوین بودن داخل گپ و چنل کسایی که میخوان شرکت کنن به آیدی زیر پیام بدید تا اسمتونو ثبت کنم 🤝 👤 @hoseanqx [مهلت نام نویسی تا چهارشنبه ساعت 18:00] #Challenge / #Entertainment ༄ @Dance_with_Dragons ࿐
1 153
17
بروزرسانی برندون سندرسون از فیلم «میست بورن» و درس‌های آموخته‌شده از «چرخ زمان» اقتباس سینمایی «میست بورن» (مه‌زاد) اثر برندون سندرسون یکی از مورد انتظارترین پروژه‌های فانتزی در دست ساخت است. با این‌حال، هوادارانی که منتظر اخبار مربوط به انتخاب بازیگران یا معرفی کارگردان هستند، باید زمان بیشتری صبر کنند؛ چرا که سندرسون معتقد است فیلم‌نامه در اولویت مطلق قرار دارد و پیش از ورود هر فرد دیگری، کار روی آن باید کاملاً چفت‌وبست داشته باشد. برندون سندرسون به همراه نویسنده همکارش، جانزی پترسون، در جریان یک لایو استریم به‌مناسبت جشن انتشار کتاب «بلایت‌فال»، جزئیات تازه‌ای از وضعیت این پروژه در کمپانی Apple TV ارائه دادند. سندرسون در ژانویه ۲۰۲۶ قراردادی با اپل منعقد کرد که بر اساس آن، مجموعه «میست بورن» برای ساخت فیلم سینمایی و مجموعه «استورم‌لایت آرکایو» برای ساخت سریال تلویزیونی برنامه‌ریزی شدند. این قرارداد به سندرسون نقش خلاق غیرمعمول و بسیار فعالی داد که شامل نگارش فیلم‌نامه «میست بورن» توسط شخص سندرسون می‌شود. این پروژه در حال حاضر در مرحله نگارش پیش‌نویس دوم قرار دارد، به گفته سندرسون پیش‌نویس اول فرستاده شده و پس از دریافت بازخوردها، روی پیش‌نویس دوم کار می‌کند. سندرسون به صراحت اعلام کرد که اخبار پر سر و صدا و هیجان‌انگیز مانند معرفی کارگردان و بازیگران تا زمانی که فیلم‌نامه به وضعیت ایده‌آل نرسد، منتشر نخواهند شد. به گفته او، نگارش فیلم‌نامه‌ها معمولاً با ۴ یا ۵ پیش‌نویس زمان می‌برد و احتمالاً پس از آماده شدن پیش‌نویس دوم، جستجو برای یافتن کارگردان‌ها آغاز خواهد شد، اما هرگونه اخبار قطعی وابسته به این است که فیلم‌نامه دقیقاً در جایگاه درستی قرار داشته باشد. این اصرار بر داشتن فیلم‌نامه کامل پیش از پیشرویِ سایر مراحل، خواسته شخصی خود سندرسون و ناشی از تجربه‌اش به عنوان تهیه‌کننده مشاور در سریال «چرخ زمان» (محصول آمازون از ۲۰۲۱ تا کنسل شدن آن در ۲۰۲۵) است. سندرسون با وجود ارتباط طولانی‌مدتش با دنیای «چرخ زمان» (تکمیل سه کتاب پایانی پس از درگذشت رابرت جردن در سال ۲۰۰۷)، با این مانع جدی روبه‌رو بود که قسمت‌های اولیه در حال فیلم‌برداری بودند در حالی که فیلم‌نامه‌های بخش‌های بعدی هنوز نوشته نشده بودند. او توضیح داد که وقتی از او خواسته می‌شد بازخورد بدهد، او اعلام می‌کرد تا زمانی که مسیر دقیق پیشرفت شخصیت‌ها مشخص نباشد نمی‌تواند نظر بدهد، و در جواب آمازون به او می‌گفت که فیلم‌نامه‌های آن قسمت‌ها هنوز آماده نشده‌اند. به گفته‌ی سندرسون حتی وجود طرح‌های اولیه هم کارساز نبود، زیرا نیروها و مدیران رده‌بالا نظرات متفاوتی داشتند و مدام همه‌چیز را تغییر می‌دادند؛ مسئله‌ای که روند کار را بسیار دردسرساز کرده بود. علاوه بر این، نقش او در «چرخ زمان» به شدت محدود بود؛ برای مثال، تلاش‌های او برای تغییر نحوه پرداخت سریال به شخصیت «پرین ایبارا» تا بالاترین سطوح آمازون هم رفت و در نهایت رد شد و این سریال نیز پس از سه فصل در سال ۲۰۲۵ با وجود دریافت نقدهای قوی، با داستانی نیمه‌کاره لغو شد. قرارداد سندرسون با اپل ساختار کاملاً متفاوتی دارد. او اختیار نهاییِ خلاقانه را بر روی اقتباس‌های «کازمیر» (Cosmere، دنیایی که آثار سندرسون در آن جریان دارند) در دست دارد و نگارش شخصِ او بر روی فیلم‌نامه «میست بورن» تضمین می‌کند که شالوده و پایه و اساس کار پیش از ورود هر شخص دیگری، کاملاً تحت کنترل و اراده خود او هدایت شود. #اخبار #چرخ_زمان #The_Wheel_of_Time @Westerosir
1 967
18
ماجرای ازدواج جوراه مورمونت و لاینس های‌تاور «بخش دوم» دنی پرسید: «تنها دو هفته؟» به خاطر دروگو که خورشید و ستارگانم بود، کسی مثل من هم سهم بیشتری از شادی داشته. جوراه: «دو هفته مدت سفر دریایی ما از لنیسپورت تا جزیره‌ی خرس بود. وطنم برای لاینس خیلی دلسرد کننده بود، خیلی سرد، خیلی نمور و خیلی دور افتاده. قلعه‌ی من چیزی بیشتر از یه تالارِ دراز چوبی نبود. ما بالماسکه نداشتیم، تئاتر، مجلس رقص یا فستیوال نداشتیم. یه فصل کامل می‌گذشت و هیچ خواننده‌ای پیش ما نمیومد. هیچ زرگری توی جزیره پیدا نمی‌شد، حتی وعده‌های غذا آزار دهنده بودند، آشپز من چیزی جز کباب و خورشت‌های خودش بلد نبود و لاینس خیلی زود اشتهاش برای ماهی و آهو رو از دست داد. زندگیم به لبخندهاش خوش بود، برای همین یه آشپز جدید از اولدتاون و یه نوازنده‌ی چنگ از لنیسپورت آوردم. زرگر، جواهرساز، خیاط، هرچی می‌خواست براش پیدا می‌کردم، اما هیچ وقت کافی نبود. جزایر خرس از نظر خرس و درخت غنیه، از هر چیز دیگه فقیره. یه کشتی قشنگ براش ساختم و برای شرکت در جشن‌ها و فستیوال‌ها به لنیسپورت و اولدتاون رفتیم یا گاها به براووس که اونجا قرض‌های سنگین از نزول خورها می‌گرفتم. وقتی دست و قلبش رو تصاحب کردم یه قهرمان مسابقه بودم، برای همین به خاطرِ دل‌خوشیش در مسابقه‌های دیگه‌ای شرکت کردم، اما جادو از بین رفته بود. دیگه هیچ‌وقت ندرخشیدم و هر باخت به معنای از دست دادن یه زره و یه اسب جنگی بود که باید غرامتش رو می‌پرداختم یا جایگزین می‌کردم. مخارج از حد توان خارج بود. سرانجام  اصرار کردم که به خونه برگردیم اما خیلی زود شرایط از قبل بدتر شد. دیگه نمی‌تونستم پول آشپز و نوازنده رو بدم و لاینس وقتی حرف از گرو گذاشتن جواهراتش می‌زدم اختیارش رو از دست می‌داد. باقی داستان... کارهایی کردم که از گفتنش شرم دارم. به خاطر طلا، تا لاینس بتونه جواهرات، نوازنده و آشپزش رو حفظ کنه. در نهایت به قیمت تمام زندگیم تموم شد. وقتی شنیدم ادارد استارک داره به جزیره‌ی خرس میاد، اون‌قدر شرافتم رو از دست داده بودم که به جای روبرو شدن با قضاوتش ترجیح دادم لاینس رو با خودم به تبعید ببرم. به خودم گفتم هیچ چیز جز عشق ما ارزش نداره، به لایس فرار کردیم، جایی که برای گذران زندگیمون کشتی‌ام رو فروختم.» صدایش سرشار از غصه بود و دنی اکراه داشت که بیشتر از این فشار بیاورد، اما باید آخرش را می‌فهمید. با مهربانی پرسید: «اونجا مرد؟» جوراه مورمونت: «تنها در نظرِ من. طلای من نیم ساله تموم شد و مجبور شدم وارد خدمت بشم. وقتی در روین با براووسی‌ها می‌جنگیدم، لاینس به ویلای یکی از ملوک‌التجار به اسم ترگار ارمولن رفت. می‌گن حالا صیغه‌ی ارشده و حتی همسر تاجر ازش می‌ترسه.» دنی از وحشت زبانش بند آمده بود. «ازش متنفرید؟» جوراه مورمونت: «تقریبا همون‌قدر که عاشقشم. لطفا عفوم کنید، ملکه‌ی من. خیلی احساس خستگی می‌کنم.» به او اجازه ی مرخص شدن داد، اما وقتی او پرده‌ی چادر را بلند می‌کرد نتوانست جلوی خودش را بگیرد. صدایش کرد و آخرین سوال را پرسید: «بانو لاینسِ شما چه قیافه‌ای داشت؟» سر جوراه با اندوه لبخند زد. «راستش کمی به شما شباهت داشت، دنریس.» تعظیم بلندی کرد. «راحت بخوابید، ملکه‌ی من.» دنی لرزید و پوست شیر را محکم تر دور خودش کشید. به من شباهت داشت. بسیاری از چیزهای که درست متوجه نمی‌شد توضیح داد. منو می‌خواد. منو مثل اون دوست داره، مثل یه شوالیه نسبت به ملکه‌اش نه، بلکه مثل مرد نسبت به زن. سعی کرد خودش را در آغوش سر جوراه تصور کند، بوسیدن او، ارضای او، اجازه ی دخول. فایده‌ای نداشت. وقتی چشم‌هایش را می‌بست، صورت او به صورت دروگو تغییر می‌کرد. کال دروگو خورشید و ستارگانش بوده، اولین مردِ او، و شاید بهتر بود آخرین باشد. میری مازدور مغ قسم خورده بود که دنی هیچ‌وقت بچه‌ی زنده به دنیا نخواهد آورد و کدام مرد همسر عقیم می‌خواست؟ و کدام مرد امید رقابت با دروگو را داشت، با کسی که وقتی مرد یک بار هم مویش کوتاه نشده بود و اکنون در سرزمین شب زیر ستارگانی به تعداد کالاسارش می تاخت؟ وقتی سر جوراه از جزیره‌ی خرس حرف می‌زد، حسرت را در صدایش تشخیص داده بود. امکانش نیست که هیچ‌وقت منو صاحب بشه، اما یه روزی وطن و شرافتش رو بهش برمی‌گردونم. تا این حد از دستم برمیاد. آن شب هیچ روحی خوابش را آشفته نکرد. خواب دروگو را دید و اولین سواری که شب عروسی‌شان با هم رفتند‌. در رویا سوار اسب نبودند، بلکه اژدها می راندند. پایان کتاب دوم نزاع شاهان #نقل_قول #کتاب @Westerosir
1 787
19
برین از تارث: تمام زندگیم مردایی مثل تو من رو مسخره کردن، و در تمام زندگیم مردایی مثل تو رو به خاک مالیدم. یازدهم اکتبر روز ج
برین از تارث: تمام زندگیم مردایی مثل تو من رو مسخره کردن، و در تمام زندگیم مردایی مثل تو رو به خاک مالیدم. یازدهم اکتبر روز جهانی دختر رو به همه‌ی دختران این سرزمین که برای برخورداری از حقوقی برابر جنگیده‌اند تبریک می‌گیم. به امید روزی که انسان‌ها به خاطر جنسیت‌شون از حقوق‌شون محروم نمونند و یا مورد تمسخر قرار نگیرند. #نقل_قول #سریال #بازی_تاج_و_تخت #GOT @Westerosir
1 924
20
سمول تارلی: فکر می‌کنی جان الان کجاست؟ اد: اون با کورین رفت و دیگه برنگشت، کسی اگه بخواد شرط ببنده، می‌گه مرده! سمول: اون نمر
سمول تارلی: فکر می‌کنی جان الان کجاست؟ اد: اون با کورین رفت و دیگه برنگشت، کسی اگه بخواد شرط ببنده، می‌گه مرده! سمول: اون نمرده!! نه. جان جنگجوی خوبی هستش. اون یه شمشیر از فولاد والریایی داره. اد: پدرش هم از همون شمشیرها داشت!! #سریال #بازی_تاج_و_تخت #نقل_قول #GOT @westerosir
1 873